انتخابات تالش

تازه ترین خبرها

برچسب ها: افکار و اندیشه مردم تالش , ناگفته , تالشان نیوز , سهراب ستوده , انتخابات تالش , اطهری , نگاه احساسی مردم تالش در انتخابات , نگاهی به انتخابات در حوزه انتخابیه تالش؛ انگار قرار نیست نگاه احساسی و رویکرد هیجانی از افکار و اندیشه مردم تا ,

 

صادق هدایت

    بسمه تعالی

موضوع ارائه: صادق هدایت

عنوان درس: تاریخ تفکر معاصر

استاد گرامی: آقای دکتر اسداله اطهری

مهری جدی- دانشجوی ترم چهارم برنامه ریزی فرهنگی

بهار 94

*     بیوگرافی  :

 صادق هدایت در سال 1280 ه.ش به دنیا آمد. پدر بزرگش رئیس مدرسه ی دارالفنون و وزیر علوم بود. پدرش مشاور وزرا و مدیر کل ثبت اسناد و املاک ، مادرش دختر مخبر السطنه ، برادر بزرگش معاون نخست وزیر و قاضی دیوان عالی کشور و آن یکی برادرش رئیس دانشکده ی افسری در دوره رضاخان بودند و یکی از خواهرانش همسر سپهبد علی رزم آرا نخست وزیر محمد رضا پهلوی بود. هدایت در شش سالگی به دبستان علمیه فرستاده شد و با پایان تحصیلات ابتدایی به مدرسه ی دارالفنون رفت در سال 1295 مدرسه ی دارالفنون را به سبب بیماری چشم ترک کرد. یک سال بعد به مدرسه ی سن لوئی رفت و در بیست و چهار سالگی به تحصیل در این مدرسه پایان داد. یک سال بعد به بلژیک رفت و در مدرسه ی مهندسی شهر گان مشغول شد و پس از هشت ماه اخراج شد. با نفوذی که خانواده اش در دستگاه دولت داشتند وی به پاریس رفت و در رشته ی ساختمان مشغول به آموختن شد اما دو سال بعد آن را رها کرد. هدایت در سال 1307 کوشید تا خود را در رودخانه ی مان غرق کند.  سپس به ایران بازگشت و در بانک ملی استخدام شد اما یک سال بعد استعفا داد. به اداره ی کل تجارت رفت و در سال 1313 استعفا داد. سپس به امور خارجه رفت و یک سال بعد استعفا داد. در شرکت سهامی کل ساختمان مشغول به کار شد تا اینکه با تلاش خانواده اش  به بمبئی رفت .او یک سال در هند بود و آنجا زبان پهلوی آموخت و به ایران بازگشت (1316) به استخدام بانک ملی درآمد اما استعفا داد.در سال 1317 به وزارت فرهنگ رفت و سه سال بعد مترجم دانشکده ی هنرهای زیبا شد و تا پایان حضور در ایران به این کار مشغول بود در سال 1324 به واسطه ی نزدیکی که با اعضای حزب توده داشت به تاشکند سفر کرد و در سال 1329 به پاریس رفت بعد از چهار ماه اقامت و سی و سه روز بعد از ترور شوهر خواهرش رزم آرا - در 19 فروردین 1330 در یک آپارتمان استیجاری با گاز دست به خودکشی زد. او در آخرین ماه های عمرش کوشید همه ی نوشته ها ی منتشر نشده و باقی مانده ی خود را به جز دو اثر شدیدا ضد اسلامی اش یعنی "البعثه الا سلامیه الی البلاد الافرنجیه" و" توپ مرواری" را از بین ببرد.

*     الگوی نظام فکری او در آثارش :

دوره زندگی صادق هدایت دوره‌ بحران‌ و به‌ تعبیری‌ دوره‌ گذاربود به طوری که تاریخ تولد ایشان مطابق با دوره نهضت مشروطه و حوادث پس از آن بود. دوره‌ بحرانی‌ كه‌ از پی‌ ناكامی‌ نهضت‌ مشروطه‌ حادث‌ می‌شود. مختصات‌ این‌ دوره‌ بحرانی‌ و فضای‌ ناامن‌ آنرا در آثار هدایت می‌توان‌ مشاهده‌ كرد. شبه‌ مدرنیسم‌ اروپایی، احساس‌ حقارت‌ ایرانی‌ در مواجهه‌ با دستاوردهای‌ صنعتی‌ و فكری‌ مغرب‌ زمین، حاكمیت‌ خرافه‌ها، حاكمیت‌ فرهنگ‌ توده‌ای‌ مدرن‌ كه‌ از سوی‌ رژیم‌ استبداد و با همكاری‌ بخشی‌ بزرگ‌ از نخبگان‌ فكری‌ و سیاسی‌ شیفته‌ غرب‌ تحقق‌ می‌یابد كه‌ نگاه‌ باستان‌ گرایانه‌ آرمانی‌ بخشی‌ از آنست. عقب‌ماندگی‌ فكری، فرهنگی‌ دوره‌ نامبرده، تنش‌های‌ سیاسی، تحقق شبه‌ مدرنیسم‌ رضاخانی، ایدئولوژی‌سازی‌ برای‌ رژیم، فضای‌ استبدادی، استعمار خارجی، در مجموع‌ شرائط‌ داخلی‌ و بین‌المللی، حضور ایدئولوژی‌ دست‌ چپ‌ در بخشی‌ از پیكره‌ جامعه، اصلاح‌طلبی‌ برخی‌ دیگر، آرأ برآمده‌ از مغرب‌ زمین‌ و...آثار صادق هدایت مملو از انفعال ، رخوت و وادادگی در برابر وضعیت بحران زده پس از مشروطیت است. نهیلیسم ادبی او که وام دار نویسندگانی چون فرانتس کافکا ،آلبر کامو ، سال بلو و.. است عالمی را در پس داستان هایش خلق نمود که مهمترین ویژگی آن نیست انگاری از ذات حق تعالی ست.ریشه این نیست انگاری را می توان در تلقی یهود زده هدایت از خدا دانست که مشابه آن در آثار کافکا نیز یافت می شد. خدا در جهان بینی هدایت منشاء شر و خشم بر انسان است و آن را آفریده و سپس رها نموده است.به نظر می رسد سرخوردگی و عدم مبارزه طلبی با فورماسون غرب زده ی پس از مشروطه و تن دادن به نهادینه گشتن مناسبات آن، موجب بروز نهیلیسم شوم و یاس آور صادق هدایت شد لذا این روند در تاریخ داستان کوتاه ، خصوصا داستانهای کوتاه هدایت نمایانگر عمق رخوت روشنفکران پس از مشروطه برای مبارزه با غرب زدگی بود. هدایت‌ از نخبگان‌ نسل‌ دوم‌ ناسیونالیست‌ ایران‌ است‌ كه‌ فعالیت‌های‌ فرهنگی‌ خود را به‌ موازات‌ گروه‌های‌ ناسیونالیست‌ رسمی‌ و دولتی‌ تا سال‌های‌ پایانی‌ عمر خود ادامه‌ داد.

*     مهمترین شاخصه ها و مولفه های مدرنیته در دیدگاه صادق هدایت:

جهت‌گیری‌های‌ اجتماعی‌ او از خلال‌ مجموعه‌ آثارش‌ میسر است‌ و تنها با الهام‌ از منظومه‌ فكری‌ اوست‌ كه‌ می‌توان‌ به‌ تفسیر او نشست.

سه‌ مقوله‌ ایران، دین‌ اسلام‌ و غرب‌ از مسائل‌ مهم‌ و كلیدی‌ و محوری‌ مورد بحث‌ جامعه‌ روشنفكری‌ ماست‌ كه‌ خود را در سه‌ مؤ‌لفه‌ نیاكان‌پرستی‌ افراطی، دین‌ستیزی‌ و فرنگی‌ مآبی‌ نشان‌ می‌دهد. . آنگاه‌ كه‌ این‌ ناسیونالیسم‌ در پیوند با مدرنیسم‌ و دین‌زدائی‌ عصر قرار می‌گیرد شاكله‌ ادبیات‌ فارسی‌ این‌ دوره‌ را پی‌ می‌ریزد.و دیدگاه ناسیونالیسم رمانتیک را شکل داده است.حرکت شتاب زده جامعه عصر رضاخان به سوی مدرنیته و  نیاز کارگاه های صنعتی به نیروی کار ارزان قیمت با ساعت کار طولانی موجب هجوم مردمان فقر زده و محروم از روستاها شد و استقرار آنان شهر را به جنوب و شمال تقسیم نمود جنوب شهر منزلگاه همین کارگران استعمار شده بود که تنها محلی برای بازیابی نیروی کارشان تلقی می شد.  لذا بر اساس تعبیر آقای دکتر همایون کاتوزیان نظام فکری هدایت از آثارش در چنین شرایطی عبارت بود از:

1-    رئالیسم اجتماعی که مهمترین ویژگی آن تسلیم در برابر وضعیت موجود بود.

2-    پارادکس حفظ ارزشهای گذشته ناسیونالیسم گذشته گرا و تجدد  ایران‌ از طریق مضامین آثاراو نشان از فقر ناشی از توسعه اقتصادی رضا شاه بود و بحران هویت تاریخی ایران را با ظهور تجدد خواهی نمایانگر می ساخت. این‌ تجدد در همه طبقات‌ مردم‌ به‌خوبی‌ مشاهده‌ می‌شود. رفته‌ رفته‌ افكار عوض‌ شده، رفتار و روش‌ دیرین‌ تغییر می‌كند و آنچه‌ قدیمی‌ است‌ منسوخ‌ و متروك‌ می‌گردد. تنها چیزیكه‌ در این‌ تغییرات‌ مایه  تأسف‌ است، فراموش‌ شدن‌ و از بین‌ رفتن‌ دسته‌ای‌ از افسانه‌ها، قصه‌ها، پندارها و ترانه‌های‌ ملی‌ است‌ كه‌ از پیشینیان‌ به‌ یادگار مانده‌ و تنها در سینه‌ها محفوظ‌ است. از شاعرانی‌ همچون‌ رودكی، فردوسی، مولانا، حافظ‌ و خیام‌ به‌ نیكی‌ یاد می‌كند. ولی‌ بیش‌ از همه‌ به‌ خیام‌ علاقمند است.همچون اندیشه های میرزا آقاخان‌ كرمانی‌ و آخوندزاده ضدیت‌ شدیدی‌ با ارزش‌های‌ بومی‌ نشان‌ می‌دهد و آن‌ها را یكسره‌ خرافات‌ و جهل‌ می‌داند ولی‌ آنجا كه‌ یأس‌ و نومیدی‌ خویش‌ را به‌ نمایش‌ می‌گذارد از خیام‌ مدد می‌جوید (یأس‌ فلسفی‌ ،پرداختن‌ او به‌ موضوع‌ ایران)

3-     بی اعتبار دانستن و در عین حال استهزاء باورهای سنتی و مذهبی ، در آثار هدایت از جایگاه ویژه ای برخوردار است : فرزانه رفیق صادق هدایت  در کاباره پاریس به همراه صادق هدایت بود او پس از انکه متوجه می شود کسانی که با آرایش زنانه و لباس زنانه از آنها پذیرایی می کنند مرد هستند به صادق هدایت می گوید : آدم یاد تعزیه های خودمان می افتد که مرد ها رل زن را بازی می کنند ! هدایت در جواب می گوید : مرده شور ! چقدر اظهار لحیه می کنی ! جای اینکه شکر کنی که به هم چو جایی آوردمت که در خواب هم نمی دیدی می خواهی مرا از اینجا خرکشان ببری تو تکیه !( یاد صادق هدایت ص 626)
-احمد فردید فیلسوف ایرانی که با صادق هدایت آشنا بود در مورد وی می نویسد : هدایت به تمام سنن گذشته بدو بیراه می گفت و به آداب و رسوم خانوادگی دشنام می داد ! اندیشه های صادق هدایت ص 628
-در پاریس وقتی به رستورانی ایرانی به همراه رفیق خود میرود به وی گوید : حس می کنی ؟ بوی گند اغذیه ایرانی را حس می کنی ؟ دقت کردم راست می گفت ! بوی کباب و قرمه سبزی می آمد ! (آشنایی با صادق هدایت ، ص 144

او در نامه اش به مجتبی مینوی در مورد بازگشت به ایران چنین می نویسد : از فکر برگشتن به مملکت مشدی نقی و مشدی تقی لرز به تنم می افتد ! و یک تنوع آشوب کهنه تو حلقم میاد ! (صادق هدایت از افسانه تا واقعیت ص 30

-         تمسخر حاجی آقا به عنوان فرد متدینی که چندان هم قید و بند دینی ندارد و فردی ریاکار است و فردی شلخته و از نظر سرو وضع نا مناسب است و "منفعت طلبی او حاجی برای روز مبادا به مذهب هم معتقد بود و به دنیا اعتقاد محکمی نداشت و میگفت مگر نمی شود با پول حج و و نماز و روزه را خرید؟"

4-    تجدد گرایی و شیفتگی به غرب وتنفر از کشور  :مواضع‌ هدایت، نوشته‌هایش، منش‌ او و حتی‌ انتخاب‌ دوستان‌ متجدد و همنشینی‌ با این‌ گروه‌ حكایت‌ از شیفتگی‌ به‌ غرب‌ است.

"ما کدام شاهکار را داشته ایم ؟ یک دکمه یک سوزن نمی توانیم بسازیم . اگر کسی علاقه به زندگی داشته باشد باید بره فرنگستون . اصلا خاک مرده تو این مملکت پاشیده اند و..."

5-    رخوت وناامیدی :با انتشار "انسان‌ و حیوان" و "فوائد گیاهخواری" بدبینی‌ از هستی‌ و بویژه‌ از انسانها را ترسیم‌ نمود.

6-    بی دینی و  نهیلیسم (پوچ گرایی) که از و خصائص‌ مدرنیته‌ و بن‌ بست‌ عصر جدید به‌ حساب‌ می‌آید  با وجود اینکه او  خانواده مسلمان بدنیا می آید به اندیشه های یهود علاقه مند می شود.هدایت در آثاری چون "توپ مروارید " ، "افسانه آفرینش" ، " بوف کور" متصور عالمی ست که در آن خدایی حضور ندارد و شخصیت های آن مبتلا به یاس و واماندگی اند. "افسانه آفرینش" او در حال مبارزه با هرگونه ایده و اتکا به الوهیت است.  هدایت در آثاری همچون "توپ مروارید" ، "علویه خانم" به طرز غضب آلود به تشیع نیز تنفر می ورزد. تقدس گرایی و هر گونه باور معنوی در اندیشه هدایت توسط نوعی از جنسیت زدگی و عصبیت طرد میگردد و تا راه برای ظهور نهیلیسم جهان سومی ادبیات او باز گردد . هدایت‌ نیز مطابق‌ الگوی‌ غالب‌ عصر خود غایتی‌ دین‌ستیزانه‌ دارد، از اینرو سعی‌ او بر آن‌ است‌ كه‌ با هر خرافه‌ای‌ به‌نام‌ دین‌ مبارزه‌ نماید.

اولین‌ تألیف‌ ضد دینی‌ او تحت‌ عنوان‌ "البعث‌ الاسلامیه‌ فی‌ البلاد الافرنجیه" به‌صورت‌ سه‌ گزارش‌ و در قالب‌ طنز در ۱۳۰۹ به‌ رشته‌ تحریر درآمد كه‌ در آن‌ اسلام‌ را به‌ مسخره‌ می‌گیرد. در داستان‌ "علویه‌ خانم" در ۱۳۱۲  با به‌ تمسخر گرفتن‌ زو‌ار حضرت‌ ثامن‌ الائمه، تمام‌ بدبختی‌ و نابسامانی‌ جامعه‌ را از این‌ گروه‌ می‌داند. و در قصه‌ ولنگاری‌ به‌ سال‌ ۱۳۲۳ ‌ موضوع‌ پراهمیت‌ ظهور حضرت‌ مهدی(عج) را كه‌ از ریشه‌دارترین‌ و متقن‌ترین‌ مباحث‌ شیعه‌ است‌ به‌ بازی‌ می‌گیرد. سپس‌ در ۱۳۲۴ ‌ كتاب‌ "حاجی‌ آقا" را به‌ قصد تمسخر آداب‌ و سنن‌ مسلمانان‌ می‌نویسد.

او می گوید : همانطور كه‌ امروز ناگزیریم‌ از لحاظ‌ علمی‌ و هنری‌ و فنی‌ از دنیای‌ متمدن‌ استفاده‌ كنیم‌ از لحاظ‌ ادبی‌ و فكری‌ نیز راه‌ دیگری‌ در دسترس‌ ما نخواهد بود و برای‌ این‌ منظور نیازمند به‌ ترجمه‌ دقیق‌ و صحیح‌ آثار ادبی‌ دنیا هستیم." "... ولی‌ هیچوقت‌ نه‌ مسجد و نه‌ صدای‌ اذان‌ و نه‌ وضو و دولا و راست‌ شدن‌ در مقابل‌ یك‌ قادر متعال‌ و صاحب‌ اختیار مطلق‌ كه‌ باید تنها به‌ زبان‌ عربی‌ با او اختلاط‌ كرد، در من‌ تأثیر نداشته‌ است."

از دیگر جلوه های مدرنیته در اندیشه های صادق هدایت که برگرفته از مطالعه کتاب حاجی آقاست به شرح زیر است :

7-    مدرنیته سیاسی و اعتقاد به پیروی از آزادی ودموکراسی :

"حاجی شهرت خاصی در بین مردم داشت با مقامات مهم داخلی و خارجی ارتباط داشت و اعضاء کابینه را از قبل می دانست و..."

حاجی به طرفداران مشروطه می گفت من خودم پیش قراول آزادی بودم. چاپ روزنامه کردم با سید جمال الدین مرحوم مشارکت داشتم و...  "اگر دموکراسی این است که من همه عمرم دموکرات بوده ام."

8-    توجه به مقتضیات زمان :

اعتقاد به مذهب و اخلاق همه دکانداری است اما باید تقیه کرد چون در نظرعوام مهم است . نان را باید به نرخ روز خورد . من خودم مسلمان هستم اما تعصب ندارم.هر زمان یک چیز را می خواهد من همش با آخوندها کشمکش دارم و...

9-    توجه به مدرنیته زیباشناختی و توجه به سبک زندگی و ظواهر روز مره زندگی :

چیزی که مهم است طرز غذا خوردن ، سلام و تعارف ، معاشرت رقصدین و جلب اعتماد است .

10-توجه به مدرنیته اقتصادی و سرمایه داری دینی:

آنچه مهم است این است که اگر تو دنیا پول داشته باشی افتخار ، اعتبار ، شرف ، ناموس و همه چیز داری و روزنامه نویس  وزیر و وکیل همه نوکرت می شوند.

11-مدرنیته علمی:

با وجود ترس از دوای فرنگ مجبور شد که برای تسکین دردش آنژیوکد بزند و بالاخره راضی شد که به بیمارستان برود.

12-توجه به مباحث توسعه :

"ژاپن که خیلی بعد از ما به ظرافت افتاده حالا کسی نیست بهش بگه بالای چشت ابروست."

*     دلایل عدم دستیابی مردم ایران به مدرنیته از نظر صادق هدایت:

-         سنت گرایی و  مذهب اسلام كنار نهادن‌ دین‌ از عرصه‌ مناسبات‌ سیاسی، اجتماعی‌ و اقتصادی‌

-         عدم تحقق مدرنیته در دوران نوسازی رضاخان و سرخوردگی ایرانیان

*     دیدگاه دیگران در خصوص صادق هدایت:

دکتر کاتوزیان آثار صادق هدایت را در قالب چهار دسته تقسیم می کند.

دسته‌ی اول شامل داستان‌های رئاليستی و نگارشی (مدرن ) است از جمله طلب آمرزش و علویه خانم  

نويسنده کوشیده با نگاهی واقع‌گرایانه به شخصیت‌های مخلوق خود بنگردو سعی دارد قضاوتی نداشته باشد و اگر قضاوتی هم صورت گيرد، عمدتاً منفی ست. علويه خانم، يقبه باشی و ميرزا يدالله و مشهدی شمعباز و عزيز آقا در هر صورت نويسنده هيچ قضاوت ملموس منقدانه‌ای نسبت به گفتار و كردار شخصيت‌های اين داستان‌ها  در نوشته‌اش نمی‌كند كه اين خود نشان از رئاليستی بودن، نگارشی بودن و در نتیجه : مدرن بودن اين آثار است.

*     دسته‌ی دوم آثار هدايت در اين طبقه‌بندی شامل آثار ناسيوناليستی و رمانتيک او می‌شوند. مثل  داستان‌"پروین دختر ساسان" "آخرین لبخند" و "سایه‌ی مغول"  که در این آثار گاه كار به شعار دادن و حتی ناسزا گفتن می‌كشد. که  متاثر از افكار و عقايد نويسنده، خوانشی‌تر بوده و در نتيجه كلاسيک شمرده می‌شوند.

*     دسته‌ی سوم داستان‌های هدايت داستان‌های طنزآميز و طنزنامه‌های اویند. مثل وغ‌وغ ساهاب، حاجی آقا، قضیه زیر بته که  ته‌ مايه و ماهيت اين نوشته‌ها هم بيشتر خوانشی بوده و به مفاهيم سنتی نزديک‌ترند.

*     دسته‌ی چهارم روان‌داستان‌ ها هستند كه مهم‌ترين داستان‌های صادق هدايت و معروف‌ترين‌هایشان هم در همين دسته قرار می‌گيرند: «بوف كور، زنده بگور، مردی كه نفسش را كشت، عروسک پشت پرده

روان داستان ها به ذهنيات مربوط است، اعم از روان‌شناسی، فلسفه، هستی‌شناسی و متافيزيک که حضوری عاطفی و روان‌شناختی ست، نه عقلی و اجتماعی. يعنی اين آثار بيشتر نگارشی‌اند تا خوانشی و در نتيجه جزو آثار مدرن به حساب می‌آيند. وجود تكنيک‌های مدرن نظير عكس‌برگردانی، اتفاق افتادن داستان در دو زمان و عدم محدوديت داستان به فرهنگ و اجتماعی خاص و حتی مخالفت با شكل ايده‌آليستی و افلاطونی و سنتی عشق به زن و را می‌توان از ويژگی‌های مهم روان‌داستان‌های هدايت دانست كه هر يک به بيانی از تاثير مدرنيته در آثار او حكايت دارند.

يكی ديگر از مسائل همواره مطرح در روان‌داستان‌های هدايت مساله‌ی زن است كه هدايت با نگاه سنتی و ايده‌آليستی به زن در نگاه مرد موافق نبود. هدایت تمامی شخصیت‌های ایده‌آل زن داستان‌های خود را به شکل موجوداتی خیالی می‌دید که محکوم‌اند به نیستی و نابودی. مثلا زن اسیری در «بوف کور که انسان نیست و مجسمه زن در عروسک پشت پرده ، که این یکی هم نمادی ست از زنی کامل و اسطوره‌ای اما فاقد نمود واقعی

شرح حال صادق هدایت به قلم خودش در آذر ۱۳۲۴:

شرح حال من هیچ نکته برجسته‌ای در بر ندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه رو شدم.در اداراتی که کارکرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و روسایم از من دل خونی داشتند به طوری که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان آوری پذیرفته شده‌است .روی هم رفته موجود وازده بی مصرفی قضاوت محیط درباره من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.

آثار صادق هدایت

 ۱- داستانها: زنده بگور، ولنگاری، حاجی آقا، فردا، توپ مروارید

. ۲- نمایشنامه ها: پروین دختر ساسان، مازیار، افسانه آفرینش.

 ۳- آثار تحقیقی: فوائد گیاه خواری، انسان و حیوان، ترانه های خیام، پیام کافکا.

 ۴- سفرنامه ها: اصفهان نصف جهان، در جاده نمک

. ۵- فرهنگ عامه: اوسانه، نیرنگستان، فلکلور یا فرهنگ توده.

 ۶- گجسته ابالش، کارنامه اردشیر بابکان، گزارش گمان شکن، یادگار جاماسب، زند و هومن سن، شهرستان ایران شهر ترجمه از متن پهلوی.

 ۷- دیوار، مسخ گراکوس شکارچی: ترجمه از فرانسه.(۲)

انتشار کتاب‌های صادق هدایت در حالی در ایران ممنوع شده است و هیچ کتابی از او اجازه فروش ندارد که کتاب‌های او در اروپا و از سوی یک ناشر انگلیسی منتشر می‌شود و پخش آن‌ها را نیز سایت آمازون برعهده گرفته که تا به حال و تنها طی دو سال، بیش از 50 هزار نسخه از این آثار در سراسر دنیا توزیع شده است برخی از آثار او پس از انقلاب چاپ شده اما هیچ یک تجدید چاپ نشده است.

برادرزاده صادق هدایت روز 17 اسفند 1392 در گفت‌وگویی بسیار جالب و خواندنی با  خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: در دولت احمدی‌نژاد به ناشر جدید اجازه چاپ آثار صادق هدایت داده نشد،‌ اما قبل از آن به تعداد زیادی از ناشران مجوز انتشار کارهای هدایت را دادند. در آن دوران ما تمام این آثار را بررسی کردیم و دیدیم متأسفانه به طور وحشتناکی به تغییر، تحریف و حذف آلوده‌اند. این‌ها آثار صادق هدایت نیست؛ کاریکاتوری است از آثار هدایت. جهانگیر هدایت می‌گوید بسیاری از کارهایی که از صادق هدایت چاپ شده به تغییر،‌ تحریف و حذف آلوده است.

جهانگیر هدایت درباره آثاری که ناشران مورد اشاره‌اش از صادق هدایت منتشر کرده‌اند، اظهار کرد: از نظر ما خاندان هدایت، کار ناشرانی اصالت دارد که متن آثارشان را از ما گرفته‌اند و با ما همکاری داشته‌اند؛ این ناشران عبارتند از: نشر چشمه، انتشارات ورجاوند، نشر دید، نشر نظر، انتشارات جاویدان و انتشارات صادق هدایت.

او در ادامه افزود: کارهایی که نشر نگاه از صادق هدایت منتشر کرده، مشکل دارد. این ناشران کتاب‌ها را به ارشاد می‌برند، تمام کتاب را می‌زنند و کتاب مثله‌شده را چاپ می‌کنند، عکس رنگی صادق هدایت را هم روی جلد می‌زنند و به اسم کتاب هدایت می‌فروشند. اگر کتاب چاپ نشود، بهتر از این است که چیزی چاپ شود که هدایت آن را ننوشته است.

برادرزاده صادق هدایت در عین حال درباره کتاب‌هایی که دست‌فروش‌ها عرضه می‌کنند و به شکل افست تهیه شده است، گفت: اتفاقا آن افست‌ها از همه بهتر است؛ چون خود ما قبل از انقلاب اجازه چاپ‌شان را داده‌ایم. من قبل از انقلاب شخصا درباره چاپ این آثار نظر می‌دادم. بنابراین اصالت آثاری که از روی آن‌ها افست می‌شود، بیش‌تر است. ممکن است اشتباه حروف‌چینی داشته باشند،‌ اما سانسور نشده‌اند.

جهانگیر هدایت همچنین درباره وضعیت خانه صادق هدایت گفت: خانه صادق هدایت به انبار و زباله‌دانی بیمارستان امیراعلم تبدیل شده است.

چکیده ای از کتاب حاجی آقا:

هدایت در داستان حاجی آقا, به توصیف زندگی یک شخصیت تیپیک در قالبی نمایشی می‌پردازد. حاجی 'ابوتراب', نماینده طبقه‌ای است که با وجود ضعف و بیماری و افتادن در سراشیب زوال, همچنان بر مسند قدرت است و می‌کوشد دیکتاتوری سیاه رضا شاه را تجدید و تحکیم کند... پس از وقایع شهریور 1320 و سقوط رضاشاه, حاجی نیز چون بسیاری از همگنانش از تهران می‌گریزد؛ اما به زودی اوضاع عادی می‌شود و همه دزدها و خائن‌ها و جاسوس‌ها و جانی‌ها و همکاران حاجی که با او همسفر بودند پیروزمندانه به تهران برمی‌گردند و از طریق احتکار غذا و دارو در دوران جنگ, سودهای کلان می‌برند. حاجی در هشتی خانه می‌نشیند و آدم‌های گوناگون به دیدارش می‌آیند؛ در برخورد با هر یک از آنها, جنبه‌ای از شخصیت حاجی رو می‌شود. او سهامدار کارخانه, قاچاقچی و مقاطعه کار و مالک است و هدایت.... او را در مرکز ثقل امور جاری جامعه قرار می‌دهد...'.

گولن

عزیز خانی دانشجوی کارشناسی ارشد 

  فتح اله گولن متفکر و اندیشمند اسلام گرایی لیبرال و مدرن در خاورمیانه است. تعدادی از نخبگان ترکیه سکولار جنبش گولن تحولی ترقی می دانند در اندیشه گولن ویژگیها و خصوصیات اسلامی، لیبرالی و مدرن را شامل می شود و در این اندیشه تلاش شده است ارزشهای سنتی و اسلامی با زندگی مدرن آشتی داده شود. گولن با استفاده از دستگاه فعلی غرب سعی می کند پارادایم اندیشگی خود را بر آشتی سنت و مدرنیته بنا نماید. گولن ضمن اینکه علاقمندی و وابستگی عمیق به دین مبین اسلام و علاقه و محبت عمیق به پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) دارد اما علاقه ای ندارد که دولت، شریعت یا قوانین اسلامی را به کار گیرد. او به این مسئله اشاره دارد که بیشتر قوانین و احکام اسلام درباره ، زندگی شخصی انسانهاست و امور دنیوی انسان ها را شامل می شود فقط بخش کوچکی از آنها به حکومت و کشورداری مرتبط می شود، او اعتقاد دارد مذهب موضوعی شخصی است و الزامات آن نباید بر همه افراد جامعه تحمیل گردد.  

گولن معتقد است بهترین شکل حکومت شیوه دموکراتیک است و از رژیم های منطقه شیعه عربستان که پادشاه است انتقاد می کند گولن در غیر حال نفش دولت را در حفظ ثبات بسیار مهم می داند گولن حکومتهای دموکراتیک مبنی بر آزادی، حق انتخاب و فردگرایی را ستایش می کند و معتقد است اسلام امروز، با دموکراسی مدرن لیبرال سازگار است. وی معتقد است در جوامع دموکراتیک مردم خود حاکمان خویش را برمی گزینند.

از نظر گولن وی اعتقاد دارد که اسلام نیز با دموکراسی سازگاری دارد ودر این مورد به گفته پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد (ص) اشاره می کند که همه مردم با هم برابرند و اسلام بر اساس نژاد، رنگ، ملیت و غیره استوار نیست و از اصول کردار اسلام کاملاً به آنها اشاره شده است از جمله عدالت، حاکمیت، حقوق به رسمیت شناخته شدن حوزه زندگی خصوصی قائل است و معتقد است برای تحقق موارد مذکور انسانها باید خود وضعیت خویش را تغییر دهند او در این زمینه به آیه ای از قرآن اشاره می کند که می گوید: خداوند وضع هیچ قومی را تغییر نمی دهند مگر اینکه خود آن قوم به پا خیزند.

گولن درصدد پیوستن به جهان مدرن از طریق آشتی دادن ارزشهای مدرن و سنتی است این تلاش برای ایجاد ترکیبی از عقاید است به تلاش هایی است که آخرین متفکران  ملی گرای امپراطوری عثمانی در پیش گرفته بودند پس بنابراین دین و مدرنیته در نگاه گولن می تواند در کنار یکدیگر قرار گیرد و مغایرتی با هم نداشته باشند گولن می کوشد میان سنت و نیاز به نوسازی مدرنیته آشتی برقرار سازد. توانایی گولن برای آشتی دادن ارزش سنتی و اسلامی با زندگی مدرن و علم باعث جذب مخاطبان زیادی به سمت گولن شده است جنبش گولن هیچگونه مغایرتی با علم و تحول علمی در جامعه ندارد. و اصولاً علم و دین از دیدگاه جنبش گولن مغایرتی با هم  ندارد و دین مانع علم نیست گولن طرفدار سکولاریسم می باشد وی با فلسفه غرب آشناست و علاقه بسیار زیادی به امانوئل کانت و اندیشه های وی دارد. و آنها معتقدند که دانش سکولار شگفتی هاس جهان الهی و قدیمی را تقویت می کند.

سید محمد باقر صدر از جمله اندیشمندانی است که علاوه بر فرهنگ اسلامی، هم فهم زمان را دارد و هم درد زمان و هم با زبان مردم به این زمان حرف می زند و با شیوه کار علمی این عصر و زمان نیز آشناست و اینها است آنچه که یک عالم اسلامی در عصر حاضر بدان نیازمند است مسلماً یک چنین اندیشمندی با این خصوصیات و ویژگیها می تواند با توجه به مقتضیات زمان ارائه نظر نماید. شهید صدر معتقد است وظیفه دین آن است که به سیاست بپردازد و توان گفتن اثبات کنندگان ارتباط دین و سیاست بر این عقیده اند که چون دین برای هدایت و تکامل بشر آمده است نمی تواند نسبت به سرنوشت انسان و زندگی اجتماعی او بی تفاوت باشند شهید صدر در خصوص مدرنیته بحث منطقه الفراغ را مطرح می نماید و آن حوزه ای است که در ناحیه تاثیر متقابل روابط اجتماعی سیاسی و اقتصادی فرهنگ انسانها با یکدیگر و با طبیعت قرار می گیرد. از دیدگاه او مقتضیات، زمان و مکان مستدعی وجود چنین فضای بازی در حوزه دین و مستلزم نقش اجتهاد انتقام با ایشان می باشد. صدر در نظریه دولت انتخابی اسلامی مبنای فوق را به مسئله ثابت و متغیر در شریعت پیوند می زند. حوزه منطقه الفراغ که لازم است بر اساس اصول کلی و ثابت دین اشباع شود جز احکام متغیر شریعت است و از استلزامات خاص زمانی و مکانی تاثیر می پذیرد.

اندیشه شهید صدر در حضور سکولار هم بسیار مشخص است وی مخالف سکولار در جامعه است. مهمترین وظیفه انسان در جریان تحقق جانشینی اش برقراری نظام سیاسی سالم و صالح می باشد انقلابهای پیامبران نیز با هدف اساسی ایجاد نظام صالح سیاسی صورت گرفته است و این موضوع بحث سیاست علیا می باشد پیامبر اسلام (ص) نیز رهبری سیاسی و اجتماعی امت را در کنار وظایف دیگرش ابلاغ و حفظ رسالت بر عهده داشت و امام معصوم نیز استقرار حرکت و رهبری سیاسی و اجتماعی پیامبر (ص) را می بایست تحقق بخشد. شهید صدر از دین و سیاست بیانگر ربط عمیق و وثیق این دو با یکدیگر و به نوعی برخورداری آنها از رسالت واحد است و اسلام بعنوان مکتبی جامع و دین حقیقی دارای سیاست اما نه سیاست به معنای استعماری بلکه به معنایی که رسول خدا (ص) بدان اقدام فرموده است.

گولن

فتح اله گولن متفکر و اندیشمند اسلام گرایی لیبرال و مدرن در خاورمیانه است. تعدادی از نخبگان ترکیه سکولار جنبش گولن تحولی ترقی می دانند در اندیشه گولن ویژگیها و خصوصیات اسلامی، لیبرالی و مدرن را شامل می شود و در این اندیشه تلاش شده است ارزشهای سنتی و اسلامی با زندگی مدرن آشتی داده شود. گولن با استفاده از دستگاه فعلی غرب سعی می کند پارادایم اندیشگی خود را بر آشتی سنت و مدرنیته بنا نماید. گولن ضمن اینکه علاقمندی و وابستگی عمیق به دین مبین اسلام و علاقه و محبت عمیق به پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) دارد اما علاقه ای ندارد که دولت، شریعت یا قوانین اسلامی را به کار گیرد. او به این مسئله اشاره دارد که بیشتر قوانین و احکام اسلام درباره ، زندگی شخصی انسانهاست و امور دنیوی انسان ها را شامل می شود فقط بخش کوچکی از آنها به حکومت و کشورداری مرتبط می شود، او اعتقاد دارد مذهب موضوعی شخصی است و الزامات آن نباید بر همه افراد جامعه تحمیل گردد.

گولن معتقد است بهترین شکل حکومت شیوه دموکراتیک است و از رژیم های منطقه شیعه عربستان که پادشاه است انتقاد می کند گولن در غیر حال نفش دولت را در حفظ ثبات بسیار مهم می داند گولن حکومتهای دموکراتیک مبنی بر آزادی، حق انتخاب و فردگرایی را ستایش می کند و معتقد است اسلام امروز، با دموکراسی مدرن لیبرال سازگار است. وی معتقد است در جوامع دموکراتیک مردم خود حاکمان خویش را برمی گزینند.

از نظر گولن وی اعتقاد دارد که اسلام نیز با دموکراسی سازگاری دارد ودر این مورد به گفته پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد (ص) اشاره می کند که همه مردم با هم برابرند و اسلام بر اساس نژاد، رنگ، ملیت و غیره استوار نیست و از اصول کردار اسلام کاملاً به آنها اشاره شده است از جمله عدالت، حاکمیت، حقوق به رسمیت شناخته شدن حوزه زندگی خصوصی قائل است و معتقد است برای تحقق موارد مذکور انسانها باید خود وضعیت خویش را تغییر دهند او در این زمینه به آیه ای از قرآن اشاره می کند که می گوید: خداوند وضع هیچ قومی را تغییر نمی دهند مگر اینکه خود آن قوم به پا خیزند.

گولن درصدد پیوستن به جهان مدرن از طریق آشتی دادن ارزشهای مدرن و سنتی است این تلاش برای ایجاد ترکیبی از عقاید است به تلاش هایی است که آخرین متفکران ملی گرای امپراطوری عثمانی در پیش گرفته بودند پس بنابراین دین و مدرنیته در نگاه گولن می تواند در کنار یکدیگر قرار گیرد و مغایرتی با هم نداشته باشند گولن می کوشد میان سنت و نیاز به نوسازی مدرنیته آشتی برقرار سازد. توانایی گولن برای آشتی دادن ارزش سنتی و اسلامی با زندگی مدرن و علم باعث جذب مخاطبان زیادی به سمت گولن شده است جنبش گولن هیچگونه مغایرتی با علم و تحول علمی در جامعه ندارد. و اصولاً علم و دین از دیدگاه جنبش گولن مغایرتی با هم ندارد و دین مانع علم نیست گولن طرفدار سکولاریسم می باشد وی با فلسفه غرب آشناست و علاقه بسیار زیادی به امانوئل کانت و اندیشه های وی دارد. و آنها معتقدند که دانش سکولار شگفتی هاس جهان الهی و قدیمی را تقویت می کند.

سید محمد باقر صدر از جمله اندیشمندانی است که علاوه بر فرهنگ اسلامی، هم فهم زمان را دارد و هم درد زمان و هم با زبان مردم به این زمان حرف می زند و با شیوه کار علمی این عصر و زمان نیز آشناست و اینها است آنچه که یک عالم اسلامی در عصر حاضر بدان نیازمند است مسلماً یک چنین اندیشمندی با این خصوصیات و ویژگیها می تواند با توجه به مقتضیات زمان ارائه نظر نماید. شهید صدر معتقد است وظیفه دین آن است که به سیاست بپردازد و توان گفتن اثبات کنندگان ارتباط دین و سیاست بر این عقیده اند که چون دین برای هدایت و تکامل بشر آمده است نمی تواند نسبت به سرنوشت انسان و زندگی اجتماعی او بی تفاوت باشند شهید صدر در خصوص مدرنیته بحث منطقه الفراغ را مطرح می نماید و آن حوزه ای است که در ناحیه تاثیر متقابل روابط اجتماعی سیاسی و اقتصادی فرهنگ انسانها با یکدیگر و با طبیعت قرار می گیرد. از دیدگاه او مقتضیات، زمان و مکان مستدعی وجود چنین فضای بازی در حوزه دین و مستلزم نقش اجتهاد انتقام با ایشان می باشد. صدر در نظریه دولت انتخابی اسلامی مبنای فوق را به مسئله ثابت و متغیر در شریعت پیوند می زند. حوزه منطقه الفراغ که لازم است بر اساس اصول کلی و ثابت دین اشباع شود جز احکام متغیر شریعت است و از استلزامات خاص زمانی و مکانی تاثیر می پذیرد.

اندیشه شهید صدر در حضور سکولار هم بسیار مشخص است وی مخالف سکولار در جامعه است. مهمترین وظیفه انسان در جریان تحقق جانشینی اش برقراری نظام سیاسی سالم و صالح می باشد انقلابهای پیامبران نیز با هدف اساسی ایجاد نظام صالح سیاسی صورت گرفته است و این موضوع بحث سیاست علیا می باشد پیامبر اسلام (ص) نیز رهبری سیاسی و اجتماعی امت را در کنار وظایف دیگرش ابلاغ و حفظ رسالت بر عهده داشت و امام معصوم نیز استقرار حرکت و رهبری سیاسی و اجتماعی پیامبر (ص) را می بایست تحقق بخشد. شهید صدر از دین و سیاست بیانگر ربط عمیق و وثیق این دو با یکدیگر و به نوعی برخورداری آنها از رسالت واحد است و اسلام بعنوان مکتبی جامع و دین حقیقی دارای سیاست اما نه سیاست به معنای استعماری بلکه به معنایی که رسول خدا (ص) بدان اقدام فرموده است.

لیلا اقامحمدی

لیلا اقامحمدی دانشجویی ارشد علوم سیاسی

 برای اینکه بتوانیم اندیشه گولن را با محمد خاتمی رییس جمهور اسبق ایران را مقایسه کنیم بهتراست ابتدا چندمورد از نظریات گولن را بررسی کنیم سپس زوایای اندیشه این دو را بیان نماییم ¬-گولن برخلاف بعضی گروه ها و جنبش های دیگرترکیه که همواره به صورت افراطی به سکیولاریزم و اسلام گرایی می پردازد و وی سعی در نزدیک کردن عقاید غرب گراها به اسلام گرایان دارد. ¬¬¬-گولن بهترین نوع حکومت رادموکراتیک می داند که برگرفته از اسلام می داند. -گولن سعی در تلفیق دموکراسی با اسلام در ترکیه داشت . -دانش اموختگان و پیروان گولن توانستند پست های کلیدی کشور را در بعضی موارد به دست گیرند . اگر بخواهیم نگاه کوتاه و گذرا به عقاید و اندیشه ها و برنامه های اقای خاتمی در طول مدت ریاست جمهوری و نیز مسعولیت هایی که قبل از پست ریاست جمهوری داشت توجه کنیم میبینیم بعضی از اندیشه های گولن مانند روی اوردن ب غرب تشکیل نسبتا حزب مخالف دولت (اصلاح طلبی در دوره خاتمی)تاکید زیاد به دموکراسی ودموکراتیک و نیز شخصیت هایی که بعدها بتوانند راه و هدف اورا دنبال کنند مانند(عارف پیروان خاتمی)شباهت های زیادی به اندیشه خاتمی دارد. گولن معتقد است بهترین شیوه حکومت دموکراسی و دموکراتیک است از این رو از رژیم هایی مانند عربستان انتقاد می کند همانطورکه می دانید با توجه به ریاست جمهوری خاتمی نیز اصلاحات و دموکراسی را مهمترین شعارهای انتخابی خود خبر داد و همواره برای رسیدن به دموکراسی کوشش میکرد. جماعت تحت نفوذ گولن هم زمان ویژه گی ها و خصوصیات اسلامی لیبرالی و مدرن را داراست .توانایی این جماعت برای اشتی دادن ارزش های سنتی و اسلامی با زندگی مدرن و علم باعث جذب مخاطبان زیادی به سمت گولن شده است .این گروه همچنین توانسته است اندیشه ها و گروه های انسانی متفاوتی از جمله فقیرو ثرزتمند تحصیل کرده و بی سواد ترک و کرد و نیز مسلمان و غیرمسلمان را گرد هم اورد به علاوه جنبش گولن می تواند الگویی برای اینده فعالیت های سیاسی واجتماعی اسلامی باشد. ظهورگولن در صحنه سیاسی بحث و جدل های زیادی را در میان روشنفکران سکولار ترکیه دامن زد.تعداد قابل توجهی از این روشنفکران بدگمان هستند که گولن با استفاده از تاکتیک های متفاوت به دنبال همان اهداف اسلام گراهاست .انان ازاین نگرانند که در پشت نمای ملایم و بی خطر گولن ارزوهای بلندی برای تبدیل ترکیه به یک کشور اسلامی از نوع ایران نهفته است.ناامنی و نابردباری برخی از سکولاریست ها باعث می شود که انان جماعت گولن را به دشمنی با جمهوری ترکیه متهم کنند .انان همچنین از این نگران هستندکه احزاب سکولار در عوض وعده گروه گولن مبنی بر عدم تایید حزب رفاه ازاو اعلام حمایت می کنند.

لیلا اقامحمدی

لیلا اقامحمدی دانشجویی ارشد علوم سیاسی

 برای اینکه بتوانیم اندیشه گولن را با محمد خاتمی رییس جمهور اسبق ایران را مقایسه کنیم بهتراست ابتدا چندمورد از نظریات گولن را بررسی کنیم سپس زوایای اندیشه این دو را بیان نماییم ¬-گولن برخلاف بعضی گروه ها و جنبش های دیگرترکیه که همواره به صورت افراطی به سکیولاریزم و اسلام گرایی می پردازد و وی سعی در نزدیک کردن عقاید غرب گراها به اسلام گرایان دارد. ¬¬¬-گولن بهترین نوع حکومت رادموکراتیک می داند که برگرفته از اسلام می داند. -گولن سعی در تلفیق دموکراسی با اسلام در ترکیه داشت . -دانش اموختگان و پیروان گولن توانستند پست های کلیدی کشور را در بعضی موارد به دست گیرند . اگر بخواهیم نگاه کوتاه و گذرا به عقاید و اندیشه ها و برنامه های اقای خاتمی در طول مدت ریاست جمهوری و نیز مسعولیت هایی که قبل از پست ریاست جمهوری داشت توجه کنیم میبینیم بعضی از اندیشه های گولن مانند روی اوردن ب غرب تشکیل نسبتا حزب مخالف دولت (اصلاح طلبی در دوره خاتمی)تاکید زیاد به دموکراسی ودموکراتیک و نیز شخصیت هایی که بعدها بتوانند راه و هدف اورا دنبال کنند مانند(عارف پیروان خاتمی)شباهت های زیادی به اندیشه خاتمی دارد. گولن معتقد است بهترین شیوه حکومت دموکراسی و دموکراتیک است از این رو از رژیم هایی مانند عربستان انتقاد می کند همانطورکه می دانید با توجه به ریاست جمهوری خاتمی نیز اصلاحات و دموکراسی را مهمترین شعارهای انتخابی خود خبر داد و همواره برای رسیدن به دموکراسی کوشش میکرد. جماعت تحت نفوذ گولن هم زمان ویژه گی ها و خصوصیات اسلامی لیبرالی و مدرن را داراست .توانایی این جماعت برای اشتی دادن ارزش های سنتی و اسلامی با زندگی مدرن و علم باعث جذب مخاطبان زیادی به سمت گولن شده است .این گروه همچنین توانسته است اندیشه ها و گروه های انسانی متفاوتی از جمله فقیرو ثرزتمند تحصیل کرده و بی سواد ترک و کرد و نیز مسلمان و غیرمسلمان را گرد هم اورد به علاوه جنبش گولن می تواند الگویی برای اینده فعالیت های سیاسی واجتماعی اسلامی باشد. ظهورگولن در صحنه سیاسی بحث و جدل های زیادی را در میان روشنفکران سکولار ترکیه دامن زد.تعداد قابل توجهی از این روشنفکران بدگمان هستند که گولن با استفاده از تاکتیک های متفاوت به دنبال همان اهداف اسلام گراهاست .انان ازاین نگرانند که در پشت نمای ملایم و بی خطر گولن ارزوهای بلندی برای تبدیل ترکیه به یک کشور اسلامی از نوع ایران نهفته است.ناامنی و نابردباری برخی از سکولاریست ها باعث می شود که انان جماعت گولن را به دشمنی با جمهوری ترکیه متهم کنند .انان همچنین از این نگران هستندکه احزاب سکولار در عوض وعده گروه گولن مبنی بر عدم تایید حزب رفاه ازاو اعلام حمایت می کنند.

لیلا اقامحمدی

لیلا اقامحمدی دانشجویی ارشد علوم سیاسی

 برای اینکه بتوانیم اندیشه گولن را با محمد خاتمی رییس جمهور اسبق ایران را مقایسه کنیم بهتراست ابتدا چندمورد از نظریات گولن را بررسی کنیم سپس زوایای اندیشه این دو را بیان نماییم ¬-گولن برخلاف بعضی گروه ها و جنبش های دیگرترکیه که همواره به صورت افراطی به سکیولاریزم و اسلام گرایی می پردازد و وی سعی در نزدیک کردن عقاید غرب گراها به اسلام گرایان دارد. ¬¬¬-گولن بهترین نوع حکومت رادموکراتیک می داند که برگرفته از اسلام می داند. -گولن سعی در تلفیق دموکراسی با اسلام در ترکیه داشت . -دانش اموختگان و پیروان گولن توانستند پست های کلیدی کشور را در بعضی موارد به دست گیرند . اگر بخواهیم نگاه کوتاه و گذرا به عقاید و اندیشه ها و برنامه های اقای خاتمی در طول مدت ریاست جمهوری و نیز مسعولیت هایی که قبل از پست ریاست جمهوری داشت توجه کنیم میبینیم بعضی از اندیشه های گولن مانند روی اوردن ب غرب تشکیل نسبتا حزب مخالف دولت (اصلاح طلبی در دوره خاتمی)تاکید زیاد به دموکراسی ودموکراتیک و نیز شخصیت هایی که بعدها بتوانند راه و هدف اورا دنبال کنند مانند(عارف پیروان خاتمی)شباهت های زیادی به اندیشه خاتمی دارد. گولن معتقد است بهترین شیوه حکومت دموکراسی و دموکراتیک است از این رو از رژیم هایی مانند عربستان انتقاد می کند همانطورکه می دانید با توجه به ریاست جمهوری خاتمی نیز اصلاحات و دموکراسی را مهمترین شعارهای انتخابی خود خبر داد و همواره برای رسیدن به دموکراسی کوشش میکرد. جماعت تحت نفوذ گولن هم زمان ویژه گی ها و خصوصیات اسلامی لیبرالی و مدرن را داراست .توانایی این جماعت برای اشتی دادن ارزش های سنتی و اسلامی با زندگی مدرن و علم باعث جذب مخاطبان زیادی به سمت گولن شده است .این گروه همچنین توانسته است اندیشه ها و گروه های انسانی متفاوتی از جمله فقیرو ثرزتمند تحصیل کرده و بی سواد ترک و کرد و نیز مسلمان و غیرمسلمان را گرد هم اورد به علاوه جنبش گولن می تواند الگویی برای اینده فعالیت های سیاسی واجتماعی اسلامی باشد. ظهورگولن در صحنه سیاسی بحث و جدل های زیادی را در میان روشنفکران سکولار ترکیه دامن زد.تعداد قابل توجهی از این روشنفکران بدگمان هستند که گولن با استفاده از تاکتیک های متفاوت به دنبال همان اهداف اسلام گراهاست .انان ازاین نگرانند که در پشت نمای ملایم و بی خطر گولن ارزوهای بلندی برای تبدیل ترکیه به یک کشور اسلامی از نوع ایران نهفته است.ناامنی و نابردباری برخی از سکولاریست ها باعث می شود که انان جماعت گولن را به دشمنی با جمهوری ترکیه متهم کنند .انان همچنین از این نگران هستندکه احزاب سکولار در عوض وعده گروه گولن مبنی بر عدم تایید حزب رفاه ازاو اعلام حمایت می کنند.

حقوق بشر

افسانه اسدی
 
 
    نقد مقاله
 
دولت قدرتی است که می تواند از نقض حقوق بشر جلوگیری کند و یا خود به عاملی برای نقض تبدیل شود.همچنین قدرتی است که رعایت حقوق بشر را تضمین می کند
به هنگام مطالعه در مورد رابطه میان نوع رژیم و حمایت از حقوق بشر،تعریف و عملیاتی کردن مفاهم اصلی ضروری به نظر می رسد.در همین رابطه رابرت دال 170 دولت مستقل را بر اساس چهار شاخص انتخابات آزاد و منصفانه،آزادی بیان،آزادی تشکل سیاسی و دسترسی به دیگر منابع اطلاعات طبقه بندی می کند.مطابق شاخص مذکور 41 کشور به عنوان کشورهای دمکراتیک طبقه بندی می شوند و 21 کشور دیگر نیز تحت عنوان دمکراسیهای بالغ مشخص می شوند مه عمدتا کشورهای اروپایی یا انگلیسی زبان هستند
دال نتیجه می گیرد که جامع ترین سیستم های حقوقی به منظور رعایت و حفظ آزادیهای سیاسی در جهان معاصر در کشورهای دمکراتیک وجود دارد
لینز ادعا می کند که هرگونه تحلیلی از حقوق بشر بایستی مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر یعنی مجموعه جهانی از استاندارهایی باشد که همه دولتهای متمدن باید آن را به رسمیت بشناسد
سیستم سیاسی که ساختار سیاسی آن بر وفاداری پیروان دوستان خانوادگی وابستگی طایفه ایو قبیله ای به شخص پادشاه مبتنی است.سیستم پادشاهی تلقی می شوداین سیستم کمترین سازگاری را با ایده حقوق بشر دارد
رژیم های توتالیتر سیستمهای سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی هستند که قلمرو خصوصی زندگی و وجدان را نیز در بر می گیرد و در این گونه رژیمها مشارکت سیاسی یا اجباری است و یا با احترام پاداش داده می شود.
 
رژیم های اقتدارگرا در حد واسط میان رژیمهای پادشاهی و توتالیتر قرار دارند.آنها نه می توانند اهداف آرمانی توتالیتاریانیسم را دنبال کنند و نه توان آن را دارند تا بوسیله خصوصی سازی نوعی سازمان سیاسی شبیه رژیم پادشاهی ایجاد کنند.تفاوت اساسی در مقوله رژیمهای فردگرا درجه مجاز نابرابری است رژیمهای لیبرال معتقدند که دولت باید همه افراد را از لحاظ اخلاقی و سیاسی برابر تلقی کند.
دمکراسی فقط تا حدودی حقوق اقتصادی و اجتماعی را حفظ می کند زیرا از نظر وی اغلب حقوق اقلیتها در رژیمهای دمکراتیک تهدید می شوند.
رژیمهای جامعه گرا هم به لحاظ ایدئولوژیک و هم در عمل تقدم را به جامعه می دهند
در رژیمهای کمونیست هدف ایجاد و تاسیس جامعه ای مبتنی بر یک ایده ویژه حکومت نیکان است و این امر با حقوق سیاسی و مدنی افراد مغایرت پیدا می کند
رژیمهای توسعه گرا منع و جلوگیری را به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر برای توسعه اقتصاد توجیه می کنند حقوق فرد در برابر دولت کنار گذاشته می شود و بدین ترتیب حقوق بشر مورد بی حرمتی قرار می گیرد
مطابق طبقه بندی مذکور تنها لیبرال دمکراسیها به شرط تامین سطح معینی از رفاه برای شهروندانشان به اندازه کافی از حقوق بشر حمایت می کنند.
در یکی جمع بندی از دیدگاههای مذکور می توان گفت تعاریف گسترده از حقوق بشر که حقوق اقتصادی و اجنماعی را نیز شامل میشود موجب گردیده که احترام به حقوق بشر با یک جامعه خوب یکسان انگاشته شود. بنابراین در صورت عدم تحقق حقوق مذکور ،ما بایستی دیدگاه های خود را متوجه عدم توانایی رژیمها برای احترام به حقوق بشر نماییم.
به نظر میرسد اجماع نظر کلی این باشد که دمکراسی خوب است و دیکتاتوری بد.هرچند بدیهی است که دمکراسی به ارزشهای مثبتی اشاره دارد.چرا که رژیمهای دمکراتیک در مقایسه با بیشتر انواع رژیمهای اقتدارگرا حقوق بشر را رعایت میکنند.همچنین جریانهای دمکراتیزاسیون عموما از نقطه نظر رعایت حقوق بشر روند مثبتی را نشان می دهد.نهادهای دمکراتیک کنترل از پایین به بالای رهبران سیاسی و ایجاد رابطه میان حکومت کنندگان و حکومت شدندگان را تجئیز میکند و ازین جهت دارای انعطاف بیشتری بوده و تغییرات شساسی در درون سیستم سیاسی صورت میگیرد.
همه حقوق بشر بطور ضروری در رژیمهای دمکراتیک رعایت نمیشود.رژیمهای دمکراتیک بیشتر از حقوق سیاسی و مدنی محافظت میکنند و تضمینی برای حفظ حقوق اقتصادی و اجتماعی  در روند دمکراتیزاسیون در آنها یافت نمیشود.اما همچنان که گفته شد حقوق مدنی و سیاسی در این رژیمها پیش شرطی برای تضمین تامین حقوق اقتصادی و اجتماعی بشمار میرود.
میزان ثبات برای رعایت حقوق بشر احتمالا میتواند مهمتر از نوع رژیم باشد. رژیمهایی که با ثبات هستند کمتر احتمال دارد که حقوق بشر را نقض کنند وتخلفات منظم حقوق بشر در دمکراسیها زمانی صورت میگیرد که بی ثباتی سیاسی و تمامیت قدرت دولت مورد تهدید قرار گیرد .بعنوان مثال وقتی ایدولوژی های افراطی ،مشرئعیت نظم سیاسی را مورد پرستش قرار میدهند؛ثبات سیاسی و قدرت دولت در معرض تهدید قرار میگیرد.
اگرچه دمکراسی سیاسی به طور خودکار نمیتواند متضمن رعایت حقوق بشر باشد، ولی اغلب بعنوان یک پیش شرط بدان نگریسته میشود. علاوه بر این حقوق بشر در زمره ویژگیهای دمکراسی توصیف میشود و در اعلامیه جهانی حقوق بشر بعنوان یک اصل عمومی که همه کشورها موظفند آن را به رسمیت بشناسند مطرح است.
دایاموند وقتی که انواع رژیم را با درآمد سرانه و تولید ناخالص ملی (1989,GNP) در مورد 142 کشور مطابقت میدهد، رابطه مثبتی را میان توسعه اقتصادی و دمکراسی می یابد.وی نشان میدهد که تولید ناخالص ملی بعنوان متغیری بر توسعه دلالت دارد
وی اختلاف میان سطح توسعه و دمکراسی را نمیتواند بر اساس رابطه علیت بنا کند.
دایاموند چنین استدلال میکنند که توسعه اقتصادی تسهیل کننده دمکراسی است ولی تا حدی نیز متغیرهای حد واسظ مثل فرهنگ سیاسی ،ساختارهای طبقاتی،رابط دولت با جامعه و جامعه مدنی باید مورد توجه قرار گیرند. علاوه بر این ، آنها عقیده دارند که در کشورهایی که از نظر فرهنگی در شرایط مساعدی قرار دارند، دمکراسی ممکن است توسعه یافته و در مورد پشتیبانی قرار گیرد. در مکتب فرهنگی مانند لرنر برخی این استدلال را دارند وقتی که یک جامعه از حالت سنتی به نوعی به جامعه مدرن انتقال می یابد، نهادهای دمکراتیک ممکن است توسعه یابد.برخی دیگر مانند لیپست و لیپهارت روی رهبران سیاسی برای توسعه دمکراسی تاکید می کنند و برخی دیگر مانند آلموندو وربا بر اهمیت فرهنگ ساسی تاکید دارند.
در نتیجه می توان گفت نظریه هایی که بر عوامل اجتماعی-اقتصادی برای دمکراتیزاسیون تاکید میکنند، بر این نیستند که دمکراسی نمی تواند در کشورهای فقیر پدیدار شود.این حقیقت نیز که در حال حاضر نوع خاصی از فرهنگ سیاسی در کشورهای با تجربه دمکراسی منجر به دمکراتیزاسیون می شود بر این امر دلالت ندارد که پیش شرط اجتماعی-اقتصادی شرط لازم و کافی برای دمکراتیزه کردن باشد.اینها در همه کشورها و در تمام زمانها قوانین طبیعی معتبری نیستند.اینگونه مطالعات به دنبال روشن ساختن مشکلاتی هستند که کشورهای در حال توسعه برای ایجاد دمکراسی و رعایت حقوق بشر با آن روبرو هستند.

 

حقوق بشر

 

مطالعه ی رابطه ی میان رعایت حقوق بشر در رژیم های سیاسی نشان می دهد که در تمامی رژیم های دمکراسی و دمکراتیک رعایت حقوق بشر به نحوی که به ساختار حکومت لطمعه نزند تعبیر میکند .ودر اینجا فقط وجه اشتراک در تفاوت عمده در سیاست حقوق بشر رژیمها از شیوه کسب قدرت سیاسی و نحوه ی شکل گیری قدرت های سیاسی و مشروعیت قانونی و چگونگی رابطه میان حکومت کنندگان وشهر وندان ناشی مشود .
و به نظر تمامی عناصر مذکور توسط نوع رژیم درک میشود .وبا مطالعه ی دقیق تمام رژیم ها از جامع ترین سیستم های حقوقی هستند.
حقوق بشر که حقوق اقتصادی و اجتماعی را نیز شامل میشود موجب گردیده که احترام به حقوق بشر با یک جامعه خوب یکسان انگاشته شود بنابراین در صورت عدم تحقق حقوق مذکور را ما بایستی دیدگاههای خود متوجه عدم توانایی رژیم ها برای احترام حقوق بشر نماییم.
وبا بررسی انواع دولت ها که به هفت مورد تقسیم شده اند از دولت سلطه گر بسته تا لیبرال دمکراسی تمامی رژیم ها تعریفی که از حقوق بشر دارند .تضمین رفتار هایی که حکومت از افراد در مقابل با رژیم را دارند میخواهند و هر رژیم به یک نوع ازادی را تعریف کرده است .تعریف ازادی و حقوق بشر در یک رژیم
 باعث ثبات حکومت و رژیم ودر طرف دیگر باعث تزلزل حکومت میگردد.
پس حقوق بشر از حانب حکومت ها تعریف میگردد . حقوق بشر در هر رژیمی یک تعریف خواست خود را دارد.{علیرضا زمانی دانشجوی ترم 2 رشته ی حقوق دانشگاه 

 

حقوق بشر

مطالعه ی رابطه ی میان رعایت حقوق بشر در رژیم های سیاسی نشان می دهد که در تمامی رژیم های دمکراسی و دمکراتیک رعایت حقوق بشر به نحوی که به ساختار حکومت لطمعه نزند تعبیر میکند .ودر اینجا فقط وجه اشتراک در تفاوت عمده در سیاست حقوق بشر رژیمها از شیوه کسب قدرت سیاسی و نحوه ی شکل گیری قدرت های سیاسی و مشروعیت قانونی و چگونگی رابطه میان حکومت کنندگان وشهر وندان ناشی مشود .
و به نظر تمامی عناصر مذکور توسط نوع رژیم درک میشود .وبا مطالعه ی دقیق تمام رژیم ها از جامع ترین سیستم های حقوقی هستند.
حقوق بشر که حقوق اقتصادی و اجتماعی را نیز شامل میشود موجب گردیده که احترام به حقوق بشر با یک جامعه خوب یکسان انگاشته شود بنابراین در صورت عدم تحقق حقوق مذکور را ما بایستی دیدگاههای خود متوجه عدم توانایی رژیم ها برای احترام حقوق بشر نماییم.
وبا بررسی انواع دولت ها که به هفت مورد تقسیم شده اند از دولت سلطه گر بسته تا لیبرال دمکراسی تمامی رژیم ها تعریفی که از حقوق بشر دارند .تضمین رفتار هایی که حکومت از افراد در مقابل با رژیم را دارند میخواهند و هر رژیم به یک نوع ازادی را تعریف کرده است .تعریف ازادی و حقوق بشر در یک رژیم
 باعث ثبات حکومت و رژیم ودر طرف دیگر باعث تزلزل حکومت میگردد.
پس حقوق بشر از حانب حکومت ها تعریف میگردد . حقوق بشر در هر رژیمی یک تعریف خواست خود را دارد.{علیرضا زمانی