رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است

نسخه شماره 2518 - 1389/09/17 -

دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است
اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است

 دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
 رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است 
 اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است
نويسنده : مريم يوسفي

در هفته هاي گذشته  جهان شاهد توافقات نظامي   بسياري ميان کشورهاي مختلف بود. اوباما اخيرا تمايل بسياري براي تصويب پيمان استارت جديد توسط سناي آمريکا نشان داده است.
از سوي ديگر کشورهاي عضو ناتو در ليسبون دور هم جمع    شدند تا درباره پيشنهاد اين سازمان براي استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه تصميم گيري کنند.
نشست ليسبون و حمله اي که به ايران در اين نشست شد و سارکوزي تهران را تهديدي عليه اروپا دانست، موضوع بسياري از مطبوعات و رسانه هاي غربي بود. هر چند که در بيانيه  پاياني اين نشست علي رغم ادعاهاي رئيس جمهور فرانسه نامي از ايران به ميان نيامد، اما اين نشست کاملا تحت تاثير استقرار سپر دفاع موشکي  در خاک ترکيه قرار گرفت. به همين دليل با دکتر اسدالله اطهري گفت وگويي در رابطه با روند عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا، نشست اخير ناتو در  ليسبون و رابطه ايران و ترکيه و همچنين رابطه اين کشور با ساير کشورها انجام داديم. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
 اصلاحات قانون اساسي در ترکيه توانست در همه پرسي راي بياورد. اين رفراندوم چه تاثيري در عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا دارد؟
نقش ارتش در ترکيه در اثر اين رفراندوم تضعيف شد از سوي ديگر احتمال محاکمه نظاميان در دادگاه هاي غيرنظامي مطرح شده است;  و همين امر موجب مي شود که قدرت از اين پس توسط نظاميان دست به دست نشود. در مورد قضات دادستان ها قوه قضاييه دادگستري را سعي کردند به گونه اي باشد که بيشتر ترکيبي از انتخابي و انتصابي باشد تا حکومت از تسلط دولت پادگاني خارج شود و جامعه ترکيه دموکراتيزه مي شود. دولت مدني در ترکيه در حال گسترش است.
در اتحاديه اروپا هم کميسيون حقوق بشر گزارش هايي که ارائه داده بودند که بيشتر به نقض حقوق بشر و مسائل ارتش و تقدم دولت بر جامعه مدني به جاي تقدم جامعه مدني بر دولت اشاره شده بود و ترک ها سعي کردند اين ايرادها را بر طرف کنند. رفع اين ايرادها از زمان اجويت آغاز شد و امروز هم ادامه دارد.
ترکيه روابطش را با آسيا گسترده تر کرده است. اين گستردگي روابط تا حدي است که برخي از آن به چرخش به سوي شرق تعبير مي کنند اما اين گسترش روابط به سوي شرق ترکيه را از اتحاديه اروپا بي نياز مي کند؟
خير اينطور نيست. ترکيه سعي مي کند که بين تمام زير سيستم هايي که با آنها ارتباط دارد، توازن ايجاد کند و اين به معناي قرباني کردن يک طرف به نفع طرف ديگر نيست. ترکيه امروز بيشتر ظرفيت سازي انجام مي دهد. پيشتر خاورميانه و شرق و حتي آفريقا در ديپلماسي ترکيه مورد غفلت واقع شده بودند.
امروز ترکيه به گسترش روابط خود با کشورهاي منطقه، حتي روسيه مي انديشد و مسائلي مانند انرژي را هم مد نظر قرار مي دهد و حتي به انرژي هسته اي مي انديشد و در اين ارتباط با کره جنوبي هم وارد مذاکره شده بودند که البته مذاکراتشان با شکست مواجه شد. از سوي ديگر ترکيه روابط خود با چين را هم گسترش داده است.
احمد داوود اوغلو; وزير امور خارجه ترکيه چند هفته پيش به چين سفر کرده بود و سعي کرد روابط کشورش را با اين کشور گسترش دهد. امروز ترکيه مي خواهد خود را به عنوان چين منطقه مطرح کند.
در چند هفته گذشته ترکيه 26 سند همکاري با استان هاي همجوار ايران امضا کرده اند. چراکه آنها مي خواهند ظرفيت هاي خود را در اين منطقه افزايش دهند. ترکيه امروز به عضويت گروه بيست درآمده، ششمين اقتصاد بزرگ اروپاست و شانزدهمين اقتصاد جهان است. برخي مساله را امروز مطرح مي کنند که ترکيه به دنبال قدرت بزرگ عثماني است و به سمت شرق حرکت مي کند اما اينطور نيست. 
ترکيه هم عضو ناتو است و هم استقرار سپر دفاع موشکي در اين کشور مطرح شده و هم از اعضاي نهادهاي اروپايي محسوب مي شود.
در زمينه حقوق بشر 16 هزار شکايت از ترکيه به اتحاديه اروپا ارسال شده است و بر همين اساس بسياري در اروپا اعلام کردند که به دليل نقض حقوق بشر ترکيه اجازه ورود به اتحاديه اروپا را ندارد. يک سري ايرادهاي واقعي هم وجود دارد که اتحاديه اروپا مطرح مي کند. اما واقعيت اين است که ترکيه به دليل مسلمان بودنش و هويت ترک بودنش، اتحاديه اروپا سخت گيري مي کند. از سوي ديگر گاهي هم مساله قبرس را مطرح مي کنند و آنها هم معتقد هستند که با قبرس بايد مانند تايوان برخورد کرد. اگر فرض کنيم که تحريم هاي قبرس ترک نشين لغو شود، ترک ها هم حاضرند که بنادرشان را به سوي قبرس يونان نشين بازکنند.
جالب است اشاره کنم که ترکيه مي خواهد وزن خود را تا اندازه اي بالا ببرد تا اتحاديه اروپا مجبور شود که به الحاق کامل به اتحاديه اروپا  دعوت کند.
عبدالله گل هم چندي پيش اعلام کرده بود که آيا مي خواهيم به اتحاديه اروپا بپيونديم يا خير؟ وي اعلام کرده که ممکن است که از پيوستن به اتحاديه اروپا انصراف دهند. چه پيامي پشت اين صحبت هاي رئيس جمهور ترکيه وجود دارد؟
اين اتحاديه اروپاست که امروز بيشتر نيازمند ترکيه است. ترکيه در پروژه ناباکو حضور دارد، اين کشور در پروژه باکو- جيحان هم حضور دارد. همه اين مسائل باعث مي شود که ترکيه نقش مهمي در انتقال انرژي به اروپا داشته باشد. اروپايي ها امروز بسيار تحت تاثير روسيه هستند و براي اينکه از اين تاثير کاسته شود به ترکيه نيازمند هستند. ترکيه هم فشار مي آورد و مي خواهد از سوي ديگر برگ برنده اي داشته باشد. اکنون در پروژه ناتو شروطي را مطرح کرده است.
ترکيه براي نصب سپر دفاع موشکي شرايطي را در نشست اخير ناتو در ليسبون مطرح کرد. آيامي توان  اين شروط را به معناي مخالفت ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي در کشورش دانست؟
خير; اين ديدگاه  اشتباهي بود که انجام شده است و من هم آن را خواندم. ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي مخالفت نکرده است که اين مساله در ليسبون مورد بررسي قرارگرفت و در ارتباط با آن تصميم گيري شد و در نهايت با آن سه شرط موافقت شد. ترک ها اعلام کردند  که کشورهايي مانند ايران تهديدي براي ناتو نيستند و همين مساله باعث شد که در اين نشست به نام ايران اشاره اي نشود. مسائل فني، مسائل مربوط به موشک و امنيتي بودن و اطلاعاتي در اين پروژه بسيار مهم است. هنوز ترکيه در ارتباط با اين مساله مي انديشد تا چطور در زمينه سپر دفاع موشکي توازني ايجاد کند و تفکري ايجاد کند که هم بتواند خواسته هاي ايالات متحده و ناتو را تامين کند و هم ايران و همسايگانش را تهديد نبيند. اگر ترکيه بخواهد در اين مسير قرار بگيرد بايد اين اطمينان خاطر به همسايگانش داده شود.
ترک ها با چه ديدگاهي به اين مساله نگاه مي کنند؟
من فکر مي کنم که با ديدگاهي مثبت نگاه مي کنند. چرا بايد ترک ها چنين موقعيتي را از دست بدهند. اين موقعيت براي امنيت کشورشان هم از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر بتواند ترکيه فرمولي را بيابد که هم منافع همسايه ها و هم خواسته هاي غرب و ناتو را تامين کند حتما با اين مساله موافقت خواهد کرد.
هدف از استقرار سپر دفاع موشکي در اين  کشور و اصرار اين کشورها براي چيست؟
هدف از سپر دفاع موشکي، آن گونه که آمريکايي  ها بيشتر به دنبال آن هستند و ناتو کمتر، مقابله با تهديدات موشکي است. اگر قرار باشد که هدف استقرار اين سامانه مقابله با تهديدات موشکي باشد، بايد در جاي خاصي مستقر شود. آن  ها اصرار دارند که اين سامانه در نزديکي مرزهاي ايران باشد. اما پيشنهاد ترکيه اين است که اين سامانه در صورت استقرار در تمام خاک ترکيه پراکنده شود. وقتي اين سامانه پراکنده شود، از نظر هماهنگي و کارآمدي، تحت الشعاع قرار مي  گيرد. چون سامانه سپر دفاع موشکي بايد در جايي مستقر شود که بتواند در زمان مناسب پرتاب شدن موشک را به رادار و مرکز گزارش دهد تا موشک  هاي رهگير پرتاب شوند. از نظر فني، اگر اين سامانه در نقطه اي ديگر مثلا در مرکز ترکيه مستقر شود، کارايي لازم را نخواهد داشت.
نکته ديگر مساله مديريت سامانه سپر دفاع موشکي است که ترکيه خواهان آن است. زماني که آمريکايي  ها مساله استقرار سپر دفاع موشکي در چک و لهستان را مطرح کرده بودند، مقامات چک هم اين درخواست را داشتند که مديريت آن در دست چک باشد. در آن زمان آمريکايي  ها مخالفت کردند، البته نه به صورت قطعي، ولي گفتند که بايد اين مساله را بررسي کنيم. بنابراين بعيد به نظر مي   رسد که آمريکايي  ها و ناتو با مديريت رادار ها و اطلاعات سپر دفاع موشکي توسط ترکيه موافقت کنند.
بنابراين به نظر مي   رسد اين دو پيشنهاد، پيشنهاداتي است که قبول آن براي ناتو و آمريکا سخت است و مي  تواند کل موضوع استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه را زير سوال ببرد و در همه شرايط ساقط شود.
 در ارتباط با روابط ترکيه با اسرائيل چه فکر مي کنيد؟ آيا اين اختلافات موجود فقط در ظاهر است؟
ميان نهادهاي قدرت در ترکيه و اسرائيل اختلافي وجود ندارد. اين که گفته مي شود اين اختلافات ظاهري است کاملا اشتباه است چرا که هيچ اشتباهي در اين سطح وجود ندارد. ارتباط دو ارتش با يکديگر،  در اين دو بخش بدنه نظامي هيچ اختلافي وجود ندارد و آنها با يکديگر کار وهمکاري مي کنند.
اما در بخش ديگري اختلافات عميقي وجود دارد. نمي توان اين بخش را هم ناديده گرفت. يعني در مسائلي مانند حمله به کشتي کاروان آزادي،  افکار عمومي ترکيه، مساله کشته شدن شهروندان ترک در اسرائيل،  توهين به سفير ترکيه در اسرائيل، مساله اردوغان و پرز وجود تظاهرات و راهپيمايي در ترکيه و اعتراض آقاي اردوغان به اينکه شما خيلي آدم مي کشيد، شکست ميانجي گري ميان سوريه و اسرائيل با حضور ترکيه، حمايت ترکيه از غزه در ارتباط با اسرائيل اينها همه نشان مي دهد که مسائلي هم وجود دارد يعني دولت اسلامگرا و دولت اردوغان و عبدالله گل نهادهاي مدني را در دست دارند و آنها با اسرائيل اختلاف دارند اما نهادهاي نظامي مشکلي ندارند.
نتيجه اين اختلافات چه مي شود؟ آيا روابط بين ترکيه و اسرائيل به سمت بدتر شدن مي رود يا اينکه اين روابط بهبود پيدا خواهد کرد؟
بستگي به وضع نيروهاي داخلي در داخل ترکيه دارد. البته ترکيه اختلافاتش بسيار حقوقي است. آنها به دنبال اين هستند که در کميته حقوق بشر سازمان ملل اسرائيل محکوم شود، غرامت بپردازند و از نظر حقوقي محکوم شود. آنها نمي خواهند که اسرائيل نابود شود و نگاهي که ما داريم را ندارند. آنها به دنبال اين هستند که حقوق شهروندان فلسطيني نقض نشود، و محاصره غزه پايان پيدا کند.
نظرتان راجع به آينده ترکيه در منطقه چيست؟ آيا با اين رشدي که در سال هاي اخير داشته مي تواند در آينده نزديک به يک قدرت اصلي تبديل  شود يا خير؟
ترکيه براي رسيدن به اين هدف به چند فاکتور نيازمند است. يک زماني ترکيه زيرساخت هاي خود را محکم کرد، کشورش را اقتصادي تعريف و برايش هدفي به نام توسعه معني کرد. هم به توسعه سياسي داخلي مي انديشد و هم به جايگاه ترکيه در سطح منطقه و هم جايگاهش در نظام بين الملل. مشخص است که تفکري در ترکيه وجود دارد.
احمد داوود اوغلو چندي پيش اعلام کرده بود که ترکيه، ايران، آلمان و فرانسه منطقه خاورميانه هستند. اگر حزب عدالت و توسعه بتواند از پرونده هاي ارگنکون، مداخلات بين المللي و اثر مربوط به مداخلاتي که آمريکا و اسرائيل در ترکيه انجام مي دهند جلوگيري کند و از روندي که پيش رو قرار گرفته است منحرف نشود به نظر مي رسد که مي تواند به يک قدرت بزرگ در منطقه تبديل شود، البته در داخل هم بايد مشکلات خود با کردها، شمال عراق و در رابطه با ارمنستان و قبرس حل کند و پايگاه انرژي هم شده است به نظر مي رسد که به اين سمت پيش مي رود. امروز اعلام شده است  که ترکيه بهشت امن سرمايه گذاري به همراه آلباني و چين است.
شايد چند سال پيش اگر صحبت از به حاشيه رانده شدن ارتش در ترکيه به شکل امروز مي شد، کسي باور نمي کرد که يک دولت بتواند ارتش را اينگونه به حاشيه براند. چه فاکتوري باعث شد که دولت اسلام گراي اردوغان بتواند چنين حرکتي را انجام دهد و ارتش را مودبانه از صحنه سياسي کنار بگذارد؟
دو فاکتور لازم بود تا اين مساله اتفاق بيفتد. يکي مساله نيروهاي بين المللي بود و ديگري مساله اتحاديه اروپا. اتحاديه اروپا مي گفت  ارتش در ترکيه بايد همان نقشي را بازي کند که ارتش در اروپا بازي مي کند و نبايد در مسائل سياسي دخالت کند و گفته شده بود که ارتش به تشکيل دولت پادگاني کمک مي کند. اين خودش مانعي براي عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا بود. در سطح داخلي اسلامگرايان و يا حزب عدالت و توسعه از اين توصيه اتحاديه اروپا هم به نفع منافع حزبي و هم به نفع منافع ملي و هم به نفع کشورشان نهايت بهره برداري را کردند.
از يک سو هم از يک حمايت بين المللي برخوردار شدند و بعد هم با رفراندوم از حمايت داخلي برخوردار شدند. به طور کلي تمام فعاليت هاي حزب عدالت و توسعه انتخابي است.
رئيس  جمهور و نخست وزيرش انتخابي است. نمايندگان پارلمان انتخابي است. اکنون مي خواهند انتخاب بعضي از قضات را هم انتخابي کنند.
بنابراين هر کجا که مي خواهند پيش بروند متکي بر آراي عمومي هستند و اين رمز موفقيت حزب عدالت و توسعه است. پس از آن نهاد سازي و توسعه سياسي به معناي واقعي و نه شعاري رمز موفقيت آنهاست.
ارتش يک گروه نوسازي شده در ترکيه است و اولين نقطه اي بود که در معرض غرب و مدرنيزه قرار گرفت و نقش مهمي در نوسازي ترکيه ايفا کرد و جايگاه ويژه اي در جمهوري ترکيه دارد. اما امروز شرايط ترکيه ايجاب مي کند که ارتش به نقش اصلي خود بازگردد.
واکنش ارتش در مقابل اين مسائل چه بود؟
ارتش با قتل هاي زنجيره اي و پرونده ارگنکون و حمله به مسائل مربوط به خشونت هايي که در منطقه کردنشين انجام داد، واکنش شديدي نشان داد و بيانيه هاي عجيبي هم در همين راستا صادر کرد ولي در مقابل اراده عمومي و جامعه بين المللي نتوانستند مانند سابق يعني دهه 1960-1970 و يا حتي 1980 رفتار کنند.
کاري که دادگاه قانون اساسي به عنوان ابزار ارتش مي خواست، انجام دهد و حزب عدالت و توسعه را از صحنه سياسي ترکيه حذف کند موفق نبود. ارتش فشار آورد که حزب را منحل کنند ولي نتوانستند.
نظر شما در مورد اعتراض مردم ترکيه به استقرار سپردفاع موشکي چيست؟
مردم شهر توکات واقع در شمال ترکيه با حضوردر خيابان ها، مخالفت خود را با استقرار سپردفاع موشکي ناتو درکشورشان اعلام و به دولت ترکيه درمورد همکاري با اين طرح هشدار دادند.
تظاهر کنندگان معتقدند، هدف از استقرار سپر دفاع موشکي ناتو درخاک ترکيه، دنياي اسلام و کشورهايي است که در قبال سياست هاي اشغالگرانه آمريکا مقاومت مي کنند.
آمريکا پيشتر قصد داشت اين طرح را در لهستان و جمهوري چک اجرايي کرده و موشک ها را درآن کشورها مستقر کند، ولي چون با مخالفت مردم اين کشورها روبه رو شد، اکنون ترکيه به عنوان کشور هدف انتخاب شده است.
در روزهاي اخير سعي شد ازاين موضوع سو» استفاده و موضوع به تبليغاتي سياه عليه ترکيه بدل شود. در حالي که اين کشور با تمام کشورهاي منطقه در رابطه با سيستم دفاعي به مشورت و تبادل نظر پرداخت
اسناد جديد ويکي ليکس روابط آمريکا با متحدانش را هدف گرفته است،يکي از اين متحدان کشور ترکيه است.طبق گفته پايگاه اينترنتي ويکي ليکس قرار است سه ميليون سند مکاتبات سفارتخانه هاي آمريکا را منتشر سازد که بسياري از آنها غيرديپلماتيک اند و انتقادهايي از مقامات انگليسي رابه همراه داشته است.
کاخ سفيد سفراي خود را به ماموريت هاي رسمي جهت آماده سازي متحدانش براي هر گونه لطمه اي که اين اسناد ممکن است به رابطه آنها با آمريکا وارد سازد، اعزام کرده است. لوئيس ساسمن سفير آمريکا در لندن در ملاقات با مقامات رسمي دولت انگليس به آنها درباره آنچه که انتظار مي رود با انتشار جزئيات اين مکاتبات روي دهد، هشدار داد.
همچنين انتظار مي رود اين مکاتبات ديدگاههايي در خصوص موضوعات وسيع از جمله بحران اقتصادي و سياست دفاعي و خارجي را شامل شود. دو سال قبل ادعا شد اوباما پس از ملاقات با کامرون به عنوان رهبر وقت جناح مخالف در لندن وي را يک آدم بي عرضه خوانده بود. مقامات آمريکايي تاکيد کردنداين اسناد شامل گفت وگو هاي سازش با سران ناراضي سياسي کشورهاي مختلف و مطالب مهم است که مي تواند ديپلماسي آمريکا را با مخاطره جدي مواجه کند.
 ادعاي جنجالي ويکي ليکس در خصوص ترکيه را چطور ارزيابي مي کنيد؟
سايت جنجالي ويکي ليکس فاش کرده که  ترکيه در کمک به گروه تروريستي القاعده نقش داشته است. در زمينه موافقت ترکيه با حمل غيرقانوني سلاح به عراق و کمک به القاعده در عراق را منتشر کرد و اخيرا هم اعلام کرده که به ايران سلاح فروخته است که البته مقامات ترک نسبت به اين اتفاق واکنش نشان دادند. ويکي ليکس همچنين از کمک آمريکا به شورشيان کرد موسوم به پ ک ک خبرداده است.
ويکي ليکس فاش کرده است  ارتش آمريکا بارها ترکيه را به عدم کنترل مناسب مرزهاي خود و قصور در مرزباني که به رسيدن کمک و تجهيزات به القاعده منجر شده ، متهم کرده است.
اين در حاليست که ساير اسناد ويکي ليکس ثابت مي کند آمريکا از شورشيان کرد که از سال 1984 با شعار جدايي طلبي عليه ترکيه مبارزه مي کنند و از سوي وزارت خارجه آمريکا از سال 1979در فهرست سازمانهاي تروريستي قرا ر دارند، حمايت کرده است.
ارتش آمريکا در سندي که از سوي ويکي ليکس فاش شده; تروريست هاي کرد را مبارزان راه آزادي و از شهروندان ترک برشمرده و بر آزادي همه زندانيان عضو اين گروه، تاکيد کرده است. سند محرمانه ارتش آمريکا همچنين حاکي است آمريکا به شورشيان پ ک ک مستقر در عراق با وجودي که اين گروه در داخل خاک ترکيه اقدام به عمليات ترو ريستي مي کرد، سلاح مي داده است.
دفاتر و سفارت خانه هاي آمريکا در سراسر جهان ، به کشورهاي متبوع در خصوص فاش شدن قريب الوقوع اين اسناد محرمانه، هشدار داده اند.
ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است؟
بر اساس اسناد سايت ويکي ليکس، ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است و اينطور گفته شده است.
من فکر نمي کنم، البته واکنش مقامات ترک را هم به خوبي به دنبال داشت.


منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه: چالش‌ جدید

جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۲ - 4 اکتبر 2013

منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه: چالش‌ جدید

پرسش مشروعی که اغلب توسط کشورهای فاقد تسلیحات هسته‌ای عضو ان.پی.تی مطرح می‌شود به تعهد کشورهای دارنده سلاح هسته‌ای عضو ان.پی.تی برای خلع سلاح جامع و همجنین احترام به حقوق کشورهای فاقد تسلیحات هسته‌ای جهت زندگی در صلح و عدم تهدید آنان با سلاح‌های هسته‌ای مربوط می‌شود. به عبارت دیگر، کشور های فاقد تسلیحات هسته ای می گویند که چرا کشورهای دارنده سلاح های هسته‌ای حاضر نیستند که به کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای تضمین‌های امنیتی لازم را بدهند که آنان را مورد تهدید هسته ای قرار نخواهند داد؟



مقاله حاضر ابتدا به طرح ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی [1]  در خاورمیانه پرداخته و درضمن آن به تاریخچه پیشنهاد اولیه ایران در خصوص ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای[2] اشاره می نماید. سپس، نگاهی به سیاست‌های متضاد اسرائیل و ایران در قبال این منطقه می‌افکند و به دنبال آن از یک راه حل منطقه‌ای در چهارچوب اهداف کلی‌ خلع سلاح هسته‌ای در جهان، برطبق پیمان عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای[3] سخن می‌گوید.

کنفرانس هلسینکی[4]  در سال 2012 که از مدت‌ها پیش انتظار برگزاری آن می‌رفت و هدف آن ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه بود، در مراحل نهائی از سوی ایالات متحده امریکا ظاهراً به دلیل هراس از اینکه به عنوان تریبونی برای حمله به اسرائیل مورد استفاده قرار گیرد، لغو شد. در این حال، سایر برگزار کنندگان اصلی کنفرانس یعنی روسیه، بریتانیا و دبیر کل سازمان ملل متحد ابراز امیدواری کرده اند که این کنفرانس در آینده نزدیک برگزار شود. تعویق در برگزاری کنفرانس هلسینکی و ابهام در مورد سرنوشت آن بی‌شک تبعاتی منفی در زمینه تلاش‌های منطقه‌ای و جهاتی برای خلع سلاح در پی خواهد داشت، زیرااین امر به اصل اعتماد که برای هر ابتکاری در خصوص خلع سلاح لازم است، صدمه خواهد رساند. از این‌رو، این کنفرانس با توجه به پیوندی که اینک بین آن و تلاش هائی که در جهت منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای در چهارچوب پیمان عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای به عمل می آید از اهمیت بسیار بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شده است. 

پیشینه تاریخی

در سال 1974، ایران طرح منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای  در خاورمیانه را ارائه کرد که بعداً از پشتیبانی مصر نیز برخوردار گردید. براساس طرح مزبور، مجمع عمومی ملل متحد از سال 1980 به طور منظم قطعنامه‌هایی به تصویب رسانده که در آنها خواستار ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه شده و بر اهمیت آن تأکید کرده است. در سال 1990، مصر این طرح را گسترش داد تا شامل کلیه انواع سلاح‌های کشتار جمعی[5]  یعنی شیمیایی، بیولوژیکی، هسته‌ای و نیز وسائل پرتاب آنها شود. پنج سال بعد، در 1995 و طی کنفرانس بازنگری و گسترش ان.پی.تی، کشورهای عضو این پیمان این طرح را مورد تأیید قرار دادند و متعاقبا کنفرانس بازنگری ان.پی.تی در سال 2010 خواستار برگزاری کنفرانسی در این زمینه در سال 2012 شد.

کلیه کشورهای خاورمیانه از این اقدام مثبت استقبال کردند و قصد خود را مبنی بر شرکت در آن اعلام نمودند. اسرائیل ابتدا از اتخاذ موضعی روشن امتناع کرد، اما با نزدیک شدن زمان برگزاری کنفرانس نشانه‌هایی مبنی بر عدم شرکت از خود بروز داد. ظاهراً، همین امر کافی بود تا ایالات متحده آمریکا به فکر لغو کنفرانس بیفتد. به این ترتیب اقدام واشینگتن نه تنها شکستی در تلاش ها برای ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای در منطقه ناپایدار خاورمیانه بود، بلکه همچنین نشانگر آن بود که اینک سرنوشت ان.پی.تی بیش از هر زمان دیگری در اختیار سیاستمداران آمریکایی قرار گرفته و ممکن است جهت پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی خود از آن بهره گیرند.

بی‌شک، تصمیم واشینگتن به لغو کنفرانس هلسینکی سبب نومیدی بسیاری از کشورها گردید. ایران درواکنش به اقدام مزبور در بیانیه‌ای اعلام کرد: «آمریکا کنفرانس هلسینکی را به خاطر اسرائیل به گروگان گرفته است...‌‌] زیرا[آمریکایی‌ها خواهان حمایت از توانایی نظامی هسته‌ای اسرائیل هستند».([i])

جالب این که مجمع عمومی ملل متحد در تاریخ 4 دسامبر 2012، در اقدامی که به نظر می‌رسید چندان با لغو کنفرانس منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی بی‌ارتباط نباشد، قطعنامه‌ای را به تصویب رساند و طی آن از اسرائیل خواست تا بدون هیچ تأخیری به پیمان ان.پی.تی بپیوندد. این قطعنامه همچنین خواستار این شد تا سایت‌های هسته‌ای اسرائیل در معرض بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی[6] قرار گیرند. با این حال ، اسرائیل  مانند گذشته قطعنامه‌ای را که با رأی مثبت 174 کشور به تصویب رسیده بودرا رد کرد و آرای مزبور را مکانیکی و بی‌معنا خواند !.([ii]) 

گسترة طرح

گرچه چهارچوب مفهومی طرح پیشنهادی ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه همچنان به قوت خود باقی است، معهذا بنظر می رسد که لازم است برخی تحولات ژئوپولیتیک برای ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی مورد توجه قرار گیرد. در اوائل دهه 1970 هنگامی که طرح اولیه شکل گرفت، نظام دو قطبی در جهان حاکم بود. در آن زمان، مسائل استراتژیک عمده مانند سلاح‌های هسته‌ای تحت کنترل شدید دو ابرقدرت یعنی ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی قرار داشتند. حوزة نفوذ آنها نیز بنابر نقشه ژئوپولیتیکی آن دوران تعیین می‌شد. با وصف فوق و هرچند که بیش از دو دهه از پایان جنگ سرد می گذرد هنوز ابهاماتی درباره شکل قطعی دورنمای ژئوپولیتیکی منطقه وجود دارد. این موضوع پس از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 و به دنبال مداخله نظامی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در افغانستان که بعدها به پاکستان نیز گسترش یافت، آشکارتر گردید. به دنبال این رویدادها، گفته شد که افغانستان و پاکستان باید وارد نقشه «خاورمیانه جدید» شوند.([iii]) این رویکرد نشان دهندة این واقعیت بود که به رغم اختلاف‌نظر در خصوص مرزهای جدید ژئوپلیتیکی منطقه، اختلافات ا ندکی درباره تغییرات به وجود آمده و لزوم توجه به آنها وجود دارد؛ به ویژه هنگامی که به مسئله از زاویة عدم اشاعه سلاح‌های کشتار جمعی نگریسته ‌شود.

از سوی دیگر، در طرح پیشنهادی اولیه برای ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه، سلاح‌های هسته‌ای تنها نوع سلاحهای کشتار جمعی بودند که مورد توجه قرار داشتند،  در حالی که در طرح جدید ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی، سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی و سیستم‌های پرتاب آنها نیز گنجانده شده‌اند. طبیعی است که با گسترش طرح اولیه، فرایند های مربوطه نیزپیچیده‌تر و چالش برانگیزتر می‌شود. ظاهراً انگیزة مصر و برخی دیگر از کشورهای عرب هنگام گسترش طرح مزبور و شمول هر سه نوع سلاح  کشتار جمعی در آن، دستیابی به مصالحه ای با اسرائیل در جریان روند صلح خاورمیانه در اوایل دهۀ ١٩٩٠ بوده است. زیرا این ابتکار کشورهای عرب فقظ در ارتباط با فرایند چانه‌زنی و امتیازدهی به اسرائیل قابل توجیه است. اسرائیل در آن زمان هنگام مطرح شدن زرادخانۀ هسته‌ای خود به تهدیدات سلاح‌های شیمیایی مصر و سوریه اشاره می نمود. هر چند که هدف اصلی اسرائیل گریز از فشارها در خصوص سلاح‌های هسته‌ای خود بود. از سوی دیگر، شمول سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی در طرح جدید عاری‌سازی منطقه از تسلیحات کشتار جمعی بعید بود که بتواند حاوی دستاورد عمده ای باشد، زیرا پیش از آن دو ابزار بین‌المللی مهم یعنی کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی [7]  و کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی[8] در جهت خلع سلاح و عدم اشاعه این دو نوع از تسلیحات کشتار جمعی وجود داشت. افزون بر این، قرار دادن وسائل پرتاب سلاح‌های کشتار جمعی در دستور کار جدید ،  دشواری‌هایی رابرای دستیابی به یک اجماع بین‌المللی پدید می‌آورد، زیرا سامانه‌های پرتابی سلاح های کشتار حمعی بسیار متنوع بوده و انواع تسلیحات ازسامانه ‌های پرتاب ساده‌دستی تا انواع بسیار پیچیده‌ مانند انواع موشک ها، هواپیماهای جنگی یا زیردریایی ها را شامل می‌شوند. 

تغییرات ژئوپلیتیک

بازتاب تغییرات ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، طی سه سال اخیر بر سیاست‌ها و رویکردهای کشورهای مختلف چندان غیر منتظره نبود. برای مثال، در مصر، یعنی با نفوذترین بازیگر در جهان عرب شاهد تغییرات عمده ای در سیاست های آن کشور می باشیم. اولین نشانه‌های این تغییر در جریان کنفرانس بازنگری ان.پی.تی درسال 2010 رخ داد و آن هنگامی بود که مصر نقش پیشرو را در میان کشورهای عربی ایفا کرد و به آمریکا فشار وارد آورد تا لحن موجود در قطعنامه دربارة اسرائیل را بپذیرد.([iv]) اما موضع تندتر مصر هنگامی نمایان تر شد که در اعتراض به شکست تلاش های جامعة بین‌المللی برای اجرای قطعنامه خاورمیانه عاری از سلاح‌های هسته‌ای، آن کشور مبادرت به خروج از اجلاس آوریل 2013 کمیته مقدماتی برای کنفرانس بازنگری ان.پی.تی در 2015 نمود.  

از سوی دیگر، شاهد آن می‌باشیم که درترکیه نیزتحولاتی روی داده واینک آن کشور در صدد ایفای نقش مؤثرتری در خاورمیانه جدید می‌باشد. بسیاری بر این باورند که ترکیه می کوشد تا به عنوان نمونه ای برای کشورهای عربی که اینک دستخوش تغییرات انقلابی می باشند، درآید. گرایش مزبورهنگامی آشکارتر شد که ترکیه بر سر موضوع محاصرة غزه در کنار فلسطینی‌ها ایستاد. با این حال، به نظر می رسد که هنوز تردید هائی در ترکیه در باره این نقش جدید و از جمله مسائلی مانند استقرار سلاح‌های هسته‌ای آمریکا در خاک این کشور وجود دارد. وجود سلاح‌ها ی هسته ای امریکا در خاک ترکیه  می تواند تاثیری منفی بر برنامه‌های انرژی هسته‌ای آن کشور داشته باشد .  اما شاید مهمتر از همه آن باشد که این امر مانعی مهم بر سر راه ترکیه ایجاد می نماید تا آن کشور بتواند در طرح خاورمیانه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی به عنوان یک شریک فعال حضور یابد.

 سیاست هسته‌ای اسرائیل

اسرائیل که عضو پیمان ان.پی.تی. نیست و بنا به گزارشات موجود حدود٦٠  تا 400 سلاح هسته‌ای در اختیار دارد[v]، همواره این موضع را اتخاذ کرده است که دستیابی به صلح در خاورمیانه باید مقدم بر هرگونه ممنوعیتی در خصوص سلاح‌های هسته‌ای باشد. اسرائیل به منظور اینکه سرزنشی متوجه سیاست‌های هسته‌ای آن نشود، سیاست ابهام را در خصوص زرادخانه هسته‌ای خود که آن را مخفیانه وبا همدستی غرب به دست آورده[vi] در پیش گرفته است. سیاست ابهام هسته‌ای اسرائیل سیاستی فریبکارانه است ، زیرا جامعه بین‌المللی از زرادخانه هسته‌ای آن کشور و توانایی آن برای پرتاب سلاح‌های هسته‌ای از طریق هواپیما، موشک‌های بالستیکی و موشک‌های کروز مستقر در زیردریایی‌ها که می‌توانند کلیه کشورهای خاورمیانه را هدف قرار دهند، به خوبی آگاه می‌باشد.

لازم به ذکر است که با وجودتمام تمهیدات مذکور ، سلاح‌های هسته‌ای  تا کنون امنیت بیشتری برای اسرائیل به ارمغان نیاورده‌اند و احتمال ندارد که در آینده نیز بتوانند چنین نقشی را ایفا کنند. به این ترتیب، در حالی که اسرائیل صمیمانه‌ترین روابط را با آمریکا دارد، اصرار ورزیدن برای داشتن نیروی هسته‌ای مستقل سؤال برانگیز است و تنها می‌تواند نشانة غرور و تکبر به حساب آید؛ زیرا بر همگان آشکار است که اسرائیل توان هیچ گونه رویارویی نظامی جدی را بدون کمک و مداخله موثر آمریکا ندارد. این استدلال نیز که برخورداری از سلاح‌های هسته‌ای برای مقابله با نیروی بسیار پرشمارتر اعراب لازم است نیز دور از واقعیت است، زیرا در کلیه جنگ‌هایی که در گذشته میان اسرائیل و اعراب در گرفته است، سلاح‌های هسته‌ای اسرائیل هیچ گونه نقشی ایفا ننموده اند. افزون بر این، اگر استدلال کسانی که می‌گویند سلاح‌های هسته‌ای نقش بازدارنده را در مقابل تهدیدات هسته‌ای دارند، قابل پذیرش باشد، باید گفت که اسرائیل به راحتی می‌تواند مانند ژاپن ویا کره جنوبی با تکیه بر نزدیک‌ترین متحد خود یعنی آمریکا درزیر چتر هسته‌ای آن کشور قرار گیرد.

به این ترتیب ، در شرایط کنونی، سیاست هسته‌ای اسرائیل نه تنها مانعی عمده بر سر راه ایجاد منطقه عاری از سلاح هسته‌ای در منطقه است بلکه به طور بالقوه می‌تواند جنگی جدید  در منطقه به راه اندازد. زیرا اسرائیل به منظور حفظ انحصار هسته‌ای خود و ا لبته با حمایت آمریکا وارد جنگ مخفیانه وکثیفی علیه ایران شده است. اسرائیل برنامه هسته‌ای ایران را که تماماً زیر نظر و تحت پادمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد، مورد هدف قرار داده است. از این‌رو ، تلاش اسرائیل برای تهدید جلوه دادن ایران فقط می‌تواند به عنوان اقدامی برای جلوگیری از فشارهای بین‌المللی در خصوص پایمال نمودن حقوق فلسطینی‌ها و نیز دور کردن توجهات از زرادخانه هسته‌ای خود که تهدیدی علیه خاورمیانه و مناطق دورتر می‌باشد، تفسیر گردد.

 سیاست هسته‌ای ایران

ایران به عنوان یکی از اعضای بنیانگذار ان.پی.تی و همچنین مبتکر طرح منطقه عاری از تسلیحات هسته‌ای در خاورمیانه در سال 1974 ، همواره پایبندی خود را به مقررات ان.پی.تی حفظ  کرده است. ایران به طور مکرر هرگونه تمایل به دستیابی به تسلیحات هسته‌ای را تکذیب کرده است([vii])، اما در عین حال ایران همواره با استناد به ماده 4 پیمان ان.پی.تی بر حقوق خود برای تحقیق، تولید و کاربرد انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز بدون هیچ گونه تبیعضی پای فشرده است. ایران اعلام کرده است که در حال حاضر به غنی‌سازی در سطح 5/3 درصد و به میزان اندکی در سطح 20 درصد برای تحقیقات پزشکی و ایزوتوپ‌های دارویی مشغول است که از سطح 95 درصد که معمولاً برای تولید سلاح‌های هسته‌ای لازم می‌باشد، بسیار پائین‌تر است. علاوه بر این، در حالی که اسرائیل عملاً زیر چتر هسته‌ای آمریکا قرار دارد، احتمال حمله ایران به اسرائیل حتی در صورتی که بنا به ادعای آنان به تسلیحات هسته ای دست یابد، در حد صفر می‌باشد.

بسیاری از کارشناسان که شاهد افزایش فشارها بر برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران هستند و در همان حال می‌بینند که اسرائیل  که از اعضای پیمان ان.پی.تی نیست، از چک سفید برای دستیابی به سلاح هسته‌ای و افزایش ذخایر آن برخوردار می‌باشد، از این وضعیت متعجب شده‌اند که چرا ایران از حق خود برای خروج از ان.پی.تی استفاده نمی‌کند. آنان در این خصوص به ماده 10این پیمان استناد کرده و می گویند درطی مدتی که ایران و یا کشور های دیگر منطقه به عضویت ان.پی.تی در آمده ‌اند، اسرائیل به زرادخانه هسته ای بزرگی دست یافته و اینک به تهدید آنان با این تسلیحات می پردازد.

 خلع سلاح هسته‌ای

بدیهی است که نخستین گام ضروری در جهت ایجاد یک  منطقه عاری از سلاح هسته‌ای از میان بردن سلاح‌های موجود در آن منطقه می‌باشد. اغلب کشورها و نهادهای پژوهشی غربی در راستای راضی نگاه داشتن اسرائیل از پرداختن به این موضوع مهم یعنی تسلیحات هسته‌ای اسرائیل اجتناب می ورزند. از سوی دیگر، تسلیحات هسته‌ای موجود در ترکیه به عنوان بخشی از سیاست تسلیحات هسته‌ای ناتونیز موضوع مورد مناقشه برانگیز دیگری برای ایجاد منطقه عاری از تسلیحات به شمار می رود که لازم است در جای خود به آن نیز پرداخته شود.

پرسش مشروعی که اغلب توسط کشورهای فاقد تسلیحات هسته‌ای عضو ان.پی.تی مطرح می‌شود به تعهد کشورهای دارنده سلاح هسته‌ای عضو ان.پی.تی برای خلع سلاح جامع و همجنین احترام به حقوق کشورهای فاقد تسلیحات هسته‌ای جهت زندگی در صلح و عدم تهدید آنان با سلاح‌های هسته‌ای مربوط می‌شود. به عبارت دیگر، کشور های فاقد تسلیحات هسته ای می گویند که چرا کشورهای دارنده سلاح های هسته‌ای حاضر نیستند که به کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای تضمین‌های امنیتی لازم را بدهند که آنان را مورد تهدید هسته ای قرار نخواهند داد؟ افزون بر این، باید به این نکته توجه داشت که هرگونه تلاشی در جهت خلع سلاح از جمله ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه نمی‌تواند در خلاء صورت گیرد و لازم است در چهارچوب یک طرح جامع خلع سلاح هسته‌ای در جهان مطرح شود.

جای تأسف بسیار است که پس از گذشت قریب به 23 سال پس از پایان جنگ سرد، هنوز شاهد همان گفتمان دوران جهان دو قطبی در خصوص تسلیحات هسته‌ای می‌باشیم. آنچه موجب ابهام نزد مردم خاورمیانه و سایر نقاط جهان می‌باشد این است که چرا کشورهای دارنده سلاح هسته‌ای به آنچه که خود موعظه می‌کنند، عمل نمی‌کنند. برای مثال ، چرا هیچ گونه طرح و برنامه‌ریزی جدی برای ایجاد یک اروپای عاری از سلاح‌های کشتار جمعی وجود ندارد. نباید فراموش کرد که بیشترین انباشت سلاح‌های هسته‌ای در اروپا قرار دارد و اهداف متعددی رادر این قاره مورد هدف قرار داده اند. خطر هنگامی بیشتر آشکار می‌شود که به یاد آوریم که دو جنگ ویرانگر در تاریخ بشریت در اروپا در گرفته است. تحت این شرایط ، چنانچه کشورهای دارنده تسلیحات هسته‌ای از خلع سلاح جامع هسته‌ای در جهان همچنان طفره روند و بدتر اینکه کماکان[viii] بر مدرنیزه کردن و کاربرد این سلاح‌ها به منظور تهدید کشورهای دیگر اصرار ورزند، امید چندانی به تحقق منطقه عاری از سلاح هسته‌ای در خاورمیانه نمی توان داشت. همچنین و در حالی که سلاح‌های هسته‌ای اسرائیلی در منطقه وجود دارد و اسرائیل از پیوستن به ان.پی.تی یا متعهد ساختن خویش به خلع سلاح هسته‌ای امتناع می‌ورزد، تصور پیشرفت در مذاکرات ایجاد منطقه عاری از سلاح هسته‌ای بسیار دشوار خواهد بود.

نتیجه‌گیری

پس از کوشش‌های فراوان ولی ناکام در طی دهه‌های گذشته برای ایجاد منطقه عاری از سلاح هسته ای در خاورمیانه، اینک کنفرانس هلسینکی به نماد تعهد کشورهای دارنده تسلیحات هسته‌ای به ان.پی.تی تبدیل شده است. از این‌رو، ایران به همراه سایر کشورهای منطقه در انتظار تشکیل این کنفرانس می باشند.([ix]) در تهران این باور وجود دارد که برگزاری یک اجلاس موفق در خصوص ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی فرصتی خواهد بود تا کلیه ابهامات قدرت‌های غربی در خصوص برنامه هسته‌ای آن برطرف گردد. در حال حاضر این اجرای این طرح یکی از اولویت‌های سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود زیرا اکنون این کشور رئیس جنبش عدم تعهد‌ می‌باشد و در گذشته جنبش عدم تعهد که دارای 120 عضو می‌باشد حمایت خود را از ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در خاورمیانه اعلام کرده است. به این ترتیب، حمایت وسیعی که در جامعه بین‌المللی برای ایجاد منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی وجود دارد ، خود می‌تواند مشوق برگزاری هر چه سریع‌تر کنفرانس هلسینکی تلقی گردد.


[1] - Weapons of Mass Destruction Free Zone.

[2] - Nuclear Weapons – Free Zone.

[3]-  Non – Proliferation Treaty.

[4] - Helsinki Conference.

[5] - Weapons of Mass Destruction.

[6] - International Atomic Energy Agency.

[7] - Chemical Weapons Convention.

[8] - Biological Weapons Convention.

 


[i]- Reuters, November, 2012.  

[ii] - http://www.jpost.com/Diplomacy-and-political/Jlem-rejects-UN-call-to-open-nuke-program-to-prbe

[iii] - اصطلاح «خاورمیانه بزرگ» ابتدا توسط وزیر خارجه پیشین آمریکا، کاندالیزا رایس در سال 2006 ابداع شد.

[iv] - عبارت مندرج قطعنامه به قرار زیر است: «کنفرانس بار دیگر بر اهمیت الحاق اسرائیل به پیمان و قرار دادن کلیه تأسیسات هسته‌ای این کشور تحت مقررات آژانس تأکید می‌کند».

[v] The International Institute for Strategic Studies, Nuclear Programs in the Middle East. In the Shadow of Iran, London, 2008, p. 132

[vi]  - Seymour Hersh, [The Samson Option (Random House, 1991)] details the Israel's nuclear weapons and how

 

[vii] - به رغم جار و جنجال‌های برخی رسانه‌های غربی، ایران مراقب بوده است تا از هر اقدامی که موجب توهم تولید سلاح هسته‌ای شود، اجتناب نماید. هانس بلیکس، مدیر کل سابق آژانس بین‌المللی انژری اتمی (از 1981 تا 1997) چنین اظهار داشته است که «ایران تاکنون ان.پی.تی را نقض نکرده است و در حال حاضر شواهدی مبنی بر اینکه ایران در حال تولید سلاح هسته‌ای است، وجود ندارد. رک:                http://antiwar.com/blog/2013/ob/un-official-hans-blix-iran-unke-threat-is-overhyped/

[viii]

[ix] - محمود احمدی‌نژاد رئس جمهوری ایران در بیانات خود در کنفرانس سازمان ملل در مورد بازنگری ان.پی.تی در سال 2010 بار دیگر بر اهمیت منطقه عاری از سلاح هسته‌ای در خاورمیانه تأکید کرد. رک:

http://english.irib.ir/index.php?option=comk2-view=item&id=60482:text-of-president-ahmadinejads-address-to-the-un-npt-review-conference&Itemid=182.

منبع: 

فصلنامه های پژوهشکده تحقیقات راهبردی

بخش: