بسمه تعالی
موضوع ارائه: صادق هدایت
عنوان درس: تاریخ تفکر معاصر
استاد گرامی: آقای دکتر اسداله اطهری
مهری جدی- دانشجوی ترم چهارم برنامه ریزی فرهنگی
بهار 94
بیوگرافی :
صادق هدایت در سال 1280 ه.ش به دنیا آمد. پدر
بزرگش رئیس مدرسه ی دارالفنون و وزیر علوم بود. پدرش مشاور وزرا و مدیر کل ثبت
اسناد و املاک ، مادرش دختر مخبر السطنه ، برادر بزرگش معاون نخست وزیر و قاضی
دیوان عالی کشور و آن یکی برادرش رئیس دانشکده ی افسری در دوره رضاخان بودند و یکی
از خواهرانش همسر سپهبد علی رزم آرا نخست وزیر محمد رضا پهلوی بود. هدایت در شش
سالگی به دبستان علمیه فرستاده شد و با پایان تحصیلات ابتدایی به مدرسه ی
دارالفنون رفت در سال 1295 مدرسه ی دارالفنون را به سبب بیماری چشم ترک کرد. یک
سال بعد به مدرسه ی سن لوئی رفت و در بیست و چهار سالگی به تحصیل در این
مدرسه پایان داد. یک سال بعد به بلژیک رفت و در مدرسه ی مهندسی شهر گان مشغول
شد و پس از هشت ماه اخراج شد. با نفوذی که خانواده اش در دستگاه دولت داشتند وی به
پاریس رفت و در رشته ی ساختمان مشغول به آموختن شد اما دو سال بعد آن را رها کرد.
هدایت در سال 1307 کوشید تا خود را در رودخانه ی مان غرق کند. سپس
به ایران بازگشت و در بانک ملی استخدام شد اما یک سال بعد استعفا داد. به اداره ی
کل تجارت رفت و در سال 1313 استعفا داد. سپس به امور خارجه رفت و یک سال بعد
استعفا داد. در شرکت سهامی کل ساختمان مشغول به کار شد تا اینکه با تلاش خانواده
اش به بمبئی رفت .او یک سال در هند بود و
آنجا زبان پهلوی آموخت و به ایران بازگشت (1316) به استخدام بانک ملی درآمد اما
استعفا داد.در سال 1317 به وزارت فرهنگ رفت و سه سال بعد مترجم دانشکده ی هنرهای
زیبا شد و تا پایان حضور در ایران به این کار مشغول بود در سال 1324 به واسطه ی نزدیکی
که با اعضای حزب توده داشت به تاشکند سفر کرد و در سال 1329 به پاریس رفت بعد از
چهار ماه اقامت و سی و سه روز بعد از ترور شوهر خواهرش – رزم
آرا - در 19 فروردین 1330 در یک آپارتمان استیجاری با گاز دست به خودکشی زد. او در
آخرین ماه های عمرش کوشید همه ی نوشته ها ی منتشر نشده و باقی مانده ی خود را به
جز دو اثر شدیدا ضد اسلامی اش یعنی "البعثه الا سلامیه الی البلاد
الافرنجیه" و" توپ مرواری" را از بین ببرد.
الگوی نظام فکری او در آثارش :
دوره زندگی صادق هدایت دوره
بحران و به تعبیری دوره گذاربود به طوری که تاریخ تولد ایشان مطابق با دوره
نهضت مشروطه و حوادث پس از آن بود. دوره بحرانی كه از پی ناكامی نهضت مشروطه
حادث میشود. مختصات این دوره بحرانی و فضای ناامن آنرا در آثار هدایت میتوان
مشاهده كرد. شبه مدرنیسم اروپایی، احساس حقارت ایرانی در مواجهه با
دستاوردهای صنعتی و فكری مغرب زمین، حاكمیت خرافهها، حاكمیت فرهنگ تودهای
مدرن كه از سوی رژیم استبداد و با همكاری بخشی بزرگ از نخبگان فكری و
سیاسی شیفته غرب تحقق مییابد كه نگاه باستان گرایانه آرمانی بخشی از
آنست. عقبماندگی فكری، فرهنگی دوره نامبرده، تنشهای سیاسی، تحقق شبه
مدرنیسم رضاخانی، ایدئولوژیسازی برای رژیم، فضای استبدادی، استعمار خارجی، در
مجموع شرائط داخلی و بینالمللی، حضور ایدئولوژی دست چپ در بخشی از پیكره
جامعه، اصلاحطلبی برخی دیگر، آرأ برآمده از مغرب زمین و...آثار صادق هدایت
مملو از انفعال ، رخوت و وادادگی در برابر وضعیت بحران زده پس از مشروطیت است.
نهیلیسم ادبی او که وام دار نویسندگانی چون فرانتس کافکا ،آلبر کامو ، سال بلو
و.. است عالمی را در پس داستان هایش خلق نمود که مهمترین ویژگی آن نیست انگاری از
ذات حق تعالی ست.ریشه این نیست انگاری را می توان در تلقی یهود زده هدایت از خدا
دانست که مشابه آن در آثار کافکا نیز یافت می شد. خدا در جهان بینی هدایت منشاء شر
و خشم بر انسان است و آن را آفریده و سپس رها نموده است.به نظر می رسد سرخوردگی و
عدم مبارزه طلبی با فورماسون غرب زده ی پس از مشروطه و تن دادن به نهادینه گشتن
مناسبات آن، موجب بروز نهیلیسم شوم و یاس آور صادق هدایت شد لذا این روند در تاریخ
داستان کوتاه ، خصوصا داستانهای کوتاه هدایت نمایانگر عمق رخوت روشنفکران پس از
مشروطه برای مبارزه با غرب زدگی بود. هدایت از نخبگان نسل دوم ناسیونالیست
ایران است كه فعالیتهای فرهنگی خود را به موازات گروههای ناسیونالیست
رسمی و دولتی تا سالهای پایانی عمر خود ادامه داد.
مهمترین شاخصه ها و مولفه های مدرنیته در دیدگاه صادق
هدایت:
جهتگیریهای
اجتماعی او از خلال مجموعه آثارش میسر است و تنها با الهام از منظومه فكری
اوست كه میتوان به تفسیر او نشست.
سه
مقوله ایران، دین اسلام و غرب از مسائل مهم و كلیدی و محوری مورد بحث
جامعه روشنفكری ماست كه خود را در سه مؤلفه نیاكانپرستی افراطی، دینستیزی
و فرنگی مآبی نشان میدهد. .
آنگاه كه این ناسیونالیسم در پیوند با مدرنیسم و دینزدائی عصر قرار میگیرد
شاكله ادبیات فارسی این دوره را پی میریزد.و دیدگاه ناسیونالیسم رمانتیک را
شکل داده است.حرکت شتاب زده جامعه عصر رضاخان به سوی مدرنیته و نیاز کارگاه های صنعتی به نیروی کار ارزان قیمت
با ساعت کار طولانی موجب هجوم مردمان فقر زده و محروم از روستاها شد و استقرار
آنان شهر را به جنوب و شمال تقسیم نمود جنوب شهر منزلگاه همین کارگران استعمار شده
بود که تنها محلی برای بازیابی نیروی کارشان تلقی می شد. لذا بر اساس تعبیر آقای دکتر همایون کاتوزیان
نظام فکری هدایت از آثارش در چنین شرایطی عبارت بود از:
1- رئالیسم اجتماعی که مهمترین ویژگی آن تسلیم در برابر وضعیت
موجود بود.
2- پارادکس حفظ ارزشهای گذشته ناسیونالیسم گذشته گرا و
تجدد ایران از طریق مضامین آثاراو نشان
از فقر ناشی از توسعه اقتصادی رضا شاه بود و بحران هویت تاریخی ایران را با ظهور
تجدد خواهی نمایانگر می ساخت. این تجدد در همه طبقات
مردم بهخوبی مشاهده میشود. رفته رفته افكار عوض شده، رفتار و روش دیرین
تغییر میكند و آنچه قدیمی است منسوخ و متروك میگردد. تنها چیزیكه در این
تغییرات مایه تأسف
است، فراموش شدن و از بین رفتن دستهای از افسانهها، قصهها، پندارها و
ترانههای ملی است كه از پیشینیان به یادگار مانده و تنها در سینهها محفوظ
است. از شاعرانی همچون رودكی، فردوسی، مولانا، حافظ و خیام به نیكی یاد میكند.
ولی بیش از همه به خیام علاقمند است.همچون اندیشه های میرزا آقاخان كرمانی
و آخوندزاده ضدیت شدیدی با ارزشهای بومی نشان میدهد و آنها را یكسره
خرافات و جهل میداند ولی آنجا كه یأس و نومیدی خویش را به نمایش میگذارد
از خیام مدد میجوید (یأس فلسفی ،پرداختن او به موضوع ایران)
3-
بی اعتبار دانستن و در عین حال استهزاء باورهای سنتی و مذهبی ، در آثار
هدایت از جایگاه ویژه ای برخوردار است : فرزانه رفیق صادق
هدایت در
کاباره پاریس به همراه صادق هدایت بود او پس از انکه متوجه می شود کسانی که با
آرایش زنانه و لباس زنانه از آنها پذیرایی می کنند مرد هستند به صادق هدایت می
گوید : آدم یاد تعزیه های خودمان می افتد که مرد ها رل زن را بازی می کنند ! هدایت
در جواب می گوید : مرده شور ! چقدر اظهار لحیه می کنی ! جای اینکه شکر کنی که
به هم چو جایی آوردمت که در خواب هم نمی دیدی می خواهی مرا از اینجا خرکشان ببری
تو تکیه !( یاد صادق هدایت ص 626)
-احمد فردید
فیلسوف ایرانی که با صادق هدایت آشنا بود در مورد وی می نویسد : هدایت به تمام سنن گذشته بدو بیراه می گفت و به آداب و رسوم
خانوادگی دشنام می داد ! اندیشه های صادق هدایت ص 628
-در پاریس وقتی
به رستورانی ایرانی به همراه رفیق خود میرود به وی گوید : حس می کنی ؟ بوی گند
اغذیه ایرانی را حس می کنی ؟ دقت کردم راست می گفت ! بوی کباب و قرمه سبزی می آمد
! (آشنایی با صادق هدایت ، ص 144
او در نامه اش به مجتبی مینوی در مورد بازگشت
به ایران چنین می نویسد : از فکر برگشتن به مملکت مشدی نقی و مشدی تقی
لرز به تنم می افتد ! و یک تنوع آشوب کهنه تو حلقم میاد ! (صادق هدایت از افسانه
تا واقعیت ص 30
-
تمسخر حاجی آقا به عنوان فرد متدینی که چندان هم قید و بند
دینی ندارد و فردی ریاکار است و فردی شلخته و از نظر سرو وضع نا مناسب است و "منفعت طلبی او حاجی برای روز مبادا به مذهب هم
معتقد بود و به دنیا اعتقاد محکمی نداشت و میگفت مگر نمی شود با پول حج و و نماز و
روزه را خرید؟"
4- تجدد گرایی و شیفتگی به غرب وتنفر از کشور :مواضع هدایت، نوشتههایش، منش او و حتی
انتخاب دوستان متجدد و همنشینی با این گروه حكایت از شیفتگی به غرب است.
"ما کدام شاهکار را داشته ایم ؟ یک دکمه یک سوزن
نمی توانیم بسازیم . اگر کسی علاقه به زندگی داشته باشد باید بره فرنگستون . اصلا
خاک مرده تو این مملکت پاشیده اند و..."
5- رخوت وناامیدی :با انتشار "انسان و حیوان" و "فوائد
گیاهخواری" بدبینی از هستی و بویژه از انسانها را ترسیم نمود.
6- بی دینی و نهیلیسم (پوچ
گرایی) که از و خصائص مدرنیته و بن بست عصر جدید به حساب میآید با وجود اینکه او خانواده مسلمان بدنیا می آید به اندیشه های
یهود علاقه مند می شود.هدایت در آثاری چون "توپ مروارید " ،
"افسانه آفرینش" ، " بوف کور" متصور عالمی ست که در آن خدایی
حضور ندارد و شخصیت های آن مبتلا به یاس و واماندگی اند. "افسانه
آفرینش" او در حال مبارزه با هرگونه ایده و اتکا به الوهیت است. هدایت در آثاری همچون "توپ مروارید" ،
"علویه خانم" به طرز غضب آلود به تشیع نیز تنفر می ورزد. تقدس گرایی و
هر گونه باور معنوی در اندیشه هدایت توسط نوعی از جنسیت زدگی و عصبیت طرد میگردد و
تا راه برای ظهور نهیلیسم جهان سومی ادبیات او باز گردد . هدایت نیز مطابق الگوی
غالب عصر خود غایتی دینستیزانه دارد، از اینرو سعی او بر آن است كه با هر
خرافهای بهنام دین مبارزه نماید.
اولین
تألیف ضد دینی او تحت عنوان "البعث الاسلامیه فی البلاد
الافرنجیه" بهصورت سه گزارش و در قالب طنز در ۱۳۰۹ به
رشته تحریر درآمد كه در آن اسلام را به مسخره میگیرد. در داستان
"علویه خانم" در ۱۳۱۲ با به تمسخر گرفتن زوار حضرت ثامن الائمه،
تمام بدبختی و نابسامانی جامعه را از این گروه میداند. و در قصه ولنگاری
به سال ۱۳۲۳ موضوع پراهمیت ظهور
حضرت مهدی(عج) را كه از ریشهدارترین و متقنترین مباحث شیعه است به بازی
میگیرد. سپس در ۱۳۲۴ كتاب "حاجی آقا" را به قصد تمسخر آداب و
سنن مسلمانان مینویسد.
او می
گوید : همانطور كه امروز ناگزیریم از لحاظ علمی و هنری و فنی از دنیای
متمدن استفاده كنیم از لحاظ ادبی و فكری نیز راه دیگری در دسترس ما
نخواهد بود و برای این منظور نیازمند به ترجمه دقیق و صحیح آثار ادبی دنیا
هستیم."
"... ولی هیچوقت نه مسجد و نه صدای اذان و نه وضو و دولا
و راست شدن در مقابل یك قادر متعال و صاحب اختیار مطلق كه باید تنها به
زبان عربی با او اختلاط كرد، در من تأثیر نداشته است."
از
دیگر جلوه های مدرنیته در اندیشه های صادق هدایت که برگرفته از مطالعه کتاب حاجی
آقاست به شرح زیر است :
7-
مدرنیته سیاسی و اعتقاد به
پیروی از آزادی ودموکراسی :
"حاجی شهرت خاصی در بین مردم
داشت با مقامات مهم داخلی و خارجی ارتباط داشت و اعضاء کابینه را از قبل می دانست
و..."
حاجی به طرفداران مشروطه می گفت من خودم پیش
قراول آزادی بودم. چاپ روزنامه کردم با سید جمال الدین مرحوم مشارکت داشتم
و... "اگر دموکراسی این است که من
همه عمرم دموکرات بوده ام."
8-
توجه به مقتضیات زمان :
اعتقاد به مذهب و اخلاق همه دکانداری است اما
باید تقیه کرد چون در نظرعوام مهم است . نان را باید به نرخ روز خورد . من خودم
مسلمان هستم اما تعصب ندارم.هر زمان یک چیز را می خواهد من همش با آخوندها کشمکش
دارم و...
9-
توجه به مدرنیته زیباشناختی
و توجه به سبک زندگی و ظواهر روز مره زندگی :
چیزی
که مهم است طرز غذا خوردن ، سلام و تعارف ، معاشرت رقصدین و جلب اعتماد است .
10-توجه
به مدرنیته اقتصادی و سرمایه داری دینی:
آنچه
مهم است این است که اگر تو دنیا پول داشته باشی افتخار ، اعتبار ، شرف ، ناموس و
همه چیز داری و روزنامه نویس وزیر و وکیل
همه نوکرت می شوند.
11-مدرنیته
علمی:
با
وجود ترس از دوای فرنگ مجبور شد که برای تسکین دردش آنژیوکد بزند و بالاخره راضی
شد که به بیمارستان برود.
12-توجه
به مباحث توسعه :
"ژاپن
که خیلی بعد از ما به ظرافت افتاده حالا کسی نیست بهش بگه بالای چشت ابروست."
دلایل عدم دستیابی مردم ایران به مدرنیته از نظر صادق
هدایت:
-
سنت گرایی و مذهب اسلام كنار نهادن دین از عرصه مناسبات
سیاسی، اجتماعی و اقتصادی
-
عدم تحقق مدرنیته در دوران
نوسازی رضاخان و سرخوردگی ایرانیان
دیدگاه دیگران در خصوص صادق هدایت:
دکتر
کاتوزیان آثار صادق هدایت را در قالب چهار دسته تقسیم می کند.
دستهی
اول شامل داستانهای رئاليستی و نگارشی (مدرن ) است از جمله طلب
آمرزش و علویه خانم
نويسنده
کوشیده با نگاهی واقعگرایانه به شخصیتهای مخلوق خود بنگردو سعی دارد قضاوتی نداشته باشد و اگر قضاوتی هم صورت گيرد،
عمدتاً منفی ست. علويه خانم، يقبه باشی و ميرزا يدالله و مشهدی شمعباز و عزيز آقا
در هر صورت نويسنده هيچ قضاوت ملموس منقدانهای نسبت به گفتار و كردار شخصيتهای
اين داستانها در نوشتهاش نمیكند كه اين
خود نشان از رئاليستی بودن، نگارشی بودن و در نتیجه : مدرن بودن اين آثار است.
دستهی دوم آثار هدايت در اين طبقهبندی شامل آثار
ناسيوناليستی و رمانتيک او میشوند. مثل داستان"پروین دختر ساسان" "آخرین
لبخند" و "سایهی مغول" که در
این آثار گاه كار به شعار دادن و حتی ناسزا گفتن میكشد. که متاثر از افكار و عقايد نويسنده، خوانشیتر بوده
و در نتيجه كلاسيک شمرده میشوند.
دستهی سوم داستانهای هدايت داستانهای طنزآميز و
طنزنامههای اویند. مثل وغوغ ساهاب، حاجی آقا، قضیه زیر بته که ته مايه و ماهيت اين نوشتهها هم بيشتر خوانشی
بوده و به مفاهيم سنتی نزديکترند.
دستهی چهارم روانداستان ها هستند كه مهمترين داستانهای
صادق هدايت و معروفترينهایشان هم در همين دسته قرار میگيرند: «بوف كور، زنده بگور، مردی كه
نفسش را كشت، عروسک پشت پرده
روان داستان ها به ذهنيات مربوط است، اعم از
روانشناسی، فلسفه، هستیشناسی و متافيزيک که حضوری
عاطفی و روانشناختی ست، نه عقلی و اجتماعی. يعنی اين آثار بيشتر نگارشیاند تا
خوانشی و در نتيجه جزو آثار مدرن به حساب میآيند. وجود تكنيکهای مدرن نظير عكسبرگردانی،
اتفاق افتادن داستان در دو زمان و عدم محدوديت داستان به فرهنگ و اجتماعی خاص و
حتی مخالفت با شكل ايدهآليستی و افلاطونی و سنتی عشق به زن و… را
میتوان از ويژگیهای مهم روانداستانهای هدايت دانست كه هر يک به بيانی از تاثير
مدرنيته در آثار او حكايت دارند.
يكی
ديگر از مسائل همواره مطرح در روانداستانهای هدايت مسالهی زن است كه هدايت با
نگاه سنتی و ايدهآليستی به زن در نگاه مرد موافق نبود. هدایت تمامی شخصیتهای ایدهآل زن داستانهای خود را به شکل
موجوداتی خیالی میدید که محکوماند به نیستی و نابودی. مثلا زن اسیری در «بوف کور که انسان نیست و مجسمه زن در عروسک پشت
پرده ، که این یکی هم نمادی ست از زنی کامل و اسطورهای اما فاقد نمود واقعی
شرح حال صادق هدایت به قلم خودش در آذر ۱۳۲۴:
شرح حال من هیچ نکته برجستهای در بر ندارد نه پیش آمد قابل
توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشتهام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه
شاگرد درخشانی بودهام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه رو شدم.در اداراتی که
کارکردهام همیشه عضو مبهم و گمنامی بودهام و روسایم از من دل خونی داشتند به
طوری که هر وقت استعفا دادهام با شادی هذیان آوری پذیرفته شدهاست .روی هم رفته موجود وازده بی مصرفی قضاوت محیط درباره من میباشد و شاید هم
حقیقت در همین باشد.
آثار صادق هدایت
۱- داستانها: زنده بگور، ولنگاری، حاجی آقا، فردا،
توپ مروارید
. ۲- نمایشنامه
ها: پروین دختر ساسان، مازیار، افسانه آفرینش.
۳- آثار
تحقیقی: فوائد گیاه خواری، انسان و حیوان، ترانه های خیام، پیام کافکا.
۴- سفرنامه ها: اصفهان نصف جهان، در جاده نمک
. ۵- فرهنگ عامه: اوسانه، نیرنگستان، فلکلور یا فرهنگ توده.
۶- گجسته
ابالش، کارنامه اردشیر بابکان، گزارش گمان شکن، یادگار جاماسب، زند و هومن سن،
شهرستان ایران شهر ترجمه از متن پهلوی.
۷- دیوار،
مسخ گراکوس شکارچی: ترجمه از فرانسه.(۲)
انتشار کتابهای صادق هدایت در حالی در ایران ممنوع شده است
و هیچ کتابی از او اجازه فروش ندارد که کتابهای او در اروپا و از سوی یک ناشر
انگلیسی منتشر میشود و پخش آنها را نیز سایت آمازون برعهده گرفته که تا به حال و
تنها طی دو سال، بیش از 50 هزار نسخه از این آثار در سراسر دنیا توزیع شده است برخی از آثار او پس
از انقلاب چاپ شده اما هیچ یک تجدید چاپ نشده است.
برادرزاده
صادق هدایت روز 17 اسفند 1392 در
گفتوگویی بسیار جالب و خواندنی با
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)
گفت: در دولت احمدینژاد به ناشر جدید اجازه چاپ آثار صادق هدایت داده نشد، اما
قبل از آن به تعداد زیادی از ناشران مجوز انتشار کارهای هدایت را دادند. در آن
دوران ما تمام این آثار را بررسی کردیم و دیدیم متأسفانه به طور وحشتناکی به
تغییر، تحریف و حذف آلودهاند. اینها آثار صادق هدایت نیست؛ کاریکاتوری است از
آثار هدایت. جهانگیر هدایت میگوید بسیاری از کارهایی که از صادق هدایت چاپ شده به
تغییر، تحریف و حذف آلوده است.
جهانگیر
هدایت درباره آثاری که ناشران مورد اشارهاش از صادق هدایت منتشر کردهاند، اظهار
کرد: از نظر ما خاندان هدایت، کار ناشرانی اصالت دارد که متن آثارشان را از ما
گرفتهاند و با ما همکاری داشتهاند؛ این ناشران عبارتند از: نشر چشمه، انتشارات ورجاوند، نشر دید، نشر نظر،
انتشارات جاویدان و انتشارات صادق هدایت.
او در
ادامه افزود: کارهایی که نشر نگاه از صادق هدایت منتشر کرده، مشکل دارد. این
ناشران کتابها را به ارشاد میبرند، تمام کتاب را میزنند و کتاب مثلهشده را چاپ
میکنند، عکس رنگی صادق هدایت را هم روی جلد میزنند و به اسم کتاب هدایت میفروشند.
اگر کتاب چاپ نشود، بهتر از این است که چیزی چاپ شود که هدایت آن را ننوشته است.
برادرزاده
صادق هدایت در عین حال درباره کتابهایی که دستفروشها عرضه میکنند و به شکل
افست تهیه شده است، گفت: اتفاقا
آن افستها از همه بهتر است؛ چون خود ما قبل از انقلاب اجازه چاپشان را دادهایم.
من قبل از انقلاب شخصا درباره چاپ این آثار نظر میدادم. بنابراین اصالت آثاری که
از روی آنها افست میشود، بیشتر است. ممکن
است اشتباه حروفچینی داشته باشند، اما سانسور نشدهاند.
جهانگیر
هدایت همچنین درباره وضعیت خانه صادق هدایت گفت: خانه صادق هدایت به انبار و زبالهدانی
بیمارستان امیراعلم تبدیل شده است.
چکیده
ای از کتاب حاجی آقا:
هدایت در داستان حاجی
آقا, به توصیف زندگی یک شخصیت تیپیک در قالبی نمایشی میپردازد. حاجی 'ابوتراب',
نماینده طبقهای است که با وجود ضعف و بیماری و افتادن در سراشیب زوال, همچنان بر
مسند قدرت است و میکوشد دیکتاتوری سیاه رضا شاه را تجدید و تحکیم کند... پس از
وقایع شهریور 1320 و سقوط رضاشاه, حاجی نیز چون بسیاری از همگنانش از تهران میگریزد؛
اما به زودی اوضاع عادی میشود و همه دزدها و خائنها و جاسوسها و جانیها و
همکاران حاجی که با او همسفر بودند پیروزمندانه به تهران برمیگردند و از طریق
احتکار غذا و دارو در دوران جنگ, سودهای کلان میبرند. حاجی در هشتی خانه مینشیند
و آدمهای گوناگون به دیدارش میآیند؛ در برخورد با هر یک از آنها, جنبهای از
شخصیت حاجی رو میشود. او سهامدار کارخانه, قاچاقچی و مقاطعه کار و مالک است و
هدایت.... او را در مرکز ثقل امور جاری جامعه قرار میدهد...'.