یمن

نیکلاس کریستوف نیویورک تایمز

«رئیس‌جمهور ترامپ اشاره‌ای به این موضوع در سازمان ملل نکرد، اما آمریکا در قتل، قطع عضو و هلاکت کودکان یمنی بر اثر گرسنگی، دست دارد.» «دست‌کم ۸ میلیون نفر در معرض خطر مرگ از گرسنگی بر اثر قحطی قریب‌الوقوعی قرار دارند که نتیجه اقدامات ما و متحدان ما است، نه حاصل از بین رفتن محصولات کشاورزی. سازمان ملل آن را وخیم‌ترین بحران انسانی توصیف کرده و ما مقصر آن هستیم.» نویسنده در ادامه به نقش بمب‌های آمریکایی که در اختیار ائتلاف سعودی- اماراتی قرار گرفته در کشته شدن کودکان و مردم یمن اشاره کرده است.  ائتلاف تحت رهبری عربستان پنجشنبه ۱۸ مردادماه به بازار شهر «ضحیان»، واقع در استان شمالی «صعده» و اتوبوس حامل دانش‌آموزان حمله کرد که بر اثر آن دست‌کم ۵۰ نفر شهید و ۷۷ نفر دیگر زخمی شدند. شمار زیادی از این شهدا کودکان بودند. شبکه خبری سی‌ان‌ان یک هفته بعد از این حمله گزارش داد بمب ۵۰۰ پوندی مورد استفاده در این حمله، ساخت شرکت آمریکایی «لاکهیلد مارتین» بوده است. دیوید میلیباند، وزیر امور خارجه سابق انگلیس که در حال حاضر ریاست «کمیته امداد بین‌المللی» را بر عهده دارد به نیویورک‌تایمز گفت: «بحران فعلی یمن، ساخته دست بشر است. در اینجا با مسئله‌ای مواجه نیستیم که در آن پیروزی در جنگ به بهای رنج بشری به دست می‌آید. هیچ‌کس برنده نمی‌شود، جز گروه‌های افراطی که در شرایط هرج و مرج پا می‌گیرند.»

کارشناسان سازمان ملل، یمن را صحنه بزرگترین بحران بشری در جهان توصیف می‌کنند. ۲۲ میلیون نفر که ۷۵ درصد جمعیت یمن را تشکیل می‌دهند نیازمند نوعی کمک‌رسانی و حمایت بشردوستانه هستند. از این میان، ۸.۴ میلیون نفر نمی‌دانند وعده غذایی بعدی‌شان از کجا تأمین خواهد شد. کنث راث، کارشناس دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید: «دولت ترامپ خودش را در جرائم جنگی نظام‌مند همدست کرده است.»

نویسنده در واکنش به این اظهارنظر راث، اما به نقش دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا که جنگ یمن در دوران ریاست‌جمهوری او آغاز شد، اشاره کرده و نوشته است: «بگذارید این را روشن کنیم: این فاجعه اخلاقی، فاجعه‌ای فراحزبی است. این سیاست، با برخی محافظه‌کاری‌ها در دوران رئیس‌جمهور باراک اوباما آغاز شد و بعد ترامپ آن را تشدید کرد و محافظه‌کاری‌ها را از میان برد.»

رابرت مالی، دستیار اوباما که به اشتباهات دولت او در جنگ یمن معترف است می‌گوید: «جنگ در یمن باعث وخیم‌ترین بحران انسانی در سراسر دنیا منجر شده است. ما با برخی اقدام‌ها و اهمال‌ها، ناگزیر در این بحران دست داریم.»

یمن

نیکلاس کریستوف نیویورک تایمز

«رئیس‌جمهور ترامپ اشاره‌ای به این موضوع در سازمان ملل نکرد، اما آمریکا در قتل، قطع عضو و هلاکت کودکان یمنی بر اثر گرسنگی، دست دارد.» «دست‌کم ۸ میلیون نفر در معرض خطر مرگ از گرسنگی بر اثر قحطی قریب‌الوقوعی قرار دارند که نتیجه اقدامات ما و متحدان ما است، نه حاصل از بین رفتن محصولات کشاورزی. سازمان ملل آن را وخیم‌ترین بحران انسانی توصیف کرده و ما مقصر آن هستیم.» نویسنده در ادامه به نقش بمب‌های آمریکایی که در اختیار ائتلاف سعودی- اماراتی قرار گرفته در کشته شدن کودکان و مردم یمن اشاره کرده است.  ائتلاف تحت رهبری عربستان پنجشنبه ۱۸ مردادماه به بازار شهر «ضحیان»، واقع در استان شمالی «صعده» و اتوبوس حامل دانش‌آموزان حمله کرد که بر اثر آن دست‌کم ۵۰ نفر شهید و ۷۷ نفر دیگر زخمی شدند. شمار زیادی از این شهدا کودکان بودند. شبکه خبری سی‌ان‌ان یک هفته بعد از این حمله گزارش داد بمب ۵۰۰ پوندی مورد استفاده در این حمله، ساخت شرکت آمریکایی «لاکهیلد مارتین» بوده است. دیوید میلیباند، وزیر امور خارجه سابق انگلیس که در حال حاضر ریاست «کمیته امداد بین‌المللی» را بر عهده دارد به نیویورک‌تایمز گفت: «بحران فعلی یمن، ساخته دست بشر است. در اینجا با مسئله‌ای مواجه نیستیم که در آن پیروزی در جنگ به بهای رنج بشری به دست می‌آید. هیچ‌کس برنده نمی‌شود، جز گروه‌های افراطی که در شرایط هرج و مرج پا می‌گیرند.»

کارشناسان سازمان ملل، یمن را صحنه بزرگترین بحران بشری در جهان توصیف می‌کنند. ۲۲ میلیون نفر که ۷۵ درصد جمعیت یمن را تشکیل می‌دهند نیازمند نوعی کمک‌رسانی و حمایت بشردوستانه هستند. از این میان، ۸.۴ میلیون نفر نمی‌دانند وعده غذایی بعدی‌شان از کجا تأمین خواهد شد. کنث راث، کارشناس دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید: «دولت ترامپ خودش را در جرائم جنگی نظام‌مند همدست کرده است.»

نویسنده در واکنش به این اظهارنظر راث، اما به نقش دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا که جنگ یمن در دوران ریاست‌جمهوری او آغاز شد، اشاره کرده و نوشته است: «بگذارید این را روشن کنیم: این فاجعه اخلاقی، فاجعه‌ای فراحزبی است. این سیاست، با برخی محافظه‌کاری‌ها در دوران رئیس‌جمهور باراک اوباما آغاز شد و بعد ترامپ آن را تشدید کرد و محافظه‌کاری‌ها را از میان برد.»

رابرت مالی، دستیار اوباما که به اشتباهات دولت او در جنگ یمن معترف است می‌گوید: «جنگ در یمن باعث وخیم‌ترین بحران انسانی در سراسر دنیا منجر شده است. ما با برخی اقدام‌ها و اهمال‌ها، ناگزیر در این بحران دست داریم.»

یمن

دویچه وله ـ درگیری شدیدی میان ارتش یمن و جدایی‌طلبان جنوب این کشور در جریان است. در این درگیری‌ها ده‌ها نفر کشته و زخمی شده‌اند. گفته می‌شود که مقر دولت عبد ربه منصور هادی به تصرف نیروهای جدایی‌طلب جنوب یمن در آمده است.

پس از تصرف پایتخت به دست حوثی‌ها دولت عبد ربه منصور هادی مجبور به انتقال پایگاه خود از صنعا به عدن شد
نمایی از شهر عدن

روز یکشنبه (۲۸ ژانویه/ ۸ بهمن) در شهر بندری عدن، محل استقرار دولت عبد ربه منصور هادی، درگیری شدیدی منجر به کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر شد. دولت پرزیدنت هادی از طرف جامعه بین‌الملل به عنوان دولت قانونی یمن به رسمیت شناخته می‌شود.

 

درگیری میان ارتش وفادار به عبد ربه منصور هادی و نیروهای موسوم به "شورای انتقالی جنوب یمن" در جریان است. نیروهای شورای انتقالی جنوب یمن را جدایی‌طلبانی تشکیل می‌دهد که خواستار استقلال جنوب این کشور هستند. جنوب یمن خود تا سال ۱۹۹۰ میلادی کشوری مستقل بود.

خبرگزاری فرانسه شمار کشته‌شدگان را با استناد به نمایندگان "نیروهای امنیتی"، ۶ تن و زخمی‌ها را "ده‌ها" نفر اعلام کرده است. خبرگزاری آلمان با استناد به کارکنان بیمارستان‌های محلی از دست‌کم یک کشته و ۸ مجروح خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از عدن، جدایی‌طلبان توانسته‌اند مقر دولت پرزیدنت هادی را به تصرف خود در آورند.

احمد بن دغر، نخست‌وزیر یمن، روز یکشنبه با صدور بیانیه‌ای از "کودتا"ی جدایی‌طلبان سخن گفته، آن را محکوم کرده و خواستار حمایت ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی از دولت هادی شده است.

ارتش وفادار به آقای هادی و شورای انتقالی جنوب، سال‌ها در کنار هم با حوثی‌های مورد حمایت ایران جنگیده‌اند. حوثی‌ها بخش بزرگی از شمال یمن را در کنترل خود دارند.

شورای انتقالی جنوب یمن طی هفته‌های گذشته از پرزیدنت هادی خواسته بود که نخست‌وزیر بن دغر و چند وزیر دیگر را به خاطر فساد مالی برکنار کند. امروز یکشنبه با به پایان رسیدن مهلت ضرب‌الاجل شورای انتقالی برای پرزیدنت هادی، درگیری‌ها میان دو طرف آغاز شد.

پس از تصرف پایتخت به دست حوثی‌ها در سال ۲۰۱۴ میلادی، دولت عبد ربه منصور هادی مجبور به انتقال پایگاه خود از صنعا به عدن شد.

از زمان آغاز ورود ائتلاف نظامی به رهبری عربستان به جنگ یمن تاکنون، بیش از ۹ هزار نفر در این کشور جان خود را از دست داده و حدود ۵۳ هزار نفر مجروح شده‌ان

سنخ شناسی انقلاب یمن؛ بیداری اسلامی یا بهار عربی؟تیر ۳

سنخ شناسی انقلاب یمن؛ بیداری اسلامی یا بهار عربی؟تیر ۳

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 مهدی جوکار/

 

وقوع انقلابات عربی از یک سال گذشته در برخی از مهمترین کشورهای عرب، گمانه زنی های بسیاری را در باب علل آن و باالتبع، نام گذاری آن، دامن زده است. عده بسیار زیادی از تحلیل گران داخلی با دلایل و مدارک ادعا دارند که انقلابات اخیر عربی نوعی بیداری اسلامی است و عده دیگر در داخل و، همچنین اکثر قریب به اتفاق تحلیل گران غربی و عربی بر این نظرند که این انقلابات نوعی بهار عربی است؛ به همان سبکی که در اروپای شرقی رخ داد. در بررسی تحولات در تونس، مصر، بحرین، می توان با نگاه به بازیگران مطرح در انقلاب اخیر کشورشان (که اکثریت از جوانان، و مسلمان بودند) با دلایل و مدارک از هر دو دیدگاه متفاوت بیداری اسلامی و بهار عربی به آن نگریست.

بیداری اسلامی، به این دلیل که اکثریت جمعیت این کشورها مسلمان هستند و قاطبه تظاهرات کنندگان نیز از جوانان مسلمان بودند و انتخابات بعد از انقلاب نیز در تونس و مصر و راه یابی اکثریت مسلمانان به پارلمان این کشورها گواهی بر این مدعاست. بهار عربی، به این دلیل که انقلابات اخیر در این کشورها را می توان در راستای خواسته های سیاسی-اقتصادی سرکوب شده در این جوامع دانست که اکثریت جمعیت این کشورها را (که بیشتر نیز جوان هستند) در مقابل حکومت به عنوان مخالفان سرسخت سیاست های منسوخ شده دوران جنگ سرد این حکومت ها بسیج کرد و منجر به سرنگونی حکومت در تونس، مصر شد. در بحرین هم مداخله نظامی مستقیم عربستان از عوامل اصلی به نتیجه نرسیدن انقلاب مردمی در این کشور، تاکنون است. در این میان اوضاع یمن تا حدودی متفاوت با دیگر کشورهاست به گونه ای که به راحتی نمی توان نام بیداری اسلامی یا بهار عربی بر آن نهاد. بنابراین در این مقاله به دنبال پاسخگویی به این سوال ابهام برانگیز هستیم که بالاخره انقلاب یمن، بیداری اسلامی است یا بهار عربی؟ و یا اصلا، چه نامی باید بر آن نهاد؟ادامه….

 

جامعه یمن تفاوت های اساسی با کشورهایی مانند تونس، مصر، بحرین و… دارد و تحولات اخیر این کشور نیز هر چند متاثر از تحولات در تونس، مصر می باشد اما گمراه کننده خواهد بود اگر که همان نگاهی را به تحولات یمن داشته باشیم که به تحولات مصر، تونس و بحرین داریم.

 

در مصر و تونس ما با جامعه ای تقریبا یکدست از لحاظ سیاسی-اجتماعی روبرو هستیم و ساختارهای قبیله ای و قومی نقش چندانی در امور سیاسی و اجتماعی در این دو کشور ندارند و به گونه ای می توان ادعا کرد که این دو کشور پروسه دولت-ملت سازی را تا حدودی با موفقیت پشت سر گذاشته اند. بنابراین در تحولات انقلابی اخیر در این کشورها ما یک اعتراض همه گیر مردمی را شاهد بودیم که خواسته تمام آن ها تقریبا یک چیز بود؛ سقوط بن علی و مبارک و ایجاد حکومتی دموکراتیک. شکاف مذهبی حادی در این دو کشور وجود ندارد که بتوان به عنوان یکی از عوامل اصلی در سقوط حاکمان این دو کشور دخیل دانست. بنابراین می توان از بهار عربی برای این دو انقلاب نام برد. در بحرین تحولات بیشتر حاصل شکاف عمیق مذهبی بین اقلیت حاکم سنی و اکثریت تحت سلطه شیعه است به گونه ای که عربستان را وادار به دخالت نظامی در این کشور برای جلوگیری از روی کار آمدن شیعیان در بحرین کرد. بنابراین می توان از بیداری اسلامی در لوای بهار عربی در این کشور نام برد. اما جامعه یمن دارای چندین شکاف اساسی است که گاها این شکاف ها بر هم متراکم شده و نزاع های دامنه داری را رقم زده است و نوع تحولات آن را با دیگر کشورهای عربی متفاوت ساخته است؛ شکاف تاریخی در نوع تاریخ شکل گیری بین شمالی ها با جنوبی ها، اختلافات شمالی ها با حکومت عبدالله صالح و به طور کلی، نوع نگاه متفاوت آن ها به حکومت در یمن، اختلافات تاریخی جنوبی ها با حکومت مرکزی در صنعا و جدایی طلبی برخی از مبارزان جنوبی، شکاف مذهبی بین شمالی های زیدی و جنوبی های سنی (و اکثرا سلفی) و، حضور القاعده در جنوب این کشور.

 

این نکته را هم باید مد نظر قرار داد که جمهوری یمن بر طبق قانوس اساسی نوشته شده در زمان اتحاد دو یمن به عنوان اولین دموکراسی در جهان عرب شناخته شده بود. هر چند عبداله صالح قدرت را در این مدت در قبضه خود قرار داده بود، اما احزابی همچون الحق، اصلاح و… نیز در بازی قدرت در این کشور مشارکت داشتند؛ احزابی که اغلب با سیاست های صالح موافق نبودند ولی در پارلمان حضور داشتند.

 

شمال یمن تاریخ متفاوتی را با جنوب این کشور در دوره استعمار و دوران مدرن دارا می باشد به گونه ای دو بافت تقریبا متفاوت در شمال و جنوب در طول تاریخی تقریبا دویست ساله شکل گرفته است. یمن شمالی که تا سال ۱۹۱۸ تحت سلطه امپراتوری عثمانی بود تاریخی متفاوت را از یمن جنوبی که تا سال ۱۹۶۷ مستعمره بریتانیا بود، دارد. بدین ترتیب که منطقه شمال تحت تسلط عثمانی ها بافتی مذهبی و، منطقه جنوب تحت تسلط انگلیسی ها بافتی تقریبا سکولار دارد که تحت قوانین تجارت آزاد قرار داشت و بندر عدن به عنوان یک بندر بین المللی بعد از بندر نیویورک دارای ارتباطات گسترده ای شد و این امر موجب گردید جنوب دارای بافتی از لحاظ مذهبی و اعتقادی به نسبت بازتر، و از لحاظ فرهنگی، در سطحی بالاتر نسبت به منطقه شمال گردد. این بافت تقریبا متفاوت، با اتحاد دو یمن در دهه ۱۹۹۰ نیز ترمیم نشد و همچون آتشی زیر خاکستر باقی ماند.

 

در رابطه با اختلاف زیدی های شمال با حکومت عبدالله صالح و نوع نگاه آن ها به حکومت در یمن، باید به تاریخ شمال یمن در چند دهه گذشته و کودتای ۱۹۶۲ و سقوط سلسله امامیه در این منطقه برگشت. این امر باعث شد که زیدی ها همواره با حکومت مرکزی که ابتدا در دست جمهوری خواهان و بعد در دست عبدالله صالح بود به مخالفت بپردازند، چرا که آنها معتقدند که حکومت باید در دست امام زیدی باشد. از دلایل اصلی مخالفت با حکومت عبدالله صالح و شش جنگ آنها با یکدیگر بعد از ۲۰۰۴ نیز همین مسئله می باشد.

 

جنوبی ها نیز اختلافات عمیق و تاریخی ای با حکومت مرکزی و حکومت عبدالله صالح داشته و دارند. آن ها بر این اعتقادند که قبل از اتحاد با یمن شمالی وضعیت سیاسی و اقتصادی بهتری نسبت به زمان اتحاد داشتند و یمن جنوبی قابلیت های بیشتری نسبت به یمن شمالی دارد و باید استقلال خودش را مجددا به دست آورد. بهمین خاطر مبارزات دامنه داری را علیه عبداله صالح بعد از اتحاد دو یمن داشتند و در حال حاضر نیز بیم جدایی طلبی آن ها می رود.

 

شکاف عمده بعدی که در جامعه یمن وجود دارد و بافت آنرا از دیگر کشورهای عربی متمایز ساخته است، شکاف شیعی-سنی است. یمن دارای جمعیت بزرگ شیعی ( تقریبا ۴۲ درصد، و اکثریت زیدی) در شمال و جمعیت بزرگ سنی در جنوب (تقریبا ۵۰ درصد) می باشد. این امر در کنار بافت قبیله ای یمن، اختلافات عمده ای را ایجاد کرده است.

 

با توجه به بافت جامعه یمن و شکاف های مطرح شده در بالا، می توان ادعا کرد که سنخ تحولات در یمن با تحولات مصر، تونس و بحرین متفاوت می باشد، هر چند در ظاهر نتیجه یکسانی را در پی داشته است اما در سنخ شناسی آن تفاوت های اساسی وجود دارد. تحولات یمن را نمی توان بیداری اسلامی نامید. چرا که با توجه به تفاوت های شمال شیعی و جنوب سنی و دیدگاه های متفاوت این دو مذهب در رابطه با دین و حکومت، نمی توان دیدگاه واحد و یکسانی را بین این دو طیف مذهبی دید. هر چند که در امر مبارزه با حکومت صالح در کنار یکدیگر به تظاهرات و مخالفت هایشان تا سقوط صالح ادامه دادند. آن ها به دلایل متفاوتی با حکومت صالح مخالف بودند؛ شمال به این دلیل که عبدالله صالح آن ها را گروههای شورشی و تروریستی همچون القاعده می دانست که باید سرکوب شوند و شش جنگ را علیه آن ها به را ه انداخت و به خواسته های سیاسی آنان بی توجه بود و در این راه از عربستان سعودی نیز کمک های زیادی را دریافت می کرد به گونه ای که عربستان در جنگ ششم رسما علیه حوثی های شمال وارد جنگ شد. و جنوبی ها به این دلیل که حکومت صالح خواسته های سیاسی-اقتصادی آن ها را که در زمان اتحاد بر سر آن توافق شده بود برآورده نمی ساخت و آزادی خواهان جنوب را سرکوب و زندانی می کرد. آن ها به ویژه بر این نکته تاکید داشتند که بیشتر مناطق نفت خیز یمن در مناطق جنوبی این کشور قرار دارد ولی دولت مرکزی در توزیع برابر عایدات برای جنوب تبعیض قایل شده است. بنابراین هر دو گروه مسلمان بودند، اما از دو مذهب متفاوت و گاها دشمن. زیدی های شمال شاید بیشتر خواسته هایشان مذهبی بود، اما خواسته های جنوبی ها بیشتر حول محور آزادی های سیاسی-اقتصادی می چرخید. از اینجا تناقض دیگر نمایان میشود؛ شمالی ها که خواسته مذهبی داشتند را می توان ( با اغماض) در قالب بیداری اسلامی قرار داد اما جنوبی ها را که بیشتر خواسته ای مدنی دارند را نمی توان صرفا در قالب بیداری اسلامی جای داد بلکه بیشتر می توان آن را در قالب بهار عربی قرار داد. اما در هر صورت این دو گروه متفاوت در یک چیز مشترک بودند؛ برکناری حکومت صالح.

 

گروه دیگری که در مبارزه علیه صالح مشارک داشت و معادله را پیچیده تر می سازد، حضور القاعده در صف مخالفین صالح و گسترش مبارزاتش با حکومت صالح، در طول ناآرامی های تا قبل از سقوط صالح بود. القاعده که در طول مبارزات ایالات متحده و کمک های بی دریغ عبدالله صالح به ایالات متحده در این امر، ضربات زیادی را متحمل شده بود، فرصت را مغتنم شمرده و عرصه را با در دست گرفتن کنترل چندین شهر جنوبی یمن بر عبدالله صالح تنگ کرده بود. مبارزه القاعده با حکومت صالح بیشتر یک مبارزه و چالش “امنیت وجودی” بود تا چالشی مذهبی یا مدنی. چرا که مبارزات عبدالله صالح و ایالات متحده بر علیه القاعده در یمن، بقای این گروه را به خطر انداخته بود. از طرفی نیز القاعده چالش های اساسی را با شیعیان زیدی در شمال یمن دارد و آن ها را منحرفین از اسلام واقعی می داند (عملیات های انتحاری چند هفته اخیر در مناطق شیعی نشین توسط القاعده گویای این ادعا می باشد). در جنوب نیز هرچند از لحاظ مذهبی چالشی بین جنوبی ها و القاعده وجود ندارد و برخی از قبایل جنوبی به آن ها کمک کرده و القاعده نیرو نیز از میان آن ها جذب می کند، اما نا امنی هایی که القاعده در این منطقه ایجاد کرده است نارضایتی ها را از این گروه در این منطقه دامن زده است.

 

بنابراین هر چند تحولات اخیر یمن در نگاه اول بسیار شبیه به تحولات مصر، تونس، و بحرین می باشد اما زمانی که به صورتی دقیق تر بر بافت جامعه یمن و شکاف های درونی آن و همچنین نیروهای حاضر در صف مبارزان عبدالله صالح نظر می افکنیم، به تفاوت های اساسی بین تحولات یمن و تحولات مشابه در دیگر کشورهای عربی خاورمیانه پی می بریم. نقطه اشتراک تمامی آنها مبارزه با حکومت های موجودشان است اما اختلافات اساسی با یکدیگر دارند به گونه ای که آینده انقلاب آنها را بسیار از همدیگر متفاوت می سازد که در آینده باید بر آن نظر افکند. بنابراین انقلاب یمن را بیشتر باید انفجار عقده های تاریخی شمال و جنوب این کشور علیه حکومت مرکزی و نوع نگاه متفاوت آنها به خودشان و به دیگری و همچنین به نوع حکومت در یمن دانست، نه یک انقلاب اسلامی یا مدنی. در این میان القاعده نیز از فرصت ایجاد شده در راستای گسترش خود و مبارزه با حکومت صالح بیشترین بهره را برد؛ هر چند در رابطه آینده این گروه در حکومت بعدی یمن نمی توان اظهار نظری قطی کرد.

 

با تمام این تفاسیر، تلاش انقلابیون یمنی به بار نشست و حکومت عبدالله صالح ساقط شد. اما چیزی که در این میان هنوز مبهم می باشد آینده حکومت در یمن و آینده اتحاد یمن و همچنین نوع برخورد عربستان و ایالات متحده با حکومت بعدی در یمن می باشد. در دورنمای آینده یمن باید گفت که ابهامات بسیاری هنوز وجود دارد و همه چیز به نوع تعامل گروهای انقلابی با یکدیگر، برخورد عربستان با انقلابیون و دخالت هایش در یمن و همچنین گسترش یا عدم گسترش القاعده در این کشور و نوع برخورد ایالات متحده با این قضیه بر می گردد.

یمن در كشاكش ناآرامی و اصلاحات

یمن در كشاكش ناآرامی و اصلاحات

گروه تحقیق و تفسیر خبر- در حالی كه هر روز خبرهایی از درگیری های مسلحانه بین گروه های مخالف دولت و نیروهای نظامی دولتی در یمن به گوش می رسد، مقامات دولتی این كشور از تصمیم خود مبنی بر اصلاحات جدی در ساختار سیاسی و نظامی سخن می گویند.

1391/01/23 - 09:27

** یمن درگیر مناقشات نظامی با گروه های شبكه ای

.............................................................................

به گزارش خبرگزاری 'الجزیره'، كشته شدن 15 سرباز ارتش یمن در روز 22 فروردین ماه در منطقه 'العبر' استان 'مارب' پس از آن صورت گرفت كه روز قبل از آن نیز در جریان سنگین ترین درگیری میان جنگجویان گروه های نزدیك به القاعده با نیروهای دولتی در طول ماه های اخیر، بیش از چهل نفر از دو طرف و گروهی از غیر نظامیان جان خود را از دست داده بودند.

كانون اصلی درگیری ها در نزدیكی یك اردوگاه نظامی در شهر 'لودار' واقع در استان جنوبی 'ابین' بوده است. در جریان این درگیری ها، حملات مكرر افراد مسلح گروه 'انصارالشریعة' وابسته به القاعده برای تصرف لودار از سوی نیروهای دولتی و شبه نظامیان طرفدار دولت دفع شده است.

نزدیكی لودار به شهر 'زنجبار' كه از اردیبهشت ماه سال گذشته در كنترل اعضای القاعده بوده، موجب شده تا رهبران گروه های افراطی نظیر انصار الشریعة بارهای این شهر را هدف حملات خود قرار دهند.

در دیگر سوی كشور و در مناطق شمالی نیز رهبران گروه شیعی 'الحوثی' نیز در روزهای اخیر اعلام كرده اند كه اعضای این گروه و شماری از غیر نظامیان در استان های شیعه نشین 'صعده' و 'حجه' هدف حملات شبه نظامیان گروه 'اصلاح' قرار گرفته اند.

گروه اصلاح كه در یمن تشكلی سیاسی- نظامی و نزدیك به حكومت عربستان سعودی محسوب می شود به ادعای رهبران الحوثی از سوی مقامات سعودی و آمریكایی برای حمله به مناطق شیعه نشین و در جهت هدف انحراف انقلاب یمن از مسیر خود و ایجاد فتنه فرقه ای و مذهبی ترغیب و تجهیز شده اند.

** دولت یمن و چالش های ناشی از تصمیم به اصلاح ساختار نظامی و امنیتی كشور

................................................................................................

دولت 'عبدربه منصور هادی' كه در بهمن ماه سال گذشته و پس از سقوط 'علی عبدالله صالح' دیكتاتور یمن قدرت را به دست گرفت، علاوه بر دردسرهای ناشی از حضور گسترده و ریشه دار القاعده در جنوب این كشور با چالش های دیگری از جنس نظامی- امنیتی روبرو بوده است.

در شرایطی كه رییس جمهور جدید یمن متعهد شده كه نسبت به سركوب و پایان كار القاعده در قلمرو حاكمیت این كشور دست به اقدامات فوری و جدی خواهد زد، حضور و فعالیت القاعده و گروه های وابسته به آن به شكل فزاینده ای در حال افزایش است.

وعده ها و انتشار بیانیه های مكرر گروه های افراطی مبنی بر حتمی بودن تصرف شهرهای جنوبی یمن نشان از این واقعیت دارد كه حتی با وجود دخالت مستقیم نظامی نیروهای آمریكایی در جنوب یمن، القاعده منكوب و یا تضعیف نشده است.

گفتنی است كه در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریكایی به مناطق جنوب شرقی یمن در استان 'شبوه' در ماه جاری، شماری از اعضای القاعده و مردم غیر نظامی كشته شدند، ولی این حملات تا به حال نتوانسته است ضربه قابل توجهی بر توان رزمی و لجستیكی گروه های معارض وابسته به القاعده در یمن وارد آورد.

در كوران بحران های امنیتی این چنینی، تصمیم رهبران جدید یمن نسبت به انجام اصلاحات جدی در ساختار سیاسی و نظامی و پاكسازی وابستگان به حكومت فردی علی عبدالله صالح سبب شد تا چالش های جدیدی در برابر دولت نوپای منصورهادی رخ بنماید.

پس از آن كه در 18 فروردین ماه جاری رییس جمهور دو تن از مقامات ارشد نظامی و بسیاری از افسران وفادار به دیكتاتور سابق را در اولین اقدام برای اصلاح نیروهای مسلح این كشور از كار بركنار كرد، فرودگاه اصلی صنعا از سوی نیروهای زیر امر فرماندهان بركنار شده معترض محاصره شد و به اشغال درآمد.

'محمد صالح الاحمر' فرمانده نیروی هوایی یمن و برادر ناتنی علی عبدالله صالح در كنار 'طارق محمد عبدالله صالح' فرمانده گارد ریاست‌جمهوری كه برادرزاده دیكتاتور ساقط شده است، مهمترین فرماندهان نظامی بركنار شده بودند كه اعتراض خود به اصلاحات مورد نظر رییس جمهور را با تصرف فرودگاه صنعا علنی ساختند.

هر چند فرماندهان بركنار شده و نیروهای وفادار به آنان در نهایت حاضر به تمكین در برابر مقامات سیاسی دولت و تخلیه فرودگاه شدند، اما شرایط تعیین شده از سوی آنان در خصوص لزوم بركناری چهره های رقیب از ساختار سیاسی و نظامی نشان می دهد كه پروسه تعدیل نیروهای وابسته به حكومت فردی عبدالله صالح در یمن موضوعی بسیار پیچیده، چالش زا و پر هزینه برای دولت كنونی است.

بر اساس گزارشات برخی از منابع آگاه یمنی، رییس جمهور این كشور در پی بسته شدن فرودگاه صنعا و وقوع حوادث خرابكارانه ای نظیر قطع كامل جریان برق در صنعا و برخی از استان های دیگر یمن و همچنین تلاش برای تخریب تاسیسات نفتی، دستورات اكیدی مبنی بر اتخاذ تدابیر امنیتی و نظامی شدید صادر كرده است.

در واكنش به حوادث اخیر، 'محمد سالم باسندوه' نخست وزیر یمن، نیز طی سخنانی در دوحه پایتخت قطر تاكید كرده است كه تمامی دستورهایی كه در روزهای اخیر در خصوص تعدیل ساختار نظامی یمن صادر شده، در حال اجراست و این كه برخی گمان می‌كنند، وجود پاره ای از مشكلات باعث توقف اجرا یا صدور دستورات دیگر از سوی رییس جمهوری و دولت خواهد شد، سخت در اشتباهند.

در این پیوند استفاده از تجمعات طرفداران دولت در حمایت از تصمیمات اخیر برای اصلاح ساختار گذشته، از جمله ابزارهایی بوده كه رهبران كنونی صنعا به دنبال استفاده موثر از آن برای نشان دادن حمایت عمومی از اقدامات دولت بوده اند. همزمان با اعلان خبر بركناری مقامات نظامی پیشین، تظاهراتی گسترده در كشور برگزار شد كه خواسته اصلی شركت كنندگان آن، تسریع روند اصلاحات به ویژه در ارتش یمن بود.

با وجود این تدابیر و سیاست ها، به نظر می رسد خانه تكانی در ساختار سیاسی و نظامی كه به مدت بیش از سه دهه به عنوان هرم اعمال قدرت مطلق دیكتاتور ساقط شده عمل می كرده به شكل پروژه ای زمان بر، چالش های متنوع و متعددی را در مسیر تصمیم گیری ها و اقدامات مقامات جدید دولتی به دنبال داشته باشد.

** دولت جدید، درگیر مداخلات خارجی و بحران سازی های داخلی

............................................................................................

در شرایطی كه دولت جدید برای دستیابی به اهداف و چشم اندازهای ترسیم شده از سوی رهبران جانشین رژیم دیكتاتوری عبدالله صالح و جامه عمل پوشاندن به شعارهای مطرح شده از سوی نخبگان كنونی حاكم مشكلات عدیده ای را در پیش دارد، تداوم مداخلات خارجی از سوی برخی كشورهای همسایه و قدرت های بزرگ بر شمار چالش های موجود افزوده است.

بر اساس گزارش برخی منابع یمنی در هفته های اخیر عربستان سعودی در حال پیشبرد و سرعت بخشیدن به روند پروژه تاسیس دیوار حائل بین قلمرو مرزی خود و مناطق شیعه نشین شمال یمن بوده كه در جریان این پروژه پنج روستای مرزی یمن تخریب شده است.

همچنین شورای سیاسی گروه الحوثی یمن نیز در روزهای اخیر اعلام كرده كه سعودی ها بطور همزمان در حال وارد سازی چند هزار مزدور از كشورهای آفریقایی به یمن و آموزش آن ها برای انجام عملیات نظامی در این كشور هستند.

بنا بر اعلان رهبران الحوثی، پس از نشست‌های اخیر شبه‌ نظامیان حزب اصلاح با فرماندهان ارتش سعودی در منطقه 'عاهم'، شبه نظامیان این گروه با استفاده از سلاح‌های سبك و سنگین، بدون هیچ توجیه و بهانه‌ای به این منطقه در شمال صنعا حمله كرده و شماری از مخالفان خود را از پای درآورده اند.

به باور برخی ناظران اقدامات سیاسی و نظامی عربستان حتی اگر بدون هماهنگی و توافق نظر با دولت منصور هادی و دیگر مقامات یمنی صورت گرفته باشد، با توجه به دامن زدن بر مناقشات سیاسی- مذهبی یمن، بر بار مشكلات نخبگان جدید دولتی برای ایجاد فضایی كم تنش و باثبات در قلمرو حاكمیت ملی یمن خواهد افزود.

در زمان حاضر به نظر می رسد بزرگترین بحرانی كه دولت یمن با آن روبروست، حضور و فعالیت اعضای القاعده در مناطق جنوبی است كه به گمان برخی تحلیل گران همچنان از جانب جریان های صاحب نفوذ و ثروت در عربستان پشتیبانی می شوند.

این در حالی كه شیعیان زیدی الحوثی حتی به شكل بالقوه نیز تهدیدی در برابر تمامیت ارضی و حاكمیت مطلق دولت به شمار نمی روند و درگیری های نظامی سال های گذشته الحوثی ها با نیروهای دولتی و نظامیان سعودی در نواحی مرزی تنها پاسخی به تجاوزگری ها و نقض حقوق اولیه مذهبی و سیاسی آنان از سوی رژیم عبدالله صالح بوده است.

در این پیوند اقداماتی چون محدود كردن الحوثی ها در مناطق مرزی شمالی از طریق احداث دیوار حائل و اعمال فشارهای سیاسی و اجتماعی بر شیعیان زیدی یمن تنها مطلوب رهبران سعودی بوده و به زعم آنان از رسوخ افكار و اندیشه های انقلابی و به ویژه تعامل گروه های مبارز شیعی یمن با اقلیت شیعیان عربستان جلوگیری خواهد كرد.

به باور ناظران، برای رهبران صنعا در زمان حاضر بازگرداندن آرامش به كشور، مقابله با تهدیدهای امنیتی فعالیت گروه های شبكه ای در مناطق جنوبی و مسلط ساختن حاكمیت دولت بر سراسر قلمرو ارضی كشور در اولویت عمل قرار دارد.

همچنین اقدام به انجام اصلاحات در ساختار سیاسی و نظامی كشور از جمله مهمترین خواسته های مردمی است كه در جریان مبارزات خود، دیكتاتور سه دهه اخیر را وادار به كناره گیری از قدرت كرده و به انتظار تحقق اهداف انقلاب خود نشسته اند.

در چنین فضایی تداوم كنش گری مداخله گرانه قدرت های خارجی و تسری بحران های سیاسی- امنیتی به حوزه های اجتماعی – مذهبی به گمان تحلیل گران مهمترین عواملی است كه دست نخبگان جدید سیاسی صنعا را در كنترل اوضاع كشور و اجرایی ساختن برنامه ها و تصمیمات اصلاحی خواهد بست و بر دامنه چالش های پیش روی دولت جدید خواهد افزود.

با توجه به آنچه گفته شد پی گیری اصلاحاتی متوازن از سوی رهبران صنعا در زمینه تصمیمات داخلی به موازات بازتنظیم روابط و تعاملات خارجی به ویژه با قدرت های تاثیر گذار در تحولات یمن، می تواند مانعی در مسیر انحراف اهداف مبارزات مردمی این كشور به شمار آید.

تحقیق**م.م.ك**1358

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 80073128
Research@irna.ir
  

یمن

پرس تی وی/

امریکا به دنبال تجزیه یمن برای کنترل ذخایر نفتی این کشور

یک سیاستمدار ارشد یمنی امریکا را به تلاش برای تجزیه یمن به منظور به دست آوردن کنترل ذخایر نفتی این کشور متهم کرده است.سلطان السمیع، سخنگوی جبهه رستگاری انقلاب یمن روز سه شنبه ( ۱۵ فروردین، ۳ آوریل) به شبکه خبری العالم گفت امریکا با بهانه قرار دادن القاعده در جنوب یمن به دنبال تقویت حضور نظامی خود در این کشور است، در حالی که علت اصلی این امر دستیابی به نفت یمن است.

وی گفت: “امریکا به بهانه مبارزه با القاعده قصد دارد حضور نظامی خود را در یمن افزایش داده و با تضعیف این کشور کنترل ذخایر نفتی آن را در دست گیرد.”وی افزود گروه‌های تروریستی که در یمن و دیگر کشورها فعالند، (در واقع) عناصر امریکا برای زمینه سازی جهت دخالت مستقیم واشنگتن در امور داخلی دیگر کشورها هستند.السمیع این اظهارات را در حالی بیان کرده است که ابوبکر القربی وزیر امور خارجه یمن با اعلام این که نیروهای دریایی امریکا در پایتخت یمن مستقر شده‌اند، ادعا کرد استقرار این نیروها در صنعا به منظور حفاظت از سفارت امریکا در این کشور است.ادامه….

السمیع همچنین گفت گروه‌های مرتبط با القاعده که در جنوب یمن فعال هستند، به رژیم علی عبدالله صالح دیکتاتور مخلوع این کشور وابسته هستند.وی افزود: “گروه‌های شورشی مرتبط با شبکه تروریستی القاعده که ۲۳ سرباز یمنی را چند روز پیش در این کشور کشتند، وابسته به رژیم عبدالله صالح هستند.”

سخنگوی جبهه رستگاری انقلاب یمن همچنین گفت این کشور هنوز تحت کنترل و حکومت صالح است و دولت به اصطلاح وحدت به ریاست عبدربه منصور هادی چیزی جز یک بازی سیاسی نیست.بر پایه این گزارش، حزب کنگره خلق عمومی (حزب صالح) دارای ۱۷ وزیر در کابینه ۳۴ عضوی یمن است و همچنین خویشاوندان صالح نیز سرویس‌های امنیتی این کشور را کنترل می‌کنند.

صالح که ۳۳ سال بر یمن حکومت کرده است، در ماه فوریه امسال (۲۰۱۲) طبق یک طرح انتقال قدرت مورد حمایت امریکا، در ازای برخورداری از مصونیت قضایی، از مقام خود کناره گیری کرد. عبدربه منصور هادی، معاون صالح که یک نظامی آموزش دیده انگلیس است، ۲۵ فوریه به دنبال انتخاباتی تک نامزدی جانشین وی شد. امریکا و عربستان سعودی از این انتخابات حمایت کردند. بر اساس یکی از شروط مندرج در طرح صلح انتقال قدرت در یمن، هادی برای یک دوره موقت دو ساله، رئیس جمهور یمن خواهد بود.

 

یمن

 

یمن و دوران رئیس جمهور جدید/گفتگو با جعفر قناد باشی
کردپرس: سرانجام پس از چندین ماه کشمکش سیاسی و دخالت های غرب انتخاباتی تک نامزدی در یمن برگزار شد و معاون عبدالله صالح در انتخاباتی بدون رقیب دست خود را به عنوان برنده بالا برد. گذشته از این نیز مراسم تحلیف وی با حضور شخص صالح برگزار شد. در این بین در یک هفته گذشته هم اعتراض ها و مخالفات هایی نسبت به این جایگزینی و انتخابات در این کشور ابراز شده است، برای بررسی بیشتر فردای تحولات یمن و دوران منصور هادی گفتگویی را با جعفر قنادباشی، تحلیل گر مسائل یمن انجام داده ایم:

با توجه انتخابات اخیر ریاست جمهوری تک نامزدی یمن  و پیروزی منصور هادی ‌تا چه حد خواسته های مردم برآورده شده است؟

واقعیت آن است که در یمن امروز مردم به دو گروه تقسیم شده اند. گروهی که با احزاب سیاسی سنتی و موجود در یمن همراهی کردند و به این احزاب اطمینان داشتند با انتخابات یمن همراهی کردند. البته تعداد این طیف مشخص نیست (و با وجود آنکه گفته میشود 6 میلیون نفر بوده اند) اما با توجه به تداوم نظام گذشته در این کشور این آمار نمی تواند دقیق و درست باشد. گذشته از این نیز همه کسانی که در انتخابات حضور یافتند نشان دهنده قبول حرکت نظام نیست. یعنی کسانی که شرکت کرده اند به این امید در انتخابات  شرکت کردند که شرکت آنان پایان دوران علی عبداله صالح و شروع تغییرات نوین در این کشور باشد. گروه گسترده دیگر در یمن (مانند جوانان) که در شکل گیری انقلاب در جنوب و شمال یمن حضور دارند موافق روند موجود در کشور نیستند. این گروه به طور کلی مخالف نظام هستند و شعار سقوط نظام را دنبال می کنند، بنابراین تحولات کنونی را نمی پذیرند و درخواست های گسترده تری هم دارند.

با در نظر گرفتن اعتراض ها نگاه جریان های شیعی به منصور هادی و وضعیت کنونی چیست؟

گروه شیعی نسبت به  گروه های دیگر نگاه متفاوتی به تحولات در یمن دارند. این امر هم به دلیل آن است که حرکتهای شیعی و زیدی در یمن تنها حرکت های ضد استبدادی نیست، بلکه ضد استعماری هم هست. در این حال حرکتهای قبل آنها نیز وجهه ای فرهنگی داشته و آنان خواستار آزادی برای ترویج و تدریس تعالیم شیعی نیز بودند. گذشته از این با توجه به جنگ قبلی آنان با دولت عبداله صالح در سرنگونی این نظام نیز کوشیدند و اکنون نیز به وجهه دخالت های خارجی در حکومت کنونی یمن نیز می نگرند.

بسیاری در جنوب یمن منصور هادی را دشمن و جنایتکار جنگی می دانند و وی را در جایگاه ریاست جمهوری قبول ندارند. در این بین نگاه احزاب و جریانهای جنوبی یمن به وضعیت کنونی چیست؟

واقعیت آن است که  ریشه های اختلاف بین جنوبی و دولت یمن چند دهه ای است. در این بین با وحدت یمن اختلاف ها ادامه داشته و بعد از سرکوب دولت در شهرهایی نظیر زنجبار، تعز و ... مردم هم به صورت قهرآمیز با دولت برخورد کردند. یعنی حتی با وجود مشارکت برخی از جنوبی ها در روند سیاسی جدید آنان خواستار محاکمه عاملان کشتارها در جنوب یمن هستند. در این حال اینکه رگه هایی از کوشش دشمنان هم برای جدا کردن جنوب یمن نیز وجود دارد خود از مسائل مطرح است. یعنی این احتمال وجود دارد که غربی ها تلاش کنند که جنوب و حرکتهای جنوب را به القاعده منتسب کنند. در این بین نیز باید داشت که آنچه به نام القاعده در جنوب یمن نام برده می شود بی شک در اثر سیاستهای مرموزانه خارجی، غربی ها و سری غرب برای جدایی این بخش است. چنانچه در یک سال اخیر هم مداخلات خارجی بویژه از سوی غربی ها در این منطقه وجود داشته است و این احتمال وجود دارد که با توجه به وضعیت استراتژیک جنوب یمن و تنگه باب المندب این منطقه را از یمن جدا کنند.  

نقش وابستگی های مذهبی آقای منصور هادی در سیاستهای آینده وی چگونه خواهد بود؟

ظاهرا وی از طرف مادر  زیدی است، اما مذهب در نظر آقای منصور هادی هیچ اهمیتی ندارد. در این بین مذهب خانوادگی وی هیچ اهمیتی در این نوع حکومت ندارد و قبلیه وی نیز نقشی در تفکرات و ساختار دولت وی ندارند.

آقای منصور هادی چه برنامه هایی برای تثبیت وضعیت سیاسی، امنیتی و اقتصادی یمن دارد؟

وی حکومتی را اکنون به دست گرفته است حدود شش دهه از سایر کشورهای منطقه عقب مانده تر است. در صورتی که یمن با توجه به قابلیت ها و توانمندی هایش از نظر کشاورزی، سنگ های معدنی، بنادر و ... می تواند  توسعه خوبی داشته باشد. چنانچه اگر از نظر پتانسیل دریایی و استراتژیک یمن را با لیبریا مقایسه کنید لیبریا اهمیت استراتژیک یمن را نداشته و این کشور با توجه به موقعیت جغرافیایی خود می تواند نفقش مهمی در آینده داشته باشد.

آنچه مشخص است دولت و حامیان خارجی قصد دارند که انتخابات اخیر را دستمایه دو اقدام مهم کنند. نخست سرکوب شدید مخالفان. یعنی به بهانه اینکه دولت مشروعیت دارد به شدت مخالفان را سرکوب کنند. لذا اکنون به نظر می رسد همان طور که در حال حاضر لبه تطمیع را قوی کرده اند لبه تهدید هم به همین اندازه قوی شود و آنها به شدت هر گونه تحرکی را به نام ارتباط با القاعده و تروریسم برخورد و سرکوب کنند. گذشته از این به بهانه تغییر و تحول سعی می کنند که به احتمال زیاد دلارها، امکانات رفاهی و کوتاه مدتی را به یمن تزریق کنند. یعنی با توجه به مشکلات یک ساله اخیر در یمن و مشکلاتی نظیر سوخت و ... سعی خواهد شد که بازارها پر از کالا شود و مواد غذایی و سوخت به یمن برسد تا مردم این کشور تا حدی راضی شوند. یعنی تلاش خواهد شد تا بخشی از مردم را که با حکومت همراه هستند تقویت شود.

پیش بینی شما از وضعیت سیاسی در یمن در کوتاه مدت و میان مدت چگونه است؟

یمن و دیگر کشورهای اسلامی منطقه اکنون وارد عرصه و بستر مناسب یک انقلاب مردمی شده اند. یمن گذشته کشوری بسته و در حال جمود بود، اما اکنون تحولات در یمن  آغاز شده و انتظارتی دربین مردم ایجاد گشته و خواسته های آنان نیز افزایش پیدا کرده است. مردم هم به قدرت خود ایمان پیدا کرده اند. در این حال کنار زدن علی عبداله صالح پتانسیل و توان آنان را بسیار بالابرده است. بنابراین  باید گفت در یمن امروزه نباید ما منتظر تحولات سریع و کوتاه مدت باشیم، بلکه باید در انتظار تحولات بلند مدت بود.

 آنچه مشخص است در کوتاه مدت هم عربستان سعودی و هم غربی ها نخواهند گذاشت که یمن تحولی بزرگ و مثبت را تجربه کند. اما در میان مدت و بلندمدت مردم به این گزینه ها، تحولات و امتیازهای اقتصادی و ... راضی نخواهند شد. چرا که مردم خواستار مشارکت جدید در امور هستند و طبیعتا گرایش های ضد استعماری آنان نمی تواند حکومتی را که دست نشانده دیگران باشد را تحمل کند.

*کارشناس مسائل خاورمیانه

گفتگو: فرزاد رمضانی بونش

بیم ها و امیدها در یمن


بیم ها و امیدها در یمن/کامران کرمی
دورنمای تحولات یمن به سمت و سویی خواهد رفت که امیدهای مردم یکی پس از دیگری با مدیریت و مصالحه ی گروهها و کشورهای ذینفع در این تحولات، قربانی می شود.

کردپرس: پس از تغییر و تحولاتی که در خاورمیانه حادث شد و از شمال آفریقا تا خلیج فارس را در بر گرفت، شاهد سقوط دولت های دیکتاتور و اقتدارگرا و خشم توده هایی بودیم که سال ها اعتراض خود را در سینه نهان کرده بودند. یکی از این کشورها جمهوری یمن به رهبری عبدالله صالح بود که همگام با بالا گرفتن اعتراضات در خاورمیانه همپای دیگر کشورها چون مصر و تونس پرچم دار تحول خواهی و بهبود وضعیت رفاهی و معیشتی خود بودند. با سقوط مبارک، بن علی و قذافی، صالح هم با مدیریت شورای هکاری خلیج فارس مصونیت قضایی پیدا نمود و بخشی از مطالبات مردم فقیر یمن که خواستار محاکمه عبدالله صالح ناصالح بودند، به رویا تبدیل شد. اما این پایان ماجرا نبود و باز هم مردم از پا ننشستند و به اعتراضات خود ادامه دادند. در چنین فضایی انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری با تردیدها و اما و اگرهای فراوان برگزار شد و عبد ربه منصور هادی معاون رییس جمهوری یمن، تنها نامزد توافقی گروه های مخالف دولت عبدالله صالح و حزب حاکم این کشور حضور داشت. نتایج انتخابات در چند روز آینده اعلام خواهد شد و پس از آن باید منتظر انتخابات پارلمانی در این کشور ماند.

آغاز انقلاب تا برگزاری انتخابات

یمن با 555 هزار کیلومتر مربع مساحت و حدود 26 میلیون نفر جمعیت بخشی از شبه جزیره عربستان است. این کشور یکی از کشورهای فقیر خلیج فارس محسوب می شود، اما دارای چهار موقعیت ویژه ژئوپلیتیک است؛ اشراف یمن بر خلیج عدن، اشراف کامل و بی رقیب آن بر مهمترین تنگه استراتژیک جهان (باب المندب)، اشراف کامل بر آبراه حساس دریای سرخ، تسلط یمن بر کوههای استراتژیک (مران) که از سواحل عدن آغاز و تا منطقه طائف در جنوب غرب کشیده می شود. اما با این وضعیت ژئوپلیتکی ممتاز، نتوانسته است تا در طول این سال ها موقعیت خود را بازیابد و بتواند در معادلات منطقه همپای کشورهای دیگر اثرگذار باشد.

در پی آغاز انقلاب یمن در سال گذشته و توسل نظام صالح به خشونت علیه تظاهر کنندگان معترض، شورای همکاری خلیج فارس طرحی را در ابتدای ماه آوریل گذشته ارایه کرد تا انتقال قدرت از صالح به شیوه ای مسالمت آمیز انجام شود. به موجب این طرح که در ماه نوامبر گذشته در ریاض به امضای صالح و مخالفانش رسید، قرار شد صالح اختیارات خود را به معاونش عبد ربه منصور هادی منتقل کند و دولت وحدت ملی به ریاست یک شخصیت مخالف تشکیل شود. پس از اجرای این بندها مجلس نمایندگان یمن قانون اعطای مصونیت کامل به صالح را تصویب کرد و صالح استعفای خود را به مجلس تقدیم نمود و از یمن خارج شد. توافق بر سر یک نامزد برای ریاست جمهوری، بخش از طرح شورای همکاری خلیج فارس برای حل بحران یمن است. مکانیسم اجرایی طرح شورای همکاری خلیج‌فارس شامل دو مرحله است که مرحله اول از روز امضای این طرح آغاز می‌شود و تا زمان برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری طی 90 روز به پایان می‌رسد؛ در ‌حالی‌که مرحله دوم از تاریخ اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری به مدت دو سال آغاز و با برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری پس از برگزاری رفراندوم به پایان می‌رسد.

مردم یمن در یک انتخابات غیردموکراتیک برای انتخاب عبد ربه منصور هادی تنها نامزد ریاست جمهوری این کشور و معاون علی عبدالله صالح پای صندوق های رأی حاضر شدند. انتخابات ریاست جمهوری یمن با هدف پایان دادن به بحران سیاسی یک ساله و نجات این کشور فقیر از جنگ داخلی احتمالی برگزار شده است. به گفته مفسران این انتخابات در واقع رای به برکناری و رفتن عبدالله صالح از قدرت پس از 33 سال است. انتخابات ریاست جمهوری یمن که بر اساس طرح شورای همکاری خلیج فارس برگزار می شود از سوی مردم و گروه های انقلابی از جمله مخالفان رژیم حاکم در جنوب، حوثی ها در شمال و برخی دیگر از گروه های یمن تحریم شده است.

این انتخابات از حمایت همه مردم یمن برخوردار نبود، زیرا ارایه طرح شورای همکاری برای حل بحران این کشور متضمن اعطای مصونیت کامل به علی عبد الله صالح دیکتاتور یمن بود و همین امر موجب دو دستگی بین مردم و محافل سیاسی این کشور شد. پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، رییس جمهوری یمن باید تشکیل کمیته تدوین قانون اساسی جدید کشور را اعلام کند و پس از تدوین این پیش نویس، قانون اساسی جدید به همه پرسی گذاشته شود. در صورتی که قانون اساسی یمن به تایید مردم برسد، برنامه زمانی برای برگزاری انتخابات پارلمان جدید اعلام می شود. پس از انتخابات پارلمان، رییس جمهوری از رهبر حزب پیروز انتخابات که بیشترین کرسی های پارلمان را کسب کرده، می خواهد دولت جدید را تشکیل دهد. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، آمریکا و اتحادیه اروپا ناظر اجرای این توافق خواهند بود.

یکی از نکات مهمی که مسیر تحولات یمن که خواست مردم این کشور بود را تغییر داد، دخالت عربستان در تحولات این کشور بود. آل سعود پس از غالب آمدن بر اعتراضات داخلی و بحران بحرین، باز هم در چهارچوب شورای همکاری، ابتکاری برای حل و فصل بحران گسترده یمن مطرح کرد. آمریکا و عربستان سعودی برای جلوگیری از انتقال فوری امواج انقلاب یمن به شبه جزیره، ابتدا تلاش کردند تا جابجایی قدرت در یمن در چارچوب توافق صورت گیرد. اگر چه موج تظاهرات یمن با فاصله کمی از قیام ملتهای تونس، مصر و لیبی آغاز شد، اما روند آن به دلیل دخالت مستقیم عربستان به مراتب کندتر بوده و با موانع متعددی روبه رو شده است. افزون بر این ورود دیپلماتیک شورای همکاری خلیج فارس با هدایت عربستان به بحران در این کشور و ارایه پیشنهاد ها و طرحهای مختلف این شورا برای یمنی ها که ابزار مناسبی را برای مانور و وقت کشی صالح به وجود آورد، بر پیچیدگی تحولات در یمن افزود، اما هیچ یک از این موانع تاکنون نتوانسته موج اعتراض را فرو بنشاند.

دورنما

بحران یمن یکی از کانون هایی است که می توانست تحولات خاورمیانه را به نهایت تکامل خود برساند، اما مدیریت بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای باعث شد تا مسیر تحولات به سمتی دیگر جهت پیدا کند و توده های مردم را که خواستار تغییرات مطلوب بودند ناکام بگذارد. در بحران یمن از یکسو معترضان قرار دارند که خواستار انتخابات دموکراتیک، محاکمه صالح، تغییر وضعیت معیشتی و رفاهی و نهایتا انتخابات دموکراتیک پارلمانی. از سوی دیگر احزاب و گروههایی قرار دارند که به نوعی خواستار پل زدن بین خواسته های معترضین و بقایای قدرت به جا مانده از دیکتاتور سابق هستند. طرف سوم تحولات داخلی یمن بلوک های قدرت به جا مانده از دولت سابق است که منافع خود را از راه منصور هادی معاون صالح دنبال می کنند و از حمایت شورای همکاری خلیج فارس و به خصوص عربستان سعودی برخوردار هستند. این سه گروه در واقع کانون تحولات یمن را شکل می دهند. با تحلیل این سه کانون می توان گفت که دورنمای تحولات یمن به سمت و سویی خواهد رفت که امیدهای مردم یکی پس از دیگری با مدیریت و مصالحه ی گروهها و کشورهای ذینفع در این تحولات، قربانی شده و تا حدود زیادی بقایای رژیم صالح در هیئتی جدید و با تظاهر و تمایل به انجام خواسته های مردم کار خود را پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و پس از آن انتخابات پارلمانی شروع خواهد کرد و یمن می بایستی چشم انتظار روزهای آتی بنشیند و مشاهده گر تحولات جدید باشد.

کد مطلب: 22893  |  تاريخ: ۱۳۹۰/۱۲/۶  |  ساعت: