کریم عباسی
موضوع:
بررسی کتاب ایران و مدرنیته
دکترسید اسد الله اطهری
نگارنده: کریم عباسی
جواب سوال 1: با توجه به فصل اول چرا از نظریه اسپریگنز استفاده شده ، آیا از ابزارهای دیگری نویسنده می توانست استفاده کند؟
نظریه بحران اسپریگنز، یکی از مهمترین روش های فهم اندیشه سیاسی، است که دارای چهار مرحله: 1- مشاهده وشناسایی معضلات و مشکلات، 2- تحلیل و جست و جو در خصوص علل بحران، 3- بازسازی آرمانی جامعه سیاسی و 4- بالاخره ارائه درمان می باشد.
نویسنده برای ارائه شرایط ایجاد مدرنیته از بهترین روش استفاده کرده است هر چند به نظربنده میشد از روش لاکاتوش هم استفاده کرد.
شاید اصلی ترین وجه تمایز آدمی نسبت به انواع دیگر موجودات، شبکه ی پیچیده ی باورها و تصمیم های او باشد. تصمیم ها و باورها در زندگی ما اهمیت و جایگاه خاصی دارند. ما معمولاً عقل یا قوه ی تعقل خود را به کار می گیریم تا بهترین شکلِ باورها و تصمیم ها را به دست آوریم و کم تر به شانس یا تصادف و تمایلاتِ خود متکی باشیم. میل به موفقیت در امور و داشتن باورها و عقاید موردِ اطمینان ما را به این کار وامی دارد. همه ی آدمیان در پی جواب هایی مطمئن برای سؤالات خود هستند؛ جواب هایی که به وسیله ی اطلاعات و داده هایی حمایت گردند؛ برای مثال، ما می پذیریم که مجموع زوایایِ هر مثلث 180 درجه است، چون اصول موضوعه ی اقلیدسی می توانند دلایل کافی برای آن فراهم آورند؛ به عبارت دیگر، چون 180 درجه بودن زوایای مثلث به نحوی از انحا برای ما مسجّل و به عبارتی معقول می گردد، آن را می پذیریم. نکته ی دیگر این که، آدمی تنها در طلب باورها و تصمیم های درست یا معقول نیست، گاهی وی درصدد آزمون مجدد باورها و تصمیم های مورد اعتماد خود برمی آید؛ لذا علاوه بر باورها و تصمیم های مورد اعتماد، در جست وجویِ دلیل درستی یا مورد اعتماد بودن این باورها و تصمیم ها نیز هست. از این رو روشی مورد نیاز است که نه فقط در اتخاذ تصمیم و حصول باورها به کمک او بیاید، بلکه هم چنین دلیلی برای قبول و پذیرش آن تصمیم ها و آن باورها فراهم سازد.
ج سوال ۲ : با توجه به فصل دو شما فکر می کنید برای تاسیس مدرنیته در ایران بایستی این اندیشه در ایران نهادیه شود یا راه و راههای دیگری است:
مدرنیته در غرب محصول فرهنگ غرب است یعنی مختص به آن و غیر قابل انتقال می باشد. اینکه ما توقع داشته باشیم از طریق کپی برداری و شبیه سازی کل جامعه می شود این موضوع را در سایر فرهنگ ها و تمدن ها نیز عینا پیاده کرد اشتباه است مدرنیته باید بر اساس فرهنگ هر جامعه ای، متناسب با تمدن و ... ساخته شود.
مدرنیته ای که در اروپا ایجاد و رشد و گسترش پیدا کرده است از درون سنت اروپا بیرون آمده و پویایی پیدا کرده است و بتدریح این اندیشه ها در افکار و اذهان مردم و دولت غرب شکل گرفتند و سپس بر اساس این افکار نهادهای عینی و بیرونی تحقق یافتند. چنانکه می توان به موضوع لیبرالیسم، دموکراسی، و... اشاره کرد. که البته همه اینها زاییده تفکراتی همانند اومانیسم، خردگرایی و فرد گرایی هستند. یا سرمایه داری بتدریج درشکل گیری سکولاریسم و فردی شدن دین تاثیر گذار بود. اما روشنفکران سایر کشور ها بویژه ایران با مشاهده تحولات، گسترش قدرت و نفوذ روز افزون حکومت های اروپایی ، به تدریج جلب مدرنیته اروپایی شدند و تلاش کردند با انتقال آن به کشور خود (ایران) ، برای عبور از سنت، بدون توجه به مقتضیات زمانی و مکانی و سوابق تمدنی و... خود را با مقتضیات و شرایط مدرنیته در جهان همرنگ و هم شکل نمایند. این در حالی است که مدرنیته از درون سنت ایرانی بیرون نیامده و اگر این سنت می توانست مدرنیته بزاید متناسب با فرهنگ خودش زاییده بود.
لذا همانگونه که، مدرنیته با توجه به مشکلات و بحران هایی که در حوزه های مختلف اروپا وجود داشت توسط نظریه پردازان و دانشمند غربی، لوتر آلمانی برخی از آنها از علمای دینی آن سرزمین بودند توانستند با اصلاح دینی در چارچوب پروتستانتیزم و ایجاد زمینه اجتماعی ( پایگاه اجتماعی رفرم) و ارائه یک تئولوژی جدید ، نقش مذهب در بسترسازی رفرم را نهادینه کنند در ایران هم اگر قرار باشد تحولاتی در زمینه مدرنیته صورت بگیرد باید با توجه به شرایط و مقتضیات روز و تحولات پیرامونی توسط روشنفکران دینی و علما صورت گیرد.
پ سوال 3: قبل از انقلاب مشروطه عقب ماندگی ذهن و فساد روح ایرانی در چه مواردی خلاصه می شود:
1- عدم اجماع نظر میان نخبگان حاکم،
2- ناامنی و بی ثباتی حاکم بر کشور و دولت
3- ظلم و تعدی حاکمان بر مردم،
4- عقب ماندگی کشور با حضور دولتی مستبد، همراه با اندیشه دینی غیر متمرکز
5- بحران مالی و سقوط اقتصادی کشور همراه با قحطی فزاینده در بین مردم و فساد حاکم بر دربار (فساد مالی و پوسیدگی سیاسی)
6- مداخله قدرت های بزرگ در امور ایران، (نفوذ بیگانگان در ساختار سیاسی و ضعف و تسلیم دولت در برابر آنان)
7- اعطای امتیازات تجاری خاص به بیگانگان (انعقاد قراردادهای استعماری مانند گلستان، ترکمانچای و امتیازات اقتصادی)
8- جهل و بیسوادی مردم همراه با رسوخ آرای خرافی در دین و رشد اندیشه صوفی مابانه
9- نگاه متضاد (نه کاملا مثبت و نه کاملا منفی) به غرب به این معنا که آنان از یک سو دستاورد های فکری و علمی غرب را به ویژه در حوزه ساختار سیاسی و حکومت (نظام مردم سالاری) می ستودند. اما از سوی دیگر به سیاست های خارجی دولت های استعماری غرب ( مثلا انعقاد قرار داد 1919) به شدت حمله می کردند.
10-عدم وجود آگاهی از تمدن غربی
11- غفلت از الزامات تجدد، تجددخواهی ایدئولوژیک
12-فقدان عقلانیت و خردورزی
13-بی التفاتی به نقادی از سنت و بحث در مبانی
14-بن بست و تعطیلی اندیشه
15-نبود آزادی های :فردی، امنیت جانی و مالی مردم، اجتماعات،آشفتگی امورات ناشی از نبود قانون
جواب سوال ۴: از نظر شما چه شباهت ها و تفاوت هایی در سیاست های صدر اعظم های دوره قاجاریه برای مدرن شدن ایران وجود دارد؟
در دوران قاجار زمانی ایرانی ها با مدرنیته آشنا شدند که به دلیل نبود ارتش سازماندهی شده و عدم وجود امکانات و مواجهه با روسیه، باعث سرخوردگی در بین مسئولین وقت (صدر اعظم های قاجار و پادشاهان) و موجب طرح سوال از انحطاط و عقب ماندگی ایران را موجب شد، پرسش از از عقب ماندگی در عصر مشروطه دلایل متفاوتی داشت ؛ شکست های پی در پی فتحعلی شاه از روسیه، آشفتگی وضع اقتصادی کشور، پوسیدگی دستگاه دولتی، آمدن هیئت های سیاسی و نظامی از فرانسه و انگلستان و روسیه به ایران و... در دوره عباس میرزا عامل عمده عقب ماندگی فردستی بنیه نظامی بود. پیرو همین نظریه یک رشته اصلاحات اساسی در مورد ارتش به عمل آمد. البته عباس میرزا نتوانست میان سنت و تجدد در ارتش ایران سنتزی ایجاد کند.
در زمینه دادگست ی و رعایت حقوق بشر و حقوق اقلیت ها، وی به اقدامات جدیدی توسل جست. وی با تعیین مرز حاکم شرع و عرف، دادگستری را از قانون شریعت به سمت قانون عرفی متمایل ساخت.
اصلاحات عباس میرزا هم موانع داخلی (روحانیون، طبقات قدیم و تابوهای فرهنگی) و هم موانع خارجی( تضاد منافع فرانسه، روسیه و انگلستان) داشت.
سید ابوالقاسم قائم مقام نیز با مشاهده وضع مملکت که از هم پاشیده بود و هرکس گوشه ای علم طغیان بر افراشته بود؛ شکست ایران از روس روحیه سرخوردگی برای ایرانیان باقی گذاشته بود و خزانه ای که خالی بود ضمن شناسائی متغیرهای عمده نکار آمدی دولت در راه بهبود انها اقداماتی انجام داد: اصلاحات امور مالیه، دفاع از تمامیت ارضی ایران، حمایت از اقتصاد ملی و پیشرفت فرهنگی و مقابله با روحانیت و در زمینه نظامی پیشرفت ان را در دستور کار خود قرار داد و ارتش را ا نیروهای مزدور بیگانه رها ساخت و ارتش ملی تشکیل داد.
در مجموع در چار چوب رژیم و برای افزایش کارایی دولت و ایجاد اصاحاتی برای مدرن ساختن دولت قدیم صورت گرفت .
از جمله اقدامات وی برای اصلاحات آمرانه در ایران: روج ازادی بیان، رواج نسبی افکار دنیوی، منسوخ کردن حمک اعدام و ازار و شکنجه می باشد.
حاج میرزا اقاسی؛
ایشان مانند صدر اعظم های گذشته قاجاز با مشاهده وضعیت جامعه و راهکار عبور از بحران را ورد تجدد به ایران از طریق اعزام دانشجو به خارج و دعوت از استادکاران در حوزه صنعت شمع ریزی، کاغذ سازی، شیشه گری، پارچه بافی، پنبه ریسی و پارچه های منقش به ایران انتخاب و در دستور کار قرار داد.
در دوره ایشان تشویق به استفاده از کالاهای تولید ملی و تحریم کالاهای خارجی و همچنین مدرنیزاسیون در زمینه نظامی که در عصر عباس میرزا مورد توجه قرار گرفت تفکر تجدد در بستر اندیشه، به حوزه های علمی، اقتصادی و فرهنگی و... بسط یافت.
میرزا تقی فرهانی یکی از نخست وزایران پیشه در ایران بود که وضعیت ویران ایران را خوب می شناخت و از میزان رشد غرب هم آگاهی داشت پرسش از عقب ماندگی و علل انحطاط ایران و راههای برون رفت از آن، از نظر امیر کبیر، در حوزه هی فکری - فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، قضای، نظامی و اصلاح امور شهری در عرصه داخلی و اصل عدم مداخله قدرت های بزرگ در امور ایران د عرصه خارجی بود. در حوزه فکری - فرهنگی توجه به دانش و فن جدید در اولویت برنامه های وی قرار داشت چرا که وی می دانست که زمینه اصلی کارورزی با غرب، ابزار نظامی نیست. معرکه اصلی عرصه پیکار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. تا سیس دارالفنون و رونق ترجمه و نشر کتاب و دعوت از صعتکاران ، در حوزه سیاسی منع دخالت روحانیون در سیاست و اصلاحات مذهبی ، به رسمیت شناختن حقوق سیاسی مردم و حتی اقلیتها و حقوق بشر ، سرو سامان دادن به امور مالی و تدوین بودجه و ... از جمله اقدامات تجدد طلبانه ایشان بود.
ج سوال ۵: با توجه به چارچوب نظری هر یک از متفکران عصر مشروطه از کدام متفکران غربی الگو گرفته اند:
روشنفکران و متفکران ایران عصر مشروطه تحت تاثیر فلاسفه فرانسه بوده اند و به همین لیبرالیسم فرهنگی و سیاسی همانند کاهش قدرت سلطنت ،قانون،مجلس، حقوق و....بیش ازلیبرالیسم اقتصادی درایران مورد استقبال قرار داشتند:
میرزا فتحعلی آخوند زاده:
آخوندزاده از جمله اندیشهگران ایرانی عصر قاجاریه بود که با جنبههایی از علوم و فرهنگ و تمدن جدید غرب آشنایی داشت. وی با افکار بعضی متفکران روسی و اندیشهگران و فیلسوفان و نویسندگان بزرگ غربی چون هیوم، شکسپیر، نیوتن، مولیر، رنان، ولتر و مونتسیکو آشنا بود و تحت تاثیر آنان قرار داشت. آخوندزاده تحت تاثیر فلسفه سیاسی نوین غربی با انتقاد از وضع موجود در جامعه ایران به اصول و مبانی سیاسی مشروطیت پارلمانی و دموکراسی غربی و مفاهیمی چون آزادیها و برابریهای دموکراتیک و سکولاریسم دلبستگی فراوانی داشت. یکی از ویژگیهای مهم نگاه آخوندزاده به غرب آن بود که وی مفاهیم و نهادهای غربی را تا حدود زیادی همانگونه که در فلسفه سیاسی غرب و جوامع غربی وجود داشت، مورد تاکید و حمایت قرار داد.
میرزا یوسف خان مستشارالدوله:
نخستين آشنايي میرزا یوسف خان مستشارالدوله با علم سياست مغرب زمين در زماني بود که به سمت منشي کنسولگري انگليس در تبريز خدمت ميکرد و در همانجا بود که با کتابهاي ليبراليستهاي انگليسي آشنا شد. بعدها، چندين سال اقامت در ” پطرزبورگ“ و ” تفليس“ يعني مراکز آزاديخواهي و آزاديخواهان روس، تحول بزرگي در افکارش به وجود آورد. در روسيه با افکار سوسياليستها و نيز در فرانسه با افکار و آثار سوسياليستهاي فرانسه مثل ” شارل نوريسي“ و ” پرودون“ و ” سن سيمون“ آشنا شد. سالهاي اقامت او در پاريس با عنوان کنسول ايران مصادف با سال کمون پاريس 1871 ميلادي و سرکوبي خونين کمون است.
بيشترين نظريه سياسي او از مکتب اصالت فردِ فرانسوي و خردگرايي وابسته به آن بود. ملاقاتهاي مکرر او با ملکم خان و مطالعه کتب متفکران انقلابي فرانسه مثل روسو و ولتر و منتسکيو و کتابهاي ديگر و قوانين اساسي « مجلس مؤسسان» و کنوانسيون انقلابي فرانسه و اعلاميه حقوق بشر در ساخت انديشه او تأثير بسزايي گذارد و ثمره آنها کتاب يک کلمه اوست، فريدون آدميت ميرزا يوسف خان را از پيشوايان اصلي فکر ناسيوناليسم ميداند.
محور تفکرات وی بر مدار قانون است و وی در تنظیم قواعد جدید حیات سیاسی و تاسیس ساختار جدید حکومتی ، اعلمیه حقوق بشر و قانون اساسی فرانسه است و به صراحت اصل تفکیک قوا منتسکیو را مطرح مطرح نماید
میرزا ملکم خان:
در ارتباط با تاثیر پذیری ملکم از نظرات اندیشه گران غربی، فریدون ادمیت معتقد است چون ملکم خان اندیشه های نو را مستقیما از حکمای فرنسوی گرفتند و مهم ترین اصول دموکراسی یعنی شناسایی اراده ملت به عنوان منشا قدرت دولت، انفصال قوا، تفکیک قدرت دولت از فدرت روحانی، مساوات از لحاظ نژاد و دین را از متفکران فرانسه اخذ کرده است همچنین در نگارش نگارش اصول آدمیت از دین انسان دوستی آگوست کنت، فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی، الهام گرفته است همچنین عقاید جان استوارت میل درباره آزادی و اصالت فرد و حیثیت انسانی نیز در نوشته های و افکار ملکم موثر واقع شده است.
ملکم خان تحت تاثیر متفکران انگلیسی ازجمله جان لاک وکانت نیز بوده است.
میرزا عبدالرحیم طالبوف:
یکی دیگر از برجستهترین و مهمترین روشنفکران عصر قاجاریه و مشروطه، میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی است. او نیز مانند دیگر روشنفکران روزگار خود تحت تاثیر آثار متفکران غربی به ویژه فیلسوفان سیاسی و اجتماعی فرانسوی، انگلیسی و آلمانی مانند بنتام، ولتر، روسو، هنری توماس، ارنست رنان، جان لاک، منتسکیو، کانت و نیچه قرار داشت. طالبوف نیز از رویکرد به غرب و تاکید بر لزوم اقتباس از نوآوریها و پیشرفتهای غربی باز نماند اما در رویکرد خود به غرب، هدف ترقی و قدرت و عظمت ایران و استقلال کشور و حفظ مذهب در برابر دستیازیهای سلطهطلبانه کشورهای استعمارگر را تعقیب میکرد. هدف وی از تاکید بر لزوم اقتباس از نوآوریها و پیشرفتهای غرب، رسیدن به پیشرفت و ترقی وقدرت ایران برای مقابله با دستیازیهای سلطهگرانه استعمارگران غربی و حفظ مذهب و استقلال ایران است.
میرزا آقاخان کرمانی:
میرزا آقا خان کرمانی، یکی از اندیشمندان دوره قاجار است که به هیچ یک از روشنفکران همعصر خود شبیه نیست و یا تحت تاثیر کامل هیچ یک از آنها قرار نگرفته بود. او را باید ازروشنفکران معتدل برشمرد، زیرا عقیده داشت برای ایجاد تغییر در جامعه ایران، باید در راستا و برمبنای شاخصههای فرهنگی همین ملت و سرزمین باشد.
زادگاه میرزا آقا خان کرمانی، کرمان محل تلاقی اندیشهها، مرامها، مسلکها و فرق گوناگون بود. کرمان در زمینههای مختلف از تصوف گرفته تا جریانهای فکری مباحث اصولی و اخلاقی، یک پایگاه عمده به شمار میآمد. او در خانوادهای متمول در بردسیر کرمان به دنیا آمده بود. به زبانهای خارجی از جمله فرانسه احاطه داشت. او با تاریخ اروپا به خوبی آشنایی داشت و اصول دموکراسی را میشناخت و مجموع اینها باعث شد که او با اندیشهای متفاوت از دیگر اندیشمندان هم عصر خود جلوه کند.
میرزا آقا خان کرمانی به مشکلات جامعه آن روز ایران پی برده بود و یکی از چالشهای مهم اجتماعی را بحث آموزش و لزوم سواد آموزی در ایران میدانست؛ از نظر وی، یکی از بسترهای عقبماندگی ایران، نبود نظام آموزشی مدرن است. جامعه ایران، جامعهای کمسواد و ناآگاه نسبت به اتفاقات خارج از ایران بود و دیر زمانی از نشر اندیشههای ژان ژاک روسو و مونتسکیو میگذشت. اما در این جامعه شناختی از آنها و افکارشان وجود نداشت؛ چه کسی میدانست ژان ژاک روسو، کتاب «قرارداد اجتماعی» را نوشته است که بخشهایی از آن کتاب عینا در قانون اساسی فرانسه درج شده بود و کتاب «روحالقوانین» مونتسکیو چه جایگاهی در تدوین اندیشه حقوق اساسی جهان دارد، اما این اتفاق در ایران نیفتاد.
وی به فلسفه اصالت طبیعت علاقه مند بود و در زمینه اجتماعی به افکار مونتسکیو، روسو، اسپنسر نظر داشت و با افکار هابز و لاک هم آشنا بود علاوه بر این وی اندیشه های سیاسی آقاخان، در پیدایش دولت، فلسفه یونان، و اصول حقوق طبیعی از افکار روسو و منسکیو تاثیر پذیرفته بود
میرزا علی خان امین الدله؛
میرزا علی خان در خانواده یک دولتمرد قاجاری به دنیا آمد و از پانزده سالگی به همراه پدر خود سفرهای سیاسی رفت و در 19 سالگی نایب اول وزارت امور خارجه گردید. در سن سی سالگی به وزارت رسائل (رئیس دفتر مخصوص ناصرالدین شاه) رسید و به سال 1298ه.ق (پس از مرگ پدرش) در 34 سالگی لقب امین الدوله گرفت.
امین الدوله فردی متمایل به دولت انگلیس بود و لرد کرزن جاسوس و دیپلمات برجسته انگلیسی او را در کتاب «ایران و قضیه ایران» به عنوان فردی "روشنفکر و آزادی خواه" مورد ستایش قرار داده است. امین الدوله در جوانی نیز ریاست اداره پست و نیز ضرابخانه دولتی را عهده داشت. او دوست نزدیک میرزا ملکم و میرزا حسین خان سپهسالار و در زمره طرفداران عقاید آنها بود.
بر اساس اندیشه سیاسی و الگوی اسپریگنزی، تقویت وطن پرستی، ملی گرایی از سوی ایشان و دیگر دیوانسالاران به مانند اندیشه ماکیاول در غرب و روی آوردن به دولت ومطلقه هابزی اساس اقدامات آنان بود
حاج میرزا حسین خان سپهسالار معروف به مشیرالدوله:
مبانی فکری جهت کلی فلسفه میرزا حسین خان ، پرداخته لیبرالیسم است
ج سوال ۶: اصلاح دینی غرب و عصر مشروطه را با هم مقایسه کنید:
شباهت ها:
1- مکاتب غرب و شرق به عنوان جریانی فلسفی هر دو از یونان و در راس آن از ارسطو سرچشمه گرفته اند و به سیر تکامل خود ادامه داده اند.
2- وجود تنش ها و افکارمتضاد دینی.
3- تفاسیر و قرائت های متفاوت در دین.
4- تلاش برخی متفکران درجهت عصری کردن دین در عین تلاش برخی برای بازگشت به گذشته دغدغه دینی داشتن و لزوم رهایی از چالش ها و مشکلات
5- دوران مدرن در ایران و اروپا ، با اعتراض به روحانیت شروع شده است ولی این اعتراض، اعتراض به ذات دین و مرجع دینی نیست. بلکه روشنفکر در نهایت دین را در جایگاه تاریخی خاص خود که جایگاهی اندیشیده و سنجیده است قرار می دهد.
تفاوتها:
1- اصلاح دینی غرب بر اساس ضرورتی بود که متفکران مغرب زمین با مطالعه و تحقیق به آن رسیده بودند اما در جامعهما تنها جنبه تقلید داشت.
2- عرفان مسلمان همواره بر ضرورت پیروی از شریعت در سلوک عرفانی تاکید داشته اند و هر گز بر خود یا دیگران تخطی از احکام دین را روا نمی شمردند.
3- اندیشمندان مغرب زمین با اصلا دین بر آن بودند تا از خرافات و عوامل بازدارنده رها شوند تا بتوانند به حرکت علمی خود ادامه دهند اما در اسلام با چنین مانعی مواجه نبودیم.
4- تفاوت در ماهیت دین اسلام با دین مسیحیت و بی توجهی برخی روشنفکران و متفکران اسلامی به این موضوع
5- اصلاحات دینی غرب خاستگاه داخلی داشت ولی اصلاحات دینی ایران تحت تاثیرغرب بود. به عبارت دیگر به امر بیرونی بود.
6- اصلاحات دینی غرب پیوند خود را با سنت و تفاسیر سنتی قطع کرد، ولی اصلاحات ایران در برخی موضوعات سنت همانند نقد آزادی های دینی وفادار ماندند.
7- اصلاحات دینی غرب پشتوانه اومانیستی وخردگرایی داشت که نتیجه آن سکولاریسم وعرفی شدن بود. ولی در ایران این بنیادها مورد نقد مصلحان دینی قرار گرفت .به همین دلیل بیشترنوسازی دینی ودموکراسی دینی مطرح شد.
پ سوال ۷: نقد خود را بر کتاب بنویسید چه پیشنهاداتی دارید:
کتاب علاوه بر ثقیل بودن به لحاظ شکلی اشکالاتی داشته که به برخی از آنها اشاره شد:
کتاب دارای اشکالات فراوان تایپی می باشد برای مثال: کلمه این در صفحه 19 اشتباها نوشته شده«یان»، کلمه نیز در صفحه 20 اشتباها دوبار پشت سر هم تکرار نوشته شده، کلمه اندیشمندان در صفحه 37 اشتباها نوشته شده «انیشمندان»، کلمه رویارو در صفحه 75 اشتباها نوشته شده«رویارویی»، کلمه دنیایی در صفحه 75 اشتباها نوشته شده«دنیاوی»، کلمه یا در صفحه 100 اشتباها نوشته شده«با»، کلمه مدرنیته در صفحه 103 اشتباها نوشته شده«مدنیته»، کلمه مظاهر در صفحه 128 اشتباها نوشته شده«ظاهر»، کلمه دوم در صفحه 191 اشتباها نوشته شده«دون»، کلمه جوامعی در صفحه 194 اشتباها نوشته شده«جرامعی»، کلمه تبریز در صفحه 228 اشتباها نوشته شده«نبریز»، کلمه واقع در صفحه 229 اشتباها نوشته شده«واقه»، کلمه سوژه در صفحه 227 اشتباها نوشته شده«سوبژه»، کلمه قائم در صفحه 241 اشتباها نوشته شده«قائن»، کلمه حسن در صفحه 253 اشتباها نوشته شده«حست»، کلمه ازدواج در صفحه 253 اشتباها نوشته شده«ازواح»، کلمه قراردادهای در صفحه 271 اشتباها نوشته شده«قررادادهای»، کلمه تجاری در صفحه 271 اشتباها نوشته شده«تجاری ای»، کلمه معدوم در صفحه 271 اشتباها نوشته شده«نعدوم»، کلمه اروپائیان در صفحه 288 اشتباها چند بار نوشته شده«یوروپائیان»، کلمه زیاد در صفحه 308 اشتباها نوشته شده«زاید»، کلمه جان لاک در صفحه 312 اشتباها نوشته شده«جای لاک»، کلمه بی عملی در صفحه۳۱۴ اشتباها «بی علمی» در صفحه۳۲۰ کلمه عرفان، اشتباها نوشته شده «عربان».
۲_ در برخی موارد گیومه یا نشانه نقل قول که آن را با نماد «» نمایش می دهند، به عنوان نشانه ای دوگانه در آغاز و پایان حرف، کلمه، عبارت، جمله یا متن مورد نظر قرار می گیرد برای مثال در صفحه 251 این نشانه یک طرفه است.
3- برخی از جملات محاوره ای نوشته شده و این موضوع جایگاه علمی کتاب را تا حدودی تحت شعاع قرار می دهد. تائید شهر ها مهم بودند در خارج از کشور شهر های زیادی در فرایند آشنای ایرانیان با جهان نو نقش داشتند ... ص 45 . تفلیس شهر پر شر و شوری بود. در آمدن فکر نوین به ایران مهم بودند.
4- جمله بندی ها بعضا نادرست و غیر قابل فهم است.
5- در هر فصل می شد نتیجه گیری انجام شود.
6- در فصل دوم کتاب که مبانی نظری مورد بحث قرار گرفته است به موضوع بسیار طولانی پرداخته شده است که به نظر می رسد نیازی به همه گستردگی نباشد.
۶_ در این کتاب روشنفکران و اندشمندان عمدتا دین و سنت را از موانع اصلی مدرنیته معرفی می کنند ، درحالی که با واکاوی دین اسلام بسیاری از مولفه های مدرنیته در درون آن وجود دارد و می شد از اسلام به عنوان دینی با فقه پویا دفاع نمود و موارد از این زاویه هم در کتاب آورده می شد.
پ سوال 8: افکار ملکم و اخوندزاده و طالبوف را در یک جدول مقایسه کنید:
|
ردیف |
افکار ملکم خان: |
افکار آخوند زاده: |
افکار طالبوف؛ |
|
1 |
تعقل و علم را مهم ترین لوازم پیشرفت می دانست (اصالت دهی به علم) |
توجه به علم و آگاهی، تغییر خط الفبا، ایشان عمده ترین علت واپس ماندگی مسلمانان، همین دشواری خط است. |
توجه به عقل گرایی و اصل ترقی پذیری و گسترش علم و آموزش ، بزرگترین دشمن ایران «بی عملی» است و خواستار گسترش علم و دانش است. |
|
2 |
لزوم پیروی از اندیشه های غرب و تجدد طلبی |
مخالف دخالت حاملان اندیشه های مذهبی در سیاست (یعنی روحانیون) وی به شدت ضد مذهبی بود. |
در زمینه نقد دین، وی خواستار اصلاحات احکام و قوانین دینی است به نحوی که خود را با نیازهای زمانه همگام سازد. |
|
3 |
نیاز به تفسیر از دین برای همراهی با اندیشه های مدرن غرب |
دین ستیزی الف) اسلام زدایی در پوشش اصلاح طلبی ب( کاستن قلمرو دین (یا رواج دادن دین حداقلی) ج) تردید افرینی در آموزه های اسلامی |
اصلاحات مذهبی و دینی (محدود کردن حوزه دخالت روحانیون) |
|
4 |
چارچوب اندیشه های وی در زمینه اومانیسم، ایده و قانون ترقی، عقل گرایی، علم گرایی و سکولاریته شکل گرفت |
اندیشه سیاسی وی بر " پایه حقوق اجتماعی طبیعی بنا گردیده یعنی حقوقی که بنیان فلسفه سیاسی جدید غرب را به وجود آورده است. |
وی تحت تاثیر جان لاک و روسو بود و مدل اصلاحات وی ژاپن بود. |
|
5 |
توجه به وجه اندیشه گی مدرنیته و وجه مادی آن |
تلاش در جهت تاسیس تجدد سیاسی در ایران |
قائل شدن به حکومت قانون گرا |
|
6 |
تقلید اصول نظم و قانون از غرب |
جایگزینی الگوهای غربی به جای الگوهای اسلامی |
مخالف سطحی نگری و شیفتگی به غرب بود و اصلاحات تدریجی را توصیه می کرد. |
|
7 |
قائل به جدایی دین، مذهب و شریعت می باشد طرح جدایی علم از دین ودر گام بعدی تفکیک دین از سیاست |
به دنبال نوعی پروتستانتیزم بود و سعی داشت اسلام را از تعصب تهی کند. |
تربیت ملت را منشا ترقی و موجب خروج کشور از فلاکت و بدبختی می داند. |
|
8 |
اعتقاد به تجدد سیاسی و فرهنگی و مذهبی و اقتصادی |
معضلات اساسی ایران را در زمینه فرهنگی ، تغییر و اصلاح خط و گسترش علم و آموزش می دانست. |
ریشه عقب ماندگی ایران در استبداد سیاسی، حکومت مطلقه و فرهنگ سیاسی ویژه ایرانی، عدم گسترش علم و آموزش، عدم نقد سنت و دین و توسعه نیافتگی اقتصادی نهفته است. |
|
9 |
تبلیغ باستان گرایی |
نقطه عزیمت اندیشه وی در این زمینه جدایی، مذهب و شریعت می باشد. |
راه مقابله با حکومت مطلقه، تجدد سیاسی و فرهنگ سیاسی سالم را پیشنهاد می کند. |
|
10 |
اهمیت قائل شدن به قانون |
معضلات اساسی ایران را در حوزه سیاسی _ اجتماعی دخالت روحانیت در سیاست، عدم وجود تفکر ترقی خواهی، عدم وجود آزادی، عدم وجود قانون، عدم گرایش به عقل گرایی، استبداد سیاسی می دانست. |
برای غلبه بر استبداد سیاسی و حذف حکومت مطلقه ، حکومت سلطنتی مشروطه را مورد نظر قرار می دهد. |
جواب سوال ۹: میرزا یوسف خان مستشار الدوله را با میرزا آقاخان کرمانی بر اساس نظر اسپریگنز:
میرزا حسین خان مستشار الدوله مشکلات ایران را در ساختار سیاسی خود کامه ایرانی خلاصه کرد، ایشان علت بحران را بی قانونی می دانستند . وی برای غلبه بر این مشکلات و معضلات ایران که حکومت بدون قانون موضوعه بر آن سیطره دارد، اصلاحات سیاسی را پیشنهاد می کند تا بر اساس آن حکومت بر اساس قانون استوار گردد.
میرزا آقاخان کرمانی، ایشان برای شناخت درد های موجود در جامعه خصلتی تاریخی - فلسفی یافت، ایشان علت اصلی عقب ماندگی ایرانیان را فاصله گرفتن آنها از اصول و قانون طبیعی (بی قانونی) و رسوخ آرای خرافی در دین، رشد اندیشه های صوفی مالانه و سلسله ملایان و فقیهان نهفته می داند.
ایشان برای غلبه بر عقب ماندگی وی از دریچه تجدد به مساله نگاه می کند و او در این زمینه سه اصل را مطرح می کند:
اخذ مدنیت فرهنگی
اخذ بنیادهای سیاسی مدرن غربیان
ناسیونالیسم
به نظر من مشکل جامعه ما نخبگان جامعه ما هستند که مشکلات و معضلات جامعه را آن چنان که هست نمی بینند. هر انچه را که می بینند هم در سایر تمدنها و کشورها به دنبال راه کار می گردند. راهکارهائی که می تواند چشم انداز داده یا کمک به اتخاذ راهکار شود را می خواهند عینا پیاده سازی و شبیه سازی کنند. به همین دلیل است که هنوز مشکل اصلی جامعه ما قانون و موانع وضع و اجرای قانون است و همین عامل هم دلیل اصلی بسیاری از بحرانهای جامعه ایران است.
بهترین راهکار این است که تمام علوم و داهکارها شناسائی و با فرهنگ و نیازهای روز جامعه بومی سازی شود.
مشکلات و معضلات و سوابق تاریخی، فرهنگی و مذهبی که در غرب موجب زایش مدرنیته غربی شد با مشکلات و معضلات و سوابق تاریخی و فرهنگی و مذهبی کشور ما کاملا متفاوت می باشد
