ترکیه-عراق

مصطفی کاظمی، نخست‌وزیر عراق، در یک سفر رسمی وارد آنکار شد. او با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه دیدار کرد. اردوغان از مهمان ویژه خود در مجتمع "بش‌تپه" آنکارا استقبال کرد.

رئیس جمهور ترکیه گفت با نخست‌وزیر عراق درباره مبارزه با "دشمنان مشترک عراق و ترکیه داعش، پ ک ک و فتو (گروه فتح‌الله گولن)" به توافق رسیده است.  

 

موضوع مهم دیگری که رئیس جمهوری ترکیه با کاظمی طرح کرد، افزایش حجم تجاری میان دو کشور همسایه بود. اردوغان گفت، ترکیه و عراق می‌توانند به راحتی سطح مبادلات تجاری را تا ۲۰ میلیارد دلار ارتقا دهند. او همچنین خبر داد که ترکیه می‌خواهد خط لوله کرکوک را که توسط داعش تخریب شده بازسازی کند تا مقادیر بیشتری از نفت عراق به بازارهای بین‌المللی عرضه شود.

رئیس جمهوری ترکیه خطاب به کاظمی افزود، موضوع آب میان ترکیه و عراق مسئله‌ای برای تنش نیست، بلکه موضوعی برای همکاری است.

مصطفی کاظمی تلاش دارد در جریان تنش میان کشورهای منطقه سیاستی مستقل را پیش ببرد. او از نزدیکان به ایالات متحده به شمار می‌رود، اما با جمهوری اسلامی نیز "مناسبات حسنه" دارد. کاظمی قبلا به ایران و عربستان سعودی نیز سفر کرده است. اکنون او عازم آنکارا شده است تا شرکت‌های ترکیه را به مشارکت در بازسازی عراق ترغیب کند.

نخست‌وزیر عراق در نشست خبری مشترک خود با اردوغان در آنکارا گفت، ترکیه "یکی از مهمترین شرکای تجاری عراق است" و درهای عراق بر روی تمامی شرکت‌ها و بازرگانان ترک باز است. او تاکید کرد که عراق با همکاری ترکیه می‌خواهد خساراتی را که داعش در عراق بر جا گذاشته بازساری کند.

 

کاظمی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به برخی "حساسیت‌های" ترکیه نیز اشاره کرد و گفت، عراق در برابر هیچ گروه و سازمانی نسبت به استفاده از خاک‌اش به منظور تهدید امنیت ملی ترکیه مسامحه نخواهد کرد.

مصطفی کاظمی همچنین از اردوغان برای نشست شورای عالی همکاری راهبردی ترکیه و عراق در بغداد دعوت کرد.

قره باغ

مایکل روبین

نشنال اینترست

صدای سلاح ها خاموش شده و نیروهای صلح بان روسی ارمنی ها و آذربایجانی ها را از یکدیگر جدا کرده اند و از صومعه های باستانی ارمنستان محافظت می کنند تا از تخریب آنها توسط سربازان جمهوری آذربایجان و مزدوران سوری جلوگیری کنند. مراکز مشترک نظارت بر آتش بس ترکیه-روسیه به زودی عملیات خود را در منطقه ناگورنو-قره باغ تحت کنترل آذربایجان آغاز می کنند. در همین حال، دیپلمات های آمریکایی و فرانسوی وابسته به گروه مینسک به دنبال احیای روند دیپلماتیک نابود شده در نتیجه حمله ناگهانی نیروهای آذربایجانی با پشتیبانی ترکیه به آرتساخ، هستند و این در حالی است که ارمنی ها در ناگورنو- قره باغ اعلام خودمختاری کرده اند.

شاید به نظر برسد که جنگ به پایان رسیده، اما دیپلمات های غربی باید محتاط باشند: مسائل پیرامون کوریدور لاچین (مسیر زمینی اتصال ارمنستان به مناطق تحت کنترل جمهوری آذربایجان) به طور کامل حل نشده و این مسیر به رغم حضور صلح بانان روسی، همچنان به دلیل تیراندازی های پراکنده برای غیرنظامی ها خطرناک است. لاچین شاید یک عامل تحریک کننده باشد، اما مشکل اصلی نیست. آتش بس ۱۰ نوامبر سندی بود که با عجله نوشته شد. بندی که می تواند بذر جنگ جدید را بکارد، آخرین بند است: «جمهوری ارمنستان با هدف سازماندهی جابجایی بلامانع شهروندان، خودروها و محموله های باری، امنیت راه های ارتباطی بین مناطق واقع در غرب جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان را تضمین خواهد کرد.»

در رابطه با این بند، دو مشکل وجود دارد: اولی، استفاده از «راه های ارتباطی» برای پیوند دو بخش جمهوری آذربایجان است که خاک ارمنستان در بین آنها قرار گرفته؛ این مساله این نشان می دهد که بیش از یک جاده یا راه آهن در این محدوده وجود دارد و می تواند یک عامل مخرب دیپلماتیک باشد که در هرگونه صلح پایدار پس از آتش بس کنونی ایجاد تردید می کند. دومی، ترافیک کامیون های ترکیه است که از مسیر جدید برای تحکیم نفوذ ترکیه در جمهوری آذربایجان و گسترش روابط اقتصادی و فرهنگی ترکیه با آسیای میانه استفاده خواهند کرد. اگر ترافیک به طور معمول جریان یابد، مشکلی پیش نخواهد آمد؛ اما اگر برای نمونه، یک تیرانداز یک راننده کامیون ترکیه را بکشد، رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، ارمنستان را مقصر خواهد دانست و درخواست ایجاد یک منطقه حائل برای اطمینان از عبور ایمن از این مسیرها را مطرح خواهد کرد. چنین سناریویی چندان دور از ذهن نیست چرا که ترکیه پیشتر هم از چنین اتفاقاتی مطابق منافع خود استفاده کرده است.

اردوغان سابقه تغییر شکل تقاضاها برای تشکیل مناطق حائل «مبارزه با تروریسم» را به منافع سرزمینی دارد و همین مساله می تواند او را به استفاده مجدد از همین رویکرد ترغیب کند. نیروهای ترکیه در شمال شرقی سوریه مستقر شده اند و در آنجا شناسنامه تُرکی صادر می کنند، روش آموزشی تُرکی را تحمیل می کنند و دفاتر پستی ترکیه را می سازند.

و درست همانطوری که تعصب در گرایش های قومی در برابر کردها به انگیزه اردوغان برای انتقال نیرو به شمال سوریه تبدیل شد، بی اعتنایی او به ارمنی ها و مسیحیت نیز می توانند به رویکرد کنونی در منطقه قفقاز شکل دهند. در حقیقت، تاریخی که اردوغان برای حمله هماهنگ ترکیه و آذربایجان به ناگورنو-قره باغ انتخاب کرد، یعنی نزدیک ترین یکشنبه به صدمین سالگرد حمله ۱۹۲۰ ترکیه به ارمنستان، تصادفی نبود.

هیچ دولتی در ارمنستان، نه نیکول پاشینیان، نخست وزیر فعلی این کشور، و نه هیچ شخصیت دیگری از جناح مخالف او که ممکن است در آینده روی کار بیاید، قادر به پذیرفتن اولتیماتوم ترکیه برای واگذاری کنترل مناطق وسیعی از خاک ارمنستان نخواهد بود. در حقیقت، هر گونه تقاضا برای ایجاد منطقه حائل، ارمنستان را تقسیم می کند و بدین ترتیب، نیروهای نظامی این کشور نمی توانند از نظر تجهیزات و نیروی انسانی با ترکیه رقابت کنند. تنها کارت غیرقابل پیش بینی در چنین سناریویی روسیه است، اما حوادث ماه گذشته نشان دادند که اعتماد بیش از حد اردوغان به خودش بر ترس او از بازدارندگی روسیه غلبه می کند.

به عبارت ساده، وقتی دیگر کشورها مشغول بازی شطرنج هستند، ایالات متحده چکرز بازی می کند. زمان آن فرا رسیده است که واشنگتن، پاریس و دیگر پایتخت ها در جامعه بین المللی به چندین گام جلوتر بیاندیشند و جنگ بعدی در قفقاز را پیش بینی کنند تا بتوانند مانع از وقوع آن شوند. شاید ساده ترین راه حل ممنوعیت عبور و مرور کامیون ها و رانندگان ترک در مسیرهای مربوطه باشد. دیپلمات ها شاید برای سکوت ارزش قائل باشند، اما بسیاری از شواهد گذشته و شواهد فعلی نشان داده اند که سکوت بنیان صلح نیست و بیشتر، آرامش قبل از یک طوفان بزرگ تر است.

اسرائیل

رادیو فردا - شاهزاده بانفوذ سعودی در آخرین روز از نشست مجازی سه‌روزه «گفتمان منامه در مورد امنیت ملی»، اسرائیل را به «قلدری» و «آدم‌کشی» متهم کرد.

این انتقادها در حالی بیان می‌شود که در هفته‌های گذشته، گزارش‌هایی درباره «سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو به عربستان و دیدار او با محمد بن‌سلمان، ولیعهد سعودی» در رسانه‌ها منتشر شده است.

به گزارش رسانه‌های اسرائیل و خبرگزاری آسوشیتدپرس، ترکی‌ الفیصل روز یکشنبه ۱۶ آذر، اسرائیل را حکومتی «قلدر» و «اشغالگر» خواند که اراضی فلسطینی را دزیده و زندگی فلسطینیان را به حبس مداوم در اردوگاه‌های کار اجباری مبدل کرده است.

او افزود حکومت اسرائیل به بهانه‌های واهی دست به بازداشت فلسطینیان می‌زند، خانه‌های‌ فلسطینیان را ویران می‌کند و باکی ندارد از این‌که هرکسی را خواست بکشد.ترکی الفیصل گفت که سیاست‌ و عملکرد رهبران اسرائیل بر پایه «نفاق و توطئه» استوار شده است.

وزیر خارجه بحرین که به تازگی با اسرائیل توافق صلح امضا کرده است و همچنین وزیر خارجه اسرائیل نیز در همایش مجازی «گفتمان منامه در مورد امنیت ملی» حضور داشتند.

سخنان ترکی الفیصل در نشستی با محوریت توافق‌های موسوم به «ابراهیم» بیان شد؛ آمریکا توافق‌های اخیر عادی‌سازی رابطه امارات متحده عربی و بحرین با اسرائیل را «پیمان‌های ابراهیم» نامیده است.

ترکی الفیصل اسرائیل را کشوری «استعماری» خواند و افزود که بدون مشارکت عربستان، توافق‌های اخیر اسرائیل با امارات و بحرین را نمی‌توان توافق‌های ابراهیم نامید.

او ادامه داد، «هر نوع عادی‌سازی رابطه با اسرائیل باید به مبارزه برحق فلسطینیان برای برپایی کشور فلسطین کمک کند».

به گفته ترکی الفیصل، «اسرائیلی‌ها ادعا می‌کنند که در معرض تهدید حیاتی هستند و مدعی صلح‌خواهی‌اند اما خود به خاک کشورهای عربی حمله نظامی می‌کنند و زرادخانه‌ای از سلاح اتمی دارند».

این شاهزاده سعودی همچنین با اشاره به احتمال همکاری اسرائیل و عربستان به منظور مقابله با ایران گفت، پیش از آنکه بتوان نیروها را برای مبارزه با جمهوری اسلامی متحد کرد، «اسرائیل باید ابتکار صلح عربی را بپذیرد و براساس آن رفتار کند».

او گفت که «دمل باز را نمی‌توان با مرهم معمولی درمان کرد».

ترکی الفیصل در ادامه حملات خود علیه متحد جدید امارات و بحرین، اظهار داشت که «اسرائیلی‌ها خواهان رابطه با سعودی هستند اما سگ‌های تهاجمی خود در رسانه‌ها را سراغ ما می‌فرستند».

به نظر می‌رسد اشاره شاهزاده سعودی به خبرنگارانی بود که گزارش‌های پیاپی در مورد تماس‌های پشت پرده سعودی و اسرائیل منتشر می‌کنند.

در ادامه این نشست مجازی، گابی اشکنازی، وزیر خارجه اسرائیل، به سخنان ترکی الفیصل واکنش نشان داد.

ژنرال اشکنازی که برای نخستین بار در این نشست حضور داشت، گفت اظهارات آقای الفیصل «بازتاب‌دهنده تحولات محسوسی نیست که در منطقه رخ داده است» و «توافق‌های ابراهیم، صرفا یک مشت کاغذ نیست؛ بلکه بیانگر حقیقتی بنیادین است».

وزیر خارجه اسرائیل افزود که «توافق‌های ابراهیم جایگزینی برای مذاکرات اسرائیلی- فلسطینی نیست و من از همگان می‌خواهم وارد مسیر مذاکرات با اسرائیل شوند».

گابی اشکنازی همچنین تاکید کرد به جای تکرار بازی‌های «اتهام‌زنی»، بهتر است از این فرصت برای دستیابی به «صلح» بهره برد.

ترکی الفیصل هفته گذشته نیز در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان عربی، بنیامین نتانیاهو را فردی «دروغگو» خوانده بود که با طرح ادعای «سفر محرمانه» به عربستان و دیدار با ولیعهد سعودی، رسانه‌ها را سرگرم کرده است.

شاهزاده سعودی گفته بود حتی رسانه‌های عربی نیز، به جای آن‌که سخنان وزیر خارجه سعودی را منتشر کنند، اظهارات او را بازتاب می‌دهند.

ترکی الفیصل به سی‌ان‌ان گفت، ادعاهای آقای نتانیاهو در مورد مقدمات عادی‌سازی رابطه عربستان سعودی با اسرائیل کذب است زیرا هیچ تدارکی از این دست در میان نیست.

او افزوده بود که او «تنها به پادشاه عربستان» باور دارد و ملک سلمان بارها تاکید کرده که مسئله فلسطینی‌ها، اولویت اصلی اوست.

امریکا

واشنگتن پست

رئیس جمهوری در حال کناره‌گیری آمریکا با تشدید حملات خود به دموکراسی، یک فیلم ویدئویی ۴۶ دقیقه‌ای عجیب منتشر کرد که پر از اتهامات بی‌پایه و اساس در مورد تقلب در انتخابات و دروغ‌های صریح بود و در آن سیستم انتخابات آمریکا را "تحت حمله و محاصره هماهنگ‌شده" دانست و تاکید کرد که از نظر آماری غیرممکن است که وی به جو بایدن، رئیس جمهوری منتخب آمریکا باخته باشد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری در حال کناره‌گیری آمریکا که روز چهارشنبه پشت تریبون ریاست جمهوری قرار گرفته بود و پرچم‌های آمریکا و دفترش در پشت سرش قرار داشتند، تلاش کرد تا از قدرت ریاست جمهوری خود برای تحریف انتخابات و ملغا کردن نتایج انتخابات استفاده کند.

ترامپ ضمن اعلام اینکه این احتمالا مهم‌ترین سخنرانی‌ است که وی مستقیم در مقابل دوربین و بدون هیچ تماشاچی ایراد کرده، بر ناامیدی خود نسبت به تغییر نتیجه انتخابات یک ماه پس از شکایت‌های قانونی ناکامش و همچنین نسبت به تایید پیروزی قاطعانه بایدن توسط برخی کشورهای مهم تاکید کرد.

این حمله جدید ترامپ یک روز پس از آن صورت گرفت که ویلیام بار، دادستان کل آمریکا اعلام کرد وزارت دادگستری هیچ سند و مدرکی دال بر تقلب در انتخابات که بتواند نتیجه این رای‌گیری را تغییر دهد، پیدا نکرده است.

پیش‌تر ترامپ شخصا بسیاری از این ادعاها را در رسانه‌های اجتماعی ترویج کرده و یا وکلایش به نیابت از وی در دادگاه‌ها این ادعاها را مطرح کرده بودند؛ ادعاهایی که به دلیل کافی نبودن اسناد و مدارک همگی رد شده‌اند.

ترامپ در این فیلم بار دیگر بدون ارائه هیچ سند و مدرکی ادعا کرد: «نیروهای فاسد صندوق‌های رای را با آرای جعلی پر کرده بودند. این تقلب بسیار گسترده بوده و در ابعادی صورت گرفته که تاکنون دیده نشده است.»

ترامپ از دادگاه عالی خواست تا کار درست را برای آمریکا انجام دهد که به گفته وی مستلزم ملغا کردن صدها هزار رای است و در آن صورت ترامپ به آسانی در تمامی ایالت‌ها پیروز خواهد شد.

اگرچه ترامپ هفته گذشته به دولتش اجازه داد تا با تیم انتقالی بایدن همکاری کند اما هنوز از قبول شکست در انتخابات امتناع کرده است. ترامپ با اظهاراتی که در این فیلم مطرح کرد اعتراض خود به نتایج را جدی‌تر مطرح و تهدید کرد که سابقه دیرینه انتقال قدرت صلح‌آمیز در این کشور را مختل می‌سازد.

وی گفت: «در این انتخابات تقلب صورت گرفته و همه این موضوع را می‌دانند. کشور ما به کسی نیاز دارد که بگوید "حق با شماست". اگر ما این تقلب وحشتناک را که در انتخابات ۲۰۲۰ صورت گرفته ریشه‌کن نکنیم، دیگر کشوری نخواهیم داشت.»

ترامپ همچنین مدعی شد که "شرکت سیستم‌های رای‌گیری دومینین" که سخت‌افزارهای رای‌گیری استفاده شده در بسیاری از ایالت‌ها را می‌سازد بسیار مشکوک است و بسیاری از رای‌دهندگانی که دکمه مربوط به نام "ترامپ" را در رای‌گیری فشار داده‌اند، آرای‌شان برای بایدن محاسبه شده است. این در حالی است که هیچ سند و مدرکی دال بر به خطر افتادن آرا به هر شکلی وجود ندارد.

این فیلم روز چهارشنبه ترامپ بیانگر جامع‌ترین اظهاراتی است که وی تاکنون درباره انتخابات مطرح کرده و تقریبا پس از یک ماه پنهان بودن وی از انظار عمومی تهیه و پخش شده است.

ترامپ نسخه کوتاه دو دقیقه‌ای این فیلم را در توییتر به همراه لینک مربوط به فیلم کامل ۴۶ دقیقه آن در فیس‌بوک منتشر کرد و توییتر بر این توییت برچسب "مناقشه‌آمیز" را زد.

فخری زاده

ژنرال عاموس یالین: اسرائیل به دلیل ملاحظات متعدد و پیچیده عملیاتی فخری زاده را در این زمان بدون کمک گرفتن از همپیمانش ترور کرد

جروزالم پست

عاموس یادلین، رئیس پیشین دستگاه اطلاعات نظامی اسرائیل (آمان) و رئیس کنونی اندیشکده «مطالعات امنیت داخلی اسرائیل» (INSS) شامگاه یکشنبه طی سخنرانی در نشست خبری مرکز رسانه‌ای اسرائیل گفت:

«در حالی که در مورد ترور قاسم سلیمانی، آمریکا مسؤولیت را برعهده گرفت و ایران نیز ده‌ها موشک به پایگاه آمریکا در عراق شلیک کرد، اکنون هیچ‌کسی مسؤولیت را برعهده نگرفته؛ پس احتمال دارد ایران تا روزهای پایانی [ریاست جمهوری دونالد] ترامپ [برای انتقام] صبر کند زیرا نمی‌خواهند زمان کافی به او برای سوءاستفاده از این انتقام جهت انجام حمله بدهد.» اسرائیل مسؤول ترور فخری‌زاده است. «اجتناب تل‌آویو از برعهده‌گرفتن این اقدام به تهران فرصت داده که مجبور به انجام واکنش فوری و پر سروصدا نشود.» ایران فعلاً نمی‌خواهد واکنشی از سوی دولت ترامپ را به همراه داشته باشد. واکنش تهران در روزهای پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ یا روزهای آغازین دولت «جو بایدن» می‌تواند خطر تلافی‌جویی آمریکا را کاهش دهد. شاید شدیدترین واکنش ایران، حمله موشکی به اسرائیل باشد. «البته شاید هم ایران فقط به شکل تسریع برنامه هسته‌ای خود واکنش نشان دهد، چیزی که هم‌اکنون نیز آشکار است و از می ۲۰۱۹ هم انجام داده‌اند. آنها می‌توانند [اورانیوم] بیشتری را نسبت به سطح کنونی، غنی‌سازی کرده و سانتریفیوژهای پیشرفته‌تری نصب کنند. این یک گام یا واکنش استراتژیک خواهد بود.» احتمال حمله ایران به سفارتخانه‌ها یا اشخاص بسیار مهم اسرائیلی را می‌توان از طریق واکنش این کشور به ترور چند دانشمند هسته‌ای در سال‌های ۲۰۱۰-۲۰۱۱ سنجید. گروه‌های حامی ایران در لبنان، سوریه، عراق، یمن یا هر جای دیگری نیز می‌توانند برای انتقام استفاده شوند و راکت شلیک کنند، چیزی که می‌تواند خطرناک باشد که البته به اندازه شلیک موشک بالستیک توسط ایران تحریک‌کننده نیست. «آمریکایی‌ها خیلی سریع به نیویورک‌تایمز لو دادند که اسرائیل این [ترور] را انجام داد. هر مدرک بیشتری که به ایران کمک کند برای انتقام از اسرائیل تصمیم بگیرد، اشتباه است.»

یادلین با کنایه به اظهارات ذوق‌زده بنیامین نتانیاهو چند ساعت بعد از ترور فخری‌زاده، به مسؤولان کنونی این رژیم توصیه کرد که دهان خود را ببندند و چیزی را لو ندهند زیرا تا همین الان هم بیشتر از حد مجاز صحبت کرده‌اند. «بدون شک، او [ فخری‌زاده] هسته اصلی دانش، اختیارات و سازمان‌دهی برنامه [هسته‌ای ایران] بود.» «به‌رغم اینکه ایرانی‌ها برای وی جایگزین پیدا خواهند کرد اما کسی به اندازه مهارت و سطح توانایی‌های او وجود ندارد.»

یادلین درباره زمان‌بندی ترور فخری زاده گفت: «او به دلیل ملاحظات متعدد و پیچیده عملیاتی و نیز محدودیت‌ها و توانمندی‌های خاص، در این زمان کشته شد، ‌زیرا چنین عملیات دقیقی به برنامه‌ریزی طولانی‌مدت و گسترده نیاز داشت.» «اگر[غیر از اسرائیل] دیگرطرف‌ها مانند آمریکا،‌ سعودی یا مخالفان [حکومت] ایران در این [عملیات] دخیل می‌شدند، زمان بیشتری می‌برد و شرایط خاصی را نیاز داشت تا همه طرف‌ها به این ترور دقیق چراغ سبز نشان دهند.»

==

 

Jerusalem Post  Middle East  Iran News

Yadlin: Iran may wait until end of Trump era to retaliate

However, he said it might just as likely “react in accelerating the nuclear program. The overt one.

 

By YONAH JEREMY BOB   

NOVEMBER 29, 2020 20:49

==============

ترور محسن فخری زاده

1- واکنش طرفداران صلح و دیپلماسی به #ترور_محسن_فخری_زاده در تمام دنیا:

« این ترور خیانت به صلح و امکان مذاکره است و محکوم است».

از نگاه من این ترور نخستین واکنش «بازندگان تاریخ» است به پیروزی حامیان برجام در امریکا. آنها با این کار به ساکنان آتی کاخ سفید پیام می دهند: «ترور می کنیم تا نگذاریم فضا را برجامی کنید»

آیا ارتباطی هست بین این ترور با پچ پچ های پنهانیِ شبانه «دشمنان برجام» در نیوم عربستان؟ دیرتر یا زودتر تاریخ پاسخ این پرسش را خواهد داد. امید که سی سال طول نکشد.

*

2- #ترور_دانشمند_هسته_ای ایران، مثل ترور سردار سلیمانی، واقعا از موضع ضعف و درماندگی است. مقابله به مثل موازنه قدرت را به سود مخالفان برجام بر هم می زند و کشور را در موقعیت تدافعی قرار می دهد. امیدوارم مسئولین کشور مستند سازی، پیگیری حقوقی و دیپلماسی عمومی را سرلوحه کارها قرار دهند.

در موازنه قدرتی که طی ماه های آتی میان مخالفان و مدافعان بازگشت به برجام در امریکا در حال شکل گیری است، قضاوت افکار عمومی واقعا تعیین کننده است.

چنانچه در جمهوری اسلامی ایران طی ماه های آتی نمونه دیگری از آبان 98 رخ دهد، و یا با قدرت های حامی ترور اخیر مقابله به مثل شود، ایران نه تنها عرصه دیپلماسی عمومی را واگذار خواهد کرد، بلکه امکان بازگشت طرف امریکا به برجام هم به تعویق و حتی محاق، خواهد افتاد

*

3- بخشی از فعالین چپ و جمهوری خواه در وضع فعلی موانع مذاکره ایران و امریکا را بیشتر در تهران می بینند یا واشنگتن. این تحلیل اشتباه و خطرناک است.

این که رهبری اسرائیل خواهان کاهش تنش با ایران است و رهبری جمهوری اسلامی خواهان افزایش تنش با اسرائیل است تحلیلی وارونه است. جلسه مخفیانه اخیر نتانیاهو، پمپئو و بن سلمان در نیوم عربستان و از پی آن ترور فخری زاده، بخصوص انتخاب زمان آن، آخرین شواهد وارونگی این تحلیل است. امید که زودتر تصحیح کنند.

فرخ نگهدار

والت

پنج دلیل مهمی که هنوز هم مایه خشنودی و امیدواری به این جهان است: حتی در جهان کرونازده کنونی دلایل زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد

استفان والت ، استاد روابط بین الملل دانشگاه هاروارد

فارن پالیسی

امسال را دشوار بتوان، سپاسگزار بود. هرچند سال ۲۰۲۰، به بدی سال‌های ۱۹۱۴ یا ۱۹۳۹ نیست، اما بازهم احتمالا به عنوان یکی از ناخوشایندترین دوره های تاریخ معاصر، در یادها خواهد ماند و کمتر کسی هست که از پایان یافتن این سال، ناخشنود باشد. برای خود من، امسال بدترین سال زندگی ام بود و بازهم خودم را از خیلی ها خوشبخت تر می بینم. با این همه، در حالی که آمریکایی ها برای روز شکرگزاری آماده می شوند، من تلاش می کنم قدردان آن جنبه هایی از زندگی باشم که به من امید می دهند.

شکرگزار مهربانی های کوچک و خشنود از چیزهای بدی که می توانست رخ دهد و نداد و توجه به رخدادهای مثبتی که یاری مان کرد از این دالان وحشت بگذریم و به خودمان یادآور شویم که بحران کنونی برای همیشه پایدار نخواهد ماند و این توان را داریم که کارها را بهتر سروسامان دهیم. در چنین حال و هوایی است که پنج دلیل اصلی ام برای شکرگزاری را برایتان بر می شمارم.

*دلیل اول: نبود یک جنگ میان قدرت های بزرگ. امسال، بیش از ۶۰ میلیون نفر در سراسر جهان، بیمار شدند و تقریبا یک و نیم میلیون نفر جان باختند و جوامعی هم به شیوه هایی مختلف، مختل شدند. اقتصادهای همه جهان در رکود هستند، کشورهای فقیرتر، صدمه سنگینی دیده اند و بسیاری از انسانها- بویژه زنان- از نظر شغلی سالها عقب‌گرد داشته اند. آموزش در مدارس دچار گسست شده به گونه ای که به مولد بودن آینده، آسیب می زند. همچنین مشکلات ذهنی و روانی شدیدتر شد و سایه دراز خود را بر آینده هم می‌افکند. با این همه، تمامی این رخدادهای ناخوشایند، در برابر آسیب های یک جنگ میان قدرتهای بزرگ، رنگ می بازد حتی اگر فرض بگیریم که آنها در چنین جنگی از سلاح های کشتار جمعی استفاده نمی کردند.

البته که ما سوگوار جنگ میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان یا هند و چین یا ادامه خونریزی در سوریه، سودان، افغانستان، یمن و دیگر جاها هستیم و باید باشیم. اما یک جنگ تمام عیار میان هریک از قدرت های بزرگ جهان، ویرانی و رنج بسیار گران تری را با خود می آورد و اینکه چنین جنگی رخ نداده را هرگز نباید مفروض و بدیهی انگاریم. هر سالی که یک جنگ بزرگ در آن رخ ندهد، جای خشنودی دارد و شکرگزاری.

*دلیل دوم: انتخابات آمریکا. بیش از ۷۰ میلیون آمریکایی چیز دیگری می خواستند اما چند میلیون[۶ میلیون] بیشتر از آن، شکرگزارند که جو بایدن به جای پرزیدنت ترامپ می نشیند. خبرهای بهتری هم در این زمینه هست: هراسی که پیش از انتخابات درباره بروز خشونت و اختلال در رای گیری وجود داشت، بی پایه از آب در آمد، قدرت های خارجی دخالت چشمگیری در انتخابات نداشتند و رای مردم دقیق و منصفانه شمارش شد. بایدن هم با قاطعیت به پیروزی رسید. رفتارهای پسا انتخاباتی ترامپ هم چندان دور از انتظار نبود. واقعا از یک آدم زن ستیز، رشوه خوار، پرخاشگر، نژادپرست، زنباره، مالیات گریز، منکر دانش و بسیار فریبکار چه انتظار دیگری می رفت؟ در تاریخ آمریکا، سیاستمداران خطرناک کم نداشته ایم اما از چنین خودشیفته ای با توجه به رفتارش در این چهارسال و در سراسر زندگی بزرگسالی اش، نباید جز این انتظار داشت. خوشبختانه، اکثریت آمریکایی ها متوجه این نکته شدند و به او گفتند: اخراج! او بی تردید در این چندهفته باقیمانده، آسیب های بیشتری وارد خواهد کرد و تا سالهای آینده هم، آلودگی او بر سیاست آمریکا باقی خواهد ماند.

*دلیل سوم: همدلی افراد. سخنوری به نام ادموند بورکه، هشدار مشهوری دارد «تنها شرط لازم برای پیروزی شیطان این است که آدم های خوب، کاری انجام ندهند.» امسال ما می توانیم سپاسگزار آدم های خوبی در هر دو حزب سیاسی آمریکا باشیم که با انسجام در برابر وسوسه و فشار سیاسی ایستادند. یکی از اینها، براد رافنسپرگر وزیر جمهوریخواه ایالتی در جورجیا است که سلامت انتخابات را تایید کرد. کریستوفر کربس یکی دیگر از این افراد است که به بهای برکنار شدن توسط ترامپ، با موفقیت از دخالت غیرقانونی در انتخابات و فرایند الکترال جلوگیری کرد. جمهوریخواهان دیگری همچون مایک شیرکی رییس جمهوریخواه سنای میشیگان هم همین مسیر را رفتند. آن طرف هم البته سناتور جمهوریخواه لیندسی گراهام هست که معلوم نیست، چه مشکلی دارد و دنبال چیست.

*دلیل چهارم: دانش. برای گیتی، اهمیتی ندارد که شما از چندو چون کارکردش، آگاه باشید یا نباشید- قوانین فیزیک، شیمی، بیولوژی و جز آن، کار خودشان را انجام می دهند. می توانید زیر بار شواهدی نروید که اثبات می کند کردارهای بشر، به دگرش های آب و هوایی انجامیده است اما جو زمین، اهمیتی برای دیدگاه شما قائل نمی شود و زمین گرم تر و گرم تر می شود اگر دی اکسید کربن همچنان افزایش یابد. درک نیروهای بنیادینی که بر جهان واقعی حاکمند، برای کار با این جهان، ضرورتی اساسی است و به همین دلیل، ما شکرگزار دانش هستیم. البته دلایل بیشمار دیگری هم برای این سپاسگزاری وجود دارد: امید به زندگی طولانی تر، برقی که خانه هایمان را روشن می کند، امکان سفر به سرزمین های دور، در دسترس بودن غذا و آب قابل آشامیدن و زنجیره بی پایان دیگر نعماتی که دانش در اختیار زندگی بشر قرار داده است. در جهان امروز، یک جامعه پیچیده علمی و فن‌آورانه، پیش نیازی است برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ. درس تلخ امسال این بود که میلیون ها نفر تصمیم گرفتند توصیه‌های علمی را نادیده گرفته و از برخی سیاستمداران خودخواه نادان – با پیامدهایی مرگبار- پیروی کنند و از زدن ماسک، حفظ فاصله فیزیکی و نرفتن به رستوران سر باز زنند و کار کنترل همه گیری را فلج سازند حال آنکه این دانش است که به نجات ما می آید؛ به زودی هم در انتظار واکسن موثر برای این همه گیری هستیم.

*دلیل پنجم: دانش آموزان و کلاس های آنلاین. از میانه ماه مارس، کلاس های درسی به صورت آنلاین برگزار شده و تا همین پاییز هم ادامه یافته است. هیچ شکایتی هم از سازگاری با تدریس به روش های تازه نداریم هرچند شرایط ایده آلی نیست. در عوض، باید قدردان تاب آوری، جدیت، هدفمندی، سازگاری و شوخ طبعی دانش آموزان و دانشجویانی باشیم که از تماس های آگاهی بخش، فعالیت های فوق آموزشی، تعاملات روزمره اجتماعی که بالاترین لذت های دوران تحصیل هستند، محروم ماندند و بسیاری شان با چالش های شخصی جدی ای برای ادامه تحصیل دست به گریبان شدند. به رغم همه این مشکلات، آنها از آموختن مطالب تازه، اشتیاق به ایده ها و آگاهی های نو باز نماندند و کاری ستایش برانگیز را به انجام رساندند.

سیاست و حکومت در عراق

نقشه سیاسی عراق با قانون جدید انتخابات عوض می‌شود؟

  • بخش مانیتورینگ
  • بی‌بی‌سی

برهم صالح، رئیس‌جمهور عراق، روز ۵ نوامبر قانون انتخاباتی جدیدی را تنفیذ کرد که انتخابات زودهنگام را ممکن می‌کند و رای مستقیم به نامزدها را جایگزین رای به فهرست اعلامی از طرف احزاب می‌کند.

اگر چه این قانون به منظور ایجاد تغییر در نظام پارلمانی و مهیا کردن ورود عراقی‌های غیرحزبی طراحی شده است، اما ناظران ابراز نگرانی کرده‌اند که اینقانون از نفوذ احزاب که مسئولسیستم فاسد سیاسی مبتنی بر قومیت-فرقه ای هستند، نمی‌کاهد.

بر اساس این قانون، انتخابات زودهنگام باید طبق نظر مصطفی کاظمی، نخست‌وزیر، روز ۶ ژوئن ۲۰۲۱ برگزار شود - یک سال پیش از موعد رسمی.

این قانون در پی اعتراضات مردمی و فشار برای اصلاح نظام سیاسی روز ۲۴ دسامبر ۲۰۱۹ در مجلس تصویب شد.

این قانون چه می‌گوید؟

قانون جدید ۵۰ ماده دارد و نام رسمی آن "قانون نهم سال ۲۰۲۰ برای انتخابات شورای نمایندگان" است. طبق این قانون، رای به افراد مستقل و استفاده از لیست‌های انتخاباتی باز مجاز خواهد بود.

شورای جدید ۳۲۹ کرسی خواهد داشت که ۳۲۰ تا از آن‌ها بین ۱۸ استان کشور تقسیم می‌شود و مابقی سهم اقلیت‌ها خواهد بود - ۵ کرسی برای مسیحیان، ۱ کرسی برای ایزدی‌ها، ۱ کرسی برای مندائیان، ۱ کرسی برای شبک‌ها و ۱ کرسی نیز برای کردهای فیلی (ماده ۱۳).

نامزد پیروز کسی است که بالاترین رای را در یک حوزه انتخابی کسب کند (ماده ۱۵).

حداقل ۲۵ درصد کرسی‌های هر استان به زنان اختصاص داده خواهد شد (ماده ۱۶).

نامزدها باید حداقل ۲۸ ساله (به جای ۳۰ ساله) باشند و حداقل تحصیلات لازم نیز دیپلم متوسطه (به جای مدرک دانشگاهی) است (ماده ۸).

ستاد مستقل انتخابات باید در شمارش آراء از دستگاه‌های الکترونیک استفاده کند و نتیجه انتخابات را ۲۴ ساعت بعد از رای‌گیری به اطلاع مردم برساند. اگر شمارش الکترونیک آراء ۵ درصد با شمارش دستی آن‌ها تفاوت داشته باشد، آراء به صورت دستی شمارش خواهد شد (ماده ۳۸).

تصمیم برگزاری انتخابات با هیات وزیران خواهد بود و باید با ستاد مستقل انتخابات هماهنگ شود، و حداقل ۹۰ روز پیش از روز رای‌گیری به اطلاع عمومی برسد. در عین حال، انتخابات باید ۴۵ روز پیش از پایان دوره جاری مجلس برگزار شود (ماده ۷).

هیچ نامزد، حزب یا ائتلاف برنده‌ای حق ندارد تا پیش از تشکیل دولت وارد ائتلاف یا گروه‌بندی جدیدی شود (ماده ۴۵).

ستاد مستقل انتخابات متعهد می‌شود که رای‌دهندگان قانونی را با استفاده از اطلاعات زیست‌سنجشی و به صورت الکترونیک ثبت کند. (ماده ۴۹).

چه کسانی و به چه دلیلی از این قانون حمایت می‌کنند؟

موافقان می‌گویند که این قانون اجازه ظهور قانون‌گذاران مستقل و نمایندگان قبایل را در مناطقی که قبیله‌ها نفوذ زیادی دارند می‌دهد.

به گزارش وبسایت خبری ناس، انتظار طارق حرب، کارشناس حقوقی، این است که این قانون باعث تعطیلی اکثر احزابی شود که در ستاد مستقل انتخابات به ثبت رسیده‌اند.

آقای حرب عقیده دارد که دلیل راه یافتن برخی از رهبران حزبی به مجلس در انتخابات‌های گذشته نه محبوبیت خودشان، بلکه قرار داشتن در صدر لیست‌های حزبی بود.

ئتلاف سائرون که توسط مقتدی صدر، روحانی پرنفوذ شیعه، تاسیس شد شدیدا از این قانون حمایت می‌کند. این ائتلاف در انتخابات ماه مه ۲۰۱۸ در جایگاه نخست ایستاد و ناظران می‌گویند محبوبیتش چنان زیاد است که فرقی نمی‌کند نامزدهایش فردی در انتخابات شرکت کنند یا در قالب یک لیست واحد، چرا در هر حال پیروز خواهند شد.

وبسایت خبری فرات روز ۱۴ نوامبر گزارش کرد که عمار حکیم، رهبر ائتلاف عراقیون، ابراز امیدواری کرده است که انتخابات پیش رو "فرصتی باشد برای حضور نامزدهای شایسته - چه از درون گروه‌های سیاسی و چه از بیرون آن‌ها".

چه کسانی و به چه دلیلی با این قانون مخالفت می‌کنند؟

ناظران می‌گویند که نگرانی مخالفان از این است که نظام انتخاباتی جدید به کاهش تعداد کرسی‌هایشان منجر شود.

در بین مخالفان می‌توان به ائتلاف فتح که نیروهای بسیج مردمی را نمایندگی می‌کند؛ ائتلاف دولت قانون که تحت تسلط شیعیان است و توسط نوری مالکی، نخست‌وزیر سابق، رهبری می‌شود؛ ائتلاف محور عراق که از سنی‌ها تشکیل شده است و سلیم جبوری، رئیس سابق مجلس، آن را رهبری می‌کند؛ و برخی از گروه‌های کرد اشاره کرد.

اعتراض آن‌ها عمدتا بر نحوه تقسیم استان‌های کشور به حوزه‌های انتخابی متمرکز است.

نجاه صدیق، کارشناس حقوقی، روز ۳ نوامبر به وبسایت نون پست گفت که احزاب اصلی حاکم برای دستیابی به کرسی‌های بیشتر و تشکیل ائتلاف‌های بزرگتر در مجلس به ثبت احزاب جدید رو خواهند آورد.

او معتقد است که گزارش ستاد مستقل انتخابات مبنی بر ثبت احزاب جدید متعدد در مدت اخیر این استدلال را تایید می‌کند.

این ستاد در پایان ماه اکتبر اعلام کرد که ۲۳۰ حزب برای شرکت در انتخابات پیش رو تایید شده‌اند و ۶۲ حزب دیگر نیز درخواست ثبت داده‌اند.

قدم بعدی چیست؟

بعید است که امیدها برای ظهور نیروهای جدید سیاسی، مخصوصا از بین جوانان، و تضعیف گروه‌های قدرتمند اسلام‌گرای شیعه محقق شود.

علی مهدی، فعال سیاسی، روز ۴ نوامبر به روزنامه غیردولتی المدی گفت که این قانون جدید تمامی خواسته‌های معترضان در رابطه با اصلاح نظامی سیاسی را برآورده نمی‌کند.

او گفت "ما می‌دانیم که در مبارزه با احزاب حاکم، آن‌ها با همه خواسته‌های ما موافقت نخواهند کرد... ما، معترضان، با اکراه این قانون جدید را پذیرفته‌ایم، چرا که نتیجه فشار مردمی است."

کمال نظمی، ستون‌نویس این روزنامه، روز ۱۴ نوامبر نوشت که "بر خلاف باور بخش بزرگی از معترضان" نظام انتخابات فردی لزوما به تضعیف احزاب اسلام‌گرای حاکم منجر نخواهد شد.

به نوشته او "برگزاری زودهنگام انتخابات کار را بدتر هم خواهد کرد. احزاب حاکم می‌توانند در نبود رقیب جدی مجددا خود را بازتولید کنند. این مساله ناشی از وفق‌پذیری بالای آن‌ها با تحولات جدید و عدم پیدایش سازمان‌های سیاسی دیگری است که بتوانند در بسیج افکار عمومی و تبلیغات با آن‌ها برابری کنند."

مسیر سنگلاخ تیم بایدن برای بازگشت به برجام/  ‫

سیاستمداران در دوره‌های کارزار انتخاباتی مدام وعده می‌دهند (فهرستی از آرزوها)، وعده‌هایی که نمی‌توانند بسیاری از آن‌ها را برآورده کنند (مثل وعده اوباما برای بستن زندان گوانتانامو که انجام نشد)، اما اگر رسانه‌ها با آن‌ها همدل و هم‌جهت باشند، از آن‌ها نمی‌پرسند چگونه می‌خواهند این کارها را انجام دهند.

یکی از وعده‌های مکرر جو بایدن وعده بازگشت به برجام بوده است. در یک سال و نیمی که بایدن مشغول کارزار انتخاباتی خود بود هیچ خبرنگاری از وی نپرسید که طرح وی برای بازگشت به برجام چیست، چون بسیاری از امور این عالم با دستور محقق نمی‌شوند. در این نوشته به چهار مانع بر سر این کار که ممکن است بازگشت را دشوار یا غیر ممکن کند اشاره می‌کنم. دولت ترامپ علی‌رغم عزم جزم و جدیت بعد از یک سال و نیم توانست از برجام خارج شود.

شرایط عوض شده است

در دو سال و شش ماهی که ترامپ از برجام خارج شد، دنیای واقع منجمد نشده بود تا بایدن با یک امضا به شرایط سال ۲۰۱۵ بازگردد. در دوره فوق‌الذکر به موازات اعمال‌ تحریم‌های مکرر آمریکا، جمهوری اسلامی در پنج گام عملا از برجام خارج شد:

۱. توقف فروش ذخایر اورانیم غنی‌شده و ذخایر آب سنگین
۲. عبور از غنی‌سازی ۳.۶۷ درصد
۳. لغو محدودیت‌های تحقیق و توسعه
۴. گازدهی در فردو

۵. توقف تمام محدودیت‌های عملیاتی در برجام مثل محدودیت در تعداد سانتریفیوژها. تنها در یک حوزه، ذخیره اورانیوم جمهوری اسلامی به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در دو سال اخیر ۱۲ برابر شده است که به راحتی آن‌ها را به ازای بازگشت آمریکا به برجام واگذار نخواهد کرد. معلوم نیست جمهوری اسلامی در ازای واگذاری اورانیوم غنی‌شده چه چیزی خواهد خواست و آیا ایالات متحده می‌خواهد یا می‌تواند آن را به رژیم ایران بدهد.

بر همین اساس بازگشت به برجامی که در سال ۲۰۱۵ توافق و اجرا شد- و امروز مرده است- عملا غیرممکن است و در واقع قرار است توافق تازه‌ای صورت گیرد براساس شرایط تازه. این درست مثل تصمیم زوجی است که از هم طلاق گرفته‌اند. تصمیم یک طرف برای بازگشت منوط بر شرایط تغییر کرده طرف دیگر است. بازگشت به ازدواج سابق بعد از گذشت چند سال از طلاق غیر ممکن است و هر گونه ازدواجی، ازدواجی تازه است.

تقاضاهای تازه

جمهوری اسلامی برای بازگشت به برجام شرایط تازه‌ای گذاشته است که امکان انجام آن‌ها برای ایالات متحده وجود ندارد، مثل تامین خسارات جمهوری اسلامی از خروج. فهرست‌هایی که از شرایط بازگشت جمهوری اسلامی به برجام از سوی مقامات جمهوری اسلامی و بوق‌های تبلیغاتی نزدیک به علی خامنه‌ای منتشر شده نمی‌توانند دستور کار مذاکرات دیپلماتیک قرار گیرند و در واقع دارند بشارت بن‌بست می‌دهند. در سه سال گذشته، رژیم اسلام‌گرا از بیش از صد میلیارد دلار درامد محروم شده است که می‌تواند مبنای محاسبه خسارت قرار گیرد. مقامات جمهوری اسلامی تحریم‌ها را عامل مرگ حدود ۴۲ هزار نفر (تا ۲۷ آبان ۱۳۹۹) که از بیماری کرونا از دنیا رفته‌اند می‌دانند (آمار رسمی که در حال افزایش است؛ خسارت‌گیری می‌تواند حتی به انتشار آمار غیر رسمی که چند برابر است بیانجامد) و رقم جبرانی برای آن کوچک نیست. تامین این خسارات می‌تواند به معنای یک صورت حساب چند صد میلیارد دلاری باشد که هیچ دولتی در ایالات متحده نمی‌تواند پرداخت آن را تقبل کند.

جناحی در جمهوری اسلامی که از آغاز مخالف ورود به برجام بود و امروز مجلس را نیز در اختیار دارد، در برابر بازگشت به برجام حتی با شرایط سال ۲۰۱۵ با اصرار بر شرایط تازه مقاومت خواهد کرد. وقتی مقامات اشتیاق تیم بایدن برای بازگشت را مشاهده کردند زمینه را برای درخواست‌های حداکثری مناسب دیدند. موضع روحانی و ظریف نیز که خواهان بازگشت آمریکا به برجام بودند بسیار تضعیف شده است.

مشکلات برجام

مشکلاتی که در برجام وجود داشت مثل موقت بودن برخی محدودیت‌ها در برجامِ پیشنهادی تیم بایدن با دقت و مراقبت بیشتری مطرح خواهد شد، چون طرف آمریکایی در پنج سال گذشته متوجه برخی کاستی‌های برجام اولیه شده است. زمان غروب محدودیت‌های برجام احتمالی جدید نمی‌تواند همان دوره غروب زمان برجام اولیه باشد (افزایش سانتریفیوژهای غنی‌سازی پس از ده سال و افزایش حجم اورانیوم کمتر غنی شده پس از ۱۵ سال). بخشی از این مشکلات در سپری شدن محدودیت‌های سازمان ملل بر سر معاملات تسلیحاتی (پس از پنج سال) آشکار شد؛ در شرایطی که جمهوری اسلامی در منطقه مشغول آتش‌افروزی است و می‌تواند نیروهای آمریکایی مستقر در عراق و افغانستان و سوریه را مورد هدف قرار دهد. رفع محدودیت‌های فعالیت‌های موشکی رژیم پس از هشت سال نیز چالشی دیگر در برابر دولت آمریکا و هم‌پیمانانش در منطقه خواهد بود.

مخالفت داخلی در آمریکا

در همان سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ اکثریت کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) با برجام مخالف بودند و این شرایط به احتمال زیاد همچنان پابرجا خواهد بود، چون بخشی از دموکرات‌ها که هنوز در کنگره هستند (شومر و منندز) با این توافق مخالف بودند. دولت بایدن که شرایط بسیار متزلزل‌تری نسبت به دولت اوباما در دور دوم دارد به دشواری می‌تواند سنا و مجلس نمایندگان را نادیده بگیرد.

در قلمروی هم‌پیمانان نیز فرانسوی‌ها با برجام به شکلی که وجود دارد از آغاز مشکلاتی داشتند و هنوز هم دارند. اسرائیل هم با بازگشت به برجام مخالف است و کار بایدن را برای بازگشت به برجام دشوار می‌کند. اسرائیل در پنج سال گذشته انبوهی از مدارک را از برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به دست آورده که می‌تواند آن‌ها را منتشر کند و اهرم فشار بر دولت و کنگره آمریکا از مجرای دوستان خود در کنگره و نهادهای مدنی قرار دهد. بعید است اسرائیل همه تخم مرغ‌های خود را در سبد ترامپ گذاشته باشد با توجه به این که دولت اوباما با نادیده گرفتن خواست اسرائیل به برجام وارد شد.

بایدن می‌تواند قانونا به برجام بازگردد اما با توجه به چهار نکته گفته شده، مسیر بازگشت وی پر سنگلاخ خواهد بود، همان طور که مسیر توافق اولیه پر از دست‌انداز بود و اوباما سرمایه سیاسی خود را در دوره دوم در حوزه خارجی مصروف این امر کرد تا میراثی ماندگار از خود بر جای بگذارد. به دلیل ‌عدم نقش کنگره در این توافق، از آغاز سرانجام خوشی برای آن متصور نبود اما اوباما مثل دیگر اقدامات خود در این موضوع نیز کنگره را نادیده گرفت. بایدن هم ممکن است دوباره به همان مسیر برود و روز از نو و روزی از نو.

برجام همانند روغن ریخته است که جمع کردن آن بسیار دشوار است. بدین لحاظ بازگشت به برجام یکی از وعده‌های بایدن است که چندان روی آن نمی‌توان حساب کرد بالاخص این که جمهوری اسلامی با انتقال فشارها به جامعه توانسته تا این لحظه به حیات خود ادامه دهد و به آسانی بدون پیش‌شرط بدان بازنخواهد گشت.

مجید محمدی

پوتین و قره باغ

پوتین: آذربایجان اراضی خود را بازپس گرفت

ایران امروز

پوتین رئیس جمهور روسیه: ‏
آذربایجان اراضی خود را بازپس گرفت، ‏
ترکیه ‌عملی بر خلاف قوانین بین الملل انجام نداد.‏

ترجمه از حمید دباغی

یادداشت مترجم: ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه ‌در ١٧ نوامبر ٢٠٢٠ یک مصاحبه ‌در ارتباط ‏با توافق‌نامه‌ی آتش‌بس جنگ دوم قاراباغ بین آذربایجان -ارمنستان با میانجی‌گری روسیه انجام ‏داد. پوتین در این مصاحبه‌ که‌ در کانال‌های تلویزیونی روسییا-١ (‏Rossiya-1‎‏) و روسییا-٢٤ ‏‏(‏Rossiya-24‎‏) پخش و از طرف خبرگزاری تاس و بسیاری از دیگر رسانه‌های اجتماعی روسی و ‏خارجی هم منتشر شد، مستقیما و یا به‌ طور ضمنی نکات مهم و تاریخی را بیان کرده‌ است. از ‏جمله:‏

‏- قاراباغ و اراضی جوار آن طبق حقوق بین‌الملل بخشی جدایی‌ناپذیر از جمهوری آذربایجان ‏بوده‌ و هستند. اوردوی آذربایجان اراضی خود را بازپس گرفت. عملیات اوردوی آذربایجان در ‏داخل خاک خود بود و حمله‌ای به خاک ارمنستان انجام نداد. بنابراین وظیفه‌ای برای ‏روسیه ‌به‌ دخالت در جنگ بر اساس پیمان دفاعی جمعی‌اش با ارمنستان ایجاد نشد. ‏

‏- آذربایجان یک دولت مستقل است و حق دارد هر که ‌را مصلحت بداند، از جمله‌ ترکیه‌ را، ‏به‌عنوان مشاور و متفق خود انتخاب کند. ترکیه ‌که ‌عضو گروه‌ مینسک است، در این جنگ ‏کاملا از آذربایجان حمایت کرد. اما هیچ عملی بر خلاف قوانین بین‌الملل انجام نداد. ترکیه‌ بنا ‏به‌ خواست آذربایجان در مرکز مشترک کنترل آتش‌بس شرکت خواهد داشت. اما به منظور ‏تحریک نکردن ارمنستان در نیروی نگهبان صلح حضور نخواهد داشت. حضور ترکیه‌ در قفقاز ‏نتیجه‌ی تغییرات ژئوپولیتیک ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. (با این بیانات پوتین ‏به ‌طور ضمنی، اتهامات ارمنستان و فرانسه‌ و ایران و ... بر علیه ‌ترکیه ‌از قبیل شرکت عملی در ‏جنگ، آوردن مزدوران سوری به‌ منطقه، پرواز جنگنده‌های ‌اف١٦ ترکیه ‌و ... را رد؛ و عدم مخالفت ‏روسیه ‌با متفق بودن آذربایجان و ترکیه، یا حضور ترکیه ‌در قفقاز‌ را اعلام می‌کند).

‏- توافق‌نامه‌ی ٩ نوامبر، یک توافق‌نامه‌ی آتش‌بس به‌ منظور پایان دادن به‌ درگیری‌ها و ‏خون‌ریزی است و نه ‌توافق‌نامه ‌در باره‌ی استاتوی قاراباغ. در باره‌ی اینکه ‌بعد از این چه ‌اتفاق ‏خواهد افتاد، تنها پس از روند طولانی عادی‌سازی روابط بین ارمنی‌ها و آذربایجانی‌ها و در آینده ‌می‌توان سخن گفت. تعیین استاتوی قاراباغ امری است که ‌شاید رهبران ‏آينده ‌بدان بپردازند. (با این بیانات، پوتین به ‌طور ضمنی بیان می‌کند ‌ممکن است در آینده اصلا ‏در باره‌ی استاتوس قاراباغ بحثی آغاز نشود و یا لزومی بدان باقی نماند)، ...‏

***

مصاحبه‌ی ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه‌ در ارتباط با توافق‌نامه‌ی آتش‌بس جنگ دوم ‏قاراباغ- ١٧ نوامبر ٢٠٢٠ ‏

در باره‌ی نقش ترکیه در جنگ و عملیات آذربایجان و تعلق قاراباغ به آذربایجان ‏

پوتین: در مورد ترکیه، نقش ترکیه ‌کاملا معلوم است. در این باره ‌به ‌دفعات با آذربایجان ‏صحبت کردیم و ترکیه ‌هم این را به ‌هیچ وجه‌ مخفی نکرده‌ است. ترکیه ‌به ‌طور یک‌جانبه ‌از ‏آذربایجان حمایت کرده ‌است. خوب، من چه‌ می‌توانم بگویم؟ این یکی از نتایج ژئوپولیتیک ‏فروپاشی اتحاد شوروی است. ما همیشه ‌در این باره‌ به طور کلی صحبت می‌کنیم. اما الان در ‏این مورد [جنگ دوم قاراباغ] نه‌ به طور کلی، بلکه‌ به‌ طور مشخص صحبت می‌کنیم و این وقایع ‏را می‌بینیم و مشاهده ‌می‌کنیم. ‏

آنچه می‌خواهم بگویم این است که ‌آذربایجان یک دولت مستقل دارای حق حاکمیت ملی ‏است. آذربایجان این حق را دارد که ‌برای خود هر متفق و متحدی را که ‌مناسب می‌بیند ‏و هر طور که ‌می‌خواهد انتخاب کند. چه‌ کسی می‌تواند این حق را رد کند؟ این مطلب نخست. ‏

دوما آنکه ‌من قبلا هم گفته ‌بودم هیچ دولتی حتی خود ارمنستان استقلال و حاکمیت ملی ‏‏[دولت خودخوانده‌ی] قاراباغ را به‌ رسمیت نشناخت. این از منظر حقوق بین‌الملل ‏به ‌چه ‌معنی است؟ به ‌این معنی است که ‌هم قاراباغ و هم مناطق مجاور [اشغال شده‌ی آن] ‏بخشی جدائی‌ناپذیر از جمهوری آذربایجان بودند و هستند. آذربایجان اراضی طبق حقوق بین‌‏الملل متعلق به ‌خودش را بازپس گرفت. آذربایجان معتقد بود که ‌این اراضی متعلق به‌ اوست، ‏افکار عمومی جهانی هم به ‌تعلق این منطقه ‌به‌ آذربایجان باور داشت. ‏

پیمان دفاعی جمعی و سازمان دفاعی جمعی، یاری کشورهای عضو این پیمان در صورتی که‌ ‏تجاوزی ارضی بر علیه ‌یکی از آن‌ها انجام پذیرد را پیش‌بینی می‌کند. اما کسی به ‌اراضی جمهوری ‏ارمنستان تجاوز نکرد و این به‌ ما هیچ‌گونه‌ حقی برای دخالت مستقیم در این درگیری‌ها را ‏نمی‌داد. ‏

در این موضوع آن‌ها [آذربایجان] کاملا حق انتخاب مشاورینی که‌ به ‌آنها کمک خواهند کرد را ‏دارند. در این میان ترکیه ‌از اعضای اولیه‌ی گروه‌ مینسک (سازمان امنیت و همکاری اوروپا) ‏برای حل مساله‌ی قاراباغ؛ بنابراین داخل در یک مکانیزم و موسسه‌ی بین‌المللی برای حل این ‏مساله‌ بود. ترکیه ‌جزء سه ‌رئیس مشترک گروه ‌مینسک مرکب از روسیه، فرانسه‌ و آمریکا نبود. ‏با این‌همه‌ عضو این گروه‌ که‌ جمعا یازده‌ کشور در آن عضویت دارند بود. شما می‌توانید در باره‌ی ‏اقدامات ترکیه ‌هر گونه‌ ارزیابی را که‌ بخواهید داشته ‌باشید. اما به‌ سختی می‌توانید ترکیه‌ را ‏متهم به‌ نقض قوانین حقوق بین‌الملل بکنید. ‏

در باره‌ی نقش ترکیه ‌در مرکز کنترل آتش‌بس و در نیروی حافظ صلح، ‌وظیفه و محل ‏استقرار آن ‏

پوتین: در مورد نیروی حافظ صلح، بلی درست است که‌ هم آذربایجان و هم ترکیه ‌همیشه‌ ‏امکان شرکت ترکیه ‌در عملیات نیروی حافظ صلح را مطرح کرده‌اند. به ‌نظر من ما توانستیم ‏شرکای ترکیه‌ای و همکاران‌مان در آذربایجان را متقاعد کنیم که ‌لزومی به‌ ایجاد فضا و طرح ‏پیش‌شرط‌هایی که ‌توافق‌نامه‌مان را از بین ببرند نیست. این‌گونه ‌شرایط که ‌یک طرف آن را مطرح ‏می‌کند، باعث پرووکاسیون شده، طرف دیگر امضا کننده‌ی توافق‌نامه ‌را تحریک و ترغیب ‏به ‌اخذ تدابیر افراطی و اقدامات افراطی می‌کند. منظورم چیست؟ منظورم میراث بسیار سنگین ‏سال‌های گذشته‌ در ارتباط با وقایع تراژیک و خونین جنگ جهانی اول و نسل‌کشی ‏است. این عاملی است که ‌می‌تواند به‌رسمیت شناخته ‌شود و یا نشود. بعضی‌ها آن را می‌شناسند بعضی‌ها ‏هم نمی‌شناسند. اما برای روسیه، در این جا مساله‌ای وجود ندارد. ما مدت‌ها پیش از این، ‏همه‌ی این‌ها را قبول کرده‌ایم. اما چه‌ لزومی دارد که ‌با حضور نظامیان ترکیه ‌در خط تماس، ‏طرف ارمنی را تحریک کرد؟ فکر می‌کنم پرزیدنت اردوغان هم کاملا این مطلب را درک می‌کرد و ‏می‌کند. ما در این مورد هیچ مشکلی نداشتیم. ‏

ما به ‌توافق رسیدیم که‌ ترکیه ‌هم - بنا بر خواست آذربایجان - در کنترل نظارت بر آتش‌بس ‏شرکت خواهد کرد. ما این را با ترکیه ‌در حال حاضر هم انجام می‌دهیم؛ یعنی ‌ما در ‏خاورمیانه ‌مخصوصا در سوریه ‌دارای تجربه‌ی همکاری بسیار خوبی هستیم. در منطقه‌ی ‏ادلیب، و در مرز سوریه - ترکیه‌ ما نیروهای گشتی و کاروان‌های نظامی را مشترکا سازمان می‌دهیم. ‏در اینجا [قاراباغ] احتیاجی به ‌همکاری از این نوع نیست. اما به ‌توافق رسیدیم که‌ یک مرکز ‏مشترک که‌ پهبادها را بکار خواهد برد تاسیس کنیم. با کمک این وسائل ما مشترکا وضعیت در ‏خط تماس را تعقیب و کنترل، مشترکا کسب اطلاعات و مشترکا آن‌ها را آنالیز خواهیم کرد. و ‏متعاقبا پس از به‌ کار افتادن مرکز، آنچه‌ که‌ در میدان واقعی روی می‌دهد را هر ساعت به‌ طور ‏آنلاین تعقیب و مشاهده ‌و نتیجه‌گیری خواهیم کرد. ‏

مساله‌ی محل استقرار این مرکز مشترک، موضوع دیگری است. آشکار است که‌ محل این مرکز ‏در اراضی آذربایجان خواهد بود و در هر کجا که ‌آذربایجان خود تصمیم بگیرد و مناسب بداند، ‏در همان جا ایجاد خواهد شد. ‏

در باره‌ی روابط روسیه با ترکیه ‏

پوتین: به‌ نظر من، ارزیابی نقش ترکیه‌ در منطقه، وظیفه‌ی من نیست. کشورهای مختلف، ‏اشخاص مختلف اینکار را می‌کنند و در حال حاضر کشورهای گوناگون با ترکیه ‌رابطه ‌برقرار ‏می‌کنند. ما می‌دانیم که ‌با ترکیه ‌صدها سال دارای روابط دراماتیک بوده‌ایم. اما می‌دانید ‏می‌خواهم توجه شما را به‌ چی جلب کنم؟ تجربه‌ی بسیاری از مردم اروپا هم کم‌تر از این تراژدی‌ها ‏نبوده‌ است. به ‌عنوان مثال فرانسه‌ و آلمان، چند بار با هم جنگیدند! اما الان در داخل ناتو در ‏اموری مانند تدابیر امنیتی و دفاعی، هر کدام کارهای خود را به‌ پیش می‌رانند و با هم ایجاد ‏موسساتی مانند اتحادیه‌ی اروپا و جامعه‌ی اقتصادی را مناسب می‌بینند. آن‌ها توانستند که ‌به‌ ‏همه‌ی مشکلات و موانع غلبه ‌کنند و اکنون هم به‌ خاطر آینده‌ و منافع مردم خود، به‌ حرکت ‏با هم‌دیگر ادامه ‌می‌دهند. به‌ چه ‌علت ما [روسیه و ترکیه] به‌عنوان کشورهای منطقه‌ی دریای سیاه ‌همچو ‏کاری انجام ندهیم؟ ‏

بلی، مواضع ما، روسیه‌ و ترکیه، همیشه‌ با هم تطابق ندارد. بعضا هم نه ‌تنها تطابق ندارد، ‏بلکه ‌تماما از هم دور می‌شود. اما هنر دیپلماسی برای همین وجود دارد. برای پیدا کردن سازش ‏و مصالحه. سازش و مصالحه‌ هم می‌باید بر اساس احترام به ‌شریک باشد.‏

در باره‌ی احتمال بر سرکار آمدن حکومت جدید در ارمنستان و عدم رعایت توافق‌نامه ‌از ‏طرف او ‏

پوتین: اگر حکومت ارمنستان از آتش بس منعقد شده ‌با میانجی‌گری روسیه ‌عقب بکشد و آن ‏را نقض کند، این خودکشی و انتحار [ارمنستان] خواهد بود. من تکرار می‌کنم؛ نخست وزیر ‏پاشینیان در مورد این توافق‌نامه‌ توصیف «بسیار گران» را به کار برد. اما او خلاصه‌ی وضعیت و ‏تصویر واقعی را هم، عینا همانگونه‌ که‌ بود صادقانه‌ و به ‌درستی بیان کرد. این‌ها در ‏توافق‌نامه‌ای که ‌من امضا کردم هم وجود داشتند، امروز هم وجود دارند. ‌در اینجا لزومی ‏به ‌اضافه ‌کردن هیچ چیز نیست. یک طرف می‌تواند توافق‌نامه‌ی آتش بس را رعایت کند و یا ‏نکند. اما تکرار می‌کنم [عدم رعایت آن از طرف ارمنستان] یک خطای بزرگ خواهد بود. ‏امیدوارم که ‌این اتفاق نیافتد. این نکته‌ی نخست. ‏

نکته‌ی دوم در ارتباط با سیاست داخلی ‏ارمنستان[دعوای قدرت و سرکار آمدن حکومت جدید] است. این قسمت به ‌ما مربوط نیست و مساله‌ی ارمنستان مستقل است. ارمنستان ‏صاحب حق اداره‌ی امور داخلی خود است. اما کشوری که‌ در حال جنگ و یا در خطر آغاز ‏دوباره‌ی درگیری‌ها است؛ همانطور که ‌همیشه‌ در سال‌های گذشته ‌بوده ‌است، نمی‌تواند ‏اینگونه ‌رفتار کند. فکر می‌کنم دو شقه‌ کردن جامعه‌ از درون به جای آفریدن فضا برای ‏سازماندهی نیرو، مطلقا غیر قابل قبول، زیان‌آور و فوق العاده‌ خطرناک است. ‏

در باره‌ی اینکه‌ ارمنی‌ها می‌توانستند جنگ را متوقف و شوشا را در کنترل خود نگهدارند‏

پوتین: ارمنستان در نیمه‌ی اکتبر شانس این را داشت که‌ جنگ را متوقف کند و در عین حال ‏شهر کلیدی شوشا را هم در دست خود نگه ‌دارد. بین ١٩ و ٢٠ اکتبر، من یک سری ‏صحبت‌های تلفنی با هر دوی پرزیدنت علی‌یف و نخست‌وزیر پاشینیان داشتم. سپس نیروهای ‏مسلح آذربایجان کنترل دوباره ‌بر اراضی ناچیزی در بخش جنوبی قاراباغ را بدست آوردند. در ‏آن زمان من توانستم پرزیدنت علی‌یف را متقاعد کنم که ‌امکان متوقف کردن درگیری‌ها وجود ‏دارد. اما بازگشت پناهند‌گان شامل پناهند‌گان شهر شوشا، شرط حتمی و اجباری او [برای ‏توقف درگیری‌ها] بود. ولی موضع‌گیری شرکای ارمنی ما – که برای من غیر منتظره‌ بود - طوری ‏فرمول‌بندی شده‌ بود که ‌این شرط را به‌ صورت امری غیر قابل قبول تلقی می‌کردند. ‏

نخست‌وزیر پاشینیان صراحتا به‌ من گفت که‌ او این [بازگشت پناهند‌گان آذربایجانی ‏به‌خانه‌های خود] را به‌ صورت تهدیدی به ‌منافع ارمنی‌ها و قاراباغ می‌بیند. من هنوز هم درک ‏نمی‌کنم دقیقا ماهیت این تهدید فرضی چه ‌می‌توانست باشد. منظورم آن است که ‏مساله ‌عبارت بود از بازگشت پناهند‌گان به‌خانه‌هایشان در حالیکه‌ آن بخش از اراضی قاراباغ ‏که‌ شوشا را هم شامل می‌شد، تحت کنترل طرف ارمنی باقی می‌ماند؛ و نیروی نگهبان صلح ما ‏هم، همانگونه ‌که ‌قبلا با هر دوی ارمنستان و آذربایجان به‌ توافق رسیده‌ بودیم، در آنجا ‏مستقر می‌شد. بعد نخست وزیر پاشینیان به‌ من گفت «نه، ما نمی‌توانیم با این موافقت کنیم. ‏ما مبارزه ‌خواهیم کرد، جنگ خواهیم کرد». بنابراین متهم کردن نخست وزیر پاشینیان به ‌نوعی ‏خیانت، مطلقا اساسی ندارد. از طرف دیگر، هنوز روشن نیست که‌ این موضع او درست بود و ‏یا غلط. این موضوع دیگری است. اما قطعا هیچگونه ‌خیانتی در کار نبود. ‏

در باره‌ی وضعیت نهایی قاراباغ ‏

پوتین: در باره‌ی وضعیت نهایی قاراباغ هنوز توافقی حاصل نشده ‌است. ما توافق کردیم که‌ ‏وضعیت فعلی- استاتوس کوو- که‌ امروز وجود دارد را حفظ کنیم. در باره‌ی اینکه‌ بعد از این ‏چه ‌اتفاق خواهد افتاد در آینده ‌و یا توسط رهبران آينده‌ و شرکت کنند‌گان آينده‌ در این روند ‏تصمیم گرفته‌ خواهد شد. اما به‌ نظر من، اگر شرایط برای یک زندگی عادی، برای ترمیم روابط ‏بین ارمنستان و آذربایجان بین مردم و خانواده‌ها در سطح زندگی روزمره‌ مخصوصا در منطقه‌ی ‏درگیری‌ها آفریده‌ شود، این امر شرایط لازم برای معین کردن استاتوس قراباغ در آینده را ایجاد ‏خواهد کرد. ‏

مهم‌ترین چیزی که ‌انجام شد این است که ‌ما به ‌خون‌ریزی در قاراباغ پایان دادیم. همانطور که‌ ‏قبلا هم گفته‌ام صرفا طبق آمار رسمی بیش از ٤٠٠٠ تن در این دور جدید نبردها در قاراباغ ‏کشته ‌شدند. در واقع، به‌ نظر من تلفات بسیار بیشتر از این است. ده‌ها هزار تن زخمی و ‏معلول شده‌اند. ببینید، این یک فیلم نیست. یک تراژدی واقعی است که ‌در حیات انسان‌های ‏واقعی، خانواده‌های واقعی اتفاق می‌افتد. بنابراین پایان خونریزی‌ها، نتیجه‌ای کلیدی است. ‏به ‌نظر من این فوق‌العاده ‌مهم است. به‌ موازات پایان دادن به ‌درگیری‌ها در قاراباغ، توافقی ‏برای گشودن مجدد تمام خدمات حمل و نقل و برپاکردن مجدد علائق اقتصادی حاصل شد. ‏توافق‌نامه‌ی ٩ نوامبر آتش‌بس در قاراباغ، شرایط خوبی را برای عادی‌سازی ماندگار وضعیت و ‏روابط در درازمدت را فراهم می‌کند. ‏

در باره‌ی تغییر سیاست روسیه‌ با ‌ارمنستان تحت حاکمیت پاشینیان

پوتین: بین مردم روسیه‌ و ارمنستان روابط طولانی به‌ مدت قرن‌ها که‌ به گذشته‌ی دور می‌رسد ‏وجود دارد. روابط ما مبنی بر پیوستگی‌های فرهنگی و دینی، همچنین تاریخی، قوی است و حتی ‏از روابط بین شخصیت‌ها هم مهم‌تر است. من اخیرا مخصوصا در دوره‌ی نخست‌وزیر ‏پاشینیان، متوجه‌ چیزی خاص [تغییر] در روابطمان با ارمنستان نشده‌ام. این واقعیت که‌ ‏پاشینیان در سال ٢٠١٨ در نتیجه‌ی یک موج از اعتراضات نخست‌وزیر ارمنستان شد، تاثیری بر ‏روابط مسکو با ایروان نداشت. رابطه‌ی ‌بین ما بیشتر بر اساس اعتماد بوده و سازنده ‌است. ‏به ‌همین دلیل، این اشارات [در باره‌ی ‌تغییر طرز برخورد مسکو به‌ ایروان] را درک نمی‌کنم. ‏

—————————-
منابعی که گفت‌وگوی پوتین درباره توافق‌نامه قره‌باغ را منتشر کرده‌‌اند:

https://www.ruptly.tv/en/videos/20201117-050-Russia—Nobody-encroached-on-Armenian-‎territory—-Putin-on-why-Moscow-didn-t-intervene-in-Nagorno-Karabakh-conflict
https://eurasianet.org/putin-says-armenia-could-have-stopped-the-war-and-kept-shusha
https://www.syriahr.com/en/192662/‎
https://tass.com/world/1224829‎
https://tass.com/world/1224827‎
https://www.hurriyetdailynews.com/no-one-can-say-turkey-flouted-intl-law-in-karabakh-‎putin-160130‎