ترکیه

پایان نامه دوره دکتری تخصصی

عنوان تاثیرشکست سیاست تنش صفر ترکیه با همسایگان بر سیاستگذاریهای اقتصادی این کشور

استادراهنما: دکتر اردشیر سنایی استادان مشاور: سیداسداله اطهری-دکتر رضا جاللی محقق: محمدرضا صارمی شهریور 1397

چکیده

از سال ۲۰۰۲ به بعد با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، دولت ترکیه توانسته است با برنامه ریزی مناسب در سیاست گذاری کلان اقتصادی بر مشکلات اقتصادی فائق آید . بدون

تردید باید گفت که پیروزی قاطع حزب عدالت و توسعه در انتخابات سال 2011 میلادی، درنتیجه موفقیت‌های این حزب در دو دوره زمامداری قبل از این انتخابات بود. در بطن این تحول، تدوین دکترین عمق استراتژیک از سوی احمـد داوود اوغلـو، وزیر امور خارجه ترکیه و معمار سیاست خارجی جدید این کشـور قـرار داشت. این دکترین خواستار تعامل فعال ترکیه با تمام سیستم‌های منطقه‌ای در همسایگی ترکیه است. داود اوغلو مدعی بود ، ترکیه برای رسیدن به اهداف تعریف شده بلندمدت خود باید به سمت حل مشکلات خود با همسایگان حرکت کند.کمال درویش، نظریه پرداز معروف به سلطان اقتصاد ترکیه، وزیر سابق دارائی ترکیه و یکی از مقامات ارشد بانک جهانی  معتقد است در سایه سیاست صلح در داخل وصلح در خارج  می توان با سیاست‌گذاریهای کلان اقتصادی، ارزی و  پولی بر مشکلات اقتصادی فائق آمد واز طریق اصلاح سیستم پولی و مالی و کاهش نرخ تورم و نرخ بهره، ثبات اقتصادی را در کشور برقرار نمود که نتیجه آن رشد اقتصادی است.. آنچه بدیهی ست رشد چشمگیر اقتصاد ترکیه تا سال 2010 است که در بسیاری از شاخصهای اقتصادی این کشور را در بالاترین رتبه ها قرار داده است. اما در یک دهه اخیر این کشور در بسیاری از زمینه ها با کشورهای همسایه خود همچون ایران، سوریه و روسیه وارد تنش هایی نابجا شده است که همین عامل اقتصاد این کشور را دچار مسائل و مشکلات بسیاری نمود. مداخله نظامی در خاک سوریه بدون اجازه دولت مرکزی این کشور باعث شد صادرات این کشور به سوریه افت فاحشی نماید. کشته شدن سفیر روسیه در ترکیه و سقوط جنگنده ترکیه در خاک روسیه مبادلات اقتصادی این دو کشوررا کاهش و هر دو طرف را از نظر اقتصادی متضرر کرد. اما ایران و تنش ترکیه با این کشور گردشگران میلیون ایرانی را از این کشور گریزان و ضربه مهلکی به گردشگری ترکیه وارد کرد. به هر حال تنشهایی که ترکیه در روابط خود با همسایه های خود ایجاد کرد مستقیما اقتصاد این کشور را متضرر کرد. بی اعتمادی دولتمردان و مردم سوریه به کشور ترکیه به خاطر مداخلات نظامی از شمال این کشور، تحریم های اقتصادی سنگین روسیه علیه ترکیه و بی اعتمادی ها و احساس نا امنی ایرانیان در خاک ترکیه باعث شده ترکیه دگیر آن رونق اقتصادی قبل از 2010 را نداشته و اقتصاد این کشور خلاهای بسیاری را تجربه کند که نیاز است هرچه سریعتر و با اصلاحات گسترده در روابط این کشور با کشورهای همسایه خود ایران، روسیه و سوریه اشتباهات گذشته خود را جبران و اقتصاد خود را بازسازی کند. تحقیق حاضر نشان داد که شکست سیاست تنش صفر ترکیه با همسایگان با توجه به کاهش درآمد سرانه ترکیه از سال2014 تا 2017 نسبت به قبل از آن ، تاثیر منفی بر سیاستگذاریهای اقتصادی این کشور داشته است.

 

ترکیه

پس از این که کمیسیون انتخابات ترکیه تصمیم به ابطال نتیجه انتخابات شهرداری استانبول و برگزاری انتخابات مجدد گرفت، صدای مخالفت احزاب اپوزیسیون ترکیه بلند شد. اما این اقدام تنها با اعتراض نیروهای اپوزیسیون روبرو نشد و در میان صفوف حزب "عدالت و توسعه" نیز شکاف انداخته است. احمد داووداوغلو، نخست وزیر و عبدالله گل رئیس جمهور پیشین ترکیه در توییتر به تصمیم کمیسیون انتخابات اعتراض کردند.

احمد داووداغلو گفته که انتخابات عادلانه یک ستون دمکراسی و احساس همبستگی میان شهروندان است. او در توییتر نوشته است: «تصمیم کمیسیون انتخابات متناقض با قانون و روش‌های جاافتاده است و به این احساس آسیب وارد می‌کند».

رئیس جمهور پیشین ترکیه نیز در توییتر نوشته است: «افسوس، ما حداقل پیشرفت را هم نکرد‌ه‌ایم».

در انتخابات شهرداری‌های ترکیه حزب "عدالت و توسعه" به رهبری رئیس جمهور رجب طیب اردوغان شهرداری استانبول را به رقیب خود، اکرم امام‌اوغلو از حزب جمهوری‌خواه خلق باخت اما علیه نتایج انتخابات به کمیسیون انتخابات شکایت کرد.

لغو نتیجه انتخابات در پایان ماه مارس از سوی کمیسیون انتخابات در حقیقت به درخواست حزب عدالت و توسعه انجام شد. به گزارش رسانه‌ها احمد داووداوغلو در فکر تاسیس یک حزب جدید برای رقابت با حزب عدالت و توسعه است. او روز ۲۲ آوریل در شبکه‌های اجتماعی همکاری حزب عدالت و توسعه با حزب حرکت ملی (ناسیونالیست‌های افراطی ترکیه) را مورد انتقاد قرار داد و گفت که این سیاست در شکست حزب از رقیب خود در انتخابات اخیر نقش داشته است.

ترکیه

میزگرد بررسی تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تركیه با حضور احمد موثقی و سید اسدالله اطهری: تركیه و تجدد

 
 

|۱۰:۱۴,۱۳۹۵/۳/۲۳| بازدید : 484 بار

 

 


اگر حكومت قانون نباشد، حزب عدالت و توسعه حمایت مردمی‌اش را از دست می‌دهد

 


بیش از یك دهه پیش، پروفسور برنارد لوییس ، استاد بازنشسته مطالعات خاور نزدیك دانشگاه پرینستون مقاله‌ای راجع به تحولات سیاسی در تركیه نوشت كه با عنوان «گذار به دموكراسی در تركیه» به فارسی ترجمه و در شماره ٢٣٨-٢٣٧ مجله سیاسی - اقتصادی منتشر شد، لوییس كه از دهه‌ها پیش آثار متعددی درباره تركیه و تاریخ تجدد در آن نگاشته بود، در این مقاله ضمن ارزیابی تاریخ یكصد ساله این كشور نوشت: «در زندگی سیاسی تركیه، كجروی‌ها و گسست‌هایی دیده می‌شود كه هنگام تنش‌های سخت و در سایه محدود بودن تجربه دموكراسی طبیعی است  اما نكته برجسته و گیرا این است كه پس از هر بار بیرون رفتن قطار كشور از خط دموكراسی، قطار دوباره به خط بازگردانده شده و مردم تركیه سفر خود را به سوی آزادی و دموكراسی ادامه داده‌اند». این اظهارنظر لوییس مربوط به قبل از ٢٠١٠ بود، یعنی وقایعی كه امروز تحت عنوان بهار عربی از آنها یاد می‌شود و كل مناسبات منطقه و روابط كشورها و همچنین جهت‌گیری‌های آنها را عوض كرده است. حالا از تركیه هم اخباری به گوش می‌رسد كه چندان هم‌سو با تحلیل خوش‌بینانه لوییس نیست و نگرانی‌هایی را درباره آینده آزادی و دموكراسی در این كشور به وجود آورده است. اعتراض‌های طبقه متوسط، نارضایتی اقلیت‌های قومی و مذهبی، ناكامی‌های تركیه در پیشبرد یك سیاست منطقه‌ای درست و اتخاذ تصمیم‌های منطقی درباره همسایگانش به ویژه سوریه، تنش در روابط با روسیه، مشكلات حقوق بشری و زندانی كردن روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی و همچنین تنش در میان نخبگان سیاسی كه آخرین نمودش استعفای احمد داود اوغلو، نخست‌وزیر پیشین این كشور بود كه گفته می‌شد به دلیل اختلاف‌های آشكار و پنهان با رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهور اقتدارگرا و مردم‌گرای این كشور صورت گرفته است. علت این تنش‌ها در چیست؟ آیا می‌توان فراسوی اخبار روزمره پاسخ این پرسش را در تاریخ تجدد در تركیه و ویژگی‌ها و مختصات سرشت آن بازجست؟ اصولا تركیه در بیش از یكصد سال مشروطه‌اش چه تجربه‌ای را از سر گذرانده است؟ آیا با وجود این رخدادها همچنان می‌توان به آینده این كشور خوش‌بین بود؟ این پرسش‌ها و بسیاری دیگر درباره تاریخ تحولات یكصد ساله تركیه را در میزگردی با حضور احمد موثقی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و سید اسدلله اطهری، پژوهشگر ارشد در پژوهشكده مطالعات استراتژیك خاورمیانه در میان گذاشتیم كه از نظر می‌گذرد:

‌ بحث این میزگرد بررسی تحلیلی و عمیق آن چیزی است كه امروز در تركیه رخ داده است اما نه با تاكید بر مسائل سیاست روز بلكه می‌خواهیم با تاكید بر تاریخ تحولات این كشور و روند مدرنیزاسیون یا تجدد در این كشور موضوع را مورد بررسی قرار دهیم. یعنی فراسوی مباحث مربوط به سیاست روز. پرسش بنیادین آن است كه آیا می‌توان ارتباطی یافت میان آنچه امروز در تركیه رخ می‌دهد با روندی كه این كشور در طول بیش از صد سال تاریخ تجدد خود تجربه كرده است، مساله مهم‌تر برای ما از این رهگذر مقایسه تجربه ایرانی مدرنیته با تركیه است. بر این اساس محورهایی مطرح شده است. نخست اینكه تجدد یا مدرنیزاسیون در تركیه تقریبا همزمان با ایران آغاز شده است، یعنی اواخر قرن نوزدهم و اوایل سده بیستم، با اضمحلال امپراتوری عثمانی به تدریج ترك‌ها در مسیر تجدد افتادند. پرسش نخست این است كه این تجدد در تركیه بر چه مبانی‌ای استوار بود؟ آیا ویژگی‌هایی چون تكیه بر ارتش، سكولاریزاسیون یا لاییسیته، عقل‌باوری و نفی مراجع سنتی و تقلید غرب از ویژگی‌های این تجدد بود؟
احمد موثقی: نوسازی و اصلاحات در تركیه به دوره عثمانی باز می‌گردد. خیلی از سنت‌های مربوط به نوسازی و ویژگی‌های نوسازی تركیه مدرن بعد از آتاتورك را می‌توان ادامه دوره قبلی خواند. در دوره عثمانی از دوران سلیم سوم یعنی حدود ١٧٨٩ تا ١٨٠٧ و پس از او محمود دوم از ١٨٠٨ تا ١٨٣٩ و سپس عبدالمجید ١٨٣٩ تا ١٨٦١ راتنظیمات‌چی‌ها می‌خوانند. در این دوره‌ها اصلاحات شروع می‌شود، اما جامع الاطراف نیست و مخالفت‌هایی هست. یعنی اگرچه خود پادشاه یا امپراتور این اصلاحات را آغاز می‌كند، اما در دربار مخالفانی دارد. در استان‌ها نیز مخالفانی دارد، مثلا ینی‌چری‌ها مخالف هستند و در نتیجه این اصلاحات ناكام می‌ماند. ضمن اینكه این تنظیمات‌چی‌ها در شناخت غرب نارسایی دارند و اصلاحات امپراتوری عثمانی ماهیت نظامی دارد و مثل عباس میرزا در ایران شروع به گرفتن سلاح‌های جدید از غرب كردند و نظام جدید ارتش را از غرب اخذ كردند تا بتوانند تهاجمی كه قبلا به غرب داشتند و از قرن هفدهم به بعد معكوس شده بود را احیا كنند. به همین خاطر شعار شكست دشمن با استفاده از سلاح دشمن را سرلوحه كار خود قرار دادند. اما به تدریج دیدند كه حتی این اصلاحات نیز به حل مشكلات‌شان یاری نرساند و ایشان نتوانستند مثل گذشتهبر‌گردند و دست بالا پیدا كنند و این عقب‌نشینی باز ادامه پیدا كرد و شكست‌های نظامی تداوم یافت. برخی گفتند غیر از این اصلاحات نظامی، بهتر است در حوزه‌های اداری نیز از غرب اقتباس كنیم و به تدریج اصلاحات حقوقی و بعدا اصلاحات سیاسی نیز در دستور كار قرار گرفت، به شكلی كه تا پایان قرن نوزدهم فعالیت‌هایی چون كمیته اتحاد و ترقی و جنبش ترك‌های جوان و... فعال شدند. این افراد خواهان اصلاحات سیاسی هستند و حتی گروه‌هایی فعال می‌شوند كه علنا فروپاشی رژیم را می‌خواهند و خواهان مشروطیت و دموكراسی به معنای حكومت قانون هستند.
‌ آیا این الگوگیری‌ها از غرب دقیق صورت می‌گرفت؟
خیر، برداشت‌های ایشان نارسایی‌هایی داشت و حاملان و عاملان آنها با مخالفت‌هایی در دل جامعه ترك نیز مواجه می‌شدند، تا جایی كه نمی‌توانستند با وجود سیستم و امپراتوری این نوآوری‌ها را حفظ كنند. در واقع نگهداری این دو با هم به لحاظ گفتمانی نیز
تناقض‌آمیز بود. حتی اصلاح‌طلبان و تنظیمات‌چیان می‌خواستند عثمانی و اسلام در پیوند با مدرنیته و غرب حفظ شود و در نتیجه این تعارض را به لحاظ تئوریك نمی‌توانستند حل كنند. تا جایی كه برخی از عثمانیان نو و كمیته اتحاد و ترقی و جنبش تركان جوان در سیاست‌های داخلی و هم در سیاست‌های خارجی برای نجات امپراتوری هم به پان اسلامیزم متوسل شدند و تنش‌هایی را موجب شدند كه در رابطه با جنبش‌های ناسیونالیستی، قومیتی، اقلیت‌های مذهبی با فشار غرب بالا گرفت و در نهایت به جنگ جهانی اول از ١٩١٤ تا ١٩١٨ انجامید. بنابراین این اصلاح‌طلبان نتوانستند شرایط را كنترل كنند و در نتیجه پرسش‌هایی مطرح شد كه الان هم مطرح است و در موردكشورهای دیگر خاورمیانه نیز صادق است، این پرسش‌ها عبارت بود از اینكه چه نسبتی میان اسلام و مدرنیته است؟ حقوق اقلیت‌ها را چطور می‌توان احراز كرد؟ آیا همه افراد را می‌توان در یك ساختار دولت-ملت به عنوان شهروند و با حقوق برابر خواند؟ چطور می‌توان دولت ملی و سرزمینی را با امپراتوری جمع كرد؟ منشا حاكمیت چیست؟ بنابراین مسائلی از این دست باعث شد كه تناقض‌های نظر و عمل غیرقابل حل به نظر برسد و گسیختگی بیشتر ‌شود. فشار از بیرون نیز هست، از داخل هم تجزیه طلبی را شاهدیم. عده‌ای نیز از پان‌عثمانیزم سخن راندند، اما دیدند جواب نمی‌دهد. متفكرانی چون ضیاء گوكالپ و نامق كمال و احمدرضا و... مشروطه‌خواه بودند و نظریه‌پردازان برجسته‌ای دارند. مثلا عثمانیان نو به رهبری محمد بیگ كه فلسفه سیاسی اصلاح‌طلبان را تدوین می‌كند، یا ضیا پاشا و نامق كمال اندیشمندانی هستند كه به این مسائل می‌اندیشند. خود نامق كمال چهره معروفی است و چهره‌هایی چون سید جمال و اقبال و... به او اشاره كرده‌اند. به هر حال این متفكران به دنبال مشروطه وسازگاری ناسیونالیسم ترك با پان‌اسلامیزم هستند، در عین حال از مونتسكیو و روسو و متفكران روشنگری نیز متاثر هستند و می‌كوشند میان لیبرالیسم و اصول اسلامی جمع بزنند. این مشروطه خواهی عثمانی به رهبری مدحت پاشا از ١٨٧٠ با چهره‌هایی چون كمال پاشا، خلیل پاشا، خیرالدین پاشا تونسی شناخته می‌شودترك‌های جوان ادامه عثمانیان نو هستند. كمیته اتحاد و ترقی در ١٨٨٩ تاسیس می‌شود. در یك مقطعی اینها شكست می‌خورند، در همین مقطع است كه مصطفی كمال (كه بعدا آتاتورك یا پدر ترك‌ها نامیده شد) در سال ١٩٠٦ یك حزب مخفی به اسم وطن تشكیل می‌دهد. ترك‌های خارج از عثمانی با هدایت انور بیگ، طلعت بیگ و جاوید بیگ شورش‌هایی می‌كنند و اعاده قانون اساسی ١٨٧٦ را خواهان بودند و خواستار تشكیل مجلس شورا بودند، البته این مجلس در سال ١٩٠٨ به رهبری احمدرضا تشكیل می‌شود، اما عبدالحمید در سال ١٩٠٩ موفق می‌شود ایشان را حذف كند. بار دیگر عبدالحمید نمی‌تواند ادامه دهد و انورپاشا علیه عبدالحمید وارد عمل می‌شود و عبدالحمید دوم ساقط می‌شود. بنابراین این اختلافات و تنش‌ها وجود دارد، تا اینكه تركان جوان قدرت می‌گیرند. گوكالپ پان تورانیسم را مطرح می‌كند.
 آن‌طور كه دكتر موثقی گفت، به نظر می‌رسد از میانه سده نوزدهم وقایعی در عثمانی یا تركیه امروز در حال وقوع است و اتفاقاتی رخ می‌دهد كه در نهایت به تناقضاتی هم در سطح نظر و هم در سطح عمل منجر می‌شود. به نظر می‌رسد این تناقضات بعد از این نیز رفع نمی‌شود. شما چطور فكر می‌كنید؟ چه اتفاقاتی می‌افتد كه ما به مشروطه تركیه در ١٩٠٨ می‌رسیم؟
اسدالله اطهری: پیش از ورود به بحث لازم است بابت در گرفتن این بحث تشكر كنم زیرا تركیه تجربه‌ای در یك كشور اسلامی را به منصه ظهور می‌رساند كه بر خلافتبلیغاتی كه بعضا صورت می‌گیرد، نشان‌دهنده این است كه یك كشور اسلامی می‌تواند مدرن شود و به تجدد دست پیدا كند یعنی تركیه نشان می‌دهد یك كشور اسلامی می‌تواند دموكراتیزه شود و بیش از ١١ هزار دلار هم درآمد سرانه داشته باشد. از این حیث بررسی سیر تحول مدرنیته و مدرنیسم در تركیه اهمیتی اساسی دارد. البته باید میان مدرنیته و مدرنیسم و مدرنیزاسیون تمایز قایل شد، اما در هر صورت اینها در كنار هم هستند و می‌شود اینها را در كنار هم مورد بحث قرار داد. در قرن نوزدهم در تركیه نیز مدرنیزاسیون به تدریج در حال تكوین و شكل‌گیری بود. در عثمانی مدرنیزاسیون از حوزه‌های نظامی و اداری آغاز شد و سپس به حوزه‌های اقتصادی و در نهایت سیاسی كشیده شد. یعنی اول به خاطر شكست‌های پی در پی از غرب هم ایران و هم عثمانی مجبور بودند كه فنون و تسلیحات نظامی را از غرب اخذ كنند. از این حیث تجدد از بالا به وقوع پیوست. بعدا دیوانسالاران و بروكرات‌ها به درك مدرنیته می‌رسند، بعد گروه‌های روشنفكری مثل نامق كمال و دیگران در این مسیر گام برمی‌دارندبنابراین همه به این نتیجه رسیده بودند كه تجدد یك ضرورت است. به همین خاطر هم مساله قانون اساسی مطرح می‌شود و به تدریج مساله تجدد، مدرنیزاسیون و مدرنیسم قوت می‌گیرد. مفروض ایشان هم چنان كه دكتر موثقی به متفكرانی چون روسو اشاره كرد، این بود كه تنها یك راه وجود دارد و باید از مدرنیته غربی درس گرفت و سعی بكنند آن را در جامعه عثمانی و بعد تركیه ترجمه بكنند. در ایران نیز اندیشمندانی چون میرزا آقاخان كرمانی وضعیت مشابهی را شاهدیم.
یعنی آیا می‌شود مقایسه‌ای میان روشنفكران ایرانی با عثمانی داشت؟
بله، اما من معتقدم مشروطه ایرانی صرفا متاثر از تجربه عثمانی نیست. ما در برلن و سوییس و سایر نقاط اروپا نیز دانشجوهایی داریم كه از سوی دولتمردانی چون عباس میرزا و امیركبیر و... به اروپا فرستاده شده‌‌اند. بنابراین مشروطه‌خواهان ایرانی همان میزان كه از عثمانی متاثر هستند، از روس‌ها و حتی ژاپنی‌ها هم تاثیر گرفته‌اند. ما تحت تاثیر حركت‌هایی كه در مصر و حتی شبه‌جزیره هند نیز رخ می‌دهد، هستیم. بنابراین به نظر من ما بی‌واسطه عثمانی نیز با غرب ارتباط داشتیم.
‌ به تركیه برگردیم، از نگاه شما چه تكاپوهایی در عثمانی در این گیرو‌دار در حال وقوع است؟
گروه‌های نوساز و دسته‌هایی كه حاملان اندیشه‌های نو بودند، كوشیدند به تدریج گروه‌های مرجع سنتی را نقد كنند. در واقع حاملان مدرنیته در تركیه ارتشی‌ها، روشنفكران و بازاریان بودند. البته اسلام تصوف و اسلام مدنی‌ای كه مطرح شد نیز خیلی به مساله تجدد در تركیه كمك كردند.
‌ به ورود اندیشه‌های نو در تجدد تركیه اشاره شد. آیا این ایده‌های جدید مثل حكومت قانون، پارلمان، حقوق شهروندی و... موجب بحثی جدی در میان روشنفكران و نخبگان فكری تركیه شد؟ چه گروه‌هایی در مواجهه با این اندیشه‌ها مقاوت نشان دادند؟
بله، به‌طور طبیعی این بحث درگرفت. در جامعه‌شناسی برای توضیح منشا تغییرات اجتماعی می‌توان رویكردی ماركسی را از رویكردی وبری متمایز كرد. در نگرش ماركسی عمدتا تحولات اجتماعی را بر مبنای تحولات عینی اقتصادی مثل نزاع‌های طبقاتی در نظر می‌گیرند، اما در نگرش وبری معتقد است كه تغییرات از ذهنیت‌ها آغاز می‌شود. در تركیه نیز این الزام عملی كه باید كاری كرد، نخست در ذهنیت‌ها پدید آمد، یعنی این فكر پدید آمد كه با ساخت و بافت سنتی نمی‌توان با موج جدید برخاسته از رنسانس و انقلاب صنعتی و مدرنیته كه حالت تهاجمی یافته، مواجه شد و باید تجددنظرهایی كرد. این تجدید نظر همان پرسش‌هایی را پدید آورد كه به آنها اشاره كردم. بسیاری از اینسوال‌ها تا به امروز نیز حل نشده باقی مانده است؛
 به عبارت دیگر اندیشه سنتی باید بتواند تكلیف خودش را با لیبرالیسم، سكولاریسم، اقتصاد بازار، ناسیونالیسم، سرمایه داری، جهانی شدن و... روشن كند. اگر به سنتزی نرسد مشكل لاینحل باقی می‌ماند. اما تا جایی كه در تركیه رخ داد، این منازعات فكری تداوم داشت. این نوسازی و اصلاحات چنان كه گفتم از اواخر قرن هجدهمشروع می‌شود. از نظر جغرافیایی البته عثمانی حایل میان ایران و اروپا است و با غرب تماس مستقیم دارد. بنابراین تغییراتی كه در تركیه در زمینه اصلاحات آغاز می‌شود، موجب به وجود آمدن اقشار جدید می‌شود. در نظام آموزشی هم تغییرات صورت می‌گیرد. در نتیجه به تدریج قشر روشنفكران، قشر نظامیان متجدد و قشر بروكرات‌های ارشد پدید می‌آید. حتی در همان دوره عثمانی برخی روحانیونی كه در مركز نشسته‌اند و در پیوند با دولت و دستگاه خلافت عثمانی هستند، گرایش‌های اصلاح‌طلبانه دارند. اما سه گروه در مناطق و استان‌ها حضور دارند كه با اصلاحات مخالفت می‌كنند؛ به عبارت دیگر در عثمانی قرن نوزدهم این پیرامون است كه مخالف مركز است وگرنه مركز طرفدار اصلاحات است، سه گروه در پیرامون هستند، یكی ینی چری‌ها، دوم روحانیون حاشیه نشین و سوم كادرهای اداری و سیاسی مناطق و زمینداران كه مخالف اصلاحات در مركز هستنداین نكته جالبی است. یعنی مركز به جمع بندی‌هایی رسیده است، اما طبیعی است كه خیلی تئوریزه نشده و تناقض‌ها موجود است. در نتیجه این مباحث روح ندارد و فرو می‌پاشد. یعنی با حفظ آن ساخت و بافت سنتی تلاش می‌شود نوعی انقلاب از بالا (به تعبیر باتامور) رخ دهد. اما با وصله پینه كردن كه نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. گاهی اصلاحات وصله‌پینه است یعنی می‌خواهند با حفظ ساخت و بافت سنتی، روكشی از چیزهای نو ایجاد كنند. این جواب نمی‌دهد و در نتیجه خلافتعثمانی فروپاشید، مخصوصا كه وارد ائتلاف ضد‌استراتژیك شد. در نتیجه این فروپاشی پان‌اسلامیزم، پان عثمانیزم و پان تورانیزم ظهور كرد. مثلا گوكالپ، رهبر پان تورانیست‌ها، سن زیادی ندارد اما شرایط را به خوبی فهمیده و می‌كوشد سنتزی برای نجات عثمانی و تركیه ارایه دهد و می‌گوید ما می‌خواهیم تمدن جدید تركی بنا كنیم. بحث هویت ملی در تركیه از همین جا برمی‌آید كه به ناسیونالیسم تركی می‌انجامد و بعدا نتایجی نیز در بر دارد كه مثل همین معضل كردها مشهود است. گوكالپ می‌گوید تمدن جدید تركی را باید بر سه پایه بنا كرد: نخست اسلام، دوم تركی‌گری و سوم تمدن غرب و مدرنیته. او پان‌تورانیزم را اتحاد همه ترك‌ها به صورت فرامرزی می‌خواند.
آتاتورك كجای این ماجرا قرار می‌گیرد؟
آتاتورك فرزند همین جریان پان تورانیزم است، با این تفاوت كه دیدگاه‌های گوكالپ را تقلیل می‌دهد، برشی می‌زند و اسلام را قیچی می‌كند. البته مقاومت‌هایی در برابر او به وجود می‌آید. او همچنین به جای پان تركیسم گوكالپ از ناسیونالیسم تركی در چارچوب مرزهای تركیه سخن می‌گوید و مدرنیته را نیز قبول می‌كند. البته مدرنیته او نیز مشكلاتی دارد، ناسیونالیسم او نیز مشكلاتی دارد. ناسیونالیسم آتاتوریك در واقع قومیت‌گرایی است. بنابراین آتاتوریك به عنوان یك افسر و ژنرال ارتش عثمانی تركیه جدید را ایجاد می‌كند و این تناقضات وجود دارد. اما با همه این نارسایی‌ها او موسس تركیه جدید است.
‌ آقای اطهری شما گفتید كه تجدد تركیه توانست اسلام را با خودش همراه كند، اما جوری كه آقای دكتر موثقی گفتند، آتاتورك اصلا اسلام را كنارگذاشت. اصلا لاییسیته تركیه معروف است و یكی از اصول جمهوری تركیه این است كه دین در سیاست آن نقشی نداشته باشد.
من با آقای دكتر موثقی موافق هستم. مبنای تفكر تركیه جدید سكولاریزه كردن جامعه تركیه است و اینكه اسلام در قانون اساسی اول هست، مثل ایران دوره مشروطه، اما بعدا برداشته می‌شودبنابراین هیچ كس حق ندارد در تركیه از كسی بپرسد كه دین شما چیست. این در تركیه امروز هم هست. در واقع شش اصل آتاتوركیسم عبارتند از سكولاریسم، اتاتیسم (دولت گرایی)، خلق باوری، ناسیونالیسم، انقلابی‌گری و پوپولیسماین اصول بنیان اساسی تجدد در تركیه را در جامعه ما نشان می‌دهد. این سخن به معنای آن است كه او دین را از یك جنبه دولتی و از جنبه‌ای دیگر خصوصی كرده است. اداره اوقاف در تركیه هنوز دولتی است. آقای دكتر موثقی به نكته مهمی اشاره كردند و گفتند تكلیف ما باید با اسلام، سرمایه‌داری، اقتصاد بازار آزاد، مفاهیم مدرن مثل جهانی شدن و... روشن شود. اتفاقا آتاتورك تكلیف تركیه جدید را با این چیزها روشن كرد. او تئوری سه فرهنگ را كه ضیاء گوكالپ مطرح كرد، تبیین كرد. این تئوری در بیشتر كشورهای جهان سوم مثل ایران وجود دارد. این سه فرهنگ عبارتند از: فرهنگ ملی، فرهنگ جهانی غربی و فرهنگ دینی. در تركیه بر خلاف ایران تعجیل صورت نگرفت. ایرانیان خیلی عجله می‌كنند، چند شورش، چند انقلاب، چند كودتا در طول تاریخ معاصر ایران رخ داده است، یعنی همه‌چیز را می‌خواهند در خیابان‌ها حل كنند. در حالی كه در تركیه گام به گام به این سمت رفت. بحث این نیست كه آنها تحركاتینداشته‌اند، اما ما می‌خواهیم خیلی زود همه‌چیز را عوض كنیم. وقتی به تركیه نگاه كنید، می‌بینید وظیفه آتاتورك تشكیل دولت مدرن بوده است. مشروعیت این دولت مدرن مبتنی بر سكولاریسم و بقیه اصول شش‌گانه است. تازه از دهه ١٩٥٠ است كه توسعه سیاسی توسط دموكرات‌ها در درون تركیه آغاز می‌شود و در واقع پاسخی به بحران‌هایی است كه خود كمالیسم ایجاد می‌كند. به این بحران‌ها اشاره خواهیم كرد، اما پیش از آن لازم به ذكر است كه نزد آتاتورك نظامی‌گری و ارتش به عنوان حامل و عامل و حامی دموكراسی است. اتفاقا بر خلاف آنچه در ایران درباره نظامی‌گری آتاتورك مطرح می‌شود، واقعیت این است كه آتاتورك گفت هركس می‌خواهد وارد پارلمان شود، باید لباس نظامی‌گری را از تن به در كند و با لباس شخصی وارد سیاست شود. بعدا خود نظامیان با كودتایی كه كردند، گفتند ما ضامن دموكراسی هستیم.
‌ آیا اسم این را نمی‌شود تجدد به ضرب زور و شمشیر گذاشت؟ شما می‌گویید در تركیه مثل ایران تغییرات گسترده نبوده است. اما ما حداقل شاهد چند كودتای نظامی و چهار جمهوری در این صد سال هستیم. همیشه این ارتش بوده كه جمهوری را حفظ كرده است. آیا این تجدد به زور چماق نیست؟
به این نكته اشاره خواهم كرد. این نكته مهمی است كه در ایران كمتر بحث شده است. من فقط خواستم بگویم سنت‌هایی كه مانع تجدد بوده‌اند را آتاتورك بدون تعارف كنار گذاشته است. او تكلیفش را با سنت، روحانیت، زبان، مراكز صوفی و... روشن كرد و خواستار غیردینی شدن حوزه‌های متفاوت اجتماعی شد. او دین را دولتی كرد. سازمان اوقاف تركیه را امروز خود دولت انتخاب می‌كند. مثل مصر كه در آن رییس الازهر را رییس‌جمهور انتخاب می‌كند. بنابراین در تركیه در مرحله اول دستیابی به تجدد سنت تبدیل به غیریت می‌شود. اما وقتی به سایر نهادها نگاه می‌كنیم، می‌بینیم كه دموكراتیك‌ترین قانون اساسی را در سال ١٩٦١ ارتش ایجاد می‌كند. بحث من این است كه ارتش در تركیه در راستای منافع ملی و آزادی گام برداشته و در احزاب سیاسی جایگاه داشته است. البته نقاط تاریكی هم در كارنامه ارتش هست، مثل سال ١٩٨٢. اما از همان ١٩٨٢ با اینكه كودتا صورت گرفته، اردوغان و اربكان بیرون می‌آید. بنابراین باید به كارویژه و نقش این نظامی‌گری توجه كرد. این چطور دیكتاتوری است كه از درون آن اوزال بیرون می‌آید. حرف من این است كه در تركیه حرف آخر را كسی می‌زند كه نه تنها مانع آزادی نیست، اتفاقا به تعمیق دموكراتیزاسیون می‌انجامد و هرج و مرج را كنترل می‌كند. البته هزینه‌های سنگینی نیز پرداخت می‌شود و كارهای خونینی نیز انجام می‌شود كه ای كاش صورت نگرفته بود. اما راه دیگر چیست؟
 آقای دكتر موثقی شما در مورد ساختار ارتش در تركیه چطور فكر می‌كنید؟ معمولا گفته می‌شود ارتش ایران در دوره پهلوی متكی به شخص بود و گذشته از اینكه نتوانست در برابر تهاجم خارجی مثلا در شهریور ١٣٢٠ یاری برساند، بیشتر به كار سركوب داخلی می‌آمد كه نمونه بارزش كودتای ٢٨ مرداد بود. ارتش در تركیه چطور بود كه به تعبیر دكتر اطهری به دموكراسی و آزادی كمك كرد؟
جلودار تغییرات از جمله و به ویژه نظامیان هستند. از همان دوره عثمانی به دلیل ماهیت نظامی آن رژیم و درگیری نظامی كه با غرب دارد، ابتدا سردمداران عثمانی متوجه تفاوت سلاح و سازمان ارتش خودشان با غرب می‌شوند و بخش مهمی از اصلاحات آنها، اصلاحات در ارتش است. برخی از میراث‌های اصلاحی دوره عثمانی به دوره جدید منتقل می‌شود. این ارتش و نظامیان، ارتش پدرسالار (patrimonial) نیستند، قبلا هم نبودند. اینها می‌كوشند از آن پوسته پدرسالار خارج شوند. از این حیث می‌توان ارتش آتاتورك را با ارتش رضاشاه مقایسه كرد. اشاره كردم كه آتاتورك حزب مخفی وطن را تشكیل می‌دهد و با گروه‌های روشنفكر ناراضی خارج از عثمانی ارتباط برقرار می‌كند. او خودش یك ژنرال نظامی است و اهل مطالعه است و تحصیلات آكادمیك دارد و اروپا دیده است. اگر اینها را با رضاشاه مقایسه كنید، می‌بینید كه او این ویژگی‌ها را ندارد. بنابراین این تفاوت‌ها جدی است. روی كار آمدن آتاتورك نیز جالب توجه است. بر خلاف آنچه به غلط در میان برخی در ایران مشهور است، ‌چنین نیست كه آتاتورك دست نشانده انگلیس باشددر واقع این جریان سنتی حول محور خلیفه و خلافت می‌چرخد و خلیفه عثمانی در جنگ جهانی اول در اتحاد با آلمان و اتریش تن به شكست می‌دهد و قرارداد لوزان را می‌پذیرد. این قرارداد نشانه شكست كامل است و آتاتورك یك مقاومت ملی را شكل می‌دهد و نخبگان ثلاث یعنی سه ضلعی را كه در جریان اصلاحات قرن نوزده شكل گرفته‌اند، متحد می‌كند: ‌نظامیان، بوروكرات‌های ارشد و روشنفكران با اندیشه‌های تجددخواهی متاثر از غرب. آتاتورك با زیركی تمام توده‌های دهقانی و روستایی را در پیوند با علما و روحانیون و در پیوند با مذهب سازماندهی می‌كند و یك مقاومت ملی را در مقابل قرارداد تحمیلی انگلیسی‌ها سازمان می‌دهد و آن قرارداد را نمی‌پذیرند، تا جایی كه قرارداد جدید امضا می‌شود و تركیه امروز حاصل این قرارداد است. در آن زمان آتاتورك معروف به غازی اسلام یعنی سرباز اسلام است. با مرحوم غلامرضا سعیدی راجع به محمد اقبال گفت‌وگویی داشتم، ایشان می‌گفت كه ما در آن زمان عكس‌های آتاتورك را در تهران پخش می‌كردیم، به این عنوان كه او غازی اسلام است و می‌خواهد اسلام را نجات دهد. این نشان می‌دهد كه آتاتورك با زیركی توانسته توده‌های روستایی را در این مقاومت ملی سازمان دهد و موفق شود كه قرارداد تحمیلی را رد كند. این تركیب در مجلس ملی كبیر شكل می‌گیرد و سلطنت لغو می‌شود و در سال‌های ١٩٢٢ و ١٩٢٣ جمهوری جدید اعلام می‌شود و در سال ١٩٢٤ در نهایت خلافت لغو می‌شود و جمهوری جدید با شش اصل كمالیستی یعنی ناسیونالیسم، سكولاریسم، جمهوریخواهی، مردم گرایی (پوپولیسم)، انقلاب‌گرایی و دولت‌گرایی متولد می‌شود. الگوی این جمهوری جدید نیز غرب است و تجدد آمرانه شكل می‌گیرد. اما این گروه‌های نوساز سه‌گانه بعد از استقرار باید به این بیندیشند كه با دین و سنت و روستا و دهقان در حوزه‌های فرهنگی-سیاسی- اقتصادی چه باید بكنند.
نكته مهم جمهوری آتاتورك حتی پیش از آنكه در دهه ١٩٥٠ دموكرات‌ها بر سر كار بیایند، این بود كه آتاتورك نمی‌خواست نماینده خلافت باشد، او یك شخصیت ملی است و می‌خواهد كشور خودش را نجات بدهد و می‌خواهد كشورش را در جامعه مدرن ادغام كند. دكتر موثقی به درستی اشاره كردند كه در ایران برخی می‌كوشند نشان دهند آتاتورك نماینده انگلیسی‌ها است.
‌ این‌طور كه شما بحث می‌كنید، چنان می‌نماید كه همه‌چیز در تركیه خیلی خوب و عالی پیش رفته است. در مقاله‌ای كه سال ٢٠٠٧ توسط برنارد لوییس نوشته شده، نمره دموكراتیزاسیون در تركیه را تا حدودی مثبت ارزیابی می‌كند. اما اتفاقات از ٢٠٠٧ به بعد نشان می‌دهد كه گویا همه‌چیز آنقدر هم كه فكر می‌كردیم مثبت نبوده است. برای مثال كسانی كه از تجدد آمرانه دفاع می‌كنند، مدعی هستند كه ما فعلا به دلیل فقدان نهادها ناگزیر از تكیه بر زور ارتش هستیم و بعدا كه نهادها ساخته شود، دیگر به آن اتكا نمی‌كنیم. اما واقعیت تركیه نشان داده كه با وجود گذشت صد سال از تجدد در تركیه تكیه بر ارتش هم چنان تا آن میزان است كه اگر نباشد، با بازگشت به عقب مواجه می‌شویم. بنابر این اگر دموكراتیزاسیون در تركیه موفق بوده، پس چرا هنوز حفظ آن متكی به ارتش است؟ آیا فكر نمی‌كنید این بنا كج گذاشته شده است؟
به نظر من بنای كار كج گذاشته نشده است، بلكه خواسته‌اند گام به گام به مدرنیته نزدیك شوند. یعنی اول بنای دولت مدرن را گذاشتند، سپس نهادهای غربی را بنا گذاشتند، بعد از زمان آقای اوزال هدف‌‌شان این شد كه وارد اتحادیه اروپا شوند، خود همین كار ادامه تفكر آتاتورك است. یعنی تجددی كه در تركیه رخ می‌دهد، به مدد غرب است. یك جا از طریق ایالات متحده وارد ناتو می‌شوند و جای دیگر از طریق گوش كردن به اصلاحاتی كه اتحادیه اروپا مطرح ‌می‌كند، عمل می‌كنند. این نوعی متجدد شدن از طریق بیرون است. یعنی هر نیروی اجتماعی كه در داخل قدرت می‌گیرد، اگر بخواهد به عنوان یك نیروی ضد نوسازی و ضد تجدد مطرح شود، با دیكتاتوری ارتش مواجه می‌شود و نیروهایی كه در داخل هستند، به مدد قدرت‌های بیرونی مثل ایالات متحده و اتحادیه اروپا آن را سر جای خود می‌نشانند. این نكته مهمی در اصلاحات و تجدد در تركیه است كه تدریجی صورت گرفته است. یعنی اولا دولت مدرن تشكیل دادند، بعد دموكرات‌ها سر كار آمدند. بعد كه مساله چپ مطرح شد، سعی كردند ساختارها وجامعه مدنی را قدرتمند كنند و ارتش را به عنوان پاسدار سكولاریسم و مدرنیسم و كمالیسم حفظ كنند و حتی كوشیدند مركز فقاهت را مدرن كنند و دموكراسی راگسترش دهند. حتی جایی كه اقوامی چون كردها و اقلیت‌های مذهبی مثل علوی‌ها به غیریت بدل شدند، در ابتدا سركوب شدند. زیرا تجربه‌ای پیش از آن وجود نداشت و هیچ كشور اسلامی پیش از آن متجدد نشده بود و دموكراسی وجود نداشتایران و تركیه و مصر و هند و ژاپن و روسیه به یكدیگر نگاه می‌كردند. اما در مجموع ترك‌ها بهتر عمل كردند. اما آنقدر عمیق نبودند كه بگویند عین آنچه در غرب هست را می‌شود در تركیه عملی كرد. نیروهای ضد نوسازی به‌شدت مقاومت می‌كردند. البته باید توجه كرد كه نحوه مواجهه با این نیروهای ضد تجدد كشور به كشور فرق می‌كند. تركیه در مقابله با اقلیت‌ها و قومیت‌ها روش سركوب را برگزید. یكی از مشكلات اساسی تجدد در تركیه نیز همین است، یعنی بخشی از نیروهای خود را در مراحل نوسازی از دست داد و موجب شورش‌ها و جنبش‌ها در جامعه شد. به همین خاطر بود كه در تركیه دو گروه اسلام‌گراها و كردها طرد شدند. ترك‌ها می‌خواستند بگویند اقلیت‌های قومی و مذهبی مانع تجدد هستنداما حالا می‌بینیم كه چگونه اسلام در تجدد آتاتوركی ادغام شده است. حتی همین اسلام‌گرایان بهتر از احزاب عدالت و مام وطن و دموكرات و جمهوریخواهان خلق تركیه را ارتقا می‌بخشند  و این نخستین‌بار است كه مطابق حرف آقای دكتر تركیه تكلیفش را با اسلام و مدرنیته مشخص كرده است. یعنی برای نخستین گروهی در تركیه آمد و گفت اسلام با مدرنیته مشكلی ندارد. بنابراین به‌طور كلی می‌توان گفت در دهه‌های اخیر برای نخستین‌بار در تركیه مذاكراتی با گروه‌هایی صورت گرفت كه پیش از آن به غیریت بدل شده بودند و اسلام‌گراها توانستند در همین وضعیت پیشرفت كنند.
آتاتورك معروف به نهادساز
(institution builder) است. ماكس وبر به سه شكل رهبری سیاسی اشاره می‌كند: رهبری سنتی، رهبری كاریزماتیك و رهبری عقلانی- قانونی. آتاتورك كاریزماتیك است، اما خیلی نادر است كه توانسته از این فاز كاریزماتیك به فاز سوم برسد. یعنی آتاتورك توانست از وضعیت شخصی
-كاریزماتیك به وضعیت عقلانی- قانونی دست یابد. او دولت ملی و مدرن تشكیل می‌دهد و حكومت قانون را برقرار می‌كند و وضعیت غیرشخصی ایجاد می‌كند. به همین خاطر است كه در تركیه همان‌طور كه اشاره كردم، به دلیل ویژگی‌های متمایز او، ارتش جلودار تغییرات است نه سركوب‌كننده آن. اگر به سركوب دست می‌زنند و اقتدارگرایی پیشه می‌كنند، برای برخورد با مخالفان تغییر است. البته من نمی‌خواهم سیاه و سفید نگاه كنم، اما اصل این قضیه مهم است و آتاتورك اعلام می‌كند هركس از هم لباس‌های من از نظامیان و ژنرال‌ها در این پروژه من می‌خواهد در فعالیت‌های سیاسی باقی بماند، باید لباس نظامی را برای همیشه از تن به در كند. در حالی كه مادر ایران می‌بینیم بسیاری ماهیتا نظامی هستند، اما فعالیت سیاسی می‌كننددر حالی كه در تركیه نوعی تقسیم كار تخصصی صورت می‌گیرد و همه حوزه‌ها حرفه‌ای می‌شود. در یك جامعه مدرن بر اساس تخصص‌گرایی، نظامی باید كار نظامی‌گری‌اش را بكند و سیاستمدار كار سیاسی بكند. بنابراین اصول شش‌گانه آتاتورك دولت  مدرن را شكل می‌دهد و در سه بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تاثیر می‌گذارد.
‌ یعنی هیچ نقدی به تجدد آتاتوركی وارد نیست؟
چرا می‌توان نقدهایی وارد كرد. آتاتورك سال ١٩٣٨ می‌میرد و بعد از او جانشینش عصمت اینونو بر سر كار می‌آید. او تا سال ١٩٤٥ جانشین آتاتورك است اما از آن سال به بعد با فشار امریكا در آستانه شروع جنگ سرد، اجازه تشكیل گروه مخالف را می‌دهد و نظام سیاسی تركیه چندحزبی است. دهه ١٩٥٠ قرن بیستم میلادی حزب دموكرات پیروز می‌شود و حزب جمهوریخواه خلق شكست می‌خوردببینید چنان كه گفتم تفاوت آتاتورك با رضاشاه این است كه شخصی حكومت نمی‌كند و حزب تشكیل می‌دهد. این نهادسازی‌ها و حالت نهادینه دادن به امور بسیار كمك می‌كند. اما در حوزه فرهنگی از همان آغاز شاهد نارسایی هستیماین تجدد آمرانه از بالا در تقابل میان سنت و مدرنیته، به‌شدت سنت و روحانیون را كه اتفاقا نقش مهمی در مقاومت ملی داشتند، حذف می‌كند. همچنین سكولاریسم تركیه بر اساس الگوی لاییسیسته فرانسوی شكل می‌گیرد كه به معنای سیطره دولت بر مذهب است. البته این جا اختلاف هست كه آیا آتاتورك می‌خواست مذهب را براندازد یا آن را به حوزه خصوصی پس براند. اما به هر حال هر دو هست. یعنی در نسخه فرانسوی سكولاریسم و سیطره سیاست بر دین، گفته می‌شود كه مركز باید قوی شود. شاهدیم كه در الگوی آتاتورك نیز مركز قوی می‌شودبنابراین آتاتورك در حوزه فرهنگی این مشكل را دارد كه سنت را به حاشیه می‌راند و روحانیت را طرد می‌كند. یعنی شاهد سیطره دولت بر دین هستیم وآزادی‌های مذهبی به‌شدت كنترل می‌شود و تشكیل حزب بر اساس مذهب ممنوع می‌شود. بنابراین سكولاریسم تركیه نارسایی‌هایی دارد. یعنی می‌توان گفت اگر در دوره عثمانی با تاكید بر مذهب نوعی تز داریم، در دوره آتاتورك با سكولاریسم شاهد نوعی آنتی تز هستیم. اما از دهه ١٩٥٠ با فشار امریكا و جنگ سرد نوعی سنتز شكل می‌گیرد. اما این سنتز نیز نارسایی‌هایی دارد. مثل نارسایی فرهنگی كه خود را در فشار بر اقلیت‌های قومی و زبانی نشان می‌دهدمثل حذف زبان عربی و فارسی و سختگیری‌های شدید و اجبار به خواندن اذان به عربی.
‌ در حوزه سیاسی وضعیت به چه شكل است؟ آیا در این حوزه نارسایی در الگوی آتاتورك نیست؟
در حوزه سیاسی اگرچه دولت ملی مدرن شكل گرفته و تفكیك قوا صورت می‌گیرد، اما در ادامه نارسایی‌های فلسفی و فرهنگی كه نتوانسته سنتز خوبی را تا به امروزشكل دهد، در این حوزه نیز نارسایی‌هایی هست. مثلا روح ملت ملی مدرن ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم نیز چنان كه تاكید شد یكی از اصول شش‌گانه آتاتورك است. اما ناسیونالیسم تركیه محدود به تركی‌گری می‌شود. حتی گفته می‌شود كه كردها ترك‌های كوهستانی هستند!‌ یعنی ناسیونالیسم تركی به سمت قومیت‌گرایی متمایل می‌شود. در نتیجه این یك نارسایی در حوزه سیاسی است. در بعد اقتصادی آتاتورك با دولت‌گرایی می‌خواهد تغییرات اساسی ایجاد كندیعنی دولت از روش‌های مركانتیلیستی و ناسیونالیستی بهره می‌گیرد. در نتیجه تركیه از شوروی كه در همسایگی‌اش است، مركزگرایی‌اش را وام می‌گیرد، اما ایدئولوژی كمونیستی را نمی‌گیرد. در واقع تفاوت اصلی آتاتورك با سایر رهبران سیاسی زمانه‌اش در خاورمیانه مثل ناصر و قذافی این است كه اینها دولت سالار و چپگرا هستند، اما آتاتورك در چارچوب اقتصاد كاپیتالیستی و بازارمحور، همزمان دولت و بخش خصوصی را فعال می‌كند. در دهه ١٩٢٠ براساس قراردادهای قبلی دست دولت تركیه و آتاتورك برای حمایت از تولید داخلی بسته بود، اما بعد از ١٩٢٨ كه قراردادهایش تمام می‌شود و بعد از بحران اقتصادی ١٩٢٩ دولت در اقتصاد فعال می‌شود و این اقتدارگرایی و دولت‌گرایی سرمایه‌گذاری صنعتی را رونق می‌بخشد و این پایه خوبی برای مراحل بعدی می‌شود. اینونو نیز ادامه همین راه را می‌رود، با این تاكید كه دولتش تك‌حزبی است. بعد از جنگ جهانی دوم و شروع جنگ سرد تحت فشار امریكا تركیه عضو ناتو می‌شود و در بلوك‌بندی غرب قرار می‌گیرد. همچنین در دوره مندرس از دل وفاداران رژیم حزب دموكرات تازه سر برمی‌آورد و نظام سیاسی تركیه چندحزبی می‌شود. این حزب می‌كوشد روستا و سنت را نمایندگی كند و آزادی مذهب می‌دهد. خواست امریكا نیز چنین است. اینجا سكولاریسم غلیظ تركیه اندكی تعدیل می‌شود. اتفاقا این برنامه امریكا نیز هست و می‌گوید كه در فضای جنگ سرد برای جلوگیری از خطر كمونیسم بهتر است كه آزادی مذهب باشد ضمن آنكه اصلاحات كشاورزی و روستایی می‌شود.
‌ آیا این اصلاحات كشاورزی شباهتی با اصلاحات ارضی ما در همین دهه‌ها دارد؟
‌البته شباهت‌هایی هست، اما توجه شود كه در تركیه اصلاحات ارضی نمی‌شود و از این جهت شبیه امریكای لاتین است. در سال ١٩٦٠ مندرس به اتهام اینكه بهسكولاریسم خیانت كرده با كودتا ساقط می‌شود اما در واقع حزب جمهوریخواه خلق به حاشیه رانده شده و منافع كمپانی‌های صنعتی زیر پوشش این حزب به خطر افتاده است. در نتیجه حزب جمهوریخواه خلق در پیوند با ارتش به اتهام اینكه میراث سكولاریسم كمالیسم به خطر افتاد كودتا و مندرس را اعدام می‌كند. با كودتای ١٩٦٠ صنعتی شدن تعمیق پیدا می‌كند.
 بعد از كودتای ١٩٦٠ روند تحولات در تركیه
به چه صورت است؟

در دهه‌های ١٩٧٠ و ١٩٨٠ بعد از كودتا و اعدام مندرس، قانون اساسی كه نوشته می‌شود لیبرالیزه است و شاهد گذار از اقتصاد سوسیالیستی عصر جنگ سرد به اقتصاد بازار آزاد هستیم. امور فرهنگی لیبرالیزه می‌شود. البته در كنار آن قانون اساسی لیبرال، یك شورای امنیت ملی نیز هست كه از جمهوری پاسداری می‌كند و به نظامیان قدرت بیشتری می‌دهد. بنابراین شاهدیم كه برای تركیه لیبرالیسم مهم است. این كار را نخستین و آخرین بار همزمان با آقای هاشمی در ایران، اوزال در تركیه به انجام می‌رساند، بعد از او كمال درویش است. این چهره‌ها هستند كه اقتصاد بازار آزاد را در دهه ١٩٨٠ بنا می‌نهند. در این دهه در چین شاهد
دن شیائو پینگ هستیم، در انگلستان تاچریسم را می‌بینیم، در ایالات متحده ریگانیسم را می‌بینیم. اوزال نیز در تركیه به این سمت می‌رود. همچنین در این دهه شاهد جنگ ایران و عراق هستیم كه به ارتقای تركیه كمك می‌كند. اما آنچه باعث تقویت بخش خصوصی تركیه در این دهه می‌شود، بورژوازی سبز است كه از دل اقدامات اوزال و كمی هم كمال درویش است. اتفاقا ادغام تركیه در اقتصاد جهانی به تجدد و پرونده مدرنیزاسیون تركیه كمك می‌كند كه اتحادیه اروپا در این میان نقش اساسی دارد.
‌ وقتی بحث مقایسه ایران و تركیه از حیث اقتصادی صورت می‌گیرد، یك نكته مهم را نباید فراموش كرد و آن اینكه ایران نفت دارد، در حالی كه تركیه نفت ندارد. یعنی دولت تركیه برای بقای خودش چاره‌ای جز رفتن به سمت مركانتیلیسم و رفتن به سمت بلوك غرب و بازار آزاد ندارد. در حالی كه ایران نفت دارد. آیا نمی‌توان نفت را به عنوان یك فاكتور تعیین‌كننده در فرآیند مدرنیزاسیون در ایران و تركیه خواند؟
حتی بعد از آنكه بحث ادغام تركیه در نظام اقتصاد جهانی و بازار آزاد مطرح باشد، برخی می‌گفتند كه تركیه یك دولت رانتی (rantier state) است. اما ما كی نفت را وارد بودجه اقتصادی دولت كردیم؟ آیا در زمان رضاشاه نیز ایران یك دولت رانتی بود؟ آیا بین ١٣٢٠ تا ١٣٣٢ یك دولت رانتی بودیم؟ ما كی تبدیل به دولت رانتی شدیم؟ می‌شود گفت كه ما از زمان پهلوی دوم تبدیل به دولت رانتی شدیم. خیلی كشورهای نفتی هستند كه دولت رانتی نیستند، مثل كشورهای اسكاندیناوی. مساله استفاده از پول‌های نفتی است. این اشتباهات ما است كه از این پول‌ها استفاده نكردیم. یعنی درست است كه تركیه نفت نداشت اما در تركیه پول‌هایی كه می‌آمد از سوی كارگرانی بود كه به آلمان رفته بودند. همچنین كمك‌های ایالات متحده به واسطه همراهی تركیه در جنگ ویتنام را نیز باید در نظر داشت. بنابراین نمی‌شود صرف درآمدهایی را كه بر مالیات مبتنی نیست، دلیل شكل‌گیری دولت رانتی در یك كشور خواند. اما نكته دیگر این است كه حركت تركیه از سكولاریسم فرانسوی به سكولاریسم آنگلوساكسونی و این بسیار مهم است. در تركیه دستگاه سیاست رییس دستگاه مذهب را تعیین می‌كند، مثل انگلستان. اما در سطح جامعه یك زمانی سكولاریسم به معنای فرانسوی در تركیه رایج بود، یعنی به جای اینكه دولت نسبت به مذهب بی‌طرف باشد، ضدمذهب بود و می‌كوشید مظاهر مذهبی را تحت عنوان ارتجاع نفی و طرد كند و ارتش مدام تكرار می‌كرد كه بزرگ‌ترین خطر مذهب است. اما حالا شاهد نوعی گذر هستیم. حتی معروف است كه دختر آقای اردوغان نمی‌توانست با حجاب درس بخواند و به امریكا رفت. اما بعدا خودش آزاد كرد. بنابراین تعمیق دموكراسی در تركیه مهم است. بنابراین در تركیه در تمام حوزه‌ها تحول صورت گرفته است. در حوزه اقتصادی بازار آزاد رخ داده است، در حوزه سیاسی شاهد گذار به یك لیبرالیسم نیم‌بند هستیم، در حوزه اجتماعی گسترش حوزه عمومی و تقویت جامعه مدنی را می‌بینیم. در تمام این موارد معدل تركیه بسیار بالاستاما در مورد كردها موافقم كه موفقیت بالایی نداشته است.
من هم معتقدم در دهه‌های ١٩٦٠ و ١٩٧٠ صنعتی شدن در تركیه عمیق‌تر می‌شود. در ١٩٨٠ بار دیگر كودتا می‌شود و بعد از آن اوزال سر كار می‌آید كه اصلاحات مبتنی بربازار آزاد را دنبال می‌كند. اما تا قبل از آن نمی‌توان اقتصاد سیاسی تركیه را سوسیالیستی و دولتی خواند. یعنی نه سیاست اقتصادی كاپیتالیستی است و نه اقتصاد سیاسی كمونیستی، بلكه یك اقتصاد سیاسی مركانتیلیستی ناسیونالیستی حاكم است. یعنی دولت در صنعتی شدن و توسعه اقتصادی فعال است. این در چارچوبكاپیتالیسم و تقویت بخش خصوصی صورت می‌گیرد و منابع مالی برای انباشت سرمایه و تكنولوژی زیر پوشش امنیتی پیوند با ایالات متحده تجمیع می‌شودیعنی وقتی در دوره جنگ سرد از دید مسائل امنیتی با مراكز استراتژیك جهان مثل ایالت متحده مشكلی ندارد و زیر چتر آن قرار می‌گیرد، هزینه‌های نظامی كاهش می‌یابد و منابع و امكانات به حوزه صنعتی شدن و توسعه اقتصادی اختصاص می‌یابد. به عبارت دیگر تركیه نفت ندارد، اما با استفاده از وام و سرمایه‌گذاری خارجی و كمك‌های ایالات متحده كار می‌كند. یعنی دولت رویكرد توسعه‌گرا دارد و صنعتی شدن را جدی می‌گیرد. این نوسازی با صنعتی شدن همراه است. نكته دیگر این است كه نهاد روحانیتی كه رضاشاه در ایران با آن مواجه است، در تركیه وجود ندارد. بیشترین درگیری‌ها با جریانات چپ است. من مایلم به این نكته اشاره كنم كه اگرچه حزب دموكرات در سال ١٩٦٠ سركوب می‌شود اما حزب عدالت تشكیل می‌شود و سلیمان دمیرل در واقع ادامه سنت فكری حزب دموكرات مندرس است و در مقابل حزب جمهوریخواه قرار می‌گیرد. از دل حزب عدالت دمیرل، مسعود ایلماز و خانم چیللر برمی‌آیند. ادامه این هم حزب مام میهن و اوزال است كه حتی دیگر اوزال مذهبی است و یك پای آن در جنبش نقشبندی استهمچنین اربكان حزب اسلام‌گرایش را تشكیل می‌دهد كه اگرچه منحل می‌شود، اما باز تشكیل می‌شود. بنابراین چالش اصلی با كردها و چپ‌گرایان است. بنابراینخطر كمونیسم و چپ در فضای جنگ سرد موجب می‌شود كه كمك غرب به تركیه سرازیر شود و به صنعتی شدن این كشور كمك می‌كند.
‌ تاثیر انقلاب اسلامی در ١٩٧٩ بر تحولات تركیه چگونه است؟
وقتی انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد، تظاهراتی در برخی شهرهای تركیه مثل آنكارا به عنوان طرفداری از انقلاب اسلامی و حركت‌های اسلام‌گرایانه صورت می‌گیرد ووقتی نظامیان در تركیه احساس خطر می‌كنند، كودتا می‌كنند كه این كودتا در سال ١٩٨٠ توسط كنان اورن صورت می‌گیرد. اما در نتیجه این كودتا اوزال بر سر كار می‌آید كه همان سنتز اسلامی-تركی را شكل می‌دهد، یعنی می‌خواهند اسلام را داشته باشند تا تاثیر انقلاب ایران را كنترل كنند، ضمن آنكه می‌خواهند این مذهب جلوی كمونیسم را بگیرد، زیرا هنوز جنگ سرد تمام نشده است. در ضمن كشورصنعتی شده و پایه‌های صنعتی و تولیدی آن در حال قوام گرفتن است و در نتیجه جهانی شدن در دهه ١٩٨٠ این صنعتی شدن و اقتصاد ناسیونالیستیمركانتیلیستی با اوزال قوت می‌گیرد. بعد از این هم شاهد شیفت به سمت بازار آزاد جهانی هستیم و رویكرد تجارت و صادرات قوت می‌گیرد. بر همین اساس اوزال از جنگ ایران و عراق بسیار بهره می‌گیرد، زیرا به هر دو طرف جنس می‌فروشد و اقتصاد تركیه رونق می‌گیرد. به اوزال می‌گویند تو طرفدار كدام طرف هستی؟ ایران یا عراق؟ می‌گوید ما تاجر هستیم، هر دو طرف جنس می‌خواهند و ما می‌فروشیم. در همین عصر صنعتی شدن و كاپیتالیسم است كه شاهد نظام چندحزبی دموكراتیك در تركیه هستیم. البته ارتش هم هست، اما به سایه می‌رود و اصلاحات بازاری هم‌سو با فرآیند جهانی شدن تركیه را تقویت می‌كند و در همین دوره است كه فرآیند نزدیكی به اتحادیه اروپا قوت می‌گیرد. اما بعد از مرگ اوزال در دهه ١٩٩٠ این تحولات به نقطه اوجش می‌رسد و بعد از آنكه روند تحولات و نگرانی‌ها از لاییسیته زمینه را برای ظهور حزب عدالت و توسعه فراهم می‌كند.
‌ سنتزی كه به آن اشاره كردید، به ظهور حزب عدالت و توسعه انجامید. این حزب هنوز هم در راس قدرت است. در بدو امر نیز گفته می‌شد قدرت گرفتن این حزب می‌تواند الگوی مناسبی برای اسلام‌گرایی در منطقه خاورمیانه باشد كه از حیث اقتصادی و سیاسی موفق است. اما الان می‌بینیم این حزب به مشكلات لاینحلی برخورده است. اگر ممكن است در پایان بحث ارزیابی خود را از علل به وجود آمدن این مشكلات و ناكام ماندن آن امیدها بفرمایید.
در مورد اسلام‌گرایی لازم به ذكر است كه تفكر ابتدایی اسلام اربكانی به اسلام مدنی آقای اردوغان بدل می‌شود. تفكرات جنگ سردی همچنان در اسلام اربكانی حضور دارد، مثل ضدیت با غرب، ضدیت با اتحادیه اروپا، برگشت به شرق و... اما در برنامه اول حزب عدالت و توسعه تا پیش از آنكه بهار عربی رخ بدهد و جنبش‌های عربی شروع شود، اصلاحاتی در زمینه‌های اقتصادی، حقوقی، قضایی، سیاسی در ارتباط با قومیت‌ها و مذهب در برنامه كار قرار می‌گیرد. در زمینه اصلاحات حقوقی، شورای خردمندان تشكیل می‌شود و مذاكراتی صورت می‌گیرد و حتی رفراندومی برگزار می‌شود كه شاید برای نخستین‌بار در تاریخ تركیه حق اعتصاب كارمندان به رسمیت شناخته می‌شود. مساله بعدی تضعیف شورای امنیت ملی نظامیان به گونه‌ای است كه دیگر نقش اول را ایفا نكنند یعنی كاستن نقش نظامیان در مسائل فرهنگی مطرح می‌شود. برای نخستین‌بار در تاریخ تركیه بلكه تاریخ خاورمیانه، نظامیان در تركیه در پرونده‌های متعارف ارگنه كون محاكمه می‌شوند؛ نظامیانی كه وقتی محاكمه می‌شوند، اف-١٦‌ها به پرواز در می‌آیندمساله بعدی حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر بود. همچنین مساله كردها و شناسایی زبان اقلیت‌ها در دستور كار قرار گرفت. البته این مسائل به شكل كامل صورت نگرفت و هنوز هم كردها باید وكیل بگیرند تا صحبت كنند اما به هر حال گفت‌وگوهایی با عبدالله اوجالان رهبر كردها آغاز شد؛ تا جایی كه خود اوجالان گفت كه دیگر دنبال تجزیه تركیه نیست بلكه به دنبال یك تفكر پساساختارگرا است و می‌خواهد جامعه مدنی را تقویت كند تا بتوانند با مركز مذاكره كنند. برای نخستین‌بار در تاریخ تركیه شاهد این هستیم كه كردها توانستند احزاب صلح و دموكراسی و دموكراتیك خلق را تاسیس كنند و الان در پارلمان این احزاب نماینده دارند. برای نخستین‌بار احساس می‌كنید كه آن حالت فوق‌العاده رفع می‌شود. البته الان در حال حاضر این وضعیت فوق‌العاده برگشته زیرا گفت‌وگوها به شكست انجامیده است كه دلایل آن به بحث دیگریارتباط می‌یابد. همچنین شاهد گسترش سپهر عمومی هستیم، تعمیق گفت‌وگوها برای عضویت در اتحادیه اروپا و تعیین وزیر برای اتحادیه اروپا نیز از دیگر اقداماتی است كه در تركیه جدید انجام شده است. نكته مهم‌تر چنان‌كه اشاره شد تغییر از نوع سكولاریسم شرقی و فرانسوی به سكولاریسم آنگلوساكسونی استبه هر حال اینها اصلاحاتی است كه در جامعه تركیه رخ می‌دهد. الان در تركیه درآمد سرانه ١١ هزار دلار است و نوعی بورژوازی سبز و تجاری و مسلمان در حال شكل‌گیری است.
‌ شما تصویر بسیار مثبتی از اقدامات حزب عدالت توسعه ترسیم كردید، پس چرا این حزب به وضعیت فعلی دچار شده است؟
زیرا اینها همگی مربوط به زمانی است كه حزب عدالت و توسعه با اسلام اجتماعی و مدنی فتح‌الله گولن همگام بود اما به محض اینكه از این مدل فاصله گرفتند و به سمت اسلام فرقه‌گرایانه رفتند و موضع‌گیری‌های كنونی را در رابطه با سوریه و سایر كشورهای خاورمیانه اخذ كردند، وضعیت به این شكل شد یعنی در واقع با فاصله گرفتن از آن الگو می‌خواهند به سمت عثمانیسم و قبل از آتاتورك برگردند و به همین خاطر از
 اخوان المسلمین استفاده می‌كنند و بحران اقتصادی را همراه با عربستان و قطر و سایر كشورها پیش ببرد و با ناتو همكاری می‌كند. اتفاقا نوع مداخله ارتش در این ماجرا و همكاری با ناتو بسیار آموزنده است. در سال ١٩٩١ ارتش به اوزال می‌گفت تو حق نداری در زمینه عراق مداخله كنی، ما نوكر امریكا نیستیم اما الان می‌بینیم كه حزباسلام‌گرا با ناتو در زمینه زدن عراق موافق است و البته پارلمان مخالفت كرد.
‌ یعنی شما نقطه عطف را بهار عربی می‌دانید؟ یعنی معتقدید تا قبل از آن عملكرد حزب عدالت و توسعه درست بوده و بعد از آن به مسیر غلط افتاده؟
بله، وقایعی چون پارك گزی نشانه آن است كه طبقه متوسط در آن با یك نافرمانی مدنی در داخل تركیه رواج دادند. به نظر من تا زمانی كه تئوری سه فرهنگ توانسته بود بین سه فرهنگ اسلامی و ملی و غربی تعادل ایجاد كند، حزب عدالت و توسعه موفق بود اما به محض اینكه به سمت فرقه گرایی رفت و خواست عنصری را بر عنصر دیگری برتری بخشد، دچار مشكلات شد. این نكته مهمی است. ببینید در زمان جنگ سرد، زمانی كه امریكایی‌ها خواستند با تقویت اسلام‌گرایان در منطقه خاورمیانه اعم از افغانستان و سوریه با كمونیسم مقابله كنند، در تركیه نیز اسلام‌گرایی وجود داشت یعنی زمانی اسلام‌گرایی در تركیه قوی شد كه سیا با بیت علیه سوریه حافظ اسد وارد عمل شدند و خواستند با تقویت اخوان‌السلمین حزب بعث سوریه را تضعیف كنند. اخوان به پایگاه‌های روس‌ها و سوری‌ها حمله كردند. اتفاقا سوری‌ها نیز پ‌ك‌ك را تقویت كردند. از دل اینها بود كه اربكانیسم و اردوغانیسم پدید آمد. منظور این نیست كه اینها اخوانی باشند بلكه خواستند اسلام‌گرایی را در تركیه تقویت كنند. به‌طور كلی به نظر می‌رسد تا قبل از جنبش‌های عربی ترك‌ها توانستند مدلی را ارایه كنند كه ایران را به قدرت درجه دوم منطقه تبدیل كنند یعنی در حوزه سیاسی راه‌حل تعیین سرنوشت شدند اما بعد از جنبش‌های عربی تركیه اشتباه كرد و این اشتباه آنها در لیبی و مصر و سوریه و عراق سبب شد كه دوباره ایران به قدرت اول منطقه بدل شود. حركت‌های پوپولیستی اردوغان در آن زمان به ما كمك كرد كه دموكراسی و انتخابات در ایران تقویت شود؛ وگرنه تا پیش از آن از نظر دموكراسی و سایر شاخص‌های توسعه از ما پیشی گرفته بودند.
‌ آقای دكتر موثقی، نظر شما چیست؟ آیا شما موافق دكتر اطهری هستید كه تا پیش از جنبش بهار عربی حزب عدالت و توسعه خوب پیش می‌رفت و نقطه عطف بعد از بهار عربی و اشتباهات ایشان بود؟
بله، در واقع حزب عدالت و توسعه در سال ٢٠٠٢ روی كار می‌آید و تا سال ٢٠١١ دستاوردهای مثبتی دارد اما از سال ٢٠١١ به بعد چرخشی دارد و آسیب‌هایی را به همراه دارد كه به وضعیت فعلی منجر می‌شود. تا قبل از ٢٠٠٢ كه اسلام‌گرایان روی كار بیایند، تركیه دچار یك بی‌ثباتی سیاسی شده بود، حكومت‌ها ائتلافی بودند و حزب جمهوریخواه خلق مشروعیتش را از دست داده است، فساد سیاسی و اقتصادی و نارضایتی مردم هست كه روی اقتصاد تاثیر منفی می‌گذارد، ترازهای تجاری تركیه منفی است و ركود را نتیجه می‌دهد. تاثیر بی‌ثباتی حكومت مردم را خسته كرده است. در چنین شرایطی است كه جنبش فتح‌الله گولن شكل می‌گیرد و روشنفكران جدیدی به ظهور می‌رسند كه شاید تحت تاثیر جریانات ایران نیز باشند اما روشنفكران برجسته‌ای در تركیه ظهور می‌كنند كه دنبال آن سنتزی هستند كه به آن اشاره كردم. نقشبندیه از اربكان حمایت نمی‌كنند و او انشعاب می‌دهد كه به دموكراسی محافظه‌كار می‌انجامد. این آك‌پ با انشعاب موفق می‌شود برای نخستین‌بار دولت غیر ائتلافی را تشكیل بدهد اما آن ثبات سیاسی و دولت قوی و اكثریت قوی با اصلاحاتی كه در چارچوب بازار و در پیوند با جهانی شدن و تقویت نزدیكی به اتحادیه اروپا رخ می‌دهد. در كنار نارسایی‌های دوره قبلی، انحصار اقتصادیصنعتی در مركز را شاهدیم. مركز آنكارا بود. بعد موسیاد اتحادیه صنعت كاران در پیوند با حزب جمهوری‌خواه خلق و سكولاریسم و ارتش را شكل می‌دهد. در واقع این طبقه متوسط و بورژوازی آناتولیایی و بنگاه‌های متوسط و كوچك در استان‌ها نمایندگی نمی‌شدند و نتیجه شكافی میان مركز و استان‌های دیگر ایجاد شده بود. این انحصارات مركز و سكولاریسم و ارتش موجب نارسایی‌های مذكور شد. اردوغان و آ ك پ بر همین نارسایی‌ها انگشت تاكید می‌گذارند وگولن و مسلمانانی كه این سنتز را ایده‌پردازی می‌كنند، به گفتمان غالب می‌شوند و با این ثبات، تركیه دستاوردهای عظیمی از نظر اقتصادی و صادراتی و بالا رفتن درآمد سرانه و تقویت بورژوازی آناتولیایی دارد. در نتیجه موسیاد در برابر توسیاد شكل می‌گیرد و نوعی توازن و تعادل ایجاد می‌شود. تا سال ٢٠١١ دستاوردهای چشمگیری دارد و از جهانی شدن و عضویت در اتحادیه اروپا برای تقویت دموكراسی استفاده می‌كند و به محاكمه و كنار زدن نظامیان منجر می‌شود اما از ٢٠١١ به این سو وقتی شرایط منطقه تغییر می‌كند، مساله مدرن شدن تركیه رخ می‌دهد. امریكا تا مدتی اسلام میانه رو را حمایت كرد. البته تركیه اگرچه شباهت‌هایی با اخوان‌المسلمین دارد اما دموكراسی محافظه‌كار آن متفاوت از ایشان است. در هر صورت تا پیش ٢٠١١ توانسته بود با دموكراسی محافظه‌كار تنش با همسایگان و بنیادگرایی را حل كند و تا حدودی در ایجاد آن سنتز موفق بود. حتی مساله كردها را تا حدودی حل كرده بود؛ به این معنا كه كردها به‌طور گسترده به آك پ رو آورده بودند و جذب شده بودند. البته علوی‌ها نگران بودند زیرا فكر می‌كردند تركیه از سكولاریسم عدول می‌كنداما به هر حال توانسته بودند با تقویت آن سه پایه فرهنگی، هویت ملی را تقویت كنند اما بعد از بهار عربی، این چرخش حزب عدالت و توسعه به سمت نوعثمانیسم و درگیر شدن در تنش‌ها با همسایگان كار را خراب كرد.
‌ یعنی شما هم معتقدید این سه،چهار سال اخیر حزب عدالت و توسعه مسیر غلطی را پیش گرفته است؟
بله، از ٢٠١١ به بعد ناكامی و سرخوردگی از عضویت در اتحادیه اروپا را نیز باید در نظر گرفت.
‌ مساله كردها چطور؟
از سال ١٩٨٤مذاكره با كردها و آشتی و پیوند با ایشان به خوبی پیش می‌رفت اما این چرخش و انتخابات اخیری كه مخصوصا موجب شكاف ارزشی در جامعه می‌شود، اینروند را مختل می‌كند. در واقع حادثه پارك گزی حاصل گروه‌های ناراضی طبقه متوسط هستند كه از این شكاف‌ها بر آمده‌اند. در این حادثه گروه‌های ناراضی طبقه متوسط و دانشجویان حزب عدالت و توسعه نگران هستند. در واقع اردوغان در این دوره جدید با رویكرد به سمت اسلام‌گرایی عثمانیستی و افزایش تنش با همسایگان و درگیر شدن در مسائل خاورمیانه به دستاوردهایی كه حاصل شده آسیب می‌زند و توافق با كردها را مخصوصا در این انتخابات آخر خراب می‌كند. حتی اینكه می‌گوییم نوعی سكولاریسم آنگلوساكسونی قوت گرفته، اما شاهدیم كه حتی از این هم عبور می‌كند و به اسلام‌گرایی عثمانیستی بازگشت می‌كند و نیمی از جامعه از جمله موسیاد و حزب جمهوریخواه خلق نگران هستند بنابراین این نارضایتی‌ها از سوی نیمی از جامعه است. در نتیجه در دوره اخیر حزب عدالت و توسعه فضا را امنیتی می‌كند و مساله كردها حاد می‌شود و در نتیجه حزب دموكراتیك خلق به سمت پ‌ك‌ك گرایش پیدا می‌كند. از سوی دیگر حزب حركت ملی ناسیونالیسم افراطی می‌كوشد كه كردها جذب نشوند و در نتیجه حزب عدالت توسعه با این استدلال كه می‌خواهد از دستاوردها حمایت كند، فضا را امنیتی می‌كند و در تله می‌افتد و اگرچه می‌تواند با امنیتی كردن فضا آرا را جذب كند اما مساله كردها را بحرانی می‌كند و وارد درگیری نظامی می‌شود و در نتیجه زمینه برای جنگ داخلی فراهم می‌شود؛ به‌طوری كه شاهد سركوب رسانه‌ها و سركوب جامعه مدنی هستیم.
یعنی شما فكر می‌كنید تا این حد بحران حاد است؟
بله، مسـائل هویتـی، اجتماعی، تضاد منـافع، عدول كردن از هویت دولت ملی، سیاست خارجی نادرست موجب سوء كاركرد می‌شود و ممكن است به این وضعیت برسد، اگر این سیاست‌ها اصلاح نشود و حكومت قانون ایجاد نشود و اقتدارگرایی اردوغان تعدیل نشود و از حالت شخصی در نیاید، در دوره بعد حتما اردوغان حمایت مردمی‌اش را از دست می‌دهد و به بحران‌های بعدی منجر می‌شود.

منبع: اعتماد

بیانیه مشترک

رویترز

رﺅسای جمهوری روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران به منظور یافتن راه حلی برای پایان بخشیدن به جنگ در سوریه در آنکارا با یکدیگر دیدارکردند. هر سه تن در بیانیه مشترکی که در پایان این نشست منتشر و امضا کردند، بر تصمیم راسخ خود دالِّ بر تلاش برای مبارزه با تروریسم، کاهش خشونت در سوریه و برقراری صلح و ثبات در این کشور ﺗﺄکید ورزیدند.

در بیانیه مشترکی که امروز ۴ آوریل/۱۵ فروردین در پایان نشست سه جانبه ولادیمیر پوتین، رجب طیب اردوغان و حسن روحانی در آنکارا منتشر گردید، هر سه تن بر ادامه همکاری مستمر خود برای برقراری آتش بسی پایدار میان طرفین درگیر در جنگ داخلی سوریه و تلاش برای یافتن راه حلی سیاسی بر اساس قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد ﺗﺄکید ورزیدند. آنها خاطر نشان کردند که بحران موجود در سوریه تنها از راه سیاسی و نه نظامی و از طریق برگزاری انتخاباتی آزاد زیر نظر سازمان ملل حل خواهد گردید.

رﺅسای جمهوری روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی بر پایبندی خود به حفظ حاکمیت، استقلال، تمامیت ارضی، یکپارچگی، وحدت و ماهیت غیر قومی سوریه پافشاری کردند.

آنها اعلام کردند که در برابر هر گونه اقدام جدایی طلبانه ای که به تضعیف حکومت مرکزی سوریه و مخاطره افکندن امنیت و تمامیت ارضی این کشور و همسایگان آن بیانجامد، ایستادگی خواهند کرد.

نشست بعدی روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران در تهران برگزار خواهد شد

ترکیه

گروه مطالعاتی ترکیه شناسی

سیاست خاورمیانه ای ترکیه در سال ۲۰۱۷

۹ بهمن ۱۳۹۶

 

نشست شنبه ۱۶ دی گروه ترکیه شناسی پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با عنوان "سیاست خاورمیانه ای ترکیه در سال ۲۰۱۷" با حضور دکتر اسدالله اطهری مدیرگروه ترکیه شناسی، آقایان دکتر رضا دهقانی هیئت علمی دانشگاه، دکتر رحمت حاجی مینه پژوهشگر ارشد مهمان پژوهشکده و دکتر حاجی آقایی عضو هیات علمی دانشگاه، اعضای گروه ترکیه شناسی و برخی پژوهشگران مهمان برگزار شد.

 

 در ابتدای نشست آقای ابراهیم فراهانی از اعضای گروه ترکیه شناسی که مدیریت نشست را بر عهده داشت با اشاره به ساخت پایگاه نظامی توسط ترکیه در منطقه ی خلیج فارس و قطر و در اختیار گرفتن بندر راهبردی سواکین گفت این سیاست ترکیه می تواند ادامه ی همان رویکرد نوعثمانی گرایی و رقابت در مورد رهبری جهان اسلام میان عربستان و ترکیه باشد و موضوع فلسطین هم در کانون این رقابت است.

 

دکتر دهقانی نیز با اشاره به گسترش اختلافات میان رهبری ترکیه و اتحادیه ی اروپای گفت: در کلام رهبران اروپایی، تغییری اساسی در مورد پیوستن ترکیه به اتحادیه ی اروپایی پدید آمده که برای آنکارا بسیار ناامید کننده است. وی با بیان این که بیش از ۵۰ سال است که ترکیه علاقمندی خود را برای پیوستن به جمع کشورهای اروپایی اعلام کرده، افزود: در سال ۱۹۹۹در خواست نامزدی ترکیه اعلام شد .در این راستا ترکیه تلاش فراوانی کرد تا معیارهای مورد پذیرش اتحادیه ی اروپایی را که به معیارهای کپنهاگ معروف است به کار ببندد. اما تحولات درونی ترکیه در دو سال گذشته این مساله را به محاق فروبرده است.

 

دکتر دهقانی با طرح این پرسش که چرا پس از گذشت این همه سال حتی نامزدی ترکیه نیز به طور کامل مورد پذیرش قرار نگرفته و در این میان چه رخدادهایی پیش آمده است تصریح کرد:

 

 نخستین نکته، تفاوت بنیادین ارزشی میان ترکیه و اتحادیه ی اروپایی است به طوری که خانم مرکل در سال ۲۰۰۵ گفت:" اتحادیه ی اروپایی یک کلوپ مسیحی است ."و پیش گرفتن سیاست های نو عثمانی گرایی از سوی ترکیه در تضاد آشکار با ارزش های اروپایی و یادآور خاطرات تلخ اروپاییان از امپراتوری عثمانی است.

 

دومین نکته نوع حاکمیت در ترکیه است. اتحادیه ی اروپایی ترکیه را همچنان به عنوان کشور کودتا ها می شناسد. و به تازگی نیز آقای مکرون، رییس جمهوری فرانسه گفت:" ترکیه دیگر شانس پیوستن به اتحادیه ی اروپایی را نخواهد داشت ."

 

وی با اشاره به اینکه مهم ترین بحث در مورد ترکیه مربوط به مسایل حقوق بشری و دموکراسی در این کشور است، تاکید کرد: گشایش کردی ناکام ماند. بازداشت های گسترده و اخراج های پس از کودتا و اقتدارگرایی رو به افزایش اردوغان نوید بخش یک کشور دموکراتیک مورد نظر اتحادیه ی اروپایی نیست بلکه حرکت به سمت ژئوپلتیک نو عثمانی گرایی است. دکتر دهقانی عضویت ترکیه را در ناتو برای اروپا و آمریکا بسیار مهم دانست و عنوان کرد: ترکیه سیاست الاکلنگی میان شرق و غرب را پیش گرفته است.

 

در ادامه ی نشست دکتر حاجی مینه با بیان این که تلاش ترکیه در سال ۲۰۱۷ مبتنی بر تثبیت قدرت در داخل و حفظ ایفای نقش و بازنگری در خارج بوده است، گفت: اولین هدف حزب عدالت و توسعه تثبیت قدرت در داخل می باشد. وی با تاکید بر اهمیت بررسی نقاط عطف در تحلیل سیاست خارجی کشورها افزود: از جمله ی این نقاط عطف در سال گذشته ی میلادی در سیاست خارجی ترکیه همکاری آن با ایران و روسیه در مورد سوریه است به طوری که آنکارا توانست ضمن حفظ بازیگری خود در خاورمیانه، نزدیکی به روسیه را به عنوان کارت بازی در رابطه ی خود با اروپا و آمریکا بکار گیرد.

 

 به بیان دکتر حاجی مینه: در اوایل سال ۲۰۱۷ ترکیه امیدوار بود آمدن ترامپ به بهبود روابط میان دو کشور بینجامد. به رغم این تصور ، آمریکا نه تنها فتح الله گولن را تحویل نداد بلکه روابطش را هم با کردهای سوریه گسترش داد. وی بر این باور است با توجه به اینکه ترکیه می کوشد نقش رهبری جهان اسلام را بازی کند در مسئله ی اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی از سوی ترامپ، سعی خواهد کرد از طریق مخالفت با این سیاست ترامپ، چهره خود را ترمیم کند و دوباره در میان مردم منطقه جایگاه خود را احیاکند. به گونه ای که مسئله ی قدس برای اردوغان فرصتی طلایی است و با نمایش های سیاسی، خود را به عنوان مدافع اصلی فلسطین معرفی خواهد کرد.

 

ایشان همچنین افزود؛ سال ۲۰۱۸ از منظر اردوغان سال افزایش قدرت و از نگاه مخالفان وی سال تحمل خواهد بود چرا که هم کردها و هم سکولارها از سیاست های او ناخرسند هستند و احتمال تشکیل ائتلاف میان احزاب مخالف اردوغان در انتخابات ۲۰۱۹ بسیار جدی است.

 

وی با بیان اینکه آقای اردوغان پس از تثبیت قدرت و کنترل اوضاع داخلی، با سفر به فرانسه در اوائل سال ۲۰۱۸ در صدد ترمیم روابط با اروپاست ، ترکیه ی اردوغانی با در پیش گرفتن سیاست خارجی چندوجهی به دنبال نقش آفرینی بیشتر در آینده ی منطقه است.

 

در پایان این نشست با پرسش و پاسخ حاضرین خاتمه یافت.

 

گزارش: امیر حسین رجبی معمار دبیر گروه ترکیه شناسی

 

ترکیه

گروه مطالعاتی ترکیه شناسی

واکاوی و بررسی اهداف ترکیه از راه اندازی عملیات سپر فرات

۲۷ مهر ۱۳۹۵

 

نشست شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ گروه ترکیه شناسی پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با عنوان «واکاوی و بررسی اهداف ترکیه از راه اندازی عملیات سپر فرات» با سخنرانی دکتر رحمت حاجی مینه، پژوهشگر گروه ترکیه شناسی پژوهشکده و آقای قائم مقامی، کارشناس مسائل ترکیه و با مديريت دکتر اسدالله اطهری، مدیر گروه ترکیه شناسی و جمعی از پژوهشگران برگزار شد.
 
در ابتدای نشست، دکتر حاجی مینه ضمن بررسی تاریخی تحولات منطقه، گفت: عملیات "سپر فرات" را می توان به عنوان یک نقطه عطف در سیاست های ترکیه درقبال سوریه تلقی کرد که در بررسی آن می توان این پرسش را مطرح کرد که آیا عملیات سپر فرات به معنی تغییر در سیاست های ترکیه درقبال سوریه است یا تداوم آن؟
 
این پژوهشگر در ادامه گفت برای بررسی این موضوع، مطالعه سیاست و رویکرد ترکیه در قبال سوریه و تحولات آن خصوصا قدرت گرفتن داعش در سالهای گذشته امری ضروری می باشد. در این راستا می توان گفت هدف اصلی و دراز مدت ترک ها در سوریه تغییر رژیم بوده است تا از این طریق و افزودن بر متحدان منطقه ای خود بتوانند موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه را درراستای اهداف هژمونیک منطقه ای خود تغییر دهند. هدفی که بر خلاف محاسبات آنکارا نه تنها در ماه ها وسال های اولیه بحران سوریه حاصل نشد بلکه چالش های جدیدی نیز برای ترکیه ایجاد شد که از مهم ترین آن ها قدرت گرفتن کردهای سوریه در نزدیکی مرزهای جنوبی ترکیه بود.
 
وی ادامه داد: وضعیتی که تا اندازه زیادی به تغییر اولویت های ترکیه در سوریه منجر شد به گونه ای که امروز اولویت اصلی ترکیه در سوریه جلوگیری از قدرت گرفتن کردهای این کشور بوده است و تغییر رژیم  سوریه خصوصا کنار گذاشتن بشار اسد از قدرت در اولویت بعدی قرار گرفته است.
 
در این میان سیاست ها و اقدامات ترکیه نسبت به داعش از جمله در کوبانی بیانگر این بوده است که آنکارا نگاهی ابزاری به این گروه تروریستی داشته است و تلاش کرده در وضعیت های مختلف به شیوه های مختلف از آنها برای اهداف خود بهره برداری کند سیاستی که تا اندازه زیادی به وجهه بین المللی ترکیه آسیب زده است. در این راستا می توان گفت عملیات سپر فرات ترکیه تدوام سیاست های پیشین ترکیه با ابزاری متفاوت است.
 
در پایان دکتر حاجی مینه افزود: در مورد جنگ و عملیات سپر فرات به عنوان نماد امروزی سیاست خارجی ترکیه می توان گفت زمانی که چکش تنها ابزار باشد همه چیز میخ است. یعنی  سیاست های ترکیه در حوزه های داخلی و خارجی  به طرف امنیتی شدن رفته است و برای حل مسایل چه بحران سوریه چه مساله کردها تلاش دارد تنها از ابزار قهریه استفاده کند وضعیتی که نه تنها به حل بحران سوریه و مساله کردها نخواهد انجامید بلکه بر پیچیدگی های آنها خواهد افزود.
 
قائم مقامی دیگرمهمان جلسه نیز گفت: ناتو سطح حاکمیت جهانی روسیه را محدود کرده است. ناتو به دنبال طراحی جدیدی است تا بتواند تا سال ۲۰۳۵ تمام کشورهای جهان را به نمونه های کوچک و قابل کنترل تبدیل کند. در سال ۱۹۸۰ ترکیه علیه قیام حما و حمص سوریه از ناتو کمک خواست ولی این توطئه در ترکیه خنثی شد. البته در آن زمان ایران نیز حمایتی از این قیام نکرد. امروزه ترکیه در هماهنگ ساختن سیاست های خود با ناتو و آمریکا و همچنین اسرائیل برای نفوذ در سوریه و ضربه زدن به محور مقاومت تلاش می کند.

ترکیه

گروه مطالعاتی ترکیه شناسی

روسیه در خاورمیانه

۲۴ مهر ۱۳۹۶

 

نشست شنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۶ گروه ترکیه شناسی پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با عنوان "روسیه در خاورمیانه" با حضور جناب آقای دکتر بهرام امیراحمدیان، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و کارشناس ارشد مسایل روسیه، جناب آقای دکتر اسدالله اطهری، عضو هیات علمی دانشگاه و مدیر گروه ترکیه شناسی پژوهشکده ی مطالعات استراتژیک خاورمیانه، با مدیریت جناب آقای ابراهیم فراهانی و با حضور جمعی از پژوهشگران برگزار شد.

 

در ابتدای نشست آقای فراهانی با اشاره به توجه دوباره ی روسیه به مسایل و بحران های خاورمیانه و تلاش این کشور برای نقش آفرینی در این منطقه به ویژه با دخالت در جنگ داخلی سوریه، بررسی این بازگشت را از ابعاد گوناگون حایز اهمیت برشمرد و گفت: با توجه به همکاری میان کشورمان و روسیه شناخت اهداف روسیه برای حفظ منافع ملی جمهوری اسلامی ایران راهگشا خواهد بود.

 

پس از آن دكتر اميراحمديان با اشاره به روابط نزدیک میان ایران و روسیه به ویژه در سال های اخیر گفت: به دلیل همین روابط انتقاد از سیاست خارجی روسیه معمولا واکنش منفی در پی دارد. اما باید بدانیم که بحث های کارشناسی به دور از سوگیری های ایدئولوژیک بیان می شود.

 

وي سپس با بيان اينكه روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شوروی دچار گونه ای خلا فکری شد افزود: پس از این فروپاشي روسیه نه تنها به دلیل جدایی بخش هایی از کشور و بلوک شرق بلکه از نظر هویتی نیز ناگهان خود را کوچک و ناتوان دید.

 

به گفته ی دكتر اميراحمديان: شوروی در سه حلقه حضور داشت: نخست حلقه ی متحدان چپ، دوم حلقه ی جمهوری های شوروی و حلقه ی سوم درون خاک شوروی بود از جمله جمهوری های روسیه.

 

اين استاد دانشگاه تهران با توضيح اينكه روسیه پس از تحولات جهان عرب به این نتیجه رسید که باید تهاجمی عمل کند؛ زیرا اگر منتظر می ماند به آن حمله می شد. البته روس ها به طور کلی به دلیل طبیعت خشن و سخت کشورشان خصلت تهاجمی و خشن دارند. با این دیدگاه روسیه بعد از فروپاشی شوروی امنیت خود را در تهدید می بیند و همچنین وضعیت جغرافیایی روسیه نیز به این کشور تحمیل می کند که قوی و مهاجم باشد.

 

دکتر اميراحمديان با اشاره به اينكه روسیه در بخش نظامی بسیار توانمند است تصريح كرد: پس از قدرت گیری پوتین روسیه در صدد بازپس گیری قدرت از دست رفته است و این بازیابی یعنی حضور دوباره به عنوان هژمونی ولی این حضور با موانع و مشکلاتی چند روبروست.

 

وي معتقد است: دیدگاه ملت های جهان نسبت به روسیه مثبت نیست و این کشور از جنبه ی نرم افزاری و قدرت نرم با مشکل جدی دست به گریبان است. روسیه برای حضور دگربار در سطح خاورمیانه به پیش زمینه و بستر هایی نیاز داشت. در همین راستا روسیه ابتدا مواضع خود را در دریای سیاه با تصرف شبه جزیره ی کریمه در پی بحران اوکراین مستحکم کرد و سپس با حضور در پایگاه طرطوس در کشور سوریه به مدیترانه بازگشت.

 

دکتر اميراحمديان تاكيد كرد: تنها پایگاه نظامی ماورای بحار روسیه، بندر طرطوس است و روسیه برای آنکه جای پای خود را در آنجا محکم کند اقداماتی انجام داده است. ورود روسیه برای نخستین بار به منطقه خاورمیانه پس از پایان جنگ سرد بیش از هرچیز به منظور حفظ پایگاه طرطوس بوده است.

 

وي با بيان اينكه یک کشور برای افزایش نفوذ خود در جهان علاوه بر قدرت نظامی به قدرت اقتصادی نیاز دارد تصريح كرد: در سال  ۲۰۱۲ ، GDP روسیه دو هزار و ۲۳۰ میلیارد دلار بوده است که در سال ۲۰۱۶ این رقم به یک هزار و ۲۰۰ میلیارد دلار رسیده است و نشان می دهد یکهزار میلیارد دلار از GDP روسیه به خاطر پیامد های تصرف کریمه و حضور در جنگ داخلی سوریه کاسته شده است.

 

دکتر اميراحمديان عنوان كرد: یکی از اهداف غرب برای تضعیف روسیه، کشاندن آن به یک مسابقه ی تسلیحاتی است که از توان روسیه خارج است درست همان چیزی که سبب فروپاشی شوروی شد. بنابراین غرب علاقه دارد روسیه وارد درگیری های خاورمیانه شود.

 

وي با اشاره به اينكه میدان عمل روسیه در خاورمیانه محدود است گفت: صادرات روسیه در سال ۲۰۱۲  ،۳۶۰ میلیارد دلار بوده است که اکنون به ۲۰۰ میلیارد دلار رسیده و واردات آن از ۳۸۰ میلیارد دلار به ۱۸۰ میلیارد دلار كاهش يافته و بنابراين بین ۴۰ تا ۴۵ درصد از واردات و صادرات روسیه کم شده و در کنار این تغییرات ارزش پول ملی روسیه نیز کاسته شده است.

 

اين استاد دانشگاه تهران با طرح اين سوال كه روسیه برای حضوردر خاورمیانه چه دارد؟ افزود: صنعت و تجارت روسیه قوی نیست اما در زمینه ی انواع جنگ افزار صاحب توانمندی است. مسکو دومین صادر کننده ی سلاح در جهان است و برای جذب بازار نیاز به تبلیغات دارد و صحنه ی جنگ، بهترین تبلیغ برای بازار سلاح های روسیه است.

 

دکتر اميراحمديان با بيان اينكه در کشورهای عربی منطقه تکنولوژی روسیه خریدار دارد توضيح داد: روسیه تکنولوژی هسته ای و توانمندی آب شیرین کن دارد، در زمینه ی راه آهن و اقدامات بزرگ ساختمانی همچون سد و سیلوسازی قوی است. البته روحیه ی روس ها به آنان اجازه نمی دهد که به ضعف های اقتصادی خود در برابر غرب اعتراف کنند. روسیه می کوشد از فرصت فعلی خلا نسبی حضور آمریکا در خاورمیانه بهره برداری کند اما توان اقتصادی آن را ندارد.

 

وي ادامه داد: در خاورمیانه همچنان ساختار تسلیحات، غربی است و روسیه هنوز در زمینه ی صادرات سلاح موفق نشده است و به دلیل مشکلات عمیق اقتصادی، حضور روسیه در خاورمیانه چندان دوام نخواهد داشت. به باور این استاد دانشگاه جاه طلبی های پوتین سرانجام خوبی نخواهد داشت.

 

در ادامه ی نشست دکتر لاسجردی، با تشريح رويكرد روس ها در خاورميانه گفت: درست است که روحیه ی روس ها تهاجمی است اما آنان بر دو موضوع تمرکز کردند اول امنیت و دوم اقتصاد . روسها ابهت یک ابرقدرت را دارند اما الزامات آن را ندارند آنها تمایل دارند از خلا های پدید آمده در خاورمیانه بهره برداری کنند و به حوزه های نفوذ پیشین خود بازگردند در اين زمينه شخصیت و ویژگی های روانشناختی روانی حاکمان کرملین هم اهمیت دارند .

 

امیراحمدیان در ادامه با بيان اينكه نفوذ فرهنگی روسیه پس از فروپاشی شوروی از بین رفت گفت:روسیه نیاز به پول و همپوشانی اقتصادی، توسعه صنعت و قدرت نرم دارد.

 

وی در پايان با بيان اينكه به دلیل عدم وجود منافع مشترک میان ما و روسیه ،در سوریه متحد استراتژیک یکدیگر نیستیم افزود: اگر ایجاب کند روسیه ما را در سوریه رها خواهد کرد.

 

گزارش: امير حسين رجبي معمار ، دبير گروه تركيه شناسي پژوهشکد

نشست مسکو، آینده سوریه و روابط ایران و ترکیه و روسیه

نشست مسکو، آینده سوریه و روابط ایران و ترکیه و روسیه

زروز سه‌شنبه ۳۰ آذر وزرای خارجه ایران، روسیه و ترکیه در مسکو با هم دیدار کردند تا درباره بحران سوریه گفت‌وگو کنند. آیا این نشست می‌تواند تاثیری به‌سزا بر بحران سوریه و نیز روابط این سه کشور بگذارد؟

 

موضوع بیانیه همکاری سه کشور برای ممکن شدن صلح در سوریه است، اما همچنین بر حفظ تمامیت ارضی سوریه و ادامه جنگ با گروه «دولت اسلامی» (داعش) و «النصره» هم تاکید دارد.

سه کشور توافق کردند که بین گروه‌های اسلام‌گرای افراطی مانند گروه «دولت اسلامی» (داعش) و «النصره» و دیگر گروه‌های مسلح درگیر در جنگ سوریه تفکیک ایجاد کنند.

سه کشور ادامه جنگ با داعش و «النصره» را تضمین می‌کنند. اما موضع ایران و روسیه در مورد دیگر گروه‌های مسلح درگیر در جنگ سوریه که مخالف بشار اسد هستند، همچنان در ابهام باقی مانده است. ایران و روسیه در طی جنگ داخلی سوریه بارها به گروه‌های شبه‌نظامی مخالف حکومت بشار اسد، با این عنوان که این گروه‌ها «تروریست هستند» حمله نظامی کرده‌اند.

ایران و ترکیه و روسیه در مورد گروه‌های مسلح مخالف بشار اسد که در حلب شرقی مستقر هستند، به این توافق رسیدند که «عزیمت سازمان‌یافته» آنها باید فراهم شود. اما بیانیه مشخص نکرده که این مخالفان به کجا باید بروند.

در حوزه تلاش برای صلح، نجات غیرنظامیان درگیر در جنگ و کمک‌های بشردوستانه، ایران، روسیه و ترکیه اعلام کردند که منازعه سوریه راه‌حل نظامی ندارد، آتش‌بس لازم است و دسترسی نیروهای امدادگر به غیرنظامیان و جابجایی آزاد غیرنظامیان در سراسر کشور سوریه باید ممکن شود.

آنها تعهد کردند که در شرق حلب موجبات تخلیه غیرنظامیان را فراهم کنند و همچنین به تخلیه نسبی غیرنظامیان از فوعه، کفریا، زبدانی و مضایا نیز کمک کنند.

تأکید بر اجرای قطعنامه ایجاد دولت انتقالی

ایران، روسیه و ترکیه ابراز آمادگی کرده‌اند که در مذاکرات صلح سوریه بین دولت سوریه و مخالفان حکومت بشار اسد، نقش ایفا کنند و موجبات دولت انتقالی را بنا به خواسته شورای امنیت فراهم کنند. آنها از دیگر کشورهای درگیر در جنگ سوریه هم دعوت کرده‌اند که همین کار را کنند.

قطعنامه ۲۲۵۴ و شورای امنیت سازمان ملل در متن «بیانیه مسکو» آمده است و سه کشور متعهد شده‌اند که برای اجرایی شدن این قطعنامه باهم همکاری کنند. این قطعنامه به دنبال راهکار سیاسی برای پایان دادن به جنگ سوریه است و تشکیل دولت انتقالی را تا شش ماه و برگزاری انتخابات را ۱۸ ماه پس از آن در نظر گرفته است.

این قطعنامه همچنین قرار است حاکمیتی غیرقومیتی ایجاد کند و یک جدول زمانی برای تدوین قانون اساسی جدید هم پیشنهاد می‌کند.

قطعنامه از مخالفان بشار اسد خواسته است که درخواست‌های خود را به گونه‌ای بیان کنند که قابل اجرا باشند.

اعضای شورای امنیت سازمان ملل که همه به قطعنامه ۲۲۵۴ رای مثبت داده‌اند، برنامه ریخته‌اند که ظرف ۱۸ ماه، انتخابات‌‌ آزاد منطبق با قانون اساسی جدید سوریه را که در چارچوب استانداردهای بین‌المللی‌ست، با حضور تمام مردم سوریه برگزار کنند.

موضع سه دولت در این بیانیه در مورد حکومت بشار اسد بدون آوردن نام اسد بیان شده است. آنها گفته‌اند که «از حاکمیت، استقلال، یکپارچگی و تمامیت ارضی جمهوری عربی سوریه به‌عنوان یک دولت چند نژادی، چند مذهبی، غیرفرقه‌ای، سکولار و دمکراتیک» دفاع می‌کنند.

در نسخه فارسی این بیانیه که در رسانه‌های داخل ایران منتشر شده، کلمه «سکولار» از بیانیه حذف شده است.

زمانه

ترکیه در سوریه

 مفاد توافق مسکو و آنکارا درباره سوریه به شرح ذیل است:

1- آستانه، پایتخت قزاقستان به جای ژنو، میزبان دور جدیدی از گفت‌وگوهای صلح سوریه میان نمایندگان دولت سوریه و گروه‌های معارض مسلح خواهد بود.

2- پیشنهاد مطرح شده با میانجیگری روسیه و ترکیه به دنبال برقراری آتش‌بس به منظور پایان دادن به درگیری‌ها در سراسر سوریه می‌باشد.

3- ترکیه یک گذرگاه خروج امن برای گروه‌های مسلحی که آماده زمین گذاشتن سلاح‌های خود باشند، ایجاد می‌کند.

4- تلاش‌های مشترکی توسط ترکیه و روسیه برای نجات غیرنظامیان از درگیری‌ها در سوریه صورت خواهد گرفت.

5- روسیه و ترکیه علیه گروه‌های تروریستی وارد اقدام عمل مشترک خواهند شد.

6- هم ترکیه و هم روسیه از راه‌حل سیاسی در سوریه حمایت کرده و از تمامیت ارضی و اتحاد و انسجام سوریه حمایت خواهند کرد.

پوتین و اردوغان دو روز پیش در مکالمه‌ای تلفنی درباره مسائل سوریه بحث و گفت‌وگو کردند و احتمالا این توافق در این مکالمه نهایی شده است. پیش از این نیز گفت‌وگوهایی میان دو کشور درباره سوریه انجام گرفته بود

ترکیه و اتحادیه اروپا

رای پارلمان اروپا، هشدار به دولت ترکیه

  • 24 نوامبر 2016 - 04 آذر 1395

امروز پارلمان اروپا به پیشنهاد تعلیق موقت گفتگوهای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا، رای مثبت داد. بسیاری از نمایندگان پارلمان اروپا، بازداشتهای  گسترده فعالان سیاسی و دانشگاهی پس از کودتای نافرجام در ترکیه را- «نقض حقوق بشر» و «مغایر با ارزشهای اروپا» می دانند. رای امروز پارلمان اروپا، الزام آور نیست و تنها، هشداری به ترکیه است. «عمر چلیک» مسئول مذاکرات دولت ترکیه با اتحادیه اروپا، با انتقاد از رای امروز گفت اروپا باید از ترکیه در جنگ با تروریسم حمایت کند؛ نه انتقاد! 

جنبش‌ نورآلدین زنگی"

آرا نیوز گزارش میدهد که "جنبش‌ نورآلدین زنگی"، که یکی از گروههای مورد حمایت ترکیه در مداخله اخیر این کشور در منطقه جرابلس بود، رسما به ائتلاف ‌"ارتش‌ فتح" پیوسته است. ائتلاف "ارتش فتح" در برگیرنده چندین گروه اپوزیسیون اسد از جمله "جبهه النصره" - شاخه سوری "القاعده" - که اخیر نام خود را به "جبهه فتح شام" تغییر داده است، میباشد.

کودتای نافرجام ترکیه

پس از کودتای نافرجام در ترکیه بیش از شصت هزار نفر از کارکنان ارتش، قوه قضائیه، سازمان‌های دولتی و آموزش پرورش به اتهام ارتباط یا طرفداری از فتح الله گولن دستگیر شدند.

از این شصت هزار نفر، به گفته بکر بوزداغ، وزیر دادگستری، ۱۶ هزار نفر رسما دستگیر و زندانی شده‌اند و پرونده شش هزار نفر دیگر در دست بررسی است.

مدرنیته

شکوفایی و انحطاط تمدن اسلامی- از نگاه فرنان برودل

فرنان برودل یکی از مورخان مکتب آنال است که کوشش نموده است که به کل تاریخ برسد. برودل به مسائل زمان در تاریخ پرداخته است وی همچنین درباره نقش جغرافیا در تاریخ نیز پرداخته است و به تاثیر مسائل اقتصادی برجوامع اسلامی اشاره نموده است . وی به پیشرفت های علمی و اقتصادی مسلمانان پرداخته است .عصر طلایی تمدن اسلامی در فلسفه باستان و در کنار آن ادبیات اشاره نموده است . ابداعات مسلمانان در جبر و مثلثات و اختراع سینوس و تانژانت را عنوان نموده و گفته است که مسلمانان توانستند معادلات دو مجذوری را حل کنند . جغرافی دانان مسلمان که به روشهای ریاضی متکی بودند رصد خانه ها و ابزار ستاره شناسی از دستاوردهای آنان بود در زمینه علم فیزیک – نورشناسی –و علم شیمی و همچنین داروهای گیاهی به موفقیت مسلمانان اشاره نموده است .  وحدت زبانی در جهان عرب را یکی از ابزارهای سیاسی خوانده و عصر طلایی اسلام را در قرن چهارم و پنجم  زمانی می داند که علم در آن پیشرفت نموده و رونق اندیشه باعث رونق اقتصادی شده است اما نباید از نقطه اوج شکوهمندی اسلام در قرنهای هشت تا دوازدهم نیز غافل شویم . البته باید پذیرفت که وی به نقاط ضعف و اشتباهات مسلمانان در قرون مختلف  اشاره کرده و جنبشهای بدعت آمیز یا الحادی که باعث پیدایش و گسترش فرقه های انشعابی و ایجاد چند شاخگی شده است پرداخته که واقعیت های تلخی است باید آن را پذیرفت .

 

                                                                                                                             بهبودی- آبان 94

ایران و ترکیه

قیاسی بر توسعه ی ایران و ترکیه

هر دو کشور ایران و ترکیه برای بهبود اوضاع اقتصادی خود تلاش های بسیاری نموده اند،اما ایران از نظر دارایی ها و ثروت های خدادادی اعم از نفت و گاز و معادن و.... بر ترکیه برتری داشته است همان طوری که در مقاله ی قیاسی بر توسعه ی ایران و ترکیه آمده است تحولات سیاسی در این کشورها تاثیرات بسزایی در اقتصاد آنها داشته است، اما تحمیل جنگ هشت ساله بر علیه ایران خسارت های فراوانی از نظر اقتصادی و البته سیاسی بر این کشور وارد نموده است.

روابط ایران،آمریکا و انگلیس تیره شده و پس از پایان جنگ تحمیلی نیز یک نگرش کینه توزانه ای نسبت به این کشورها ادامه پیدا کرد ، این کشورها سرمایه گذاران عمده در صنعت نفت ایران بودند در حالی که ترکیه از این خلاء ایران و درگیری جنگ با عراق استفاده نمود و اصلاحاتی را در سیاست و اقتصادش بوجود آورد و از ایران پیشی گرفت. در ایران به دلیل سیاست ها و نگرش های مختلف ، اقتصاد آن هنوز در یک سردرگمی غریبی سیر میکند، که نتوانسته متعادل شود و مسیر خود را علیرقم وجود سرمایه ی عظیم نفت و گاز ، معادن و فلزات در دنیا پیدا کند.

                                                                                                             با کمال احترام

                                                                                                            بهبودی- آذر 94

گفت‌و‌گو با سيد اسدالله اطهری درباره‌ مدل اسلام‌گرایی در ترکیه

معرفی ترکیه و بیان تجربیات و مطالعاتم

اسلام‌گرايان ترکيه همواره سوژه جذابي براي بررسي بوده‌اند. اسلام‌گراياني که با نهاد‌سازي و اقدامات ساختاري در ساختار لاييک ترکيه که ارتش پاسدار آن است گام در مسير قدرت گذاشتند و با پراگماتيسم هر سه ارکان مهم قدرت در اين کشور را به دست گرفتند و اکنون قابل حذف نيستند. اسدالله اطهري، استاد دانشگاه و محقق مرکز مطالعات خاورميانه در همين باره معتقد است که حزب عدالت و توسعه ادعا‌ها مبني بر منافات اسلام و آزادي، دمکراسي، مدرنيته و حقوق بشر را از بين برد و نشان داد که اسلام با اين مفاهيم کاملا سازگار است. دکتر اطهري تاکيد مي‌کند که نجم‌الدين اربکان پدر سياسي حزب عدالت و توسعه، حزب حاکم ترکيه است اما رهبران جوان اين حزب با تجربه‌اي که از احزاب متعلق به اربکان دارند مسير پراگماتيک‌تري را در سياست‌ورزي خود انتخاب کرده‌اند. به عقيده دکتر اطهري فتح‌الله گولن از متفکران و انديشمندان ترکيه است که تفکراتش تاثير بسياري از حزب عدالت و توسعه داشته‌است. متن کامل مصاحبه با دکتر اطهري در پي مي‌آيد:

ريشه اسلام‌گرايي در ترکيه به چه زماني باز مي‌گردد؟ اساسا اسلام‌گرايي و اسلامگرايان که در ترکيه امروز با نام حزب عدالت و توسعه شناخته مي‌شوند چه عقبه و پيش‌زمينه‌هايي دارند؟ اين اسلام‌گرايان چگونه عمل کردند که امروزه موفق شدند هر سه نهاد اصلي قدرت در ترکيه را در اختيار داشته باشند؟

فکر مي‌کنم اسلامي که ما امروزه در ترکيه شاهد آن هستيم يک اسلام صوفي است. اين نوع اسلام هم بيشتر به زمان کمال آتاتورک و تاسيس جمهوري ترکيه باز مي‌گردد. به همين مقدار اکتفا کنم که عثمانيزم، اسلامي‌گرايي و نئو عثمانيزم مي‌تواند در قالب بحث اسلام‌گرايي مورد مطالعه قرار بگيرد. اما اينکه اين‌ها چگونه تبديل به نهاد‌هاي اجتماعي و بعد‌ها نهاد سياسي شدند و در پروسه‌اي به قدرت دست يافتند، موضوع بسيار مهم جامعه‌شناسي سياسي است. اگر ما جامعه‌‌شناسي را در بحث جامعه‌‌شناسي سياسي به ويژه به جامعه‌‌شناسي مدرن و پست مدرن تقسيم کنيم، اين که اين گروه‌ها چگونه خود را تبديل به نهاد‌هاي اجتماعي، قدرت اجتماعي، نهاد سياسي و سپس قدرت سياسي کردند، بحث بسيار مهمي است. اين‌ها همه مراحلي بوده‌است که اسلام‌گرايان ترکيه پيموده‌اند. اين موضوع هم به نام نجم‌الدين اربکان ثبت است که چندي پيش فوت کرد. او حزب نظم ملي، رفاه، فضيلت و... را تشکيل داد.

سه نهاد قدرت در ترکيه و البته ساير کشورهاي خاورميانه وجود دارد که مثلث زيباي قدرت را تشکيل داده‌اند. يکي از اين نهاد‌ها ارتش، ديگري نهاد‌هاي بوروکراتيک و ديگري قوه قضاييه است. اينها نهاد‌هاي قدرتمند در ترکيه است. نهاد ديگري که در ترکيه وجود دارد نهاد توسياد است که بزرگترين اتحاديه اقتصادي ترکيه به شمار مي‌رود. اين چهار نهاد از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. اين توسياد مرکز بورژوازي لاييک و اولين جايي است که نقش دموکراسي بر گردن اين بورژوازي قرار مي‌گيرد و بسيار اهميت دارد. احزاب اربکان سر‌انجام به حزب عدالت و توسعه رسيد که حزب بسيار مدرني است و نشان داده‌است که اسلام و مدرنيته با يکديگر سازگارند. بسياري مانند آرامش دوستدار چنين ادعا مي‌کنند که تفکر در جامعه اسلامي به بن‌بست و پايان راه مي‌رسد. يا مثلا عده‌اي ديگر ادعا مي‌کنند که اسلام و مدرنيته با يکديگر قابل جمع شدن نيستند.

 يا اسلام با دموكراسي قابل سازش نيست. يا براي مثال خانه آزادي در تقسيماتي که انجام مي‌دهد در هيچ درجه‌اي از آن يک کشور اسلامي ديده نمي‌شود. ولي حقيقت اين است که ترکيه به همه اين فرضيه‌ها که براي بسياري اثبات شده به نظر مي‌رسد مهر ابطال زده‌است. حتي حزب سعادت هم که رهبري آن را نجم‌الدين اربکان به عهده داشت، پيرو اسلامي بود که با غرب سازش نمي‌کرد و آن را امپرياليست مي‌دانست. علاقه‌اي به عضويت در اتحاديه اروپايي نداشت و آن را امپرياليست توصيف مي‌کرد. به جاي آن گروه D8 را تاسيس کرد و بعد هم اتفاقات ديگري که رخ داد.

 گرچه اين را هم نبايد فراموش کنيم که قرار‌داد نظامي ترکيه با اسرائيل در زمان اربکان بسته شد. ولي به هرحال اين تفکر در برابر حزب عدالت و توسعه قرار مي‌گيرد که از نظم ملي آغاز کرد و ما اکنون شاهد حزب عدالت و توسعه هستيم که امروزه هم با غرب کار مي‌کند، هم با شرق کار مي‌کند، توازن بين غرب و شرق ايجاد کرده‌است، خواستار عضويت در اتحاديه اروپايي است. تئوري به صفر رساندن تنش با همسايگان را پيش مي‌برد و حتي با اسرائيل هم همکاري مي‌کند.

ولي با اسرائيل اختلافات بسيار جدي پيدا کرده‌است.

ببينيد. وقتي شما دموکراسي داريد بايد عزت و احترام ملي را حفظ کنيد و به همين دليل دولتمردان ترکيه تاکيد مي‌کنند که اسرائيل بايد بابت ماجراي کشتي مرمره از آنان عذر‌خواهي کند. منظورم اين است که در عين حال هم با حماس کار مي‌کند، هم با فتح کار مي‌کند، هم با اسرائيل کار مي‌کند. حتي زماني رسيد که با سوريه به سمت جنگ پيش رفتند اما ايران و مصر ميانجي‌گري کردند. آن سوابق تاريخي را با ارمنستان دارند و بر سر مساله قتل عام ارامنه با يکديگر دچار اختلافات جدي هستند اما مي‌بينيم که سعي مي‌کنند که با ارمنستان هم همکاري داشته باشند.

 طبق کتاب آقاي احمد داوداوغلو، وزير خارجه فعلي تلاش مي‌کنند تا به عمق استراتژيک بازگردند. بنابر اين بر‌خلاف ادعاي بسياري از افراد در ميان اسلام‌گرا‌ها هم امکان انديشه وجود دارد، هم اسلام با مدرنيته سازش پيدا کرده‌است، هم اسلام با دموکراسي همخواني دارد. آقاي اردوغان درست بر‌خلاف آقاي خاتمي در دوران رياست‌جمهوري‌اش وقتي که ديد در چهار سال اول حاکميت حزبش در حال شکست خوردن است همه نامزدهاي وابسته به اين حزب را تغيير داد. يعني چرخش نخبگان! ديد که فلان آدم در فلان شهر محبوبيتش کاهش يافته، فلان وزير خوب عمل نکرده و همه آنها را عوض کرد. حتي از جمهوري خلق کساني بودند که به حزب عدالت و توسعه پيوستند.

 يعني درهاي حزب براي پذيرفتن همه باز بود و چرخش نخبگان به معناي واقعي انجام شد. خيلي عجيب است که به نظر من اين حزب توانست اقتصاد ترکيه را به شانزدهمين اقتصاد برتر جهان و ششمين اقتصاد بزرگ اروپا تبديل کند. اين موضوع بسيار اهميت دارد. الان ترکيه عضو گروه جي-20 است. يعني طرف مشورت بين‌المللي است. من نمي‌توانم درباره الگوي ترکيه صحبت کنم، اما مي‌توانم درباره تجربه ترکيه بگويم. با اين همه هنوز ترکيه با مساله کرد‌ها دچار مشکل است و مساله توسعه سياسي و دموکراتيزاسيون بايد تا عمق وجود ترکيه نفوذ پيدا کند.

دليل اينکه اربکان رهبري حزب اسلام‌گراي سعادت را تا لحظه مرگش بر‌عهده داشت اما با حزب عدالت و توسعه يکي نشده بود، چه بود؟ چرا اين دو حزب اسلام‌گرا يکي نبودند؟ اختلاف ميان آنها و احيانا تفاوتشان چه بود؟

اربکان رهبر کاريزماتيک تبديل قدرت اجتماعي به اسلام ويژه‌اي است که شما امروز در ترکيه شاهد آن هستيد. اربکان پدر معنوي اسلام‌گرايان ترکيه است. آقاي عبدالله گل، آقاي رجب طيب اردوغان و... اينها همگي شاگردان اربکان بوده‌اند. اربکان در زمان اجويت که به قبرس حمله کردند معاون نخست‌وزير ترکيه بود. آقاي اربکان بود که همه احزاب اسلامي را تاسيس کرد. در زمان آقاي اربکان بود که آقاي اردوغان شهردار استانبول شد. به همه اينها فرزندان امام خطيب گفته مي‌شود. اينها همگي از مدارس امام خطيب به پا خاستند. تجربه آقاي اربکان باعث شد تا اردوغان در مبارزه با غرب، آمريکا، اروپا، اسرائيل و... به طور کامل بر‌عکس عمل کند. من يادم هست که اردوغان در مصاحبه با اون متيو از مجله نيوزويک که در تاريخ سوم ماه مه سال 2008 ميلادي منتشر شد. صراحتا گفت: « We Are Not Rooted In Religion» يعني ريشه در مذهب نداريم. او قصد دارد که بگويد ما احزاب محافظه‌کار هستيم. بگذاريد من اين جمله را دقيقا ترجمه کنم. حزب اردوغان يک حزب دموکرات مسلمان است.

مانند دموکرات‌ مسيحي‌هاي آلمان؟

دقيقا! در غرب مسيحيت چگونه وارد دنياي سياست شد؟ ترکيه دقيقا همان مسير را پيش گرفت. به همين دليل به حزب آقاي اردوغان حزب دموکرات‌هاي مسلمان و حزب سکولار‌هاي مومن هم گفته‌ مي‌شود. بنابر اين مي‌توان در تشريح اختلاف ميان اربکان و اردوغان گفت که اربکان طرفدار اسلام بسته‌تري بود و اسلام محافظه‌کار خاص خودش را قرائت مي‌کرد. در حالي که حزب عدالت و توسعه حزب اسلام‌گراي پراگماتيک تري بود.

موضوعي که اينجا مطرح است اين است که در ترکيه ارتش پاسدار نظام سکولاريسم يا حتي نظام لاييسيسم است. شايد اگر قدرت ارتش نبود اسلام‌گرايان ترکيه هم به سمت تشکيل يک حکومت اسلامي در اين کشور حرکت مي‌کردند؟

به نظر مي‌رسد حزب عدالت و توسعه عقب‌نشيني بزرگي کرده‌است. آقاي اردوغان زماني يک شعر خواند و به زندان رفت. شعرش اين بود که مناره‌هاي مسجد شمشير‌هاي ما هستند و امروز امام خطيب در ارتش است و فردا در خيابان. ما مي‌خواهيم همه دنيا را بگيريم و.... بعدا اينها پراگماتيست شدند. به اين نتيجه رسيدند که بايد هر چيزي سر جاي خودش قرار بگيرد. متوجه شدند که قدرت يعني چه؟ متوجه شدند که محدوديت‌هاي قدرت يعني چه؟ فهميدند که ترکيه يعني چه؟ فهميدند که بايد براي شوکت و عظمت ترکيه کار بکنند و به اين نتيجه رسيدند که اسلام يک موضوع شخصي است و به همين دليل به حزب عدالت و توسعه حزب سکولار‌هاي مومن هم گفته مي‌شود، يا تکنوکرات‌هاي مسلمان يا هر اسمي ديگري که شما مي‌خواهيد بر روي آن بگذاريد. درست مانند دموکرات‌مسيحي‌ها. بنابر اين حزب عدالت و توسعه تاکيد مي‌کند که اسلام نبايد سياسي شود؛ ضمن اينکه ما بايد اعتقادات اسلامي خود را داشته باشيم. مردم هم فهميدند که اعضاي حزب عدالت و توسعه مانند مسلمانان واقعي پروند‌ه‌هاي پاکي دارند.

اما در مورد ارتش، يا نهاد بوروکراسي يا قوه قضاييه فقط آقاي اردوغان نبود که مي‌گفت اينها مانع دموکراتيزه شدن ترکيه هستند. اتحاديه اروپا هم بود که مي‌گفت که ارتش تنها مانع دمکراتيزاسيون در ترکيه است. به دليل اينکه هر 10 سال يکبار در ترکيه يک کودتا انجام شده‌است. دهه 60، دهه 70، دهه 80 و آخرين آن که لقب کودتاي پست مدرن داده‌اند در دهه 1990 رخ داد. الان اما به کجا رسيده‌ايم؟ با اصلاحاتي که در قانون اساسي ترکيه انجام شد ما براي اولين بار در تاريخ ترکيه شاهد محاکمه فرمانده نيروي دريايي و هوايي ارتش توسط دادستان غير‌نظامي بوديم. اين براي نخستين بار در تاريخ ترکيه بود که چنين اتفاقي روي مي‌داد.

 اين‌ها مصونيت‌هايي داشتند که به دليل کودتا‌هايشان در گذشته کسي حق نداشت آن‌ها را محاکمه کند. همه اين مصونيت‌ها لغو و قانون اساسي درباره قوه قضاييه و حق اعتصاب اصلاح شد. اين اصلاحات توسط چه کساني انجام شد؟ توسط اسلام‌گرايان ترکيه، يعني حزب عدالت و توسعه با هدايت افرادي مانند اردوغان و گل. آن تفکري که پيشتر در خاورميانه وجود داشت و حتي افرادي مانند فريد زکريا هم مرتکب آن شدند، با تجربه ترکيه بيش از هميشه نقش بر آب شد. زکريا و افرادي که تفکري مشابه او داشتند و مي‌گفتند که اگر مثلا حسني مبارک از قدرت کنار رود جانشين او حتما تروريست‌ها و القاعده‌اي‌ها و آدم‌هاي افراطي خواهند بود. الان ما مي‌‌بينيم که مبارک رفته است و يک طبقه متوسط مدرن در مصر احتمالا جانشين او خواهد شد و اخوان‌المسلميني در مصر و در نقاط ديگر به قدرت خواهند رسيد که شباهت فراواني به مدل اسلام‌گرايان ترکيه خواهند داشت.

من پاسخ سوالم را نگرفتم. ارتش در ترکيه پاسدار نظام لاييک و سکولار است. به اعتقاد بسياري اگر حزب عدالت و توسعه مي‌توانست و امکانش را داشت شايد به سمت تشکيل حکومت اسلامي حرکت مي‌کرد اما ارتش مانع است. اما شايد اين محدوديت براي اخوان‌المسلمين مصر يا نقاط ديگر نباشد. شايد اردوغان و حزبش دلشان مي‌خواهد که حکومت اسلامي تشکيل بدهند اما از ترس ارتش چنين اقدامي نمي‌کنند و يا حتي آن را به زبان هم نمي‌آورند.

هيچ شاخصي در اين مورد وجود ندارد. شما از اين افراد هيچ مانيفستي نمي‌بينيد که قصد تشکيل حکومت اسلامي داشته‌اند. اينها اتهاماتي بود که ارتشي‌ها به اربکان و اسلام‌گرايان مي‌زدند تا اين افراد نتوانند قدرت را به دست آورند. الان قوه قضاييه، قوه مقننه و قوه مجريه در اختيار اسلام‌گرايان است. کدام اقدام را براي تشکيل حکومت اسلامي برداشته‌اند؟

من مي‌گويم شايد از ارتش مي‌ترسند که دست به اين اقدام نمي‌زنند؟

من بر خلاف حرف شما مي‌گويم اگر ارتش دست به کودتا بزند در برابر دادستان غير‌نظامي محاکمه خواهد شد. زماني که ارتشي‌ها را چندي پيش محاکمه کردند، هواپيمای F-14 و F-16 در آنکارا به پرواز در‌آمد. جرات مي‌خواهد که شما يک نظامي را محاکمه کنيد. نظامي‌ها در ترکيه در جنگ‌هاي استقلال شرکت داشتند، با انگليسي‌ها نبرد کردند، محبوب‌ترين نيرو در ترکيه به شمار مي‌روند. ارتش زماني تنها گروه نوساز در ترکيه بود. اصلا در کل خاورميانه تنها گروه نوساز ارتش است.

يعني شما مي‌فرماييد که اسلام‌گرايان ترکيه هيچگاه‌انديشه تشکيل حکومت اسلامي در سر نداشتند و هيچوقت هم چنين نيتي نداشتند؟

اگر در گوشه ذهن اربکان چنين انديشه‌ای وجود داشت در ميان اعضاي حزب عدالت و توسعه در کوتاه مدت و ميان مدت چنين تفکري نيست. اصلا به نظر من به دنبال چنين تفکري نيستند.

پس چرا ارتش اين احزاب اسلام‌گرا مخصوصا احزاب اربکان را منحل مي‌کرد و همين دو سه سال پيش قصد داشت حزب عدالت و توسعه را منحل کند اما موفق نشد؟

ارتش هم تحت تاثير تفکرات اشخاصي مانند فريد زکرياست. اين‌ها هم فکر مي‌کنند که حزب عدالت و توسعه در حال حرکت به چنين سمت و سويي است. اما شما اگر اندونزي و بنگلادش را ببينيد متوجه مي‌شويد که در آنجا هم اسلام‌گرايان سوداي تشکيل حکومت اسلامي نداشتند. بگذريم از اشتباهاتي که ژنرال ضيا الحق در پاکستان انجام داد و با پول عربستان طالبان را بنا نهاد که در نهايت بلاي جان خود پاکستان شد. اسلام ترکيه با اسلام طالبان زمين تا آسمان فرق مي‌کند. اسلام ترکيه يک اسلام صوفي است. يک اسلام عرفي است. حالا اين پرسش‌ها مطرح مي‌شود که چگونه مي‌توان اسلام را عرفي کرد و... که پاسخ همه اينها را مي‌توان از ترکيه گرفت. تجربه ترکيه مي‌تواند به اين گونه پرسش‌هاي رايج پاسخ دهد.

در مورد مدارس امان خطيب که به آن اشاره کرديد توضيح بفرماييد.

اين مدارس، مدارسي مذهبي هستند و درس‌هاي اسلامي در آنجا تدريس مي‌شود. مانند دانشگاه الهيات ايران. ارتشي‌ها بسيار تلاش کردند تا جلوي اين مدارس را بگيرند اما اين مدارس به شدت در ترکيه گسترش پيدا کرده‌است.

انديشه اسلامي فتح‌الله گولن تا چه‌اندازه بر شکل‌گيري تفکر اسلام‌گرايان ترکيه تاثير داشت؟

نقش فتح‌الله گولن بسيار مهم است. او متفکر و انديشمندي است که تلاش فراواني انجام داد تا نشان دهد اسلام با آزادي، مدرنيته و دموکراسي منافاتي ندارد. نکته ديگر نقش سيد حسين نصر است که من مطمئنم حداقل يکبار در مورد مسائل مربوط به اسلام براي حزب عدالت و توسعه سخنراني کرده‌است. حتي گفته مي‌شود که سيد حسين نصر يکي از مشاوران حزب عدالت و توسعه است. نمي‌توانم به شکل دقيق روي اين مساله دست بگذارم ولي مي‌دانم که نصر براي عدالت و توسعه سخنراني کرده‌است. نمي‌توان به طور قطع گفت که نصر مشاور حزب عدالت و توسعه است اما مي‌دانم که از او کمک‌هاي فکري گرفته مي‌شود.

فتح‌الله گولن اما کسي بود که چند سال پيش مجله فارن پاليسي آن را به عنوان يک انديشمند برتر معرفي کرد. گولن تلاش بسياري کرد تا نشان دهد اسلام با مدرنيته، آزادي و دموکراسي و حقوق بشر کاملا سازگار است. گولن يکي از انديشمندان و متفکراني است که بسيار پراگماتيست است.

حزب عدالت و توسعه تا چه حد متاثر از انديشه‌هاي گولن است؟

بسيار زياد.

مي‌توان اينگونه گفت که پدر سياسي عدالت و توسعه اربکان است و پدر فکري‌شان فتح‌الله گولن؟

بله. مي‌توان گفت که اربکان پدر سياسي عدالت و توسعه است و گولن يکي از پدران فکري اين حزب. گولن يکي از کساني است که بر چنين تفکري بسيار تاثير‌گذار است. در ترکيه يک دستگاه فکري وجود دارد که از دل آن حزب عدالت و توسعه بيرون آمده‌است که در درون ترکيه در حال دموکراتيزاسيون است. مساله حقوق مدني و شهروندي پس از عدالت و توسعه در ترکيه مطرح شد. همينطور مساله اصلاح قانون اساسي. اين اقدامات را کسان ديگري نمي‌توانستند انجام دهند اما اين حزب اسلام‌گرا موفق شد آن را انجام دهد. اين مساله بسيار مهمي است.

چرا ما پيش از اربکان در ترکيه شاهد اسلام‌گرايي به شکل امروزي‌اش در اين کشور نبوديم؟

ما هميشه در ترکيه شاهد اسلام‌گرايي بوده‌ايم. ما شاهد قيام‌هاي کردهاي ترکيه بوديم که اين قيام‌ها هم ريشه‌هاي اسلام‌گرايانه داشت. حتي اسلام‌گرا‌ها در کنار کمال آتاتورک عليه انگليسي‌ها و اشغالگرايان مي‌جنگيدند. ولي اين‌ها به شدت سرکوب شدند.

بسياري بر اين باورند که اسلام‌گرايي در خاورميانه از دهه 80 ميلادي آغاز شد و دو پديده علت اصلي آن بود. يکي پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ديگري بحران مدرنيته. عده‌اي ادعا مي‌کنند که مدرنيته لوازم و شرايطي مي‌خواهد و البته تبعاتي هم دارد. وقتي کساني نمي‌توانند با مدرنيته کنار بيايند به سراغ ايدئولوژي مي‌روند. تا چه حد اين تفکر را قبول داريد و آن را عامل شکل‌گيري جنبش‌هاي اسلام‌گرايانه در خاورميانه و به خصوص ترکيه پس از دهه 80 مي‌دانيد.

کساني که اين تفکر را دارند متاثر از انديشه‌هاي ميشل فوکو هستند. فوکو مي‌گويد که به دنبال مدرنيته بخشي از لايه‌هاي اجتماعي تبديل به غيريت مي‌شوند. اين سخن شما از اين عبارت فوکو ناشي مي‌شود. بنابراين کساني که به دنبال چالش مدرنيته تبديل به غيريت مي‌شدند در برابر اين جريان مقاومت مي‌کردند و تبديل به غيريت مي‌شدند که اسلام‌گرايان هم بخشي از اين غيريت به شمار مي‌روند. چرا؟ چون نه در تئوري‌هاي ابتداي مدرنيزاسيون (نه امروز) مطرح و ادعا مي‌شد که سنت مانع مدرنيته است. به هرحال اسلام هم بخشي از اين سنت به شمار مي‌رفت. بنابر اين فوکويي‌ها چنين اعتقاد داشتند.

اما به نظر من موج اول اسلام‌گرايي و اسلام سياسي در خاورميانه با اخوان‌المسلمين و تجربه سيد قطب آغاز مي‌شود. سيد قطب توسط جمال عبدالناصر اعدام شد و مهد اسلام سياسي به معناي ضد غربي و ضد صهيونيستي آن و همه آن به نظر من در مصر است. در موج دوم اسلام‌گرايي در خاورميانه ايران پرچم اسلام‌گرايي را در دست گرفت. فريد زکريا هم اعتقاد دارد که ايران موج اسلام‌گرايي را در منطقه ايجاد کرده‌است. اما من با شما موافقم که موج دوم اسلام‌گرايي و اسلام‌سياسي از ايران آغاز شد.

شماري از تحليلگران مي‌گويند که آينده مصر آينده‌اي شبيه به مدل ترکيه خواهد بود، بسياري ديگر از تحليل‌گران هم البته با اين نظر مخالفند. شما در اين مورد چه فکر مي‌کنيد؟

همه احزابي که امروز در مصر هستند، داراي پايگاه اجتماعي و قدرت هستند. جنبش جوانان، جنبش ناسيوناليست‌ها، طبقه متوسط و... داراي قدرت هستند. اما وزن اساسي را اخوان‌المسلمين در اختيار دارد. اين اخوان‌المسلمين هم اخوان‌المسلمين زمان سيد قطب نخواهد بود. اخوان‌المسلمين زمان ناصر نخواهد بود. اخوان‌المسلمين فعلي شباهت بسياري به جبهه رفورميست‌هاي کشورهاي اسلامي مانند اندونزي و ترکيه خواهد داشت. يعني اسلام‌گراياني که به آزادي، حقوق بشر، دموکراسي، مدارا، انتخابات آزاد و حقوق شهروندي باور دارند، همان مفاهيمي که در مدرنيته هم آمده‌است. به نظر من جنبش‌هاي اخير خاورميانه جنبش طبقه متوسط مدرن است.

مي‌توان گفت طبقه متوسط مدرن اما فقير. يعني از لحاظ فرهنگي قوي اما از لحاظ اقتصادي ضعيف؟

نه! من طبقه متوسط مدرن را طبقه قدرتمند مي‌دانم. تونس سطح توسعه بالايي داشت.

اما در مصر اينگونه نبود. 40 درصد مردم با روزي کمتر از دو دلار زندگي مي‌کنند.

در مصر طبقه فقير وجود داشت. اما طبقه متوسط قدرتمندي هم وجود داشت. در ليبي هم که بسياري مي‌گويند يک جامعه سنتي و قبيله‌اي است اما در اين کشور طبقه‌اي شکل گرفته‌است که طبقه قدرتمند متوسط است که از در‌آمد‌هاي نفتي منتفع شده‌است. گرچه بسياري هم مي‌گويند نمي‌تواند در خاورميانه از طبقه متوسط مدرن به مفهوم غربي آن ياد کرد. ما هم لازم نيست عينا مانند غربي‌ها صحبت کنيم. ما مي‌توانيم بگوييم طبقه متوسط خاورميانه‌اي، با همان آمال جهاني

برگزاری سمینار ملی منابع فکری و ارزشی تحولات خاورمیانه

برگزاری سمینار ملی منابع فکری و ارزشی تحولات خاورمیانه

به همت انجمن علمی روابط بین الملل دانشگاه، سمینار ملی منابع فکری و ارزشی تحولات خاورمیانه و جایگاه بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هفتم آبان ماه جاری در محل سالن اجتماعات دانشکده حقوق و علوم سیاسی برگزار می شود.

به گزارش روابط عمومی در این سمینار با هدف بررسی تحولات خاورمیانه از منظر نظری و عملی و نقش اندیشه‌ها و ارزش‌های بومی از یک سو و همچنین بررسی نقش سایر کشورها در ارتباط با این تحولات برگزار می‌شود.استادان، صاحبنظران و اندیشمندان به ارائه دیدگاههای خود در دو نشست تخصصی خواهند پرداخت.

نشست اول:

  •   اخوان المسلمین پس از کودتای30 ژانویه 2013 توسط دکتر نبوی 
  •  تقابل سکولاریسم و اسلام گرایی و تاثیر آن بر خاورمیانه توسط دکتر احمدی
  •   اسلام سیاسی و تحولات منطقه توسط دکتر خرمشاد

نشست دوم:

  • بررسی نقش ایران و عربستان درتاثیر گذاری بر تحولات شکل گرفته در خاورمیانه توسط دکتر دهقانی 
  • بررسی نقش ترکیه در درتاثیرگذاری بر تحولات شکل گرفته در خاورمیانه توسط دکتر اطهری
  • بررسی نقش روسیه درتاثیر گذاری بر تحولات شکل گرفته در خاورمیانه  توسط دکتر محمود شوری
  • آمریکا و  تحولات شکل گرفته  در خاورمیانه  توسط دکتر دهشیار(دبیر علمی سمینار)

 

دوشنبه 6 آبان 1392  9:45

آخرين تاريخ بازديد : يکشنبه 12 آبان 1392  20:37:16

به نظر مي رسد كه روابط دو كشور ايران و تركيه با تغيير دولت در ایران دچار تحول شده است. عناصر ثابتي وجود دارد كه روابط بين ايران و تركيه را شكل مي دهد. از مهم ترين اين عناصر مساله همسايگي اين دو كشور و پرونده هاي مشترك بين آنهاست. روابط تاريخي و همکاری  در زمینه های   فرهنگي و اقتصادي و امنيتي و اعتماد متقابلي كه بين دو كشور وجود دارد، اهميت اين روابط را بيشتر و بيشتر كرده است. روابط رو به گسترش دو كشور به ويژه پس از اينكه حزب عدالت و توسعه بر سر كار آمده است و اتخاذ سياست تنش صفر با همسايگان باعث شده كه روابط بين ايران و تركيه بيش از پيش گسترش يابد. همچنين همكاري هاي مشترك اين دو كشور در پرونده هاي مهم از جمله پرونده عراق، كردها، ميانجيگري تركيه در مذاكرات هسته يي و نقش استانبول در مذاكرات ايران و غرب  مو جب تحکیم روابط گردید. و لی  بهار عربي و مسائل جديد به وجود آمده در منطقه از جمله مسائل امنيتي سوريه و مساله طارق الهاشمي و ناامني هاي عراق باعث دوری دو کشور از یکدیگر شده است.
    دولت جديد ايران سياست گشايش و تعامل با نظام بين المللي را مطرح كرده و با ايالات متحده بويژه در بحث هسته يي مستقيما به مذاكره پرداخته است. لازم به ذكر است كه تركيه نخستين كشور مسلماني است كه وزير امور خارجه ايران به آنجا سفر و در پاگواش درباره خلع سلاح و امنيت منطقه يي و جهاني سخنراني كرده است. انتخاب اين كشور انتخاب مهمي از سوي وزیر خارجه  بوده و گوياي اين نكته است كه تركيه آنقدر مهم بوده كه در بين كشورهاي خاورميانه به عنوان نخستين كشور براي سفر وزير امور خارجه كشورمان انتخاب شده است. اكنون نيز همكاري بين ايران و تركيه درباره پرونده هاي مفتوحه در منطقه است. يكي از مهم ترين اين پرونده ها مساله سوريه است كه تنها با همكاري اين دو كشور مي تواند رفع شود. مساله مهم اين است كه نگاه دو كشور به مذاكرات ژنو 2 چگونه بايد باشد و قطعا بايد به دنبال راه حل هاي سياسي در خصوص پرونده سوريه باشند نه راه حل هاي نظامي. در ساير پرونده هاي منطقه يي نيز مانند ثبات در عراق به ويژه در شمال اين كشور و مسائلي كه ممكن است تماميت ارضي هر دو كشور را با تهديد جدي مواجه كند بايد به تبادل نظر بپردازند. همكاري هايي در زمينه انرژي، امرزي، انتقال گاز ايران به اروپا و همكاري هاي بين ايران و تركيه در سطح منطقه بویژه امنیتی ظرفيت هايي است كه در رابطه دو كشور بايد مدنظر قرار گيرد.
    همزمان با سفر دكتر ظريف به تركيه كه چند تن از مقامات امريكايي نيز در آنجا حضور دارند، دو كشور مي توانند با هم در حل و فصل مسائل منطقه يي گام هاي محكمي بردارند.
   تاریخ  روابط دو کشور نشان داده است هر زمان كه ايران و تركيه در سطح خاورميانه با هم همكاري كرده اند، هميشه ثبات و امنيت به منطقه برگشته است. بايد خاطر نشان كنيم كه ترك ها بعد از تفکر امحاي مشكلات با همسايگان به سوي نوعثماني گري و هژموني منطقه يي حركت كرده اند.
    مداخله نظامي در سوريه، اجازه دادن به  اعضای لقاعده براي ورود به اين كشور، دخالت در امور داخلی عراق و پرونده طارق الهاشمي، مسائل مربوط به كردها، نمونه هايي از اين نوع رويكرد را نشان مي دهد. اما در نهايت ديدند كه تنها كشور ايران است كه نسبت به رژيم ها و دولت ها با تركيه صادق است و تركيه نبايد به دنبال مسائل مربوط هژموني باشد بلكه بايد همكاري و همگرايي با ايران را در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و امنيتي در دستور كار خود قرار دهد و در نتيجه اين روابط هيچ يك از دو كشور ايران و تركيه نبايد به دنبال تسلط بر منطقه با شتد.
    يقينا اين دو كشور مي توانند با همكاري يكديگر پرونده هاي منطقه يي را حل و فصل كنند. هردو كشور از ظرفيت هايي برخوردارند كه نياز به ظرافت هماهنگي راهبردي دارد كه اكنون اين امر با به قدرت رسيدن دولت جديد در ايران كه  نماینده بخش اعظمي از جامعه مدني و وجدان خصوصي ايراني هاست و به تبع آن روي كار آمدن ديپلمات هاي ماهر امكان پذير است و در شرايطي كه كشور تركيه به دليل ناامني مرزها با عراق و سوريه تحت فشارهاي اقتصادي شديدي قرار دارد قطعا با گسترش روابط بين تهران و آنكارا مي تواند در مسير جبران گام هاي موثري بردارد.
    

تعامل ایران و ترکیه

به نظر مي رسد كه روابط دو كشور ايران و تركيه با تغيير دولت در ایران دچار تحول شده است.  دو کشور همسایه در صدد بسط روابط با یکدیگرند.روابط تاريخي و همکاری  در زمینه های   فرهنگي و اقتصادي و امنيتي و اعتماد متقابلي كه بين دو كشور وجود دارد، اهميت اين روابط را بيشتر و بيشتر كرده است. روابط رو به گسترش دو كشور به ويژه پس از اينكه حزب عدالت و توسعه بر سر كار آمده است و اتخاذ سياست تنش صفر با همسايگان باعث شده كه روابط بين ايران و تركيه بيش از پيش گسترش يابد. همچنين همكاري هاي مشترك اين دو كشور در پرونده هاي مهم از جمله پرونده عراق، كردها، ميانجيگري تركيه در مذاكرات هسته يي و نقش استانبول در مذاكرات ايران و غرب  مو جب تحکیم روابط گردید. و لی  بهار عربي و مسائل جديد به وجود آمده در منطقه از جمله مسائل امنيتي سوريه و مساله طارق الهاشمي و ناامني هاي عراق باعث دوری دو کشور از یکدیگر شده است.
    دولت جديد ايران سياست گشايش و تعامل با نظام بين المللي را مطرح كرده و با ايالات متحده بويژه در بحث هسته يي مستقيما به مذاكره پرداخته است. لازم به ذكر است كه تركيه نخستين كشور مسلماني است كه وزير امور خارجه ايران به آنجا سفر و در موسسه پاگواش درباره خلع سلاح و امنيت منطقه يي و جهاني سخنراني كرده است. انتخاب اين كشور انتخاب مهمي از سوي وزیر خارجه  بوده و گوياي اين نكته است كه تركيه آنقدر مهم بوده كه در بين كشورهاي خاورميانه به عنوان نخستين كشور براي سفر وزير امور خارجه كشورمان انتخاب شده است. اكنون نيز همكاري بين ايران و تركيه درباره پرونده هاي مفتوحه در منطقه است. يكي از مهم ترين اين پرونده ها مساله سوريه است كه تنها با همكاري اين دو كشور مي تواند رفع شود. مساله مهم اين است كه نگاه دو كشور به مذاكرات ژنو 2 چگونه بايد باشد و قطعا بايد به دنبال راه حل هاي سياسي در خصوص پرونده سوريه باشند نه راه حل هاي نظامي. در ساير پرونده هاي منطقه يي نيز مانند ثبات در عراق به ويژه در شمال اين كشور و مسائلي كه ممكن است تماميت ارضي هر دو كشور را با تهديد جدي مواجه كند بايد به تبادل نظر بپردازند. همكاري هايي در زمينه انرژي، امرزي، انتقال گاز ايران به اروپا و همكاري هاي بين ايران و تركيه در سطح منطقه بویژه امنیتی ظرفيت هايي است كه در رابطه دو كشور بايد مدنظر قرار گيرد.
    همزمان با سفر وزیر خارجه به تركيه كه چند تن از مقامات امريكايي نيز در آنجا حضور دارند، دو كشور مي توانند با هم در حل و فصل مسائل منطقه يي گام هاي محكمي بردارند.
   تاریخ  روابط دو کشور نشان داده است هر زمان كه ايران و تركيه در سطح خاورميانه با هم همكاري كرده اند، هميشه ثبات و امنيت به منطقه برگشته است. بايد خاطر نشان كنيم كه ترك ها بعد از تفکر امحاي مشكلات با همسايگان به سوي نوعثماني گري و هژموني منطقه يي حركت كرده اند.
    مداخله نظامي در سوريه، اجازه دادن به  اعضای لقاعده براي ورود به اين كشور، دخالت در امور داخلی عراق و پرونده طارق الهاشمي، مسائل مربوط به كردها، نمونه هايي از اين نوع رويكرد را نشان مي دهد. اما در نهايت ديدند كه تنها كشور ايران است كه نسبت به رژيم ها و دولت ها با تركيه صادق است و تركيه نبايد به دنبال مسائل مربوط هژموني باشد بلكه بايد همكاري و همگرايي با ايران را در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و امنيتي در دستور كار خود قرار دهد و در نتيجه اين روابط هيچ يك از دو كشور ايران و تركيه نبايد به دنبال تسلط بر منطقه با شتد.
    يقينا اين دو كشور مي توانند با همكاري يكديگر پرونده هاي منطقه يي را حل و فصل كنند. هردو كشور از ظرفيت هايي برخوردارند كه نياز به ظرافت هماهنگي راهبردي دارد كه اكنون اين امر با به قدرت رسيدن دولت جديد در ايران كه  نماینده بخش اعظمي از جامعه مدني و وجدان خصوصي ايراني هاست و به تبع آن روي كار آمدن ديپلمات هاي ماهر امكان پذير است و در شرايطي كه كشور تركيه به دليل ناامني مرزها با عراق و سوريه تحت فشارهاي اقتصادي شديدي قرار دارد قطعا با گسترش روابط بين تهران و آنكارا مي تواند در مسير جبران گام هاي موثري بردارد.
    

رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است

نسخه شماره 2518 - 1389/09/17 -

دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است
اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است

 دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
 رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است 
 اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است
نويسنده : مريم يوسفي

در هفته هاي گذشته  جهان شاهد توافقات نظامي   بسياري ميان کشورهاي مختلف بود. اوباما اخيرا تمايل بسياري براي تصويب پيمان استارت جديد توسط سناي آمريکا نشان داده است.
از سوي ديگر کشورهاي عضو ناتو در ليسبون دور هم جمع    شدند تا درباره پيشنهاد اين سازمان براي استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه تصميم گيري کنند.
نشست ليسبون و حمله اي که به ايران در اين نشست شد و سارکوزي تهران را تهديدي عليه اروپا دانست، موضوع بسياري از مطبوعات و رسانه هاي غربي بود. هر چند که در بيانيه  پاياني اين نشست علي رغم ادعاهاي رئيس جمهور فرانسه نامي از ايران به ميان نيامد، اما اين نشست کاملا تحت تاثير استقرار سپر دفاع موشکي  در خاک ترکيه قرار گرفت. به همين دليل با دکتر اسدالله اطهري گفت وگويي در رابطه با روند عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا، نشست اخير ناتو در  ليسبون و رابطه ايران و ترکيه و همچنين رابطه اين کشور با ساير کشورها انجام داديم. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
 اصلاحات قانون اساسي در ترکيه توانست در همه پرسي راي بياورد. اين رفراندوم چه تاثيري در عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا دارد؟
نقش ارتش در ترکيه در اثر اين رفراندوم تضعيف شد از سوي ديگر احتمال محاکمه نظاميان در دادگاه هاي غيرنظامي مطرح شده است;  و همين امر موجب مي شود که قدرت از اين پس توسط نظاميان دست به دست نشود. در مورد قضات دادستان ها قوه قضاييه دادگستري را سعي کردند به گونه اي باشد که بيشتر ترکيبي از انتخابي و انتصابي باشد تا حکومت از تسلط دولت پادگاني خارج شود و جامعه ترکيه دموکراتيزه مي شود. دولت مدني در ترکيه در حال گسترش است.
در اتحاديه اروپا هم کميسيون حقوق بشر گزارش هايي که ارائه داده بودند که بيشتر به نقض حقوق بشر و مسائل ارتش و تقدم دولت بر جامعه مدني به جاي تقدم جامعه مدني بر دولت اشاره شده بود و ترک ها سعي کردند اين ايرادها را بر طرف کنند. رفع اين ايرادها از زمان اجويت آغاز شد و امروز هم ادامه دارد.
ترکيه روابطش را با آسيا گسترده تر کرده است. اين گستردگي روابط تا حدي است که برخي از آن به چرخش به سوي شرق تعبير مي کنند اما اين گسترش روابط به سوي شرق ترکيه را از اتحاديه اروپا بي نياز مي کند؟
خير اينطور نيست. ترکيه سعي مي کند که بين تمام زير سيستم هايي که با آنها ارتباط دارد، توازن ايجاد کند و اين به معناي قرباني کردن يک طرف به نفع طرف ديگر نيست. ترکيه امروز بيشتر ظرفيت سازي انجام مي دهد. پيشتر خاورميانه و شرق و حتي آفريقا در ديپلماسي ترکيه مورد غفلت واقع شده بودند.
امروز ترکيه به گسترش روابط خود با کشورهاي منطقه، حتي روسيه مي انديشد و مسائلي مانند انرژي را هم مد نظر قرار مي دهد و حتي به انرژي هسته اي مي انديشد و در اين ارتباط با کره جنوبي هم وارد مذاکره شده بودند که البته مذاکراتشان با شکست مواجه شد. از سوي ديگر ترکيه روابط خود با چين را هم گسترش داده است.
احمد داوود اوغلو; وزير امور خارجه ترکيه چند هفته پيش به چين سفر کرده بود و سعي کرد روابط کشورش را با اين کشور گسترش دهد. امروز ترکيه مي خواهد خود را به عنوان چين منطقه مطرح کند.
در چند هفته گذشته ترکيه 26 سند همکاري با استان هاي همجوار ايران امضا کرده اند. چراکه آنها مي خواهند ظرفيت هاي خود را در اين منطقه افزايش دهند. ترکيه امروز به عضويت گروه بيست درآمده، ششمين اقتصاد بزرگ اروپاست و شانزدهمين اقتصاد جهان است. برخي مساله را امروز مطرح مي کنند که ترکيه به دنبال قدرت بزرگ عثماني است و به سمت شرق حرکت مي کند اما اينطور نيست. 
ترکيه هم عضو ناتو است و هم استقرار سپر دفاع موشکي در اين کشور مطرح شده و هم از اعضاي نهادهاي اروپايي محسوب مي شود.
در زمينه حقوق بشر 16 هزار شکايت از ترکيه به اتحاديه اروپا ارسال شده است و بر همين اساس بسياري در اروپا اعلام کردند که به دليل نقض حقوق بشر ترکيه اجازه ورود به اتحاديه اروپا را ندارد. يک سري ايرادهاي واقعي هم وجود دارد که اتحاديه اروپا مطرح مي کند. اما واقعيت اين است که ترکيه به دليل مسلمان بودنش و هويت ترک بودنش، اتحاديه اروپا سخت گيري مي کند. از سوي ديگر گاهي هم مساله قبرس را مطرح مي کنند و آنها هم معتقد هستند که با قبرس بايد مانند تايوان برخورد کرد. اگر فرض کنيم که تحريم هاي قبرس ترک نشين لغو شود، ترک ها هم حاضرند که بنادرشان را به سوي قبرس يونان نشين بازکنند.
جالب است اشاره کنم که ترکيه مي خواهد وزن خود را تا اندازه اي بالا ببرد تا اتحاديه اروپا مجبور شود که به الحاق کامل به اتحاديه اروپا  دعوت کند.
عبدالله گل هم چندي پيش اعلام کرده بود که آيا مي خواهيم به اتحاديه اروپا بپيونديم يا خير؟ وي اعلام کرده که ممکن است که از پيوستن به اتحاديه اروپا انصراف دهند. چه پيامي پشت اين صحبت هاي رئيس جمهور ترکيه وجود دارد؟
اين اتحاديه اروپاست که امروز بيشتر نيازمند ترکيه است. ترکيه در پروژه ناباکو حضور دارد، اين کشور در پروژه باکو- جيحان هم حضور دارد. همه اين مسائل باعث مي شود که ترکيه نقش مهمي در انتقال انرژي به اروپا داشته باشد. اروپايي ها امروز بسيار تحت تاثير روسيه هستند و براي اينکه از اين تاثير کاسته شود به ترکيه نيازمند هستند. ترکيه هم فشار مي آورد و مي خواهد از سوي ديگر برگ برنده اي داشته باشد. اکنون در پروژه ناتو شروطي را مطرح کرده است.
ترکيه براي نصب سپر دفاع موشکي شرايطي را در نشست اخير ناتو در ليسبون مطرح کرد. آيامي توان  اين شروط را به معناي مخالفت ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي در کشورش دانست؟
خير; اين ديدگاه  اشتباهي بود که انجام شده است و من هم آن را خواندم. ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي مخالفت نکرده است که اين مساله در ليسبون مورد بررسي قرارگرفت و در ارتباط با آن تصميم گيري شد و در نهايت با آن سه شرط موافقت شد. ترک ها اعلام کردند  که کشورهايي مانند ايران تهديدي براي ناتو نيستند و همين مساله باعث شد که در اين نشست به نام ايران اشاره اي نشود. مسائل فني، مسائل مربوط به موشک و امنيتي بودن و اطلاعاتي در اين پروژه بسيار مهم است. هنوز ترکيه در ارتباط با اين مساله مي انديشد تا چطور در زمينه سپر دفاع موشکي توازني ايجاد کند و تفکري ايجاد کند که هم بتواند خواسته هاي ايالات متحده و ناتو را تامين کند و هم ايران و همسايگانش را تهديد نبيند. اگر ترکيه بخواهد در اين مسير قرار بگيرد بايد اين اطمينان خاطر به همسايگانش داده شود.
ترک ها با چه ديدگاهي به اين مساله نگاه مي کنند؟
من فکر مي کنم که با ديدگاهي مثبت نگاه مي کنند. چرا بايد ترک ها چنين موقعيتي را از دست بدهند. اين موقعيت براي امنيت کشورشان هم از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر بتواند ترکيه فرمولي را بيابد که هم منافع همسايه ها و هم خواسته هاي غرب و ناتو را تامين کند حتما با اين مساله موافقت خواهد کرد.
هدف از استقرار سپر دفاع موشکي در اين  کشور و اصرار اين کشورها براي چيست؟
هدف از سپر دفاع موشکي، آن گونه که آمريکايي  ها بيشتر به دنبال آن هستند و ناتو کمتر، مقابله با تهديدات موشکي است. اگر قرار باشد که هدف استقرار اين سامانه مقابله با تهديدات موشکي باشد، بايد در جاي خاصي مستقر شود. آن  ها اصرار دارند که اين سامانه در نزديکي مرزهاي ايران باشد. اما پيشنهاد ترکيه اين است که اين سامانه در صورت استقرار در تمام خاک ترکيه پراکنده شود. وقتي اين سامانه پراکنده شود، از نظر هماهنگي و کارآمدي، تحت الشعاع قرار مي  گيرد. چون سامانه سپر دفاع موشکي بايد در جايي مستقر شود که بتواند در زمان مناسب پرتاب شدن موشک را به رادار و مرکز گزارش دهد تا موشک  هاي رهگير پرتاب شوند. از نظر فني، اگر اين سامانه در نقطه اي ديگر مثلا در مرکز ترکيه مستقر شود، کارايي لازم را نخواهد داشت.
نکته ديگر مساله مديريت سامانه سپر دفاع موشکي است که ترکيه خواهان آن است. زماني که آمريکايي  ها مساله استقرار سپر دفاع موشکي در چک و لهستان را مطرح کرده بودند، مقامات چک هم اين درخواست را داشتند که مديريت آن در دست چک باشد. در آن زمان آمريکايي  ها مخالفت کردند، البته نه به صورت قطعي، ولي گفتند که بايد اين مساله را بررسي کنيم. بنابراين بعيد به نظر مي   رسد که آمريکايي  ها و ناتو با مديريت رادار ها و اطلاعات سپر دفاع موشکي توسط ترکيه موافقت کنند.
بنابراين به نظر مي   رسد اين دو پيشنهاد، پيشنهاداتي است که قبول آن براي ناتو و آمريکا سخت است و مي  تواند کل موضوع استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه را زير سوال ببرد و در همه شرايط ساقط شود.
 در ارتباط با روابط ترکيه با اسرائيل چه فکر مي کنيد؟ آيا اين اختلافات موجود فقط در ظاهر است؟
ميان نهادهاي قدرت در ترکيه و اسرائيل اختلافي وجود ندارد. اين که گفته مي شود اين اختلافات ظاهري است کاملا اشتباه است چرا که هيچ اشتباهي در اين سطح وجود ندارد. ارتباط دو ارتش با يکديگر،  در اين دو بخش بدنه نظامي هيچ اختلافي وجود ندارد و آنها با يکديگر کار وهمکاري مي کنند.
اما در بخش ديگري اختلافات عميقي وجود دارد. نمي توان اين بخش را هم ناديده گرفت. يعني در مسائلي مانند حمله به کشتي کاروان آزادي،  افکار عمومي ترکيه، مساله کشته شدن شهروندان ترک در اسرائيل،  توهين به سفير ترکيه در اسرائيل، مساله اردوغان و پرز وجود تظاهرات و راهپيمايي در ترکيه و اعتراض آقاي اردوغان به اينکه شما خيلي آدم مي کشيد، شکست ميانجي گري ميان سوريه و اسرائيل با حضور ترکيه، حمايت ترکيه از غزه در ارتباط با اسرائيل اينها همه نشان مي دهد که مسائلي هم وجود دارد يعني دولت اسلامگرا و دولت اردوغان و عبدالله گل نهادهاي مدني را در دست دارند و آنها با اسرائيل اختلاف دارند اما نهادهاي نظامي مشکلي ندارند.
نتيجه اين اختلافات چه مي شود؟ آيا روابط بين ترکيه و اسرائيل به سمت بدتر شدن مي رود يا اينکه اين روابط بهبود پيدا خواهد کرد؟
بستگي به وضع نيروهاي داخلي در داخل ترکيه دارد. البته ترکيه اختلافاتش بسيار حقوقي است. آنها به دنبال اين هستند که در کميته حقوق بشر سازمان ملل اسرائيل محکوم شود، غرامت بپردازند و از نظر حقوقي محکوم شود. آنها نمي خواهند که اسرائيل نابود شود و نگاهي که ما داريم را ندارند. آنها به دنبال اين هستند که حقوق شهروندان فلسطيني نقض نشود، و محاصره غزه پايان پيدا کند.
نظرتان راجع به آينده ترکيه در منطقه چيست؟ آيا با اين رشدي که در سال هاي اخير داشته مي تواند در آينده نزديک به يک قدرت اصلي تبديل  شود يا خير؟
ترکيه براي رسيدن به اين هدف به چند فاکتور نيازمند است. يک زماني ترکيه زيرساخت هاي خود را محکم کرد، کشورش را اقتصادي تعريف و برايش هدفي به نام توسعه معني کرد. هم به توسعه سياسي داخلي مي انديشد و هم به جايگاه ترکيه در سطح منطقه و هم جايگاهش در نظام بين الملل. مشخص است که تفکري در ترکيه وجود دارد.
احمد داوود اوغلو چندي پيش اعلام کرده بود که ترکيه، ايران، آلمان و فرانسه منطقه خاورميانه هستند. اگر حزب عدالت و توسعه بتواند از پرونده هاي ارگنکون، مداخلات بين المللي و اثر مربوط به مداخلاتي که آمريکا و اسرائيل در ترکيه انجام مي دهند جلوگيري کند و از روندي که پيش رو قرار گرفته است منحرف نشود به نظر مي رسد که مي تواند به يک قدرت بزرگ در منطقه تبديل شود، البته در داخل هم بايد مشکلات خود با کردها، شمال عراق و در رابطه با ارمنستان و قبرس حل کند و پايگاه انرژي هم شده است به نظر مي رسد که به اين سمت پيش مي رود. امروز اعلام شده است  که ترکيه بهشت امن سرمايه گذاري به همراه آلباني و چين است.
شايد چند سال پيش اگر صحبت از به حاشيه رانده شدن ارتش در ترکيه به شکل امروز مي شد، کسي باور نمي کرد که يک دولت بتواند ارتش را اينگونه به حاشيه براند. چه فاکتوري باعث شد که دولت اسلام گراي اردوغان بتواند چنين حرکتي را انجام دهد و ارتش را مودبانه از صحنه سياسي کنار بگذارد؟
دو فاکتور لازم بود تا اين مساله اتفاق بيفتد. يکي مساله نيروهاي بين المللي بود و ديگري مساله اتحاديه اروپا. اتحاديه اروپا مي گفت  ارتش در ترکيه بايد همان نقشي را بازي کند که ارتش در اروپا بازي مي کند و نبايد در مسائل سياسي دخالت کند و گفته شده بود که ارتش به تشکيل دولت پادگاني کمک مي کند. اين خودش مانعي براي عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا بود. در سطح داخلي اسلامگرايان و يا حزب عدالت و توسعه از اين توصيه اتحاديه اروپا هم به نفع منافع حزبي و هم به نفع منافع ملي و هم به نفع کشورشان نهايت بهره برداري را کردند.
از يک سو هم از يک حمايت بين المللي برخوردار شدند و بعد هم با رفراندوم از حمايت داخلي برخوردار شدند. به طور کلي تمام فعاليت هاي حزب عدالت و توسعه انتخابي است.
رئيس  جمهور و نخست وزيرش انتخابي است. نمايندگان پارلمان انتخابي است. اکنون مي خواهند انتخاب بعضي از قضات را هم انتخابي کنند.
بنابراين هر کجا که مي خواهند پيش بروند متکي بر آراي عمومي هستند و اين رمز موفقيت حزب عدالت و توسعه است. پس از آن نهاد سازي و توسعه سياسي به معناي واقعي و نه شعاري رمز موفقيت آنهاست.
ارتش يک گروه نوسازي شده در ترکيه است و اولين نقطه اي بود که در معرض غرب و مدرنيزه قرار گرفت و نقش مهمي در نوسازي ترکيه ايفا کرد و جايگاه ويژه اي در جمهوري ترکيه دارد. اما امروز شرايط ترکيه ايجاب مي کند که ارتش به نقش اصلي خود بازگردد.
واکنش ارتش در مقابل اين مسائل چه بود؟
ارتش با قتل هاي زنجيره اي و پرونده ارگنکون و حمله به مسائل مربوط به خشونت هايي که در منطقه کردنشين انجام داد، واکنش شديدي نشان داد و بيانيه هاي عجيبي هم در همين راستا صادر کرد ولي در مقابل اراده عمومي و جامعه بين المللي نتوانستند مانند سابق يعني دهه 1960-1970 و يا حتي 1980 رفتار کنند.
کاري که دادگاه قانون اساسي به عنوان ابزار ارتش مي خواست، انجام دهد و حزب عدالت و توسعه را از صحنه سياسي ترکيه حذف کند موفق نبود. ارتش فشار آورد که حزب را منحل کنند ولي نتوانستند.
نظر شما در مورد اعتراض مردم ترکيه به استقرار سپردفاع موشکي چيست؟
مردم شهر توکات واقع در شمال ترکيه با حضوردر خيابان ها، مخالفت خود را با استقرار سپردفاع موشکي ناتو درکشورشان اعلام و به دولت ترکيه درمورد همکاري با اين طرح هشدار دادند.
تظاهر کنندگان معتقدند، هدف از استقرار سپر دفاع موشکي ناتو درخاک ترکيه، دنياي اسلام و کشورهايي است که در قبال سياست هاي اشغالگرانه آمريکا مقاومت مي کنند.
آمريکا پيشتر قصد داشت اين طرح را در لهستان و جمهوري چک اجرايي کرده و موشک ها را درآن کشورها مستقر کند، ولي چون با مخالفت مردم اين کشورها روبه رو شد، اکنون ترکيه به عنوان کشور هدف انتخاب شده است.
در روزهاي اخير سعي شد ازاين موضوع سو» استفاده و موضوع به تبليغاتي سياه عليه ترکيه بدل شود. در حالي که اين کشور با تمام کشورهاي منطقه در رابطه با سيستم دفاعي به مشورت و تبادل نظر پرداخت
اسناد جديد ويکي ليکس روابط آمريکا با متحدانش را هدف گرفته است،يکي از اين متحدان کشور ترکيه است.طبق گفته پايگاه اينترنتي ويکي ليکس قرار است سه ميليون سند مکاتبات سفارتخانه هاي آمريکا را منتشر سازد که بسياري از آنها غيرديپلماتيک اند و انتقادهايي از مقامات انگليسي رابه همراه داشته است.
کاخ سفيد سفراي خود را به ماموريت هاي رسمي جهت آماده سازي متحدانش براي هر گونه لطمه اي که اين اسناد ممکن است به رابطه آنها با آمريکا وارد سازد، اعزام کرده است. لوئيس ساسمن سفير آمريکا در لندن در ملاقات با مقامات رسمي دولت انگليس به آنها درباره آنچه که انتظار مي رود با انتشار جزئيات اين مکاتبات روي دهد، هشدار داد.
همچنين انتظار مي رود اين مکاتبات ديدگاههايي در خصوص موضوعات وسيع از جمله بحران اقتصادي و سياست دفاعي و خارجي را شامل شود. دو سال قبل ادعا شد اوباما پس از ملاقات با کامرون به عنوان رهبر وقت جناح مخالف در لندن وي را يک آدم بي عرضه خوانده بود. مقامات آمريکايي تاکيد کردنداين اسناد شامل گفت وگو هاي سازش با سران ناراضي سياسي کشورهاي مختلف و مطالب مهم است که مي تواند ديپلماسي آمريکا را با مخاطره جدي مواجه کند.
 ادعاي جنجالي ويکي ليکس در خصوص ترکيه را چطور ارزيابي مي کنيد؟
سايت جنجالي ويکي ليکس فاش کرده که  ترکيه در کمک به گروه تروريستي القاعده نقش داشته است. در زمينه موافقت ترکيه با حمل غيرقانوني سلاح به عراق و کمک به القاعده در عراق را منتشر کرد و اخيرا هم اعلام کرده که به ايران سلاح فروخته است که البته مقامات ترک نسبت به اين اتفاق واکنش نشان دادند. ويکي ليکس همچنين از کمک آمريکا به شورشيان کرد موسوم به پ ک ک خبرداده است.
ويکي ليکس فاش کرده است  ارتش آمريکا بارها ترکيه را به عدم کنترل مناسب مرزهاي خود و قصور در مرزباني که به رسيدن کمک و تجهيزات به القاعده منجر شده ، متهم کرده است.
اين در حاليست که ساير اسناد ويکي ليکس ثابت مي کند آمريکا از شورشيان کرد که از سال 1984 با شعار جدايي طلبي عليه ترکيه مبارزه مي کنند و از سوي وزارت خارجه آمريکا از سال 1979در فهرست سازمانهاي تروريستي قرا ر دارند، حمايت کرده است.
ارتش آمريکا در سندي که از سوي ويکي ليکس فاش شده; تروريست هاي کرد را مبارزان راه آزادي و از شهروندان ترک برشمرده و بر آزادي همه زندانيان عضو اين گروه، تاکيد کرده است. سند محرمانه ارتش آمريکا همچنين حاکي است آمريکا به شورشيان پ ک ک مستقر در عراق با وجودي که اين گروه در داخل خاک ترکيه اقدام به عمليات ترو ريستي مي کرد، سلاح مي داده است.
دفاتر و سفارت خانه هاي آمريکا در سراسر جهان ، به کشورهاي متبوع در خصوص فاش شدن قريب الوقوع اين اسناد محرمانه، هشدار داده اند.
ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است؟
بر اساس اسناد سايت ويکي ليکس، ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است و اينطور گفته شده است.
من فکر نمي کنم، البته واکنش مقامات ترک را هم به خوبي به دنبال داشت.


رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است

نسخه شماره 2518 - 1389/09/17 -

دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است
اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است

 دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
 رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است 
 اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است
نويسنده : مريم يوسفي

در هفته هاي گذشته  جهان شاهد توافقات نظامي   بسياري ميان کشورهاي مختلف بود. اوباما اخيرا تمايل بسياري براي تصويب پيمان استارت جديد توسط سناي آمريکا نشان داده است.
از سوي ديگر کشورهاي عضو ناتو در ليسبون دور هم جمع    شدند تا درباره پيشنهاد اين سازمان براي استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه تصميم گيري کنند.
نشست ليسبون و حمله اي که به ايران در اين نشست شد و سارکوزي تهران را تهديدي عليه اروپا دانست، موضوع بسياري از مطبوعات و رسانه هاي غربي بود. هر چند که در بيانيه  پاياني اين نشست علي رغم ادعاهاي رئيس جمهور فرانسه نامي از ايران به ميان نيامد، اما اين نشست کاملا تحت تاثير استقرار سپر دفاع موشکي  در خاک ترکيه قرار گرفت. به همين دليل با دکتر اسدالله اطهري گفت وگويي در رابطه با روند عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا، نشست اخير ناتو در  ليسبون و رابطه ايران و ترکيه و همچنين رابطه اين کشور با ساير کشورها انجام داديم. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
 اصلاحات قانون اساسي در ترکيه توانست در همه پرسي راي بياورد. اين رفراندوم چه تاثيري در عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا دارد؟
نقش ارتش در ترکيه در اثر اين رفراندوم تضعيف شد از سوي ديگر احتمال محاکمه نظاميان در دادگاه هاي غيرنظامي مطرح شده است;  و همين امر موجب مي شود که قدرت از اين پس توسط نظاميان دست به دست نشود. در مورد قضات دادستان ها قوه قضاييه دادگستري را سعي کردند به گونه اي باشد که بيشتر ترکيبي از انتخابي و انتصابي باشد تا حکومت از تسلط دولت پادگاني خارج شود و جامعه ترکيه دموکراتيزه مي شود. دولت مدني در ترکيه در حال گسترش است.
در اتحاديه اروپا هم کميسيون حقوق بشر گزارش هايي که ارائه داده بودند که بيشتر به نقض حقوق بشر و مسائل ارتش و تقدم دولت بر جامعه مدني به جاي تقدم جامعه مدني بر دولت اشاره شده بود و ترک ها سعي کردند اين ايرادها را بر طرف کنند. رفع اين ايرادها از زمان اجويت آغاز شد و امروز هم ادامه دارد.
ترکيه روابطش را با آسيا گسترده تر کرده است. اين گستردگي روابط تا حدي است که برخي از آن به چرخش به سوي شرق تعبير مي کنند اما اين گسترش روابط به سوي شرق ترکيه را از اتحاديه اروپا بي نياز مي کند؟
خير اينطور نيست. ترکيه سعي مي کند که بين تمام زير سيستم هايي که با آنها ارتباط دارد، توازن ايجاد کند و اين به معناي قرباني کردن يک طرف به نفع طرف ديگر نيست. ترکيه امروز بيشتر ظرفيت سازي انجام مي دهد. پيشتر خاورميانه و شرق و حتي آفريقا در ديپلماسي ترکيه مورد غفلت واقع شده بودند.
امروز ترکيه به گسترش روابط خود با کشورهاي منطقه، حتي روسيه مي انديشد و مسائلي مانند انرژي را هم مد نظر قرار مي دهد و حتي به انرژي هسته اي مي انديشد و در اين ارتباط با کره جنوبي هم وارد مذاکره شده بودند که البته مذاکراتشان با شکست مواجه شد. از سوي ديگر ترکيه روابط خود با چين را هم گسترش داده است.
احمد داوود اوغلو; وزير امور خارجه ترکيه چند هفته پيش به چين سفر کرده بود و سعي کرد روابط کشورش را با اين کشور گسترش دهد. امروز ترکيه مي خواهد خود را به عنوان چين منطقه مطرح کند.
در چند هفته گذشته ترکيه 26 سند همکاري با استان هاي همجوار ايران امضا کرده اند. چراکه آنها مي خواهند ظرفيت هاي خود را در اين منطقه افزايش دهند. ترکيه امروز به عضويت گروه بيست درآمده، ششمين اقتصاد بزرگ اروپاست و شانزدهمين اقتصاد جهان است. برخي مساله را امروز مطرح مي کنند که ترکيه به دنبال قدرت بزرگ عثماني است و به سمت شرق حرکت مي کند اما اينطور نيست. 
ترکيه هم عضو ناتو است و هم استقرار سپر دفاع موشکي در اين کشور مطرح شده و هم از اعضاي نهادهاي اروپايي محسوب مي شود.
در زمينه حقوق بشر 16 هزار شکايت از ترکيه به اتحاديه اروپا ارسال شده است و بر همين اساس بسياري در اروپا اعلام کردند که به دليل نقض حقوق بشر ترکيه اجازه ورود به اتحاديه اروپا را ندارد. يک سري ايرادهاي واقعي هم وجود دارد که اتحاديه اروپا مطرح مي کند. اما واقعيت اين است که ترکيه به دليل مسلمان بودنش و هويت ترک بودنش، اتحاديه اروپا سخت گيري مي کند. از سوي ديگر گاهي هم مساله قبرس را مطرح مي کنند و آنها هم معتقد هستند که با قبرس بايد مانند تايوان برخورد کرد. اگر فرض کنيم که تحريم هاي قبرس ترک نشين لغو شود، ترک ها هم حاضرند که بنادرشان را به سوي قبرس يونان نشين بازکنند.
جالب است اشاره کنم که ترکيه مي خواهد وزن خود را تا اندازه اي بالا ببرد تا اتحاديه اروپا مجبور شود که به الحاق کامل به اتحاديه اروپا  دعوت کند.
عبدالله گل هم چندي پيش اعلام کرده بود که آيا مي خواهيم به اتحاديه اروپا بپيونديم يا خير؟ وي اعلام کرده که ممکن است که از پيوستن به اتحاديه اروپا انصراف دهند. چه پيامي پشت اين صحبت هاي رئيس جمهور ترکيه وجود دارد؟
اين اتحاديه اروپاست که امروز بيشتر نيازمند ترکيه است. ترکيه در پروژه ناباکو حضور دارد، اين کشور در پروژه باکو- جيحان هم حضور دارد. همه اين مسائل باعث مي شود که ترکيه نقش مهمي در انتقال انرژي به اروپا داشته باشد. اروپايي ها امروز بسيار تحت تاثير روسيه هستند و براي اينکه از اين تاثير کاسته شود به ترکيه نيازمند هستند. ترکيه هم فشار مي آورد و مي خواهد از سوي ديگر برگ برنده اي داشته باشد. اکنون در پروژه ناتو شروطي را مطرح کرده است.
ترکيه براي نصب سپر دفاع موشکي شرايطي را در نشست اخير ناتو در ليسبون مطرح کرد. آيامي توان  اين شروط را به معناي مخالفت ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي در کشورش دانست؟
خير; اين ديدگاه  اشتباهي بود که انجام شده است و من هم آن را خواندم. ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي مخالفت نکرده است که اين مساله در ليسبون مورد بررسي قرارگرفت و در ارتباط با آن تصميم گيري شد و در نهايت با آن سه شرط موافقت شد. ترک ها اعلام کردند  که کشورهايي مانند ايران تهديدي براي ناتو نيستند و همين مساله باعث شد که در اين نشست به نام ايران اشاره اي نشود. مسائل فني، مسائل مربوط به موشک و امنيتي بودن و اطلاعاتي در اين پروژه بسيار مهم است. هنوز ترکيه در ارتباط با اين مساله مي انديشد تا چطور در زمينه سپر دفاع موشکي توازني ايجاد کند و تفکري ايجاد کند که هم بتواند خواسته هاي ايالات متحده و ناتو را تامين کند و هم ايران و همسايگانش را تهديد نبيند. اگر ترکيه بخواهد در اين مسير قرار بگيرد بايد اين اطمينان خاطر به همسايگانش داده شود.
ترک ها با چه ديدگاهي به اين مساله نگاه مي کنند؟
من فکر مي کنم که با ديدگاهي مثبت نگاه مي کنند. چرا بايد ترک ها چنين موقعيتي را از دست بدهند. اين موقعيت براي امنيت کشورشان هم از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر بتواند ترکيه فرمولي را بيابد که هم منافع همسايه ها و هم خواسته هاي غرب و ناتو را تامين کند حتما با اين مساله موافقت خواهد کرد.
هدف از استقرار سپر دفاع موشکي در اين  کشور و اصرار اين کشورها براي چيست؟
هدف از سپر دفاع موشکي، آن گونه که آمريکايي  ها بيشتر به دنبال آن هستند و ناتو کمتر، مقابله با تهديدات موشکي است. اگر قرار باشد که هدف استقرار اين سامانه مقابله با تهديدات موشکي باشد، بايد در جاي خاصي مستقر شود. آن  ها اصرار دارند که اين سامانه در نزديکي مرزهاي ايران باشد. اما پيشنهاد ترکيه اين است که اين سامانه در صورت استقرار در تمام خاک ترکيه پراکنده شود. وقتي اين سامانه پراکنده شود، از نظر هماهنگي و کارآمدي، تحت الشعاع قرار مي  گيرد. چون سامانه سپر دفاع موشکي بايد در جايي مستقر شود که بتواند در زمان مناسب پرتاب شدن موشک را به رادار و مرکز گزارش دهد تا موشک  هاي رهگير پرتاب شوند. از نظر فني، اگر اين سامانه در نقطه اي ديگر مثلا در مرکز ترکيه مستقر شود، کارايي لازم را نخواهد داشت.
نکته ديگر مساله مديريت سامانه سپر دفاع موشکي است که ترکيه خواهان آن است. زماني که آمريکايي  ها مساله استقرار سپر دفاع موشکي در چک و لهستان را مطرح کرده بودند، مقامات چک هم اين درخواست را داشتند که مديريت آن در دست چک باشد. در آن زمان آمريکايي  ها مخالفت کردند، البته نه به صورت قطعي، ولي گفتند که بايد اين مساله را بررسي کنيم. بنابراين بعيد به نظر مي   رسد که آمريکايي  ها و ناتو با مديريت رادار ها و اطلاعات سپر دفاع موشکي توسط ترکيه موافقت کنند.
بنابراين به نظر مي   رسد اين دو پيشنهاد، پيشنهاداتي است که قبول آن براي ناتو و آمريکا سخت است و مي  تواند کل موضوع استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه را زير سوال ببرد و در همه شرايط ساقط شود.
 در ارتباط با روابط ترکيه با اسرائيل چه فکر مي کنيد؟ آيا اين اختلافات موجود فقط در ظاهر است؟
ميان نهادهاي قدرت در ترکيه و اسرائيل اختلافي وجود ندارد. اين که گفته مي شود اين اختلافات ظاهري است کاملا اشتباه است چرا که هيچ اشتباهي در اين سطح وجود ندارد. ارتباط دو ارتش با يکديگر،  در اين دو بخش بدنه نظامي هيچ اختلافي وجود ندارد و آنها با يکديگر کار وهمکاري مي کنند.
اما در بخش ديگري اختلافات عميقي وجود دارد. نمي توان اين بخش را هم ناديده گرفت. يعني در مسائلي مانند حمله به کشتي کاروان آزادي،  افکار عمومي ترکيه، مساله کشته شدن شهروندان ترک در اسرائيل،  توهين به سفير ترکيه در اسرائيل، مساله اردوغان و پرز وجود تظاهرات و راهپيمايي در ترکيه و اعتراض آقاي اردوغان به اينکه شما خيلي آدم مي کشيد، شکست ميانجي گري ميان سوريه و اسرائيل با حضور ترکيه، حمايت ترکيه از غزه در ارتباط با اسرائيل اينها همه نشان مي دهد که مسائلي هم وجود دارد يعني دولت اسلامگرا و دولت اردوغان و عبدالله گل نهادهاي مدني را در دست دارند و آنها با اسرائيل اختلاف دارند اما نهادهاي نظامي مشکلي ندارند.
نتيجه اين اختلافات چه مي شود؟ آيا روابط بين ترکيه و اسرائيل به سمت بدتر شدن مي رود يا اينکه اين روابط بهبود پيدا خواهد کرد؟
بستگي به وضع نيروهاي داخلي در داخل ترکيه دارد. البته ترکيه اختلافاتش بسيار حقوقي است. آنها به دنبال اين هستند که در کميته حقوق بشر سازمان ملل اسرائيل محکوم شود، غرامت بپردازند و از نظر حقوقي محکوم شود. آنها نمي خواهند که اسرائيل نابود شود و نگاهي که ما داريم را ندارند. آنها به دنبال اين هستند که حقوق شهروندان فلسطيني نقض نشود، و محاصره غزه پايان پيدا کند.
نظرتان راجع به آينده ترکيه در منطقه چيست؟ آيا با اين رشدي که در سال هاي اخير داشته مي تواند در آينده نزديک به يک قدرت اصلي تبديل  شود يا خير؟
ترکيه براي رسيدن به اين هدف به چند فاکتور نيازمند است. يک زماني ترکيه زيرساخت هاي خود را محکم کرد، کشورش را اقتصادي تعريف و برايش هدفي به نام توسعه معني کرد. هم به توسعه سياسي داخلي مي انديشد و هم به جايگاه ترکيه در سطح منطقه و هم جايگاهش در نظام بين الملل. مشخص است که تفکري در ترکيه وجود دارد.
احمد داوود اوغلو چندي پيش اعلام کرده بود که ترکيه، ايران، آلمان و فرانسه منطقه خاورميانه هستند. اگر حزب عدالت و توسعه بتواند از پرونده هاي ارگنکون، مداخلات بين المللي و اثر مربوط به مداخلاتي که آمريکا و اسرائيل در ترکيه انجام مي دهند جلوگيري کند و از روندي که پيش رو قرار گرفته است منحرف نشود به نظر مي رسد که مي تواند به يک قدرت بزرگ در منطقه تبديل شود، البته در داخل هم بايد مشکلات خود با کردها، شمال عراق و در رابطه با ارمنستان و قبرس حل کند و پايگاه انرژي هم شده است به نظر مي رسد که به اين سمت پيش مي رود. امروز اعلام شده است  که ترکيه بهشت امن سرمايه گذاري به همراه آلباني و چين است.
شايد چند سال پيش اگر صحبت از به حاشيه رانده شدن ارتش در ترکيه به شکل امروز مي شد، کسي باور نمي کرد که يک دولت بتواند ارتش را اينگونه به حاشيه براند. چه فاکتوري باعث شد که دولت اسلام گراي اردوغان بتواند چنين حرکتي را انجام دهد و ارتش را مودبانه از صحنه سياسي کنار بگذارد؟
دو فاکتور لازم بود تا اين مساله اتفاق بيفتد. يکي مساله نيروهاي بين المللي بود و ديگري مساله اتحاديه اروپا. اتحاديه اروپا مي گفت  ارتش در ترکيه بايد همان نقشي را بازي کند که ارتش در اروپا بازي مي کند و نبايد در مسائل سياسي دخالت کند و گفته شده بود که ارتش به تشکيل دولت پادگاني کمک مي کند. اين خودش مانعي براي عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا بود. در سطح داخلي اسلامگرايان و يا حزب عدالت و توسعه از اين توصيه اتحاديه اروپا هم به نفع منافع حزبي و هم به نفع منافع ملي و هم به نفع کشورشان نهايت بهره برداري را کردند.
از يک سو هم از يک حمايت بين المللي برخوردار شدند و بعد هم با رفراندوم از حمايت داخلي برخوردار شدند. به طور کلي تمام فعاليت هاي حزب عدالت و توسعه انتخابي است.
رئيس  جمهور و نخست وزيرش انتخابي است. نمايندگان پارلمان انتخابي است. اکنون مي خواهند انتخاب بعضي از قضات را هم انتخابي کنند.
بنابراين هر کجا که مي خواهند پيش بروند متکي بر آراي عمومي هستند و اين رمز موفقيت حزب عدالت و توسعه است. پس از آن نهاد سازي و توسعه سياسي به معناي واقعي و نه شعاري رمز موفقيت آنهاست.
ارتش يک گروه نوسازي شده در ترکيه است و اولين نقطه اي بود که در معرض غرب و مدرنيزه قرار گرفت و نقش مهمي در نوسازي ترکيه ايفا کرد و جايگاه ويژه اي در جمهوري ترکيه دارد. اما امروز شرايط ترکيه ايجاب مي کند که ارتش به نقش اصلي خود بازگردد.
واکنش ارتش در مقابل اين مسائل چه بود؟
ارتش با قتل هاي زنجيره اي و پرونده ارگنکون و حمله به مسائل مربوط به خشونت هايي که در منطقه کردنشين انجام داد، واکنش شديدي نشان داد و بيانيه هاي عجيبي هم در همين راستا صادر کرد ولي در مقابل اراده عمومي و جامعه بين المللي نتوانستند مانند سابق يعني دهه 1960-1970 و يا حتي 1980 رفتار کنند.
کاري که دادگاه قانون اساسي به عنوان ابزار ارتش مي خواست، انجام دهد و حزب عدالت و توسعه را از صحنه سياسي ترکيه حذف کند موفق نبود. ارتش فشار آورد که حزب را منحل کنند ولي نتوانستند.
نظر شما در مورد اعتراض مردم ترکيه به استقرار سپردفاع موشکي چيست؟
مردم شهر توکات واقع در شمال ترکيه با حضوردر خيابان ها، مخالفت خود را با استقرار سپردفاع موشکي ناتو درکشورشان اعلام و به دولت ترکيه درمورد همکاري با اين طرح هشدار دادند.
تظاهر کنندگان معتقدند، هدف از استقرار سپر دفاع موشکي ناتو درخاک ترکيه، دنياي اسلام و کشورهايي است که در قبال سياست هاي اشغالگرانه آمريکا مقاومت مي کنند.
آمريکا پيشتر قصد داشت اين طرح را در لهستان و جمهوري چک اجرايي کرده و موشک ها را درآن کشورها مستقر کند، ولي چون با مخالفت مردم اين کشورها روبه رو شد، اکنون ترکيه به عنوان کشور هدف انتخاب شده است.
در روزهاي اخير سعي شد ازاين موضوع سو» استفاده و موضوع به تبليغاتي سياه عليه ترکيه بدل شود. در حالي که اين کشور با تمام کشورهاي منطقه در رابطه با سيستم دفاعي به مشورت و تبادل نظر پرداخت
اسناد جديد ويکي ليکس روابط آمريکا با متحدانش را هدف گرفته است،يکي از اين متحدان کشور ترکيه است.طبق گفته پايگاه اينترنتي ويکي ليکس قرار است سه ميليون سند مکاتبات سفارتخانه هاي آمريکا را منتشر سازد که بسياري از آنها غيرديپلماتيک اند و انتقادهايي از مقامات انگليسي رابه همراه داشته است.
کاخ سفيد سفراي خود را به ماموريت هاي رسمي جهت آماده سازي متحدانش براي هر گونه لطمه اي که اين اسناد ممکن است به رابطه آنها با آمريکا وارد سازد، اعزام کرده است. لوئيس ساسمن سفير آمريکا در لندن در ملاقات با مقامات رسمي دولت انگليس به آنها درباره آنچه که انتظار مي رود با انتشار جزئيات اين مکاتبات روي دهد، هشدار داد.
همچنين انتظار مي رود اين مکاتبات ديدگاههايي در خصوص موضوعات وسيع از جمله بحران اقتصادي و سياست دفاعي و خارجي را شامل شود. دو سال قبل ادعا شد اوباما پس از ملاقات با کامرون به عنوان رهبر وقت جناح مخالف در لندن وي را يک آدم بي عرضه خوانده بود. مقامات آمريکايي تاکيد کردنداين اسناد شامل گفت وگو هاي سازش با سران ناراضي سياسي کشورهاي مختلف و مطالب مهم است که مي تواند ديپلماسي آمريکا را با مخاطره جدي مواجه کند.
 ادعاي جنجالي ويکي ليکس در خصوص ترکيه را چطور ارزيابي مي کنيد؟
سايت جنجالي ويکي ليکس فاش کرده که  ترکيه در کمک به گروه تروريستي القاعده نقش داشته است. در زمينه موافقت ترکيه با حمل غيرقانوني سلاح به عراق و کمک به القاعده در عراق را منتشر کرد و اخيرا هم اعلام کرده که به ايران سلاح فروخته است که البته مقامات ترک نسبت به اين اتفاق واکنش نشان دادند. ويکي ليکس همچنين از کمک آمريکا به شورشيان کرد موسوم به پ ک ک خبرداده است.
ويکي ليکس فاش کرده است  ارتش آمريکا بارها ترکيه را به عدم کنترل مناسب مرزهاي خود و قصور در مرزباني که به رسيدن کمک و تجهيزات به القاعده منجر شده ، متهم کرده است.
اين در حاليست که ساير اسناد ويکي ليکس ثابت مي کند آمريکا از شورشيان کرد که از سال 1984 با شعار جدايي طلبي عليه ترکيه مبارزه مي کنند و از سوي وزارت خارجه آمريکا از سال 1979در فهرست سازمانهاي تروريستي قرا ر دارند، حمايت کرده است.
ارتش آمريکا در سندي که از سوي ويکي ليکس فاش شده; تروريست هاي کرد را مبارزان راه آزادي و از شهروندان ترک برشمرده و بر آزادي همه زندانيان عضو اين گروه، تاکيد کرده است. سند محرمانه ارتش آمريکا همچنين حاکي است آمريکا به شورشيان پ ک ک مستقر در عراق با وجودي که اين گروه در داخل خاک ترکيه اقدام به عمليات ترو ريستي مي کرد، سلاح مي داده است.
دفاتر و سفارت خانه هاي آمريکا در سراسر جهان ، به کشورهاي متبوع در خصوص فاش شدن قريب الوقوع اين اسناد محرمانه، هشدار داده اند.
ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است؟
بر اساس اسناد سايت ويکي ليکس، ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است و اينطور گفته شده است.
من فکر نمي کنم، البته واکنش مقامات ترک را هم به خوبي به دنبال داشت.


کردها و اردوغان

سرویس قفقاز آناج: فرمان تاریخی اوجالان بالاخره بعد از ماهها مذاکره میان آنکارا و رهبر در بندِ کردهای پ.ک.ک صادر شد. کردهای مسلح قرار است براساس فرمان رهبرشان، تفنگ‌ها را زمین بگذارند، به شمال عراق عقب‌نشینی کنند و مسیر دیگری را در پیش گیرند.  هرچند هنوز بسیاری به دیدۀ شک و تردید به این رخداد مهم تاریخی می‌نگرند، اما به رغم همۀ بدبینی‌های موجود، آتش‌بس مذکور پس از سه دهۀ مبارزۀ مسلحانه و فراخوان صلح می‌تواند پیامدهای مهمی در سطوح داخلی و منطقه‌ای برای ترکیه داشته باشد. خبرآنلاین در گفتگویی با اسدالله اطهری، کارشناس مسائل ترکیه، ابعاد و زوایای این مسئله را مورد بررسی قرار داده است.

چه اتفاق مهمی رخ داد که کردها پس از 3 دهه مبارزه مسلحانه، تن به آتش‌بس و مصالحه دادند؟

طرح اردوغان و مذاکرات ایمرالی پیرامون مصالحه با کردها، قتل دو نفر از فعالان کرد در فرانسه، موانعی که کمالیست‌ها می‌خواستند بر سر راه این طرح به وجود آوردند، مخالفت‌های ارتش و جبهۀ ملی با این طرح؛ همۀ این مسائل را که کنار هم قرار دهیم حکایت از این واقعیت دارد که زمینه‌های حقوقی طرح اردوغان برای مذاکره با کردها فراهم شده و در واقع این ارادۀ بخشی از نهادهای قدرت در ترکیه و همچنین ارادۀ بین‌المللی برای پیشبرد صلح است.

در بُعد داخلی این اراده به وجود آمده است که به جای جنگ و خونریزی، صلح ایجاد شود. دنیای مدرن با مشاهدۀ مدل سوریه و لبنان و جنگ‌های داخلی که هزینه‌های بالایی برای آنها پرداخته شد، مخالف است. جنگ‌های داخلی زیرساخت‌های مملکت را می‌بلعد و توان نظامی و اقتصادی کشور را کاهش می‌دهد. دولت ترکیه در نزاع با کردهای پ.ک.ک سه دهه هزینه بالایی پرداخت، از زمان آتاتورک که مبارزه با کردها آغاز شد تا قیام شیخ سعید تا به امروز نزدیک به 60 هزار نفر در این نزاع و جنگهای خونین کشته شدند.

پولها و هزینه‌هایی که ارتش ترکیه برای این مبارزه پرداخت، اندک نبود، از این رو دولت به این نتیجه رسید که بهترین راه حل اینست که این بودجه صرف مسائل تمدنی، بهداشتی و اقتصادی شود.  متأسفانه حزب عدالت و توسعه همین تفکر مذاکره و گفتگو را برای کشور خود می‌خواهد اما برای سوریه نمی‌خواهد. ایکاش ترکیه این رویکرد را در مورد همسایگان خود نیز داشته باشد و به جای مداخله در عراق و سوریه و تجهیز مخالفان و القاعده، با توجه به سیر صعودی هزینه‌های مالی و جانی جنگ سوریه، همین رویکرد را در پیش گیرد. این مسئله را باید جدی گرفت.

بنابراین باید منتظر تحولات مهمی میان آنکارا و کردها باشیم؟

باید توجه داشت چنانکه جنگ یک شبه شروع نشده، صلح نیز یک شبه ایجاد نمی‌شود و روندی است که نیازمند زمان خواهد بود که طی آن باید نهادهای قدرت و گروههای اجتماعی حضور داشته باشند. اما همین که اردوغان این تابو را شکست، طرح مذاکره را به راه انداخت و از میان کردها افرادی را به سمت‌های مختلف انتخاب کرد، مسئلۀ مهمی است.

حزب صلح و دمکرسی در چهارچوب روند اصلاحات چندین شهر و شهرداری در استان‌های کردنشین در ترکیه را در دست گرفتند. بدون شک کردها دارای پایگاه اجتماعی هستند و لذا این روند باید طی می‌شد. جنگ راه مطلوبی نبوده و نیست.

آیا می‌توان گفت این تحول مهم تاریخی متأثر از بحران سوریه و تحولاتی است که در انتظار خاورمیانه خواهد بود؟ آیا آنکارا بیش از همه نگران تبعات منفی بحران سوریه نبوده است؟

این مسئله نیز یک متغیر مهم است. عوامل زیادی دولت عدالت و توسعه را به اینجا کشاند. یکی از آنها تبعات منفی بحران سوریه، جنگ داخلی از عوامل تأثیرگذار است. ترس از قدرت گرفتن کردها، کشیده شدن بحران سوریه به عراق، سرایت ناامنی همۀ این مسائل تأثیرگذار بوده است.

از سویی نفوذ پ.ک.ک در منطقۀ کردنشین سوریه نیز یکی دیگر از نگرانی‌های ترکیه بوده است. تبادلات اقتصادی و انرژی از دیگر اهداف و متغیرهای مهمی است که باید در نظر گرفته شود. ترکیه بیشتر به یک تاجر منطقه‌ای تبدیل شده است. آنها دریافته‌اند به جای جنگ با کردها و همچنین مقابله با کردهای سوریه، وارد مبادلات اقتصادی و انرژی با کردهای شمال عراق شوند و از این در وارد صلح می‌شوند.

قبلاً ترکیه با سرباز وارد میدان می‌شد اما امروز با شرکتهای اقتصادی، ابزارهای نرم از جمله موسیقی و سایرجاذبه‌های توریستی وارد میدان تأثیرگذاری شده‌اند.

با این اوصاف آیا فکر نمی‌کنید ترکیه با رویکرد اقتصادی، سیاست هوشمندانه‌ای را در پیش گرفته‌اند؟

درست یا غلط؛ مسئله این نیست. ترکیه با جنگ پیشتر شمال عراق را بمباران می‌کرد، هم اکنون نیز همین سیاست را دارند، اما رویکرد متفاوتی را در پیش گرفته‌اند با این تفاوت که به جای حضور سرباز شرکتهای اقتصادی، تجار، دفاتر ترکیه، فرهنگ و موسیقی ترکیه در منطقه حضور داشته باشد و نه اسلحه. باید لوله‌های خط نفتی و گازی ترکیه در آنجا حضور داشته باشد.

آینده را چگونه می‌بینید؟

ساختار مارکسیستی-لنینیستی کردهای پ.ک.ک کمرنگ خواهد شد. از خشونت‌ها و ترورها کاسته می‌شود، زندانیان آزاد خواهند شد و با تغییر قانون اساسی شکل دیگری در روابط ایجاد خواهد شد. مسئلۀ شهروندی کردها و شناختن هویت 20 میلیون انسان مطرح خواهد شد. اینها مسائل مهمی است که در سطح داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی از اهمیت زیادی برخوردار است.

دکتر اسدالله اطهري در گفت وگو با «اعتماد»: جناح هاي سياسي ترکيه با هم توافق مي کنند



دکتر اسدالله اطهري در گفت وگو با «اعتماد»: جناح هاي سياسي ترکيه با هم توافق مي کنند


نويسنده: سورنا اسپهبد


    انتخابات امروز مجلس ترکيه در ميان تنش ها و چالش هاي تند سياسي برگزار مي شود. پيش بيني مي شود ميزان مشارکت در اين دوره از انتخابات که بسيار مهم و حياتي خوانده مي شود، بالاباشد. در انتخابات امروز علاوه بر 14 حزب و گروه سياسي، 700 کانديداي مستقل نيز حضور دارند. قرار است مجلس جديد موضوع انتخاب رئيس جمهور توسط مردم را تصويب کند. کردهاي ترکيه نيز در اين انتخابات شيوه جديدي به کار برده و به جاي فهرست هاي حزبي، 60 نامزد مستقل معرفي کرده اند. کردها که پيش بيني مي شود 30 درصد کرسي هاي مجلس را کسب کنند در کنار نمايندگان حزب جنبش ملي ترکيه قرار خواهند گرفت که اعلام کرده است موضوع اجراي حکم اعدام عبدالله اوجالان رهبر کردها را که در زندان است به طور جدي در پارلمان جديد پيگيري خواهد کرد. براي آشنايي بيشتر با انتخابات امروز ترکيه و اوضاع سياسي آن کشور با دکتر اسدالله اطهري کارشناس مرکز پژوهش هاي استراتژيک خاورميانه گفت وگو کرده ايم.
    
    - - -
    
    ابتدا درباره اين انتخابات به طور کلي توضيح بدهيد.
    
    انتخاباتي که امروز در ترکيه برگزار مي شود انتخابات زودرس مجلس است. دليلش هم اختلافي بود که بين ارتش و دولت )سکولارها و اسلام گراها( در ماه هاي پيش بروز کرد. براي گشايش در بن بستي که حاصل شد توافق به عمل آمد که انتخابات زودرس مجلس برگزار شود.
    
    وضع بغرنجي در جو سياسي ترکيه شکل گرفته. بدين معنا که سکولارها با پشتيباني نهاد ارتش به هيچ وجه حاضر نمي شوند که قدرت در اختيار اسلام گراها بيفتد. از طرفي حزب عدالت و توسعه آقاي اردوغان هم طوري عمل کرده که موفقيت هايش انکارناپذير است و داراي نفوذ و پايگاه مردمي شده که نمي تواند ناديده گرفته شود. اين وضع دوقطبي فضا را حتي خطرناک مي کند. درباره آينده اين وضع چه نظري داريد؟
    
    با توجه به آنچه در ترکيه مي گذرد و همين حالت پيش آمده به نظر مي رسد که جناح ها به اين نتيجه برسند که به سمت انتخاب رئيس جمهوري توافقي بروند. يعني هيچ يک از دو طرف بر مواضع خود اصرار نورزند و توافقي حاصل کنند بر سر انتخاب يک رئيس جمهور. حزب عدالت و توسعه هم اگرچه پايگاه وسيعي به دست آورده در طرف مقابلش ارتش، نهادهاي سکولار و نهادهاي اقتصادي قرار دارند که پشت سر حاکميت هستند و مقاومت مي کنند.
    
    عوامل موفقيت حزب عدالت و توسعه چه بوده است، خصوصاً که در جوي که حاکميت از آن سکولارهاست حزبي که نام و نشان اسلام گرايي دارد توانسته کارش را پيش ببرد.
    
    حزب عدالت و توسعه رفاه اقتصادي به ارمغان آورده. مردم از رفاهي که به دست آورده اند راضي هستند. از طرفي در منطقه کردنشين حالت فوق العاده را لغو کرده. روابط با امريکا و اروپا را گسترش داده. از اهرم اتحاديه اروپا براي کنترل نظامي ها استفاده کرده و مهمتر از همه اينکه فسادناپذير بوده. فساد مالي نداشته است و در نتيجه اين سياست ، طبقه متوسط جديدي شکل گرفته.
    
    در همين فاصله زماني کوتاه پنج ساله؟
    
    بله در همين پنج ساله. کارهاي اقتصادي اردوغان خوب بوده. روابط با عرب ها را گسترش داده تا آنجا که ترکيه عضو ناظر اتحاديه عرب شده. سرمايه هاي عرب ها را جذب کرده و پاکي اقتصادي که دارند موجب شده در کنار علل و عوامل فوق پايگاه اجتماعي خود را گسترش دهند. حزب عدالت و توسعه از همه قشرهاي اجتماعي توانسته يارگيري کند.
    
    يعني بيش از مليون و جمهوريخواهان؟
    
    حزب جمهوريخواه خلق بيشتر در ميان عناصر ملي گراي افراطي طرفدار دارد و از سوي ارتش حمايت مي شود و پايگاه اجتماعي خاص خود را دارد. به علاوه اينها با کردها مخالف هستند. موسيقي هاي نظامي دارند و آوازخوان هاي مشهور ترک را در مراسم خود به خدمت مي گيرند. در حالي که حزب عدالت و توسعه خوانندگان پاپ را مي آورد که تاکيد بر مردمي بودن دارد و اجتناب از ملي گرايي افراطي.
    
    جمهوريخواهان و ملي گراهاي افراطي گويا خيلي برنامه ها براي شکست حزب عدالت و توسعه دارند. يعني به هر راهي متوسل شده اند.
    
    بله از آنجا که عدالت و توسعه حزبي اسلام گراست اينها از زاويه ديد اسلام به زن خيلي سوءاستفاده کرده اند. گفته اند زنان مي توانند آزاد باشند. نوشيدن آزاد باشد و امثال اين سياست ها. مي خواهند به اين طريق راي حزب عدالت و توسعه را بشکنند.
    
    بحث کردها هم در اين انتخابات جايگاه خاص خودش را دارد. در همين ماه ها که تنش سکولارها و اسلام گرايان اوج گرفت ارتش کراراً اعلام کرد که قصد حمله به شمال عراق را دارد. اين حمله چه نقشي در مسائلي داخلي ترکيه دارد؟
    
    خيلي نقش دارد. حزب عدالت و توسعه بود که پس از سال ها حالت اضطراري مناطق کردنشين را لغو کرد و به ارتش اجازه سرکوب کردها را نداد. در عمليات ارتش در شمال عراق هم جلوي آنها را گرفت و گفت بايد منطقي و از طريق ديپلماسي پيش برويم، ولي مساله کردستان عراق بزرگ ترين دردسري است که دولت ترکيه دارد. از مساله کرکوک هم نگران است.
    
    در خبرها آمده است که ارتش پس از انتخابات به شمال عراق حمله خواهد کرد.
    
    اين معادله ساده يي نيست. امريکايي ها نماينده ويژه يي تعيين کرده اند که با ترکيه و عراق صحبت مي کند. تا حالاتوانسته اند ترکيه را آرام نگه دارند. ولي ترکيه فکر مي کند امريکا در مورد مبارزه با تروريسم به پ ک ک که مي رسد ساکت مي شود. به همين جهت ترکيه خشمگين شده و مي گويد پ ک ک بمب گذاري کرده. امريکا هم نمي خواهد شمال عراق که تنها منطقه آرام و آزاد آنجاست آن هم دچار مشکل بشود. ترک ها يک بار در زمان سقوط صدام به عراق حمله ور شدند. اما امريکايي ها کماندو هاي آنها را گرفتند و به شکل تحقير آميزي برگرداندند. چيزي که هست حملات توپخانه يي است. در شمال عراق البته روستايي را به ترک ها اختصاص داده اند که از آنجا کردها و پ ک ک را کنترل کنند. ترکيه اقدامات امنيتي و اطلاعاتي با کشورهاي ديگر مثل عربستان سعودي، اردن، امارات متحده عربي دارد. نشست هايي دارند که با آنها صحبت مي کنند در مورد عراق و شمال عراق. اما خود عراقي ها در اين نشست ها حضور ندارند.
    
    در انتخابات امروز تعدادي نامزد مستقل هم هستند که حضورشان خيلي موثر است؟
    
    سکولارها هستند که اين نامزدهاي مستقل را به تعداد زياد وارد عرصه رقابت ها کرده اند تا راي حزب عدالت و توسعه را بشکنند.
    
    جمعيت علوي ها هم هستند که ميانه يي با افراطيون مذهبي ندارند و از طرفي متحد سنتي سکولارها هستند. حزب عدالت و توسعه خيلي در پي جذب اينها هم هست؟
    
    تاريخ نشان داده که علوي هاي ترکيه به سکولارها راي مي دهند. اما حالاروابط علوي ها با حزب عدالت و توسعه خوب شده. علوي ها از افراط گرايي مذهبي وحشت دارند. ولي حرکت هاي خوب حزب عدالت و توسعه موجب شده که بتواند در ميان آنها هم يارگيري کند. همين که خواستار آشتي اسلام و مدرنيته شده، طرفدار تساهل و مداراست و رهيافت غير ايدئولوژيک نشان داده اينها موجب موفقيت حزب شده است.
    
    انتخابات رياست جمهوري ترکيه روز 30 مهر ماه آينده برگزار خواهد شد. انتخابات امروز تاثيري بر آن انتخابات خواهد داشت؟
    
    کاملاً تاثير دارد با راي دادگاه قانون اساسي انتخاب رئيس جمهور همچنان با راي مردم نيست و بنابراين جريان جناحي که بتواند اکثريت را در مجلس به دست بياورد خواهد توانست به سوي رياست جمهوري حرکت کند.
    
    
    
    دکتر اسدالله اطهري در گفت وگو با «اعتماد»: جناح هاي سياسي ترکيه با هم توافق مي کنند سورنا اسپهبد
    


 روزنامه اعتماد، شماره 1448 به تاريخ 31/4/86، صفحه 3 (جهان)      

گفت‌و‌گو با سيد اسدالله اطهری درباره‌ مدل اسلام‌گرایی در ترکیه

گفت‌و‌گو با سيد اسدالله اطهری درباره‌ مدل اسلام‌گرایی در ترکیه

اسلام‌گرايان ترکيه همواره سوژه جذابي براي بررسي بوده‌اند. اسلام‌گراياني که با نهاد‌سازي و اقدامات ساختاري در ساختار لاييک ترکيه که ارتش پاسدار آن است گام در مسير قدرت گذاشتند و با پراگماتيسم هر سه ارکان مهم قدرت در اين کشور را به دست گرفتند و اکنون قابل حذف نيستند. اسدالله اطهري، استاد دانشگاه و محقق مرکز مطالعات خاورميانه در همين باره معتقد است که حزب عدالت و توسعه ادعا‌ها مبني بر منافات اسلام و آزادي، دمکراسي، مدرنيته و حقوق بشر را از بين برد و نشان داد که اسلام با اين مفاهيم کاملا سازگار است. دکتر اطهري تاکيد مي‌کند که نجم‌الدين اربکان پدر سياسي حزب عدالت و توسعه، حزب حاکم ترکيه است اما رهبران جوان اين حزب با تجربه‌اي که از احزاب متعلق به اربکان دارند مسير پراگماتيک‌تري را در سياست‌ورزي خود انتخاب کرده‌اند. به عقيده دکتر اطهري فتح‌الله گولن از متفکران و انديشمندان ترکيه است که تفکراتش تاثير بسياري از حزب عدالت و توسعه داشته‌است. متن کامل مصاحبه با دکتر اطهري در پي مي‌آيد:

ريشه اسلام‌گرايي در ترکيه به چه زماني باز مي‌گردد؟ اساسا اسلام‌گرايي و اسلامگرايان که در ترکيه امروز با نام حزب عدالت و توسعه شناخته مي‌شوند چه عقبه و پيش‌زمينه‌هايي دارند؟ اين اسلام‌گرايان چگونه عمل کردند که امروزه موفق شدند هر سه نهاد اصلي قدرت در ترکيه را در اختيار داشته باشند؟

فکر مي‌کنم اسلامي که ما امروزه در ترکيه شاهد آن هستيم يک اسلام صوفي است. اين نوع اسلام هم بيشتر به زمان کمال آتاتورک و تاسيس جمهوري ترکيه باز مي‌گردد. به همين مقدار اکتفا کنم که عثمانيزم، اسلامي‌گرايي و نئو عثمانيزم مي‌تواند در قالب بحث اسلام‌گرايي مورد مطالعه قرار بگيرد. اما اينکه اين‌ها چگونه تبديل به نهاد‌هاي اجتماعي و بعد‌ها نهاد سياسي شدند و در پروسه‌اي به قدرت دست يافتند، موضوع بسيار مهم جامعه‌شناسي سياسي است. اگر ما جامعه‌‌شناسي را در بحث جامعه‌‌شناسي سياسي به ويژه به جامعه‌‌شناسي مدرن و پست مدرن تقسيم کنيم، اين که اين گروه‌ها چگونه خود را تبديل به نهاد‌هاي اجتماعي، قدرت اجتماعي، نهاد سياسي و سپس قدرت سياسي کردند، بحث بسيار مهمي است. اين‌ها همه مراحلي بوده‌است که اسلام‌گرايان ترکيه پيموده‌اند. اين موضوع هم به نام نجم‌الدين اربکان ثبت است که چندي پيش فوت کرد. او حزب نظم ملي، رفاه، فضيلت و... را تشکيل داد.

سه نهاد قدرت در ترکيه و البته ساير کشورهاي خاورميانه وجود دارد که مثلث زيباي قدرت را تشکيل داده‌اند. يکي از اين نهاد‌ها ارتش، ديگري نهاد‌هاي بوروکراتيک و ديگري قوه قضاييه است. اينها نهاد‌هاي قدرتمند در ترکيه است. نهاد ديگري که در ترکيه وجود دارد نهاد توسياد است که بزرگترين اتحاديه اقتصادي ترکيه به شمار مي‌رود. اين چهار نهاد از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. اين توسياد مرکز بورژوازي لاييک و اولين جايي است که نقش دموکراسي بر گردن اين بورژوازي قرار مي‌گيرد و بسيار اهميت دارد. احزاب اربکان سر‌انجام به حزب عدالت و توسعه رسيد که حزب بسيار مدرني است و نشان داده‌است که اسلام و مدرنيته با يکديگر سازگارند. بسياري مانند آرامش دوستدار چنين ادعا مي‌کنند که تفکر در جامعه اسلامي به بن‌بست و پايان راه مي‌رسد. يا مثلا عده‌اي ديگر ادعا مي‌کنند که اسلام و مدرنيته با يکديگر قابل جمع شدن نيستند.

 يا اسلام با دموكراسي قابل سازش نيست. يا براي مثال خانه آزادي در تقسيماتي که انجام مي‌دهد در هيچ درجه‌اي از آن يک کشور اسلامي ديده نمي‌شود. ولي حقيقت اين است که ترکيه به همه اين فرضيه‌ها که براي بسياري اثبات شده به نظر مي‌رسد مهر ابطال زده‌است. حتي حزب سعادت هم که رهبري آن را نجم‌الدين اربکان به عهده داشت، پيرو اسلامي بود که با غرب سازش نمي‌کرد و آن را امپرياليست مي‌دانست. علاقه‌اي به عضويت در اتحاديه اروپايي نداشت و آن را امپرياليست توصيف مي‌کرد. به جاي آن گروه D8 را تاسيس کرد و بعد هم اتفاقات ديگري که رخ داد.

 گرچه اين را هم نبايد فراموش کنيم که قرار‌داد نظامي ترکيه با اسرائيل در زمان اربکان بسته شد. ولي به هرحال اين تفکر در برابر حزب عدالت و توسعه قرار مي‌گيرد که از نظم ملي آغاز کرد و ما اکنون شاهد حزب عدالت و توسعه هستيم که امروزه هم با غرب کار مي‌کند، هم با شرق کار مي‌کند، توازن بين غرب و شرق ايجاد کرده‌است، خواستار عضويت در اتحاديه اروپايي است. تئوري به صفر رساندن تنش با همسايگان را پيش مي‌برد و حتي با اسرائيل هم همکاري مي‌کند.

ولي با اسرائيل اختلافات بسيار جدي پيدا کرده‌است.

ببينيد. وقتي شما دموکراسي داريد بايد عزت و احترام ملي را حفظ کنيد و به همين دليل دولتمردان ترکيه تاکيد مي‌کنند که اسرائيل بايد بابت ماجراي کشتي مرمره از آنان عذر‌خواهي کند. منظورم اين است که در عين حال هم با حماس کار مي‌کند، هم با فتح کار مي‌کند، هم با اسرائيل کار مي‌کند. حتي زماني رسيد که با سوريه به سمت جنگ پيش رفتند اما ايران و مصر ميانجي‌گري کردند. آن سوابق تاريخي را با ارمنستان دارند و بر سر مساله قتل عام ارامنه با يکديگر دچار اختلافات جدي هستند اما مي‌بينيم که سعي مي‌کنند که با ارمنستان هم همکاري داشته باشند.

 طبق کتاب آقاي احمد داوداوغلو، وزير خارجه فعلي تلاش مي‌کنند تا به عمق استراتژيک بازگردند. بنابر اين بر‌خلاف ادعاي بسياري از افراد در ميان اسلام‌گرا‌ها هم امکان انديشه وجود دارد، هم اسلام با مدرنيته سازش پيدا کرده‌است، هم اسلام با دموکراسي همخواني دارد. آقاي اردوغان درست بر‌خلاف آقاي خاتمي در دوران رياست‌جمهوري‌اش وقتي که ديد در چهار سال اول حاکميت حزبش در حال شکست خوردن است همه نامزدهاي وابسته به اين حزب را تغيير داد. يعني چرخش نخبگان! ديد که فلان آدم در فلان شهر محبوبيتش کاهش يافته، فلان وزير خوب عمل نکرده و همه آنها را عوض کرد. حتي از جمهوري خلق کساني بودند که به حزب عدالت و توسعه پيوستند.

 يعني درهاي حزب براي پذيرفتن همه باز بود و چرخش نخبگان به معناي واقعي انجام شد. خيلي عجيب است که به نظر من اين حزب توانست اقتصاد ترکيه را به شانزدهمين اقتصاد برتر جهان و ششمين اقتصاد بزرگ اروپا تبديل کند. اين موضوع بسيار اهميت دارد. الان ترکيه عضو گروه جي-20 است. يعني طرف مشورت بين‌المللي است. من نمي‌توانم درباره الگوي ترکيه صحبت کنم، اما مي‌توانم درباره تجربه ترکيه بگويم. با اين همه هنوز ترکيه با مساله کرد‌ها دچار مشکل است و مساله توسعه سياسي و دموکراتيزاسيون بايد تا عمق وجود ترکيه نفوذ پيدا کند.

دليل اينکه اربکان رهبري حزب اسلام‌گراي سعادت را تا لحظه مرگش بر‌عهده داشت اما با حزب عدالت و توسعه يکي نشده بود، چه بود؟ چرا اين دو حزب اسلام‌گرا يکي نبودند؟ اختلاف ميان آنها و احيانا تفاوتشان چه بود؟

اربکان رهبر کاريزماتيک تبديل قدرت اجتماعي به اسلام ويژه‌اي است که شما امروز در ترکيه شاهد آن هستيد. اربکان پدر معنوي اسلام‌گرايان ترکيه است. آقاي عبدالله گل، آقاي رجب طيب اردوغان و... اينها همگي شاگردان اربکان بوده‌اند. اربکان در زمان اجويت که به قبرس حمله کردند معاون نخست‌وزير ترکيه بود. آقاي اربکان بود که همه احزاب اسلامي را تاسيس کرد. در زمان آقاي اربکان بود که آقاي اردوغان شهردار استانبول شد. به همه اينها فرزندان امام خطيب گفته مي‌شود. اينها همگي از مدارس امام خطيب به پا خاستند. تجربه آقاي اربکان باعث شد تا اردوغان در مبارزه با غرب، آمريکا، اروپا، اسرائيل و... به طور کامل بر‌عکس عمل کند. من يادم هست که اردوغان در مصاحبه با اون متيو از مجله نيوزويک که در تاريخ سوم ماه مه سال 2008 ميلادي منتشر شد. صراحتا گفت: « We Are Not Rooted In Religion» يعني ريشه در مذهب نداريم. او قصد دارد که بگويد ما احزاب محافظه‌کار هستيم. بگذاريد من اين جمله را دقيقا ترجمه کنم. حزب اردوغان يک حزب دموکرات مسلمان است.

مانند دموکرات‌ مسيحي‌هاي آلمان؟

دقيقا! در غرب مسيحيت چگونه وارد دنياي سياست شد؟ ترکيه دقيقا همان مسير را پيش گرفت. به همين دليل به حزب آقاي اردوغان حزب دموکرات‌هاي مسلمان و حزب سکولار‌هاي مومن هم گفته‌ مي‌شود. بنابر اين مي‌توان در تشريح اختلاف ميان اربکان و اردوغان گفت که اربکان طرفدار اسلام بسته‌تري بود و اسلام محافظه‌کار خاص خودش را قرائت مي‌کرد. در حالي که حزب عدالت و توسعه حزب اسلام‌گراي پراگماتيک تري بود.

موضوعي که اينجا مطرح است اين است که در ترکيه ارتش پاسدار نظام سکولاريسم يا حتي نظام لاييسيسم است. شايد اگر قدرت ارتش نبود اسلام‌گرايان ترکيه هم به سمت تشکيل يک حکومت اسلامي در اين کشور حرکت مي‌کردند؟

به نظر مي‌رسد حزب عدالت و توسعه عقب‌نشيني بزرگي کرده‌است. آقاي اردوغان زماني يک شعر خواند و به زندان رفت. شعرش اين بود که مناره‌هاي مسجد شمشير‌هاي ما هستند و امروز امام خطيب در ارتش است و فردا در خيابان. ما مي‌خواهيم همه دنيا را بگيريم و.... بعدا اينها پراگماتيست شدند. به اين نتيجه رسيدند که بايد هر چيزي سر جاي خودش قرار بگيرد. متوجه شدند که قدرت يعني چه؟ متوجه شدند که محدوديت‌هاي قدرت يعني چه؟ فهميدند که ترکيه يعني چه؟ فهميدند که بايد براي شوکت و عظمت ترکيه کار بکنند و به اين نتيجه رسيدند که اسلام يک موضوع شخصي است و به همين دليل به حزب عدالت و توسعه حزب سکولار‌هاي مومن هم گفته مي‌شود، يا تکنوکرات‌هاي مسلمان يا هر اسمي ديگري که شما مي‌خواهيد بر روي آن بگذاريد. درست مانند دموکرات‌مسيحي‌ها. بنابر اين حزب عدالت و توسعه تاکيد مي‌کند که اسلام نبايد سياسي شود؛ ضمن اينکه ما بايد اعتقادات اسلامي خود را داشته باشيم. مردم هم فهميدند که اعضاي حزب عدالت و توسعه مانند مسلمانان واقعي پروند‌ه‌هاي پاکي دارند.

اما در مورد ارتش، يا نهاد بوروکراسي يا قوه قضاييه فقط آقاي اردوغان نبود که مي‌گفت اينها مانع دموکراتيزه شدن ترکيه هستند. اتحاديه اروپا هم بود که مي‌گفت که ارتش تنها مانع دمکراتيزاسيون در ترکيه است. به دليل اينکه هر 10 سال يکبار در ترکيه يک کودتا انجام شده‌است. دهه 60، دهه 70، دهه 80 و آخرين آن که لقب کودتاي پست مدرن داده‌اند در دهه 1990 رخ داد. الان اما به کجا رسيده‌ايم؟ با اصلاحاتي که در قانون اساسي ترکيه انجام شد ما براي اولين بار در تاريخ ترکيه شاهد محاکمه فرمانده نيروي دريايي و هوايي ارتش توسط دادستان غير‌نظامي بوديم. اين براي نخستين بار در تاريخ ترکيه بود که چنين اتفاقي روي مي‌داد.

 اين‌ها مصونيت‌هايي داشتند که به دليل کودتا‌هايشان در گذشته کسي حق نداشت آن‌ها را محاکمه کند. همه اين مصونيت‌ها لغو و قانون اساسي درباره قوه قضاييه و حق اعتصاب اصلاح شد. اين اصلاحات توسط چه کساني انجام شد؟ توسط اسلام‌گرايان ترکيه، يعني حزب عدالت و توسعه با هدايت افرادي مانند اردوغان و گل. آن تفکري که پيشتر در خاورميانه وجود داشت و حتي افرادي مانند فريد زکريا هم مرتکب آن شدند، با تجربه ترکيه بيش از هميشه نقش بر آب شد. زکريا و افرادي که تفکري مشابه او داشتند و مي‌گفتند که اگر مثلا حسني مبارک از قدرت کنار رود جانشين او حتما تروريست‌ها و القاعده‌اي‌ها و آدم‌هاي افراطي خواهند بود. الان ما مي‌‌بينيم که مبارک رفته است و يک طبقه متوسط مدرن در مصر احتمالا جانشين او خواهد شد و اخوان‌المسلميني در مصر و در نقاط ديگر به قدرت خواهند رسيد که شباهت فراواني به مدل اسلام‌گرايان ترکيه خواهند داشت.

من پاسخ سوالم را نگرفتم. ارتش در ترکيه پاسدار نظام لاييک و سکولار است. به اعتقاد بسياري اگر حزب عدالت و توسعه مي‌توانست و امکانش را داشت شايد به سمت تشکيل حکومت اسلامي حرکت مي‌کرد اما ارتش مانع است. اما شايد اين محدوديت براي اخوان‌المسلمين مصر يا نقاط ديگر نباشد. شايد اردوغان و حزبش دلشان مي‌خواهد که حکومت اسلامي تشکيل بدهند اما از ترس ارتش چنين اقدامي نمي‌کنند و يا حتي آن را به زبان هم نمي‌آورند.

هيچ شاخصي در اين مورد وجود ندارد. شما از اين افراد هيچ مانيفستي نمي‌بينيد که قصد تشکيل حکومت اسلامي داشته‌اند. اينها اتهاماتي بود که ارتشي‌ها به اربکان و اسلام‌گرايان مي‌زدند تا اين افراد نتوانند قدرت را به دست آورند. الان قوه قضاييه، قوه مقننه و قوه مجريه در اختيار اسلام‌گرايان است. کدام اقدام را براي تشکيل حکومت اسلامي برداشته‌اند؟

من مي‌گويم شايد از ارتش مي‌ترسند که دست به اين اقدام نمي‌زنند؟

من بر خلاف حرف شما مي‌گويم اگر ارتش دست به کودتا بزند در برابر دادستان غير‌نظامي محاکمه خواهد شد. زماني که ارتشي‌ها را چندي پيش محاکمه کردند، هواپيمای F-14 و F-16 در آنکارا به پرواز در‌آمد. جرات مي‌خواهد که شما يک نظامي را محاکمه کنيد. نظامي‌ها در ترکيه در جنگ‌هاي استقلال شرکت داشتند، با انگليسي‌ها نبرد کردند، محبوب‌ترين نيرو در ترکيه به شمار مي‌روند. ارتش زماني تنها گروه نوساز در ترکيه بود. اصلا در کل خاورميانه تنها گروه نوساز ارتش است.

يعني شما مي‌فرماييد که اسلام‌گرايان ترکيه هيچگاه‌انديشه تشکيل حکومت اسلامي در سر نداشتند و هيچوقت هم چنين نيتي نداشتند؟

اگر در گوشه ذهن اربکان چنين انديشه‌ای وجود داشت در ميان اعضاي حزب عدالت و توسعه در کوتاه مدت و ميان مدت چنين تفکري نيست. اصلا به نظر من به دنبال چنين تفکري نيستند.

پس چرا ارتش اين احزاب اسلام‌گرا مخصوصا احزاب اربکان را منحل مي‌کرد و همين دو سه سال پيش قصد داشت حزب عدالت و توسعه را منحل کند اما موفق نشد؟

ارتش هم تحت تاثير تفکرات اشخاصي مانند فريد زکرياست. اين‌ها هم فکر مي‌کنند که حزب عدالت و توسعه در حال حرکت به چنين سمت و سويي است. اما شما اگر اندونزي و بنگلادش را ببينيد متوجه مي‌شويد که در آنجا هم اسلام‌گرايان سوداي تشکيل حکومت اسلامي نداشتند. بگذريم از اشتباهاتي که ژنرال ضيا الحق در پاکستان انجام داد و با پول عربستان طالبان را بنا نهاد که در نهايت بلاي جان خود پاکستان شد. اسلام ترکيه با اسلام طالبان زمين تا آسمان فرق مي‌کند. اسلام ترکيه يک اسلام صوفي است. يک اسلام عرفي است. حالا اين پرسش‌ها مطرح مي‌شود که چگونه مي‌توان اسلام را عرفي کرد و... که پاسخ همه اينها را مي‌توان از ترکيه گرفت. تجربه ترکيه مي‌تواند به اين گونه پرسش‌هاي رايج پاسخ دهد.

در مورد مدارس امان خطيب که به آن اشاره کرديد توضيح بفرماييد.

اين مدارس، مدارسي مذهبي هستند و درس‌هاي اسلامي در آنجا تدريس مي‌شود. مانند دانشگاه الهيات ايران. ارتشي‌ها بسيار تلاش کردند تا جلوي اين مدارس را بگيرند اما اين مدارس به شدت در ترکيه گسترش پيدا کرده‌است.

انديشه اسلامي فتح‌الله گولن تا چه‌اندازه بر شکل‌گيري تفکر اسلام‌گرايان ترکيه تاثير داشت؟

نقش فتح‌الله گولن بسيار مهم است. او متفکر و انديشمندي است که تلاش فراواني انجام داد تا نشان دهد اسلام با آزادي، مدرنيته و دموکراسي منافاتي ندارد. نکته ديگر نقش سيد حسين نصر است که من مطمئنم حداقل يکبار در مورد مسائل مربوط به اسلام براي حزب عدالت و توسعه سخنراني کرده‌است. حتي گفته مي‌شود که سيد حسين نصر يکي از مشاوران حزب عدالت و توسعه است. نمي‌توانم به شکل دقيق روي اين مساله دست بگذارم ولي مي‌دانم که نصر براي عدالت و توسعه سخنراني کرده‌است. نمي‌توان به طور قطع گفت که نصر مشاور حزب عدالت و توسعه است اما مي‌دانم که از او کمک‌هاي فکري گرفته مي‌شود.

فتح‌الله گولن اما کسي بود که چند سال پيش مجله فارن پاليسي آن را به عنوان يک انديشمند برتر معرفي کرد. گولن تلاش بسياري کرد تا نشان دهد اسلام با مدرنيته، آزادي و دموکراسي و حقوق بشر کاملا سازگار است. گولن يکي از انديشمندان و متفکراني است که بسيار پراگماتيست است.

حزب عدالت و توسعه تا چه حد متاثر از انديشه‌هاي گولن است؟

بسيار زياد.

مي‌توان اينگونه گفت که پدر سياسي عدالت و توسعه اربکان است و پدر فکري‌شان فتح‌الله گولن؟

بله. مي‌توان گفت که اربکان پدر سياسي عدالت و توسعه است و گولن يکي از پدران فکري اين حزب. گولن يکي از کساني است که بر چنين تفکري بسيار تاثير‌گذار است. در ترکيه يک دستگاه فکري وجود دارد که از دل آن حزب عدالت و توسعه بيرون آمده‌است که در درون ترکيه در حال دموکراتيزاسيون است. مساله حقوق مدني و شهروندي پس از عدالت و توسعه در ترکيه مطرح شد. همينطور مساله اصلاح قانون اساسي. اين اقدامات را کسان ديگري نمي‌توانستند انجام دهند اما اين حزب اسلام‌گرا موفق شد آن را انجام دهد. اين مساله بسيار مهمي است.

چرا ما پيش از اربکان در ترکيه شاهد اسلام‌گرايي به شکل امروزي‌اش در اين کشور نبوديم؟

ما هميشه در ترکيه شاهد اسلام‌گرايي بوده‌ايم. ما شاهد قيام‌هاي کردهاي ترکيه بوديم که اين قيام‌ها هم ريشه‌هاي اسلام‌گرايانه داشت. حتي اسلام‌گرا‌ها در کنار کمال آتاتورک عليه انگليسي‌ها و اشغالگرايان مي‌جنگيدند. ولي اين‌ها به شدت سرکوب شدند.

بسياري بر اين باورند که اسلام‌گرايي در خاورميانه از دهه 80 ميلادي آغاز شد و دو پديده علت اصلي آن بود. يکي پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ديگري بحران مدرنيته. عده‌اي ادعا مي‌کنند که مدرنيته لوازم و شرايطي مي‌خواهد و البته تبعاتي هم دارد. وقتي کساني نمي‌توانند با مدرنيته کنار بيايند به سراغ ايدئولوژي مي‌روند. تا چه حد اين تفکر را قبول داريد و آن را عامل شکل‌گيري جنبش‌هاي اسلام‌گرايانه در خاورميانه و به خصوص ترکيه پس از دهه 80 مي‌دانيد.

کساني که اين تفکر را دارند متاثر از انديشه‌هاي ميشل فوکو هستند. فوکو مي‌گويد که به دنبال مدرنيته بخشي از لايه‌هاي اجتماعي تبديل به غيريت مي‌شوند. اين سخن شما از اين عبارت فوکو ناشي مي‌شود. بنابراين کساني که به دنبال چالش مدرنيته تبديل به غيريت مي‌شدند در برابر اين جريان مقاومت مي‌کردند و تبديل به غيريت مي‌شدند که اسلام‌گرايان هم بخشي از اين غيريت به شمار مي‌روند. چرا؟ چون نه در تئوري‌هاي ابتداي مدرنيزاسيون (نه امروز) مطرح و ادعا مي‌شد که سنت مانع مدرنيته است. به هرحال اسلام هم بخشي از اين سنت به شمار مي‌رفت. بنابر اين فوکويي‌ها چنين اعتقاد داشتند.

اما به نظر من موج اول اسلام‌گرايي و اسلام سياسي در خاورميانه با اخوان‌المسلمين و تجربه سيد قطب آغاز مي‌شود. سيد قطب توسط جمال عبدالناصر اعدام شد و مهد اسلام سياسي به معناي ضد غربي و ضد صهيونيستي آن و همه آن به نظر من در مصر است. در موج دوم اسلام‌گرايي در خاورميانه ايران پرچم اسلام‌گرايي را در دست گرفت. فريد زکريا هم اعتقاد دارد که ايران موج اسلام‌گرايي را در منطقه ايجاد کرده‌است. اما من با شما موافقم که موج دوم اسلام‌گرايي و اسلام‌سياسي از ايران آغاز شد.

شماري از تحليلگران مي‌گويند که آينده مصر آينده‌اي شبيه به مدل ترکيه خواهد بود، بسياري ديگر از تحليل‌گران هم البته با اين نظر مخالفند. شما در اين مورد چه فکر مي‌کنيد؟

همه احزابي که امروز در مصر هستند، داراي پايگاه اجتماعي و قدرت هستند. جنبش جوانان، جنبش ناسيوناليست‌ها، طبقه متوسط و... داراي قدرت هستند. اما وزن اساسي را اخوان‌المسلمين در اختيار دارد. اين اخوان‌المسلمين هم اخوان‌المسلمين زمان سيد قطب نخواهد بود. اخوان‌المسلمين زمان ناصر نخواهد بود. اخوان‌المسلمين فعلي شباهت بسياري به جبهه رفورميست‌هاي کشورهاي اسلامي مانند اندونزي و ترکيه خواهد داشت. يعني اسلام‌گراياني که به آزادي، حقوق بشر، دموکراسي، مدارا، انتخابات آزاد و حقوق شهروندي باور دارند، همان مفاهيمي که در مدرنيته هم آمده‌است. به نظر من جنبش‌هاي اخير خاورميانه جنبش طبقه متوسط مدرن است.

مي‌توان گفت طبقه متوسط مدرن اما فقير. يعني از لحاظ فرهنگي قوي اما از لحاظ اقتصادي ضعيف؟

نه! من طبقه متوسط مدرن را طبقه قدرتمند مي‌دانم. تونس سطح توسعه بالايي داشت.

اما در مصر اينگونه نبود. 40 درصد مردم با روزي کمتر از دو دلار زندگي مي‌کنند.

در مصر طبقه فقير وجود داشت. اما طبقه متوسط قدرتمندي هم وجود داشت. در ليبي هم که بسياري مي‌گويند يک جامعه سنتي و قبيله‌اي است اما در اين کشور طبقه‌اي شکل گرفته‌است که طبقه قدرتمند متوسط است که از در‌آمد‌هاي نفتي منتفع شده‌است. گرچه بسياري هم مي‌گويند نمي‌تواند در خاورميانه از طبقه متوسط مدرن به مفهوم غربي آن ياد کرد. ما هم لازم نيست عينا مانند غربي‌ها صحبت کنيم. ما مي‌توانيم بگوييم طبقه متوسط خاورميانه‌اي، با همان آمال جهاني.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 22:58  توسط اکبر زواری رضائی  |  GetBC(811); آرشیو نظرات


حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به کردستان عراق نبود

دکتر اطهری در گفتگو با آفتاب تشریح کرد:

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنش‌های فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است. 

هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیک‌های وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت. 

سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کرده‌اند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند. 

این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفته‌اند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک می‌توانست بهانه دیگری را به دست نظامی‌ها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامی‌های ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت. 

به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.


س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقه‌ایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیست‌های ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش‌ تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکایی‌ها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاه‌های آمریکا در خاک ترکیه انجام می‌شد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران می‌توانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمی‌توان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانی‌ها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده می‌کردیم.

س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟ 

ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت‌ و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت می‌کند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمی‌کند و این نکته مهمی است. 

اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمی‌دهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد. 

در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا می‌توان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،‌خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقاله‌هایی توصیه می‌کند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیه‌های جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است. 

البته افرادی که مسائل ترکیه را نمی‌دانند به این شکل تحلیل می‌کنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمی‌تواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت می‌کند بین احزاب و گروه‌ها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،‌مذهبی و یا سیاسی تعریف می‌شود؟ اکنون اروپا نمی‌گوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفت‌های اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوسته‌اند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند. 

تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص می‌شود که آمریکا می‌گوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام می‌دهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.

س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟

ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانی‌نشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان می‌دهد. البته نقض حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم می‌دانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترک‌های کوهی می‌گویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود. 

در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیج‌فارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شده‌اند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.

س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا می‌دانید؟

ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگ‌های ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علوی‌ها ،‌کردها، نظامی‌ها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند. 

در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عده‌ایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز می‌شود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوری‌خواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که می‌توان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریه‌هایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبش‌های اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود. 

به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل می‌دهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروه‌های فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شده‌اند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علوی‌ها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.

س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجم‌الدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟

ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کرده‌اند. به عنوان نمونه اربکان می‌گفت:«‌ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی می‌دانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.

س: آیا می‌توان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟ 

ج: سکولاریسم در بی‌طرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،‌جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی می‌دهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب می‌شد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله‌ آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابان‌ها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاه‌ها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.

س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟ 

ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بین‌المللی، اروپا و آمریکا را نمی‌دانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوری‌خواه خلق، ‌بعضی از وزیران دولت‌های قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود. 

حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمی‌کنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها می‌گویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ می‌کنند . پس از انتخابات شوراها بازپس‌گیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبت‌نام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده می‌کند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوری‌خواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقی‌تر و برنامه‌های پیشرفته‌تری ارائه کرد.

س: تا چه اندازه موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر می‌دانید؟ 

ج: شاخص‌های اقتصادی باید در کنار اعتبار بین‌المللی و منطقه‌ایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران می‌توان قرارداد چاه‌های نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری می‌کنند و توانسته است موفقیت‌هایی در مسئله نفت، انرژی،‌گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب می‌شود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر می‌گیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.

س: همیشه در تاریخ ژنرال‌های ترکیه در مقابل پیش‌روی اسلامگرایان واکنش تندی نشان می‌دادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل می‌کنید؟ 

ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بین‌المللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بین‌الملل همراه بوده است. در واقع هیچ‌وقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه آمریکا نظام بین‌الملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامی‌ها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامی‌ها نیز اکنون احساس کرده‌اند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند. 

البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،‌حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.

ولی در زمان اربکان نظامیها بهانه‌های لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بین‌المللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد. 

این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوه‌خواری وبا تجربه‌هایی که در شهرداری استانبول داشتند توانسته‌اند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام می‌دهد که ملت می‌خواهند حتی درباره اقلیت‌ها شاهد بوده‌ایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترک‌های کوهی نام برده می‌شد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت می‌کرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانسته‌اند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت می‌گرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.

س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیره‌ای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟

ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بین‌الملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بین‌الملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح می‌شود و به صورت برنامه عملیاتی در می‌آید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب می‌پرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام داده‌اند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت می‌کند و دولتی محسوب می‌شود. 

این در حالی است که کمک‌های مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت می‌کند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقش‌بندیه هستند.

س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیب‌هایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشده‌اند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان می‌کشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید می‌کرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی می‌دهد. پس از مدتی مهاجرت‌هایی از ایران به ترکیه شروع می‌شود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی می‌شود که می‌خواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند. 

در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک می‌کرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمک‌های مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجم‌الدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.

س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل می‌شود چرا در ادامه ترک‌ها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمی‌دهند؟

ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی می‌کنید و حتی کارت بازی دیگران می‌شوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمی‌خواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.

س: آیا در رقابت ترکیه با ایران می‌تواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟

ج: این سرزمین‌های بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شوند. علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش می‌کند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمی‌تواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمی‌تواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی می‌تواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابت‌های سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.

س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب می‌شود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟

ج: اگر ترک‌ها بخواهند بازی درآورند می‌توانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خط‌های رقیب دیگری هم می‌توان مطرح کرد و حتی می‌توانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترک‌ها از ایران انرژی دریافت می‌کنند از روسیه نیز استفاده می‌کنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیت‌های خودمان را افزایش دهیم می‌توانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترک‌ها به خاطر ایران می‌گویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیت‌های موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.

س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکت‌های تاو و ترک سل داشته‌اند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکایی‌ها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟

ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترک‌ها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایه‌گذاری می‌کردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایه‌گذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکایی‌ها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبوده‌ایم. پایگاه‌هایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین می‌شود.  
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب می‌شوند وقتی که از سوی آمریکا نقشه‌های پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان می‌دهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب می‌کند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکایی‌ها قرار دارد. فکر می‌کنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژه‌هایی که جنوب شرقی وجود دارد قوی‌تر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.

س: آيا می‌توان حمله پیش‌دستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟

ج: از سال 1984 پدیده‌ایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشته‌اند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی می‌نامند. بعد از اینکه شمال‌ عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.

بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه می‌دهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمی‌گویم که تمام کردها مانند هم فکر می‌کنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشه‌ای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولت‌های گذشته متفاوت است سعی می‌کند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونت‌آمیز نمی‌تواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد می‌تواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیش‌دستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه می‌خواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد می‌تواند حتی تا اربیل هم پیش‌روی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است. 

در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیت‌ها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها می‌شود.

س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت می‌گیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟

ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلی‌نیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد می‌توانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمی‌کنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند. 

واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورج‌بوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیده‌اند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقب‌نشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی می‌کنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر می‌کرد که آمریکایی‌ها آنها را به ترکیه فروخته‌اند این مسئله باعث می‌شود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیق‌تری دقت کنند.

س: آیا سیر تحولات منطقه را می‌توان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟

ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند سعی می‌کنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ می‌گفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایه‌داری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.

این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح می‌شود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.

س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟

ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکایی‌ها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکرده‌اند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه می‌گوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بی‌سوادی 70 درصد کردها، فقر و بی‌کاری در این سرزمین‌های سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،‌نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریست‌ها حمایت می‌کنند ولی اروپا واقعیت را بهتر می‌داند. 

با این شرایط ترکیه نمی‌تواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض می‌کند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابان‌ها شاهد بودیم لانیک‌ها راهپیمایی می‌کردند و دولت عدالت و توسعه را متهم می‌کردند که نمی‌خواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کرده‌اند و کاری انجام نمی‌دهند. 

برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شده‌اند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامی‌ها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیده‌اند.

س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟

ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیت‌ها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیش‌دستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور می‌کند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.

س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران وترکیه صرفه‌نظر از نوع دولت‌ها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی داده‌اند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری می‌کردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی می‌توانند همکاری اقتصادی جالب‌ توجه‌ایی با هم داشته باشند. این رابطه می‌تواند مدلی برای همکاری با سایر همسایه‌های ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه می‌تواند همکاری‌های اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به کردستان عراق نبود

دکتر اطهری در گفتگو با آفتاب تشریح کرد:

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنش‌های فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است. 

هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیک‌های وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت. 

سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کرده‌اند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند. 

این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفته‌اند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک می‌توانست بهانه دیگری را به دست نظامی‌ها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامی‌های ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت. 

به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.


س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقه‌ایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیست‌های ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش‌ تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکایی‌ها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاه‌های آمریکا در خاک ترکیه انجام می‌شد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران می‌توانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمی‌توان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانی‌ها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده می‌کردیم.

س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟ 

ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت‌ و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت می‌کند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمی‌کند و این نکته مهمی است. 

اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمی‌دهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد. 

در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا می‌توان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،‌خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقاله‌هایی توصیه می‌کند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیه‌های جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است. 

البته افرادی که مسائل ترکیه را نمی‌دانند به این شکل تحلیل می‌کنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمی‌تواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت می‌کند بین احزاب و گروه‌ها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،‌مذهبی و یا سیاسی تعریف می‌شود؟ اکنون اروپا نمی‌گوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفت‌های اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوسته‌اند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند. 

تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص می‌شود که آمریکا می‌گوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام می‌دهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.

س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟

ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانی‌نشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان می‌دهد. البته نقض حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم می‌دانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترک‌های کوهی می‌گویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود. 

در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیج‌فارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شده‌اند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.

س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا می‌دانید؟

ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگ‌های ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علوی‌ها ،‌کردها، نظامی‌ها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند. 

در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عده‌ایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز می‌شود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوری‌خواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که می‌توان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریه‌هایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبش‌های اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود. 

به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل می‌دهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروه‌های فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شده‌اند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علوی‌ها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.

س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجم‌الدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟

ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کرده‌اند. به عنوان نمونه اربکان می‌گفت:«‌ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی می‌دانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.

س: آیا می‌توان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟ 

ج: سکولاریسم در بی‌طرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،‌جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی می‌دهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب می‌شد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله‌ آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابان‌ها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاه‌ها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.

س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟ 

ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بین‌المللی، اروپا و آمریکا را نمی‌دانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوری‌خواه خلق، ‌بعضی از وزیران دولت‌های قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود. 

حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمی‌کنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها می‌گویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ می‌کنند . پس از انتخابات شوراها بازپس‌گیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبت‌نام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده می‌کند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوری‌خواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقی‌تر و برنامه‌های پیشرفته‌تری ارائه کرد.

س: تا چه اندازه موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر می‌دانید؟ 

ج: شاخص‌های اقتصادی باید در کنار اعتبار بین‌المللی و منطقه‌ایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران می‌توان قرارداد چاه‌های نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری می‌کنند و توانسته است موفقیت‌هایی در مسئله نفت، انرژی،‌گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب می‌شود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر می‌گیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.

س: همیشه در تاریخ ژنرال‌های ترکیه در مقابل پیش‌روی اسلامگرایان واکنش تندی نشان می‌دادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل می‌کنید؟ 

ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بین‌المللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بین‌الملل همراه بوده است. در واقع هیچ‌وقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه آمریکا نظام بین‌الملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامی‌ها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامی‌ها نیز اکنون احساس کرده‌اند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند. 

البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،‌حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.

ولی در زمان اربکان نظامیها بهانه‌های لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بین‌المللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد. 

این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوه‌خواری وبا تجربه‌هایی که در شهرداری استانبول داشتند توانسته‌اند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام می‌دهد که ملت می‌خواهند حتی درباره اقلیت‌ها شاهد بوده‌ایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترک‌های کوهی نام برده می‌شد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت می‌کرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانسته‌اند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت می‌گرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.

س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیره‌ای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟

ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بین‌الملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بین‌الملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح می‌شود و به صورت برنامه عملیاتی در می‌آید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب می‌پرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام داده‌اند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت می‌کند و دولتی محسوب می‌شود. 

این در حالی است که کمک‌های مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت می‌کند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقش‌بندیه هستند.

س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیب‌هایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشده‌اند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان می‌کشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید می‌کرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی می‌دهد. پس از مدتی مهاجرت‌هایی از ایران به ترکیه شروع می‌شود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی می‌شود که می‌خواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند. 

در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک می‌کرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمک‌های مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجم‌الدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.

س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل می‌شود چرا در ادامه ترک‌ها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمی‌دهند؟

ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی می‌کنید و حتی کارت بازی دیگران می‌شوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمی‌خواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.

س: آیا در رقابت ترکیه با ایران می‌تواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟

ج: این سرزمین‌های بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شوند. علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش می‌کند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمی‌تواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمی‌تواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی می‌تواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابت‌های سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.

س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب می‌شود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟

ج: اگر ترک‌ها بخواهند بازی درآورند می‌توانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خط‌های رقیب دیگری هم می‌توان مطرح کرد و حتی می‌توانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترک‌ها از ایران انرژی دریافت می‌کنند از روسیه نیز استفاده می‌کنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیت‌های خودمان را افزایش دهیم می‌توانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترک‌ها به خاطر ایران می‌گویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیت‌های موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.

س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکت‌های تاو و ترک سل داشته‌اند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکایی‌ها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟

ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترک‌ها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایه‌گذاری می‌کردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایه‌گذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکایی‌ها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبوده‌ایم. پایگاه‌هایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین می‌شود.  
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب می‌شوند وقتی که از سوی آمریکا نقشه‌های پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان می‌دهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب می‌کند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکایی‌ها قرار دارد. فکر می‌کنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژه‌هایی که جنوب شرقی وجود دارد قوی‌تر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.

س: آيا می‌توان حمله پیش‌دستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟

ج: از سال 1984 پدیده‌ایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشته‌اند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی می‌نامند. بعد از اینکه شمال‌ عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.

بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه می‌دهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمی‌گویم که تمام کردها مانند هم فکر می‌کنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشه‌ای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولت‌های گذشته متفاوت است سعی می‌کند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونت‌آمیز نمی‌تواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد می‌تواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیش‌دستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه می‌خواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد می‌تواند حتی تا اربیل هم پیش‌روی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است. 

در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیت‌ها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها می‌شود.

س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت می‌گیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟

ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلی‌نیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد می‌توانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمی‌کنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند. 

واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورج‌بوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیده‌اند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقب‌نشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی می‌کنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر می‌کرد که آمریکایی‌ها آنها را به ترکیه فروخته‌اند این مسئله باعث می‌شود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیق‌تری دقت کنند.

س: آیا سیر تحولات منطقه را می‌توان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟

ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند سعی می‌کنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ می‌گفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایه‌داری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.

این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح می‌شود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.

س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟

ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکایی‌ها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکرده‌اند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه می‌گوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بی‌سوادی 70 درصد کردها، فقر و بی‌کاری در این سرزمین‌های سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،‌نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریست‌ها حمایت می‌کنند ولی اروپا واقعیت را بهتر می‌داند. 

با این شرایط ترکیه نمی‌تواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض می‌کند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابان‌ها شاهد بودیم لانیک‌ها راهپیمایی می‌کردند و دولت عدالت و توسعه را متهم می‌کردند که نمی‌خواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کرده‌اند و کاری انجام نمی‌دهند. 

برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شده‌اند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامی‌ها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیده‌اند.

س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟

ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیت‌ها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیش‌دستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور می‌کند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.

س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران وترکیه صرفه‌نظر از نوع دولت‌ها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی داده‌اند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری می‌کردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی می‌توانند همکاری اقتصادی جالب‌ توجه‌ایی با هم داشته باشند. این رابطه می‌تواند مدلی برای همکاری با سایر همسایه‌های ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه می‌تواند همکاری‌های اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به کردستان عراق نبود

دکتر اطهری در گفتگو با آفتاب تشریح کرد:

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنش‌های فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است. 

هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیک‌های وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت. 

سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کرده‌اند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند. 

این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفته‌اند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک می‌توانست بهانه دیگری را به دست نظامی‌ها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامی‌های ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت. 

به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.


س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقه‌ایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیست‌های ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش‌ تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکایی‌ها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاه‌های آمریکا در خاک ترکیه انجام می‌شد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران می‌توانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمی‌توان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانی‌ها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده می‌کردیم.

س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟ 

ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت‌ و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت می‌کند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمی‌کند و این نکته مهمی است. 

اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمی‌دهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد. 

در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا می‌توان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،‌خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقاله‌هایی توصیه می‌کند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیه‌های جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است. 

البته افرادی که مسائل ترکیه را نمی‌دانند به این شکل تحلیل می‌کنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمی‌تواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت می‌کند بین احزاب و گروه‌ها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،‌مذهبی و یا سیاسی تعریف می‌شود؟ اکنون اروپا نمی‌گوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفت‌های اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوسته‌اند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند. 

تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص می‌شود که آمریکا می‌گوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام می‌دهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.

س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟

ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانی‌نشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان می‌دهد. البته نقض حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم می‌دانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترک‌های کوهی می‌گویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود. 

در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیج‌فارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شده‌اند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.

س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا می‌دانید؟

ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگ‌های ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علوی‌ها ،‌کردها، نظامی‌ها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند. 

در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عده‌ایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز می‌شود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوری‌خواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که می‌توان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریه‌هایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبش‌های اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود. 

به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل می‌دهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروه‌های فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شده‌اند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علوی‌ها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.

س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجم‌الدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟

ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کرده‌اند. به عنوان نمونه اربکان می‌گفت:«‌ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی می‌دانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.

س: آیا می‌توان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟ 

ج: سکولاریسم در بی‌طرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،‌جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی می‌دهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب می‌شد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله‌ آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابان‌ها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاه‌ها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.

س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟ 

ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بین‌المللی، اروپا و آمریکا را نمی‌دانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوری‌خواه خلق، ‌بعضی از وزیران دولت‌های قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود. 

حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمی‌کنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها می‌گویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ می‌کنند . پس از انتخابات شوراها بازپس‌گیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبت‌نام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده می‌کند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوری‌خواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقی‌تر و برنامه‌های پیشرفته‌تری ارائه کرد.

س: تا چه اندازه موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر می‌دانید؟ 

ج: شاخص‌های اقتصادی باید در کنار اعتبار بین‌المللی و منطقه‌ایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران می‌توان قرارداد چاه‌های نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری می‌کنند و توانسته است موفقیت‌هایی در مسئله نفت، انرژی،‌گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب می‌شود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر می‌گیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.

س: همیشه در تاریخ ژنرال‌های ترکیه در مقابل پیش‌روی اسلامگرایان واکنش تندی نشان می‌دادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل می‌کنید؟ 

ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بین‌المللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بین‌الملل همراه بوده است. در واقع هیچ‌وقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه آمریکا نظام بین‌الملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامی‌ها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامی‌ها نیز اکنون احساس کرده‌اند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند. 

البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،‌حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.

ولی در زمان اربکان نظامیها بهانه‌های لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بین‌المللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد. 

این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوه‌خواری وبا تجربه‌هایی که در شهرداری استانبول داشتند توانسته‌اند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام می‌دهد که ملت می‌خواهند حتی درباره اقلیت‌ها شاهد بوده‌ایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترک‌های کوهی نام برده می‌شد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت می‌کرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانسته‌اند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت می‌گرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.

س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیره‌ای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟

ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بین‌الملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بین‌الملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح می‌شود و به صورت برنامه عملیاتی در می‌آید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب می‌پرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام داده‌اند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت می‌کند و دولتی محسوب می‌شود. 

این در حالی است که کمک‌های مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت می‌کند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقش‌بندیه هستند.

س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیب‌هایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشده‌اند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان می‌کشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید می‌کرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی می‌دهد. پس از مدتی مهاجرت‌هایی از ایران به ترکیه شروع می‌شود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی می‌شود که می‌خواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند. 

در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک می‌کرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمک‌های مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجم‌الدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.

س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل می‌شود چرا در ادامه ترک‌ها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمی‌دهند؟

ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی می‌کنید و حتی کارت بازی دیگران می‌شوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمی‌خواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.

س: آیا در رقابت ترکیه با ایران می‌تواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟

ج: این سرزمین‌های بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شوند. علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش می‌کند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمی‌تواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمی‌تواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی می‌تواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابت‌های سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.

س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب می‌شود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟

ج: اگر ترک‌ها بخواهند بازی درآورند می‌توانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خط‌های رقیب دیگری هم می‌توان مطرح کرد و حتی می‌توانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترک‌ها از ایران انرژی دریافت می‌کنند از روسیه نیز استفاده می‌کنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیت‌های خودمان را افزایش دهیم می‌توانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترک‌ها به خاطر ایران می‌گویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیت‌های موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.

س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکت‌های تاو و ترک سل داشته‌اند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکایی‌ها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟

ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترک‌ها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایه‌گذاری می‌کردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایه‌گذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکایی‌ها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبوده‌ایم. پایگاه‌هایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین می‌شود.  
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب می‌شوند وقتی که از سوی آمریکا نقشه‌های پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان می‌دهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب می‌کند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکایی‌ها قرار دارد. فکر می‌کنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژه‌هایی که جنوب شرقی وجود دارد قوی‌تر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.

س: آيا می‌توان حمله پیش‌دستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟

ج: از سال 1984 پدیده‌ایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشته‌اند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی می‌نامند. بعد از اینکه شمال‌ عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.

بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه می‌دهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمی‌گویم که تمام کردها مانند هم فکر می‌کنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشه‌ای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولت‌های گذشته متفاوت است سعی می‌کند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونت‌آمیز نمی‌تواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد می‌تواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیش‌دستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه می‌خواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد می‌تواند حتی تا اربیل هم پیش‌روی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است. 

در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیت‌ها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها می‌شود.

س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت می‌گیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟

ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلی‌نیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد می‌توانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمی‌کنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند. 

واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورج‌بوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیده‌اند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقب‌نشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی می‌کنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر می‌کرد که آمریکایی‌ها آنها را به ترکیه فروخته‌اند این مسئله باعث می‌شود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیق‌تری دقت کنند.

س: آیا سیر تحولات منطقه را می‌توان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟

ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند سعی می‌کنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ می‌گفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایه‌داری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.

این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح می‌شود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.

س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟

ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکایی‌ها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکرده‌اند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه می‌گوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بی‌سوادی 70 درصد کردها، فقر و بی‌کاری در این سرزمین‌های سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،‌نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریست‌ها حمایت می‌کنند ولی اروپا واقعیت را بهتر می‌داند. 

با این شرایط ترکیه نمی‌تواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض می‌کند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابان‌ها شاهد بودیم لانیک‌ها راهپیمایی می‌کردند و دولت عدالت و توسعه را متهم می‌کردند که نمی‌خواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کرده‌اند و کاری انجام نمی‌دهند. 

برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شده‌اند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامی‌ها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیده‌اند.

س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟

ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیت‌ها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیش‌دستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور می‌کند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.

س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران وترکیه صرفه‌نظر از نوع دولت‌ها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی داده‌اند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری می‌کردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی می‌توانند همکاری اقتصادی جالب‌ توجه‌ایی با هم داشته باشند. این رابطه می‌تواند مدلی برای همکاری با سایر همسایه‌های ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه می‌تواند همکاری‌های اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به کردستان عراق نبود

دکتر اطهری در گفتگو با آفتاب تشریح کرد:

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنش‌های فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است. 

هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیک‌های وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت. 

سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کرده‌اند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند. 

این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفته‌اند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک می‌توانست بهانه دیگری را به دست نظامی‌ها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامی‌های ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت. 

به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.


س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقه‌ایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیست‌های ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش‌ تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکایی‌ها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاه‌های آمریکا در خاک ترکیه انجام می‌شد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران می‌توانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمی‌توان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانی‌ها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده می‌کردیم.

س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟ 

ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت‌ و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت می‌کند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمی‌کند و این نکته مهمی است. 

اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمی‌دهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد. 

در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا می‌توان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،‌خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقاله‌هایی توصیه می‌کند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیه‌های جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است. 

البته افرادی که مسائل ترکیه را نمی‌دانند به این شکل تحلیل می‌کنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمی‌تواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت می‌کند بین احزاب و گروه‌ها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،‌مذهبی و یا سیاسی تعریف می‌شود؟ اکنون اروپا نمی‌گوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفت‌های اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوسته‌اند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند. 

تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص می‌شود که آمریکا می‌گوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام می‌دهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.

س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟

ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانی‌نشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان می‌دهد. البته نقض حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم می‌دانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترک‌های کوهی می‌گویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود. 

در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیج‌فارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شده‌اند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.

س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا می‌دانید؟

ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگ‌های ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علوی‌ها ،‌کردها، نظامی‌ها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند. 

در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عده‌ایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز می‌شود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوری‌خواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که می‌توان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریه‌هایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبش‌های اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود. 

به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل می‌دهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروه‌های فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شده‌اند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علوی‌ها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.

س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجم‌الدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟

ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کرده‌اند. به عنوان نمونه اربکان می‌گفت:«‌ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی می‌دانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.

س: آیا می‌توان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟ 

ج: سکولاریسم در بی‌طرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،‌جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی می‌دهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب می‌شد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله‌ آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابان‌ها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاه‌ها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.

س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟ 

ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بین‌المللی، اروپا و آمریکا را نمی‌دانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوری‌خواه خلق، ‌بعضی از وزیران دولت‌های قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود. 

حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمی‌کنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها می‌گویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ می‌کنند . پس از انتخابات شوراها بازپس‌گیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبت‌نام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده می‌کند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوری‌خواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقی‌تر و برنامه‌های پیشرفته‌تری ارائه کرد.

س: تا چه اندازه موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر می‌دانید؟ 

ج: شاخص‌های اقتصادی باید در کنار اعتبار بین‌المللی و منطقه‌ایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران می‌توان قرارداد چاه‌های نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری می‌کنند و توانسته است موفقیت‌هایی در مسئله نفت، انرژی،‌گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب می‌شود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر می‌گیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.

س: همیشه در تاریخ ژنرال‌های ترکیه در مقابل پیش‌روی اسلامگرایان واکنش تندی نشان می‌دادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل می‌کنید؟ 

ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بین‌المللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بین‌الملل همراه بوده است. در واقع هیچ‌وقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه آمریکا نظام بین‌الملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامی‌ها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامی‌ها نیز اکنون احساس کرده‌اند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند. 

البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،‌حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.

ولی در زمان اربکان نظامیها بهانه‌های لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بین‌المللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد. 

این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوه‌خواری وبا تجربه‌هایی که در شهرداری استانبول داشتند توانسته‌اند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام می‌دهد که ملت می‌خواهند حتی درباره اقلیت‌ها شاهد بوده‌ایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترک‌های کوهی نام برده می‌شد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت می‌کرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانسته‌اند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت می‌گرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.

س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیره‌ای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟

ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بین‌الملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بین‌الملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح می‌شود و به صورت برنامه عملیاتی در می‌آید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب می‌پرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام داده‌اند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت می‌کند و دولتی محسوب می‌شود. 

این در حالی است که کمک‌های مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت می‌کند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقش‌بندیه هستند.

س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیب‌هایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشده‌اند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان می‌کشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید می‌کرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی می‌دهد. پس از مدتی مهاجرت‌هایی از ایران به ترکیه شروع می‌شود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی می‌شود که می‌خواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند. 

در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک می‌کرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمک‌های مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجم‌الدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.

س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل می‌شود چرا در ادامه ترک‌ها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمی‌دهند؟

ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی می‌کنید و حتی کارت بازی دیگران می‌شوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمی‌خواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.

س: آیا در رقابت ترکیه با ایران می‌تواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟

ج: این سرزمین‌های بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شوند. علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش می‌کند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمی‌تواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمی‌تواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی می‌تواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابت‌های سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.

س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب می‌شود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟

ج: اگر ترک‌ها بخواهند بازی درآورند می‌توانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خط‌های رقیب دیگری هم می‌توان مطرح کرد و حتی می‌توانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترک‌ها از ایران انرژی دریافت می‌کنند از روسیه نیز استفاده می‌کنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیت‌های خودمان را افزایش دهیم می‌توانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترک‌ها به خاطر ایران می‌گویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیت‌های موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.

س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکت‌های تاو و ترک سل داشته‌اند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکایی‌ها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟

ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترک‌ها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایه‌گذاری می‌کردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایه‌گذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکایی‌ها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبوده‌ایم. پایگاه‌هایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین می‌شود.  
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب می‌شوند وقتی که از سوی آمریکا نقشه‌های پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان می‌دهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب می‌کند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکایی‌ها قرار دارد. فکر می‌کنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژه‌هایی که جنوب شرقی وجود دارد قوی‌تر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.

س: آيا می‌توان حمله پیش‌دستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟

ج: از سال 1984 پدیده‌ایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشته‌اند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی می‌نامند. بعد از اینکه شمال‌ عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.

بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه می‌دهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمی‌گویم که تمام کردها مانند هم فکر می‌کنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشه‌ای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولت‌های گذشته متفاوت است سعی می‌کند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونت‌آمیز نمی‌تواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد می‌تواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیش‌دستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه می‌خواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد می‌تواند حتی تا اربیل هم پیش‌روی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است. 

در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیت‌ها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها می‌شود.

س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت می‌گیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟

ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلی‌نیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد می‌توانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمی‌کنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند. 

واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورج‌بوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیده‌اند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقب‌نشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی می‌کنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر می‌کرد که آمریکایی‌ها آنها را به ترکیه فروخته‌اند این مسئله باعث می‌شود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیق‌تری دقت کنند.

س: آیا سیر تحولات منطقه را می‌توان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟

ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند سعی می‌کنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ می‌گفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایه‌داری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.

این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح می‌شود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.

س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟

ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکایی‌ها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکرده‌اند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه می‌گوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بی‌سوادی 70 درصد کردها، فقر و بی‌کاری در این سرزمین‌های سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،‌نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریست‌ها حمایت می‌کنند ولی اروپا واقعیت را بهتر می‌داند. 

با این شرایط ترکیه نمی‌تواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض می‌کند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابان‌ها شاهد بودیم لانیک‌ها راهپیمایی می‌کردند و دولت عدالت و توسعه را متهم می‌کردند که نمی‌خواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کرده‌اند و کاری انجام نمی‌دهند. 

برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شده‌اند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامی‌ها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیده‌اند.

س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟

ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیت‌ها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیش‌دستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور می‌کند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.

س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران وترکیه صرفه‌نظر از نوع دولت‌ها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی داده‌اند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری می‌کردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی می‌توانند همکاری اقتصادی جالب‌ توجه‌ایی با هم داشته باشند. این رابطه می‌تواند مدلی برای همکاری با سایر همسایه‌های ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه می‌تواند همکاری‌های اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به کردستان عراق نبود

دکتر اطهری در گفتگو با آفتاب تشریح کرد:

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنش‌های فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است. 

هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیک‌های وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت. 

سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کرده‌اند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند. 

این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفته‌اند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک می‌توانست بهانه دیگری را به دست نظامی‌ها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامی‌های ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت. 

به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.


س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 

ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقه‌ایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیست‌های ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش‌ تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکایی‌ها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاه‌های آمریکا در خاک ترکیه انجام می‌شد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران می‌توانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمی‌توان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانی‌ها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده می‌کردیم.

س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟ 

ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت‌ و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت می‌کند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمی‌کند و این نکته مهمی است. 

اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمی‌دهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد. 

در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا می‌توان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،‌خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقاله‌هایی توصیه می‌کند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیه‌های جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است. 

البته افرادی که مسائل ترکیه را نمی‌دانند به این شکل تحلیل می‌کنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمی‌تواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت می‌کند بین احزاب و گروه‌ها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح می‌شود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،‌مذهبی و یا سیاسی تعریف می‌شود؟ اکنون اروپا نمی‌گوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفت‌های اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوسته‌اند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند. 

تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص می‌شود که آمریکا می‌گوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام می‌دهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.

س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟

ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانی‌نشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان می‌دهد. البته نقض حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم می‌دانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترک‌های کوهی می‌گویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود. 

در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیج‌فارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شده‌اند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.

س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا می‌دانید؟

ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگ‌های ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علوی‌ها ،‌کردها، نظامی‌ها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند. 

در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عده‌ایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز می‌شود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوری‌خواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که می‌توان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریه‌هایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبش‌های اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود. 

به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل می‌دهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروه‌های فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شده‌اند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علوی‌ها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.

س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجم‌الدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟

ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کرده‌اند. به عنوان نمونه اربکان می‌گفت:«‌ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی می‌دانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.

س: آیا می‌توان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟ 

ج: سکولاریسم در بی‌طرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،‌جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی می‌دهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب می‌شد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله‌ آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابان‌ها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاه‌ها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.

س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟ 

ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بین‌المللی، اروپا و آمریکا را نمی‌دانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوری‌خواه خلق، ‌بعضی از وزیران دولت‌های قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود. 

حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمی‌کنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها می‌گویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ می‌کنند . پس از انتخابات شوراها بازپس‌گیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبت‌نام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده می‌کند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوری‌خواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقی‌تر و برنامه‌های پیشرفته‌تری ارائه کرد.

س: تا چه اندازه موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر می‌دانید؟ 

ج: شاخص‌های اقتصادی باید در کنار اعتبار بین‌المللی و منطقه‌ایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران می‌توان قرارداد چاه‌های نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری می‌کنند و توانسته است موفقیت‌هایی در مسئله نفت، انرژی،‌گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب می‌شود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر می‌گیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.

س: همیشه در تاریخ ژنرال‌های ترکیه در مقابل پیش‌روی اسلامگرایان واکنش تندی نشان می‌دادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل می‌کنید؟ 

ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بین‌المللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بین‌الملل همراه بوده است. در واقع هیچ‌وقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمی‌گیرد مگر اینکه آمریکا نظام بین‌الملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامی‌ها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامی‌ها نیز اکنون احساس کرده‌اند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند. 

البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکایی‌ها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کرده‌اند و به دنبال خاورمیانه بزرگ‌تر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،‌حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمی‌خواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.

ولی در زمان اربکان نظامیها بهانه‌های لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بین‌المللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد. 

این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوه‌خواری وبا تجربه‌هایی که در شهرداری استانبول داشتند توانسته‌اند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام می‌دهد که ملت می‌خواهند حتی درباره اقلیت‌ها شاهد بوده‌ایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترک‌های کوهی نام برده می‌شد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت می‌کرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانسته‌اند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت می‌گرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.

س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیره‌ای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟

ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بین‌الملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بین‌الملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح می‌شود و به صورت برنامه عملیاتی در می‌آید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب می‌پرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام داده‌اند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت می‌کند و دولتی محسوب می‌شود. 

این در حالی است که کمک‌های مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت می‌کند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقش‌بندیه هستند.

س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیب‌هایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشده‌اند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان می‌کشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید می‌کرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی می‌دهد. پس از مدتی مهاجرت‌هایی از ایران به ترکیه شروع می‌شود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی می‌شود که می‌خواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند. 

در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک می‌کرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمک‌های مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجم‌الدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.

س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل می‌شود چرا در ادامه ترک‌ها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمی‌دهند؟

ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی می‌کنید و حتی کارت بازی دیگران می‌شوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمی‌خواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.

س: آیا در رقابت ترکیه با ایران می‌تواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟

ج: این سرزمین‌های بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شوند. علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش می‌کند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمی‌تواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمی‌تواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب می‌شود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی می‌تواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابت‌های سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.

س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب می‌شود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟

ج: اگر ترک‌ها بخواهند بازی درآورند می‌توانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خط‌های رقیب دیگری هم می‌توان مطرح کرد و حتی می‌توانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترک‌ها از ایران انرژی دریافت می‌کنند از روسیه نیز استفاده می‌کنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیت‌های خودمان را افزایش دهیم می‌توانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترک‌ها به خاطر ایران می‌گویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیت‌های موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.

س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکت‌های تاو و ترک سل داشته‌اند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکایی‌ها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟

ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترک‌ها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایه‌گذاری می‌کردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایه‌گذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکایی‌ها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبوده‌ایم. پایگاه‌هایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین می‌شود.  
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب می‌شوند وقتی که از سوی آمریکا نقشه‌های پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان می‌دهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب می‌کند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکایی‌ها قرار دارد. فکر می‌کنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژه‌هایی که جنوب شرقی وجود دارد قوی‌تر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.

س: آيا می‌توان حمله پیش‌دستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟

ج: از سال 1984 پدیده‌ایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشته‌اند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی می‌نامند. بعد از اینکه شمال‌ عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.

بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه می‌دهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمی‌گویم که تمام کردها مانند هم فکر می‌کنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشه‌ای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولت‌های گذشته متفاوت است سعی می‌کند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونت‌آمیز نمی‌تواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد می‌تواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیش‌دستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه می‌خواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد می‌تواند حتی تا اربیل هم پیش‌روی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است. 

در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیت‌ها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها می‌شود.

س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت می‌گیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟

ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلی‌نیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد می‌توانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمی‌کنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند. 

واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورج‌بوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیده‌اند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقب‌نشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی می‌کنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر می‌کرد که آمریکایی‌ها آنها را به ترکیه فروخته‌اند این مسئله باعث می‌شود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیق‌تری دقت کنند.

س: آیا سیر تحولات منطقه را می‌توان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟

ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند سعی می‌کنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ می‌گفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایه‌داری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.

این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح می‌شود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.

س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟

ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکایی‌ها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکرده‌اند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه می‌گوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بی‌سوادی 70 درصد کردها، فقر و بی‌کاری در این سرزمین‌های سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،‌نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریست‌ها حمایت می‌کنند ولی اروپا واقعیت را بهتر می‌داند. 

با این شرایط ترکیه نمی‌تواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض می‌کند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابان‌ها شاهد بودیم لانیک‌ها راهپیمایی می‌کردند و دولت عدالت و توسعه را متهم می‌کردند که نمی‌خواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کرده‌اند و کاری انجام نمی‌دهند. 

برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شده‌اند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامی‌ها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیده‌اند.

س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟

ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیت‌ها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیش‌دستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور می‌کند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.

س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: ایران وترکیه صرفه‌نظر از نوع دولت‌ها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی داده‌اند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری می‌کردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی می‌توانند همکاری اقتصادی جالب‌ توجه‌ایی با هم داشته باشند. این رابطه می‌تواند مدلی برای همکاری با سایر همسایه‌های ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه می‌تواند همکاری‌های اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

بهارعربی و رقابت عربستان و ترکیه

تاريخ:
  • 1391/9/11
  •  عکس 
    بهارعربی و رقابت عربستان و ترکیه

    وقوع تحولات خاورمیانه در سال ۲۰۱۱ منجر به تغییرات قابل توجه در نظم منطقه ای و ترسیم الگوهای رقیب منطقه ای گردید. از آنجا که یکی از ویژگی های بحران های بین المللی و منطقه ای نقش آفرینی بازیگران و کنشگران ذینفع است، رقابت بر سر مدل مطلوب یا الگوهای رقیب منطقه ای امری اجتناب ناپذیر است که بازیگران سعی می نمایند با تأثیرگذاری تعریف و ارائه تصویر مطلوب از خود و اهداف خود، دامنه نفوذ خود را افزایش دهند و به کانون تأثیرگذاری بر معادلات منطقه تبدیل شوند. این تحولات و رقابت آتی بهانه ای شد تا با دکتر اسدالله اطهری در عصر یک روز پاییزی به گفتگو بنشینیم، که در ادامه تقدیم خوانندگان ارجمند می گردد.

    جناب دکتر اطهری به عنوان پرسش اول بفرمایید که تحولات خاورمیانه موسوم به بهار عربی منجر به چه تغییراتی در ساختار منطقه خاورمیانه و پویش های موجود میان بازیگران این مجموعه گردیده است؟

    تحولات خاورمیانه عربی در سال ۲۰۱۱ منجر به سه سطح از تغییرات گردید؛ اول در سطح داخلی شاهد تغییرات ساختاری در مصر، تونس و لیبی، بحران در سوریه و تغییرات سطحی تر در بحرین و یمن بودیم. دوم در سطح منطقه ای منجر به گسست ائتلاف ها و شکل گیری ائتلاف های جدید منطقه ای گردید، به طور مثال خروج مصر از محور اعتدال عربی، گسست هایی که در محور مقاومت با کنار رفتن احتمالی سوریه پیش خواهد آمد، ائتلافی اخوانی مرکب از مصر و ترکیه، نزدیک شدن ایران و عراق و به طور عیان تر جبهه بندی منطقه ای بر سر بحران سوریه و سوم تغییراتی که در ماهیت پویش ها در سطح ساختار بین المللی شکل گرفته و خواهد گرفت. به این معنی که بحران سوریه نوعی رویارویی جهانی را میان ایالات متحده و سوریه و چین را بوجود آورده است. نگرانی هایی که آمریکا از متحدان خود در خلیج فارس دارد، بخصوص بحرین به عنوان پایگاه دریایی و عربستان سعودی به عنوان متحد استراتژیک و مسئله صدور بی ضرر نفت مطرح است. در واقع باید گفت که خاورمیانه متولد شده از خیزش های ۲۰۱۱ می تواند بر پویش های امنیت بین المللی تاثیرگذار و تعیین کننده باشد.

    این تغییرات که منجر به شکل گیری نظم جدید منطقه ای و شکل گیری دسته بندی های جدید منطقه ای گردیده است، منجر به رقابت میان بازیگران خواهد شد؟

    یکی از ویژگی های بحران های بین المللی و منطقه ای، نقش آفرینی بازیگران و کنشگران ذینفع
    است. با وقوع بحران و تصاعد آن، رقابت بر سر ارائه مدل یا الگوهای مطلوب در منطقه امری اجتناب ناپذیر است که بازیگران سعی می نمایند با تأثیرگذاری و نقش آفرینی در تحولات موجود، مدل مطلوب خود را تعریف و به ارائه تصویری مطلوب از خود و اهداف خود بپردازند که نتیجه آن افزایش دامنه نفوذ و تأثیرگذاری بر معادلات و پویش های موجود می باشد.

    مشخصاً این مجموعه تحولات منجر به رقابت خاصی میان کدام دسته از بازیگران گردیده یا می گردد؟

    در بحران کنونی خاورمیانه، چند الگوی رقیب منطقه ای وجود دارد که دو مدل عربستان و ترکیه بر سر رهبری و تأثیرگذاری این خیزش ها آشکارتر می باشد. در واقع رقابتی بین ترکیه و عربستان بخصوص بعد از تحولات بهار عربی بر سر مدلی از اسلام بوجود آمده است که می توان گفت این رقابت معطوف به قرائتی از اسلام به عنوان جهت دهنده به تحولات موجود است. عربستان با ارائه اسلام با قرائت سلفی و ترکیه با قرائت معتدل بر مبنای اندیشه های اخوانی از اسلام که می تواند در آینده نزدیک منشأ رقابت های جدی تر دو کشور در سطح ساختار سازی در منطقه می باشد.
    همانطور که بیان فرمودید رقابت عربستان و ترکیه بر سر الگویی از اسلام در منطقه می باشد، به نظر حضرتعالی به چه شکلی این دو بازیگر می توانند با ارائه مدلی از اسلام کانون و محور تأثیرگذاری بر تحولات و پویش های موجود در خاورمیانه باشند؟

    باید گفت که یکی از ویژگی های اساسی منطقه خاورمیانه، فقدان وجود یک قدرت برتر و نسبتاً مشروع است که رهبری آن از سوی دیگر دولت های این منطقه مورد پذیرش قرار گیرد. در این رهگذر همواره دولت هایی وجود داشته است که مدعی نقش رهبری در سطح منطقه بوده اند و یا تلاش کرده اند که این نقش را ایفا کنند. مصر، عراق، ایران و عربستان از جمله دولت هایی می باشند که در مقاطعی از تاریخ خاورمیانه مدعی نقش رهبری بوده اند و یا برای رسیدن به آن تلاش کرده اند. اگر چه برخی از این دولت ها در مقاطعی هر چند کوتاه مدت توانسته اند این نقش را آن هم تنها در بخشی از منطقه ایفا کنند و محور دیپلماسی قرار گیرند ولی به دلیل شکنندگی هیچ گاه از دوام و پایداری برخوردار نبوده است و میزان عمر آن تابع میزان حیات سیاسی یک فرد و یا جریان سیاسی بوده است. در شرایط فعلی، بازیگری که ایفای نقش رهبری در منطقه را مستحق خود می داند و برای رسیدن به آن تلاش می کند، دولت ترکیه است. ترکیه با وضعیت خوب اقتصادی و ارائه مدلی معتدل از اسلام با تلاش های دیپلماتیک خود سعی نموده تا بخش وسیعی از خاورمیانه را در نوردد و دیگران را متقاعد به پیاده نمودن مدل خود نماید. در مقابل نیز عربستان سعودی به دلیل برخورداری از قدرت سیاسی و توانی های مالی خود توانسته است ضمن اینکه خود را از کانون بحران دور سازد، بر معادلات موجود در خلیج فارس، سوریه و مصر سایه افکند. بنابراین این دو مدل به این شکل در حال تأثیرگذاری در بحران خاورمیانه هستند.

    در این میان آیا ترکیه و عربستان در ارائه مدل خود و گسترش آن در سطح منطقه با چالش هایی مواجه خواهند بود؟

    بله با چالش هایی مواجه هستند بخصوص عملیاتی کردن در سطح منطقه. چرا که مهمترین و اساسی ترین شرط ایفای نقش منطقه ای، شرایط خود منطقه است. بر این مبنا باید گفت که محدودیت های اساسی برای ایفای نقش رهبری توسط ترکیه در شرایط فعلی و حتی برای دولت های که پیش تر از این مدعی نقش رهبری بوده اند، محدودیت های ناشی از شرایط منطقه ای می باشد. چالش هایی چون عدم پذیرش از سوی دیگر بازیگران، تنوع منطقه و یکدست نبودن آن به لحاظ مولفه هایی چون زبان، قومیت، مذهب و… و رقابت های سنتی مبتنی بر موازنه قوا که مجموعه این شرایط باعث می گردد تا رشد و خیزش یک بازیگر و ادعای آن در مورد رهبری منطقه تهدیدی از سوی دیگر بازیگران به حساب آید. در مورد عربستان هم باید گفت که رشد اسلام گرایی معتدل و چالش در حوزه های نفوذ از جدی ترین چالش هایی است که بخصوص بعد از موج تحولات خاورمیانه بر عربستان تأثیرگذار بود.

    جناب دکتر اطهری به عنوان پرسش آخر بفرمایید که با توجه به این رقابت احتمالی و همچنین چالش هایی که بدان اشاره فرمودید، چشم انداز رقابت منطقه ای دو کشور عربستان و ترکیه به چه سمت و سویی پیش خواهد رفت؟

    نقش آفرینی دو کشور در تحولات منطقه بدین گونه است که عربستان به دنبال مهار نفوذ رقبا و مهار تهدیدات است و حفظ قدرت سیاسی خود بخصوص بر کشورهای عربی است و برای ترکیه ایجاد نفوذ و کسب رهبری سیاسی در منطقه است. هر چند رقابت عربستان و ترکیه به دلیل پاره ای از موضوعات مشترک در خاورمیانه نوعی تفاهم تاکتیکی در مرحله گذار را در بر دارد، اما با آرام شدن تحولات و تثبیت نهادسازی و ساختارسازی ها در حوزه های خاورمیانه ای می تواند تقابل پنهان را به رقابت آشکار در سطح منطقه تبدیل کند. به طور نسبی می توان گفت که ترکیه به دلیل ارائه مدل مطلوبتری از اسلام و مدل نظام سیاسی که همراستا با ترجیحات منطقه ای است، با اقبال بیشتری از سوی کشورهای اسلامی روبرو گردیده است که اگر این وضعیت با توجه به شرایط سخت آینده از حیث گذار سیاسی، ادامه داشته باشد، روند حرکت دو بازیگر را وارد رقابت و احیاناً تقابل سازد که این وضعیت می تواند بر شرایط آتی محیط خاورمیانه نیز اثرگذار باشد.

    با تشکر و سپاس از حضرتعالی که وقت خود را در اختیار مرکز بین المللی مطالعات صلح قرار دادید.

    سیداسدالله اطهری
    مصاحبه شونده:
    مرکز بین‌المللی مطالعات صلح IPSC
    ماخذ:

    رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است

    نسخه شماره 2518 - 1389/09/17 -

    دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
    رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است
    اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است

     دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
     رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است 
     اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است
    نويسنده : مريم يوسفي

    در هفته هاي گذشته  جهان شاهد توافقات نظامي   بسياري ميان کشورهاي مختلف بود. اوباما اخيرا تمايل بسياري براي تصويب پيمان استارت جديد توسط سناي آمريکا نشان داده است.
    از سوي ديگر کشورهاي عضو ناتو در ليسبون دور هم جمع    شدند تا درباره پيشنهاد اين سازمان براي استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه تصميم گيري کنند.
    نشست ليسبون و حمله اي که به ايران در اين نشست شد و سارکوزي تهران را تهديدي عليه اروپا دانست، موضوع بسياري از مطبوعات و رسانه هاي غربي بود. هر چند که در بيانيه  پاياني اين نشست علي رغم ادعاهاي رئيس جمهور فرانسه نامي از ايران به ميان نيامد، اما اين نشست کاملا تحت تاثير استقرار سپر دفاع موشکي  در خاک ترکيه قرار گرفت. به همين دليل با دکتر اسدالله اطهري گفت وگويي در رابطه با روند عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا، نشست اخير ناتو در  ليسبون و رابطه ايران و ترکيه و همچنين رابطه اين کشور با ساير کشورها انجام داديم. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
     اصلاحات قانون اساسي در ترکيه توانست در همه پرسي راي بياورد. اين رفراندوم چه تاثيري در عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا دارد؟
    نقش ارتش در ترکيه در اثر اين رفراندوم تضعيف شد از سوي ديگر احتمال محاکمه نظاميان در دادگاه هاي غيرنظامي مطرح شده است;  و همين امر موجب مي شود که قدرت از اين پس توسط نظاميان دست به دست نشود. در مورد قضات دادستان ها قوه قضاييه دادگستري را سعي کردند به گونه اي باشد که بيشتر ترکيبي از انتخابي و انتصابي باشد تا حکومت از تسلط دولت پادگاني خارج شود و جامعه ترکيه دموکراتيزه مي شود. دولت مدني در ترکيه در حال گسترش است.
    در اتحاديه اروپا هم کميسيون حقوق بشر گزارش هايي که ارائه داده بودند که بيشتر به نقض حقوق بشر و مسائل ارتش و تقدم دولت بر جامعه مدني به جاي تقدم جامعه مدني بر دولت اشاره شده بود و ترک ها سعي کردند اين ايرادها را بر طرف کنند. رفع اين ايرادها از زمان اجويت آغاز شد و امروز هم ادامه دارد.
    ترکيه روابطش را با آسيا گسترده تر کرده است. اين گستردگي روابط تا حدي است که برخي از آن به چرخش به سوي شرق تعبير مي کنند اما اين گسترش روابط به سوي شرق ترکيه را از اتحاديه اروپا بي نياز مي کند؟
    خير اينطور نيست. ترکيه سعي مي کند که بين تمام زير سيستم هايي که با آنها ارتباط دارد، توازن ايجاد کند و اين به معناي قرباني کردن يک طرف به نفع طرف ديگر نيست. ترکيه امروز بيشتر ظرفيت سازي انجام مي دهد. پيشتر خاورميانه و شرق و حتي آفريقا در ديپلماسي ترکيه مورد غفلت واقع شده بودند.
    امروز ترکيه به گسترش روابط خود با کشورهاي منطقه، حتي روسيه مي انديشد و مسائلي مانند انرژي را هم مد نظر قرار مي دهد و حتي به انرژي هسته اي مي انديشد و در اين ارتباط با کره جنوبي هم وارد مذاکره شده بودند که البته مذاکراتشان با شکست مواجه شد. از سوي ديگر ترکيه روابط خود با چين را هم گسترش داده است.
    احمد داوود اوغلو; وزير امور خارجه ترکيه چند هفته پيش به چين سفر کرده بود و سعي کرد روابط کشورش را با اين کشور گسترش دهد. امروز ترکيه مي خواهد خود را به عنوان چين منطقه مطرح کند.
    در چند هفته گذشته ترکيه 26 سند همکاري با استان هاي همجوار ايران امضا کرده اند. چراکه آنها مي خواهند ظرفيت هاي خود را در اين منطقه افزايش دهند. ترکيه امروز به عضويت گروه بيست درآمده، ششمين اقتصاد بزرگ اروپاست و شانزدهمين اقتصاد جهان است. برخي مساله را امروز مطرح مي کنند که ترکيه به دنبال قدرت بزرگ عثماني است و به سمت شرق حرکت مي کند اما اينطور نيست. 
    ترکيه هم عضو ناتو است و هم استقرار سپر دفاع موشکي در اين کشور مطرح شده و هم از اعضاي نهادهاي اروپايي محسوب مي شود.
    در زمينه حقوق بشر 16 هزار شکايت از ترکيه به اتحاديه اروپا ارسال شده است و بر همين اساس بسياري در اروپا اعلام کردند که به دليل نقض حقوق بشر ترکيه اجازه ورود به اتحاديه اروپا را ندارد. يک سري ايرادهاي واقعي هم وجود دارد که اتحاديه اروپا مطرح مي کند. اما واقعيت اين است که ترکيه به دليل مسلمان بودنش و هويت ترک بودنش، اتحاديه اروپا سخت گيري مي کند. از سوي ديگر گاهي هم مساله قبرس را مطرح مي کنند و آنها هم معتقد هستند که با قبرس بايد مانند تايوان برخورد کرد. اگر فرض کنيم که تحريم هاي قبرس ترک نشين لغو شود، ترک ها هم حاضرند که بنادرشان را به سوي قبرس يونان نشين بازکنند.
    جالب است اشاره کنم که ترکيه مي خواهد وزن خود را تا اندازه اي بالا ببرد تا اتحاديه اروپا مجبور شود که به الحاق کامل به اتحاديه اروپا  دعوت کند.
    عبدالله گل هم چندي پيش اعلام کرده بود که آيا مي خواهيم به اتحاديه اروپا بپيونديم يا خير؟ وي اعلام کرده که ممکن است که از پيوستن به اتحاديه اروپا انصراف دهند. چه پيامي پشت اين صحبت هاي رئيس جمهور ترکيه وجود دارد؟
    اين اتحاديه اروپاست که امروز بيشتر نيازمند ترکيه است. ترکيه در پروژه ناباکو حضور دارد، اين کشور در پروژه باکو- جيحان هم حضور دارد. همه اين مسائل باعث مي شود که ترکيه نقش مهمي در انتقال انرژي به اروپا داشته باشد. اروپايي ها امروز بسيار تحت تاثير روسيه هستند و براي اينکه از اين تاثير کاسته شود به ترکيه نيازمند هستند. ترکيه هم فشار مي آورد و مي خواهد از سوي ديگر برگ برنده اي داشته باشد. اکنون در پروژه ناتو شروطي را مطرح کرده است.
    ترکيه براي نصب سپر دفاع موشکي شرايطي را در نشست اخير ناتو در ليسبون مطرح کرد. آيامي توان  اين شروط را به معناي مخالفت ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي در کشورش دانست؟
    خير; اين ديدگاه  اشتباهي بود که انجام شده است و من هم آن را خواندم. ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي مخالفت نکرده است که اين مساله در ليسبون مورد بررسي قرارگرفت و در ارتباط با آن تصميم گيري شد و در نهايت با آن سه شرط موافقت شد. ترک ها اعلام کردند  که کشورهايي مانند ايران تهديدي براي ناتو نيستند و همين مساله باعث شد که در اين نشست به نام ايران اشاره اي نشود. مسائل فني، مسائل مربوط به موشک و امنيتي بودن و اطلاعاتي در اين پروژه بسيار مهم است. هنوز ترکيه در ارتباط با اين مساله مي انديشد تا چطور در زمينه سپر دفاع موشکي توازني ايجاد کند و تفکري ايجاد کند که هم بتواند خواسته هاي ايالات متحده و ناتو را تامين کند و هم ايران و همسايگانش را تهديد نبيند. اگر ترکيه بخواهد در اين مسير قرار بگيرد بايد اين اطمينان خاطر به همسايگانش داده شود.
    ترک ها با چه ديدگاهي به اين مساله نگاه مي کنند؟
    من فکر مي کنم که با ديدگاهي مثبت نگاه مي کنند. چرا بايد ترک ها چنين موقعيتي را از دست بدهند. اين موقعيت براي امنيت کشورشان هم از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر بتواند ترکيه فرمولي را بيابد که هم منافع همسايه ها و هم خواسته هاي غرب و ناتو را تامين کند حتما با اين مساله موافقت خواهد کرد.
    هدف از استقرار سپر دفاع موشکي در اين  کشور و اصرار اين کشورها براي چيست؟
    هدف از سپر دفاع موشکي، آن گونه که آمريکايي  ها بيشتر به دنبال آن هستند و ناتو کمتر، مقابله با تهديدات موشکي است. اگر قرار باشد که هدف استقرار اين سامانه مقابله با تهديدات موشکي باشد، بايد در جاي خاصي مستقر شود. آن  ها اصرار دارند که اين سامانه در نزديکي مرزهاي ايران باشد. اما پيشنهاد ترکيه اين است که اين سامانه در صورت استقرار در تمام خاک ترکيه پراکنده شود. وقتي اين سامانه پراکنده شود، از نظر هماهنگي و کارآمدي، تحت الشعاع قرار مي  گيرد. چون سامانه سپر دفاع موشکي بايد در جايي مستقر شود که بتواند در زمان مناسب پرتاب شدن موشک را به رادار و مرکز گزارش دهد تا موشک  هاي رهگير پرتاب شوند. از نظر فني، اگر اين سامانه در نقطه اي ديگر مثلا در مرکز ترکيه مستقر شود، کارايي لازم را نخواهد داشت.
    نکته ديگر مساله مديريت سامانه سپر دفاع موشکي است که ترکيه خواهان آن است. زماني که آمريکايي  ها مساله استقرار سپر دفاع موشکي در چک و لهستان را مطرح کرده بودند، مقامات چک هم اين درخواست را داشتند که مديريت آن در دست چک باشد. در آن زمان آمريکايي  ها مخالفت کردند، البته نه به صورت قطعي، ولي گفتند که بايد اين مساله را بررسي کنيم. بنابراين بعيد به نظر مي   رسد که آمريکايي  ها و ناتو با مديريت رادار ها و اطلاعات سپر دفاع موشکي توسط ترکيه موافقت کنند.
    بنابراين به نظر مي   رسد اين دو پيشنهاد، پيشنهاداتي است که قبول آن براي ناتو و آمريکا سخت است و مي  تواند کل موضوع استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه را زير سوال ببرد و در همه شرايط ساقط شود.
     در ارتباط با روابط ترکيه با اسرائيل چه فکر مي کنيد؟ آيا اين اختلافات موجود فقط در ظاهر است؟
    ميان نهادهاي قدرت در ترکيه و اسرائيل اختلافي وجود ندارد. اين که گفته مي شود اين اختلافات ظاهري است کاملا اشتباه است چرا که هيچ اشتباهي در اين سطح وجود ندارد. ارتباط دو ارتش با يکديگر،  در اين دو بخش بدنه نظامي هيچ اختلافي وجود ندارد و آنها با يکديگر کار وهمکاري مي کنند.
    اما در بخش ديگري اختلافات عميقي وجود دارد. نمي توان اين بخش را هم ناديده گرفت. يعني در مسائلي مانند حمله به کشتي کاروان آزادي،  افکار عمومي ترکيه، مساله کشته شدن شهروندان ترک در اسرائيل،  توهين به سفير ترکيه در اسرائيل، مساله اردوغان و پرز وجود تظاهرات و راهپيمايي در ترکيه و اعتراض آقاي اردوغان به اينکه شما خيلي آدم مي کشيد، شکست ميانجي گري ميان سوريه و اسرائيل با حضور ترکيه، حمايت ترکيه از غزه در ارتباط با اسرائيل اينها همه نشان مي دهد که مسائلي هم وجود دارد يعني دولت اسلامگرا و دولت اردوغان و عبدالله گل نهادهاي مدني را در دست دارند و آنها با اسرائيل اختلاف دارند اما نهادهاي نظامي مشکلي ندارند.
    نتيجه اين اختلافات چه مي شود؟ آيا روابط بين ترکيه و اسرائيل به سمت بدتر شدن مي رود يا اينکه اين روابط بهبود پيدا خواهد کرد؟
    بستگي به وضع نيروهاي داخلي در داخل ترکيه دارد. البته ترکيه اختلافاتش بسيار حقوقي است. آنها به دنبال اين هستند که در کميته حقوق بشر سازمان ملل اسرائيل محکوم شود، غرامت بپردازند و از نظر حقوقي محکوم شود. آنها نمي خواهند که اسرائيل نابود شود و نگاهي که ما داريم را ندارند. آنها به دنبال اين هستند که حقوق شهروندان فلسطيني نقض نشود، و محاصره غزه پايان پيدا کند.
    نظرتان راجع به آينده ترکيه در منطقه چيست؟ آيا با اين رشدي که در سال هاي اخير داشته مي تواند در آينده نزديک به يک قدرت اصلي تبديل  شود يا خير؟
    ترکيه براي رسيدن به اين هدف به چند فاکتور نيازمند است. يک زماني ترکيه زيرساخت هاي خود را محکم کرد، کشورش را اقتصادي تعريف و برايش هدفي به نام توسعه معني کرد. هم به توسعه سياسي داخلي مي انديشد و هم به جايگاه ترکيه در سطح منطقه و هم جايگاهش در نظام بين الملل. مشخص است که تفکري در ترکيه وجود دارد.
    احمد داوود اوغلو چندي پيش اعلام کرده بود که ترکيه، ايران، آلمان و فرانسه منطقه خاورميانه هستند. اگر حزب عدالت و توسعه بتواند از پرونده هاي ارگنکون، مداخلات بين المللي و اثر مربوط به مداخلاتي که آمريکا و اسرائيل در ترکيه انجام مي دهند جلوگيري کند و از روندي که پيش رو قرار گرفته است منحرف نشود به نظر مي رسد که مي تواند به يک قدرت بزرگ در منطقه تبديل شود، البته در داخل هم بايد مشکلات خود با کردها، شمال عراق و در رابطه با ارمنستان و قبرس حل کند و پايگاه انرژي هم شده است به نظر مي رسد که به اين سمت پيش مي رود. امروز اعلام شده است  که ترکيه بهشت امن سرمايه گذاري به همراه آلباني و چين است.
    شايد چند سال پيش اگر صحبت از به حاشيه رانده شدن ارتش در ترکيه به شکل امروز مي شد، کسي باور نمي کرد که يک دولت بتواند ارتش را اينگونه به حاشيه براند. چه فاکتوري باعث شد که دولت اسلام گراي اردوغان بتواند چنين حرکتي را انجام دهد و ارتش را مودبانه از صحنه سياسي کنار بگذارد؟
    دو فاکتور لازم بود تا اين مساله اتفاق بيفتد. يکي مساله نيروهاي بين المللي بود و ديگري مساله اتحاديه اروپا. اتحاديه اروپا مي گفت  ارتش در ترکيه بايد همان نقشي را بازي کند که ارتش در اروپا بازي مي کند و نبايد در مسائل سياسي دخالت کند و گفته شده بود که ارتش به تشکيل دولت پادگاني کمک مي کند. اين خودش مانعي براي عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا بود. در سطح داخلي اسلامگرايان و يا حزب عدالت و توسعه از اين توصيه اتحاديه اروپا هم به نفع منافع حزبي و هم به نفع منافع ملي و هم به نفع کشورشان نهايت بهره برداري را کردند.
    از يک سو هم از يک حمايت بين المللي برخوردار شدند و بعد هم با رفراندوم از حمايت داخلي برخوردار شدند. به طور کلي تمام فعاليت هاي حزب عدالت و توسعه انتخابي است.
    رئيس  جمهور و نخست وزيرش انتخابي است. نمايندگان پارلمان انتخابي است. اکنون مي خواهند انتخاب بعضي از قضات را هم انتخابي کنند.
    بنابراين هر کجا که مي خواهند پيش بروند متکي بر آراي عمومي هستند و اين رمز موفقيت حزب عدالت و توسعه است. پس از آن نهاد سازي و توسعه سياسي به معناي واقعي و نه شعاري رمز موفقيت آنهاست.
    ارتش يک گروه نوسازي شده در ترکيه است و اولين نقطه اي بود که در معرض غرب و مدرنيزه قرار گرفت و نقش مهمي در نوسازي ترکيه ايفا کرد و جايگاه ويژه اي در جمهوري ترکيه دارد. اما امروز شرايط ترکيه ايجاب مي کند که ارتش به نقش اصلي خود بازگردد.
    واکنش ارتش در مقابل اين مسائل چه بود؟
    ارتش با قتل هاي زنجيره اي و پرونده ارگنکون و حمله به مسائل مربوط به خشونت هايي که در منطقه کردنشين انجام داد، واکنش شديدي نشان داد و بيانيه هاي عجيبي هم در همين راستا صادر کرد ولي در مقابل اراده عمومي و جامعه بين المللي نتوانستند مانند سابق يعني دهه 1960-1970 و يا حتي 1980 رفتار کنند.
    کاري که دادگاه قانون اساسي به عنوان ابزار ارتش مي خواست، انجام دهد و حزب عدالت و توسعه را از صحنه سياسي ترکيه حذف کند موفق نبود. ارتش فشار آورد که حزب را منحل کنند ولي نتوانستند.
    نظر شما در مورد اعتراض مردم ترکيه به استقرار سپردفاع موشکي چيست؟
    مردم شهر توکات واقع در شمال ترکيه با حضوردر خيابان ها، مخالفت خود را با استقرار سپردفاع موشکي ناتو درکشورشان اعلام و به دولت ترکيه درمورد همکاري با اين طرح هشدار دادند.
    تظاهر کنندگان معتقدند، هدف از استقرار سپر دفاع موشکي ناتو درخاک ترکيه، دنياي اسلام و کشورهايي است که در قبال سياست هاي اشغالگرانه آمريکا مقاومت مي کنند.
    آمريکا پيشتر قصد داشت اين طرح را در لهستان و جمهوري چک اجرايي کرده و موشک ها را درآن کشورها مستقر کند، ولي چون با مخالفت مردم اين کشورها روبه رو شد، اکنون ترکيه به عنوان کشور هدف انتخاب شده است.
    در روزهاي اخير سعي شد ازاين موضوع سو» استفاده و موضوع به تبليغاتي سياه عليه ترکيه بدل شود. در حالي که اين کشور با تمام کشورهاي منطقه در رابطه با سيستم دفاعي به مشورت و تبادل نظر پرداخت
    اسناد جديد ويکي ليکس روابط آمريکا با متحدانش را هدف گرفته است،يکي از اين متحدان کشور ترکيه است.طبق گفته پايگاه اينترنتي ويکي ليکس قرار است سه ميليون سند مکاتبات سفارتخانه هاي آمريکا را منتشر سازد که بسياري از آنها غيرديپلماتيک اند و انتقادهايي از مقامات انگليسي رابه همراه داشته است.
    کاخ سفيد سفراي خود را به ماموريت هاي رسمي جهت آماده سازي متحدانش براي هر گونه لطمه اي که اين اسناد ممکن است به رابطه آنها با آمريکا وارد سازد، اعزام کرده است. لوئيس ساسمن سفير آمريکا در لندن در ملاقات با مقامات رسمي دولت انگليس به آنها درباره آنچه که انتظار مي رود با انتشار جزئيات اين مکاتبات روي دهد، هشدار داد.
    همچنين انتظار مي رود اين مکاتبات ديدگاههايي در خصوص موضوعات وسيع از جمله بحران اقتصادي و سياست دفاعي و خارجي را شامل شود. دو سال قبل ادعا شد اوباما پس از ملاقات با کامرون به عنوان رهبر وقت جناح مخالف در لندن وي را يک آدم بي عرضه خوانده بود. مقامات آمريکايي تاکيد کردنداين اسناد شامل گفت وگو هاي سازش با سران ناراضي سياسي کشورهاي مختلف و مطالب مهم است که مي تواند ديپلماسي آمريکا را با مخاطره جدي مواجه کند.
     ادعاي جنجالي ويکي ليکس در خصوص ترکيه را چطور ارزيابي مي کنيد؟
    سايت جنجالي ويکي ليکس فاش کرده که  ترکيه در کمک به گروه تروريستي القاعده نقش داشته است. در زمينه موافقت ترکيه با حمل غيرقانوني سلاح به عراق و کمک به القاعده در عراق را منتشر کرد و اخيرا هم اعلام کرده که به ايران سلاح فروخته است که البته مقامات ترک نسبت به اين اتفاق واکنش نشان دادند. ويکي ليکس همچنين از کمک آمريکا به شورشيان کرد موسوم به پ ک ک خبرداده است.
    ويکي ليکس فاش کرده است  ارتش آمريکا بارها ترکيه را به عدم کنترل مناسب مرزهاي خود و قصور در مرزباني که به رسيدن کمک و تجهيزات به القاعده منجر شده ، متهم کرده است.
    اين در حاليست که ساير اسناد ويکي ليکس ثابت مي کند آمريکا از شورشيان کرد که از سال 1984 با شعار جدايي طلبي عليه ترکيه مبارزه مي کنند و از سوي وزارت خارجه آمريکا از سال 1979در فهرست سازمانهاي تروريستي قرا ر دارند، حمايت کرده است.
    ارتش آمريکا در سندي که از سوي ويکي ليکس فاش شده; تروريست هاي کرد را مبارزان راه آزادي و از شهروندان ترک برشمرده و بر آزادي همه زندانيان عضو اين گروه، تاکيد کرده است. سند محرمانه ارتش آمريکا همچنين حاکي است آمريکا به شورشيان پ ک ک مستقر در عراق با وجودي که اين گروه در داخل خاک ترکيه اقدام به عمليات ترو ريستي مي کرد، سلاح مي داده است.
    دفاتر و سفارت خانه هاي آمريکا در سراسر جهان ، به کشورهاي متبوع در خصوص فاش شدن قريب الوقوع اين اسناد محرمانه، هشدار داده اند.
    ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است؟
    بر اساس اسناد سايت ويکي ليکس، ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است و اينطور گفته شده است.
    من فکر نمي کنم، البته واکنش مقامات ترک را هم به خوبي به دنبال داشت.


    مدرنیزاسیون در ایران و مقایسه ان با تر کیه1

    تا قرن 15، جوامع  انسانی  به طور نسبی  از نظر سیاسی.اقتصادی و فرهنگی  در یک سطح از توسعه قرار داشتند چه اتفاقی رخ داد که بعضی از  جوامع  مانندجهان غرب  توانستند  پیشرفت و توسعه دست پیدا کنند و برخی  جوامع ، در توسعه نیافتگی ماندند و برخی دیگر به کشورهای  در حال توسعه معروف شدند.  رمز غرب در دستیابی به توسعه و مفهوم progress  یا پیشرفت در چه بود؟رنسانی  اصلا حات  دینی .  .عصر روشنگر ی  نقش مهمی  در ایجاد مدرنیته  داشتند  . تحقق و  بسط مدرنیته مفهوم  غرب  فلسفی     فکری وفرهنگی  را در  متون اکادمیک  مطرح ساخت  و توجه متفکران را به سوی خود جلب کرد. بیش از پیش این مسئله مطرح شد که توسعه و پیشرفت در غرب مبانی نظری و فکری دارد. سوالی که  مطرح است، این است که  آیا غرب  فلسفی وفکری  و فرهنگی،سیاسی،  سرنوشت محتوم بشریت است؟ آیا کشورها وجوامع توسعه نیافته باید راهی را که غرب  طی کرده یپیمایند؟ آیا مبانی نظری این تفکر در جوامع توسعه نیافته امکان تحقق دارد؟ سرنوشت  فرهنگی، سیاسی، فکری و فلسفی جوامع توسعه نیافته در این صورت چه خواهد بود؟ آیا ژاپن، چین ، آفریقای جنوبی و روسیه جوامع دیر نوساز همان راهی را رفتند که غرب رفت تا به توسعه دست پیدا کنند؟ سرنوشت کشوری مثل ایران  و ترکیه چه خواهد بود.؟

    پاسخ به سؤال  ها ی فوق اسان نیست و کسی نسخه ای از پیش آماده برای این کار ندارد ولی می توان با   توسل به برخی نظریه ها و برخی وقایع و مطالعه ی تاریخی ورود عناصر مدرنیته به  این جوامع، به روش دیالکتیکی علل تأخیر در تأسیس مدرنیته  در ایران و ترکیه  بررسی کنیم و  دلایل گرایش این کشورها به مدرنیزاسیون به جای مدرنیته وچگو نگی مد رنیزاسیون دو کشور را با یکدیگر مقایسه کنیم  .

    از منظر تاریخی انگلستان و فرانسه ازجمله کشورهای اوانگارد برا ی مدرن شدن بو دند. نو گرایی و تحقق پدیده مدرنیته در این دو کشور  نتیجه پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی انها بود. المان و  دیگر کشورهای اروپایی دیر تر به این فرایند پیوستند.در واقع کشورهای اخیر مدرن شدن خود را مدیون بر نامه ریزی اگاهانه  می دانند. این کشورها نمونه های لیبرال مدرن شدن هستنده  یا کشورهای غیر غربی  توانایی مدرن شدن را دارند.؟ اسیا وافریقا و امریکای لاتین جه سرنوشتی خواهند داشت؟ ایا مسیر نوگرایی جوامع این کشورها با جوامع غرب متفا وت است و متفاوت خواهد بود؟ به نظر می رسد در ابتدا  با یستی  دید  مبانی فکری و نظری که منجر به تحقق مدرنیته در غرب شد چیست؟ مولفه  های مدرنیته کدامند؟ ایا این پدیده در کشورهای غیر غربی قابل تکرار است؟اا ایا در جوامع دیگر قابل تحقق است.؟

    واقعیت نشان دهنده در حال گذار بودن این جوامع است. تلاش این جوامع مدرن شدن است.سر نوشت این جوامع  حرکت در این مسیر است. ولی مسیر کدام است؟مدرنیته دارای  مولفه  های ذیل  است .  عرفی شدن > افسون زدایی> سکو لاریسم .فرد گرایی . سرمایه داری مدرن .عقلا نیت.ازادی .بورو کراسی .

    ادامه نوشته