روابط ایران و ترکیه
با داشتن قدیمیترین مرز دائمی خاورمیانه—مرز عراق و ایران که امتداد مرز عثمانی–صفویِ قرن هفدهم است—ترکیه و ایران در یک توازن تاریخیِ رقابتیِ قدرت قفل شدهاند.
آنها اختلاف نظر خواهند داشت، اما با یکدیگر نخواهند جنگید.
با داشتن قدیمیترین مرز دائمی خاورمیانه—مرز عراق و ایران که امتداد مرز عثمانی–صفویِ قرن هفدهم است—ترکیه و ایران در یک توازن تاریخیِ رقابتیِ قدرت قفل شدهاند.
آنها اختلاف نظر خواهند داشت، اما با یکدیگر نخواهند جنگید.
کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه بهطور فزایندهای در شاخ آفریقا فعالتر شدهاند و عملاً منطقه دریای سرخ را به دو اردوگاه رقیب تقسیم کردهاند: یک محور مورد حمایت امارات و پشتیبانی اسرائیل، و در مقابل ائتلافی از دولتهای آفریقاییِ حافظ وضع موجود که با مصر، عربستان سعودی و ترکیه همسو هستند. این رقابت دیگر به دریای سرخ محدود نیست و به شمال آفریقا، مدیترانه، خاورمیانه و حتی جنوب آسیا نیز گسترش یافته است.
گفتوگوهای آمریکا و ایران میتواند از وقوع جنگ جلوگیری کند یا آخرین فرصت پیش از آغاز آن باشد.
حزبالله و حوثیها از نزدیک اوضاع را زیر نظر دارند؛ جهان نیز همینطور.
انتظار میرود آمریکا و ایران در روزهای آینده یک دور دیگر از گفتوگوها را برگزار کنند. در شرایطی که متحدان منطقهای نگران هستند و گروههای مسلح نسبت به تشدید تنش هشدار میدهند، نتیجه این مذاکرات میتواند مشخص کند که آیا دیپلماسی کارساز خواهد بود یا خاورمیانه به سمت یک جنگ گستردهتر سوق داده میشود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز جمعه اعلام کرد که انتظار میرود ایران و نمایندگان دولت ترامپ در روزهای آینده یک دور دیگر از مذاکرات را برگزار کنند.
این اظهارات پس از شش ساعت گفتوگو در مسقط، پایتخت عمان، میان عراقچی و تیمش با جرد کوشنر (داماد دونالد ترامپ)، استیو ویتکاف نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه و ژنرال برد کوپر، رئیس ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، مطرح شد.
محل دور بعدی هنوز قطعی نشده است. بهجای عمان، ممکن است یکی دیگر از کشورهای حوزه خلیج فارس یا حتی ترکیه میزبان باشد، اما انتظار میرود محور گفتوگوها تغییری نکند: توانمندیهای نظامی ایران.
در مرکز دستور کار، برنامه هستهای ایران قرار دارد؛ برنامهای که تهران همواره تأکید کرده صرفاً اهداف غیرنظامی، از جمله تولید انرژی و پژوهشهای علمی را دنبال میکند.
در مقابل، واشنگتن با بدبینی عمیق به این موضوع مینگرد و استدلال میکند که سطوح غنیسازی، ذخایر اورانیوم و پیشرفتهای فناورانه ایران میتواند نشانهای از کاربرد نظامی بالقوه باشد. آمریکا خواهان محدودسازی شدید این برنامه یا حتی حذف کامل آن است.
با این حال، مسئله هستهای تنها یکی از شکافهای مهم میان این دو دشمن دیرینه است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در یک نشست خبری در روز چهارشنبه، حداقل شروط واشنگتن برای موفقیت مذاکرات را تشریح کرد. او گفت علاوه بر محدودیتهای هستهای، برنامه موشکهای بالستیک ایران باید مورد رسیدگی قرار گیرد و حمایت تهران از گروههای مسلح اسلامگرا در خاورمیانه متوقف شود.
این مطالبات بازتابدهنده نگرانیهای دیرینه آمریکا هستند. در واشنگتن، برنامه موشکی ایران بهعنوان سامانه حمل بالقوه برای یک سلاح هستهای آینده تلقی میشود و حمایت ایران از گروههایی مانند حزبالله، حوثیها و شبهنظامیان مختلف عراقی بهعنوان عاملی بیثباتکننده در سراسر منطقه ارزیابی میگردد.
ایران اما همواره چنین شروطی را رد کرده است. مقامهای تهران با اشاره به تجربه جنگ، تحریم و انزوا، تأکید میکنند که برنامه موشکی ایران صرفاً دفاعی و غیرقابل مذاکره است. به همین ترتیب، رهبران ایران بارها حمایت از گروههای متحد را پاسخی مشروع به نفوذ اسرائیل و غرب در خاورمیانه دانستهاند.
به همین دلیل، انتظار یک پیشرفت چشمگیر پایین است.
بعید به نظر میرسد ایران در زمینه برنامه موشکهای بالستیک خود امتیازات معناداری بدهد یا از متحدان دیرینهاش، از جمله حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن، فاصله بگیرد. تحلیلگران هشدار میدهند که اگر این مواضع تغییر نکند، مسیر بهسوی درگیری نظامی روزبهروز هموارتر خواهد شد.
کارشناسان بارها هشدار دادهاند که یک درگیری مستقیم میان ایران و ایالات متحده تقریباً بهطور قطع فراتر از یک نزاع دوجانبه خواهد رفت و در صورت ورود گروههای مورد حمایت ایران، میتواند به یک جنگ منطقهای گسترده منجر شود.
نگاه قدرتمندترین نیروی شبهنظامی لبنان به جنگ احتمالی
یک مقام حزبالله که نخواست نامش فاش شود، این نگرانیها را تکرار کرد و هشدار داد که کل خاورمیانه ممکن است به سمت یک درگیری تمامعیار سوق داده شود.
او گفت: «همه کشورهای منطقه برای چنین درگیریای آمادهاند. به همین دلیل عربستان سعودی، امارات، اردن و دیگران اعلام کردهاند که اجازه نخواهند داد از حریم هواییشان برای حمله به ایران استفاده شود. رهبر دینی ایران، علی خامنهای، نیز گفته هر جنگی علیه ایران، یک جنگ منطقهای خواهد بود. برای تهران، این یک جنگ بقاست و پیامدهای آن همه کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
با وجود این هشدارهای جدی، این مقام از پاسخ قطعی به این پرسش که آیا حزبالله در صورت حمله به ایران بهطور فعال وارد عمل خواهد شد یا نه، خودداری کرد.
او گفت: «ممکن است مداخله کنیم یا نکنیم. شیخ نعیم قاسم [رهبر حزبالله] بر حق مقاومت و دفاع از لبنان تأکید کرده است. موضع ما این است که در برابر حمله اسرائیل یا هر طرف دیگری، ساکت نخواهیم نشست.»
این اظهارات نشاندهنده تلاش حزبالله برای حفظ ابهام راهبردی است. با این حال، تحلیلگران میگویند حتی اگر این گروه اراده مداخله جدی داشته باشد، توان آن پس از آخرین درگیری با اسرائیل بهشدت کاهش یافته است.
پیش از جنگی که در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، تصور میشد حزبالله یکی از بزرگترین زرادخانههای موشکی و راکتی جهان را در اختیار دارد؛ زرادخانهای با بیش از ۱۵۰ هزار پرتابه. اما پس از ماهها حملات هوایی اسرائیل و عملیاتهای هدفمند، برآوردهای مختلف نشان میدهد که این ذخایر بهطور چشمگیری، بین ۷۰ تا ۸۰ درصد، کاهش یافته است. گفته میشود پرتابگرهای موشکی نیز بهشدت آسیب دیدهاند و در برخی ارزیابیها، تنها بخش کوچکی از سطح پیش از جنگ باقی مانده است.
خسارتها تنها به سلاحها محدود نبود. حزبالله تلفات سنگینی در نیروی انسانی نیز متحمل شد. چهرههای ارشد این گروه از جمله حسن نصرالله، هاشم صفیالدین، فؤاد شکر، علی کرکی و دیگران کشته شدند. شبکههای تونلی، انبارها و مراکز فرماندهی نابود شد و شبکههای مالی که منابع مالی را به جنگجویان و حامیان منتقل میکردند، مختل یا فلج شدند.
با این حال، این مقام حزبالله اصرار دارد که این گروه همچنان توان مقاومت در برابر اسرائیل را حفظ کرده است.
او گفت: «اسرائیلیها میدانند که حتی پس از پایان جنگ، موشکهای مقاومت به بسیاری از نقاط اسرائیل، بهویژه تلآویو، اصابت کرد.»
او افزود: «آنها میدانند که جنگ با از دست رفتن توانمندیهای مقاومت پایان نیافت؛ دقیقاً برعکس. به همین دلیل است که اسرائیلیها و آمریکاییها تلاش میکنند حزبالله را وادار به خلع سلاح کنند.»
به گفته این مقام، چنین فشاری نتیجهای نخواهد داشت.
«ما گروهی هستیم که زندگی در تحقیر را نمیپذیریم. با ایمان و باورمان، ما انسانهای شرافتمندی هستیم و تماشاگر اشغال کشورمان، حملات و کشتار غیرنظامیان نخواهیم بود.»
چرا یمن میتواند به جبههای دیگر تبدیل شود؟
از یمن نیز لحنهای چالشبرانگیز مشابهی شنیده میشود. محمد البخیتی، سخنگوی حوثیها، در گفتوگو با شبکه RT از صنعا گفت که این گروه «هیچ نگرانیای» از رویارویی با اسرائیل یا آمریکا ندارد.
او گفت: «در واقع، ما ترجیح میدهیم بهجای درگیری غیرمستقیم از طریق ابزارهای منطقهای آنها یا مزدورانشان، مستقیماً با دشمن آمریکایی و اسرائیلی بجنگیم.»
البخیتی گفت ایران برای مردم یمن «فداکاریهای زیادی» کرده و حوثیها قصد دارند «با وفاداری پاسخ این وفاداری را بدهند».
با این حال، همانند حزبالله، حوثیها نیز با محدودیتهای جدی روبهرو هستند. حتی پیش از حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که تنشهای کنونی را شعلهور کرد، اقتصاد یمن پس از سالها جنگ داخلی در وضعیت بسیار وخیمی قرار داشت. حملات اسرائیل به بنادر و زیرساختهای کلیدی در پاسخ به حملات موشکی و پهپادی حوثیها، اوضاع را بدتر کرد و خسارات مستقیم و غیرمستقیم آن بیش از یک میلیارد دلار برآورد میشود.
با وجود این مشکلات، البخیتی مدعی است که «توانمندیهای نظامی» این گروه «بهطور قابلتوجهی افزایش یافته و توسعه پیدا کرده» و حوثیها «برای دورهای بعدی درگیری آمادهتر هستند». با این حال، او از بیان جزئیات این توانمندیها یا اقدامات احتمالی در صورت حمله به ایران خودداری کرد.
در گذشته، واکنشهای حوثیها شامل حملات موشکی و پهپادی به اسرائیل، حمله به کشتیرانی بینالمللی، مختل کردن جریان نفت و حتی دخالت در کابلهای اینترنتی زیردریایی بوده است. تحلیلگران معتقدند در صورت تشدید دوباره تنشها، احتمال استفاده مجدد از چنین تاکتیکهایی وجود دارد.
در حالی که مذاکرهکنندگان آماده بازگشت به میز گفتوگو میشوند، شکاف میان مطالبات آمریکا و خطوط قرمز ایران همچنان عمیق است. اینکه آیا این بحران از طریق دیپلماسی مهار خواهد شد یا منطقه به سمت یک جنگ چندجبههای حرکت خواهد کرد، نهتنها به آنچه پشت میز مذاکره گفته میشود، بلکه به این بستگی دارد که متحدان ایران پس از تبدیل شدن سخنانشان به عمل، تا چه حد حاضر و قادر به پیشروی خواهند بود.
— الیزابت بلید، خبرنگار خاورمیانه RT
تهدیدی که بهطور مکرر درباره بستن تنگه هرمز مطرح میشود، شاید بسیار آسانتر از اجرای آن قابل طرح باشد؛ نهکماهمیتتر اینکه چنین اقدامی بیش از غربِ خصمانه، به متحدی چون چین آسیب خواهد زد.
در حال حاضر، با بازگشت ایران و ایالات متحده به میز مذاکره، شدت این تهدید کاهش یافته است. اما سایه جنگ همچنان برطرف نشده است.
صداهای تندرو و بانفوذ در هر دو پایتخت همچنان بر رویکردی تقابلی پافشاری میکنند و حضور ناو هواپیمابر آمریکایی ابراهام لینکلن در نزدیکی آبهای ایران یادآور این واقعیت است که تنشها تا چه اندازه میتوانند بهسرعت تشدید شوند.
اوایل همین هفته، یگانهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تنگه هرمز به یک کشتی تجاری با پرچم ایالات متحده نزدیک شدند و آن را مورد بازرسی/سوارشدن قرار دادند، در حالی که یک جنگنده اف-۳۵ آمریکایی یک پهپاد ایرانی را که به گروه رزمی ناو هواپیمابر نزدیک شده بود، سرنگون کرد.
در همان روز، همزمان با تلاشهای فشرده دیپلماتیک در سراسر منطقه برای زنده نگه داشتن مذاکرات، نمایندگان تندرو در تهران بار دیگر بهطور علنی خواستار بستن تنگه شدند.
با این حال، محدودیتهای اقتصادی برای ایجاد هرگونه اختلال جدی، بسیار سنگین و بازدارنده است.
عامل چین
بر اساس دادههای شرکت اطلاعات کالایی «کلِپر» (Kpler) که در اختیار ایران اینترنشنال قرار گرفته، نزدیک به ۹۵ درصد از صادرات نفت خام ایران در سال ۲۰۲۵ از جزیره خارک بارگیری شده و از طریق تنگه هرمز، عمدتاً به مقصد چین، ارسال شده است.
برآوردهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی—معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی—از این تنگه عبور میکند.
تنها حدود ۶ درصد از این حجم راهی اروپا و ایالات متحده میشود. خریداران آسیایی سهم غالب را دارند و ۸۴ درصد از نفت و فرآوردههای نفتی عبوری از هرمز را جذب میکنند؛ همچنین بیش از ۸۰ درصد محمولههای گاز طبیعی مایع (LNG) نیز به مقصد بازارهای آسیایی ارسال میشود.
چین بهتنهایی روزانه حدود ۵ میلیون بشکه نفت از طریق این مسیر وارد میکند. بنابراین هرگونه اختلال پایدار، مستقیماً امنیت انرژی پکن را هدف قرار خواهد داد.
این آسیبپذیری در ماههای اخیر افزایش یافته است، زیرا صادرات نفت ونزوئلا به چین عملاً پس از تشدید اجرای تحریمهای آمریکا متوقف شده است. ونزوئلا در ماه ژانویه حدود ۸۵۰ هزار بشکه در روز نفت صادر کرد—حجمی که برای جایگزینی بخش عمده نفتی که اروپا و ایالات متحده از مسیر هرمز مصرف میکنند، کافی است.
خبرگزاری رویترز گزارش داد که ایالات متحده ماه گذشته بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان بزرگترین مقصد منفرد نفت خام ونزوئلا پس گرفت و روزانه حدود ۲۸۴ هزار بشکه دریافت کرد.
در مقابل، چین عقبنشینی کرده است. شرکت پتروچاینا اخیراً خرید نفت خام ونزوئلا را متوقف کرده که نشان میدهد پکن دیگر انتظار دسترسی به محمولههای تخفیفدار را که پیشتر در چارچوب ترتیبات دوران تحریم در دسترس بود، ندارد.
حاشیهای که تنگتر میشود
با توجه به اینکه تحریمها واردات از روسیه و ایران را نیز با پیچیدگی مواجه کردهاند، وابستگی چین به نفت خلیج فارس—و به تردد بیوقفه از تنگه هرمز—بیش از پیش افزایش خواهد یافت.
از منظر غرب، این تحولات بهطور خزنده محاسبات ریسک را تغییر دادهاند. هرچند هرگونه اختلال در هرمز همچنان قیمت جهانی نفت را بالا خواهد برد، اما اروپا و ایالات متحده اکنون نسبت به گذشته در موقعیت بهتری برای جذب شوکهای کوتاهمدت قرار دارند. چین چنین مزیتی ندارد.
برای ایران، هزینهها حتی سنگینتر خواهد بود. حدود ۸۰ درصد تجارت خارجی این کشور—چه نفتی و چه غیرنفتی—از طریق بنادر واقع در امتداد خلیج فارس انجام میشود. بستن تنگه هرمز نهتنها امنیت انرژی چین را به خطر میاندازد، بلکه عملاً تجارت خارجی خود ایران را نیز فلج خواهد کرد.
علاوه بر این، در کل نظام عرضه جهانی نوعی ضربهگیر گستردهتر نیز وجود دارد. آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکند که ظرفیت مازاد تولید جهانی تا سال ۲۰۲۶ در سطحی نزدیک به ۴ میلیون بشکه در روز باقی خواهد ماند؛ عاملی که به مهار اثرات هرگونه اختلال موقت کمک میکند.
مجموع این عوامل توضیح میدهد که چرا تهدیدهای تکرارشونده ایران برای بستن تنگه هرمز—که طی بیش از دو دهه بارها مطرح شدهاند—هرگز به مرحله اجرا نرسیدهاند.
ولی اگر جنگ کوتاه باشد بنظر می رطد ایران درنگ نخواهد کرد.