سفیر ایران: شب سقوط اسد فهمیدیم «مصالحه» شده است

حمله «کم‌سابقه» اسرائیل به سوریه؛ سفیر ایران: شب سقوط اسد فهمیدیم «مصالحه» شده است

۲۶ آذر ۱۴۰۳ - ۱۶ دسامبر ۲۰۲۴، ۰۸:۰۹ GMT

نیروهای اسرائیلی در حمله‌ای کم‌سابقه نقاطی را بندر طرطوس سوریه هدف قرار داده است. بنیامین نتانیاهو نیز در ویدیویی گفت «سوریه دیگر آن سوریه نیست و ایران مزه قدرت ما را چشید.» سفیر ایران در مصاحبه‌ای در تهران گفت ما تا شب آخر سقوط اسد در سفارت بودیم اما فهمیدیم «مصالحه» شده است.

دیده‌بان حقوق بشر سوریه، نهاد ناظر بر تحولات سوریه، این تهاجم را یکی از شدیدترین حملات اسرائیل به این منطقه در بیش از یک دهه گذشته توصیف کرد.

گفته می‌شود هدف این حملات تاسیسات دفاع هوایی و انبارهای موشک زمین به زمین بوده است.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در توئیتی در شبکه ایکس نوشت «ما واقعا خاورمیانه را تغییر می‌دهیم. سوریه دیگر آن سوریه نیست و همینطور لبنان، غزه هم دیگر آن غزه نیست و رژیم ایران، رئیس محور شرارت هم دیگر مانند گذشته نیست و مزه قدرت آهنین ما را چشیده است.»

در همین حال، کشورهای عربی و همچنین بازیگران بین‌المللی تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای تعامل با دولت جدید سوریه افزایش داده‌اند

احمد شرع، رهبر هیئت تحریر شام که با نام مستعار ابومحمد جولانی شناخته می‌شد، اکنون در دولت جدید سوریه بازیگری پرنفوذ به شمار می‌آید، روز یکشنبه با گیر پدرسن، نماینده ویژه سازمان ملل در امور سورریه دیدار کرد.

احمد شرع بر وحدت ملی سوریه، بازسازی کشور، توسعه اقتصادی و بازگشت امن آوارگان تأکید کرده است.

در بیانیه‌ای که از سوی دولت انتقالی سوریه منتشر شد، تأکید شده که به دلیل تغییرات اخیر، لازم است قطعنامه ۲۲۵۴ سازمان ملل بازبینی و به‌روزرسانی شود.

قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد سازمان ملل را موظف کرد تا در تدوین قانون اساسی جدید سوریه ابتکار عمل را به دست بگیرد.

سازمان ملل با اتکا به این قطعنامه اعلام کرد که «کمیته قانون اساسی سوریه» را با حضور ۱۵۰ نفر تشکیل خواهد داد. ۵۰ نفر از اعضای این کمیته از سوی حکومت بشار اسد، ۵۰ نفر از سوی مخالفان و ۵۰ نفر نیز از سوی جامعه مدنی این کشور انتخاب می‌شوند.

در این قطعنامه ایران، روسیه و ترکیه نقشی محوری برای پیشبرد روند سیاسی دارند و دو گروه داعش و جبهه النصره از روند مذاکرات بیرون گذاشته شده‌اند.

روایت سفیر ایران از آخرین ساعات سقوط دمشق: فهمیدیم مصالحه شده است

حسین اکبری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در سوریه، یکشنبه در مصاحبه‌ای با صدا و سیما روایتی از آخرین ساعات حکومت بشار اسد ارائه داد.

آقای اکبری در روز سقوط دولت بشار اسد، درباره حمله به سفارت ایران گفت «حاکمان فعلی امنیت سفارت ما را تامین کرده‌اند، نرده گذاشته‌اند و حتی اجازه نمی‌دهند کسی عکس بگیرد.»

او گفت «من و همکارانم، تا ساعت ۱۱ شب روز شنبه ۱۷ آذر (هفتم دسامبر) در دفتر بودیم. اما بعد متوجه شدیم مصالحه شده و رفته است و دیگر ماندن اینجا فایده‌ای ندارد.»

صبح روز یکشنبه ۱۸ آذر (هشتم دسامبر) بشار اسد سوریه را ترک کرد و ائتلاف شورشیان اعلام کردند که کنترل دمشق، پایتخت را در دست دارند.

در همان روز تصاویری از حمله و غارت سفارت ایران منتشر شد اما هیچ گروهی مسئولیت آن را بر عهده نگرفت.

او همچنین گفت زائران ایران را خیلی زود تخلیه کرده است و باقی افرادی که مانده بودند را به بیروت منتقل کردند.

او گفت درباره هویت مهاجمان کهدر روز نخست سقوط حکومت بشار اسد وارد سفارت ایران شدند، گفت آنها افراد «مشکوکی و نامشخص» بودند که از جنوب دمشق آمده بودند و پیش‌بینی من هم این بود که «اولین جا به سفارت ما می‌آیند، و همین هم شد.»

او گفت مهاجمان علاوه بر سفارت، به ساختمان رایزنی و کنسولگری ایران هم حمله کردند.

روسیه تعدادی از کارکنان سفارتش در دمشق را تخلیه کرد

خبرگزاری تاس روسیه گزارش داد که این کشور تعداد زیادی از کارکنان سفارت خود در دمشق را از طریق پایگاه هوایی حمیمیم در ساحل سوریه تخلیه کرد

وزارت خارجه روسیه اعلام کرد که شماری از کارکنان سفارت‌های بلاروس و کره شمالی را هم تخلیه کرد.

در ادامه تحولات دیپلماتیک، کشورهای مختلف که در ابتدا محتاطانه برخورد می‌کردند، تلاش‌ها برای برقراری تماس با دولت جدید سوریه را افزایش داده‌اند.

با این حال، سفارت روسیه در سوریه به فعالیت خود ادامه خواهد داد.

کشورهای مختلف از جمله بریتانیا، آمریکا و قطر نیز اعلام کرده‌اند که تماس‌های دیپلماتیک خود را با دولت جدید آغاز کرده‌اند.

در این میان اما دولت فرانسه اعلام کرد که برای اولین بار پس از ۱۲ سال، یک مسئول دیپلمات به دمشق ارسال خواهد کرد.

قطر نیز از ارسال هیئت دیپلماتیک به سوریه خبر داد و اعلام کرد که از سه‌شنبه، سفارت خود را در دمشق بازگشایی خواهد کرد.

ترکیه نیز اعلام کرده است که سفارتش در دمشق که از سال ۲۰۱۲ تعطیل بود، مجددا آغاز به کار خواهد کرد.

ترکیه که از حامیان اصلی شورشیان مخالف بشار اسد به شمار می‌رود، برای حمایت نظامی از دولت جدید نیز اعلام آمادگی کرده است اما این موضوع را مشروط به درخواست رسمی آنها کرد.

توضیح تصویر،مردم در جستجوی نزدیکان و مفقودشدگان اعتراضات ضد بشار اسد بر دیوار یادبود در میدان مرجه در دمشق نصب کرده‌اند

پیش از این روسیه و ایران به درخواست دولت سوریه از دولت بشار اسد نیروهای نظامی و مستشاری به این کشور فرستاده بودند.

پس از سقوط حکومت اسد، حاکمان جدید در تلاشند تا زندگی در دمشق، پایتخت، به حالت عادی بازگردد.

محمد بشیر، نخست‌وزیر دولت انتقالی سوریه، اعلام کرد که ائتلاف مخالفان مسلح به رهبری جبهه تحریر شام حقوق تمام گروه‌ها و اقلیت‌ها را تضمین خواهد کرد. او از میلیون‌ها سوری که در بیش از یک دهه گذشته به خارج کشور پناه برده‌اند خواست تا به کشور خود بازگردند.

مدارس، دانشگاه‌ها و بسیاری از اماکن عمومی فعالیت خود را از سر گرفته‌اند.

گزارش‌ها حاکی است که نیروهای مسلح در خیابان‌ها مستقر شده‌اند و کسب‌وکارها به تدریج در حال بازگشایی‌اند.

ناظران بین‌المللی می‌گویند رویکرد دولت جدید، به‌ویژه درباره حقوق زنان، اقلیت‌ها و تعامل با جامعه بین‌المللی مسائل اصلی‌ است که در آینده سوریه سرنوشت‌ساز خواهد بود.

ابومحمد جولانی و گروه او تحریر شام که در ائتلاف نیروهای مسلحی که بشار اسد را سرنگون کردند، نقشی پررنگ داشتند. آنها اما در فهرست تروریستی بسیاری از کشورها قرار دارند.

دانشجو

خدمت استاد گرامی جناب آقای دکتر اطهری (درس استراتژی معاصر)

فرج اله کمریی به شماره دانشجویی403010542 رشته سیاست گذاری عمومی

سوسیالیسم بین المللی و ظهور جنگ جهانی اول (فصل 4 از کتاب انسان ،دولت و جنگ ؛ کنت والتز)

1-احزاب سوسیالیست در دوره ی جنگ جهانی اول

2-تطبیق نظریه با واقعیت(لنین)

3-تطبیق نظریه با واقعیت (تجدیدنظر طلبان)

1-احزاب سوسیالیست در دوره ی جنگ جهانی اول

در هر یک از کنفرانس های متعدد بین الملل دوم ،قطعنامه ای منتشر می شد و در هر قطعنامه گفته شده بود سوسیالیست ها در مخالفت با جنگ متحد هستند اما اختلاف نظر آنها در این بود که چگونه باید در وضعیت جنگی رفتار نمود. ژان ژورس و کرهاردی می گفتند که سوسیالیست ها می توانند حتی دولت های سرمایه داری را به زندگی در صلح وادار نمایند به طور مثال از طریق تهدید به اعتصاب عمومی و قیام علیه هر حکومتی که وارد جنگ شود و این دیدگاه در قطعنامه های بین الملل دوم بازتاب پیدا کرد .

دیدگاه دیگری نیز وجود داشت که برخی از سوسیالیست های فرانسوی و اکثر سوسیالیست های آلمانی استدلال می کردند و می گفتند که دولت های سرمایه داری به واسطه ی ماهیت خاص خودشان رابطه ای تنگاتنگ با نظام جنگ دارند و برای امید به برقراری صلح جهانی باید توجه به افول زودهنگام دولت های سرمایه داری معطوف گردد.

سوسیالیست ها به این باور رسیدند که سوسیال دموکراسی می تواند ابزاری کارآمد علیه جنگ باشد اما این طور نبود.حزب سوسیال دموکرات آلمان از دادن اعتبارات جنگی به حکومت بورژوازی آلمانی پشتیبانی کرد و آلمان در جبهه ی مخالف قرار داشت اما ظاهری متحد را در جایی که دیدگاه های متعارض وجود داشت به نمایش می گذاشت .

سوسیالیست های آلمانی وقتی با واقعیت جنگ روبرو شدند به این نتیجه رسیدند که شکست آلمان در برابر روسیه فقط شکست دستگاه سرمایه داری آلمان نخواهد بود بلکه در واقع آرمانهای سوسیالیستی در سراسر اروپای مرکزی شکست خواهد خورد.سوسیالیست های انگلیسی هم به این نتیجه رسیدند که بدون دخالت انگلستان به سود شرکای خود در پیمان مودت ، احتمال پیروزی آلمان هست و این پیروزی به منزله مرگ دموکراسی در اروپا خواهد بود .رفتار کارگران در جنگ جهانی اول اثبات نمود که پرولتاریای بین الملل وجود ندارد و آرزوی مشترک کلیه سوسیالیست ها دیگر وجود پیوند های کافی برای وحدت نیست و مخالفت صرفا لفظی با سیاست های دولت های سرمایه داری امکان پذیر نیست و احزاب سوسیالیست ناچار بودند که یا فعالانه مخالفت کنند یا به مخالفت خود پایان دهند .دقیقا در همین نقطه بود که هماهنگی خود جوش نابود شد.

انگیزه های احزاب سوسیالیست گوناگون در گردهمایی برای حمایت از حکومت های خود نظیر دغدغه دفاع از کشور و تمایل به حفظ قدرت حزب در رقابت های سیاسی داخلی بودند در این صورت این باور مارکسیستی که منافع پرولتاریا در انقلاب سوسیالیستی ،تمامی منافع دیگر را پشت سر خواهد گذاشت چه بر سرش خواهد آمد؟

نظریه سوسیالیستی برای نجات خود باید با سرعت و با هوشیاری تمام می توانست خود را با شرایط جدید منطبق کند و لنین این شرایط را در نظر گرفت و اصلاحات را اعمال نمود .

2- تطبیق نظریه با واقعیت (لنین):

لنین در مواجهه با بد اقبالی هایی که گریبان جنبش انقلابی سوسیالیستی را گرفته بود به ضرورت رهبری با اراده ای خلل ناپذیر تاکید کرد و توده ها را به خاطر ناکامی در شناخت منافع خود در پیروی از این رهبری سرزنش نمود او بیان می کند که وظیفه فوری احزاب،گروه ها و گرایش های کمونیستی این است که بتوانند توده های وسیع را که در غفلت ،بی تفاوتی ،محافظه کاری و رخوت هستند را به وضعیت جدیدی سوق دهد. به این طریق لنین امکان بازگشت به فرضیه اولیه مارکسیتی در باره ی جنگ را به خود میدهد و می گوید که طبقه کارگر نمی تواند در جنگ هایی که توسط سرمایه داری رخ میدهد سهمی داشته باشد مگر آنکه از جنگ برای پیشبرد انقلاب کمونیستی بهره گرفته شود .این موضوع به لنین اجازه می دهد تا بیان کند که پرولتاریا ،همه جا منافعی واحد و دائمی دارد .لنین می گوید که رهبری حزب باید به منظور تحمیل نمودن نظم آهنین دارای اراده ی آهنین باشد .به این طریق در فرضیه اصلی خود از بینش قدیمی مارکسیستی پیروی می کند اما در ارزشیابی شیوه ضروری عملی چنین نمی کند.

مارکس ضرورت انقلاب را پیش بینی می کرد ولی این را پیش بینی نکرده بود که سوسیالیست ها برای به نتیجه رساندن انقلاب باید روش های لنین را پیش بگیرند .لنین می گوید اگر برنامه سوسیالیستی بر آن است که کلیه اعضای پرولتاریا چنان عمل کنند که گویی منافعی واحد و دائمی دارند در این صورت اعمال گسترده ی زور درون جنبش طبقه کارگر تنها راهی است که میتوان سوسیالیسم را بر آن پایه ، بنا نهاد.

3-تطبیق نظریه با واقعیت (تجدید نظر طلبان):

اواخر قرن نوزدهم شمار زیادی از تجدید نظرطلبان آغاز به کار نمودند . ادوارد برنشتاین تغییر تدریجی را جانشین انقلاب نمود و ژورس در فرانسه و فابین ها در انگلستان به بیان ایده هایی نظیر آن پرداختند.مارکسیست ها بر همبستگی بین المللی به بهای استقلال ملی تاکید می کردند ولی تجدنظر طلبان دولت را تجسم وحدت ملی و ابزاری برای پیشرفت پرولتاریای ملی می پذیرفتند و بر زمان کنونی تمرکز نموده و بحث افول دولت را به مقوله مسائل دانشگاهی واگذار کردند .سوسیالیست های جدید در پی طلوع تدریجی عصری صلح آمیز بودند اما مارکسیست های جزم گرا ،صلح را همزاد نابودی تمام دولت ها تصور کرده بودند . از منظر تجدید نظر طلبان سوسیالیسم قادر به محو نمودن جنگ است ولی سوسیالیسم به معنای انقلاب و ناپدید شدن دولتها نیست.تجدید نظرطلبان می گویند که دموکراسی سیاسی پوششی برای دولت هایی است که منافع خودخواهانه خود را در جنگ می بینند و اگر مردم امکان آشنایی با واقعیات بین المللی زندگی را داشتند بی گمان با آن به مخالفت می پرداختند . تجدید نظر طلبان براین باورند که سوسیالیسم را در دولت های گوناگون مستقر کنید تا اینکه بلند پروازی ها ،بدگمانی ها و هراس ها که خوراک معنوی گروه ها و اتحاد های خاص است دچار افول شوند.

سوسیالیسم نفوذ این منافع خاص را از بین می برد و اجازه خواهد داد تا صدای مردم شنیده شود و این امر به معنای صلح خواهد بود .جان هابسون که بنیان گذار دیدگاه اصلی مکتب تجدید نظر طلبی است بیان می کند که افزایش تولید سرمایه داری به مازاد کالاهای صنعتی منجر می شود و به دنبال تلاش برای عرضه این مازاد به بازار، کارزاری بین المللی بر سر به دست آوردن بازار های جدید در می گیرد و این مبارزه منشاء جنگ مستقیم یا غیر مستقیم خواهد شد ..هابسون بر این باور است که امپریالیسم سود آور نیست وبرای هر کشوری احتمال هزینه ها بیشتر از منافع است و می گوید چرا باید کشورها، سیاست امپریالیستی را در پیش گیرند ؟ او پاسخ آن را در منفعت خودخواهانه ی گروه های اقلیت می داند.وی معتقد است از آنجا که سیاست امپریالیستی به همان اندازه که برای دولت معتقد به بازار آزاد ،غیر عقلانی است برای دولت سوسیالیستی هم غیر عقلانی است اما تفاوت آنها در این است که دولت سوسیالیستی ،سیاستی عقلانی را دنبال می کند در حالی که دو.لت بازار آزاد تحت سلطه منافع سرمایه داری چنین کاری را انجام نمی دهد .

هابسون زمانی که سیاست خارجی دولت های سرمایه داری را نابخردانه توصیف می کند بر بنیاد قدرتمندی ایستاده است زیرا همیشه عنصری بزرگ از نابخردی در اقدامات انسان ها و دولت ها وجود دارد . او در تلقی خود از امپریالیسم به عنوان تنها نابخردی مهم ،ماتریالیسم دیالکتیکی مارکس را با ماتریالیسم ساده لوحانه که کمتر کاربردی است معاوضه کرده است و تبیینی تک علتی ارائه داده است .هابسون بلر این باور است که جامعه دموکراتیکی از ملل ،با شتاب در حال شکل گیری بوده و در آن هر ملتی فرصت کامل برای توسعه خواهد یافت.او می گوید که بین الملل گرایی عملی به ما می آموزد که همکاری ، ویژگی متمایز فعالیت های ملی است و باید از این شعار که از هرکس به اندازه ی توانایی هایش و به هرکس به اندازه ی نیاز هایش ، برای دولت و افراد استفاده نمود و شرط تحقق آن در مورد دولت ها را به تغییر ساختار جامعه بین المللی ندانسته بلکه آن را در پیشرفت تدریجی هر یک از دولت ها به صورت جداگانه در نظر می گیرد و حکومت بین المللی مطلوب را نوعی هماهنگی قدرت ها دانسته و هماهنگی را متکی بر ایمان متقابل و حسن نیت دولت های مشارکت کننده می داند.

نتیجه گیری :

1-مقایسه مفصل و انتقادی انواع اندیشه ها الز جمله بررسی نظریه و عمل سوسیالیستی که نمونه ای از الگوی فکری در سیاست بین الملل است می تواند برای ما در ارزیابی تحلیل ها و دستورالعمل هایی که از نظر محتوائی بسیار متفاوت اند و از لحاظ زمانی از یکدیکر فاصله دارند مفید باشد .

2-تجدید نظر طلبان بر این پندار بودند که اگر آلمان نظامی گر را شکست دهند آنگاه صفت سرمایه دار را از دولت های سرمایه دار بر دارند دیگر جنگی وجود نخواهد داشت و مدعی هستند که دولت های سوسیالیستی صلح جو هستند ولی این به آن مفهوم نیست که در میان دولت های سوسیالیستی همواره صلح برقرار خواهد شد .

3- ابهام تحلیل مارکس که در مورد علاج جنگ با ظهور هزاره سوسیالیستی یعنی محو دولت برطرف می شود در آزمودن نظریه تجدید نظر طلب که قائل به محو دولت نیست دارای اهمیت اساسی است.

پایان

مقاله "چالش چین در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ: بازسازی قدرت آمریکایی نیاز به حمایت داخلی و بین‌المللی—و از خود ترامپ" نوشته رش دوشی، که در تاریخ 29 نوامبر 2024 منتشر شده است، احتمالاً به رقابت استراتژیک و ژئوپولیتیکی جاری بین ایالات متحده و چین پرداخته و به ویژه در زمینه دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ به این موضوع نگاه می‌کن

پیش‌بینی سیاست‌های چین در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ و واکنش محتمل چین، موضوعی است که به دلیل پیچیدگی‌های زیادی که در آن نهفته است، نمی‌توان به راحتی درباره آن نظر داد. در دوره اول ریاست‌جمهوری خود، دونالد ترامپ رویکردی معامله‌محور (transactional) داشت که گاهی با رویکرد رقابتی (competitive) تیمش تفاوت داشت. این دو تمایل متضاد، به احتمال زیاد در دوره دوم ترامپ نیز ادامه خواهد یافت. اما با وجود عدم قطعیت در مورد نحوه برخورد دولت ترامپ با چین، چالش اصلی آن روشن است: موقعیت‌یابی ایالات متحده برای رقابت مؤثرتر با چین، در حالی که پنجره‌ای حیاتی در این رقابت در حال بسته شدن است.

چند جنبه اصلی که می‌تواند در سیاست‌های چین ایالات متحده در دوره دوم ترامپ تأثیرگذار باشد عبارتند از:

  1. رقابت اقتصادی و فناوری: ایالات متحده احتمالاً همچنان به رقابت با چین در حوزه‌های فناوری‌های پیشرفته مانند هوش مصنوعی، 5G و نیمه‌هادی‌ها ادامه خواهد داد. چین در این زمینه‌ها پیشرفت‌های زیادی داشته و ایالات متحده می‌خواهد همچنان به رهبری خود در این بخش‌ها دست یابد.

  2. فشارهای تجاری و اقتصادی: سیاست دولت ترامپ ممکن است همچنان بر کاهش کسری تجاری با چین تمرکز داشته باشد و از ابزارهایی مانند تعرفه‌ها یا تحریم‌ها برای مقابله با چین استفاده کند. با این حال، ممکن است در عین حال توافقاتی نیز برای دستیابی به نتایج کوتاه‌مدت انجام دهد.

  3. استراتژی ژئوپولیتیکی و نظامی: ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود ممکن است همچنان به رویکرد سخت‌گیرانه در برابر چین در منطقه هند-پاسفیک ادامه دهد، به ویژه در مسائلی مانند تایوان و دریای چین جنوبی. این می‌تواند شامل تقویت ائتلاف‌های ایالات متحده با کشورهای منطقه و حمایت از ترتیبات امنیتی منطقه‌ای برای مقابله با نفوذ چین باشد.

در مقابل، چین احتمالاً واکنش‌هایی خواهد داشت که بر اساس اهداف اقتصادی، فناوری و ژئوپولیتیکی خود شکل می‌گیرد:

  • خودکفایی و پیشرفت فناوری: چین به احتمال زیاد به تلاش خود برای خودکفایی در فناوری و کاهش وابستگی به کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده ادامه خواهد داد. این شامل سرمایه‌گذاری بیشتر در صنایع داخلی و فناوری‌های نوین است تا تاثیر تحریم‌ها و تعرفه‌های ایالات متحده را کاهش دهد.

  • درگیر شدن دیپلماتیک: چین حتی در صورت تشدید تنش‌ها، به دنبال دیپلماسی خواهد بود و در حوزه‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، سلامت جهانی و امنیت بین‌المللی که ممکن است برای هر دو طرف منفعت داشته باشد، تعامل خواهد کرد.

  • نمایش قدرت نظامی: چین احتمالاً به تقویت قدرت نظامی خود، به‌ویژه در تنگه تایوان و مناطق مورد مناقشه مانند دریای چین جنوبی ادامه خواهد داد. علاوه بر این، چین به افزایش نفوذ خود در سازمان‌های جهانی و موسسات بین‌المللی به منظور مقابله با تلاش‌های ایالات متحده برای محدود کردن آن خواهد پرداخت.

در نهایت، چالش اصلی برای ایالات متحده در دوران دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، مدیریت این رقابت چندجانبه با چین است؛ یعنی تعادل میان رقابت اقتصادی، رهبری فناوری و استراتژی‌های ژئوپولیتیکی، در حالی که خطرات تشدید در حوزه‌های تجاری و نظامی را به حداقل می‌رساند. چین نیز در تلاش خواهد بود تا مسیر رشد خود را حفظ کرده و نفوذ جهانی خود را گسترش دهد.

«جمهوری اسلامی آماده مذاکره است، از جمله با آمریکا»؛ مقاله ظریف در نشریه فارین افرز

عکسی از یک گرافیتی در تهران. دستهای دو نفر دیده میشوند که با هم در حال دست دادن هستند. آستین یکی از دستها پرچم ایران و آستین دیگری، پرچم آمریکاست.

منبع تصویر،GETTY IMAGES

اطلاعات مقاله

  • نویسنده,کیوان حسینی
  • شغل,بی‌بی‌سی
  • ۱۳ آذر ۱۴۰۳ - ۳ دسامبر ۲۰۲۴

«جمهوری اسلامی آماده مذاکره است، از جمله با آمریکا».

این جمله بخشی از عنوان مقاله‌ای است که محمد جواد ظریف در روز دوشنبه در نشریه آمریکایی «فارین‌ افرز» منتشر کرد؛ نشریه‌ای که یکی از مهم‌ترین رسانه‌های نخبگان روابط بین‌الملل در آمریکاست. عنوان اصلی مقاله هم این است: «راه صلح از نظر ایران چه شکلی است؟»

در روزهایی که به دلیل پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا، نگرانی‌ها از تنش نظامی در خاورمیانه و حتی وقوعی جنگی فراگیرتر افزایش یافته، مقاله آقای ظریف در واقع بخشی از یک کارزار گسترده‌تر است که از سوی برخی ازچهره‌های جمهوری اسلامی ایران آغاز شده است: انتقال پیامی مسالمت‌جویانه به ترامپ و اطرافیانش که در کمتر از ۵۰ روز دیگر قدرت را در واشنگتن در دست می‌گیرند.

در این مقاله، تصویری که آقای ظریف به عنوان معاون رئیس‌جمهور در امور استراتژیک، از مسعود پزشکیان ارائه می‌کند، تصویر یک رهبر سیاسی واقع‌گراست که آماده است از مسیر «دیپلماسی انعطاف‌پذیر»، اختلافات ایران را با آمریکا و دیگر کشورهای غربی حل و فصل کند. حکومت ایران متهم است که به عرف و قوانین بین‌المللی بی‌توجه است و بر اساس اولویت‌های ایدئولوژی اسلامگرایی شیعه به گروه‌های شبه‌نظامی در کشورهای مختلف کمک می‌کند. از نگاه منتقدان بین‌المللی، جمهوری اسلامی ایران حاکمیت ملی این کشورها را نقض می‌کند و به ثباتی و ناآرامی در منطقه دامن می‌زند.

حالا اما آقای ظریف می‌گوید پزشکیان آماده است که از «پارادایم‌های کهنه» دست بردارد. ظریف نوشته که پزشکیان به دنبال همکاری با کشورهای همسایه و تقویت روابط ایران با متحدانش است، «اما او خواستار تعاملی سازنده با غرب نیز هست». او نوشته است که دولت پزشکیان برای «مدیریت تنش» با آمریکای ترامپ آماده است و رئیس‌جمهور ایران امیدوار است که مذاکراتی «درباره توافق هسته‌ای و به شکل بالقوه درباره مسایل دیگر» انجام شود.

بی بی سی

با رای ‎#دیوان کیفری بین المللی(ICC#)حکم جلب ‎#نتانیاهو در ۱۲۴ کشور صادر شد
اساسنامه رم ۱۹۹۸،یکی از بزرگترین دستاوردهای ملت هاست که طبق آن هیچ مقامی در دنیا اگر علیه بشر جنایت کند،مصونیت ندارد

تام کاتن: دادگاه کیفری بین المللی یک دادگاه نمایشی-الکی است و کریم خان یک متعصب دیوانه است. وای بر او و هرکسی که سعی در اجرای این حکم های قانون شکن [بازداشت نتنانیاهو و گالانت] دارد. اجازه دهید به همه آنها یادآوری دوستانه بدهم: قانون آمریکا در مورد دیوان بین المللی کیفری دلیلی هست که قوانین امریکا در‌باره دیوان لاهه «قانون حمله به لاهه» نامیده میشود. خوب به‌این‌حرف‌فکر‌کنید!

🔹قانون تهاجم لاهه که در سال ۲۰۰۲ تصویب شد، به ایالات متحده اجازه می دهد تا برای آزادی آمریکایی ها یا متحدان بازداشت شده اش توسط دیوان بین المللی کیفری از زور استفاده کند.

‏دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) روز پنجشنبه احکام بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین این کشور را صادر کرد. این خبر در بیانیه‌ای رسمی که در حساب کاربری دیوان در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شد، اعلام شد.

دیوان کیفری بین‌المللی در تصمیم خود، اعتراضات دولت اسرائیل نسبت به صلاحیت این دادگاه در رسیدگی به پرونده‌های مرتبط با شکایت فلسطینیان را رد کرد. بر اساس بیانیه دیوان، شعبه مقدماتی اول دیوان، درخواست صادر شدن احکام بازداشت را تأیید و اعتراضات اسرائیل را غیرقابل قبول دانسته است.

دولت اسرائیل در ماه سپتامبر به صورت رسمی نسبت به درخواست دادستان دیوان کیفری برای صدور حکم بازداشت علیه نتانیاهو و گالانت اعتراض کرده بود. این کشور مدعی است که دیوان کیفری بین‌المللی صلاحیت رسیدگی به شکایت فلسطینیان را ندارد و چنین اقدامی غیرقانونی است.

این اقدام دیوان کیفری بین‌المللی واکنش‌های گسترده‌ای را در محافل سیاسی و حقوقی جهان به دنبال داشته است. منتقدان اسرائیل این تصمیم را گامی مهم در مسیر عدالت برای فلسطینیان دانسته‌اند، در حالی که حامیان اسرائیل آن را اقدامی جانبدارانه و سیاسی تلقی کرده‌اند.
با صدور این احکام بازداشت، احتمالاً تنش‌های دیپلماتیک میان اسرائیل و جامعه بین‌المللی افزایش خواهد یافت. نتانیاهو و گالانت ممکن است با محدودیت‌های جدی در سفرهای بین‌المللی خود روبرو شوند، زیرا کشورهای عضو دیوان کیفری بین‌المللی موظف به اجرای این احکام هستند.
این اقدام، فشارها بر دولت نتانیاهو را در بحبوحه بحران‌های سیاسی و امنیتی داخلی و منطقه‌ای بیش از پیش افزایش خواهد داد.

سوال درست این نیست که تبعات این حکم برای اسرائیل چیست. سوال درست اینه که تبعاتش برای دیوان بین المللی کیفری چیست. در سال ۲۰۲۰ وقتی دادستان دیوان آمریکا رو در کیفرخواستش متهم کرد، دولت ترامپ شخص دادستان رو ممنوع العامله با آمریکاییها و اموال او همکارانش رو در امریکا مسدود کرد.

با رای ‎#دیوان کیفری بین المللی(ICC#)حکم جلب ‎#نتانیاهو در ۱۲۴ کشور صادر شد
اساسنامه رم ۱۹۹۸،یکی از بزرگترین دستاوردهای ملت هاست که طبق آن هیچ مقامی در دنیا اگر علیه بشر جنایت کند،مصونیت ندارد

تام کاتن: دادگاه کیفری بین المللی یک دادگاه نمایشی-الکی است و کریم خان یک متعصب دیوانه است. وای بر او و هرکسی که سعی در اجرای این حکم های قانون شکن [بازداشت نتنانیاهو و گالانت] دارد. اجازه دهید به همه آنها یادآوری دوستانه بدهم: قانون آمریکا در مورد دیوان بین المللی کیفری دلیلی هست که قوانین امریکا در‌باره دیوان لاهه «قانون حمله به لاهه» نامیده میشود. خوب به‌این‌حرف‌فکر‌کنید!

🔹قانون تهاجم لاهه که در سال ۲۰۰۲ تصویب شد، به ایالات متحده اجازه می دهد تا برای آزادی آمریکایی ها یا متحدان بازداشت شده اش توسط دیوان بین المللی کیفری از زور استفاده کند.

سوال درست این نیست که تبعات این حکم برای اسرائیل چیست. سوال درست اینه که تبعاتش برای دیوان بین المللی کیفری چیست. در سال ۲۰۲۰ وقتی دادستان دیوان آمریکا رو در کیفرخواستش متهم کرد، دولت ترامپ شخص دادستان رو ممنوع العامله با آمریکاییها و اموال او همکارانش رو در امریکا مسدود کرد.

با رای ‎#دیوان کیفری بین المللی(ICC#)حکم جلب ‎#نتانیاهو در ۱۲۴ کشور صادر شد
اساسنامه رم ۱۹۹۸،یکی از بزرگترین دستاوردهای ملت هاست که طبق آن هیچ مقامی در دنیا اگر علیه بشر جنایت کند،مصونیت ندارد

تام کاتن: دادگاه کیفری بین المللی یک دادگاه نمایشی-الکی است و کریم خان یک متعصب دیوانه است. وای بر او و هرکسی که سعی در اجرای این حکم های قانون شکن [بازداشت نتنانیاهو و گالانت] دارد. اجازه دهید به همه آنها یادآوری دوستانه بدهم: قانون آمریکا در مورد دیوان بین المللی کیفری دلیلی هست که قوانین امریکا در‌باره دیوان لاهه «قانون حمله به لاهه» نامیده میشود. خوب به‌این‌حرف‌فکر‌کنید!

🔹قانون تهاجم لاهه که در سال ۲۰۰۲ تصویب شد، به ایالات متحده اجازه می دهد تا برای آزادی آمریکایی ها یا متحدان بازداشت شده اش توسط دیوان بین المللی کیفری از زور استفاده کند.

با رای ‎#دیوان کیفری بین المللی(ICC#)حکم جلب ‎#نتانیاهو در ۱۲۴ کشور صادر شد
اساسنامه رم ۱۹۹۸،یکی از بزرگترین دستاوردهای ملت هاست که طبق آن هیچ مقامی در دنیا اگر علیه بشر جنایت کند،مصونیت ندارد.

با رای ‎#دیوان کیفری بین المللی(ICC#)حکم جلب ‎#نتانیاهو در ۱۲۴ کشور صادر شد
اساسنامه رم ۱۹۹۸،یکی از بزرگترین دستاوردهای ملت هاست که طبق آن هیچ مقامی در دنیا اگر علیه بشر جنایت کند،مصونیت ندارد.

اسراییل

با رای ‎#دیوان کیفری بین المللی(ICC#)حکم جلب ‎#نتانیاهو در ۱۲۴ کشور صادر شد،که متاسفانه ایران در میان آنها نیست،یعنی خودش را ملزم به جلب چنین جنایتکارانی نکرده است.
اساسنامه رم ۱۹۹۸،یکی از بزرگترین دستاوردهای ملت هاست که طبق آن هیچ مقامی در دنیا اگر علیه بشر جنایت کند،مصونیت ندارد.