سیاست و حکومت در ترکیه

♦️مواضع احزاب سیاسی ترکیه در مورد
عملیات طوفان الاقصی:

🔸حزبجمهوری خواه خلق CHP (لاییک): ما از فلسطینی ها علیه اسرائیل حمایت می کنیم.

🔸حزب کارگر ترکیه(سوسیالیست): این حزب همراه با مردم فلسطین در برابر صهیونیست های عاشق جنگ است.

🔸حزب کمونیست ترکیه ( TKP ): با فسلطین هستیم. بدون تشکیل کشور فلسطین صلحی با اسرائیل وجود نخواهد داشت.

🔸حزب وطن(چپ): مبارزه ی فلسطین مبارزه برای تمام بشریت است.

🔸حزب اسلامگرای کُردی هُدی پار : اسراییل اشغالگر، به مقدسات هتک حرمت کرد و بی دفاعان را کشت و جهان ساکت نشست. با فلسطین هستیم تا آزادی.

🔸حزب سعادت (اسلامگرا): تنها زبانی که اشغالگران می‌فهمند زبان زور است.

🔸حزب اسلامگرای ینی دن رفاه (رفاه نو): فلسطین یک مسئله ایمانی است نه یک موضوع جغرافیایی. پیروزی از آن ماست.

🔸حزب سول SOL (چپ): آنچه رخ داده، توسط دولت دزدان دریایی اسرائیل ایجاد شده است، بدون خروج اشغالگران از سرزمین های اشغالی صلح به وجود نخواهد آمد.

🔸حزب لیبرال محافظه کار آینده (متعلق به داوداوغلو): ما از مقاومت حمایت می کنیم و بدون ایجاد فلسطین مستقل، رفع محاصره غزه و توقف شهرک سازی، صلحی وجود نخواهد داشت.

🔸 حزب خوب İYİ (ملی گرا) : متأسف هستیم که خواسته های مشروع فلسطینی ها به تروریسم آلوده شده است.

🔸حزب پیروزی (حزب امید اوزداغ، ملی گرای افراطی، ضد مهاجرین): با اسرائیل علیه تروریسم فلسطین هستیم!

🔸حزب دموکراسی و پیشرفت DEVA (حزب علی باباجان): آرمان فلسطین عادلانه است. ما خواهان خویشتنداری هستیم.

🔸حزب عدالت و توسعه (رجب طیب اردوغان): ما خواستار گفتگو و پرهیز از خشونت هستیم.ما ایستاده گی خود در برابر هرگونه تلاش برای تخریب جایگاه تاریخی و مذهبی مسجد الاقصی، قبله اول ما، ادامه خواهیم داد. با توجه به وقایعی که ... در اسرائیل رخ داده، ما از همه طرف‌ها می‌خواهیم که با خویشتن‌داری رفتار کنند.

🔸حزب مملکت (حزب محرم اینجه) : ما مخالف کشتار هر انسان بیگناه اعم از فلسطینی یا اسرائیلی هستیم. و حل مشکل را از طریق گفتگو می دانیم نه جنگ.

ارتش فرعی

" در ترکیه همیشه رابطه ارتش و سیاست نزدیک بوده است.شش نفر از هفت نخستین روسای جمهوری ترکیه در سال های ۱۹۲۳ تا ۱۹۸۹ از افسران ارشد بازنشسته بوده اند.تنها استثنا بین سال های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ بود که جلال بایار در سمت رییس جمهور خدمت می کرد که او هم در اثر کودتای نظامی برکنار شد.

تجدد

ما راهی جز توجه به مدرنیته نداریم.

بسیاری از دولت های جهان سوم مدرنیته را به لحاظ فرهنگی ،غربی می دانند و از این رو مدعی اند که هیچ ربطی میان جهان سوم و مدرنیته وجود ندارد .اگر این ادعا درست باشد و فرهنگ مدرنیته حقیقتا و به روشنی غربی است چه نیازی به انرژی دولت برای واپس زدن ان است.؟ در واقع انچه دولت ها به غربی ها نسبت می دهند و انچه تحت عنوان فساد غربی ممنوع می سازند ،چیزی جز توان ها و ارزوها و روح انتقادی مردم خودشان نیست."

برمن ،۱۳۷۹،ص ۱۲۰

علما و انقلاب مشروطه

علما

"هدف انان پذیرقتن تمدن غربی نبود ،بلکه فقط فنون ان بود تا تفوق قانون را که به نظر انان شریعت بود ،برقرار سازند و از نفوذ خارجی ممانعت کنند."

لمتون ،ان کی.اس.لمتون علمای ایران و جنبش اصلاحی مشروطیت،در نظریه دولت در ایران،گرد اوری ،ترجمه و پیوستها چنگیز پهلوان ،چاپ دوم ،تهران،گیو،،1379، ص 186

"برخی درمیان انان علم جدید و روشنگری را همان خردگرایی سنتی می دانستند و اعتقاد داشتند که منشاتفکر غربی و همه افکار جدید در قران یافت می شود."

همان ص

186

نقد اندیشه شیخ فضل الله نوری

سید جواد طباطبایی در نقد شیخ "از هبوط در مغالطه ها سخن گفته است.او این هبوط در مغالطه ها را هم ناشی ازاین می داند اعلم علمای تهران توان درک ظریف موضوع محل نزاع را نداشت."

سید اقا و تجدد

Seyed Asadollah Athary Maryan

23 سپتامبر 2020 ·

اشتراک‌گذاری با عمومی

ما تحت سیطره تجدد هستیم .در کشورهای پیرامونی مانند ایران ،تقلید ، مقابله ، تاسیس و اقتباس راه های اساسی در مورد اندیشیدن در مورد تجدد است.سازگاری ارزش های جامعه با ارزش های مدرن مهم است. چه ارزش های باستانی وجود دارد.؟ ا دیان متفاوت و اسلام چه ارزشهایی به ایران داده است ?این از ان جهت مطرح است که درغرب در روند تجدد ،انان سنتشان را بازسازی و باز نگری میکننداگر چه سنت انها تغییر یافته ولی گسستی کامل از سنت در انها صورت نگرفته است.در واقع تجدد و مدرنیته غربی ،ادامه سنت غربی است.

در ایران نیز باید بدانیم سنت های ما کدامند .؟ .کدام یک از ارزش های ایرانی و اسلامی، با مدرنیته سازکار نیست؟با ارزش های ایرانی و اسلامی و وارداتی که با مدرنیته سازگار نیست چه باید کرد؟در واقع باید دانست چه عواملی مانع شکل گیری جامعه مدرن می شود ؟

تمام دغدغه ایرانیان ان است که چگوته می توان ضمن حفظ هویت و ارزشهای ملی و میهنی که در راستای مدرنیته قرار دارند ،مدرن شوند و با زمان به پیش روند.

در جامعه ای مانند ایران، سعی شد از ماهیت انچه تجدد نامیده شد با خیر شود هر چند با زیر ساخت های سنتی ان تعارض داشت.ایران در مواجهه با غرب به نوسازی اقدام کرد.

جامعه ایران سنتی نیست .ساختارهای سنتی اسیب دید و یا در روند نوسازی نابود شدند یا تضعیف گردیدند.ولی برخلاف ترکیه مدل نوسازی اتاتورک ، انقطاع کامل از سنت صورت نگرفت همین عدم انقطاعموجب شد ، سنت خود را تکرار کرد و دچار اغتشاش فکری شد.این مساله نشان می دهد که مشکل ایران جنبه فکری و فلسفی و عملیاتی دارد.از نظر فکری و فلسفی ما مجبوریم به مدرنیته روی اوریم

چون ابزارهای تحلیل صرفا غربی است .فلسفه جامعه شناسی و علو م اجتماعی و.. از غرب نشات می گیرد.ما مجبور شده ایم از مفاهیم انان استفاده کنیم هر چند با واقعیت های های اجتماعی ما نمی خواند.بایستی تفکر سیاسی ما با عمل سیاسی ما بخوانداز نظر عملیاتی ما با مشکلات بسیار مواجه هستیم.ما باید بدانیم چگونه می توانیم مشکلات را حل کنیم.صرف نگاه فلسفی و فکری نمی تواند مشکلات کشور را حل کند.

.

برخلاف نوشته عباس میلانی(کتاب تجدد و تجدد ستیزی در ایران) ما زاینده تجدد نبوده ایم و تجدد درکشور وتاریخ ما وجود نداشته است.وی سعی کرده تجددی جدا از تجربه غربی تجدد ارائه دهد که با فرهنگ و هویت ما سازگار باشد.در حالی که تجدد و مدرنیته ،چه بخواهیم و چه نخواهیم تنها در غرب به منصه ظهور رسیده واین تجربه تاریحی مختص غرب است.

کتاب ایران و مدرنیته

روشنفکران مشروطه هم نقش مهمی در این زمینه ایفا کردند.هدف روشنفکران تاسیس مدرنیته بود.میرزا اقاخان فاصله گرفنن از اصول و قانون طبیعی و عدم مشارکت مردم در امور مملکتی ،رسوخ ارای خرافی در دین و رشد اندیشه های صوقی مابانه در میان علما و فقیهان را مانع تحقق مدرنیته می داند..در عین حال ،راه حل را در اخذ مدنیت فرهنگی جستجو می کند..طالبوف مبارزه با حکومت مطلقه را در دستور کار خود قرار داد.دلایل عقب ماندگی ایران را در خرافات فساد اخلاقی ،فقدان امنیت و ترسو ناامنی جستجو می کند.او سیستم مشروطه را پیشنهاد می کند و مدل اصلاحات طالبوف ژاپن است.ملکم خان ،تحت تاثیر فلسفه پوزیتیویستی و اندیشمندان روشنگری بود.وی نظام استبدادی و عدم گسترشاموزشو علم و عقب افتادگی اقتصادی را علل فلاکت ایران می داند.ازنظر وی مدرنیته یک کل است و بایستی به تمامی فهمیده شود.تکیه بر تجدد ،قانون و مشروطه راه اساسی ایران است.مستشار الدوله ساختار سیاسی خود کامه ایران رت نقد می کند و راخه حل را در توسل به یک کلمه یعنی قانون می داند.حاج میرزا محمد خان سینکی لواسانی ،علل عقب ماندگی ایران را شیوه اعمال قدرت ،فقدان قانون و در انذیشه رهبرانم مذهبیجستجو می کند.تکیه بر قانون و ایجاد مجلس را راه حل مشکلات ایران می داند.اخوندزاده معضلات اساسی ایران را در فقدان تفکر ترقی خواهی ،عدموجود ازادی ،عدم وجود قانون ،فقدان گرایش به عقل گرایی و استبداد سیاسی می دانست.انتقال اگاهیازجوامع غربیبه ایران ،اصلح خط ،گسترش علم و اموزش،بر انداختن استبداد و تاسیسکنستیتوسیون هدف اساسی او بود.پروتستانتیزم نیز راه اصلاح مذهلبی ذر ایران بود.میرزا صالح شیرازی ،ازادی انتخابات و مطبوعات ،تکیه بر ازادیافکار و عقاید و ترویج علم و صنعت را از جمله عوامل پیشرفت انگلستان می دانست و خواستار استفاده ازاین مدل در ایران بود..به ترتیب هدف روشننفکراان تاسیس تجدد بود.

کتاب ایران و مدرنیته صص 306 و 307