مدرنیته
استاد نظر شما را خواستارم با عرض پوزش و اصلاح مطالب قبلي با تشكر داداشي
مديرنيته در زبان فارسي به معناي نوگرايي و تجددطلبي ترجمه شده است از جمله موضوعاتي است كه مفهومي وسيع دارد و جنبههاي مختلف زندگي شخصي و اجتماعي را شامل ميشود و همين موجب تفاوت گسترده و بنيادي دنياي امروز با گذشته شده است، پيشرفتهاي علمي و تكنولوژي پر رنگ شده است نقش عقلانيت و منطق، حاكميت قانون، تغييرات در جهانبيني و تغييرات فرهنگها و ارزشها، همه جزيي است اجزاي مدرنيته محسوب ميشود
البته شايد بتوان عناصر ديگري در خصوص تفكر مدرنيسم را هم جز اجزا مدرنيته دانست مثل:
الف ـ علمگرايي يا علمزدگي: به غير از علم و علمي بودن، يعني الگو قرار دادن روشهاي علوم تجربي
ب ـ عقلگرايي يا عقلبسندگي: ارادات وافر به عقل و اعتقاد به كفايت و بسندگي آن
ج ـ ماديگرايي: اعتقاد به اصالت ماده و امور مادي و تقدم آنها بر غيرمادي
د ـ انسانگرايي: مركزيت و محوريت انسان است و انسان جايگاهي است كه همه چيز بايستي در اختيارش باشد.
هـ ـ فردگرايي: فردگرايي در واقع به نوعي قرائت از انسانگرائي است در مقابل جمعگرايي يعني تقدم فرد در مقابل جامعه
و ـ برابريگرايي: يعني اعتقاد به اينكه همة انسانها همنژاد، جنس و دين كه باشند از حيث آرا و نظريات، حقوق، حرمت آزادي ... برابرند.
ز ـ آزادانديشي و آزاديخواهي: در واقع افزايش آزادي فرد در مقابل جامعه و دولت
ل ـ سنتستيزي: يعني مخالفت با احترام گذاردن و مقدس دانستن سنتها
م ـ پيشرفتباوري: پيشرفت انسان را مدرنيته در دو بعد علم و عقل وعده داده البته به صورت قطعي.