مذاکرات وین

برایان اُتول

شورای آتلانتیک

دور دیگری از مذاکرات در وین به پایان رسیده و گزارش ها حاکی از آن است که ایالات متحده و ایران در حال نزدیک شدن به توافق در مورد چگونگی بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک 2015 (برجام) هستند. معمای اصلی در مورد چگونگی رسیدگی به تحریم های اعمال شده توسط دولت دونالد ترامپ است که «مغایر» با برجام هستند و ایالات متحده تصدیق کرده که باید لغو شوند. تعریف این عبارت یک چالش اساسی برای هر دو طرف است زیرا رئیس جمهوری سابق و دولت او با استفاده از قوانین ضد تروریستی ایالات متحده تحریم های زیادی علیه ایران اعمال کردند که به وضوح برای دشوارتر کردن بازگشت دولت جانشین به توافق بود. البته دولت ترامپ فهرست گسترده ای از مجازات ها را نیز علیه ایران اعمال کرده که مغایرتی با برجام ندارند و ممکن بود اگر هیلاری کلینتون در انتخابات 2016 رئیس جمهوری می شد، او نیز اعمال می کرد. در این متن به آن تحریم ها با عنوان «تحریم های قرص سمی» یاد شده که به وضوح موضوع اصلی در مذاکرات در حال انجام و تمرکز کارگروه های فنی در وین هستند.

عبارت «مغایر با برجام» در ساده ترین حالت به معنای تحریم هایی است که اعمال آنها هر گونه چشم انداز مزایای اقتصادی ایران از بازگشت به تعهدات هسته ای را از بین می برد. در حقیقت، در توافق اینطور آمده که ایالات متحده اگرچه می تواند برای جلوگیری از مداخله احتمالی ایران در منطقه تلاش کند، اما باید مزایای اقتصادی تحریم های لغو شده را در نظر بگیرد. بارزترین نمونه این نوع تحریم ها، تحریم بانک مرکزی، شرکت ملی نفت و شرکت ملی نفتکش های ایران است. دولت ترامپ همه این نهادها را به اتهام حمایت از گروه های تروریستی و به ویژه با استفاده از زدن برچسب گروه تروریستی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریم کرد؛ از نظر فنی این تحریم ها در برجام منع نشده اند، اما تداوم اعمال تحریم ها علیه این نهادها آنها را از محدوده تخفیف تحریم های توافق شده در برجام خارج می کند. با توجه به اینکه این نهادها در اقتصاد ایران مرکزیت دارند، تحریم آنها مانع از کسب مزایای اقتصادی لغو تحریم ها در برجام می شود. ایران بدون این نهادها امکان صادرات عیان نفت یا دریافت ارز خارجی نفت فروخته شده را ندارد و هر دو مورد مزایایی هستند که طبق توافق هسته ای، ایران باید از آنها برخوردار شود.

در مقابل آنها هم یک فهرست دیگر از تحریم های دوران ترامپ است که احتمالا همچنان پابرجا خواهند ماند چون مغایرتی با برجام ندارند و اجرای توافق را خدشه دار نمی کنند. بارزترین نمونه این دسته مجازات ها، موارد اعمال شده در دولت ترامپ علیه دو مردی است که ظاهرا در مفقود شدن رابرت لِوینسون، مامور سابق اف.بی.آی در سال 2007 نقش داشتند. آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده، به طور خاص در بیانیه ای در ماه مارس در سالگرد مفقودی لِوینسون به این تحریم ها اشاره کرد که نشان می دهد دولت بایدن قصد ندارد آنها را لغو کند.

از دیگر موارد جالب توجه در مباحثات طرف های آمریکایی و ایرانی احتمالا نهادهایی هستند که در این بین قرار می گیرند. برای نمونه می توان به بانک سینا اشاره کرد که اواخر سال 2018 تحت قوانین مبارزه با تروریسم تحریم شد. این بانک قطعا در میان بزرگ ترین بانک های ایران نیست، اما شاید نمایندگان ایرانی در وین استدلال کنند که هرگونه ادامه اعمال تحریم های تروریستی علیه آن با شرایط اصلی توافق هسته ای مغایرت دارد. در اینجا، گروه مذاکره کننده ایالات متحده باید تصمیم بگیرد که آیا این تحریم ها را بخشی از «دیوار تحریمی» دولت ترامپ برای جلوگیری از بازگشت به برجام می داند یا آنها را قابل توجیه می انگارد.

مذاکرات در وین تا اندازه زیادی به این محاسبات مربوط می شود. طرف های ایرانی و آمریکایی باید روی صدها مورد تحریم که توسط گروه ترامپ اعمال شده یا برچسب تروریستی خورده کار کنند تا دریابند فهرست نهایی تخفیف تحریم ها چطور می تواند باشد. این یک کار وقت گیر است و نیاز به توجه جدی به جزئیات و پیشینه هر یک از این مجازات ها دارد.

اما ظاهرا یک مانع اساسی برای حل این مشکل وجود دارد: نحوه حذف تاثیرات تحریم ها. منابع ایرانی گفته اند که تهران صرفا به تعلیق یا تخفیف تحریم ها رضایت نخواهد داد و فقط با لغو کامل آن موافقت خواهد کرد. این موضع گیری ایران تا اندازه ای یک چالش در نحوه از بین بردن تاثیرات تحریم های تروریستی محسوب می شود چون از نظر سیاسی ممکن است به مخالفت کلی کنگره با هر گونه بازگشت به توافق بیانجامد.

از نظر فنی، امکان لغو این تحریم ها از طریق ترکیبی از مجوزهای وزارت خزانه داری و معافیت های وزارت خارجه وجود دارد. اما ایران به طور منطقی نگران است که هرگونه اشاره به احتمال بازگشت تحریم های تروریستی لغو نشده و صرفا تعلیق شده، هر گونه فرصت برای تعامل بانک های بزرگ خارجی با بانک مرکزی ایران یا سایر افراد در همان شرایط را از بین ببرد. رسیدن به یک نقطه توازن در این روند یکی از مسائل دشوار در مذاکرات وین است. از این رو، اگرچه ارزیابی ها از آخرین دور از مذاکرات در وین مثبت بوده، اما برخی معتقدند که مذاکرات تازه به نیمه راه رسیده و تصور ساده بودن باقی مسیر از طریق یافتن یک راه حل کوتاه مدت برای برخی از مسائل اشتباه است.

مصاحبه ظریف

ایران اینترنشنال - بر اساس فایل صوتی که به دست ایران اینترنشنال رسیده، محمدجواد ظریف،‌ وزیر خارجه ایران، در جریان یک مصاحبه در اسفندماه گذشته که تاکنون منتشر نشده، با اشاره به حاکمیت نظامیان در جمهوری اسلامی، دخالت‌های قاسم سلیمانی، فرمانده سابق سپاه قدس، در سیاست خارجی را تایید کرده و گفته دیپلماسی به دلیل فشار‌های او فدای میدان جنگ و نظامی شد.

این گفت‌وگوی بیش از سه ساعته با سعید لیلاز، اقتصاددان حامی دولت، در اسفندماه سال گذشته صورت گرفته و بر اساس محتویات آن به نظر می‌رسد قرار بوده پس از پایان کار دولت منتشر شود.

‍ظریف در خلال سخنانش در این مصاحبه با به کار بردن کلمه «میدان» به سیاست‌های جنگی و نظامی و دخالت مقام‌های امنیتی در دیپلماسی و نهادهای جمهوری اسلامی ارجاع داده است.

او همچنین بارها در طول مصاحبه از لیلاز خواست بخش‌هایی از گفته‌هایش را منتشر نکند.

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی درباره تحمیل سیاست‌های سپاه پاسداران به وزارت خارجه، استراتژی جمهوری اسلامی را «جنگ‌ سردی» خواند و گفت: «من دیپلماسی را بیشتر برای میدان هزینه کردم، تا میدان برای دیپلماسی هزینه شده باشد.»

این مقام دولت همچنین همراهی خود با قاسم سلیمانی را تایید کرد و گفت: «هیچ زمانی در دوران کار من، نتوانستم به فرمانده میدان [نظامی] بگویم کاری را بکن چون در دیپلماسی نیاز دارم.»

مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال

او افزود: «تقریبا هربار که من برای مذاکره رفتم این سلیمانی بود که می‌گفت می‌خواهم تو این خاصیت یا نکته را بگیری. من برای موفقیت میدان مذاکره می‌کردم.»

ساختار وزارت امور خارجه امنیتی است

رییس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در پاسخ به سوالی درباره دخالت نیروهای امنیتی در سیاست خارجه و امنیتی بودن سابقه بیشتر سفرای منطقه‌ای حکومت ایران گفت:‌ «بیشتر ساختار وزارت امور خارجه ما هم امنیتی است.»

ظریف درباره امنیتی شدن مسائل جمهوری اسلامی در روابط بین‌الملل گفت: «گروهی در کشور ما در اینکه همه چیز امنیتی شود ‌منافع دارند، چرا که نقش آن‌ها پررنگ می‌شود.»

او اشاره کرد که این گروه اقلیتی هستند که علاوه بر قدرت بر هم زدن شرایط، توان ایجاد موج گسترده را هم دارند.

سلیمانی زیر بار حرف‌هایم نمی‌رفت

ظریف در همین زمینه به نمونه دخالت فرمانده وقت سپاه قدس در مذاکرات وزارت امور خارجه با سرگئی لاوروف،‌ وزیر خارجه روسیه اشاره کرد و گفت سلیمانی فهرستی از امتیازاتی را که باید گرفته می‌شد، تحویل می‌داده است.

در واکنش به این سخنان، وقتی لیلاز به عنوان مجری اشاره کرد که آیا در مقابل سلیمانی هم گفته بود حاضر است کاری برای دیپلماسی بکند یا نکند، ظریف آن را رد کرد و گفت: «نه، این قسمتش نبود.»

ظریف اضافه کرد: «مثلا اینکه من به او بگویم از هواپیمای ایران‌ایر در مسیر سوریه [حین درگیری‌های نظامی] استفاده نکن، او زیر بار نمی‌رفت.»

 

با فشار سلیمانی، پرواز به سوریه شش برابر شد

 

ظریف در ادامه سخنانش درباره اعمال نفوذهای سلیمانی برای نخستین‌بار اشاره کرد که پس از رفع تحریم‌های هواپیمایی ملی ایران (هما) از سوی آمریکا جان کری، وزیر وقت وزارت خارجه ایالات متحده، در خرداد ۱۳۹۵ به او تذکر داد که پروازها از ایران به سوریه شش برابر شده است.

او اشاره کرد که وقتی برای پیگیری این موضوع از وزارت راه دولت و وزیر وقت آن عباس آخوندی سوال کرد، او در جریان نبوده است.

ظریف ادامه داد در ادامه پیگیری‌ها، فرهاد پرورش، رییس خطوط هوایی ایران‌ایر، تایید کرد «فشار حاج قاسم» موجب پروازهای هما علاوه بر خط هوایی ماهان شده بود.

وزیر امور خارجه همچنین گفت وقتی در دیدار بعدی‌اش با سلیمانی از او خواست که به جای هما با ماهان پروازها انجام شود، ‌سلیمانی به او پاسخ داد: «هما امن‌تر است.»

 

برای نظام میدان نظامی اولویت دارد

 

وزیر امور خارجه درباره برعکس بودن جایگاه نظامیان و دیپلماسی در ایران و ضرورت سپردن مسائل به دیپلمات‌ها گفت: «برای نظام میدان اولویت داشت.»

او درباره دوسویه نبودن رابطه جنگ و دیپلماسی در سیاست‌های حکومت ایران اشاره کرد: «ما بعد از برجام برای اینکه بتوانیم کار میدانی [نظامی] خود را پیش ببریم، بسیار هزینه کردیم.»

ظریف بار دیگر نقش خود در سیاست خارجی کشور را «صفر» دانست و گفت: «سیاست میدان هم باید تابع استراتژی کشور باشد،‌ اما این‌طور نبوده و میدان تعیین کرده که سیاست کشور چه باشد.»

 

سفر سلیمانی به مسکو برای نابودی دستاورد ما بود

 

او گفت که پس از نهایی شدن برجام در تیرماه سال ۱۳۹۴ تا روز اجرایی شدن این توافق در دی‌ماه همان سال، اتفاقاتی علیه برجام افتاد که حمله به سفارت عربستان از جمله آن‌ها بود.

ظریف گفت در این شش ماه نخستین اتفاق سفر قاسم سلیمانی به مسکو بود.

او اشاره کرد این سفر با اراده روسیه و بدون کنترل وزارت امور خارجه ایران صورت گرفت و در راستای «نابودی دستاورد وزارت امور خارجه» با اراده روسیه بوده است.

او در پاسخ به سوالی درباره اینکه چرا دولت اجازه دخالت به سلیمانی مثلا در حوزه پرواز به سوریه را می‌داد، گفت وزیر راه و رییس‌جمهور از آن بی‌خبر بوده‌اند.

 

دیپلماسی فدا شد؛ با ما بازی کردند

 

او در پاسخ به سوالی درباره چرایی دخالت نظامی در تصمیمات دولت، خطاب به حامیان حکومت گفت: «وقتی میدان [نظامی] تصمیم‌گیر باشد این می‌شود.»

ظریف افزود: «وقتی که میدان بخواهد بر استراتژی کشور حاکم شود، ‌این می‌شود که می‌توانند با ما بازی کنند.»

او در همین زمینه به مثال برخورد دولت روسیه با ایران و فشار به جمهوری اسلامی در جریان پرونده برجام اشاره کرد.

 

امنیت نظامی‌ها به ضرر دیپلماسی

 

وقتی سعید لیلاز در این بخش از مصاحبه از او پرسید آیا این تصمیمات و دخالت‌ها ارزش انجام شدن داشت و آیا در مقابل چیزی برای دیپلماسی به دست آمد، ‌ظریف پاسخ داد: «چه چیزی گرفتیم؟ ‌شما بگویید.»

وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به سوالی دیگر تایید کرد که فدا کردن دیپلماسی «‌نمی‌ارزید.»

ظریف با اشاره به اصرار سلیمانی بر استفاده از پروازهای هما گفت: «او می‌گوید چون میدان اصل است اگر دو درصد هما امن‌تر از ماهان باشد، باید از هما استفاده کند،‌ حتی اگر بخواهد ۲۰۰ درصد به دیپلماسی ضرر بزند، باشد.»

 

روسیه تلاش کرد برجام به نتیجه نرسد

 

این مقام دولت همچنین تاکید کرد که روسیه تمام تلاشش را کرد تا امضای برجام به نتیجه نرسد.

ظریف توضیح داد روسیه با وجود درخواست از قبل سلیمانی برای سفر به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهور این کشور، درباره جنگ سوریه، زمانی با انجام آن موافقت شد که هفته پایانی امضای برجام بود.

او همچنین به مواردی از تلاش روسیه برای ضربه زدن به برجام طی هفته‌های آخر امضای آن، به خصوص در زمینه سوخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر، اشاره کرد.

با این حال، ظریف گفت از موافقان جدی رابطه با چین و روسیه است