باسمه تعالی

مقاله دکتر امیر محمد حاجی یوسفی

دانشجو: محمد گلی

دکتر حاجی یوسفی در مقاله ریشه‌های سیاست خارجی تعاملی-تقابلی ایران در دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد، در توصیف و تبیین ریشه ها و چرایی سیاست خارجی تقابلی دولت احمدی نژاد مقابل امریکا و اسرائیل و تعامل در مواجهه با دول منطقه و کشورهای جهان سوم، موفق و تا حدودی بدیع عمل کرده اند. چون بحث و موضوع مقاله در این بخش بیشتر علمی است لذا نویسنده از حب و بغض به دور مانده و کوشیده است تنها ریشه ها را بدون جانبداری برشمارد و دلایل این نوع سیاست را مشخص نماید. اما در آنجایی که به تبیین این سیاست ها و نوع پیامدهای مثبت و منفی این نوع سیاست در دولت احمدی نژاد می پردازند قلم و کلمات را به گونه ای بکار می اندازند که در نهایت به جانبداری از دولت و دور ماندن از نقد و نگاه منصفانه متهم می شوند. به طور مثال نویسنده انکار هولوکاست در مجامع بین المللی را تنها راه تغییر صحنه و میدان کشمکش از موضوع هسته ای به موضوعی دیگر می دانند که غایت نهایی آن برای جمهوری اسلامی منافع به دنبال دارد و نگاه ها و توجهات را از بحث و موضوع هسته ای به موضوع تخیلی بودن هولوکاست و انکار و اثبات عدم وجود چنین اقدامی در تاریخ معطوف می نماید و در غایت افکار عمومی جهان را از چالش هسته ای ایران به موضوعی دیگر متوجه می سازد و این برای ایران یک پیروزی محسوب می شود که از این طریق و با ایجاد انحراف در افکار عمومی توانسته از فشارها بر علیه موضوع هسته ای خود بکاهد. این درحالی است که موضوع هولوکاست و یهودستیزی آلمان در جنگ جهانی دوم برای بسیاری از ملت ها و دولت ها امری مسجل و پذیرفته شده می باشد.بنابرین دست گذاشتن بر امری چنین با اهمیت که برای سایرین پذیرفته شده است و نفی آن جز افزودن بر سیاست تهاجمی دولت و در نتیجه گشوده شدن پرونده حساس دیگری در جهان علیه ایران به عنوان دولت تجدید نظر طلب و در نتیجه فشار به ایران در مجامع بین المللی چیز دیگری به دست نیاورده است.

مصداق دوم در اثبات دور ماندن نویسنده از نگاه منصفانه در بحث حمایت از کشورهای کوچک محقق شده است و دلیل این حمایت ها و کمک های بی دریغ ایران از کشورهای نه چندان مطرح بین المللی را استفاده از حمایت این کشورها از ایران در نهادها و سازمانهای بین المللی دانسته است. این درحالی است که در نظام بین الملل براساس دیدگاهی که کنت والتر ارائه می دهد تنها قدرت های بزرگ توانایی تغییر و تثبیت مناسبات بین المللی را دارند. به عبارتی دیگر این کشورهای کوچک که دولت احمدی نژاد در آنها سرمایه گذاری نموده است برای گسترش عمق استراتژیک خود، دولت های کوچک و ضعیفی می باشند که در تعاملات و مناسبات بین المللی برای ایران نمی توانند چندان به عنوان برگ برنده به شمار آیند و تنها سرمایه های ایران را به باد داده اند. فراوان می توان مصداق آورد و استدلال نویسنده در موفقیت آمیز بودن سیاست خارجی احمدی نژاد در دوره دولت خود را به چالش کشید. اما نویسنده در توضیح صرفِ چرایی و ریشه های اتخاذ این نوع سیاست از جانب دولت احمدی نژاد علمی و منطقی عمل کرده است