سایه
سوسیالیسم و آزادی.
گفتگو با سایه.
محمد قوچانی.
س : آقای ابتهاج، واقعا شما توده ای بودید؟ شعر شما نشان از تودهای بودن ندارد. اما چرا شما مشهور به توده ای بودن هستید؟
ج : یک چیز به شما بگویم، من هرگز عضو حزب توده نبودم اما معنای این حرف این نیست که سوسیالیسم را قبول ندارم و حتی دوستانم در آن حزب را. من هنوز هم به سوسیالیسم باور دارم.
س : حتی با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی؟
ج : بلی، حتی با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. من تا آخر خوش بین بودم. ببینید، سقوط را بر شوروی تحمیل کردند. نظام سرمایه داری با تحمیل دو چیز، اتحاد شوروی را از هم فرو ریخت. اول : مسابقه تسلیحاتی. دوم : محاصره اقتصادی.
محاصره تسلیحاتی تمام انرژی جامعه را مکید و محاصره و محاصره شوروی آنرا ورشکسته کرد. اما به یاد داشته باشید که کمونیستها یک کشور دهقانی را تحویل گرفتند و یک کشور صنعتی ساختند که در بسیاری از موارد از آمریکا جلوتر یا حداقل برابر بود.
س : یعنی فروپاشی شوروی ریشه ایدئولوژیک نداشت؟
ج : نمی دانم ! من به سلامت تئوریک سوسیالیسم باور دارم، هنوز هم باور دارم که هیچ راهی جز سوسیالیسم پیش پای بشر نیست. کمونیسم اما یک آرمان دور است. تا بقول معروف یک انسان طراز نوین ساخته نشود که هر کس به اندازه توانش کار کند و به اندازه
نیازش بخواهد و بهره مند شود، کمونیسم قابل تحقق نیست.
س : یعنی در شوروی هیچ ایراد و اشکالی نبود؟
ج : چرا ! مثلا مارکس گفته بود سوسیالیسم فقط با انقلاب جهانی رخ میدهد. لنین گفت : ما در روسیه انقلاب کردیم و سوسیالیسم بر پا شد ! خوب ! نمیدانم این اشتباه بود یا درست، ولی شاید از همین جا بود که با محاصره شوروی، این کشور فرو پاشید. اگر انقلاب جهانی شده بود شاید شوروی هم محاصره نمیشد.
س : منظور من آزادیهای سیاسی بود مثلا فرض کنید اگر شما در شوروی بودید فکر میکنید کتابها و شعرهایتان چاپ میشد؟
ج : خیر ،چاپ نمیشد ! من به کیانوری گفته بودم اگر شما قدرت بگیرید اولین کسی که مشکل پیدا میکند، من هستم.
این را هم بگویم که از اول در شوروی در دوره لنین قرار بود همه انتخابات از پایین انجام شود اما در نهایت همه با دستور حزب انجام شد.
س : اکنون که در آلمان زندگی میکنید این سیستم لیبرالی، بهتر به آزادیهای سیاسی انجامیده است؟
ج : هرگز ! در غرب، تا زمانیکه سرمایه نباشد امکان نشر و آزادی بیان وجود ندارد.
س : ولی انترنت از درون همین جا ایجاد شده است.
ج : آنکه تکنولوژی است و ربطی به غرب ندارد . تکنولوژی ممکن است در هر جایی ایجاد شود . اولین بار موشک در روسیه تزاری کشف شد.
س : در هر صورت آزادی بیان در غرب ، از شوروی بهتر بوده است.
ج : کدام آزادی؟ من اسم این نوع آزادی را آزادی تخیلی می دانم، آزادی رؤیایی و رمانتیک ، آزادی برای چه ؟!
س : پس شما هرگز توده ای به معنای حزبی نبودید.
ج : اما همیشه سوسیالیست بودم و به توده ایها احترام میگذاشتم و رفیق آنها بودم و با آنها هم عقیده بودم.
س : یک فرقی بین شما و کیانوریها همیشه بوده ...
ج : همین کیانوری آدم با سوادی بود. ببینید، حتی طبری که خیلی با سواد بود همیشه به کیانوری احترام میگذاشت. کیانوری دانش عمیقی داشت.
طبری یک بار سال 58 بمن گفت : من سه چهره و علاقه دارم. اولین علاقه ام هنر و ادبیات است که زندگی من است. دومین علاقه ام فلسفه است که تا جایی که زورم رسیده آنرا خوانده ام و سومین چهره ام سیاست است که من به هر دو معنای خوب و بدش از آن بیزارم امامتاسفانه از 16 سالگی حرفه من شده است.
توده ایها چنین افرادی هم داشتند .
عراق
مقتدی صدر در بیانیهای از قوه قضائیه این کشور خواست تا پارلمان را تا پایان هفته آینده منحل کند. او در پاسخ به نوری المالکی گفت: «انحلال پارلمان عراق نیازی به برگزاری جلسه پارلمانی ندارد». احزاب سیاسی اقلیم کردستان نیز برای بررسی برگزاری انتخابات پارلمانی در کردستان عراق نشستی برگزار کردند.
توافق پوتین و اردوغان برای تقویت همکاریهای اقتصادی؛ بخشی از هزینۀ گاز وارداتی از روسیه به روبل پردا
رادیو فرانسه در حالی که اقتصاد روسیه شدیداً تحت تأثیر تحریم های کشورهای غربی قرار گرفته است و ترکیه نیز در میانۀ یک بحران اقتصادی به سر می برد، ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان پس از دیدار و مذاکره در شهر سوچی، بر تقویت همکاریهای اقتصادی و تجاری میان مسکو و آنکارا تأکید کردند.
رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه، روز جمعه در سفری یک روزه به شهر سوچی روسیه رفت و با همتای روس خود دیدار و گفتگو کرد. رهبران دو کشور علاوه بر توسعۀ روابط اقتصادی میان مسکو و آنکارا، در مورد اجرای توافق استانبول در زمینه صادرات غلات و مواد غذایی، جنگ اوکراین و نیز وضعیت سوریه به بحث و تبادل نظر پرداختند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان، پس از یک نشست چهار ساعته در شهر سوچی، طی بیانیهای مشترک توافق کردند که همکاریهای اقتصادی میان دو کشور را در حوزه های انرژی، کشاورزی، حمل و نقل، مالی، ساخت و ساز و تجارت، تقویت کنند.
ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان، در این بیانیه همچنین بر لزوم اجرای کامل توافق استانبول از جمله صادرات بلامانع غلات، کود و مواد خام از روسیه برای انجام تولیدات، تأکید کردند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، رهبران دو کشور در بخش دیگری از این بیانیه، با اشاره به اهمیت دستیابی به ثبات منطقه ای، بر عزم خود برای «همکاری و اقدامات هماهنگ نزدیک جهت مبارزه با تمامی سازمانهای تروریستی در سوریه» تأکید کردند.
در همین حال، الکساندر نواک معاون نخست وزیر روسیه، با اشاره به دیدار پوتین و اردوغان، در گفتگو با خبرنگاران اعلام کرد که «دولت ترکیه موافقت کرده است که از این پس، بخشی از هزینه گاز وارداتی از روسیه به روبل پرداخت شود».
همچنین رئیس جمهوری روسیه در جریان این دیدار، از تلاشهای ترکیه برای از سرگیری صادرات غلات از بنادر دریای سیاه بر اساس توافقنامه امضا شده میان مسکو و کییف قدردانی کرد.
ولادیمیر پوتین در ادامه، بر نقش دولت آنکارا در صادرات گاز روسیه به اروپا نیز تأکید کرد و گفت: «کشورهای اروپایی باید از ترکیه برای تضمین ترانزیت بیوقفه گاز روسیه سپاسگزار باشند.»
رئیس جمهوری روسیه همچنین تصریح کرد: «مبادلات تجاری مسکو و آنکارا در پنج ماه نخست سال جاری در مقایسه با بازه زمانی مشابه در سال گذشته، دو برابر شده است».
در همین حال، رجب طیب اردوغان در دیدار با همتای روس خود، با اشاره به اهمیت پروژه نیروگاه اتمی در جنوب ترکیه، خواستار تکمیل این پروژه بر اساس زمان بندی معین شد.
دیدار پوتین و اردوغان در حالی صورت گرفته است که اقتصاد روسیه به شدت تحت تأثیر تحریم های کشورهای غربی قرار گرفته است و ترکیه نیز در میانۀ یک بحران اقتصادی بزرگ با تورم بالا به سر می برد.
از آنجا که گاز روسیه ۴۵ درصد از نیازهای انرژی ترکیه را تأمین میکند و مسکو در حال ساخت نخستین نیروگاه هستهای ترکیه است، آنکارا در حال حاضر به مسکو متکی است.
دیدار رهبران روسیه و ترکیه، دومین دیدار آنها در سه هفته گذشته محسوب می شود؛ آنها پیش از این در جریان نشست روند آستانه در تهران، دیداری دو جانبه داشتند.
توافق اتمی با ایران بر سر آزمونی دیگر کاربرد زبان دوگانه برای مخاطبان داخلی و خارجی همیشه یکی از تر
«آمریکا قصد دارد اصلاحیه برجام را موضوع یک توافق جدید قرار دهد و این پذیرفتنی نیست» - AFP
توقف برجام همزمان با جنگ اوکراین - تیم مذاکرهکننده اتمی جمهوری اسلامی، روز چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰، از وین به تهران بازگشت. روز بعد تهاجم نظامی روسیه به اوکراین آغاز شد. متعاقب این تهاجم بود که تحریمهای جهانی علیه روسیه شروع شد و توسعه یافت و همزمان با آن مذاکرات متوقف شد. جمهوری اسلامی در خلال پنج ماه و ۱۰ روزی که وارد فاز توقف مذاکرات شد، روزهای سختی را پشت سر گذاشت. ابتدا معلوم شد که روسیه موافق برداشته شدن تحریمهای برجامی آمریکا علیه ایران نیست، مگر اینکه این پروسه برای روسیه نیز سودآور باشد. پس از آن رئیسجمهوری ایران، ابراهیم رئیسی، تصمیم گرفت که با یک حمله گازانبری مشکلات مزمن اقتصادی را آنگونه که وعده داده بود حل کند. به باور او با یک «جراحی» اقتصادی و گران کردن تنها چند قلم از کالاهای مصرفی مردم و حذف سیستم ارز ترجیحی (۴۲۰۰ تومانی) از چرخه معاملات روزمره، میتوان مشکلات چندین و چندساله مملکت را حل کرد و اقتصاد بیمار کشوری با ۸۰ میلیون جمعیت را یکشبه شفا بخشید.
اتفاقا همسایه شمالی ایران، روسیه، هم فکر میکرد با یک سری حملات گازانبری به خاک اوکراین و اقدام به الحاق بخشهایی از خاک آن کشور (مناطق دونسک و لوهانسک) به سرزمین تزارها، به بهانه احتمال عضویت اوکراین به پیمان ناتو، میتواند مشکل ژئوپلیتیکی و در محاصره قرار گرفتن فدراسیون روسیه را حل و جایگاه روسیه را در نظم جدیدی که در حال شکلگیری است تثبیت کند.
در این میانه، سفر ولادیمیر پوتین به تهران انجام شد. حرف و سخن فراوان بود، قرار شد پهپادهای ایرانی در جنگ اوکراین بهکار گرفته شوند؛ متخصصان و سرمایهداران روسی برای پروژههای عقبمانده گاز ایران وارد عمل شوند و بسیاری وعدههای دیگر که نشان از تکیه غیر عقلایی ایران به شریکی روسی بود که پیوسته در ادبیات حاکمیت جمهوری اسلامی از آن بهعنوان شریک راهبردی یاد میشود. یک دیپلمات ایرانی مدعی شد که «پس از جنگ در اوکراین، نفوذ ژئوپلیتیک روسیه در اروپا، ایالات متحده و برخی کشورهای آسیای شرقی ... عملاً متوقف شده است. روسیه اکنون به دنبال گسترش نفوذش در … خاورمیانه با مرکزیت ایران است.» (کیان شریفی - مانیتورینگ بیبیسی – ۲۴ تیر ۱۴۰۱).
اما پس از سفر پوتین، برخلاف جو سیاسی فعلی که کمتر عقاید مخالف و انتقاد را میپذیرد، حتی از درون حاکمیت مخالفتهایی در سطح گسترده در مورد نزدیکی به روسیه مطرح شد. هیچکدام از این وعدهها قادر نبودهاند مشکل اقتصادی ایران را ولو بهصورت موقت حلوفصل کند. رویدادهای طبیعی و سیلابها هم بر عمق فاجعه افزود و در آستانه یکسالگی عمر دولت مشخص شد دولت آقای ابراهیم رئیسی توان اداره مطلوب مملکت را ندارد.
دوباره مذاکره در وین - ۱۶۰ روز بعد از شروع جنگ اوکراین و ۱۶۱ روز بعد از توقف مذاکرات وین، به دنبال آخرین پیام جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تلاش کرد با طرح پیشنهاد جدیدی تیری در تاریکی بیانتهای مذاکرات پرتاب کند تا شاید بتواند طرفین را به توافق نزدیک کند. جمهوری اسلامی بلافاصله به آن واکنش مثبت نشان داد. خیلی سریع علی باقری کنی چمدانش را حاضر کرد و وقتی آماده پرواز بود توییتی هم به دو زبان ایرانی و انگلیسی برای مشتاقان فضای مجازی فرستاد: «برای پیشبُرد مذاکرات عازم وین هستیم. مسئولیت بر عهده آنهایی است که توافق را نقض کردهاند و در فاصله گرفتن از میراث منحوس گذشته ناکام ماندهاند. آمریکا باید قدردان فرصتی باشد که با سخاوتمندی اعضای برجام فراهم شده است؛ توپ در زمین آنهاست تا از خود پختگی نشان داده و مسئولانه عمل نمایند.»
پرتاب توپ بازی به زمین طرف مقابل در طول ۱۸ ماه گذشته از رایجترین بازیهای بین تیم مذاکرهکننده ایرانی بود و هر بار هم به نحوی بازی میکرد که دستکم در کلام بتوان ادعا کند توپ حتما توی زمین آمریکا افتاده است! به هر حال باقری کنی به سرعت آماده شد تا در وین با اعضای برجام ملاقات کند و بعد برود در یکی از اتاقهای هتل کوبورگ بنشیند تا یک رابط، پیام او را برای آمریکاییهای آنطرف دیوار نقل کند و پیام آنها را بیاورد اینطرف دیوار تا مذاکره تداوم پیدا کند! معلوم نبود این بار که ایران پیشنهاد اروپاییها را «فرصتی سخاوتمندانه» میداند دیگر اینکه: «مسئولیت بر عهده آنهایی است که توافق را نقض کرده و در فاصله گرفتن از میراث منحوس گذشته ناکام ماندهاند.» چه مفهومی دارد. آیا ایران تصمیم دارد با این «ناکامان» توافق کند؟ آیا اصولا معلوم است چه ضرورتی وجود دارد که با «ناکام ماندگان از میراث منحوس گذشته» توافق کرد؟ پس تکلیف آن حرفهای آقایان علیاکبر ولایتی، کمال خرازی که از مشاوران عالی آقای خامنهای محسوب میشوند و حتی محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، در مورد توان فنی تولید بمب اتمی چه میشود و هدف ازآن چه بوده است؟
کاربرد زبان دوگانه برای مخاطبان داخلی و خارجی همیشه یکی از ترفندهای جمهوری اسلامی بوده است؛ مثلا در همین مورد آخر تمام خروجیهای خبری ایران صحبت از این میکنند که ایران از پیششرطهای فرا برجامی مذاکره عقبنشینی نکرده است، درحالیکه رسانههای خارجی خبر از پذیرش رهنمودهای اتحادیه اروپا و عقبنشینی از خواستههای فرا برجامی میدهند. توییتهایی که باقری کنی پیش از شروع دور جدید مذاکرات منتشر کرد اغلب مبهم و کلیگویی است و نکته مشخصی از خواستههای ایران را بازگو نمیکند، اما خبرگزاری رسمی ایرنا به نقل از یک «منبع آگاه» مدعی میشود که ایران درخواست حذف نام سپاه پاسداران از فهرست سازمانهای تروریستی را کنار نگذاشته است.
پیشتر، منابع اروپایی برداشته شدن تحریم در بخشهایی از سپاه مانند قرارگاه خاتمالانبیا را همچون یک راهحل میانی مطرح کرده بودند. به نظر میرسد جمهوری اسلامی منتظر پایان مذاکرات در سایر موارد و یافتن فرصت مناسبی است که بتواند این مورد را مانند یک پیروزی راهبردی به افکار عمومی عرضه کرد. در غیر این صورت تیم مذاکرهکننده فعلی نهتنها امتیازی بر تیم مذاکرهکننده قبلی (ظریف - عراقچی) نخواهد داشت، بلکه حتی متهم خواهد شد که دنبالهرو تیم جلیلی در زمان احمدینژاد است که در نهایت ایران را تحت بدترین شرایط و تحریمهای شورای امنیت قرار داد.
باقری کنی، معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی و مذاکرهکننده ارشد هستهای روز چهارشنبه ۱۲ مرداد بلافاصله پس از ورود به وین ابتدا با میخائیل اولیانوف، نماینده روسیه تبادلنظر کرد و سپس با انریکه مورا، نماینده اتحادیه اروپا، دیدار داشت. همین شیوه در روز دوم هم تکرار میشود. توییتهای اولیانوف محافظهکارانهتر شد و تنها به ذکر اینکه مذاکرات سازندهای با طرف ایرانی داشته، بسنده کرد.
اما سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، بدون اینکه به جزئیاتی در مورد اصل توافق اشاره کند نکتهای را مطرح میکند که میتواند در ادامه همین مذاکرات به امری کلیدی مبدل شود. لاوروف میگوید: «آمریکا قصد دارد اصلاحیه برجام را موضوع یک توافق جدید قرار دهد و این پذیرفتنی نیست.»
رسانههای داخلی به نقل از سید محمد مرندی، مشاور تیم مذاکرهکننده هستهای بر دو نکته تاکید داشتهاند که نشان میدهد هنوز مورد اختلاف است: اول مسئله سؤالهای بیجواب آژانس در مورد فعالیتهای اتمی سابق ایران که به گمان مرندی قرار بود پس از گزارش آژانس بایگانی شود و دوم ارائه تضمین که به عقیده او هنوز روی میز است. در مقابل امیرعبداللهیان در گزارش خود تاکید میکند که «انتفاع اقتصادی، رعایت خط قرمز و حفظ توان و دانش فناوری بومی صلحآمیز هستهای» مورد نظر جمهوری اسلامی است. در این میان حسین طائب، رئیس معزول اطلاعات سپاه که مدتی در سایه بود بار دیگر ظهور میکند و میگوید اگر روسیه و چین منافع جمهوری اسلامی ر ا تأمین کنند تهران به برجام بازمیگردد!
همه این علائم نشان میدهد که دور فعلی مذاکره میتواند آخرین دور باشد. گرچه هنوز از حضور گروه تروییکای اروپا (آلمان، بریتانیا، فرانسه) خبری نیست. در روز دوم مذاکرات (جمعه ۵ اوت) هر سه کشور در یک بیانیه مشترک به چند نکته بسیار مهم اشاره میکنند:
- اینکه ایران خواستههای غیرواقعی و خارج از چارچوب توافق ۲۰۱۵ برجام مطرح نکند
- گفتوگوهای امروز در وین به معنای دور جدیدی از مذاکرات نیست» و اصولا دور جدیدی از مذاکرات در کار نخواهد بود، بلکه ایران باید همین حالا و تا وقتی این امکان وجود دارد تکلیف توافق را روشن کند.
نقش انریکه مورا انتقال جزئیات به سایر اعضای اروپایی و آمریکا است. طرف آمریکایی در پشت دیوارهای اتاقی دیگری نشسته است و حرفهایش را به رابط منتقل میکند، اما خیلی سریع پس از روز اول مذاکره (پنجشنبه) جان کربی، هماهنگکننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ سفید، گرچه شفاف نمیگوید که این آخرین فرصت است، ولی تاکید میکند که «مذاکرات، هماکنون در این مرحله تقریبا کامل شده است». در همین روز آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا هم در دیدار با جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، میگوید واشینگتن همچنان برای بازگشت متقابل به برجام «صادق و ثابت قدم» است.
واقعیت این است که حتی اگر توافق اصولی بین ایران و ۵ + ۱ (پنج عضو دائم شورای امنیت بهاضافه آلمان) حاصل شود، به لحاظ فنی پیچوخمهای زیادی باقی میگذارد تا برجام به روال عملی خود بازگردد و آنچه آنتونی بلینکن از آن با عنوان «بازگشت متقابل» یاد میکند تحقق پیدا کند. این پیچوخمها عمدتا به اقدامهای ۱۸ ماهه اخیر جمهوری اسلامی در جهت انصراف از تعهدات برجامی بازمیگردد که ظرفیتهای بسیاری را در تولید اورانیوم غنیشده، سانتریفیوژهای مدرن و تاسیسات جدید زیرزمینی ایجاد کرده است. علاوه بر آن دوربینهای نظارتی آژانس، خاموش و بازرسیهای سرزده بهکلی متوقف شدهاند. همه اینها از موانعی است که باید گامبهگام از سر راه برداشته شوند تا «بازگشت متقابل» عملی شود.
بدون اینکه بخواهیم وارد بحث ناخشنودی اسرائیل از توافق و استدلال جو بایدن در مورد ضرورت رسیدن به توافق همچون یک اقدام در چارچوب منع گسترش تسلیحات اتمی شویم، باید بگوییم که در هر حال و با توجه به همه نکتهها، ترک کردن توافق برجام به مراتب عملیتر و سادهتر از رسیدن به توافق به نظر میرسد. با اینهمه شاید یادداشت بلومبرگ رهیافت واقعگرایانهای از شرایط موجود ارائه میدهد هرچند از ۷۲ ساعتی که بلومبرگ ذکر میکند چیزی باقی نمانده است: «یا ظرف ۷۲ ساعت با ایران بهصورت بالقوه راهحلی پیدا میشود و... یا اینکه اصلا نمیشود».
جاناتان تایرون، نویسنده مقاله بلومبرگ به نقل از دیپلماتها استدلال میکند که «سیاست ممکن است مانع پذیرش پیشنهاد اتحادیه اروپا از سوی هر یک از طرفین مذاکره شود. ایران میداند که دست کشیدن از دستاوردهای هستهایاش به معنای قربانی کردن اهرمهای مذاکره ایجاد شده در طول سالها خواهد بود. در ایالات متحده - جایی که مخالفت هر دو جناح با توافق هستهای قوی است - توافق با ایران برای جو بایدن، رئیسجمهوری که دموکراتهایش در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر در معرض خطر از دست دادن کنترل کنگره قرار دارند، میتواند کار مشکلی باشد. (بلومبرگ ۸ اوت ۲۰۲۲)
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند