سازمان پیمان امنیت جمعی و نتیجه گیری از فعالیت ده ساله
ایران شرقی/

سران کشور های عضو سازمان پیمان امنیت جمعی و جامعه همسود روز پانزده می در مسکو از دهمین و بیستمین سالگرد تاسیس این دو نهاد تجلیل و مواضع مشترک خود را در رابطه به امنیت بین المللی و منطقه ای اعلام کردند.این اولین قدرت نمایی “پوتین” در بخش سیاست خارجی بعد از وارد شدن به کاخ کرملین بود. همچنین طی چند سال گذشته برای اولین بار بود که سران یازده کشور عضو جامعه همسود و اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی به طور کامل در پایتخت روسیه گرد هم آمدند.
یادداور می شویم در سال ۲۰۱۱ میلادی روسای جمهور بلاروس، آذربایجان و ازبکستان نشست ازادانه جامعه کشور های همسود در دوشنبه را تحریم و از شرکت در آن خودداری کرده بودند. به نظر “کانستنتین زتولین”مدیر پژوهشگاه کشور های عضو جامعه همسود حضور کامل روسای جمهور کشور های سابق شوروی در مسکو مهمترین دستاورد پوتین و گروه وی است. این بدان معنا است که سران جماهیر سابق شوروی بازگشت مرد قدرتمند به کاخ کرملین را احساس کردند.سران کشورهای عضو سازمان امنیت جمعی درپایان اجلاس مسکو اعلامیه ای تصویب کردند که تمام جنبه های امنیت بین المللی مربوط به کشورهای عضو این سازمان را دربرمی گیرد.ادامه…..
“ولادمیر پوتین” رئیس جمهور روسیه در مراسم افتتاح نشست مسکو بر مواضع مشترک کشورهای عضو برای تامین امنیت منطقه ای و بین المللی تاکید کرد.”نورسلطان نظربایف” رئیس جمهور قزاقستان نیز گفت که در نشست مسکو تدابیر مشترک برای مقابله با تهدیدات معاصر به خصوص تهدیدات ناشی از افغانستان اندیشیده شده است. به گفته وی سران کشورهای سازمان امنیت جمعی همچنین وضعیت خاورمیانه، شمال افریقا، غرب آسیا، حوادث سوریه و موضوع مربوط به برنامه هسته ای ایران را نیز مورد برسی قرار داده اند.در نشست مسکو همچنین موضوع قرارداد تاسیس مناطق آزاد تجاری در قلمرو کشور های عضو که از سوی هشت کشور امضا ولی تصویب نشده است، مورد بررسی قرار گرفت. پوتین در این زمینه معتقد است که درطول سال های گذشته اقدامات لازم برای همگرایی کشور های عضو جامعه همسود اتخاذ شده است و اکنون زمان تصویب اسناد و اجرای عملی آن ها است. پوتین در حضور سران کشور های همسود و سازمان پیمان امنیت جمعی با صراحت بر افزایش قدرت این نهاد ها تاکید و اشاره کرد که تنها راه افزایش قدرت ما همگرایی بیشتر در این ساختار ها می باشد.
“الکسی ولس اف”سیاست شناس روس می گوید در حقیقت میان کشور های جامعه همسود روابط صمیمانه وجود ندارد. میان تاجیکستان و ازبکستان جنگ سرد در جریان است وروابط آذربایجان و ارمنستان نیز بحرانی است.روسیه نیز با همه این کشور ها مشکل دارد، اما در مجموع روسیه برای سران همه کشور های جامعه همچنان به عنوان یک مرکز همگرایی محسوب می شود. وی معتقد است که پیشنهاد پوتین در باره تاسیس مراکز آزاد تجاری با اولویت زبان روسی و جاری کردن روابط بدون ویزا میان کشور های عضو در واقع می تواند جامعه همسود را از فروپاشی حفظ کند.در همین حال به مناسبت ده سالگی تاسیس سازمان امنیت جمعی و بیست سالگی تاسیس جامعه کشور های همسود نشست مسولان دولتی و کارشناسان جهت ارزیابی فعالیت این نهاد ها در گذشته برگزار شد. در این نشست عمدتا موضوع عوامل تهدید بر امنیت این کشور ها مورد توجه قرار داشت. در این زمینه شرکت کنندگان به دو گروه تقسیم می شدند. گروه اول که عمدتا مسولان نهاد های قدرتی تاجیکستان بودند ومعتقدند که در حال حاضر اصلی ترین تهدید امنیت تاجیکستان از سمت جنوب-از افغانستان است. “فرهاد جعفر اف” معاون رئیس یکی از ریاست های ستاد کل نیرو های مسلح تاجیکستان ، وجود گروه های تندگرا داخلی در خاک افغانستان را که از سوی سازمان های تروریستی بین المللی حمایت می شوند، یکی از عوامل تهدید برای تاجیکستان ارزیابی کرد. وی همچنین با اشاره به خروج نیرو های بین المللی از افغانستان در سال ۲۰۱۴ میلادی گفت نیرو های خارجی قصد دارند تا قبل از خروج خود یک نیروی ۳۰۰ هزار نفری شامل پلیس و ارتش افغانستان را مجهز کنند. اما در صورت به قدرت رسیدن دوباره طالبان این نیروی نظامی قوی امنیت منطقه از جمله تاجیکستان را نیز تهدید خواهد کرد. در گروه دوم که کارشناسان قرار داشتند براین نظر بودند که امنیت تاجیکستان از سوی ازبکستان تهدید می شود.”رشید غنی عبد الله “کارشناس مسایل سیاسی در دوشنبه معتقد است که امنیت تاجیکستان نه ازجانب افغانستان بلکه از سوی ازبکستان مورد تهدید قرار دارد. منظور رشید عبدالله هر از گاهی تجمع نیروهای نظامی ازبکستان در مرز با تاجیکستان است.از سوی دیگر، در حالی که مقامات انتظامی تاجیک عملکرد سازمان امنیت جمعی در مبارزه علیه تروریسم، قاچاق مواد مخدر و فروش سلاح و انسان را مفید ارزیابی کرده اند، برخی کارشناسان شدت گرفتن تنش در روابط دوشنبه تاشکند را ناشی از ضعف این سازمان نظامی می دانند.
“وفا نیت بیک اف “پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک تاجیکستان می گوید متاسفانه کشور های عضو سازمان پیمان امنیت جمعی برای حل بحران های داخلی بر اساس منافع دو جانبه تصمیم می گیرند و از این رو روسیه در قضیه اختلافات تاجیکستان و ازبکستان با هدف حفظ منافع خود،با قاطعیت عمل نمی کند.”ولادمیر وانیف”مشاور سفیر روسیه در دوشنبه ضعف سازمان پیمان امنیت جمعی را در عدم برخورد مشترک با مسایل و مشکلات کشور های عضو این سازمان می داند. به گفته وی روسیه نمی تواند در امور داخلی کشور های منطقه دخالت کند و از سوی دیگر جایگاه خویش را نیز به کشور دیگر نیز واگذار نخواهد کرد. به گفته وی ناتو تلاش کرد که جایگاه ما در افغانستان را پر کند اما تا کنون به نتیجه دلخواه نرسیده است و امکانات ناتو برای حل مشکلات آسیای مرکزی خیلی کمتر است. مشاور سفیر روسیه در تاجیکستان تاکید کرده است که یکی از موضوع های نشست روز ۱۵ می سران این سازمان جستجوی مکانیسم های جدید برای حل و فصل اختلافات داخلی است که نتایج آن برای تاجیکستان با اهمیت خواهد بود.با این حال، کارشناسان تاجیک با توجه به سابقه برخورد قدرت های فرامنطقه ای با مسایل و مشکلات آسیای مرکزی توصیه کردند که دولت دوشنبه برای محار کردن خطرات بیرونی، به امکانات خویش تکیه کند و برای جلوگیری از تهدیدات با هر نیروی مطرح در منطقه مستقلانه وارد مذاکره شود زیرا هیج کشور دیگری برای حفظ امنیت تاجیکستان دل نمی سوزاند.گفتنی است، ده سال قبل در تاریخ ۱۵ می سال ۱۹۹۲ میلادی جماهیر روسیه، بلاروس، ارمنستان، تاجیکستان، گرجستان، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان قرارداد امنیت جمعی را امضا کردند . این پیمان در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۰۲ میلادی به سازمان پیمان امنیت جمعی تبدیل شد. به نظر کارشناسان روسیه با هدف جلوگیری از گسترش ناتو به شرق و حفظ نفوذ خویش در فضای جماهیر سابق شوروی، اقدام به تاسیس سازمان پیمان امنیت جمعی کرده است
پوتین و سیاست خارجی جدید روسیه
همزمان با پیروزی مجدد پوتین در انتخابات ریاست جمهور روسیه، این كشور تحولات جدیدی را تجربه می كند. به گزارش ایرنا، كمیسیون مركزی انتخابات روسیه ساعت هفت بامداد دوشنبه 15 اسفنداعلام كرد: با شمارش 47/97 درصد آرای ماخوذه از صندوق های رای انتخابات ریاست جمهوری روسیه، 'ولادیمیر پوتین' 08/64 درصد آرا را بدست آورد. بر پایه این گزارش،'گنادی زوگانف' رهبر حزب كمونیست روسیه، 1/17 درصد آرا، 'میخاییل پروخروف' سرمایه دار روس هم در حال حاضر با كسب 99/6 درصد پس از پوتین و زوگانف در مكان سوم قرار دارد. همچنین 'ولادیمیر ژیرینفسكی' رهبر حزب لیبرال دمكرات، 37/6 درصد آرا و 'سرگئی میرونف' رهبر حزب 'روسیه عادل' هم 74/3 درصد آرا را كسب كردند. پوتین كه پیش از این در فاصله سال های 2000 تا 2008 میلادی دو بار سكان رهبری روسیه را بر عهده داشته و از آن زمان تاكنون نیز در سمت نخست وزیر این كشور مشغول فعالیت است.
پوتین شامگاه یكشنبه 14 اسفند، در اجتماع دهها هزار نفری طرفداران خود در 'میدان مانژ' مسكو كه 'دمیتری مدودیف' رییس جمهوری روسیه نیز در آن حضور داشت، بدون اشاره به نام كشور خاصی از جنجال های تبلیغاتی مداخله جویانه غرب در جریان كارزارهای انتخابات ریاست جمهوری كشورش انتقاد كرد. وی افزود: ما در مبارزه سالم و منصفانه ای پیروز شدیم و این نه تنها انتخابات ریاست جمهوری، بلكه آزمونی برای مردم روسیه و بلوغ سیاسی آنان بود. پوتین خاطرنشان كرد: این انتخابات نشان داد كه هیچكس نمی تواند اراده خود را بر ما تحمیل كند. وی اضافه كرد: این انتخابات نشان داد كه مردم روسیه به سادگی قادر به تشخیص دسیسه های جدید سیاسی دشمنان خود كه هدفی جزء نابودی نظام حكومتی این كشور را دنبال نمی كند، می باشند. وی گفت: مردم روسیه امروز نشان دادند كه این گونه سناریوها در سرزمین ما تحقق نخواهد یافت. گفتمان پوتین پس از انتخاب به عنوان رییس جمهور آینده روسیه نشان می دهد كه این كشور، در دوران جدید زمامداری پوتین با تحولات گسترده ای روبه رو خواهد شد، همانظور كه پیشتر در سال 1999، روسیه با پوتین آغازی جدید را تجربه كرد.
روسیه پس از سال 1991(1370) را می توان كشوری توصیف كرد كه شرایط جدیدی را در حوزه داخلی و هم در حوزه خارجی تجربه می كرد، روسیه در دوران پسا شوروی با از هم پاشیدگی ساختارهای داخلی و خارجی گذشته مواجه شده بود و از دیگر سو می بایست ساختارهای جدیدی را برای تحرك در عرصه خارجی ایجاد می كرد. براین مبنا مجموع تحولات جدید موجب شد تا فرصت ها و تهدیدهای جدیدی پیش روی زمامداران این كشور قرار بگیرد.
در عرصه سیاست خارجی نیز روسیه، تحولات چشمگیری داشت به نحوی كه در دوران پسا شوروی، سیاست خارجی این كشور با فقدان ساختار تصمیم سازی و قابلیت و توان سناریوپردازی منسجم، تصمیمات جزیره ای و منفعلانه روبه رو شده بود. در دوران 'بوریس یلتسین' سیاست خارجی روسیه بیشتر منفعلانه و جزیره ای عمل می كرد. اما با روی كار آمدن 'ولادیمیر پوتین' در سال 1999
(1379) به عنوان كفیل ریاست جمهوری روسیه، سیاست خارجی این كشور، به گونه ای مشهود تغییر كرد.
به نظر برخی كارشناسان سیاسی، تحولات سیاست خارجی دوران پوتین را شاید بتوان در دو سطح ساختاری و رویكردی طبقه بندی كرد. در این دوران سیاست خارجی روسیه در حوزه ساختاری از بی ثباتی به ثبات نسبی، از ساختار غیرمنسجم به ساختاری منسجم، تغییر رویه داد. در حوزه رویكردی نیز سیاست خارجی روسیه به شدت به سمت موازنه سازی میان بازیگران بین المللی حركت كرد.
براین اساس، دوران 'دمیتری مدودیف' را شاید بتوان دورانی دانست كه سیاست خارجی در ثبات نسبی، تنها رویكرد متفاوتی را در عرصه اجرایی دنبال كرد و ثباتی كه پوتین آفریده بود، در قالب هایی ساختارمند دنبال می شد. در چنین چارچوبی، انتخاب مجدد پوتین به عنوان رییس جمهور آینده این كشور در سال2012 (1390)، نوع و چگونگی نگاه پوتین به سیاست خارجی جدید روسیه و راهبرد این كشور در نظام بین الملل متغیر كنونی برای پیشبرد اهداف و منافع ملی را با اهمیت ساخته است.
از این منظر، بررسی نگاه پوتین به اهداف، منافع ملی و راهبردهای كلان روسیه از یك سو و در دیگر سو، شاخص های رفتاری كه سیاست خارجی جدید روسیه در دوران پوتین می تواند مد نظر داشته باشد و برآیندهای آن، بستری مناسب جهت بررسی خواهد بود.
** پوتین؛ از گذشته تاكنون
----------------------------------
ولادیمیر پوتین، نخست وزیر پیشین روسیه و رییس جمهور فعلی این كشور، بیشتر دوران كودكی خود را در بلوك های ساختمانی اتحاد جماهیر شوروی گذراند و سپس بیش از یك دهه از زندگی خود را در دنیای اطلاعات و جاسوسی سپری كرد. پوتین امروز در حالی 68 ساله شده است كه وارد مرحله دیگری از زندگی سیاسی خود می شود. اما با وجود تغییرات رخ داده درساختار داخلی روسیه، نظام بین المللی نیز با تحولات جدیدی مواجه شده بود، به طوری كه نظام دو قطبی دوران جنگ سرد با اضمحلال اتحاد جماهیر شوروی دیگر وجود نداشت و فضای بین المللی روندهای متفاوتی را به خود می دید.
شاید بتوان گفت، انتقال قدرت از یلتسین به پوتین نشان داد كه ساختار سیاسی روسیه به دنبال تمركز در ساختار و هویت مستقل در سیاست خارجی است.در این میان اگرچه، روسیه دوران یلتسین، با موج جدایی طلبی، جنگ در چچن، ضعف در سیاست های امنیتی- دفاعی و سیاست خارجی مواجه بود. اما پوتین توانست پس از یلتسین به بسیاری از این نگرانی ها پایان دهد و فضای عمومی روسیه را ثبات بخشد.
در حوزه سیاست خارجی، از یك سو پوتین با محذورات ناشی از بازسازی قدرت روسیه به دلیل مشكلات اقتصادی برخاسته از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روبه رو بود و از دیگر سو، رفتار خارجی این كشور با توجه به پیشینه نظام دو قطبی می بایست در مسیر توانایی های گذشته قرار می گرفت. در این قالب، سیاست خارجی روسیه علاوه بر همكاری با غرب در چارچوب منافع اقتصادی، بایستی قابلیت ها و توانایی های منطقه ای و بین المللی خود را بازمی یافت. در این چارچوب، پوتین دست به اجرای راهبردی تلفیقی زد. براین اساس، راهبرد پوتین تلفیقی از راهبرد نگاه به غرب 'آندره كوزیرف' (وزیرامورخارجه پیشین روسیه) و نگاه به شرق 'یوگنی پریماكف' (نخست وزیر پیشین روسیه) بود. در رویكرد نگاه به غرب و یا 'آتلانتیك گرایی' تعامل و همكاری راهبردی به مثابه یك اولویت اساسی تعریف و تبیین شده است در حالی كه در رویكرد 'اوراسیاگرایی، نگاه به شرق و بازگشت روسیه به مناطق ژئوپلتیك دوران شوروی مد نظر قرار می گرفت.
به گزارش منابع خبری روسی، در این زمینه پوتین در 6 ژانویه سال 2000 (دی ماه 1379) در یكی از اولین اقدامات خود، سندی را بعنوان طراحی مفهوم امنیت ملی روسیه تصویب كرد. به طوری كه این سند دگرگونی اساسی در سیاست خارجی روسیه، نسبت به جهان غرب را موجب شد.
برخی كارشناسان براین باورند: پوتین با تعیین چند اولویت جدید، تلاش كرد تا رویكردهای سیاست خارجی روسیه را منسجم تر سازد:
- تقویت اقتصاد روسیه: روسیه دوران پسا شوروی به دلیل فروپاشیدن بسیاری از ساختارهای گذشته و لزوم بازسازی و ایجاد ساختارهای جدید، نیاازمند الزام اولویت دهی به حوزه اقتصادی بود كه این الزام در دوران پوتین به صورتی نظام مند دنبال گردید.
- توجه به منطقه اوراسیا: پوتین تلاش كرد تا در چارچوب بازیابی سازمان هایی نظیر، سازمان كشورهای مستقل همسود و سازمان پیمان امنیت جمعی، اوراسیا (آسیای میانه- قفقاز) را به روسیه پیوند دهد.
- حمایت از استقرار جهان چندقطبی: در سند مربوط به سیاست خارجی روسیه، مخالفت با نظام تك قطبی و تلاش در جهت استقرار نظام چند قطبی، مورد تاكید فراوانی قرار گرفت و تلاش پوتین نیز در سال های 2000 تا 2008 (1380- 1387) در جهت جلوگیری از ایجاد نظام تك قطبی بوده است.
-اولویت های دیگر سیاست خارجی این كشور مبارزه با تروریسم و جدایی طلبی قومی، تاكید بر نقش محوری سازمان ملل در عرصه بین المللی، حمایت از حق حاكمیت كشورها و ایجاد ثبات استراتژیك در جهان.
**چشم انداز سیاست خارجی جدید پوتین
---------------------------------------------
از نگاه برخی كارشناسان، در آغاز قرن بیست و یكم، وقوع دو رخداد فضای كلان روابط روسیه و غرب (به طور عام) و روابط روسیه و آمریكا (به طور اخص) را دگرگون ساخت. رخداد نخست، ورود پوتین به عرصه سیاست روسیه بود كه با نگاهی متفاوت به روسیه و تواناییهای این كشور به عنوان رییس جمهور به كاخ كرملین پای گذاشت و رخداد دوم حادثه 11 سپتامبر بود كه نظم بینالمللی را كاملاً متحول كرد. اما با پایان دوران ریاست جمهوری پوتین و روی كار آمدن مدودیف، سیاست خارجی روسیه در رویكردها دچار چرخشی متفاوت از گذشته شد و سیاست خارجی این كشور كه پیش از این با مبنایی اوراسیا گرا اما با تعادلی غرب محور شناخته می شد به یكباره با مبنایی 'آتلانتیك گرا' (غرب گرا) و تعادلی شرق محور اجرایی شد.
براین اساس و در چنین چارچوبی، با انتخاب مجدد پوتین به عنوان رییس جمهوری روسیه، به نظر می رسد كه سیاست خارجی این كشور بار دیگر تحولات جدیدی را به خود خواهد دید. زیرا با توجه به فضای بین المللی جدید و تحولات رخ داده، سیاست خارجی پوتین را بایستی تلفیقی از اصول گذشته و رویكردهای جدید تلقی كرد. اینك پوتین به تبعیت از گفتمان امنیتی اوراسیاگرایی به این تعبیر 'لرد پالمرستون' معتقد است كه روسیه منافع دایمی دارد ولی دوستان و دشمنان دایمی ندارد.براین مبنا، پوتین اهداف كوتاه مدت خود را ناظر بر نظارت موثر بر فضای شوروی سابق، ممانعت از گسترش نفوذ مراكز دیگر قدرت از قبیل آمریكا و چین به این فضا متمركز كرده است كه این رویكرد در طرح 'اتحادیه اوراسیایی' پوتین تبلور یافته است.
همچنین، پوتین در سیاست خارجی خود تلاش می كند تا مفهوم چندجانبه گرایی را به جای چندقطبی در ادبیات راهبردی بین المللی تقویت نماید چراكه در یك فضای چندجانبه گرا فرصت برای نقش آفرینی روسیه بیش از گذشته خواهد شد. وی در این راستا فضای نوینی برای همكاری با ائتلاف غرب و ساز و كارهای فرا آتلانتیكی برای دستگاه های تصمیم ساز راهبردی روسیه، بازتعریف كرده است.
به گزارش منابع خبری، در سند 'دكترین سیاست خارجی روسیه' كه در جولای 2008 (تیر 1387) تصویب شد كه یكی از اولویت های اصلی سیاست خارجی این كشور را مقابله با یكجانبه گرایی و اقدام در فضای چندقطبی تعریف شده است. در این چارچوب شاید بتوان اولویت های سیاست خارجی روسیه در دوران جدید پوتین را در این اصول خلاصه كرد:
1.افزایش نقش روسیه در روند و حل و فصل مسایل بین المللی
2. تغییر جهت گیری سیاست خارجی روسیه ازغرب (اروپا و آمریكا) به سمت شرق (مطقه اوراسیا، آفریقا و آمریكای لاتین)
3. عبور از مفهوم 'دشمن' در سیاست امنیتی و خارجی و استفاده از مفاهیم رقابت و همكاری در برابر غرب
4.كنار گذاشته شدن مفهوم نظام تك قطبی و اصالت دادن به چندجانبه گرایی بین المللی
5.مشاركت فعال روسیه در چارچوب نظم نوین جهانی و ممانعت از الگوهای رفتاری یك جانبه گرا
** جمع بندی
------------------------
سیاست خارجی روسیه اگرچه در دهه گذشته با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده، اما به طور حتم نمی توان نقش پوتین به عنوان قوام دهنده سیاست خارجی جدید روسیه را از نظر دور داشت. درواقع پوتین در ساختار سازی سیاست خارجی روسیه پسا شوروی بسیار فعال بوده است . در چنین چارچوبی سیاست خارجی روسیه توانست با مانور بیشتری نسبت به گذشته اقدام كرده و قابلیت تطابق براساس روندهای بین المللی را پیدا كند.
به نظر می رسد روی كار آمدن مجدد پوتین در روسیه فرصت دوباره ای را برای پوتین فراهم كرده است تا همزمان هم از غرب دوری كرده و هم از منافع حاصل از همگرایی با آن در عرصه سیاست خارجی و معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای بهره لازم را ببرد. به عقیده كارشناسان روابط بین الملل، رویكرد واگرایی و استقلال روسیه در نقاط مورد اختلاف با غرب، سطح نفوذ این كشور را در عرصه بین المللی افزایش می بخشد.
حقیق**2040**1599
![]() |
Research@irna.ir |
