اصول شش گانه توافق آمریکا و روسیه در مورد بحران سوریه
اصول شش گانه توافق آمریکا و روسیه در مورد بحران سوریه
14/09 17:34 CET

14/09 17:34 CET

14/09 17:34 CET

|
گفتوگو با سيد اسدالله اطهری درباره مدل اسلامگرایی در ترکیه
اسلامگرايان ترکيه همواره سوژه جذابي براي بررسي بودهاند. اسلامگراياني که با نهادسازي و اقدامات ساختاري در ساختار لاييک ترکيه که ارتش پاسدار آن است گام در مسير قدرت گذاشتند و با پراگماتيسم هر سه ارکان مهم قدرت در اين کشور را به دست گرفتند و اکنون قابل حذف نيستند. اسدالله اطهري، استاد دانشگاه و محقق مرکز مطالعات خاورميانه در همين باره معتقد است که حزب عدالت و توسعه ادعاها مبني بر منافات اسلام و آزادي، دمکراسي، مدرنيته و حقوق بشر را از بين برد و نشان داد که اسلام با اين مفاهيم کاملا سازگار است. دکتر اطهري تاکيد ميکند که نجمالدين اربکان پدر سياسي حزب عدالت و توسعه، حزب حاکم ترکيه است اما رهبران جوان اين حزب با تجربهاي که از احزاب متعلق به اربکان دارند مسير پراگماتيکتري را در سياستورزي خود انتخاب کردهاند. به عقيده دکتر اطهري فتحالله گولن از متفکران و انديشمندان ترکيه است که تفکراتش تاثير بسياري از حزب عدالت و توسعه داشتهاست. متن کامل مصاحبه با دکتر اطهري در پي ميآيد:
ريشه اسلامگرايي در ترکيه به چه زماني باز ميگردد؟ اساسا اسلامگرايي و اسلامگرايان که در ترکيه امروز با نام حزب عدالت و توسعه شناخته ميشوند چه عقبه و پيشزمينههايي دارند؟ اين اسلامگرايان چگونه عمل کردند که امروزه موفق شدند هر سه نهاد اصلي قدرت در ترکيه را در اختيار داشته باشند؟
فکر ميکنم اسلامي که ما امروزه در ترکيه شاهد آن هستيم يک اسلام صوفي است. اين نوع اسلام هم بيشتر به زمان کمال آتاتورک و تاسيس جمهوري ترکيه باز ميگردد. به همين مقدار اکتفا کنم که عثمانيزم، اسلاميگرايي و نئو عثمانيزم ميتواند در قالب بحث اسلامگرايي مورد مطالعه قرار بگيرد. اما اينکه اينها چگونه تبديل به نهادهاي اجتماعي و بعدها نهاد سياسي شدند و در پروسهاي به قدرت دست يافتند، موضوع بسيار مهم جامعهشناسي سياسي است. اگر ما جامعهشناسي را در بحث جامعهشناسي سياسي به ويژه به جامعهشناسي مدرن و پست مدرن تقسيم کنيم، اين که اين گروهها چگونه خود را تبديل به نهادهاي اجتماعي، قدرت اجتماعي، نهاد سياسي و سپس قدرت سياسي کردند، بحث بسيار مهمي است. اينها همه مراحلي بودهاست که اسلامگرايان ترکيه پيمودهاند. اين موضوع هم به نام نجمالدين اربکان ثبت است که چندي پيش فوت کرد. او حزب نظم ملي، رفاه، فضيلت و... را تشکيل داد.
سه نهاد قدرت در ترکيه و البته ساير کشورهاي خاورميانه وجود دارد که مثلث زيباي قدرت را تشکيل دادهاند. يکي از اين نهادها ارتش، ديگري نهادهاي بوروکراتيک و ديگري قوه قضاييه است. اينها نهادهاي قدرتمند در ترکيه است. نهاد ديگري که در ترکيه وجود دارد نهاد توسياد است که بزرگترين اتحاديه اقتصادي ترکيه به شمار ميرود. اين چهار نهاد از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. اين توسياد مرکز بورژوازي لاييک و اولين جايي است که نقش دموکراسي بر گردن اين بورژوازي قرار ميگيرد و بسيار اهميت دارد. احزاب اربکان سرانجام به حزب عدالت و توسعه رسيد که حزب بسيار مدرني است و نشان دادهاست که اسلام و مدرنيته با يکديگر سازگارند. بسياري مانند آرامش دوستدار چنين ادعا ميکنند که تفکر در جامعه اسلامي به بنبست و پايان راه ميرسد. يا مثلا عدهاي ديگر ادعا ميکنند که اسلام و مدرنيته با يکديگر قابل جمع شدن نيستند.
يا اسلام با دموكراسي قابل سازش نيست. يا براي مثال خانه آزادي در تقسيماتي که انجام ميدهد در هيچ درجهاي از آن يک کشور اسلامي ديده نميشود. ولي حقيقت اين است که ترکيه به همه اين فرضيهها که براي بسياري اثبات شده به نظر ميرسد مهر ابطال زدهاست. حتي حزب سعادت هم که رهبري آن را نجمالدين اربکان به عهده داشت، پيرو اسلامي بود که با غرب سازش نميکرد و آن را امپرياليست ميدانست. علاقهاي به عضويت در اتحاديه اروپايي نداشت و آن را امپرياليست توصيف ميکرد. به جاي آن گروه D8 را تاسيس کرد و بعد هم اتفاقات ديگري که رخ داد.
گرچه اين را هم نبايد فراموش کنيم که قرارداد نظامي ترکيه با اسرائيل در زمان اربکان بسته شد. ولي به هرحال اين تفکر در برابر حزب عدالت و توسعه قرار ميگيرد که از نظم ملي آغاز کرد و ما اکنون شاهد حزب عدالت و توسعه هستيم که امروزه هم با غرب کار ميکند، هم با شرق کار ميکند، توازن بين غرب و شرق ايجاد کردهاست، خواستار عضويت در اتحاديه اروپايي است. تئوري به صفر رساندن تنش با همسايگان را پيش ميبرد و حتي با اسرائيل هم همکاري ميکند.
ولي با اسرائيل اختلافات بسيار جدي پيدا کردهاست.
ببينيد. وقتي شما دموکراسي داريد بايد عزت و احترام ملي را حفظ کنيد و به همين دليل دولتمردان ترکيه تاکيد ميکنند که اسرائيل بايد بابت ماجراي کشتي مرمره از آنان عذرخواهي کند. منظورم اين است که در عين حال هم با حماس کار ميکند، هم با فتح کار ميکند، هم با اسرائيل کار ميکند. حتي زماني رسيد که با سوريه به سمت جنگ پيش رفتند اما ايران و مصر ميانجيگري کردند. آن سوابق تاريخي را با ارمنستان دارند و بر سر مساله قتل عام ارامنه با يکديگر دچار اختلافات جدي هستند اما ميبينيم که سعي ميکنند که با ارمنستان هم همکاري داشته باشند.
طبق کتاب آقاي احمد داوداوغلو، وزير خارجه فعلي تلاش ميکنند تا به عمق استراتژيک بازگردند. بنابر اين برخلاف ادعاي بسياري از افراد در ميان اسلامگراها هم امکان انديشه وجود دارد، هم اسلام با مدرنيته سازش پيدا کردهاست، هم اسلام با دموکراسي همخواني دارد. آقاي اردوغان درست برخلاف آقاي خاتمي در دوران رياستجمهورياش وقتي که ديد در چهار سال اول حاکميت حزبش در حال شکست خوردن است همه نامزدهاي وابسته به اين حزب را تغيير داد. يعني چرخش نخبگان! ديد که فلان آدم در فلان شهر محبوبيتش کاهش يافته، فلان وزير خوب عمل نکرده و همه آنها را عوض کرد. حتي از جمهوري خلق کساني بودند که به حزب عدالت و توسعه پيوستند.
يعني درهاي حزب براي پذيرفتن همه باز بود و چرخش نخبگان به معناي واقعي انجام شد. خيلي عجيب است که به نظر من اين حزب توانست اقتصاد ترکيه را به شانزدهمين اقتصاد برتر جهان و ششمين اقتصاد بزرگ اروپا تبديل کند. اين موضوع بسيار اهميت دارد. الان ترکيه عضو گروه جي-20 است. يعني طرف مشورت بينالمللي است. من نميتوانم درباره الگوي ترکيه صحبت کنم، اما ميتوانم درباره تجربه ترکيه بگويم. با اين همه هنوز ترکيه با مساله کردها دچار مشکل است و مساله توسعه سياسي و دموکراتيزاسيون بايد تا عمق وجود ترکيه نفوذ پيدا کند.
دليل اينکه اربکان رهبري حزب اسلامگراي سعادت را تا لحظه مرگش برعهده داشت اما با حزب عدالت و توسعه يکي نشده بود، چه بود؟ چرا اين دو حزب اسلامگرا يکي نبودند؟ اختلاف ميان آنها و احيانا تفاوتشان چه بود؟
اربکان رهبر کاريزماتيک تبديل قدرت اجتماعي به اسلام ويژهاي است که شما امروز در ترکيه شاهد آن هستيد. اربکان پدر معنوي اسلامگرايان ترکيه است. آقاي عبدالله گل، آقاي رجب طيب اردوغان و... اينها همگي شاگردان اربکان بودهاند. اربکان در زمان اجويت که به قبرس حمله کردند معاون نخستوزير ترکيه بود. آقاي اربکان بود که همه احزاب اسلامي را تاسيس کرد. در زمان آقاي اربکان بود که آقاي اردوغان شهردار استانبول شد. به همه اينها فرزندان امام خطيب گفته ميشود. اينها همگي از مدارس امام خطيب به پا خاستند. تجربه آقاي اربکان باعث شد تا اردوغان در مبارزه با غرب، آمريکا، اروپا، اسرائيل و... به طور کامل برعکس عمل کند. من يادم هست که اردوغان در مصاحبه با اون متيو از مجله نيوزويک که در تاريخ سوم ماه مه سال 2008 ميلادي منتشر شد. صراحتا گفت: « We Are Not Rooted In Religion» يعني ريشه در مذهب نداريم. او قصد دارد که بگويد ما احزاب محافظهکار هستيم. بگذاريد من اين جمله را دقيقا ترجمه کنم. حزب اردوغان يک حزب دموکرات مسلمان است.
مانند دموکرات مسيحيهاي آلمان؟
دقيقا! در غرب مسيحيت چگونه وارد دنياي سياست شد؟ ترکيه دقيقا همان مسير را پيش گرفت. به همين دليل به حزب آقاي اردوغان حزب دموکراتهاي مسلمان و حزب سکولارهاي مومن هم گفته ميشود. بنابر اين ميتوان در تشريح اختلاف ميان اربکان و اردوغان گفت که اربکان طرفدار اسلام بستهتري بود و اسلام محافظهکار خاص خودش را قرائت ميکرد. در حالي که حزب عدالت و توسعه حزب اسلامگراي پراگماتيک تري بود.
موضوعي که اينجا مطرح است اين است که در ترکيه ارتش پاسدار نظام سکولاريسم يا حتي نظام لاييسيسم است. شايد اگر قدرت ارتش نبود اسلامگرايان ترکيه هم به سمت تشکيل يک حکومت اسلامي در اين کشور حرکت ميکردند؟
به نظر ميرسد حزب عدالت و توسعه عقبنشيني بزرگي کردهاست. آقاي اردوغان زماني يک شعر خواند و به زندان رفت. شعرش اين بود که منارههاي مسجد شمشيرهاي ما هستند و امروز امام خطيب در ارتش است و فردا در خيابان. ما ميخواهيم همه دنيا را بگيريم و.... بعدا اينها پراگماتيست شدند. به اين نتيجه رسيدند که بايد هر چيزي سر جاي خودش قرار بگيرد. متوجه شدند که قدرت يعني چه؟ متوجه شدند که محدوديتهاي قدرت يعني چه؟ فهميدند که ترکيه يعني چه؟ فهميدند که بايد براي شوکت و عظمت ترکيه کار بکنند و به اين نتيجه رسيدند که اسلام يک موضوع شخصي است و به همين دليل به حزب عدالت و توسعه حزب سکولارهاي مومن هم گفته ميشود، يا تکنوکراتهاي مسلمان يا هر اسمي ديگري که شما ميخواهيد بر روي آن بگذاريد. درست مانند دموکراتمسيحيها. بنابر اين حزب عدالت و توسعه تاکيد ميکند که اسلام نبايد سياسي شود؛ ضمن اينکه ما بايد اعتقادات اسلامي خود را داشته باشيم. مردم هم فهميدند که اعضاي حزب عدالت و توسعه مانند مسلمانان واقعي پروندههاي پاکي دارند.
اما در مورد ارتش، يا نهاد بوروکراسي يا قوه قضاييه فقط آقاي اردوغان نبود که ميگفت اينها مانع دموکراتيزه شدن ترکيه هستند. اتحاديه اروپا هم بود که ميگفت که ارتش تنها مانع دمکراتيزاسيون در ترکيه است. به دليل اينکه هر 10 سال يکبار در ترکيه يک کودتا انجام شدهاست. دهه 60، دهه 70، دهه 80 و آخرين آن که لقب کودتاي پست مدرن دادهاند در دهه 1990 رخ داد. الان اما به کجا رسيدهايم؟ با اصلاحاتي که در قانون اساسي ترکيه انجام شد ما براي اولين بار در تاريخ ترکيه شاهد محاکمه فرمانده نيروي دريايي و هوايي ارتش توسط دادستان غيرنظامي بوديم. اين براي نخستين بار در تاريخ ترکيه بود که چنين اتفاقي روي ميداد.
اينها مصونيتهايي داشتند که به دليل کودتاهايشان در گذشته کسي حق نداشت آنها را محاکمه کند. همه اين مصونيتها لغو و قانون اساسي درباره قوه قضاييه و حق اعتصاب اصلاح شد. اين اصلاحات توسط چه کساني انجام شد؟ توسط اسلامگرايان ترکيه، يعني حزب عدالت و توسعه با هدايت افرادي مانند اردوغان و گل. آن تفکري که پيشتر در خاورميانه وجود داشت و حتي افرادي مانند فريد زکريا هم مرتکب آن شدند، با تجربه ترکيه بيش از هميشه نقش بر آب شد. زکريا و افرادي که تفکري مشابه او داشتند و ميگفتند که اگر مثلا حسني مبارک از قدرت کنار رود جانشين او حتما تروريستها و القاعدهايها و آدمهاي افراطي خواهند بود. الان ما ميبينيم که مبارک رفته است و يک طبقه متوسط مدرن در مصر احتمالا جانشين او خواهد شد و اخوانالمسلميني در مصر و در نقاط ديگر به قدرت خواهند رسيد که شباهت فراواني به مدل اسلامگرايان ترکيه خواهند داشت.
من پاسخ سوالم را نگرفتم. ارتش در ترکيه پاسدار نظام لاييک و سکولار است. به اعتقاد بسياري اگر حزب عدالت و توسعه ميتوانست و امکانش را داشت شايد به سمت تشکيل حکومت اسلامي حرکت ميکرد اما ارتش مانع است. اما شايد اين محدوديت براي اخوانالمسلمين مصر يا نقاط ديگر نباشد. شايد اردوغان و حزبش دلشان ميخواهد که حکومت اسلامي تشکيل بدهند اما از ترس ارتش چنين اقدامي نميکنند و يا حتي آن را به زبان هم نميآورند.
هيچ شاخصي در اين مورد وجود ندارد. شما از اين افراد هيچ مانيفستي نميبينيد که قصد تشکيل حکومت اسلامي داشتهاند. اينها اتهاماتي بود که ارتشيها به اربکان و اسلامگرايان ميزدند تا اين افراد نتوانند قدرت را به دست آورند. الان قوه قضاييه، قوه مقننه و قوه مجريه در اختيار اسلامگرايان است. کدام اقدام را براي تشکيل حکومت اسلامي برداشتهاند؟
من ميگويم شايد از ارتش ميترسند که دست به اين اقدام نميزنند؟
من بر خلاف حرف شما ميگويم اگر ارتش دست به کودتا بزند در برابر دادستان غيرنظامي محاکمه خواهد شد. زماني که ارتشيها را چندي پيش محاکمه کردند، هواپيمای F-14 و F-16 در آنکارا به پرواز درآمد. جرات ميخواهد که شما يک نظامي را محاکمه کنيد. نظاميها در ترکيه در جنگهاي استقلال شرکت داشتند، با انگليسيها نبرد کردند، محبوبترين نيرو در ترکيه به شمار ميروند. ارتش زماني تنها گروه نوساز در ترکيه بود. اصلا در کل خاورميانه تنها گروه نوساز ارتش است.
يعني شما ميفرماييد که اسلامگرايان ترکيه هيچگاهانديشه تشکيل حکومت اسلامي در سر نداشتند و هيچوقت هم چنين نيتي نداشتند؟
اگر در گوشه ذهن اربکان چنين انديشهای وجود داشت در ميان اعضاي حزب عدالت و توسعه در کوتاه مدت و ميان مدت چنين تفکري نيست. اصلا به نظر من به دنبال چنين تفکري نيستند.
پس چرا ارتش اين احزاب اسلامگرا مخصوصا احزاب اربکان را منحل ميکرد و همين دو سه سال پيش قصد داشت حزب عدالت و توسعه را منحل کند اما موفق نشد؟
ارتش هم تحت تاثير تفکرات اشخاصي مانند فريد زکرياست. اينها هم فکر ميکنند که حزب عدالت و توسعه در حال حرکت به چنين سمت و سويي است. اما شما اگر اندونزي و بنگلادش را ببينيد متوجه ميشويد که در آنجا هم اسلامگرايان سوداي تشکيل حکومت اسلامي نداشتند. بگذريم از اشتباهاتي که ژنرال ضيا الحق در پاکستان انجام داد و با پول عربستان طالبان را بنا نهاد که در نهايت بلاي جان خود پاکستان شد. اسلام ترکيه با اسلام طالبان زمين تا آسمان فرق ميکند. اسلام ترکيه يک اسلام صوفي است. يک اسلام عرفي است. حالا اين پرسشها مطرح ميشود که چگونه ميتوان اسلام را عرفي کرد و... که پاسخ همه اينها را ميتوان از ترکيه گرفت. تجربه ترکيه ميتواند به اين گونه پرسشهاي رايج پاسخ دهد.
در مورد مدارس امان خطيب که به آن اشاره کرديد توضيح بفرماييد.
اين مدارس، مدارسي مذهبي هستند و درسهاي اسلامي در آنجا تدريس ميشود. مانند دانشگاه الهيات ايران. ارتشيها بسيار تلاش کردند تا جلوي اين مدارس را بگيرند اما اين مدارس به شدت در ترکيه گسترش پيدا کردهاست.
انديشه اسلامي فتحالله گولن تا چهاندازه بر شکلگيري تفکر اسلامگرايان ترکيه تاثير داشت؟
نقش فتحالله گولن بسيار مهم است. او متفکر و انديشمندي است که تلاش فراواني انجام داد تا نشان دهد اسلام با آزادي، مدرنيته و دموکراسي منافاتي ندارد. نکته ديگر نقش سيد حسين نصر است که من مطمئنم حداقل يکبار در مورد مسائل مربوط به اسلام براي حزب عدالت و توسعه سخنراني کردهاست. حتي گفته ميشود که سيد حسين نصر يکي از مشاوران حزب عدالت و توسعه است. نميتوانم به شکل دقيق روي اين مساله دست بگذارم ولي ميدانم که نصر براي عدالت و توسعه سخنراني کردهاست. نميتوان به طور قطع گفت که نصر مشاور حزب عدالت و توسعه است اما ميدانم که از او کمکهاي فکري گرفته ميشود.
فتحالله گولن اما کسي بود که چند سال پيش مجله فارن پاليسي آن را به عنوان يک انديشمند برتر معرفي کرد. گولن تلاش بسياري کرد تا نشان دهد اسلام با مدرنيته، آزادي و دموکراسي و حقوق بشر کاملا سازگار است. گولن يکي از انديشمندان و متفکراني است که بسيار پراگماتيست است.
حزب عدالت و توسعه تا چه حد متاثر از انديشههاي گولن است؟
بسيار زياد.
ميتوان اينگونه گفت که پدر سياسي عدالت و توسعه اربکان است و پدر فکريشان فتحالله گولن؟
بله. ميتوان گفت که اربکان پدر سياسي عدالت و توسعه است و گولن يکي از پدران فکري اين حزب. گولن يکي از کساني است که بر چنين تفکري بسيار تاثيرگذار است. در ترکيه يک دستگاه فکري وجود دارد که از دل آن حزب عدالت و توسعه بيرون آمدهاست که در درون ترکيه در حال دموکراتيزاسيون است. مساله حقوق مدني و شهروندي پس از عدالت و توسعه در ترکيه مطرح شد. همينطور مساله اصلاح قانون اساسي. اين اقدامات را کسان ديگري نميتوانستند انجام دهند اما اين حزب اسلامگرا موفق شد آن را انجام دهد. اين مساله بسيار مهمي است.
چرا ما پيش از اربکان در ترکيه شاهد اسلامگرايي به شکل امروزياش در اين کشور نبوديم؟
ما هميشه در ترکيه شاهد اسلامگرايي بودهايم. ما شاهد قيامهاي کردهاي ترکيه بوديم که اين قيامها هم ريشههاي اسلامگرايانه داشت. حتي اسلامگراها در کنار کمال آتاتورک عليه انگليسيها و اشغالگرايان ميجنگيدند. ولي اينها به شدت سرکوب شدند.
بسياري بر اين باورند که اسلامگرايي در خاورميانه از دهه 80 ميلادي آغاز شد و دو پديده علت اصلي آن بود. يکي پيروزي انقلاب اسلامي ايران و ديگري بحران مدرنيته. عدهاي ادعا ميکنند که مدرنيته لوازم و شرايطي ميخواهد و البته تبعاتي هم دارد. وقتي کساني نميتوانند با مدرنيته کنار بيايند به سراغ ايدئولوژي ميروند. تا چه حد اين تفکر را قبول داريد و آن را عامل شکلگيري جنبشهاي اسلامگرايانه در خاورميانه و به خصوص ترکيه پس از دهه 80 ميدانيد.
کساني که اين تفکر را دارند متاثر از انديشههاي ميشل فوکو هستند. فوکو ميگويد که به دنبال مدرنيته بخشي از لايههاي اجتماعي تبديل به غيريت ميشوند. اين سخن شما از اين عبارت فوکو ناشي ميشود. بنابراين کساني که به دنبال چالش مدرنيته تبديل به غيريت ميشدند در برابر اين جريان مقاومت ميکردند و تبديل به غيريت ميشدند که اسلامگرايان هم بخشي از اين غيريت به شمار ميروند. چرا؟ چون نه در تئوريهاي ابتداي مدرنيزاسيون (نه امروز) مطرح و ادعا ميشد که سنت مانع مدرنيته است. به هرحال اسلام هم بخشي از اين سنت به شمار ميرفت. بنابر اين فوکوييها چنين اعتقاد داشتند.
اما به نظر من موج اول اسلامگرايي و اسلام سياسي در خاورميانه با اخوانالمسلمين و تجربه سيد قطب آغاز ميشود. سيد قطب توسط جمال عبدالناصر اعدام شد و مهد اسلام سياسي به معناي ضد غربي و ضد صهيونيستي آن و همه آن به نظر من در مصر است. در موج دوم اسلامگرايي در خاورميانه ايران پرچم اسلامگرايي را در دست گرفت. فريد زکريا هم اعتقاد دارد که ايران موج اسلامگرايي را در منطقه ايجاد کردهاست. اما من با شما موافقم که موج دوم اسلامگرايي و اسلامسياسي از ايران آغاز شد.
شماري از تحليلگران ميگويند که آينده مصر آيندهاي شبيه به مدل ترکيه خواهد بود، بسياري ديگر از تحليلگران هم البته با اين نظر مخالفند. شما در اين مورد چه فکر ميکنيد؟
همه احزابي که امروز در مصر هستند، داراي پايگاه اجتماعي و قدرت هستند. جنبش جوانان، جنبش ناسيوناليستها، طبقه متوسط و... داراي قدرت هستند. اما وزن اساسي را اخوانالمسلمين در اختيار دارد. اين اخوانالمسلمين هم اخوانالمسلمين زمان سيد قطب نخواهد بود. اخوانالمسلمين زمان ناصر نخواهد بود. اخوانالمسلمين فعلي شباهت بسياري به جبهه رفورميستهاي کشورهاي اسلامي مانند اندونزي و ترکيه خواهد داشت. يعني اسلامگراياني که به آزادي، حقوق بشر، دموکراسي، مدارا، انتخابات آزاد و حقوق شهروندي باور دارند، همان مفاهيمي که در مدرنيته هم آمدهاست. به نظر من جنبشهاي اخير خاورميانه جنبش طبقه متوسط مدرن است.
ميتوان گفت طبقه متوسط مدرن اما فقير. يعني از لحاظ فرهنگي قوي اما از لحاظ اقتصادي ضعيف؟
نه! من طبقه متوسط مدرن را طبقه قدرتمند ميدانم. تونس سطح توسعه بالايي داشت.
اما در مصر اينگونه نبود. 40 درصد مردم با روزي کمتر از دو دلار زندگي ميکنند.
در مصر طبقه فقير وجود داشت. اما طبقه متوسط قدرتمندي هم وجود داشت. در ليبي هم که بسياري ميگويند يک جامعه سنتي و قبيلهاي است اما در اين کشور طبقهاي شکل گرفتهاست که طبقه قدرتمند متوسط است که از درآمدهاي نفتي منتفع شدهاست. گرچه بسياري هم ميگويند نميتواند در خاورميانه از طبقه متوسط مدرن به مفهوم غربي آن ياد کرد. ما هم لازم نيست عينا مانند غربيها صحبت کنيم. ما ميتوانيم بگوييم طبقه متوسط خاورميانهاي، با همان آمال جهاني.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 22:58 توسط اکبر زواری رضائی | GetBC(811); آرشیو نظرات

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنشهای فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است.
هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیکهای وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت.
سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کردهاند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند.
این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفتهاند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک میتوانست بهانه دیگری را به دست نظامیها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامیهای ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت.
به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.
س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقهایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیستهای ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکاییها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاههای آمریکا در خاک ترکیه انجام میشد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران میتوانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمیتوان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانیها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده میکردیم.
س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟
ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت میکند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمیکند و این نکته مهمی است.
اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمیدهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد.
در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا میتوان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقالههایی توصیه میکند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیههای جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است.
البته افرادی که مسائل ترکیه را نمیدانند به این شکل تحلیل میکنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمیتواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت میکند بین احزاب و گروهها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح میشود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،مذهبی و یا سیاسی تعریف میشود؟ اکنون اروپا نمیگوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفتهای اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوستهاند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند.
تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص میشود که آمریکا میگوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام میدهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.
س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟
ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانینشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان میدهد. البته نقض حقوق اقلیتها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم میدانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترکهای کوهی میگویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود.
در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیجفارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شدهاند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.
س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا میدانید؟
ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگهای ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علویها ،کردها، نظامیها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند.
در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عدهایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز میشود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوریخواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که میتوان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریههایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبشهای اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود.
به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل میدهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروههای فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شدهاند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علویها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.
س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجمالدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟
ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کردهاند. به عنوان نمونه اربکان میگفت:«ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی میدانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.
س: آیا میتوان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟
ج: سکولاریسم در بیطرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی میدهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب میشد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابانها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاهها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.
س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟
ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بینالمللی، اروپا و آمریکا را نمیدانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوریخواه خلق، بعضی از وزیران دولتهای قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود.
حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمیکنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها میگویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ میکنند . پس از انتخابات شوراها بازپسگیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبتنام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده میکند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوریخواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقیتر و برنامههای پیشرفتهتری ارائه کرد.
س: تا چه اندازه موفقیتهای اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر میدانید؟
ج: شاخصهای اقتصادی باید در کنار اعتبار بینالمللی و منطقهایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران میتوان قرارداد چاههای نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری میکنند و توانسته است موفقیتهایی در مسئله نفت، انرژی،گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب میشود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر میگیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.
س: همیشه در تاریخ ژنرالهای ترکیه در مقابل پیشروی اسلامگرایان واکنش تندی نشان میدادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل میکنید؟
ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بینالمللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بینالملل همراه بوده است. در واقع هیچوقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمیگیرد مگر اینکه آمریکا نظام بینالملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامیها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامیها نیز اکنون احساس کردهاند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
ولی در زمان اربکان نظامیها بهانههای لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بینالمللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد.
این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوهخواری وبا تجربههایی که در شهرداری استانبول داشتند توانستهاند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام میدهد که ملت میخواهند حتی درباره اقلیتها شاهد بودهایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترکهای کوهی نام برده میشد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت میکرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانستهاند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت میگرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.
س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیرهای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟
ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بینالملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بینالملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح میشود و به صورت برنامه عملیاتی در میآید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب میپرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام دادهاند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت میکند و دولتی محسوب میشود.
این در حالی است که کمکهای مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت میکند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقشبندیه هستند.
س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیبهایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشدهاند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان میکشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید میکرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی میدهد. پس از مدتی مهاجرتهایی از ایران به ترکیه شروع میشود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی میشود که میخواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند.
در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک میکرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمکهای مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجمالدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.
س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل میشود چرا در ادامه ترکها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمیدهند؟
ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی میکنید و حتی کارت بازی دیگران میشوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمیخواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.
س: آیا در رقابت ترکیه با ایران میتواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟
ج: این سرزمینهای بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب میشوند. علیرغم تمام کوششهایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش میکند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمیتواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمیتواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب میشود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی میتواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابتهای سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.
س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب میشود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟
ج: اگر ترکها بخواهند بازی درآورند میتوانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خطهای رقیب دیگری هم میتوان مطرح کرد و حتی میتوانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترکها از ایران انرژی دریافت میکنند از روسیه نیز استفاده میکنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیتهای خودمان را افزایش دهیم میتوانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترکها به خاطر ایران میگویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیتهای موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.
س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکتهای تاو و ترک سل داشتهاند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکاییها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟
ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترکها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایهگذاری میکردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایهگذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکاییها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبودهایم. پایگاههایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین میشود.
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب میشوند وقتی که از سوی آمریکا نقشههای پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان میدهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب میکند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکاییها قرار دارد. فکر میکنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژههایی که جنوب شرقی وجود دارد قویتر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.
س: آيا میتوان حمله پیشدستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟
ج: از سال 1984 پدیدهایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشتهاند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی مینامند. بعد از اینکه شمال عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.
بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه میدهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمیگویم که تمام کردها مانند هم فکر میکنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشهای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولتهای گذشته متفاوت است سعی میکند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونتآمیز نمیتواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد میتواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیشدستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه میخواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد میتواند حتی تا اربیل هم پیشروی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است.
در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیتها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها میشود.
س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت میگیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟
ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلینیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد میتوانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمیکنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند.
واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورجبوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیدهاند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقبنشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی میکنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر میکرد که آمریکاییها آنها را به ترکیه فروختهاند این مسئله باعث میشود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیقتری دقت کنند.
س: آیا سیر تحولات منطقه را میتوان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟
ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکاییها مطرح میکنند سعی میکنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ میگفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایهداری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.
این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح میشود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.
س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟
ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکاییها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکردهاند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه میگوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بیسوادی 70 درصد کردها، فقر و بیکاری در این سرزمینهای سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریستها حمایت میکنند ولی اروپا واقعیت را بهتر میداند.
با این شرایط ترکیه نمیتواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض میکند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابانها شاهد بودیم لانیکها راهپیمایی میکردند و دولت عدالت و توسعه را متهم میکردند که نمیخواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کردهاند و کاری انجام نمیدهند.
برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شدهاند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامیها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیدهاند.
س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟
ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیتها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیشدستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور میکند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.
س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران وترکیه صرفهنظر از نوع دولتها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی دادهاند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری میکردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی میتوانند همکاری اقتصادی جالب توجهایی با هم داشته باشند. این رابطه میتواند مدلی برای همکاری با سایر همسایههای ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه میتواند همکاریهای اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنشهای فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است.
هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیکهای وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت.
سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کردهاند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند.
این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفتهاند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک میتوانست بهانه دیگری را به دست نظامیها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامیهای ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت.
به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.
س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقهایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیستهای ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکاییها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاههای آمریکا در خاک ترکیه انجام میشد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران میتوانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمیتوان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانیها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده میکردیم.
س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟
ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت میکند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمیکند و این نکته مهمی است.
اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمیدهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد.
در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا میتوان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقالههایی توصیه میکند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیههای جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است.
البته افرادی که مسائل ترکیه را نمیدانند به این شکل تحلیل میکنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمیتواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت میکند بین احزاب و گروهها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح میشود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،مذهبی و یا سیاسی تعریف میشود؟ اکنون اروپا نمیگوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفتهای اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوستهاند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند.
تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص میشود که آمریکا میگوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام میدهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.
س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟
ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانینشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان میدهد. البته نقض حقوق اقلیتها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم میدانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترکهای کوهی میگویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود.
در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیجفارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شدهاند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.
س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا میدانید؟
ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگهای ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علویها ،کردها، نظامیها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند.
در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عدهایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز میشود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوریخواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که میتوان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریههایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبشهای اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود.
به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل میدهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروههای فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شدهاند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علویها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.
س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجمالدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟
ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کردهاند. به عنوان نمونه اربکان میگفت:«ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی میدانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.
س: آیا میتوان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟
ج: سکولاریسم در بیطرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی میدهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب میشد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابانها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاهها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.
س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟
ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بینالمللی، اروپا و آمریکا را نمیدانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوریخواه خلق، بعضی از وزیران دولتهای قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود.
حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمیکنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها میگویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ میکنند . پس از انتخابات شوراها بازپسگیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبتنام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده میکند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوریخواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقیتر و برنامههای پیشرفتهتری ارائه کرد.
س: تا چه اندازه موفقیتهای اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر میدانید؟
ج: شاخصهای اقتصادی باید در کنار اعتبار بینالمللی و منطقهایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران میتوان قرارداد چاههای نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری میکنند و توانسته است موفقیتهایی در مسئله نفت، انرژی،گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب میشود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر میگیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.
س: همیشه در تاریخ ژنرالهای ترکیه در مقابل پیشروی اسلامگرایان واکنش تندی نشان میدادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل میکنید؟
ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بینالمللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بینالملل همراه بوده است. در واقع هیچوقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمیگیرد مگر اینکه آمریکا نظام بینالملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامیها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامیها نیز اکنون احساس کردهاند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
ولی در زمان اربکان نظامیها بهانههای لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بینالمللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد.
این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوهخواری وبا تجربههایی که در شهرداری استانبول داشتند توانستهاند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام میدهد که ملت میخواهند حتی درباره اقلیتها شاهد بودهایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترکهای کوهی نام برده میشد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت میکرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانستهاند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت میگرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.
س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیرهای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟
ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بینالملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بینالملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح میشود و به صورت برنامه عملیاتی در میآید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب میپرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام دادهاند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت میکند و دولتی محسوب میشود.
این در حالی است که کمکهای مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت میکند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقشبندیه هستند.
س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیبهایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشدهاند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان میکشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید میکرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی میدهد. پس از مدتی مهاجرتهایی از ایران به ترکیه شروع میشود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی میشود که میخواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند.
در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک میکرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمکهای مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجمالدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.
س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل میشود چرا در ادامه ترکها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمیدهند؟
ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی میکنید و حتی کارت بازی دیگران میشوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمیخواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.
س: آیا در رقابت ترکیه با ایران میتواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟
ج: این سرزمینهای بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب میشوند. علیرغم تمام کوششهایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش میکند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمیتواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمیتواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب میشود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی میتواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابتهای سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.
س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب میشود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟
ج: اگر ترکها بخواهند بازی درآورند میتوانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خطهای رقیب دیگری هم میتوان مطرح کرد و حتی میتوانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترکها از ایران انرژی دریافت میکنند از روسیه نیز استفاده میکنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیتهای خودمان را افزایش دهیم میتوانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترکها به خاطر ایران میگویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیتهای موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.
س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکتهای تاو و ترک سل داشتهاند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکاییها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟
ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترکها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایهگذاری میکردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایهگذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکاییها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبودهایم. پایگاههایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین میشود.
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب میشوند وقتی که از سوی آمریکا نقشههای پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان میدهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب میکند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکاییها قرار دارد. فکر میکنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژههایی که جنوب شرقی وجود دارد قویتر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.
س: آيا میتوان حمله پیشدستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟
ج: از سال 1984 پدیدهایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشتهاند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی مینامند. بعد از اینکه شمال عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.
بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه میدهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمیگویم که تمام کردها مانند هم فکر میکنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشهای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولتهای گذشته متفاوت است سعی میکند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونتآمیز نمیتواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد میتواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیشدستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه میخواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد میتواند حتی تا اربیل هم پیشروی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است.
در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیتها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها میشود.
س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت میگیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟
ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلینیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد میتوانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمیکنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند.
واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورجبوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیدهاند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقبنشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی میکنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر میکرد که آمریکاییها آنها را به ترکیه فروختهاند این مسئله باعث میشود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیقتری دقت کنند.
س: آیا سیر تحولات منطقه را میتوان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟
ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکاییها مطرح میکنند سعی میکنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ میگفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایهداری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.
این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح میشود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.
س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟
ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکاییها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکردهاند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه میگوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بیسوادی 70 درصد کردها، فقر و بیکاری در این سرزمینهای سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریستها حمایت میکنند ولی اروپا واقعیت را بهتر میداند.
با این شرایط ترکیه نمیتواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض میکند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابانها شاهد بودیم لانیکها راهپیمایی میکردند و دولت عدالت و توسعه را متهم میکردند که نمیخواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کردهاند و کاری انجام نمیدهند.
برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شدهاند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامیها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیدهاند.
س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟
ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیتها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیشدستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور میکند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.
س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران وترکیه صرفهنظر از نوع دولتها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی دادهاند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری میکردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی میتوانند همکاری اقتصادی جالب توجهایی با هم داشته باشند. این رابطه میتواند مدلی برای همکاری با سایر همسایههای ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه میتواند همکاریهای اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنشهای فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است.
هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیکهای وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت.
سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کردهاند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند.
این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفتهاند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک میتوانست بهانه دیگری را به دست نظامیها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامیهای ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت.
به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.
س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقهایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیستهای ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکاییها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاههای آمریکا در خاک ترکیه انجام میشد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران میتوانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمیتوان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانیها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده میکردیم.
س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟
ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت میکند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمیکند و این نکته مهمی است.
اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمیدهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد.
در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا میتوان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقالههایی توصیه میکند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیههای جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است.
البته افرادی که مسائل ترکیه را نمیدانند به این شکل تحلیل میکنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمیتواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت میکند بین احزاب و گروهها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح میشود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،مذهبی و یا سیاسی تعریف میشود؟ اکنون اروپا نمیگوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفتهای اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوستهاند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند.
تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص میشود که آمریکا میگوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام میدهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.
س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟
ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانینشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان میدهد. البته نقض حقوق اقلیتها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم میدانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترکهای کوهی میگویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود.
در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیجفارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شدهاند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.
س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا میدانید؟
ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگهای ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علویها ،کردها، نظامیها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند.
در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عدهایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز میشود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوریخواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که میتوان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریههایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبشهای اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود.
به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل میدهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروههای فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شدهاند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علویها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.
س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجمالدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟
ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کردهاند. به عنوان نمونه اربکان میگفت:«ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی میدانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.
س: آیا میتوان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟
ج: سکولاریسم در بیطرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی میدهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب میشد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابانها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاهها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.
س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟
ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بینالمللی، اروپا و آمریکا را نمیدانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوریخواه خلق، بعضی از وزیران دولتهای قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود.
حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمیکنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها میگویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ میکنند . پس از انتخابات شوراها بازپسگیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبتنام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده میکند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوریخواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقیتر و برنامههای پیشرفتهتری ارائه کرد.
س: تا چه اندازه موفقیتهای اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر میدانید؟
ج: شاخصهای اقتصادی باید در کنار اعتبار بینالمللی و منطقهایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران میتوان قرارداد چاههای نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری میکنند و توانسته است موفقیتهایی در مسئله نفت، انرژی،گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب میشود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر میگیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.
س: همیشه در تاریخ ژنرالهای ترکیه در مقابل پیشروی اسلامگرایان واکنش تندی نشان میدادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل میکنید؟
ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بینالمللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بینالملل همراه بوده است. در واقع هیچوقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمیگیرد مگر اینکه آمریکا نظام بینالملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامیها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامیها نیز اکنون احساس کردهاند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
ولی در زمان اربکان نظامیها بهانههای لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بینالمللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد.
این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوهخواری وبا تجربههایی که در شهرداری استانبول داشتند توانستهاند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام میدهد که ملت میخواهند حتی درباره اقلیتها شاهد بودهایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترکهای کوهی نام برده میشد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت میکرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانستهاند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت میگرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.
س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیرهای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟
ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بینالملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بینالملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح میشود و به صورت برنامه عملیاتی در میآید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب میپرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام دادهاند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت میکند و دولتی محسوب میشود.
این در حالی است که کمکهای مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت میکند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقشبندیه هستند.
س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیبهایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشدهاند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان میکشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید میکرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی میدهد. پس از مدتی مهاجرتهایی از ایران به ترکیه شروع میشود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی میشود که میخواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند.
در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک میکرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمکهای مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجمالدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.
س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل میشود چرا در ادامه ترکها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمیدهند؟
ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی میکنید و حتی کارت بازی دیگران میشوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمیخواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.
س: آیا در رقابت ترکیه با ایران میتواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟
ج: این سرزمینهای بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب میشوند. علیرغم تمام کوششهایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش میکند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمیتواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمیتواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب میشود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی میتواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابتهای سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.
س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب میشود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟
ج: اگر ترکها بخواهند بازی درآورند میتوانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خطهای رقیب دیگری هم میتوان مطرح کرد و حتی میتوانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترکها از ایران انرژی دریافت میکنند از روسیه نیز استفاده میکنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیتهای خودمان را افزایش دهیم میتوانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترکها به خاطر ایران میگویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیتهای موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.
س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکتهای تاو و ترک سل داشتهاند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکاییها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟
ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترکها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایهگذاری میکردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایهگذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکاییها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبودهایم. پایگاههایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین میشود.
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب میشوند وقتی که از سوی آمریکا نقشههای پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان میدهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب میکند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکاییها قرار دارد. فکر میکنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژههایی که جنوب شرقی وجود دارد قویتر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.
س: آيا میتوان حمله پیشدستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟
ج: از سال 1984 پدیدهایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشتهاند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی مینامند. بعد از اینکه شمال عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.
بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه میدهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمیگویم که تمام کردها مانند هم فکر میکنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشهای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولتهای گذشته متفاوت است سعی میکند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونتآمیز نمیتواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد میتواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیشدستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه میخواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد میتواند حتی تا اربیل هم پیشروی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است.
در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیتها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها میشود.
س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت میگیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟
ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلینیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد میتوانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمیکنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند.
واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورجبوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیدهاند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقبنشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی میکنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر میکرد که آمریکاییها آنها را به ترکیه فروختهاند این مسئله باعث میشود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیقتری دقت کنند.
س: آیا سیر تحولات منطقه را میتوان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟
ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکاییها مطرح میکنند سعی میکنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ میگفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایهداری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.
این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح میشود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.
س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟
ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکاییها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکردهاند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه میگوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بیسوادی 70 درصد کردها، فقر و بیکاری در این سرزمینهای سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریستها حمایت میکنند ولی اروپا واقعیت را بهتر میداند.
با این شرایط ترکیه نمیتواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض میکند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابانها شاهد بودیم لانیکها راهپیمایی میکردند و دولت عدالت و توسعه را متهم میکردند که نمیخواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کردهاند و کاری انجام نمیدهند.
برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شدهاند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامیها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیدهاند.
س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟
ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیتها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیشدستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور میکند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.
س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران وترکیه صرفهنظر از نوع دولتها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی دادهاند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری میکردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی میتوانند همکاری اقتصادی جالب توجهایی با هم داشته باشند. این رابطه میتواند مدلی برای همکاری با سایر همسایههای ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه میتواند همکاریهای اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنشهای فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است.
هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیکهای وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت.
سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کردهاند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند.
این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفتهاند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک میتوانست بهانه دیگری را به دست نظامیها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامیهای ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت.
به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.
س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقهایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیستهای ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکاییها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاههای آمریکا در خاک ترکیه انجام میشد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران میتوانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمیتوان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانیها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده میکردیم.
س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟
ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت میکند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمیکند و این نکته مهمی است.
اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمیدهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد.
در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا میتوان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقالههایی توصیه میکند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیههای جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است.
البته افرادی که مسائل ترکیه را نمیدانند به این شکل تحلیل میکنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمیتواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت میکند بین احزاب و گروهها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح میشود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،مذهبی و یا سیاسی تعریف میشود؟ اکنون اروپا نمیگوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفتهای اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوستهاند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند.
تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص میشود که آمریکا میگوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام میدهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.
س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟
ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانینشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان میدهد. البته نقض حقوق اقلیتها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم میدانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترکهای کوهی میگویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود.
در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیجفارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شدهاند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.
س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا میدانید؟
ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگهای ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علویها ،کردها، نظامیها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند.
در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عدهایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز میشود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوریخواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که میتوان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریههایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبشهای اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود.
به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل میدهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروههای فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شدهاند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علویها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.
س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجمالدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟
ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کردهاند. به عنوان نمونه اربکان میگفت:«ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی میدانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.
س: آیا میتوان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟
ج: سکولاریسم در بیطرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی میدهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب میشد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابانها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاهها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.
س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟
ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بینالمللی، اروپا و آمریکا را نمیدانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوریخواه خلق، بعضی از وزیران دولتهای قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود.
حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمیکنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها میگویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ میکنند . پس از انتخابات شوراها بازپسگیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبتنام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده میکند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوریخواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقیتر و برنامههای پیشرفتهتری ارائه کرد.
س: تا چه اندازه موفقیتهای اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر میدانید؟
ج: شاخصهای اقتصادی باید در کنار اعتبار بینالمللی و منطقهایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران میتوان قرارداد چاههای نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری میکنند و توانسته است موفقیتهایی در مسئله نفت، انرژی،گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب میشود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر میگیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.
س: همیشه در تاریخ ژنرالهای ترکیه در مقابل پیشروی اسلامگرایان واکنش تندی نشان میدادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل میکنید؟
ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بینالمللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بینالملل همراه بوده است. در واقع هیچوقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمیگیرد مگر اینکه آمریکا نظام بینالملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامیها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامیها نیز اکنون احساس کردهاند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
ولی در زمان اربکان نظامیها بهانههای لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بینالمللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد.
این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوهخواری وبا تجربههایی که در شهرداری استانبول داشتند توانستهاند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام میدهد که ملت میخواهند حتی درباره اقلیتها شاهد بودهایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترکهای کوهی نام برده میشد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت میکرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانستهاند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت میگرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.
س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیرهای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟
ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بینالملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بینالملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح میشود و به صورت برنامه عملیاتی در میآید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب میپرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام دادهاند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت میکند و دولتی محسوب میشود.
این در حالی است که کمکهای مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت میکند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقشبندیه هستند.
س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیبهایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشدهاند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان میکشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید میکرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی میدهد. پس از مدتی مهاجرتهایی از ایران به ترکیه شروع میشود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی میشود که میخواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند.
در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک میکرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمکهای مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجمالدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.
س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل میشود چرا در ادامه ترکها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمیدهند؟
ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی میکنید و حتی کارت بازی دیگران میشوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمیخواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.
س: آیا در رقابت ترکیه با ایران میتواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟
ج: این سرزمینهای بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب میشوند. علیرغم تمام کوششهایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش میکند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمیتواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمیتواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب میشود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی میتواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابتهای سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.
س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب میشود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟
ج: اگر ترکها بخواهند بازی درآورند میتوانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خطهای رقیب دیگری هم میتوان مطرح کرد و حتی میتوانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترکها از ایران انرژی دریافت میکنند از روسیه نیز استفاده میکنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیتهای خودمان را افزایش دهیم میتوانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترکها به خاطر ایران میگویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیتهای موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.
س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکتهای تاو و ترک سل داشتهاند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکاییها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟
ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترکها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایهگذاری میکردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایهگذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکاییها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبودهایم. پایگاههایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین میشود.
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب میشوند وقتی که از سوی آمریکا نقشههای پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان میدهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب میکند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکاییها قرار دارد. فکر میکنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژههایی که جنوب شرقی وجود دارد قویتر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.
س: آيا میتوان حمله پیشدستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟
ج: از سال 1984 پدیدهایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشتهاند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی مینامند. بعد از اینکه شمال عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.
بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه میدهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمیگویم که تمام کردها مانند هم فکر میکنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشهای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولتهای گذشته متفاوت است سعی میکند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونتآمیز نمیتواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد میتواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیشدستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه میخواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد میتواند حتی تا اربیل هم پیشروی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است.
در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیتها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها میشود.
س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت میگیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟
ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلینیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد میتوانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمیکنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند.
واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورجبوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیدهاند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقبنشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی میکنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر میکرد که آمریکاییها آنها را به ترکیه فروختهاند این مسئله باعث میشود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیقتری دقت کنند.
س: آیا سیر تحولات منطقه را میتوان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟
ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکاییها مطرح میکنند سعی میکنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ میگفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایهداری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.
این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح میشود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.
س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟
ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکاییها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکردهاند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه میگوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بیسوادی 70 درصد کردها، فقر و بیکاری در این سرزمینهای سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریستها حمایت میکنند ولی اروپا واقعیت را بهتر میداند.
با این شرایط ترکیه نمیتواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض میکند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابانها شاهد بودیم لانیکها راهپیمایی میکردند و دولت عدالت و توسعه را متهم میکردند که نمیخواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کردهاند و کاری انجام نمیدهند.
برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شدهاند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامیها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیدهاند.
س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟
ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیتها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیشدستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور میکند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.
س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران وترکیه صرفهنظر از نوع دولتها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی دادهاند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری میکردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی میتوانند همکاری اقتصادی جالب توجهایی با هم داشته باشند. این رابطه میتواند مدلی برای همکاری با سایر همسایههای ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه میتواند همکاریهای اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.

آفتاب-محمدرضا نظری: در کشوری که اندیشه های مصطفی کمال آتاتورک سنگ بنای نظام سیاسی آن را گذاشته است حضور اسلامگرایان در صحنه سیاسی،منجر به تنشهای فراوانی میان طرفداران سرسخت سکولاریسم و گروه های اسلامگرا شده است.
هرچند که شکوفایی اقتصادی ترکیه و جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی کارنامه موفقی از اسلامگرایان به نمایش گذاشته است. ولی متعاقب آن نمی توان خشم لائیکهای وفادار به اندیشه های آتاتورک را نادیده گرفت.
سیر موفقیت اسلامگرایان این بار در تصویب قاطع آزادی حجاب در پارلمان ترکیه توانست خوشحالی دختران دانشجوی مذهبی که می توانستند «توربان» به سر کنند را به همراه آورد و البته به همان تناسب نباید خشم روزافزون مدافعان اندیشه آتاتورک را نادیده گرفت. تاریخ ترکیه بارها شاهد کودتای نظامیانی بوده است که حتی «عدنان مندلیس» را به جرم داشتن احساسات مذهبی اعدام کردهاند و در آخرین نمونه با یک کودتای نرم در نیمه دهه 90 ضمن ساقط نمودن دولت ائتلافی نجم الدین اربکان حتی حزب اسلامگراي رفاه را نیز منحل کردند.
این بار شاگردان اربکان راه دیگری را در پیش گرفتهاند. در زمانی که کشور با حضور هزاران تظاهرات کننده لائیک میتوانست بهانه دیگری را به دست نظامیها جهت کودتا علیه دولت «رجب طيب اردوغان» دهد شاگردان نوگرای اربکان پس از رای مثبت پارلمان شرایط را برای حضور ارتش در کردستان عراق و نبرد با جنگجویان پ.ک.ک فراهم نمودند تا از این طریق ضمن خالی نمودن پتانسیل برخورد قهرآمیز نظامیهای ترکیه امکان هر گونه بهانه برای تهدید دولت اردوغان از آنها سلب شود؛ هر چند که استراتژی حمله نظامی ارتش ترکیه عواقب خاصی برای همسایگان اقلیم کرد و بخصوص سیاست مداران ترک به همراه خواهد داشت.
به منظور بررسی عواقب حمله ارتش ترکیه به کردستان عراق و نیز نقش حزب عدالت و توسعه به عنوان اسلامگرایان مدرن در آرایش قدرت ترکیه با دکتر سید اسد الله اطهری استاد دانشگاه و کارشناس ارشد مسایل ترکیه به گفت و گو نشسته ایم.
س: باتوجه به سیر تحولات پس از 11 سپتامبر جایگاه کنونی ترکیه را درمعادلات منطقه ای چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: در دوران جنگ سرد ترکیه از جایگاه خاصی برخوردار بود که پاداش آن را با عضویت در ناتو و وارد شدن به نهادهای اروپایی به دست آورد. در واقع ترکیه توانست بیشترین منابع مالی غرب را جذب کند و با ایجاد پایگاههای نظامی آمریکا، هم جهت با ایالات متحده در مقابل با کمونیسم ایفای نقش کند. این کشور که در نهادهای منطقهایی مانند پیمان بغداد و سنتو حضور داشت پس از فروپاشی شوروی احساس کرد که جایگاه ژئوپلیتیک خود را از دست داده است ولی حادثه 11 سپتامبر باعث شد تا این دغدغه استراتژیستهای ترکیه پایان یابد و در مقابل تعامل ترکیه با آمریکا بیشتر شد. این افزایش تعامل از چند جهت منجر به ارتقاء جایگاه ترکیه شده است. یکی اینکه حمله آمریکاییها قبل از سقوط صدام و بخصوص کنترل مسئله منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق از طریق پایگاههای آمریکا در خاک ترکیه انجام میشد. در مورد دیگر ترکیه توانست جایگاه ایران در انتقال خطوط انرژی را به دست آورد. در واقع هر جایگاهی که ایران میتوانست داشته باشد توسط ترکیه تصاحب شد. در آینده نیز نمیتوان به نحوی خطوط لوله را تغییر داد که از ایران عبور کند. در واقع دولتمردان ایرانی باید به این موضوع فکر کنند که این نان از دهان ایرانیها گرفته شد و به آن طرف داده شده است. در حالی که باتوجه به جایگاه ژئوپلیتیک کشورمان باید از این امتیاز استفاده میکردیم.
س: آیا مشکلات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا، منجر به سوق یافتن دولت اسلامگرایی این کشور به سمت ایالات متحده نشده است؟
ج: اسلامگراهایی که در ترکیه حضور دارند نباید با اسلامگرایانی که در ایران می شناسیم، اشتباه گرفته شوند. آنها پس از اینکه به قدرت رسیدند رفت و آمد به بروکسل را آغاز کردند یعنی منافع ملی خود را در ورود به اتحادیه اروپا تعیین کرده اند و شاید تعجب کنید که آمریکا اولین کشوری است که از عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا حمایت میکند. این در حالی است که آمریکا از عضویت لهستان در اتحادیه اروپا حمایت نمیکند و این نکته مهمی است.
اکنون آمریکا به ناتو بهای زیادی نمیدهد به نحوی که ناتو پس از جنگ افغانستان، در حمله به عراق، کنار گذاشته شد، در واقع اوج عملکرد ناتو در بحران یوگسلاوی بود. درهمان دوران نیز ترکیه نقش زیادی ایفا کرد.
در مورد دلایل مخالفت برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا میتوان به این نکته توجه داشت که دلیل اینکه آقای سارکوزی،خانم مرکل و سایر کشورها با حضور ترکیه مخالف هستند این است که آنجا یک باشگاه مسیحی است. مرحوم تورگوت اوزال گفته بود که آنها هرگز اجازه نخواهند داد که ترکیه وارد باشگاه مسیحی شود و یا اینکه هانتینگتون طی مقالههایی توصیه میکند که ترکیه بهتر است به جای ورود به اتحادیه اروپا وارد اتحادیههای جهان اسلام شود و اکنون در حال وقت تلف کردن است.
البته افرادی که مسائل ترکیه را نمیدانند به این شکل تحلیل میکنند به این دلیل که مذاکره با اروپا برای اسلامگراها و هر نیرویی در ترکیه یک بهانه است. زیرا هر اندازه مذاکره بیشتری صورت گیرد به معنی تضعیف و کنترل ارتش است و این روند منجر به تقویت دموکراسی در این کشور خواهد شد. مذاکره با اروپا در واقع همان هدف ملی است که آتاتورک مطرح کرده بود صلح در داخل و خارج ترکیه و قرار گرفتن درمدار غرب و کسی نیز نمیتواند با این موضوع مخالفت کند. البته به روی هزینه و بهایی که ترکیه برای عضویت پرداخت میکند بین احزاب و گروهها سیاسی این کشور اختلاف نظر وجود دارد. به این دلیل که برای ورود به اتحادیه اروپا باید چند هزار صفحه از قوانین ترکیه عوض شود. یکی از سئوال هایی که در این باره مطرح میشود این است که آیا پیوستن به اتحادیه اروپا بر مبنای مولفه های جغرافیایی،مذهبی و یا سیاسی تعریف میشود؟ اکنون اروپا نمیگوید که مبنای آن مولفه های جغرافیایی است، اگر پیشرفتهای اقتصادی هم مدنظر باشد کشورهایی مانند مالت و قبرس به اتحادیه اروپا پیوستهاند در حالی که کشورهایی که کاندیدای پیوستن به اتحادیه اروپا هستند وضعیت به مراتب بهتری دارند.
تفاوت نحوه برخورد آمریکا و اروپا زمانی مشخص میشود که آمریکا میگوید با احزاب لیبرال دموکرات، که توانسته اند مسیحیت را با دموکراسی آشتی دهند،باید تعامل داشته باشند. حزب عدالت و توسعه نیز همان کار را انجام میدهد.این حزب توانست در ترکیه چهره ای دموکراتیک از اسلام را به نمایش گذارد.
س: مشکلات ترکیه با یونان و ارمنستان تا چه اندازه مانع پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا شده است؟
ج: ترکیه باید درهای خود را به قبرس یونانینشین باز کند ولی برای این کار مقاومت نشان میدهد. البته نقض حقوق اقلیتها و حقوق بشر نیز مطرح است. حامیان اندیشه آتاتورک،دولت را بر جامعه مدنی مقدم میدانند طرفداران این اندیشه که نظامیان هستند یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا محسوب می شوند به این دلیل که جامعه مدنی باید مقدم بر دولت باشد. هنوز در ترکیه به کردها، ترکهای کوهی میگویند و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی، هم چنان انکار می شود.
در این کشور 20 میلیون علوی با مشکلات خاص خودشان مواجه هستند. در واقع ساخت ملت- دولت در ترکیه با تاخیر مواجه شده است مانند کشورهای عربی خلیجفارس که تنها اسم آنها کشور است. این در شرایطی است که اتحادیه اروپا از حاکمیت ملی عبور کرده و به سوی یک نوع حکومت فراملی در حال حرکت است که آخرین نمونه آن اعلامیه لیسبون است. هر چند که به لحاظ اقتصادی، حداقل اتحادیه اروپا وجود دارد ولی نباید اشتباه کنیم که به معنی واقعی هنوز اتحادیه اروپا تحقق پیدا نکرده است به عنوان نمونه سیاست خارجی اتحادیه اروپا وجود ندارد که گروهی از طرف ایران با آنها وارد مذاکره شدهاند. شاید تشکیل اتحادیه اروپا بیش از 50 سال به طول انجامد.
س: آیا شما حضور اسلامگرایان لیبرال را مدیون نزدیکی ترکیه به اتحادیه اروپا میدانید؟
ج: در ابتدا باید اسلامگرایی در ترکیه را ترجمه کنیم که چه نوع اسلامگرایی است. آنها تفکرات کانتی دارند و دارای ایدئولوگهای ماهری هستند این اسلام با تفکرات اربکان فاصله زیادی دارد. البته شاید عجیب تلقی شود که در ترکیه علویها ،کردها، نظامیها و حتی اسلامگریان طرفدار سکولاریسم هستند.
در سه بار شورشی که در ترکیه انجام گرفت روح اسلامگرایی نمایان است حتی «عدنان مندایس» پس از اینکه به قدرت رسید اعدام شد. البته گذار به پلورآلیسم از همین دوران آغاز شد. هر 10 سال یک کودتا صورت گرفت و در دهه 90 اولین کودتای پست مدرن در ترکیه شکل گرفت. عدهایی معتقدند که جمهوری دوم از دوران آقای «طیب اردوغان» آغاز میشود ولی من معتقدم که شکل جمهوری دوم از همان زمان روی داد. به این دلیل که عدنان مندایس برای اولین بار توانست حزب آتاتورک (جمهوریخواه خلق) را شکست دهد. در این دوران حتی مطرح شد که میتوان نماز را به زبان ترکی خواند و درباره کردها و اسلام نظریههایی مطرح شد که تحت تاثیر تحولات جنبشهای اسلامی منطقه و جهان اسلام در دهه 80 بود.
به دنبال عملیاتی شدن تفکرات اقتصادی تورگوت اوزال و مهاجرت روستائیان به شهرها شاهد بهبود اوضاع اقتصادی بودیم. همین دوران نطفه اسلامگرایان امروز است که از روستاها به استانبول و آنکارا وارد شدند این افراد سربازان حزب عدالت و توسعه را تشکیل میدهند. اکنون شاهد یک بورژوازی مسلمان هستیم که گروههای فکری اسلامی و مدارس مذهبی تبدیل به پایگاه احزاب اسلامگرا شدهاند. البته احزاب اسلامگرای رادیکال هیچ جایگاهی ندارند. به این دلیل که روح این اسلامگرایی صوفیانه و عرفانی است. حتی علویها هم به دنبال سکولاریسم هستند تا اتفاقی برایشان روی ندهد.
س: وقوع کودتای نرم علیه دولت نجمالدین اربکان تا چه اندازه در اتخاذ استراتژی اسلامگرایان برای حضور مجدد آنها در ساختار قدرت موثر بوده است؟
ج: تمام احزاب اسلامگر در ترکیه مانند احزاب سعادت، رفاه و فضیلت را آقای اربکان تشکیل داده است. درواقع همه افرادی که در قدرت حضور دارند از شاگردان آقای نجم الدین اربکان هستند ولی این افراد از گذشته تجربه کسب کردهاند. به عنوان نمونه اربکان میگفت:«ورود اروپا یعنی امپریالیسم »،او دارای تفکرات خاصی بود،درحالی که این افراد رفتن به سوی اروپا را آرزوی ملی میدانند البته طبق نظرسنجی هایی که در ترکیه انجام شده است طرفدار پیوستن به اتحادیه اروپا در ترکیه کم نیستند.
س: آیا میتوان گفت که با حضور اسلامگرایان جدید، سکولاریسم اروپا در حال تبدیل شدن به سکولاریسم آمریکایی است؟
ج: سکولاریسم در بیطرفی دولت در مسائل مذهبی، جدای دین از دولت و از سیاست،جدایی حاملان شریعت از قدرت و یا اینکه جدایی سپهر عمومی از خصوصی معنی میدهد. سکولاریسمی که در ترکیه وجود داشت شبیه فرانسه بود که تقریباً ضد دینی تا غیر دینی محسوب میشد. در فرانسه حتی انداختن نماد مسیحی و یهودی هم ممنوع است. به عنوان نمونه در مقوله آزادی حجاب نیز نظامیان مقاومت زیادی کردند و مردم لائیک هم در خیابانها علیه آزادی حجاب تظاهرات کردند ولی در نهایت آنها توانستند آزادی داشتن حجاب توربان در دانشگاهها را تصویب کنند حتی به دنبال آن عبدالله گل اعلام کرد که آزادی حجاب در واقع همان حقوق بشر است.
س: چه عواملی باعث شدکه حزب عدالت و توسعه در ترکیه با اقبال عمومی مواجه شود؟
ج: آقای اربکان به ایران سفر داشت و در زمانی که لیبی تحت تحریم هوایی بود با ماشین به این کشور سفر کرد. در آن دوره آقای اردوغان نیز به دلیل سخنرانی به زندان افتاد و در نهایت پرونده اسلامگرایان برچیده شد. این تجربه تلخ نشان داد که آنها قواعد بازی را بلد نیستند. هنوز سهم و وزن نهادهای بینالمللی، اروپا و آمریکا را نمیدانند و در واقع از جایگاه نیروهای اجتماعی داخلی ترکیه مطلع نیستند. پس از اینکه از نظر فکری خودشان را تقویت کردند درهای حزب عدالت و توسعه باز شد به نحوی که افرادی از حزب عدالت وتوسعه امروز وارد مجلس شدند از اعضای قدیم حزب جمهوریخواه خلق، بعضی از وزیران دولتهای قبل و یا نمایندگان احزاب دیگری در پارلمان بودند ولی آنها درهای حزب را بازگذاشتند تا هر کسی که مرامنامه حزب را قبول دارد وارد تشکیلات شود.
حزب عدالت و توسعه درباره نحوه روابط با آمریکا به صورت کامل ارتباط خودشان را حفظ کردند در حالی که اربکان مخالف برقراری رابطه با آمریکا بود. در کنار این موارد اهمیت خاصی به حوزه اقتصاد قائل شدند تا حدی که یکی از دلایل مهم موفقیت آنها مسئله اقتصاد بود. در واقع این افراد در چارچوب حرف و سخنرانی عمل نمیکنند بلکه به دنبال راهکارهای حقوقی و استفاده از مکانیزم های عملی هستند. آنها میگویند که مسلمان هستند ولی طرفدار سکولاریسم و به تفکر آتاتورک پایبند مانده اند و تمام این موارد را در ساختار حزبی خود لحاظ میکنند . پس از انتخابات شوراها بازپسگیری قدرت را آغاز کردند و از حاشیه به متن آمدند با توجه به اینکه ساختار حزبی عدالت و توسعه قابل انعطاف است به همه اجازه داده شد که در دفاتر حزبی ثبتنام کنند حتی وزرای سابق حضور پیدا کردند در واقع از تمامی ابزار قدرت به صورت کامل استفاده میکند به عنوان نمونه در قضیه توربان توانست با یک حرکت ملی موفق شود. حتی افرادی از درون حزب جمهوریخواه خلق تغییر بیعت دادند و وارد حزب عدالت وتوسعه شدند به این دلیل که این حزب اهداف مترقیتر و برنامههای پیشرفتهتری ارائه کرد.
س: تا چه اندازه موفقیتهای اقتصادی حزب عدالت و توسعه در جذب نیروی سایر احزاب و اقبال عمومی مردم ترکیه موثر میدانید؟
ج: شاخصهای اقتصادی باید در کنار اعتبار بینالمللی و منطقهایی که طیب اردوغان برای ترکیه به همراه آورده است در نظر گرفت. در رابطه با ایران میتوان قرارداد چاههای نفتی پارس جنوبی اشاره کرد. در رابطه با سوریه همیشه با مشکل مواجه بود ولی اکنون رابطه خوبی برقرار است. در شرایط حاضر ترکیه با آسیای مرکزی و قفقاز همکاری میکنند و توانسته است موفقیتهایی در مسئله نفت، انرژی،گاز به دست آورد که همگی از اعتبارات این دولت محسوب میشود. این دولت برخلاف دولت خاتمی در ایران که خود راموسسه فرهنگی تعریف کرد خود را به عنوان یک موسسه اقتصادی در نظر میگیرد. در واقع معتقد هستند که در آینده برای اینکه ترکیه بتواند در عرصه جهانی شدن وزن واعتباری داشته باشد باید اقتصاد کشور را قویتر سازند.
س: همیشه در تاریخ ژنرالهای ترکیه در مقابل پیشروی اسلامگرایان واکنش تندی نشان میدادند. دلیل سکوت آنها در شرایط فعلی با پیروزیهای چشمگیر اسلامگرایان در چه عواملی تحلیل میکنید؟
ج: هر زمان که نظامیان بخواهند در ترکیه کودتا کنند از حامیان بینالمللی برخوردار هستند در واقع هر 4 بار کودتا با چراغ سبزه راس نظام بینالملل همراه بوده است. در واقع هیچوقت توسط نظامیان کودتایی صورت نمیگیرد مگر اینکه آمریکا نظام بینالملل و غرب پشت سر آنها باشند. این در حالی است که آمریکا نظامیها را در مقابل حزب عدالت و توسعه به سکوت و آرامش دعوت کرد. البته نظامیها نیز اکنون احساس کردهاند که شرایط همانند دوران جنگ سرد نیست تا بتوانند اقدامی انجام دهند. این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود. آنها تحت عنوان دموکراسی و حقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدید هستند حتی در دور اول که حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
البته این موارد نیز با شعارهای دموکراسی آمریکاییها در منطقه سازگار نبود آنها تحت عنوان دموکراسی وحقوق بشر به عراق حمله کردهاند و به دنبال خاورمیانه بزرگتر و جدیدتر هستند. حتی در زمانیکه در دور اول،حزب عدالت و توسعه پیروز شده بود نظامیان اعلام کردند که نمیخواهند در مقابل اراده مردم قرار گیرند.
ولی در زمان اربکان نظامیها بهانههای لازم را در اختیار داشتند. ازجمله مهمترین عامل پیروزی حزب عدالت وتوسعه وضعیت اقتصادی ومهار تورم در ترکیه بود. در حالی که «کمال درویش» از صندوق بینالمللی پول گرفته بود تا وضعیت اقتصادی کشور را درست کند ولی تمام این مسائل به دست توانای حزب عدالت و توسعه ترکیه عملی شد.
این افراد که ملقب به «آق ترکی» به معنی پرونده سفید هستند بدون رشوهخواری وبا تجربههایی که در شهرداری استانبول داشتند توانستهاند پلورآلیزم وفادار و طرفدار دموکراسی به وجود آورند. تا آرزوی ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا محقق کند در واقع حزب عدالت و توسعه همان کاری را انجام میدهد که ملت میخواهند حتی درباره اقلیتها شاهد بودهایم که اکثریت کسانی که به این حزب رای دادند کردها بودند. این در حالی است که در قبل از کردها تحت عنوان ترکهای کوهی نام برده میشد و هر حزبی که از کردها در انتخابات شرکت میکرد نظامیان آن را ممنوع اعلام کردند ولی اکنون توانستهاند به صورت انفرادی 20 نفر وارد پارلمان شوند. این دولت تلاش کرد که وضعیت اضطراری در نواحی کردنشین لغو کند . سرکوب تظاهرات، برخورد قهرآمیزی که بر علیه کردها صورت میگرفت کاهش پیدا کند. در گذشته و زمانی که اربکان حاکم بود ارتش اقدام به سرکوب کردها کرد. ولی اکنون حزب عدالت وتوسعه توانسته آرامش و ثبات سیاسی ایجاد کند. در واقع معقول حرکت نمودن به آنها خیلی کمک کرده است.
س: با توجه به وجود فروشگاههای زنجیرهای منصوب به حزب عدالت و توسعه آیا تفکر اقتصادی در ساختار داخلی حزب نیز تعمیق یافته است؟
ج: از ابتدا حزب عدالت و توسعه از خود یک تعریف اقتصادی مطرح کرد به عنوان نمونه افزایش جایگاه اقتصادی ترکیه در نظام بینالملل، افزایش قدرت اقتصادی، افزایش توان ملی، افزایش توسعه تولید، بهبود درآمد سرانه ملی و نیز بالا بردن تولید ناخالص داخلی ترکیه اشاره کرد. یعنی این حزب به دنبال عظمت و جایگاه ترکیه در نظام بینالملل و منطقه بود که این مانیفست حزب در سطح جامعه نیز مطرح میشود و به صورت برنامه عملیاتی در میآید البته در کنار مسائل اقتصادی، دموکراسی و آزادی احزاب میپرداختند. با توجه به این که تمرین دموکراسی از قبل انجام دادهاند و پلورآلیزم قوی موجود به آنها کمک کرده است. به غیر از حزب جمهوریخواه خلق که ارتش از آنها حمایت میکند و دولتی محسوب میشود.
این در حالی است که کمکهای مردمی به حزب عدالت و توسعه بسیار زیاد است . در واقع بزرگترین حامیان حزب یک بورژوازی مسلمان است که این بورژاوزی از حزب عدالت و توسعه حمایت میکند. این افراد فرزندان اصلاحات اقتصادی نقشبندیه هستند.
س: روابط سنتی ایران و ترکیه را با توجه به فراز و نشیبهایی که سپری کرده است چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران و ترکیه نزدیک به پانصد سال است که وارد هیچ نبردی نشدهاند و مرزهای دوکشور همیشه مرز صلاح و دوستی بوده است. این در حالی است که طی سه دهه پس از انقلاب ترکیه را به دنبال خودمان میکشاندیم ولی در قبل از آن رضاشاه از مدرنیسم آتاتورک تقلید میکرد و در دوران محمدرضا شاه نیز این روند ادامه داشت. مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شاهد مانور ناتو در ترکیه هستیم که در ترکیه کودتا روی میدهد. پس از مدتی مهاجرتهایی از ایران به ترکیه شروع میشود و این کشور تبدیل به پایگاهی برای افرادی میشود که میخواهند به اروپا و آمریکا مهاجرت کنند.
در دوران جنگ ایران و عراق هر چند که ترکیه به عراق کمک میکرد ولی بزرگترین کشوری بود که به ایران کمکهای مالی و تجاری می رساند. ترکیه در چنین شرایطی جان گرفت و رشد اقتصادی پیدا کرد و توانست از جنگ ایران وعراق سود فراوانی به دست آورد و قدرت اقتصادی خود را بسیار بالا ببرد. اکنون مسائل اقتصادی و امنیتی بین دو کشور در جریان است که باید مسئله انرژی را به آن اضافه کرد. البته در دوران نجمالدین اربکان روابط نزدیکی بین ایران و ترکیه وجود داشت.
س: پس از میانجیگری ایران مابین ترکیه و سوریه به دنبال فرار اوجالان به سوریه و عدم تحویل وی به ترکیه این بحران با میانجیگری ایران حل میشود چرا در ادامه ترکها در رابطه با ایران پاسخ مثبتی نمیدهند؟
ج: در دیپلماسی گاهی اوقات در زمین دیگران، به نفع دیگران بازی میکنید و حتی کارت بازی دیگران میشوید ولی چیزی هم دریافت نخواهید کرد. روابطه ایران و سوریه مبتنی بر یک روابط خاصی است. بنابراین ایران نمیخواست بین سوریه وترکیه مشکلاتی به وجود بیاید تا جبهه پشت لبنان تضعیف نشود. در این موضوع ایران مداخله کرد و از قدرت خود استفاده نمود تا اتفاقی به وجود نیاید.
س: آیا در رقابت ترکیه با ایران میتواند ضمن تشکیل هلال ترک در ترکمنستان، آذربایجان و ازبکستان توسط این کمربند ایران را از روسیه جدا کند؟
ج: این سرزمینهای بیش از اینکه به ترکیه نزدیک باشد از نظر سابقه تمدنی قسمتی از حوزه تمدنی ایران محسوب میشوند. علیرغم تمام کوششهایی که بخواهد در این زمینه صورت گیرد زیاد به این کمربند اعتقادی ندارم هر چند که ترکیه تلاش میکند، چنین سازمانی به وجود بیاورد. ولی در شرایطی که ترکیه در درون خود نمیتواند با کردها روابط انسانی و خوبی برقرار کند به طور حتم نمیتواند فراتر از مرزهای خود عمل کند البته در تاجیکستان و آذربایجان از نظر فرهنگی و نوع مذهبی تضاد وجود دارد ولی به این معنی نیست که شاهد یک هلال ترک باشیم در واقع در آنجا حوزه تمدنی ایران محسوب میشود. البته مسئله فقط ترکیه نیست بلکه بحث اوراسیا مطرح است. هر کشوری که در اینجا مسلط شود یعنی میتواند بر روی دنیا مسلط باشد. این منطقه در آینده صحنه رقابتهای سختی خواهد بود و اگر رقابت به شکل حاصل جمعی صفر باشد در نهایت ترکیه بازنده خواهد بود.
س: ترکیه تنها کانال خط لوله انرژی ایران به اروپا محسوب میشود در صورت افزایش تنش در منطقه آیا این موضوع به ضرر ایران نخواهد بود؟
ج: اگر ترکها بخواهند بازی درآورند میتوانیم از مسیر اقلیم کردستان به سوی سوریه استفاده کنیم. خطهای رقیب دیگری هم میتوان مطرح کرد و حتی میتوانند به عنوان جانشین مطرح شوند به همین دلیل باید روابط خودمان را با کردهای اقلیم منطقه و دولت خودمختار کردستان افزایش دهیم البته معتقدم آرامترین منطقه در عراق کردستان است. ترکها از ایران انرژی دریافت میکنند از روسیه نیز استفاده میکنند. چرا در این زمینه نباید ظرفیتهای خودمان را افزایش دهیم میتوانیم که روابط دوستانه و صمیمانه با کردهای منطقه اقلیم داشته باشیم و با حفظ چارچوب تمامیت ارضی عراق با آن اقلیم کار کنیم و از آنجا به سوریه و سایر کشورها انتقال دهیم. آیا ترکها به خاطر ایران میگویند که خطوط از کشورمان کشیده شود؟ البته چنین چیزی را نخواهند گفت بلکه ما باید ظرفیتهای موجود را افزایش دهیم. این در حالی است که با توجه به مسائلی که به وجود خواهد آمد باید لوله نفتی داشته باشیم ولی تنها کشوری که لوله انتقال ندارد ایران است.
س: پس از برخوردی که اصولگرایان مجلس هفتم با شرکتهای تاو و ترک سل داشتهاند ترکیه در تلافی تعدادی پایگاه در اختیار آمریکاییها قرار داد. آیا این روند می تواند منجر به احتمال افزایش تنازع ایران با دولت اردوغان شود؟
ج: واقعیت این است که اگر مسئله تلافی بود ترکها نباید در فازهای پارس جنوبی سرمایهگذاری میکردند. حتی زمانی که آقای بوش به طیب اردوغان گفت که سرمایهگذاری انجام ندهد در جواب آقای اردوغان گفت که آمریکاییها منافع خودشان را دارند و ماهم منافع خودمان را داریم. این برخوردها را توسط آقای اجویت و دیگر افراد شاهد نبودهایم. پایگاههایی که مطرح شد قابل مقایسه با پایگاه اینجرلیک در ترکیه نیست. اکنون از مسیر ترکیه سوخت آمریکا در عراق و مسئله حمل و نقل تامین میشود.
البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که کردها بهترین دوستان ایرانی محسوب میشوند وقتی که از سوی آمریکا نقشههای پ.ک.ک در اختیار ترکیه قرار گرفته تا آنجا را مورد حمله قرار دهد نشان میدهد که آمریکا بین ترکیه و کردها چه کسانی را انتخاب میکند. حتی سفیر ترکیه در آمریکا به صورت علنی گفت آمریکا چراغ سبز برای حمله به عراق داده است. این درحالی است که تامین امنیت عراق برعهده آمریکاییها قرار دارد. فکر میکنم ایران باید با کردها که ایرانی هم هستند روابط خود را گسترش داده و روابط جدیدی را تعریف کنیم. اگر شکوفایی اقتصادی در کردستان عراق به وجود بیاید این شکوفایی شهرهای ترکیه را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد و در مقابل مجبور هستند که پروژههایی که جنوب شرقی وجود دارد قویتر کنند تا زمینه هر گونه خشونت از بین برود.
س: آيا میتوان حمله پیشدستانه ارتش ترکیه به کردستان عراق را جهت تضعیف دولت مرکزی عراق و کردستان عراق تلقی کرد و یا عوامل دیگری نیز وجود دارد؟
ج: از سال 1984 پدیدهایی به نام پ.ک.ک وجود دارد باید پرسید کدام عوامل باعث به وجود آمدن آنها شده است؟ در شرایطی که از سال 1984 پ.ک.ک در حال مبارزه است. کردها از سال 1925 تا 1937 چند شورش بزرگ قومی داشتهاند. چرا یک قوم بزرگ که بیش از 15 میلیون جمعیت دارد ترک کوهی مینامند. بعد از اینکه شمال عراق حالت خودمختاری پیدا کرد ومنطقه پرواز ممنوع برقرار شد کردها نیز تحت تاثیر این موضوع سعی کردند که حقوق فرهنگی پیدا کنند.
بنابراین مشکلی باید وجود داشته باشد که اجازه میدهد آنها به صورت مسلحانه علیه یک سیستم قیام کنند. البته نمیگویم که تمام کردها مانند هم فکر میکنند بلکه باید این مسئله را به صورت ریشهای بررسی کرد. در شرایط حاضر حزب عدالت و توسعه که سیاست آن با دولتهای گذشته متفاوت است سعی میکند که سیاست هضم را به جای حذف دنبال کند. در واقع برخورد خشونتآمیز نمیتواند مشکل کردها را پایان دهد بلکه مذاکره و مصالحه و نیز به رسمیت شناختن قوم کرد میتواند این مشکل را حل کند. حضور نیروهای ترکیه جهت برهم زدن آرایش نیروهای پ.ک.ک است. البته دکترین امنیت ملی ترکیه تغییر پیدا کرده است و اولویت آنها بر حملات پیشدستانه است مسئله دیگر این است که تمامیت ارضی ترکیه در خطر قرار گرفته و به این بهانه میخواهد به اقلیم منطقه نشان دهد که اگر لازم باشد میتواند حتی تا اربیل هم پیشروی کند. در کنار این موضوع باید توجه داشته باشیم که کردها در ترکیه بزرگترین ابزار نفوذ ایران است.
در واقع کردها ایرانی هستند. برخورد ایران نیز با زبان، لباس و نحوه ورود کردها به قدرت متفاوت است. اگر با انصاف نگاه کنیم معیار قدرت در ایران نگاه قومی نیست ولی در ترکیه معیار قومیتها هستند هر چقدر کردها در ایران حضور بیشتری داشته باشند ایران تبدیل به الگوی آنها میشود.
س: درحالی که پس از سقوط صدام اولین لشکرکشی ترکیه به خاک عراق صورت میگیرد چرا دولت مرکزی عراق واکنش مناسبی در این مورد نشان نداده است؟
ج: این سوال خیلی مهمی است حتی ترکیش دیلینیوز این سوال را مطرح کرده بود که اردوغان جواب داده بود با بغداد و آمریکا هماهنگ کرده بودیم. آنها هم که نگران دولت مستقل کردی هستند به جلال طالبانی و مسعود بارزانی نشان دهند که اگر بخواهند حرکتی داشته باشد میتوانند در مقابل آن واکنش نشان دهند. البته فکر نمیکنم که ترکیه از حریم خود تجاوز کند.
واشنگتن پست در همین رابطه نوشته بود که طی ملاقاتی که آقای گل با جورجبوش داشته است درباره همه موارد به توافق رسیدهاند که کجا، چند روز و طی چه روزهایی ترکیه حمله کند وچگونه عقبنشینی کند. ترکیه باید منتظر عواقب این حمله در جامعه کشور خود باشد باید این نکته را در نظر گرفت که کردها به هم احساس تعلق قومی و زبانی میکنند. به همین دلیل زمانی که خانم رایس به منطقه آمد مسعود بارزانی با وی ملاقات نکرد چون فکر میکرد که آمریکاییها آنها را به ترکیه فروختهاند این مسئله باعث میشود که کردها به سهم خودشان در رابطه با آمریکا و ترکیه به صورت عمیقتری دقت کنند.
س: آیا سیر تحولات منطقه را میتوان همسو با طرح خاورمیانه بزرگ تلقی کرد؟
ج: طرح خاورمیانه بزرگ به نفع منافع ملی ایران بود در واقع هر مطلبی که آمریکاییها مطرح میکنند سعی میکنیم که در نقطه مقابل صحبت کنیم. خاورمیانه بزرگ میگفت که از نظر اقتصادی به سوی سرمایهداری، از نظر فرهنگی به سوی تساهل و از نظر سیاسی به سوی دموکراسی حرکت کنیم.
این مورد برای نظام جمهوری اسلامی نیز خوب بود. در اصل پیام جمهوری اسلامی ایران این بود که مردم بر سرنوشت خودشان حاکم شوند و به دنبال دموکراسی باشیم. این مباحث به دلیل اینکه با آمریکا یک نبرد ایدئولوژیکی داریم مطرح میشود البته باید باید این نکته را در نظر گرفت که اکنون حضور آمریکا در منطقه برای دموکراسی نیست بلکه برای کنترل انرژی است.
س: حمله ترکیه به عراق چه عواقبی را برای کشورهای همسایه و نیز کل منطقه به همراه خواهد داشت؟
ج: وقتی که آمریکا به کامبوج حمله کرد سوال این بود که کامبوج بعدی کیست؟ در آن زمان آمریکاییها گفتند که آنها کامبوج را بمباران نکردهاند بلکه مرکز استقرار نیروهای تروریست ویتنامی بمباران شده است. اکنون نیز ترکیه میگوید که به عراق کاری ندارند ولی این بار باید در مورد تروریست بودن نیروهای پ.ک.ک تامل کنیم این ترکیه اگر مشکل خود را با هویت کردی، دموکراسی برای کردها، بیسوادی 70 درصد کردها، فقر و بیکاری در این سرزمینهای سوخته حل کند دیگر لزومی به مبارزه با تروریسم وجود ندارد. یکی از عواقب حمله ترکیه به عراق با مجوز پارلمان این کشور،نقض تمامیت ارضی یک کشور است. حتی ترکیه به اروپا اعتراض کرد که چرا آنها از تروریستها حمایت میکنند ولی اروپا واقعیت را بهتر میداند.
با این شرایط ترکیه نمیتواند وارد اتحادیه اروپا شود چون حقوق بشر را نقض میکند. البته معتقدم که حزب عدالت و توسعه موافق حمله ارتش به عراق نبود ولی در گذشته زمانی که اربکان حاکم بود ارتش به این بهانه کودتا کرده بود. به همین دلیل آنها فکر کردند که ممکن است با همین سناریو ارتش دوباره کودتا کند. حتی در خیابانها شاهد بودیم لانیکها راهپیمایی میکردند و دولت عدالت و توسعه را متهم میکردند که نمیخواهند با کردها برخورد کند و باید از تمامیت ارضی ترکیه دفاع شود و یا اینکه اسلامگراها با کردها تبانی کردهاند و کاری انجام نمیدهند.
برای جلوگیری از این سناریو باید حزب عدالت و توسعه همراه نیروهای اجتماعی حرکت کند به همین دلیل اعلام کرد که همه باید در پارلمان رای علنی دهند و همه به غیر از کردهایی که وارد پارلمان شدهاند رای دادند ترکیه این موضوع را با اروپا و آمریکا در جریان گذاشت حتی به ایران، عراق و سوریه سفر کردند و تمام افکار داخلی را منسجم نمودند و پس از آن حمله انجام شد. باید این نکته را در نظر داشت که تحمل حزب عدالت و توسعه برای نظامیها خیلی سخت است ولی واقعیت این است که آنها در ترکیه به قدرت رسیدهاند.
س: آیا این برخورد باعث افزایش شورش و ناآرامی در منطقه کردستان نخواهد شد؟
ج: هر چند که حمله سریع انجام شد ولی نوعی اعلام همبستگی به وجود خواهد آمد وحساسیتها افزایش خواهد یافت. هر چند که ترکیه با دکترین امنیت ملی عملیات پیشدستانه با ضربه سریع، قاطع، محدود، کوبنده در کمترین زمان را انجام داد ولی ترکیه با این برخورد خود رامنفور میکند. این موارد همگی فرافکنی بحران است و ترکیه باید مشکل خود را در داخل حل کند.
س: با توجه به اینکه نزدیکترین دولت اسلامگرا با جمهوری اسلامی ایران در ترکیه حضور دارد آینده مناسبات دو کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
ج: ایران وترکیه صرفهنظر از نوع دولتها محکوم به همکاری هستند. اکنون دو کشور از بین همکاری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی اولویت را به مباحث اقتصادی و امنیتی دادهاند. در گذشته نیز حتی دوران جنگ با عراق که دولت ایدئولوژیک حاکم بود با یکدیگر همکاری میکردند. یعنی حتی اگر رژیم حاکم ایدئولوژی متفاوتی داشته باشد ولی میتوانند همکاری اقتصادی جالب توجهایی با هم داشته باشند. این رابطه میتواند مدلی برای همکاری با سایر همسایههای ایران باشد باید توجه داشته باشیم که جایگاه ایران و ترکیه میتواند همکاریهای اقتصادی و انرژی دو کشور را اجتناب ناپذیر کند و باعث ترقی هر دو کشور شود.
وقوع تحولات خاورمیانه در سال ۲۰۱۱ منجر به تغییرات قابل توجه در نظم منطقه ای و ترسیم الگوهای رقیب منطقه ای گردید. از آنجا که یکی از ویژگی های بحران های بین المللی و منطقه ای نقش آفرینی بازیگران و کنشگران ذینفع است، رقابت بر سر مدل مطلوب یا الگوهای رقیب منطقه ای امری اجتناب ناپذیر است که بازیگران سعی می نمایند با تأثیرگذاری تعریف و ارائه تصویر مطلوب از خود و اهداف خود، دامنه نفوذ خود را افزایش دهند و به کانون تأثیرگذاری بر معادلات منطقه تبدیل شوند. این تحولات و رقابت آتی بهانه ای شد تا با دکتر اسدالله اطهری در عصر یک روز پاییزی به گفتگو بنشینیم، که در ادامه تقدیم خوانندگان ارجمند می گردد.
جناب دکتر اطهری به عنوان پرسش اول بفرمایید که تحولات خاورمیانه موسوم به بهار عربی منجر به چه تغییراتی در ساختار منطقه خاورمیانه و پویش های موجود میان بازیگران این مجموعه گردیده است؟
تحولات خاورمیانه عربی در سال ۲۰۱۱ منجر به سه سطح از تغییرات گردید؛ اول در سطح داخلی شاهد تغییرات ساختاری در مصر، تونس و لیبی، بحران در سوریه و تغییرات سطحی تر در بحرین و یمن بودیم. دوم در سطح منطقه ای منجر به گسست ائتلاف ها و شکل گیری ائتلاف های جدید منطقه ای گردید، به طور مثال خروج مصر از محور اعتدال عربی، گسست هایی که در محور مقاومت با کنار رفتن احتمالی سوریه پیش خواهد آمد، ائتلافی اخوانی مرکب از مصر و ترکیه، نزدیک شدن ایران و عراق و به طور عیان تر جبهه بندی منطقه ای بر سر بحران سوریه و سوم تغییراتی که در ماهیت پویش ها در سطح ساختار بین المللی شکل گرفته و خواهد گرفت. به این معنی که بحران سوریه نوعی رویارویی جهانی را میان ایالات متحده و سوریه و چین را بوجود آورده است. نگرانی هایی که آمریکا از متحدان خود در خلیج فارس دارد، بخصوص بحرین به عنوان پایگاه دریایی و عربستان سعودی به عنوان متحد استراتژیک و مسئله صدور بی ضرر نفت مطرح است. در واقع باید گفت که خاورمیانه متولد شده از خیزش های ۲۰۱۱ می تواند بر پویش های امنیت بین المللی تاثیرگذار و تعیین کننده باشد.
این تغییرات که منجر به شکل گیری نظم جدید منطقه ای و شکل گیری دسته بندی های جدید منطقه ای گردیده است، منجر به رقابت میان بازیگران خواهد شد؟
یکی از ویژگی های بحران های بین المللی و منطقه ای، نقش آفرینی بازیگران و کنشگران ذینفع
است. با وقوع بحران و تصاعد آن، رقابت بر سر ارائه مدل یا الگوهای مطلوب در منطقه امری اجتناب ناپذیر است که بازیگران سعی می نمایند با تأثیرگذاری و نقش آفرینی در تحولات موجود، مدل مطلوب خود را تعریف و به ارائه تصویری مطلوب از خود و اهداف خود بپردازند که نتیجه آن افزایش دامنه نفوذ و تأثیرگذاری بر معادلات و پویش های موجود می باشد.
مشخصاً این مجموعه تحولات منجر به رقابت خاصی میان کدام دسته از بازیگران گردیده یا می گردد؟
در بحران کنونی خاورمیانه، چند الگوی رقیب منطقه ای وجود دارد که دو مدل عربستان و ترکیه بر سر رهبری و تأثیرگذاری این خیزش ها آشکارتر می باشد. در واقع رقابتی بین ترکیه و عربستان بخصوص بعد از تحولات بهار عربی بر سر مدلی از اسلام بوجود آمده است که می توان گفت این رقابت معطوف به قرائتی از اسلام به عنوان جهت دهنده به تحولات موجود است. عربستان با ارائه اسلام با قرائت سلفی و ترکیه با قرائت معتدل بر مبنای اندیشه های اخوانی از اسلام که می تواند در آینده نزدیک منشأ رقابت های جدی تر دو کشور در سطح ساختار سازی در منطقه می باشد.
همانطور که بیان فرمودید رقابت عربستان و ترکیه بر سر الگویی از اسلام در منطقه می باشد، به نظر حضرتعالی به چه شکلی این دو بازیگر می توانند با ارائه مدلی از اسلام کانون و محور تأثیرگذاری بر تحولات و پویش های موجود در خاورمیانه باشند؟
باید گفت که یکی از ویژگی های اساسی منطقه خاورمیانه، فقدان وجود یک قدرت برتر و نسبتاً مشروع است که رهبری آن از سوی دیگر دولت های این منطقه مورد پذیرش قرار گیرد. در این رهگذر همواره دولت هایی وجود داشته است که مدعی نقش رهبری در سطح منطقه بوده اند و یا تلاش کرده اند که این نقش را ایفا کنند. مصر، عراق، ایران و عربستان از جمله دولت هایی می باشند که در مقاطعی از تاریخ خاورمیانه مدعی نقش رهبری بوده اند و یا برای رسیدن به آن تلاش کرده اند. اگر چه برخی از این دولت ها در مقاطعی هر چند کوتاه مدت توانسته اند این نقش را آن هم تنها در بخشی از منطقه ایفا کنند و محور دیپلماسی قرار گیرند ولی به دلیل شکنندگی هیچ گاه از دوام و پایداری برخوردار نبوده است و میزان عمر آن تابع میزان حیات سیاسی یک فرد و یا جریان سیاسی بوده است. در شرایط فعلی، بازیگری که ایفای نقش رهبری در منطقه را مستحق خود می داند و برای رسیدن به آن تلاش می کند، دولت ترکیه است. ترکیه با وضعیت خوب اقتصادی و ارائه مدلی معتدل از اسلام با تلاش های دیپلماتیک خود سعی نموده تا بخش وسیعی از خاورمیانه را در نوردد و دیگران را متقاعد به پیاده نمودن مدل خود نماید. در مقابل نیز عربستان سعودی به دلیل برخورداری از قدرت سیاسی و توانی های مالی خود توانسته است ضمن اینکه خود را از کانون بحران دور سازد، بر معادلات موجود در خلیج فارس، سوریه و مصر سایه افکند. بنابراین این دو مدل به این شکل در حال تأثیرگذاری در بحران خاورمیانه هستند.
در این میان آیا ترکیه و عربستان در ارائه مدل خود و گسترش آن در سطح منطقه با چالش هایی مواجه خواهند بود؟
بله با چالش هایی مواجه هستند بخصوص عملیاتی کردن در سطح منطقه. چرا که مهمترین و اساسی ترین شرط ایفای نقش منطقه ای، شرایط خود منطقه است. بر این مبنا باید گفت که محدودیت های اساسی برای ایفای نقش رهبری توسط ترکیه در شرایط فعلی و حتی برای دولت های که پیش تر از این مدعی نقش رهبری بوده اند، محدودیت های ناشی از شرایط منطقه ای می باشد. چالش هایی چون عدم پذیرش از سوی دیگر بازیگران، تنوع منطقه و یکدست نبودن آن به لحاظ مولفه هایی چون زبان، قومیت، مذهب و… و رقابت های سنتی مبتنی بر موازنه قوا که مجموعه این شرایط باعث می گردد تا رشد و خیزش یک بازیگر و ادعای آن در مورد رهبری منطقه تهدیدی از سوی دیگر بازیگران به حساب آید. در مورد عربستان هم باید گفت که رشد اسلام گرایی معتدل و چالش در حوزه های نفوذ از جدی ترین چالش هایی است که بخصوص بعد از موج تحولات خاورمیانه بر عربستان تأثیرگذار بود.
جناب دکتر اطهری به عنوان پرسش آخر بفرمایید که با توجه به این رقابت احتمالی و همچنین چالش هایی که بدان اشاره فرمودید، چشم انداز رقابت منطقه ای دو کشور عربستان و ترکیه به چه سمت و سویی پیش خواهد رفت؟
نقش آفرینی دو کشور در تحولات منطقه بدین گونه است که عربستان به دنبال مهار نفوذ رقبا و مهار تهدیدات است و حفظ قدرت سیاسی خود بخصوص بر کشورهای عربی است و برای ترکیه ایجاد نفوذ و کسب رهبری سیاسی در منطقه است. هر چند رقابت عربستان و ترکیه به دلیل پاره ای از موضوعات مشترک در خاورمیانه نوعی تفاهم تاکتیکی در مرحله گذار را در بر دارد، اما با آرام شدن تحولات و تثبیت نهادسازی و ساختارسازی ها در حوزه های خاورمیانه ای می تواند تقابل پنهان را به رقابت آشکار در سطح منطقه تبدیل کند. به طور نسبی می توان گفت که ترکیه به دلیل ارائه مدل مطلوبتری از اسلام و مدل نظام سیاسی که همراستا با ترجیحات منطقه ای است، با اقبال بیشتری از سوی کشورهای اسلامی روبرو گردیده است که اگر این وضعیت با توجه به شرایط سخت آینده از حیث گذار سیاسی، ادامه داشته باشد، روند حرکت دو بازیگر را وارد رقابت و احیاناً تقابل سازد که این وضعیت می تواند بر شرایط آتی محیط خاورمیانه نیز اثرگذار باشد.
با تشکر و سپاس از حضرتعالی که وقت خود را در اختیار مرکز بین المللی مطالعات صلح قرار دادید.
و مسکو با واشنگتن
به سوریه حمله کنید، با ایران مذاکره!
یکی از پیامدهای بسیار منفی تشدید بحران سوریه، کاهش شانس گفت و گوی موفقیت آمیز با ایران آن هم در زمانی است که دولتی میانه رو در این کشور روی کار آمده که می گوید به دنبال بهبود روابط با جامعه بین المللی است.
موضوع حمله فوری آمریکا به سوریه به منظور محکوم کردن استفاده از سلاح شیمیایی در این کشور، این کابوس سیاست خارجی آمریکا را تغییر نمی دهد که در واقع واشینگتن نمی خواهد هیچ یک از طرف ها در جنگ سوریه پیروز شوند. چیره شدن هر طرف بر طرف دیگر در سوریه به معنی مرگبارتر شدن این مهلکه و پاکسازی اقلیتها و اشاعه تروریسم بین المللی خواهد بود.
سیاستگذاران در واشینگتن به خوبی در مورد این مساله آگاه هستند و این یکی از دلایل عملکرد محتاطانه اوباما است. آنچه که امروز دولت آمریکا به آن نیاز دارد، اندیشیدن به راهکارهای واقعی برای ایجاد صلح در سوریه و تبدیل بحران سوریه به فرصتی برای بازبینی استراتژی کلی ایالت متحده در مورد خاورمیانه است.
در درازمدت، در صورتی که سوریه به کشوری تجزیه شده تبدیل شود، باید چارچوبی اندیشیده شود که تمامی گروه ها به سهمی از قدرت دست یابند. مشارکت روسیه و ایران در چنین صحنه ای ، ضروری است.
بنابراین واشینگتن باید تفکر خود را در مورد لزوم حمله فوری به سوریه از لحنی که در مورد این کشور در مقابل مسکو، تهران و پکن به کار می برد، جدا کند. در این زمینه مقامات آمریکایی باید دو واقعیت را مد نظر داشته باشندM
نخست، نگرانی های روسیه در مورد پیامد های اقدام نظامی علیه سوریه و قدرت گرفتن معارضان، بی مورد نیست و بسیاری از تحلیلگران سیا، وزارت خارجه آمریکا و دولت اسرائیل با آن هم عقیده هستند.
دوم، در سال ۱۹۸۸، زمانی که صدام حسین از سلاح شیمیایی علیه کردها و نیروهای ایرانی استفاده کرد، واشینگتن به طور تعجب برانگیزی سکوت اختیار کرد، همانگونه که در جنگ ۸ ساله ایران و عراق نیز جانب ایران را نگرفت.
این سکوت واشینگتن، انفعال در شرایط کنونی را توجیه نمی کند، اما برای آنهایی که به دنبال دلایل قانونی به نفع انجام حمله هستند، یک زنگ خطر به شمار می رود. لحنی که آمریکا در مقابل مسکو، تهران و پکن به کار می گیرد، باید همراه با نگاهی احترام آمیز نسبت به اختلاف نظر ها باشد.
اهمیت روسیه در بحران سوریه هم به دلیل ارتباط های آن با رژیم بعث است و هم روابط خوبی که با ایران دارد. یکی از پیامدهای بسیار منفی تشدید بحران سوریه، کاهش شانس گفت و گوی موفقیت آمیز با ایران با توجه به روی کار آمدن دولت جدید و میانه رو در این کشور است.
استفاده از مسکو برای توسعه روابط جدید با ایران نیز ضروری به نظر می رسد، نه تنها به دلیل اینکه راه حلی برای مساله هسته ای و بحران سوریه پیدا شود، بلکه در دراز مدت مبنایی برای ثبات در خاورمیانه نیز پدید آید.
یکی از مشکلات اساسی جنگ شهری سوریه برای سیاست آمریکا این است که در صورت وارد عمل شدن ایالات متحده ، این کشور را بیشتر ضد ایران و حامی پادشاهی های سنی مذهب منطقه نشان می دهد.
این ویترین از آمریکا برای ارزش های سکولار و دمکراتیک کشوری که با دولت شیعه عراق روابط نزدیکی دارد و به دنبال پیشرفت در جهان اسلامی است، نشانه خوبی به شماری نمی رود. حمایت از تندروهای اسلام گرای سنی ، تهدیدی برای امنیت آمریکا محسوب می شود ، چرا که در نهایت به جنگ شیعه- سنی دامن می زند که پیامد های آن متوجه منطقه و جهان خواهد بود.
استفاده از مسکو برای توسعه روابط جدید با ایران نیز ضروری به نظر می رسد، نه تنها به دلیل اینکه راه حلی برای مساله هسته ای و بحران سوریه پیدا شود، بلکه در دراز مدت مبنایی برای ثبات در خاورمیانه نیز پدید آید.
در حالی که روسیه روابط خوبی با ایران دارد، در عین حال سخت گیری هایی نیز در مورد جمهوری اسلامی داشته است. برای مثال روسیه و چین به قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران رای مثبت داده اند که نتیجه آن اعمال تحریم های سنگین علیه تهران و رو به وخامت نهادن وضعیت اقتصادی این کشور بوده است. برخی بر این باورند که پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران نیز ناشی از تحریم های سنگینی بوده که علیه ایران اعمال شده است.
البته دستیابی به صلح در سوریه بسیار دشوار است و تا زمانی که طرفین از جدال با یکدیگر خسته نشوند، محال به نظر می رسد.به هر ترتیب جای تردیدی وجود ندارد که هر گونه راه حل دراز مدت به مشارکت ایران و روسیه نیاز دارد. واشینگتن باید ضمن فرستادن این پیام که کاربرد سلاح شیمیایی قابل پذیرش نیست، تلاش ها به منظور ایجاد مبنای دیپلماتیک را تقویت کند.
منبع: نیویورک تایمز / تحریریه دیپلماسی ایرانی
| نسخه شماره 2518 - 1389/09/17 - | |||||||||
|