نسخه شماره 2518 - 1389/09/17 -

دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است
اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است

 دکتر اسدالله اطهري، کارشناس مسائل بين الملل و ترکيه در گفت وگوبا مردم سالا ري:
 رمز موفقيت ترکيه ، اتکا به آراي مردمي است 
 اين اتحاديه اروپاست که نيازمند ترکيه است
نويسنده : مريم يوسفي

در هفته هاي گذشته  جهان شاهد توافقات نظامي   بسياري ميان کشورهاي مختلف بود. اوباما اخيرا تمايل بسياري براي تصويب پيمان استارت جديد توسط سناي آمريکا نشان داده است.
از سوي ديگر کشورهاي عضو ناتو در ليسبون دور هم جمع    شدند تا درباره پيشنهاد اين سازمان براي استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه تصميم گيري کنند.
نشست ليسبون و حمله اي که به ايران در اين نشست شد و سارکوزي تهران را تهديدي عليه اروپا دانست، موضوع بسياري از مطبوعات و رسانه هاي غربي بود. هر چند که در بيانيه  پاياني اين نشست علي رغم ادعاهاي رئيس جمهور فرانسه نامي از ايران به ميان نيامد، اما اين نشست کاملا تحت تاثير استقرار سپر دفاع موشکي  در خاک ترکيه قرار گرفت. به همين دليل با دکتر اسدالله اطهري گفت وگويي در رابطه با روند عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا، نشست اخير ناتو در  ليسبون و رابطه ايران و ترکيه و همچنين رابطه اين کشور با ساير کشورها انجام داديم. با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
 اصلاحات قانون اساسي در ترکيه توانست در همه پرسي راي بياورد. اين رفراندوم چه تاثيري در عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا دارد؟
نقش ارتش در ترکيه در اثر اين رفراندوم تضعيف شد از سوي ديگر احتمال محاکمه نظاميان در دادگاه هاي غيرنظامي مطرح شده است;  و همين امر موجب مي شود که قدرت از اين پس توسط نظاميان دست به دست نشود. در مورد قضات دادستان ها قوه قضاييه دادگستري را سعي کردند به گونه اي باشد که بيشتر ترکيبي از انتخابي و انتصابي باشد تا حکومت از تسلط دولت پادگاني خارج شود و جامعه ترکيه دموکراتيزه مي شود. دولت مدني در ترکيه در حال گسترش است.
در اتحاديه اروپا هم کميسيون حقوق بشر گزارش هايي که ارائه داده بودند که بيشتر به نقض حقوق بشر و مسائل ارتش و تقدم دولت بر جامعه مدني به جاي تقدم جامعه مدني بر دولت اشاره شده بود و ترک ها سعي کردند اين ايرادها را بر طرف کنند. رفع اين ايرادها از زمان اجويت آغاز شد و امروز هم ادامه دارد.
ترکيه روابطش را با آسيا گسترده تر کرده است. اين گستردگي روابط تا حدي است که برخي از آن به چرخش به سوي شرق تعبير مي کنند اما اين گسترش روابط به سوي شرق ترکيه را از اتحاديه اروپا بي نياز مي کند؟
خير اينطور نيست. ترکيه سعي مي کند که بين تمام زير سيستم هايي که با آنها ارتباط دارد، توازن ايجاد کند و اين به معناي قرباني کردن يک طرف به نفع طرف ديگر نيست. ترکيه امروز بيشتر ظرفيت سازي انجام مي دهد. پيشتر خاورميانه و شرق و حتي آفريقا در ديپلماسي ترکيه مورد غفلت واقع شده بودند.
امروز ترکيه به گسترش روابط خود با کشورهاي منطقه، حتي روسيه مي انديشد و مسائلي مانند انرژي را هم مد نظر قرار مي دهد و حتي به انرژي هسته اي مي انديشد و در اين ارتباط با کره جنوبي هم وارد مذاکره شده بودند که البته مذاکراتشان با شکست مواجه شد. از سوي ديگر ترکيه روابط خود با چين را هم گسترش داده است.
احمد داوود اوغلو; وزير امور خارجه ترکيه چند هفته پيش به چين سفر کرده بود و سعي کرد روابط کشورش را با اين کشور گسترش دهد. امروز ترکيه مي خواهد خود را به عنوان چين منطقه مطرح کند.
در چند هفته گذشته ترکيه 26 سند همکاري با استان هاي همجوار ايران امضا کرده اند. چراکه آنها مي خواهند ظرفيت هاي خود را در اين منطقه افزايش دهند. ترکيه امروز به عضويت گروه بيست درآمده، ششمين اقتصاد بزرگ اروپاست و شانزدهمين اقتصاد جهان است. برخي مساله را امروز مطرح مي کنند که ترکيه به دنبال قدرت بزرگ عثماني است و به سمت شرق حرکت مي کند اما اينطور نيست. 
ترکيه هم عضو ناتو است و هم استقرار سپر دفاع موشکي در اين کشور مطرح شده و هم از اعضاي نهادهاي اروپايي محسوب مي شود.
در زمينه حقوق بشر 16 هزار شکايت از ترکيه به اتحاديه اروپا ارسال شده است و بر همين اساس بسياري در اروپا اعلام کردند که به دليل نقض حقوق بشر ترکيه اجازه ورود به اتحاديه اروپا را ندارد. يک سري ايرادهاي واقعي هم وجود دارد که اتحاديه اروپا مطرح مي کند. اما واقعيت اين است که ترکيه به دليل مسلمان بودنش و هويت ترک بودنش، اتحاديه اروپا سخت گيري مي کند. از سوي ديگر گاهي هم مساله قبرس را مطرح مي کنند و آنها هم معتقد هستند که با قبرس بايد مانند تايوان برخورد کرد. اگر فرض کنيم که تحريم هاي قبرس ترک نشين لغو شود، ترک ها هم حاضرند که بنادرشان را به سوي قبرس يونان نشين بازکنند.
جالب است اشاره کنم که ترکيه مي خواهد وزن خود را تا اندازه اي بالا ببرد تا اتحاديه اروپا مجبور شود که به الحاق کامل به اتحاديه اروپا  دعوت کند.
عبدالله گل هم چندي پيش اعلام کرده بود که آيا مي خواهيم به اتحاديه اروپا بپيونديم يا خير؟ وي اعلام کرده که ممکن است که از پيوستن به اتحاديه اروپا انصراف دهند. چه پيامي پشت اين صحبت هاي رئيس جمهور ترکيه وجود دارد؟
اين اتحاديه اروپاست که امروز بيشتر نيازمند ترکيه است. ترکيه در پروژه ناباکو حضور دارد، اين کشور در پروژه باکو- جيحان هم حضور دارد. همه اين مسائل باعث مي شود که ترکيه نقش مهمي در انتقال انرژي به اروپا داشته باشد. اروپايي ها امروز بسيار تحت تاثير روسيه هستند و براي اينکه از اين تاثير کاسته شود به ترکيه نيازمند هستند. ترکيه هم فشار مي آورد و مي خواهد از سوي ديگر برگ برنده اي داشته باشد. اکنون در پروژه ناتو شروطي را مطرح کرده است.
ترکيه براي نصب سپر دفاع موشکي شرايطي را در نشست اخير ناتو در ليسبون مطرح کرد. آيامي توان  اين شروط را به معناي مخالفت ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي در کشورش دانست؟
خير; اين ديدگاه  اشتباهي بود که انجام شده است و من هم آن را خواندم. ترکيه با نصب اين سپر دفاع موشکي مخالفت نکرده است که اين مساله در ليسبون مورد بررسي قرارگرفت و در ارتباط با آن تصميم گيري شد و در نهايت با آن سه شرط موافقت شد. ترک ها اعلام کردند  که کشورهايي مانند ايران تهديدي براي ناتو نيستند و همين مساله باعث شد که در اين نشست به نام ايران اشاره اي نشود. مسائل فني، مسائل مربوط به موشک و امنيتي بودن و اطلاعاتي در اين پروژه بسيار مهم است. هنوز ترکيه در ارتباط با اين مساله مي انديشد تا چطور در زمينه سپر دفاع موشکي توازني ايجاد کند و تفکري ايجاد کند که هم بتواند خواسته هاي ايالات متحده و ناتو را تامين کند و هم ايران و همسايگانش را تهديد نبيند. اگر ترکيه بخواهد در اين مسير قرار بگيرد بايد اين اطمينان خاطر به همسايگانش داده شود.
ترک ها با چه ديدگاهي به اين مساله نگاه مي کنند؟
من فکر مي کنم که با ديدگاهي مثبت نگاه مي کنند. چرا بايد ترک ها چنين موقعيتي را از دست بدهند. اين موقعيت براي امنيت کشورشان هم از اهميت ويژه اي برخوردار است. اگر بتواند ترکيه فرمولي را بيابد که هم منافع همسايه ها و هم خواسته هاي غرب و ناتو را تامين کند حتما با اين مساله موافقت خواهد کرد.
هدف از استقرار سپر دفاع موشکي در اين  کشور و اصرار اين کشورها براي چيست؟
هدف از سپر دفاع موشکي، آن گونه که آمريکايي  ها بيشتر به دنبال آن هستند و ناتو کمتر، مقابله با تهديدات موشکي است. اگر قرار باشد که هدف استقرار اين سامانه مقابله با تهديدات موشکي باشد، بايد در جاي خاصي مستقر شود. آن  ها اصرار دارند که اين سامانه در نزديکي مرزهاي ايران باشد. اما پيشنهاد ترکيه اين است که اين سامانه در صورت استقرار در تمام خاک ترکيه پراکنده شود. وقتي اين سامانه پراکنده شود، از نظر هماهنگي و کارآمدي، تحت الشعاع قرار مي  گيرد. چون سامانه سپر دفاع موشکي بايد در جايي مستقر شود که بتواند در زمان مناسب پرتاب شدن موشک را به رادار و مرکز گزارش دهد تا موشک  هاي رهگير پرتاب شوند. از نظر فني، اگر اين سامانه در نقطه اي ديگر مثلا در مرکز ترکيه مستقر شود، کارايي لازم را نخواهد داشت.
نکته ديگر مساله مديريت سامانه سپر دفاع موشکي است که ترکيه خواهان آن است. زماني که آمريکايي  ها مساله استقرار سپر دفاع موشکي در چک و لهستان را مطرح کرده بودند، مقامات چک هم اين درخواست را داشتند که مديريت آن در دست چک باشد. در آن زمان آمريکايي  ها مخالفت کردند، البته نه به صورت قطعي، ولي گفتند که بايد اين مساله را بررسي کنيم. بنابراين بعيد به نظر مي   رسد که آمريکايي  ها و ناتو با مديريت رادار ها و اطلاعات سپر دفاع موشکي توسط ترکيه موافقت کنند.
بنابراين به نظر مي   رسد اين دو پيشنهاد، پيشنهاداتي است که قبول آن براي ناتو و آمريکا سخت است و مي  تواند کل موضوع استقرار سپر دفاع موشکي در خاک ترکيه را زير سوال ببرد و در همه شرايط ساقط شود.
 در ارتباط با روابط ترکيه با اسرائيل چه فکر مي کنيد؟ آيا اين اختلافات موجود فقط در ظاهر است؟
ميان نهادهاي قدرت در ترکيه و اسرائيل اختلافي وجود ندارد. اين که گفته مي شود اين اختلافات ظاهري است کاملا اشتباه است چرا که هيچ اشتباهي در اين سطح وجود ندارد. ارتباط دو ارتش با يکديگر،  در اين دو بخش بدنه نظامي هيچ اختلافي وجود ندارد و آنها با يکديگر کار وهمکاري مي کنند.
اما در بخش ديگري اختلافات عميقي وجود دارد. نمي توان اين بخش را هم ناديده گرفت. يعني در مسائلي مانند حمله به کشتي کاروان آزادي،  افکار عمومي ترکيه، مساله کشته شدن شهروندان ترک در اسرائيل،  توهين به سفير ترکيه در اسرائيل، مساله اردوغان و پرز وجود تظاهرات و راهپيمايي در ترکيه و اعتراض آقاي اردوغان به اينکه شما خيلي آدم مي کشيد، شکست ميانجي گري ميان سوريه و اسرائيل با حضور ترکيه، حمايت ترکيه از غزه در ارتباط با اسرائيل اينها همه نشان مي دهد که مسائلي هم وجود دارد يعني دولت اسلامگرا و دولت اردوغان و عبدالله گل نهادهاي مدني را در دست دارند و آنها با اسرائيل اختلاف دارند اما نهادهاي نظامي مشکلي ندارند.
نتيجه اين اختلافات چه مي شود؟ آيا روابط بين ترکيه و اسرائيل به سمت بدتر شدن مي رود يا اينکه اين روابط بهبود پيدا خواهد کرد؟
بستگي به وضع نيروهاي داخلي در داخل ترکيه دارد. البته ترکيه اختلافاتش بسيار حقوقي است. آنها به دنبال اين هستند که در کميته حقوق بشر سازمان ملل اسرائيل محکوم شود، غرامت بپردازند و از نظر حقوقي محکوم شود. آنها نمي خواهند که اسرائيل نابود شود و نگاهي که ما داريم را ندارند. آنها به دنبال اين هستند که حقوق شهروندان فلسطيني نقض نشود، و محاصره غزه پايان پيدا کند.
نظرتان راجع به آينده ترکيه در منطقه چيست؟ آيا با اين رشدي که در سال هاي اخير داشته مي تواند در آينده نزديک به يک قدرت اصلي تبديل  شود يا خير؟
ترکيه براي رسيدن به اين هدف به چند فاکتور نيازمند است. يک زماني ترکيه زيرساخت هاي خود را محکم کرد، کشورش را اقتصادي تعريف و برايش هدفي به نام توسعه معني کرد. هم به توسعه سياسي داخلي مي انديشد و هم به جايگاه ترکيه در سطح منطقه و هم جايگاهش در نظام بين الملل. مشخص است که تفکري در ترکيه وجود دارد.
احمد داوود اوغلو چندي پيش اعلام کرده بود که ترکيه، ايران، آلمان و فرانسه منطقه خاورميانه هستند. اگر حزب عدالت و توسعه بتواند از پرونده هاي ارگنکون، مداخلات بين المللي و اثر مربوط به مداخلاتي که آمريکا و اسرائيل در ترکيه انجام مي دهند جلوگيري کند و از روندي که پيش رو قرار گرفته است منحرف نشود به نظر مي رسد که مي تواند به يک قدرت بزرگ در منطقه تبديل شود، البته در داخل هم بايد مشکلات خود با کردها، شمال عراق و در رابطه با ارمنستان و قبرس حل کند و پايگاه انرژي هم شده است به نظر مي رسد که به اين سمت پيش مي رود. امروز اعلام شده است  که ترکيه بهشت امن سرمايه گذاري به همراه آلباني و چين است.
شايد چند سال پيش اگر صحبت از به حاشيه رانده شدن ارتش در ترکيه به شکل امروز مي شد، کسي باور نمي کرد که يک دولت بتواند ارتش را اينگونه به حاشيه براند. چه فاکتوري باعث شد که دولت اسلام گراي اردوغان بتواند چنين حرکتي را انجام دهد و ارتش را مودبانه از صحنه سياسي کنار بگذارد؟
دو فاکتور لازم بود تا اين مساله اتفاق بيفتد. يکي مساله نيروهاي بين المللي بود و ديگري مساله اتحاديه اروپا. اتحاديه اروپا مي گفت  ارتش در ترکيه بايد همان نقشي را بازي کند که ارتش در اروپا بازي مي کند و نبايد در مسائل سياسي دخالت کند و گفته شده بود که ارتش به تشکيل دولت پادگاني کمک مي کند. اين خودش مانعي براي عضويت ترکيه در اتحاديه اروپا بود. در سطح داخلي اسلامگرايان و يا حزب عدالت و توسعه از اين توصيه اتحاديه اروپا هم به نفع منافع حزبي و هم به نفع منافع ملي و هم به نفع کشورشان نهايت بهره برداري را کردند.
از يک سو هم از يک حمايت بين المللي برخوردار شدند و بعد هم با رفراندوم از حمايت داخلي برخوردار شدند. به طور کلي تمام فعاليت هاي حزب عدالت و توسعه انتخابي است.
رئيس  جمهور و نخست وزيرش انتخابي است. نمايندگان پارلمان انتخابي است. اکنون مي خواهند انتخاب بعضي از قضات را هم انتخابي کنند.
بنابراين هر کجا که مي خواهند پيش بروند متکي بر آراي عمومي هستند و اين رمز موفقيت حزب عدالت و توسعه است. پس از آن نهاد سازي و توسعه سياسي به معناي واقعي و نه شعاري رمز موفقيت آنهاست.
ارتش يک گروه نوسازي شده در ترکيه است و اولين نقطه اي بود که در معرض غرب و مدرنيزه قرار گرفت و نقش مهمي در نوسازي ترکيه ايفا کرد و جايگاه ويژه اي در جمهوري ترکيه دارد. اما امروز شرايط ترکيه ايجاب مي کند که ارتش به نقش اصلي خود بازگردد.
واکنش ارتش در مقابل اين مسائل چه بود؟
ارتش با قتل هاي زنجيره اي و پرونده ارگنکون و حمله به مسائل مربوط به خشونت هايي که در منطقه کردنشين انجام داد، واکنش شديدي نشان داد و بيانيه هاي عجيبي هم در همين راستا صادر کرد ولي در مقابل اراده عمومي و جامعه بين المللي نتوانستند مانند سابق يعني دهه 1960-1970 و يا حتي 1980 رفتار کنند.
کاري که دادگاه قانون اساسي به عنوان ابزار ارتش مي خواست، انجام دهد و حزب عدالت و توسعه را از صحنه سياسي ترکيه حذف کند موفق نبود. ارتش فشار آورد که حزب را منحل کنند ولي نتوانستند.
نظر شما در مورد اعتراض مردم ترکيه به استقرار سپردفاع موشکي چيست؟
مردم شهر توکات واقع در شمال ترکيه با حضوردر خيابان ها، مخالفت خود را با استقرار سپردفاع موشکي ناتو درکشورشان اعلام و به دولت ترکيه درمورد همکاري با اين طرح هشدار دادند.
تظاهر کنندگان معتقدند، هدف از استقرار سپر دفاع موشکي ناتو درخاک ترکيه، دنياي اسلام و کشورهايي است که در قبال سياست هاي اشغالگرانه آمريکا مقاومت مي کنند.
آمريکا پيشتر قصد داشت اين طرح را در لهستان و جمهوري چک اجرايي کرده و موشک ها را درآن کشورها مستقر کند، ولي چون با مخالفت مردم اين کشورها روبه رو شد، اکنون ترکيه به عنوان کشور هدف انتخاب شده است.
در روزهاي اخير سعي شد ازاين موضوع سو» استفاده و موضوع به تبليغاتي سياه عليه ترکيه بدل شود. در حالي که اين کشور با تمام کشورهاي منطقه در رابطه با سيستم دفاعي به مشورت و تبادل نظر پرداخت
اسناد جديد ويکي ليکس روابط آمريکا با متحدانش را هدف گرفته است،يکي از اين متحدان کشور ترکيه است.طبق گفته پايگاه اينترنتي ويکي ليکس قرار است سه ميليون سند مکاتبات سفارتخانه هاي آمريکا را منتشر سازد که بسياري از آنها غيرديپلماتيک اند و انتقادهايي از مقامات انگليسي رابه همراه داشته است.
کاخ سفيد سفراي خود را به ماموريت هاي رسمي جهت آماده سازي متحدانش براي هر گونه لطمه اي که اين اسناد ممکن است به رابطه آنها با آمريکا وارد سازد، اعزام کرده است. لوئيس ساسمن سفير آمريکا در لندن در ملاقات با مقامات رسمي دولت انگليس به آنها درباره آنچه که انتظار مي رود با انتشار جزئيات اين مکاتبات روي دهد، هشدار داد.
همچنين انتظار مي رود اين مکاتبات ديدگاههايي در خصوص موضوعات وسيع از جمله بحران اقتصادي و سياست دفاعي و خارجي را شامل شود. دو سال قبل ادعا شد اوباما پس از ملاقات با کامرون به عنوان رهبر وقت جناح مخالف در لندن وي را يک آدم بي عرضه خوانده بود. مقامات آمريکايي تاکيد کردنداين اسناد شامل گفت وگو هاي سازش با سران ناراضي سياسي کشورهاي مختلف و مطالب مهم است که مي تواند ديپلماسي آمريکا را با مخاطره جدي مواجه کند.
 ادعاي جنجالي ويکي ليکس در خصوص ترکيه را چطور ارزيابي مي کنيد؟
سايت جنجالي ويکي ليکس فاش کرده که  ترکيه در کمک به گروه تروريستي القاعده نقش داشته است. در زمينه موافقت ترکيه با حمل غيرقانوني سلاح به عراق و کمک به القاعده در عراق را منتشر کرد و اخيرا هم اعلام کرده که به ايران سلاح فروخته است که البته مقامات ترک نسبت به اين اتفاق واکنش نشان دادند. ويکي ليکس همچنين از کمک آمريکا به شورشيان کرد موسوم به پ ک ک خبرداده است.
ويکي ليکس فاش کرده است  ارتش آمريکا بارها ترکيه را به عدم کنترل مناسب مرزهاي خود و قصور در مرزباني که به رسيدن کمک و تجهيزات به القاعده منجر شده ، متهم کرده است.
اين در حاليست که ساير اسناد ويکي ليکس ثابت مي کند آمريکا از شورشيان کرد که از سال 1984 با شعار جدايي طلبي عليه ترکيه مبارزه مي کنند و از سوي وزارت خارجه آمريکا از سال 1979در فهرست سازمانهاي تروريستي قرا ر دارند، حمايت کرده است.
ارتش آمريکا در سندي که از سوي ويکي ليکس فاش شده; تروريست هاي کرد را مبارزان راه آزادي و از شهروندان ترک برشمرده و بر آزادي همه زندانيان عضو اين گروه، تاکيد کرده است. سند محرمانه ارتش آمريکا همچنين حاکي است آمريکا به شورشيان پ ک ک مستقر در عراق با وجودي که اين گروه در داخل خاک ترکيه اقدام به عمليات ترو ريستي مي کرد، سلاح مي داده است.
دفاتر و سفارت خانه هاي آمريکا در سراسر جهان ، به کشورهاي متبوع در خصوص فاش شدن قريب الوقوع اين اسناد محرمانه، هشدار داده اند.
ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است؟
بر اساس اسناد سايت ويکي ليکس، ترکيه در حمايت از القاعده در عراق نقش داشته است و اينطور گفته شده است.
من فکر نمي کنم، البته واکنش مقامات ترک را هم به خوبي به دنبال داشت.