جلسه گروه ایرانشناسی در مورد سیاست بایدن و ایران

نشست گروه ایران‌شناسی
برگزار می گردد :

موضوع :

پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا و تاثیر آن بر روی ایران

 ▫️سخنران : آقای دکتر دیانسایی

➖دکترای روابط بین الملل از مسکو
 
مدیر نشست: آقای دکتر اطهری 

تاریخ و زمان برگزاری :

چهارشنبه: ۹۹/۸/۲۸

ساعت  ۲۲:۰۰

دکتر سید اسد الله اطهری :پیروزی بایدن موحب تفکری حدید در ایران شذه است.برخی معتقدئد هیچ تعییری رخ نخواهد داد و برخی مانند اقای ظریف می گویند با چند فرمان احرایی همه چیز درست خواهد شد در خدمت دکتر دیانسایی و دوستان حاضر در گروه هستیم که دیدگاه خودرا بیان کنند .

دیانسایی:

[10:33 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: خواهش می کنم استاد اطهری بزرگوار که این وقت رو در اختیار بنده قرار دادید
[10:34 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: بحثمون رو با دو سوال اساسی شروع می کنیم
[10:34 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: سرنوشت تحریم‌ها علیه ایران در دوران بایدن چه خواهد شد؟

 تا چه حد آقای بایدن می‌تواند تحریم‌هائی را که دونالد ترامپ با صدور دستورات اجرائی علیه ایران وضع کرده لغو کند؟
[10:35 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: بایدن به عنوان کسی که سی سال تجربه سیاست ورزی در سطوح کلان سیاسی آمریکا از کنگره تا کاخ سفید را دارد و به عنوان شخصیتی حقوقی، الگوی رفتاری قابل پیش بینی و حساب شده دارد. مهم تر از همه،  امروز مهم ترین نزاع ایران و آمریکا، برجام است. توافقی که دموکرات ها از آن به عنوان توافقی در راستای صلح و امنیت بین المللی یاد می کردند و بایدن به عنوان معاون رئیس جمهوری سابق آمریکا نقشی تعیین کننده در به سرانجام رسیدن این توافق داشت. با این تفاسیر نباید اظهارت و شعارهای تبلیغاتی بایدن را نادیده گرفت و به نظر می رسد که رئیس جمهوری منتخب مردم آمریکا انگیزه جدی برای بازگشت به برجام و در مقیاس کلی تر بازگشت به توافقات بین المللی .
[10:36 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: طبیعی است که رویه بایدن نسبت به ایران هم با اتکا به اصل دیپلماسی خواهد بود.
[10:37 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: آنچه دو حزب اصلی ایالات متحده را در موضوع ایران از هم متمایز می‌کند، روش مواجهه است که یکی با دیپلماسی قصد دارد بحران را مهار کند و دیگری با قدرت سخت سعی می‌کند بر سیاست‌های تهران پیروز شود. در انتخابات سوم نوامبر دامنه دو قطبی یاد شده، تا افکار عمومی ایرانیان نیز گسترش یافت و دسته‌ای موافق سیاست فشار حداکثری ترامپ به امید براندازی و دسته دیگری خسته از فشار تحریم و امیدوار به بایدن که گفت به برجام بازمی‌گردد بی‌صبرانه و پرشور جزئیات این انتخابات را دنبال کردند.
[10:39 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: به جز تعداد محدودی از کشورهای جهان مانند کشورهای عرب متحد عربستان سعودی و یا رژیم صهیونیستی، کشورهای راستگرا در مرکز و شرق اروپا به علاوه چند کشور در آمریکای لاتین مانند برزیل و کلمبیا، تقریباً تمام کشورهای دنیا منتظر و یا به صورت پنهان امیدوار هستند که بایدن در انتخابات سوم نوامبر پیروز شود تا آمریکا بار دیگر به مسیر همکاری های چندجانبه و جهانی گرایی پیش رود.
[10:40 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: بایدن در دوره اوباما هم برجام را زیربنای مذاکرات جامع در مورد همه مشکلات میان دو کشور می‌دانست
[10:40 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: امروز شرایط میان دو کشور با سال ۲۰۱۵ که برجام امضاء شد خیلی متفاوت است. برای همین ممکن است بایدن از شتاب فزاینده تحریم‌ها بکاهد و افراد و شرکت‌های جدیدی را به فهرست سیاه اضافه نکند؛ اما بعید به نظر می‌رسد -بدون مذاکره و دست‌یابی به توافق جدید- تحریم‌هایی که ترامپ وضع کرده را بردارد.
[10:41 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: بایدن در مقاله سی ان ان می‌نویسد که به دنبال "توافق هسته‌ای محکم‌تر و طولانی‌تر" است و می‌خواهد "به صورت تهاجمی" با ایران "برای نقض حقوق بشر" مقابله کند. لیست بایدن به همین جا ختم نمی شود. وی در نظر دارد با "اقدامات بی‌ثبات کننده ایران" و "حمایت از تروریسم و برنامه موشک‌های بالستیک" ایران مقابله کند.
[10:42 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: وی نوشت: "اگر ایران کاملا خود را با توافق هسته‌ای (برجام) انطباق دهد ایالات متحده هم به عنوان نقطه شروع مذاکرات دیگر به توافق باز خواهد گشت". این خبر خوبی برای ایران است.
[10:43 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: همان طور که تونی بلینکن و همچنین دیگر دموکرات‌ها قبلاً گفته‌اند، جو بایدن قصد دارد به توافق هسته‌ای  بپیوندد به شرط اینکه ایران به این توافق پایبند باشد. البته تهران نیز اعلام کرده اگر امریکا به برجام متعهد باشد، آن هم پایبند خواهد بود؛ در واقع هر دو طرف ذینفع هستند؛ جمهوری اسلامی به دنبال آرامش و ثبات در بازار اقتصاد خود است و دولت بایدن نمی‌خواهد با ایران بحران دیگری ایجاد شود. به نظر می‌رسد هر دو طرف در این مسیر همسو هستند.
[10:44 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: صرف‌نظر از همه موانع، اگر فرض کنیم آقای بایدن به برجام بازگردد و تصمیم بگیرد تحریم‌ها را لغو کند، او نیز مثل -پنج سال پیش- آقای اوباما هم‌چنان با این مانع اساسی روبه‌رو است که بسیاری از تحریم‌های موثر علیه اقتصاد ایران به دلیل برنامه هسته‌ای وضع نشده که با برجام قابل برداشتن باشد. برای همین بایدن تنها می‌تواند تحریم‌های هسته‌ای ایران را لغو یا معلق کند. به عنوان نمونه در پی توافق برجام بانک ملی ایران که به دلیل کمک به برنامه هسته‌ای کشور تحریم شده بود از فهرست تحریم‌ها خارج شد؛ اما هواپیمایی ماهان به دلیل انتقال سلاح به گروه‌هایی در منطقه -که آمریکا آن‌ها را تروریستی می‌داند- تحریم شده بود و به همین دلیل نه تنها با برجام از فهرست سیاه خارج نشد، بلکه حتی وقتی قرار شد بوئینگ و ایرباس به ایران هواپیمای مسافربری بفروشند نیز هواپیمایی ماهان در فهرست شرکت‌های خریدار مجاز قرار نگرفت
[10:45 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: باید توجه کرد که دولت آقای ترامپ جدا از بازگرداندن تحریم‌های هسته‌ای، بخش نفت و گاز ایران، بانک مرکزی، و سیستم بانکی ایران را تحت مقوله تروریسم مورد تحریم قرار داد. از طرف دیگر، در اقدامی بی‌سابقه، سپاه پاسداران را که یک نیروی وابسته به حکومت است و سهم عمده ای در اقتصاد ایران دارد به لیست سازمان‌های تروریستی اضافه کرد. به لحاظ تئوری بایدن می‌تواند همه این تحریم‌ها را لغو کند، اما، در عمل باید فرضیه "حمایت حکومت ایران از تروریسم" را که یک پایگاه فکری چندین دهه‌ای در نظام سیاسی آمریکا پیدا کرده، نفی و سیستم را نسبت به این اقدام قانع کند. چیزی که اگر غیر ممکن نباشد چالشی بسیار بزرگ است.
[10:46 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: مناقشه هسته‌ای ایران فقط بخشی از مشکلات میان دو کشور است. برای همین در زمان باراک اوباما هم که برجام امضاء شد، هم‌چنان بخش بزرگی از تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا سر جای خود باقی ماند. هم‌چنین جز استثناءهایی مثل اوباما که از بعضی سیاست‌های دولت اسرائیل انتقاد می‌کرد، غالب روسای جمهور آمریکا از اسرائیل حمایت صد در صدی کرده‌اند، زیرا این دو کشور دوست نزدیک و متحد یکدیگرند
[10:47 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با توجه به تجربه‌ای که حکومت ایران در دوران ترامپ داشته و صحبت‌های جسته و گریخته‌ای که در ایران مطرح شده، منطقی است که حکومت ایران از آقای بایدن بخواهد که لغو تحریم‌های هسته ای را به تصویب کنگره برساند تا اگر در دوره بعد یک جمهوری‌خواه بر سر کار آمد دوباره سناریوی ترامپ تکرار نشود.
[10:47 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: به عنوان نمونه در دوران برجام غالب نمایندگان مردم آمریکا از حزب جمهوری‌خواه بودند و اوباما به درستی می‌دانست که کنگره و سنا به قرارداد او رسمیت قانونی نخواهند داد، برای همین او با یک مانور سیاسی برجام را به عنوان توافق‌نامه دولتی میان دو دولت ایران و آمریکا امضاء کرد.
[10:48 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: این امکان وجود دارد که بدون برداشته شدن همه تحریم‌ها تغییر چشمگیری در وضعیت ایجاد نشود. آیت‌الله خامنه‌ای در همان زمان از وضعیت شکایت می‌کرد که "تحریم‌ها را حفظ می‌کنند و وزارت خزانه‌داری آمریکا با طرق خود جوری عمل می‌کند که شرکت‌های بزرگ و بانک‌های بزرگ جرات نکنند با جمهوری اسلامی معامله کنند که دشمنی محض است".
[10:49 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: در میان افکار عمومی این کشور نیز ایران‌هراسی به درازای گروگان‌گیری و چهار دهه آمریکاستیزی تهران زمینه دارد و چاشنی به چالش کشیدن منافع منطقه‌ای ایالات متحده از طریق افزایش تعداد و برد موشک‌ها و سازمان‌دهی گروه‌های شبه نظامی برون مرزی برای مقاومت در برابر آمریکا و متحدانش، مزید بر علت شده است.
[10:50 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: این که فارغ از جمهوری‌خواه و دمکرات، برای همه روسای جمهور ایالات متحده منافع اسرائیل از اهمیت ویژه برخوردار است، درجه نفوذ و مقبولیت این کشور در میان نمایندگان کنگره و سنا را بسیار بالا ارزیابی می‌کند که اوباما هم از این قاعده مستثنی نبود «بلافاصله بعد از امضاء برجام اوباما هواپیماهای اف ۳۵ را به اسرائیل فروخت. بنابراین حمایت از اسرائیل برای بایدن هم سرمایه سیاسی محسوب می‌شود. در طرف اسرائیلی هم هر چند نخست وزیر بنیامین نتانیاهو مخالف برجام بود، اما مقامات نظامی و اطلاعاتی از جمله وزیر دفاع سابق این کشور و رئیس سابق موساد از توافق برجام حمایت کردند. یکی از نکات مهم برجام که باعث مخالفت شدید دولت‌های اسرائیل و عربستان سعودی شد این بود که برای اولین بار مقامات ایران و آمریکا با هم نشستند مذاکره کردند تا یک مشکل اساسی را حل کنند و این قدم برداشتن در مسیر بهبود روابط دو کشور به طور طبیعی متحدان منطقه‌ای آمریکا را نگران می‌کند. مهم‌تر این که همان موقع اوباما طی مقاله‌ای در نشریه آتلانتیک نوشت عربستان باید یاد بگیرد که منطقه را با ایران شریک شود، زیرا هیچ کدام نمی‌توانند دیگری را حذف کنند.…
[10:50 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: همه آن چیزی که در خصوص روابط تهران و واشنگتن می گذرد تمام اتفاقات داخل آمریکا نیست. به تهران نیز مربوط می شود و اینکه تصمیم گیران ما چه رویکردی را اتخاذ خواهند کرد. وجود چنین مسائلی موجب خواهد شد که دولت احتمالی بایدن نیز رویکردی محکم تر و تهاجمی تر علیه ایران داشته باشد. برای جمع بندی باید عرض کنم که ممکن است شرایط برای ایران حتی دشوارتر از دوره ترامپ شود و یا تحولاتی رخ دهد که در نتیجه آن روند برای ما آسان شود.
[1دکتر دیانسایی: خلاصه کلام اینکه تیم بایدن سیاست صبر آگاهانه را در قبال ایران در پیش خواهند گرفت.
دکتر دیانسایی: هستم خدمت شما
دکتر دیانسایی: مدیر گروه استاد اطهری عزیز

[10:53 AM, 11/18/2020] 529571: تشکر از ارائه خضرتعالی
[10:54 AM, 11/18/2020] عارف بیژن: با سلام و ادب خدمت آقای دکتر سایان عزیز
سپاس از ارائه جامع و کامل و تشکر از آقای دکتر اطهری بزرگوار برای مدیریت جلسه
سوال اینکه ظریف گفت اگر بایدن به مذاکره برگردد باید به خواسته ایران احترام بگذارد و در واقع ایران دست برتر را خواهد داشت. آیا این امکان پذیر است؟ و اینکه به فرض ادامه شرایط کنونی برای ایران، عکس العمل چه خواهد بود. اینکه می تواند تمام تعهدات خود را زیر پا بگذارد؟
[10:55 AM, 11/18/2020] عارف بیژن: عکس العمل ایران چه خواهد بود؟ با توجه به پایان دوره روحانی و امدن تیم جدید
[10:56 AM, 11/18/2020] قائم مقامی: اتحادیه اروپا از بایدن استقبال کرد....بایدن از گروه های کرد سوریه و عراق حمایت می کند..چندجانبه گراست..معامله قرن را قبول ندارد..
[10:56 AM, 11/18/2020] 529571: دکتر بیژن از روسیه و استاد قائم مقامی دانش اموخته ترکیه
[10:56 AM, 11/18/2020] 529571: سوالات را مطرح کردند
[10:56 AM, 11/18/2020] Lakzi: درود بر دوستان 
تشكر از دكتر سايان و دكتر اطهرى

نقش ساختارهاى سياسى داخلى امريكا(سنا و كنگره) را در سياستگذارى بايدن در قبال مساله ايران چگونه ارزيابى مىكنيد؟
[10:57 AM, 11/18/2020] عزیزمی: سلام چه عالی بوددکتر سایان عزیز
جامع وکامل
به تمام ابعاد وفروضات قضیه تقریبا نگاه شده یود استفاده کردم
برای اینکه از نظر حقیر مطلع شوید چندروز پیش مقاله اس در روزنامه  درهمین رابطه درج کرده بودم که باز نشر میکنم
یادداشت اینجانب در  روزنامه اعتماد پیرامون انتخابات آمریکا وبرجام👇

http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/157841/%D9%85%D8%B0%D8%A7%D9%83%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AE%D9%8A%E2%80%8C%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA
[10:58 AM, 11/18/2020] عارف بیژن: بسیار عالی آقای دکتر
[10:58 AM, 11/18/2020] عزیزمی: 🙏🏽🙏🏽🌹ارادت استادعزیز
[10:58 AM, 11/18/2020] Lakzi: عالى استاد دستمالچيان
[11:01 AM, 11/18/2020] 529571: جناب سفیر و دکتر لکزی هم سوالات خود را مطرح کردند
[11:01 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت دوست گرامی خدمت حضرت عالی عرض کنم که این نیاز به زمان دارد ولی باید ببینیم که در شرایط حاضر چه کسی بیشتر به مذاکره نیاز دارد و در ضمن حداقل در شرایط موجود ما نمی توانیم دست بالا حرف بزنیم و باید قبول کنیم که با تحریم‌های سهمگینی که ترامپ علیه ایران ایجاد کرده رئیس جمهور بعدی عملا دست بالا را نسبت به ۲۰۱۵ که برجام ایجاد شد خواهد داشت
[11:01 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: بع نوعی حرف ظریف نوعی بن بست ایجاد می کنه حالا باید دید
[11:02 AM, 11/18/2020] 529571: فکت
[11:02 AM, 11/18/2020] 529571: با فکت
[11:02 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: بسیاست واقع بینانه بایدن
[11:03 AM, 11/18/2020] قایم مقامی: https://www.cumhuriyet.com.tr/yazarlar/erol-manisali/biden-ve-trumpin-turkiye-icin-ortak-yonleri-1789812
[11:03 AM, 11/18/2020] 529571: Fact
[11:04 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: درود بر استاد دستمالچیان عزیز 🙏
Lakzi reset this group's invite link. Click to view the new invite link.
[11:05 AM, 11/18/2020] عارف بیژن: ولی به نظر می رسد شروع کار بایدن با اقتصاد و کرونا در امریکا شروع شود و طبیعتا بعید به نظر می رسد با تیم روحانی مذاکره جدی داشته باشد و صبر می کند تا دولت بعدی روی کار آید تا بتواند به صورت عملی اقدامی صورت دهد
[11:06 AM, 11/18/2020] سلامتی: انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در ایران بر روند مذکرات ایران و آمریکا در خصوص لغو تحریمها تاثیرگذار هست؟
[11:06 AM, 11/18/2020] نیلوفر عباسی: با سلام و احترام و تشکر از جناب دکتر سایان به خاطر مطالب مفیدی که ارائه فرمودند لطفا  در مورد تاثیر پیروزی دمکرات ها بر ایران بفرمایید
[11:06 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت دکتر لکزی عزیز ترامپ قصد داره این تحریم ها را به تصویب کنگره برسونه که رئیس جمهور بعدی به راحتی نتونه لغو کنه و یا با موافقت کنگره باشه
[11:07 AM, 11/18/2020] عزیزمی: ارادت استاد استفاده کردم
[11:07 AM, 11/18/2020] Lakzi: ممنون به نظرتون موفقيت اميزه خواهد بود؟
[11:07 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: خواهیم دید
[11:08 AM, 11/18/2020] الناز: با سلام و احترام خدمت آقای  دکتر سایان و سپاس از ارائه مفیدشان ، ایا اروپا نسبت به سیاستشان بابت ایران با امریکا همراه خواهد شد ؟
[11:08 AM, 11/18/2020] 529571: بنظر دکتر بیژن استد لال خضرتعالی را بابه چالش کشید
[11:08 AM, 11/18/2020] 529571: ارام ارام به سوالات به ترتیب پاسخ داده خواهد شد
[11:08 AM, 11/18/2020] مشتاقی: درود بر استاد سایان از ارائه بسیار خوب و استاد اطهری از مدیریت جلسه.
استاد سایان ، با توجه به چرخش سیایتهای ایران بیوی شرق ( چین و روسیه)، آبا این دلیلی برای انعطاف بیشتر بایدن و سیاست خرحی آنریکا برای جلب و جذب حداکثری ایرات بسوی خود و نوعی کنترل استراتژیک  سیاستهای منطقه ای ایران نیست؟
[11:09 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: دقیقا اولویت اول آمریکا سیاست داخلی بعد اروپا و هم پیمانان و ما در اولویت های بعد خواهیم بود این خودش چندین ماه وقت خواهد گرفت و صبر استراتژیک آقای بایدن
[11:09 AM, 11/18/2020] 529571: دکتر لکزی الناز لطفی نیلوفر عباسی خانم سلامتی از علامه
[11:10 AM, 11/18/2020] 529571: اقای مشتاقی از علوم و تحقیقات
[11:10 AM, 11/18/2020] عزیزمی: سلام  وعرض ادب مجدد
دکترسایان عزیر
سوالات حقیر
چه تبعاتی دمکراتها  برای ایران خواهند داشت
آیا اجماع اروپا وآمریکا برای تغییر محتوای برجام تا  چه  حدجدی هست
آیا اگر ایران همچنان برسر شروط خود پافشاری کند مکانیزم ماشه قابلیت  فعال شدن دارد یانه
وآیا اروپا همراهی خواهدکرد🙏🏽🌹
[11:10 AM, 11/18/2020] 529571: معرفی من بذین خاطر است از ذکتر شمسینی عزی. خواستم که متن را در فصلنامه منافع ملی منتشر کند
[11:12 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت دوست عزیز  باید خدمت سر کار خانم عرض کنم که بله تاثیر گذار است حتی انتخابات پیش رو و نوع گفتمان هایی که در ایران ایجاد خواهد شد فرق خواهد کرد شاید وضعیت بهتر شود و یا شاید بدتر این بستگی به سیاست ورزی و دیپلماسی بزرگان ما دارد
[11:12 AM, 11/18/2020] 529571: جتاب سفیر خانم نیلوفر و الناز نیز در سوالات با شما مشترک عستند
[11:13 AM, 11/18/2020] عارف بیژن: درسته. اما انگار روحانی و ظریف به دنبال این هستند مذاکره با بایدن را به اسم خود تمام کنند. برای همین بسیار چراغ سبز نشان می دهند اگر ساختار داخلی و جناح مخالف هم اجازه مذاکره روحانی با بایدن را نخواهد داد تا تیم بعدی در دولت روی کار بیایند. به هر حال انها هم می خواهند سهمی در مذاکره با امریکا داشته باشند و محبوبیت خود را در داخل تثبیت کنند. برای همین ظریف و روحانی در حال حاضر فقط رفع تکلیف را پیش می گیرند تا مذاکره عملی با بایدن.
[11:14 AM, 11/18/2020] 529571: https://www.cumhuriyet.com.tr/yazarlar/erol-manisali/biden-ve-trumpin-turkiye-icin-ortak-yonleri-1789812
[11:15 AM, 11/18/2020] 529571: نقاط مشترک بایدن و ترامپ تشکر استاد قائم مقامی
[11:15 AM, 11/18/2020] Lakzi: مهم
[11:16 AM, 11/18/2020] مشتاقی: چرخش سیاستهای ایران بسوی شرق
[11:16 AM, 11/18/2020] عزیزمی: بسی افتخار است که هم سوالیم
[11:17 AM, 11/18/2020] 529571: چرخش به شرق
[11:18 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض ادب خدمت استاد دموکرات ها به انتخابات ایران توجه خواهند داشت و به نوعی مهره تاثیر گذار در بازی و سیاست داخلی ایران در انتخابات ایران خواهند بود با برداشته شدن به موقع تحریم ها یا با ادامه تحریم ها یا با اولویت قراردادن مسائل ایران  قبل از انتخابات ایران یا بعد از انتخابات به نوعی دموکرات ها در مسائل جهانی با قدرت نرم شان همیشه هوشمندانه عمل کردن و ایران هم از این قاعده مستثنی نیست
[11:20 AM, 11/18/2020] 529571: بدون عجله به سوالات پاسخ خواهند داد
[11:20 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: اگر ایران پا فشاری کند چه بسا که ما بسوی جنگ با دموکرات ها هم برویم 🤔مردم آمریکا به طور سنتی حزب دمکرات را در زمینه امنیت ملی ضعیف می‌دانند و برای همین دولت‌های دمکرات ناچارند اثبات کنند که ضعیف نیستند و این احتمال درگیری نظامی را بالا می‌برد
[11:21 AM, 11/18/2020] عزیزمی: متشکرم
به نکات بسیار مهمی اشاره فرمودید🙏🏽🌹
[11:23 AM, 11/18/2020] 529571: به ترتیب سوالات نیلوفر الناز میر مشتاقی سوال محدد مهدی
[11:23 AM, 11/18/2020] عزیزمی: ولی از آن طرف که مجددا وادادگی حاصل شود بدتر ازقبل مارا لخت خواهند کرد
امتیاز اندک دربرابر مطالبات اساسی
آیا فکر نمیکنید چنین چیزی با همکاری اروپا اتفاق بیفتد
[11:26 AM, 11/18/2020] 529571: این سوال به گوته ای استراتژیکه نگران تکرار گذشته
[11:26 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت سر کار خانم باید ببینیم که ما در سیاست خارجی خود در قبال امریکا چطور عمل خواهیم کرد اروپا به نوعی دنباله رو امریکا هستش این رو تاریخ دیپلماسی در چند دهه نشون داده
[11:29 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت دوست عزیز دقیقا مطلب شما درسته به نوعی ایران با عنوان کردن سیاست به سمت شرق خود به نوعی امریکا دوست نداره ایران به سمت شرق رویگردانی کنه
[11:29 AM, 11/18/2020] عارف بیژن: جناب آقای دکتر سایان یک سوال مشخص اینکه اگر امریکا با ایران کنار نیامد و دولت در ایران هم عضو شد. در تقابل با تحریم های امریکا، ایران چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت؟
[11:31 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: فعلا سیاست ایران نه جنگ و نه صلح است
[11:31 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: خواهیم دید
[11:32 AM, 11/18/2020] 529571: سوال های خانم عباسب و استاد میر مشتاقی
[11:33 AM, 11/18/2020] دکتر حاجی مینه: سلام و تشكر از ارائه خوب دكتر سايان و مديريت عالي دكتر اطهري
[11:33 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: چطور  ما به فکر امتیاز گرفتن از اونها هستیم بی شک اونها هم به فکر امتیاز گرفتن از ما هستن، باید ببینیم از این مذاکره چه می خواهیم زمان مشخص خواهد کرد
[11:34 AM, 11/18/2020] 529571: درود دکتر حاجی مینه عزیزاستا. د روابط بینالملل
[11:34 AM, 11/18/2020] دکتر حاجی مینه: اردات دكتر عزيز
[11:35 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: باید ببینیم
[11:36 AM, 11/18/2020] دکتر حاجی مینه: سوال:
باتوجه به معروف بودن جوبايدن 
به عنوان آتلانتيك گرا ترين رئيس جمهوري آمريكا در طول يك نسل 
و  چشم انداز بهبودي روابط فرا آتلانتيك كه در زمان ترامپ دچار شكاف شده بود و از ان به عنوان فرصت براي ايران ياد مي شد، اين وضعيت را براي ايران و انتخاب هاي پيش روي ايران با احتمال اجماع فراآتلانتيك چگونه ارزيابي مي كنيد؟
[11:36 AM, 11/18/2020] ریگی: با تشكر از دكتر سايان عزيز، خيلى استفاده برديم. با توجه به تحصيلات و تخصص شما در كشور روسيه يه سوال داشتم
[11:37 AM, 11/18/2020] ریگی: نگاه روسيه به توافق احتمالى ايران و امريكا را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
[11:37 AM, 11/18/2020] 529571: درود دکتر ریگی از انکارا
[11:38 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت سر کار خانم عملا با پیروزی دموکرات‌ها بی شک تاثیراتی در انتخابات ایران و ببینیم از چه گفتمانی حمایت خواهند کرد زمان نیاز دارد
[11:39 AM, 11/18/2020] عزیزمی: اساسی ترین سوال همین است 
که ماچه میخواهیم وچه داریم که بدهیم
واینکه آنها چه میخواهند ونهایتا چه خواهندداد
[11:39 AM, 11/18/2020] 529571: معرفی من بذین خاطر است از ذکتر شمسینی عزی. خواستم که متن را در فصلنامه منافع ملی منتشر کند
[11:40 AM, 11/18/2020] سلامتی: سوال جناب سفیر خیلی فلسفی است
[11:40 AM, 11/18/2020] عزیزمی: فلسفه سیاسی رکن مهم سیاست است🙏🏽
[11:42 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت دوست عزیز باید عنوان کنم که روسیه از توافق ایران و آمریکا در مورد برجام همیشه حمایت کرده و به نوعی یکی از کشورهایی که نخواست برجام نابود شود خود روسیه بود چون ناامنی منطقه به ضرر روسیه خواهد بود
[11:44 AM, 11/18/2020] 529571: روسیه براحتی از ایران نمی تواند دل بکند
[11:44 AM, 11/18/2020] 529571: لابی قدرتمندی از روسیه در ایران شکل گرفته است
[11:44 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: دقیقا استاد منافع زیاد دارد و با کارت ایران هم خوب بازی می کنه
[11:45 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: هر کشوری دنبال منافع خودش هستش
[11:45 AM, 11/18/2020] 529571: برای همین سوال دکتر ریگی عمق دارد
[11:45 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: دنگ شیائو پینگ، رهبر و معمار چین مدرن که دیدگاهش توانسته چین را از کشوری عقب‌مانده به دومین قدرت اقتصادی جهان تبدیل کند در سال ۱۹۷۹، در اوج دوران جنگ سرد بین کشورهای کمونیستی و آمریکا، در حال پرواز تاریخی خود به آمریکا گفت: "من وقتی به عقب بر می‌گردم می‌بینم کشورهائی که با آمریکا بوده‌اند ثروتمندند و آنها که علیه آمریکا بوده‌اند فقیر باقی مانده‌اند. ما باید با آمریکا باشیم". ناگفته پیداست که نظر شیائو پینگ به عنوان یک کمونیست نسبت به سیستم آمریکائی چه بوده. اما آنچه که به او نقش برجسته‌ای در تاریخ معاصر چین داده این بوده است که منافع ملی کشورش را بر ایدئولوژی‌اش ترجیح داد.
[11:46 AM, 11/18/2020] 529571: سوال استاد دکتر حاجی مینه
[11:46 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: متاسفانه تاریخ دیپلماسی ایرانیان نشان داده که ما به موقع در بزنگاه های سیاسی عمل نمی کنیم
[11:47 AM, 11/18/2020] 529571: مهمه
[11:47 AM, 11/18/2020] سلامتی: در ایران بر عکس هست ایدئولوژی بر منافع ملی ارجحیت داره؟
[11:49 AM, 11/18/2020] 529571: اگر چنین بود چرا تشیع باعث نشد به سمت جاذربایجان بریم
[11:50 AM, 11/18/2020] سلامتی: سوالم به طور موردی در خصوص آمریکا بود
[11:51 AM, 11/18/2020] مشتاقی: و آیا این پارامتر می تواند یکی از دلایلی باشد تا نرمش بیشتری به رویکرد دولت بایدن به تنش زدایی در روابط آمریکا و ایران دهد؟
[11:51 AM, 11/18/2020] دلبری: با درود به دکتر سایان عزیز 

آیا به نظر شما ، با توجه به اینکه اولویت بایدن در وهله اول اقتصاد متزلزل شده و این ویروس کوید در آمریکاست آیا تا یکسال آینده مذاکره ایی با ایران در برنامه های دولت بایدن خواهد بود؟
[11:51 AM, 11/18/2020] 529571: دقیق شد خانم سلامتی غزیز
[11:51 AM, 11/18/2020] 529571: استاد دلبری از امریکا
[11:56 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت استاد گرامی ، همونطور که اطلاع دارید در زمان ترامپ این روابط اتلانتیک به نوعی دچار واگرایی بیش از حد شده و ما نتونستیم یا ظرفیت این تاثیر گذرای را نداشتیم از این مقوله به عنوان فرصت استفاده کنیم ولی با اجماع مجدد فرا اتلانتیک مطمئنا یک صدا خواهیم شنید ‌و چنین گسستگی که ایجاد شده است دموکرات‌ها و به نوعی بایدن مدیریت خواهند کرد و به نوعی به ما بستگی دارد که در حوزه سیاست خارجی چطور عمل کنیم اگر سیاست تقابل را در پیش گیریم مطمئنا فشار بر ما حتی بیشتر از دوره ترامپ خواهد بود با توجه به اجماعی که در صورت انتخاب بایدن در سیاست های جهانی ایجاد کرد ولی اگر به مصالحه برسیم برای ما خیلی خوب خواهد شد ، این بستگی به حرکت ما خواهد داشت
[11:57 AM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: فعلا که آقای ظریف شرط گذاشتند
[12:02 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام خدمت دوست عزیز جناب دلبری حرف شما درسته اولویت اول بایدن  داخل امریکاست باید دید که چینش کابینه بایدن و وضعیت اقتصادی امریکا به چه صورت در ماههای آینده خواهد بود و سیاست خارجی در وهله دوم خواهد بود ولی مطمئنا دموکرات ها دوست دارن کسی در ایران  رئیس جمهور بشه در راستای ادامه مذاکرات  و اصلاحات انجام بده و چه بسا از همین افراد برجامی باشه
[12:02 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: زمان خیلی مهم هستش در مذاکرات با امریکا
[12:03 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: بخاطر همین گفتن پرونده از وزارت خارجه به شورای امنیت ملی ارجاع داده بشه 😊
[12:03 PM, 11/18/2020] 529571: بسیار عالی نیم ساعت از وقت مقرر گذشته
[12:03 PM, 11/18/2020] 529571: لطفا به جمع بندی نزدیک شویم
[12:03 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: امیدوارم سوال کسی بی جواب نمونده باشه
[12:04 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: استاد اطهری اگه سوال کسی رو جواب ندادم بفرمایید
[12:05 PM, 11/18/2020] ریگی: @دکتر دیانسایی
[12:06 PM, 11/18/2020] 529571: دکتر جلیلوند عزبز خوشبختنانه از بیمارستان مرخص شدند
[12:06 PM, 11/18/2020] 529571: اگر سوالی دارند بفرمایتد
[12:06 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: در جمع بندی این را عنوان کنم که سیاست بایدن خیلی با صبر  و حوصله در قبال ایران خواهد بود و با شرایطی که ترامپ ایجاد کرده با تحریم‌های گسترده علیه ایران در مذاکرات با ما  دست بالا را خواهد داشت به نوعی ترامپ خدمت بزرگی به رئیس جمهور بعدی کرده
[12:07 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: جواب دادم موافقه
[12:07 PM, 11/18/2020] 529571: یکی از امریکا شناسان گروه که همه ما نگرانش بودیم
[12:07 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: آرزوی سلامتی برای دکتر جلیلوند عزیز داریم
[12:10 PM, 11/18/2020] 529571: دکتر از همه تشکر می کنند امیذ بزئدی به ما بپیوندند
[12:11 PM, 11/18/2020] 529571: بسیار ممنون جناب دکتر و همچنین مشاذکت دو ستان عزیز
[12:12 PM, 11/18/2020] دکتر حاجی مینه: با آرزوي  بهبودي كامل براي دكتر جليلوند عزيز
[12:12 PM, 11/18/2020] ریگی: @دارخال صدا و سیما اآرزوي سلامتي براى استاد عزيز
[12:12 PM, 11/18/2020] ریگی: @دکتر دیانسایی ممنون از ارائه خوبتان
[12:13 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با تشکر از همه دوستان و اساتید بزرگوار و  تشکر از مدیریت گروه استاد اطهری عزیز با مدیریت عالی که این وقت رو به بنده حقیر دادند 🌹🌹🌷
[12:13 PM, 11/18/2020] دکتر حاجی مینه: سپاس از دكتر اطهري عزيز
و دكتر سايان بزرگوار
بسيار عالي
🌺🌺🌺
[12:15 PM, 11/18/2020] Lakzi: سپاس از دكتر اطهرى و دكتر سايان مدير و ارائه دهنده نشست امشب
🙏🏻

قرار بر اين شد مطالب امشب به صورت مكتوب در فصلنامه منافع ملى منتشر شود.
[12:15 PM, 11/18/2020] Lakzi: ارزو سلامتى براى دكتر جليلوند🌺🌷
[12:15 PM, 11/18/2020] الناز: از ارایه پربار و وزین آقای دکتر سایان و از مدیر جلسه استاد عزیزم آقای دکتر اطهری تشکر میکنم و ارزوی سلامتی و طول عمر برای آقای دکتر جلیلوند از خداوند منان خواستارم  🙏💐
[12:15 PM, 11/18/2020] 529571: برخی دوستان مانند دگتر حسینی عزیر مزرح کردند که اینتذنت در شهرک غرب خوب نبوده
[12:16 PM, 11/18/2020] عزیزمی: سپاس از دكتر اطهري عزيز بخاطر مدیریت خوب
و برادر ارجمنددكتر سايان بزرگواربخاطرارائه 
بسيار عالي ودقیق🌹🌹
[12:16 PM, 11/18/2020] قایم مقامی: خدارا شکر که شفا پیدا کردند
[12:16 PM, 11/18/2020] دارخال صدا و سیما: سلام
متشکرم از همه دوستان.
بحث بسیار جالبی بود.
فقط بايد بگم که استراتژی آمریکا با تغییر دولت ها زیاد دچار تغییر نخواهد شد.
ترامپ تا مدتها برجام را تایید کرد وتفاضای مذاکره نمود که با مخالفت ایران مواجه شد.
الان وضعیت ایران بسیار ضعیف تر از قبل از خروج آمریکا از برجام است.
ضمنا به این مطلب هم توجه کنید. که ایران به سرعت به نقطه گریز نزدیک شده واین خط قرمز آمریکا و اسرائیل است.
[12:17 PM, 11/18/2020] 529571: سپاس جناب سفیر مثل همیشه عمیق و اساتید و فرهیختگام گروه
[12:17 PM, 11/18/2020] 529571: خانم ها و اقایان ممنو ن
[12:17 PM, 11/18/2020] دارخال صدا و سیما: سپاس از همه دوستان
خداوند به شما وخانواده محترم سلامتی عنایت فرماید.
[12:18 PM, 11/18/2020] صدیق ماسال: سلام...
متاسفانه جلسه امشب رو از دست دادم و دیر رسیدم
حتما همه پیام ها رو میخونم...

تشکر از همه بزرگواران
بویژه دکتر سایان عزیزو دکتر اطهری بزرگوار
[12:18 PM, 11/18/2020] 529571: دوستان داخل و خارح از کشور
[12:18 PM, 11/18/2020] 529571: درود استاد صدیق
[12:19 PM, 11/18/2020] عزیزمی: 👌🏼👌🏼👌🏼
[12:19 PM, 11/18/2020] صدیق ماسال: آقای دکتر خیلی علاقمند بودم که در جلسه مشارکت داشته باشم...  اما سعادت نداشتم🙏🏻🙏🏻
[12:20 PM, 11/18/2020] 529571: درود و تشکر
[12:21 PM, 11/18/2020] نیلوفر عباسی: از ارائه پربار و سودمند آقای دکتر سایان و از مدیر نشست امشب استاد گرامی آقای دکتر اطهری کمال تشکر را دارم 💐💐💐
[12:21 PM, 11/18/2020] مشتاقی: درود دکتر جلیلوند عزیز
بسیار خوشحالم که بر بیماری غلبه کردید. آررمندم از محضر شما بیاموزم. به امید همراهی بیشتر شما
[12:21 PM, 11/18/2020] نیلوفر عباسی: آرزوی سلامتی و بهبودی کامل آقای دکتر جلیلوند رو دارم
[12:27 PM, 11/18/2020] حسینی پور: دوستان عزیز ، ضمن از جناب دکتر سایان ،،
  ما فقط قادر به آینده پژوهشی محدود هستیم ، زیرا داده های در دسترس ، صرفا در حد گمانه ه و حدس هاست .‌
 :
[12:27 PM, 11/18/2020] حسینی پور: تشکر از دکتر سایان
[12:27 PM, 11/18/2020] حسینی پور: از این رو به نظرم آنچه در سوابق کار ، روندهای منطقه ای و بین المللی ، و قدرت گمانه زنی های کارشناسی شده ، قابل طرح است در دو ملاحظه ارایه می دهم
[12:28 PM, 11/18/2020] 529571: بفرمایین
[12:31 PM, 11/18/2020] حسینی پور: نخست آنکه ، بایدن در یک حرکت نمی تواند هم سلبی کار کند و هم ایجابی .  منظورم  موانع موجود در بوروکراسی موجود، بویژه برای شناسایی و کاهش تحریم ضد ایران است . این اقدام سلبی در حوزه تحریم ها ، به راحتی که آقای ظریف گفتند نیست. ‌ پس بایدن در بدو امر گرفتار بروکراسی رفع یا کاهش فشارها ضد ایران است .
زیرا فعلا بحث ما ،، متمرکز روی ایران است.‌
[12:32 PM, 11/18/2020] حسینی پور: دوم آنکه ، اجرای هر سیاستی در قالب استراتژی غرب آسیایی ،،  بستگی تام به روندهای موجود در محیط کلان دامنه منطقه است.‌
[12:34 PM, 11/18/2020] حسینی پور: به عبارتی و خلاصه -- آنکه بایدن ، انرژی حکمرانی خود را به ناچار و ضرورت  ،، باید صرف مشکلات داخلی کند و طی یک سال آیننده ، خیلی نمی تواند مانورهای دگرگون ساز در بویژه غرب آسیا و خاصه  ایران به انجام برساند.
[12:35 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: تشکر از جناب دکتر لکزی  عزیز و دوستان بابت انتشار مطالب در فصلنامه منافع ملی 🌷
[12:38 PM, 11/18/2020] ریگی: https://www.economist.com/the-world-ahead/2020/11/16/ten-trends-to-watch-in-the-coming-year
[12:38 PM, 11/18/2020] دکتر دیانسایی: با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز دقیقا به مطلب خوبی اشاره فرمودید تمام هم و غم روسای جمهور آمریکا در وهله اول داخل امریکاست و بعدا سیاست خارجی که ما بعد از اروپا و اسرائیل در اولویت های بعدی هستیم و این زمان خیلی کم هستش
[12:39 PM, 11/18/2020] 529571: ممنون دکتر حسینی
[12:39 PM, 11/18/2020] حسینی پور: خوب ، الان دیدگاه تان را بفرمایید
[12:39 PM, 11/18/2020] 529571: با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز دقیقا به مطلب خوبی اشاره فرمودید تمام هم و غم روسای جمهور آمریکا در وهله اول داخل امریکاست و بعدا سیاست خارجی که ما بعد از اروپا و اسرائیل در اولویت های بعدی هستیم و این زمان خیلی کم هستش
[12:42 PM, 11/18/2020] حسینی پور: ببینید.  مباحث دکتر سایان ، قابل تامل است ، اما  همه می دانیم که  بنده . شما ، ظریف ، بایدن و ایران و آمریکا و اسراییل و عربستان و .... در یک اتمسفر جوشان و خروشان از رخدادهای  محیطی و فرا محیطی ، زیست می کنیم .‌‌
[12:43 PM, 11/18/2020] حسینی پور: محیطی که  فارغ از یک سری متغییرهای جبری ،، خودمان هم به عنوان عناصر سازنده آن ،، در آب و هوای این اتمسفر  دخیل هستیم .
[12:44 PM, 11/18/2020] حسینی پور: به عبارتی ، بایدن در نگاه ویژه به غرب آسیا ، با چندین مانع و متغیر و روند و ... مواجه است .
[12:44 PM, 11/18/2020] 529571: خوب
[12:45 PM, 11/18/2020] حسینی پور: خوب، پس باید ببینیم بایدن چه بهره و ابزاری در منطقه دارد و آنکه چگونه می تواند از آنها سود ببرد.‌
[12:46 PM, 11/18/2020] 529571: مرسی
[12:46 PM, 11/18/2020] 529571: دقیق
[12:47 PM, 11/18/2020] 529571: ابزارها هنوز عستند
[12:48 PM, 11/18/2020] 529571: بازی جوجه را مظرح می کنی جناب دکتر
[12:48 PM, 11/18/2020] 529571: اگر یکی به راست نکشد چه اتفاقی خواهد افتاد
[12:49 PM, 11/18/2020] صدیق ماسال: آقای دکتر سوالی دیگری که مطرح میشود نگاه بایدن به کشورهای عرب خلیج فارس است..
آیا در صورت باز شدن در های گفتگو بین ایران و ایالات متحده آیا بایدن روند اوباما را در مورد کشورهای عربی بویژه عربستان پیش خواهد گرفت ؟
[12:49 PM, 11/18/2020] حسینی پور: فکر کنید الان بایدن ، برنده برنده ۱۰۰ در صد شد .  قطعا باید موارد ی که عرض کردم  را مد نظر داشته باشیم.
[12:49 PM, 11/18/2020] صدیق ماسال: آیا پروژه عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل با جدیدت دوران ترامپ ادامه خواهد یافت؟
[12:50 PM, 11/18/2020] 529571: احتمالا به دو دولت باز خواهند گشت
[12:50 PM, 11/18/2020] 529571: بایدن مخالف شهرک سازی است
[12:51 PM, 11/18/2020] صدیق ماسال: اما ظاهرا بدنبال جا به جایی سفارت نیست
[12:51 PM, 11/18/2020] حسینی پور: پس نخست باید موانع و چالش های اساسی را شناسایی کرد.
[12:51 PM, 11/18/2020] 529571: اما ظاهرا بدنبال جا به جایی سفارت نیست
[12:51 PM, 11/18/2020] 529571: اتفاق افتاده
[12:52 PM, 11/18/2020] 529571: ملاک قطعنامه عای سازمان ملل
[12:52 PM, 11/18/2020] حسینی پور: نظر دکتر سایان ؟
[12:52 PM, 11/18/2020] 529571: حتما فردا برای ایشان لرسال می کتم
[12:52 PM, 11/18/2020] 529571: چشم
[12:53 PM, 11/18/2020] 529571: دکتر سایان جهت احترام به دکتر فردا  پایخ دهین
[12:54 PM, 11/18/2020] حسینی پور: جناب دکتر اطهری و دکتر سایان،  همچنان از زحمات شما تشکر می کنم .‌ تا فردا .
[12:55 PM, 11/18/2020] 529571: ممنون و تشکر از شما و استاد صدیق که مشکل اینترنای داشتین
[1:10 PM, 11/18/2020] صدیق ماسال: ارادتمندم آقای دکتر🙏🏻🙏🏻🙏🏻

 

 

اوباما

مصاحبه جفری گولدبرگ با باراک اوباما

آتلانتیک

باراک اوباما برای من توصیف می کرد که چنگیز خان امپراتور مغول و مبتکر جنایات جنگی چگونه یک شهر را محاصره می کند. وی گفت: «آنها دو گزینه به شما دادند.» »... اگر دروازه ها را باز کنید ، ما به سرعت شما را می کشیم و زنان شما را می گیریم و فرزندان شما را به بردگی می کشیم ، اما آنها را ذبح نمی کنیم. اما اگر تحمل کنید ، ما به آرامی شما را در روغن جوشانده و پوست شما را جدا می کنیم. »

البته روی سخن او با ترامپ و دوران ریاست وی بر کاخ سفید نبود (حداقل به‌طور مستقیم چنین نبود). با این حال، اوباما برای چنگیزخان احترام بیشتری قائل است تا دونالد ترامپ. اوباما با نقبی به گذشته گفت: اگر فکر کنید که دنیای امروز دنیایی تیره و تار است به ۸۰۰ سال پیش و به استپ‌های آسیای مرکزی بروید: «میزان توحش، ویرانگری و فساد را مقایسه کنید. دیوانه می‌شوید این حجم از توحش و فساد را بنگرید. امروز هم اوضاع را ببینید. ما حتی نزدیک به آن هم نیستیم.»

ما در انتهای مخالف یک میز بلند در مجموعه دفتر او در منطقه وست اند واشنگتن نشسته بودیم. دفاتر خالی بودند ، به جز چند نفر از دستیاران و جزئیات سرویس مخفی مخفیانه. اوباما روحیه خوبی داشت ، خوشحال بود که درباره کارهایی که بیش از سه سال او را مصرف کرده است بحث کرد: رئیس‌جمهور پیشین آمریکا همچنین از خاطرات خود در کتاب «سرزمین موعود» می‌گوید. این کتاب دو جلدی است و خاطرات دوران ریاست‌جمهوری او را شامل می‌شود. جلد اول که ۷۶۸ صفحه است شامل خاطرات او از دوران کودکی تا حمله به بن لادن در سال ۲۰۱۱ می‌شود. جلد دوم شامل جنگ داخلی سوریه، حمله روسیه به اوکراین، توافق هسته‌ای با ایران و مسائل دیگری می‌شود که زمان انتشار آن هنوز اعلام نشده است.

در این گفت‌وگو از هر دری سخن گفتیم و طیف گسترده‌ای از موضوعات را به بحث گذاشتیم. اوباما در بخش دیگری از بحث خود در مورد چنگیزخان می‌گوید: «همواره معتقدم که بشریت از ظرفیت مهربان‌تر بودن و عادل‌تر بودن، منطقی‌تر بودن، متساهل‌تر بودن برخوردار است. چاره‌ای جز این نیست. تاریخ در یک خط صاف جلو نمی‌رود. اما اگر افرادی با حسن نیت باشند که بخواهند به نمایندگی از آن ارزش‌ها عمل کنند، همه چیز بهتر خواهد شد». اشاره اوباما به چنگیزخان و توحش آن دوران برای چیست؟ او چه چیزی را می‌خواهد به ما بگوید؟ اوباما معتقد است: «آمریکا به‌عنوان یک تجربه برای جهان بسیار مهم است نه به این دلیل که تسلسل حوادث ما را به قدرتمندترین کشور تبدیل کرد، بلکه به این دلیل که آمریکا اولین تجربه در ساخت یک دموکراسی بزرگ، چندقومی و چندفرهنگی است.»

اگرچه اوباما همواره از چنگیزخان و تجربه دموکراتیک آمریکا سخن می‌گفت اما روی سخنش به تحولات داخلی آمریکا بود. او معتقد است تهدید برای دموکراسی آمریکایی زیاد است. هرچند ترامپ ریشه تهدید و عامل اصلی تهدید نیست؛ اما «تعجب نمی‌کنم که فری مانند ترامپ در زندگی سیاسی امروز ما اثر دارد. او نه تنها یک نشانه است بلکه یک شتاب‌دهنده هم هست اما اگر قرار باشد یک پوپولیست در این کشور داشته باشیم، بهتر است فرد جذاب‌تری باشد». اوباما معتقد است ترامپ در زمره بزرگان آمریکا قرار ندارد و هیچ نمادی از عظمت سنتی آمریکا را هم ندارد. او پوپولیسم ترامپی را رد می‌کند.

@هزینه‌های گستاخی دونالد ترامپ

*طی ۶-۵ ماه گذشته شاهد مرگ و میرهای زیادی به خاطر کرونا بودیم. شما چه میزان از این مرگ و میرها را به ترامپ نسبت می‌دهید؟ آیا او را در این رابطه مسوول می‌دانید؟

پرداختن به این مساله برای هر رئیس‌جمهوری واقعا سخت است. کشورهایی را می‌بینیم که مسوولانه عمل کرده و گام‌های درستی هم اتخاذ کردند اما هنوز میزان مرگ و میر در آنها بالاست زیرا با چنین بیماری‌ای در گذشته مواجه نشده بودیم. این ویروسی انعطاف‌پذیر است که تلفات را به حداکثر می‌رساند. البته به اندازه ابولا مرگبار نیست اما آنقدر مرگبار هست که تلفات زیادی به جا بگذارد. به تجربه کانادا بنگرید. سرانه مرگ و میر آنها ۶۱ درصد کمتر از ماست. این دلایل زیادی دارد از جمله نظام بهداشتی فراگیر در کانادا و نیز اینکه در برخی مناطق اصلا تراکم جمعیتی ندارد. اگر ما کاخ سفیدی داشتیم که از همان آغاز می‌گفت: «بیایید علم و رویکردهای علمی را دنبال کنیم، بیایید مساله را جدی بگیریم»، اگر کاخ سفیدی داشتیم که دکتر فائوچی (مدیر موسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی) را قدر می‌نهاد و اقدامات پیشگیرانه مانند ماسک زدن را سیاسی نمی‌کرد، اگر آنها به سرعت شروع به بازگشایی نمی‌کردند و الخ، جان‌های بسیاری را می‌شد نجات داد و کنترل بهتر و مناسب‌تری می‌توانستیم داشته باشیم.

در هر حال خبر خوب این است که «ران‌کلین»، رئیس کارکنان جو بایدن، گزینه شخصی من برای مقابله با ابولا بود. او می‌داند که چگونه مسائل بهداشتی عمومی در سطح کلان را حل و فصل کند. او و تیمش در محاصره آدم‌های درستی هستند که می‌خواهند به بهترین شکلی اقدامات علمی و فناورانه و سازمانی را برای مهار این بیماری به‌کار بگیرند. بحث واکسن امیدوارانه است اما نکته این است که در توزیع آن و غلبه کردن بر بی‌اعتمادی‌ای که از همان ابتدا شروع شد چالش‌های بزرگی وجود دارد. این مسائل اوضاع را سخت‌تر کرده است.

*در مورد مسائل مربوط به انتقال دولت چه می‌گویید.

با وجود تمام اختلافاتی که میان من و جورج بوش بود، اما دولت او رویکرد نرم و مسالمت‌جویانه‌ای را برای انتقال قدرت نرم برگزید. یکی از مهم‌ترین مسائل در مورد وضعیت اخیر مدت زمانی است که دارد هدر می‌رود آن هم به خاطر گستاخی‌ها و قلدری‌های دونالد ترامپ و بی‌میلی دیگر جمهوری‌خواهانی که پشت او در آمده‌اند. این باعث می‌شود؛ اما و اگرهایی در مورد دوران انتقال قدرت پیش بیاید یا شاهد اقدامات غیرمترقبه‌ای از سوی ترامپ باشیم که باعث شود انرژی و زمان بیشتری به هدر رود.

@ترامپ، «ریچی ریچ» است نه «جان وِین»

*یا اتفاق افتاده که پدیده ترامپ را به گونه‌ای برای خود توضیح دهید که باعث شود آمریکایی‌هایی که به او رای داده‌اند را کنار بگذارید؟

می گویم که متعجب نیستم که فردی مانند ترامپ بتواند در زندگی سیاسی ما جذابیت و کشش بیابد. او یک «نشانه» [نشانه بیماری] است و یک شتاب‌دهنده. اما اگر قرار بود یک پوپولیست دست‌راستی در کشور داشته باشیم، انتظار فردی را داشتم که کمی جذاب‌تر باشد.

*منظورتان مردی کودک‌گونه که نیست؟

بله. اگر به پوپولیست‌هایی از دوران گذشته مانند «هوی لونگ» بنگرید خواهید دید که او راست‌گرا نبود. او یک پوپولیست کلاسیک بود که ریشه در زمین داشت. یعنی او از زندگی مردمانی که برایشان فریاد می‌زد آگاه بود؛ او به درستی آنها را می‌فهمید. حدس می‌زنم که انتظار نداشتم کسی که نسبت به مردم کاملا بی‌اعتناست و گاهی آنها را تحقیر می‌کند بتواند مورد توجه قرار گیرد و از همان مردم طلب دنباله‌روی کند. من از این مساله در عجب نیستم اما در مورد قهرمانان کلاسیکِ مرد در فرهنگ آمریکایی می‌اندیشم؛ دورانی که من و شما در حال بزرگ شدن بودیم: «جان وین‌ها»، «گری کوپرها»، «جیمی استوارت‌ها» و «کلینت ایستوودها». یک قانونی وجود دارد که همواره بر آن تاکید می‌کنم. من شاید یک آفریقایی- آمریکایی باشم اما هم آفریقایی هستم و هم آمریکایی. این بخشی از من است. «قانون مرد بودن» که من با آن بزرگ شدم به دهه‌های ۳۰ و ۴۰ و حتی قبل از آن بازمی‌گردد؛ مفهومی وجود داشت که مرد واقعی به کلامش مشخص می‌شود که او مسوولیت‌پذیر است که شکایتی نمی‌کند که قلدر نیست؛ در حقیقت این مرد مدافع ضعفا در برابر قلدرهاست. بنابراین، اگر شما کسی باشید که با صحت و سقم سیاسی آزرده خاطر می‌شود و از مردان می‌خواهد که بار دیگر مرد باشند و از هر کسی که در مورد پدرسالاری شکایت می‌کند خسته است، فکر می‌کنم آن مدل «ریچی ریچ» [فیلمی در ژانر کمدی به کارگردانی دونالد پتری است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد] نباشد؛ چهره‌ای غرغرو، دروغگو که برای هیچ چیزی مسوولیت نمی‌پذیرد. فکر می‌کنم این نشانه‌ای است از قدرت تلویزیون در فرهنگی که دلتنگ آن هستم زیرا خیلی تلویزیون نمی‌بینم... وقتی شما در مورد «بزرگ‌ترین نسل» صحبت می‌کنید، در مورد فداکاری سخن می‌گویید.

*ما با اسبی که پوپولیسم سوار بر آن است متعجب شده‌اید.

بله و این نشانی است از بخشی از فرهنگ عامه که دلتنگ آن هستم. جالب است؛ مردم در مورد این حقیقت می‌نویسند که ترامپ حمایت از خود در میان سیاهان را در انتخابات ۲۰۲۰ افزایش داد و «رپر»هایی هم به حمایت از او روی آوردند. من یادآور می‌شوم که اگر شما به موسیقی رپ گوش بدهید، همه‌اش در مورد «زلم زیمبو»، «زنان» و «پول» است. بسیاری از رپ‌ها به همان معیارهایی در مورد موفقیت می‌اندیشند که ترامپ. من و میشل از نظر درآمدی در زمره نیروهای طبقه کارگر و طبقه متوسط رو به پایین بودیم. آمریکا همواره یک نظام «کاست» داشته است (فقیر در برابر غنی؛ نه تنها به لحاظ نژادی بلکه به لحاظ اقتصادی هم) اما در بیشتر مواقع و زمانی که من بزرگ می‌شدم این سیستم در برابر من نبود. سپس به زندگی اغنیا و چهره‌های معروف نگاه می‌کنید به این معنا که وقتی خود را با آنها مقایسه می‌کنید، شما یا آن چیز را دارید یا بازنده هستید. دونالد ترامپ تجلی آن جنبش فرهنگی است که عمیقا در فرهنگ آمریکا ریشه دارد. من اگرچه به محافظه‌کاری از نوع ترامپی اعتقادی ندارم اما با میزانی از محافظه‌کاری موافقم بدین معنا که فقط مادی‌گرا نیستم. یک دترمینیست اقتصادی نیستم و فکر می‌کنم این مهم است. گمان می‌کنم چیزهای دیگری غیر از پول و درآمد هست و آن انتقاد مذهبی از جامعه مدرن است که ما آن حس اجتماعی بودن را از دست داده‌ایم.

دیدگاه خوش‌بینانه من این است. این به من امیدواری می‌دهد که ممکن است به انگیزه مشترکی با جنبه خاصی از ایوانجلیک‌ها یا محافظه‌کارانی برسیم که ضرورتا می‌خواهند حسی از معنا و هدف و معنویت را احیا کنند... فردی که به مفاهیمی باور دارد مانند نظارت و مراقبت برای حداقلی‌ترین امور: آنها در این مساله با چپ‌گرایانی که همان انگیزه‌های غیرمادی‌گرایانه را دارند اشتراک نظر دارند اما خود را از چشم‌انداز غیرمذهبی بیان می‌کنند. وقتی شما به نسل جوان‌تر می‌نگرید- نسل ساشا و مالیا- این را روشن‌تر می‌بینید. آنچه آنها از زندگی می‌خواهند بیشتر مفصل‌بندی شده است. آنها نیازی ندارند که در این یا آن تاریخ کنار وال استریت باشند. این روشی است که آنها خود را با آن تعریف می‌کنند و این مرا خوش‌بین‌تر می‌سازد.

*در مورد رقابت‌های خود بگویید. اطرافیان چه می‌گفتند و خودتان چه نگاهی داشتید.

مردم در دوران ریاست‌جمهوری من غالبا درک نادرستی از تاثیرات در دست گرفتن قدرت داشتند. آنها تصور می‌کردند که تندخو بودن و زننده حرف زدن باعث می‌شود نیروها کار کنند. دوره‌ای از ریاست‌جمهوری‌ام را به یاد می‌آورم که بخشی از پایگاه حمایتی من دلسرد و سرخورده شده بود. آنها مرا با لیندون جانسون مقایسه می‌کردند: «اگرچه او یک آدم عوضی بود اما قانون حق رای را تصویب کرد» و الخ. به مردم می‌گویم که لیندون جانسون به این دلیل باعث شد نیروها کارشان را انجام دهند که رای پشت‌سر خود داشت.

* آیا این معماری جدید و بدشگون اطلاعات، اخلاق را از عدالت دور می‌کند؟

فکر می‌کنم بزرگ‌ترین تهدید بر دموکراسی ماست. فکر می‌کنم ترامپ مخلوق این مساله است نه خالق آن. او ممکن است شتاب‌دهنده این وضعیت باشد اما اطلاعات از او پیشی خواهد گرفت و پس از او هم بقا خواهد یافت.

*آیا شما شرکت‌ها را مسوول می‌دانید؟

من شرکت‌های فناوری را کاملا مسوول نمی‌دانم زیرا اطلاعات مقدم بر رسانه‌های اجتماعی است. اطلاعات وجود داشته اما رسانه‌های اجتماعی آن را قوی‌تر کرده‌اند. من بیشتر این آدم‌ها را می‌شناسم. با آنها در این رابطه سخن گفته‌ام. اگر از ظرفیت تمایز درست از غلط برخوردار نباشید، بازار ایده‌ها کارگر نخواهد بود. در عمل، دموکراسی ما کارگر نیست. ما در حال ورود به عصر معرفتی هستیم. بد نیست در مورد تغییرات اقلیمی هم صحبت کنیم. چینی‌ها و هندی‌ها در این زمینه همکاری نمی‌کنند. بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم سازگاری و انطباق‌پذیری است. با این مخالفم اما می‌پذیرم که یک استدلال منسجم است.

*می‌توان شما را خوش‌بین واقع‌گرا نامید. در وایت آمریکا، چیزهای خوب و بد زیادی هست و فردا بهتر از امروز است. اما با پیروزی بایدن، ترامپ به‌عنوان یک پدیده چگونه نگرش شما به آمریکا را تغییر داد؟

اگر به هزاره‌ها بنگرید خواهید دید که بشر پیشرفت کرده است. زندگینامه چنگیز را بخوانید. او رهبری یک ابرقدرت را در آن زمان به دست داشت. آنها بسیار بیش از آمریکا ابرقدرت بودند. وقتی آنها به شهرها حمله می‌کردند دو گزینه به اهالی شهر می‌دادند: اگر دروازه‌ها را بگشایید ما شما را به سرعت خواهیم کشت و زنان‌تان را می‌گیریم و فرزندانتان را به بردگی می‌کشانیم، اما آنها را نخواهیم کشت. اگر نگشایید و مقاومت کنید، به‌تدریج شما را در روغن خواهیم سوزاند و پوست‌تان را خواهیم کند. خشونت و توحش و فساد آن زمان در تاریخ بشر با هیچ دوره‌ای قابل‌مقایسه نیست. حتی به آن نزدیک هم نیست. بیایید این دوره طلایی پس از جنگ جهانی دوم را در نظر بگیریم زمانی که آمریکا متحد بود و بقیه جهان در ویرانی. هر شاخص اقتصادی روندی صعودی داشت و زندگی همه در حال بهبود بود. اما اگر سفید یا سیاه بودید وضع اندکی فرق می‌کرد، اما امروز دیگر این‌گونه نیست و وضعیت بسیار بهتر از دوران طلایی است. باور دارم که انسانیت از این ظرفیت برخوردار است که مهربان‌تر، عادل‌تر و منطقی‌تر و متساهل‌تر باشد. آمریکا به خاطر تجربه‌اش برای دنیا مهم است و آمریکا اولین کشور در ساخت یک دموکراسی بزرگ، چندقومی و چندفرهنگی است. با توجه به جمعیت ۸ میلیاردی در کره زمین باید بیاموزیم که چگونه با هم زندگی کنیم، دریابیم چگونه می‌توانیم از این نظام کاستی و نزاع گریزناپذیری که این قشربندی اجتماعی برای بیشتر تاریخ بشر به وجود آورده است رها شویم.

اذربایجان

ژئوپولیتیک قفقاز جنوبی‌، بیم و امیدها

«افشار سلیمانی» سفیر پیشین ایران در آذربایجان طی یادداشتی برای ایلنا به بررسی و تحلیل تغییرات ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی پس از آتش‌بس میان جمهوری ارمنستان و آذربایجان و بیم و امیدهای آن پرداخت که به شرح زیر از نظر می‌گذرد:

اینک که پس از سه دهه انجماد بحران در منطقه قره‌باغ کوهستانی بخشی از این جغرافیا توسط ارتش آذربایجان در سایه تقویت توانایی نظامی و اتحاد مردم و نیروهای سیاسی مخالف و موافق دولت آذربایجان و تحت تاثیر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی که موجبات سرگرمی برخی بازیگران ذی نفوذ را در مسایل داخلی و خارجی فراهم نموده و گسترش شیوع ویروس کرونا و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر این سرگرمی‌ها افزوده است، بیشتر شاهد مطرح شدن برخی نگرانی‌ها از حیث تغییرات احتمالی ژئوپولیتیک و حضور احتمالی نیروهای تکفیری و تروریستی اعم از جبهه‌النصره ، پ.ک.ک و ی.پ.گ در مناطق نزدیک هم مرز با ایران هستیم. با توجه به اهمیت موضوع ضمن تاکید مجدد بر ضرورت تماس‌ها و گفتگوهای شفاف و دوستانه میان مقامات ایران با کشورهای درگیر و سایر دولتهای منطقه، نکاتی پیرامون وضعیت موجود اشاره حائز اهمیت است و پیشنهادی جهت تحکیم دوستی‌ها و تقویتِ ثباتِ رابطه ارائه می‌‌شود.

همانگونه که می‌دانیم ایران همزمان با اینکه مرزی به طول ۷۵۰ کیلومتری با آذربایجان و نخجوان دارد، با ارمنستان نیز  مرز ۴۲ کیلومتری در نوردوز - مغری دارد و براساس حقوق بین‌الملل و حق حاکمیت ملی کشورها غیر قابل تغییر است.

کریدور زنگزور متعلق به ارمنستان (اگرچه قبلاً متعلق یه آذربایجان شوروی بوده است) از زمان  اتحاد جماهیر  شوروی همواره نقطه اتصال نخجوان با آذربایجان بود که پس از مناقشه قره‌باغ  این مسیر درطول قریب به سی سال اخیر قطع شده بود. کریدور لاچین که متعلق به آذربایجان است نیز بین ارمنستان و قره‌باغ واقع شده و نقطه وصل آنها به شمار می‌رود.

از همین رو ارمنستان و آذربایجان مجبور شدند برای یکدیگر راه ارتباطی فراهم کنند. ترکیه هم که با نخجوان ده کیلومتر مرز دارد، بطور طبیعی پس از راه‌اندازی کریدور زنگزور برای رسیدن به آذربایجان و دریای خزر و آسیای مرکزی از آن استفاده خواهد کرد.

نکته قابل توجه در روند پایان دادن به مناقشه قره‌باغ چگونگی توافق آذربایجان و ارمنستان درخصوص  شیوه استفاده متقابل از این کریدورها بر اساس حق حاکمیت ملی آنها و مصالح و امنیت منطقه است.

بدیهی است که با برقراری صلح در این منطقه و مورد استفاده واقع شدن کریدور زنگزور، باکو و آنکارا نیازی به استفاده از مسیر ایران در محور نخجوان - آذربایجان نخواهند داشت. ازسوی دیگر این مسائل در محدوده اراضی سه کشور آذربایجان، ارمنستان و ترکیه اتفاق می افتد. البته اگر از همین محدوده تهدید امنیتی علیه ایران صورت بگیرد براساس اصل ۵۱ منشور سازمان ملل متحد این حق طبیعی ایران است که به طرف‌های مقابل هشدار دهد و در صورت لزوم اقدام نظامی علیه آنها بعمل آورد؛ البته بسیار بعید است که کشورهای همسایه ایران به مکان تهدید علیه ایران تبدیل شوند و دلیلی هم برای تهدید بودن آنها علیه ایران وجود ندارد؛ چراکه هزینه‌های آنها را افزایش می‌دهد و سودی برای آنها نخواهد داشت.

در راستای تامین منافع و امنیت ملی کشورهای این منطقه بهترین راهبرد اولویت دادن به اقدامات ایجابی و تقویت همکاری‌های دو و چند جانبه در حوزه‌های مختلف اقتصادی، انرژی و حمل و نقل و ارتباطات است. در این میان کشوری که باید بیشتر از بقیه کشورهای منطقه به دلیل تاثیر‌پذیری قفقاز شمالی در درون فدراسیون روسیه نگران تقویت حوزه نفوذ ترکیه در قفقاز جنوبی باشد، روسیه است که بنظر می‌رسد به همکاری با ترکیه اولویت می‌دهد تا تقابل با این کشور.

ایران، ترکیه و روسیه و سه کشور قفقاز جنوبی ناگزیرند هرچه زودتر برای منافع خود و ثبات و امنیت منطقه و جلوگیری از دخالت کشورهای فرامنطقه‌ای، براساس مدل ۳+۳ به مناقشه قره‌باغ پایان دهند و بنیان همکاری‌های امنیتی و اقتصادی را بر همین اساس پایه‌گذاری و آنها را گسترش و تعمیق ببخشند تا ملل منطقه شاهد توسعه و رفاه بیشتر شوند و از دولت‌های خود رضایت بیشتری داشته باشند. هرگونه تحرک و تلاش غیرسازنده و سلبی توسط بازیگران منطقه‌ای موجب افزایش تنش، بالارفتن هزینه‌ها و از دست دادن فرصت‌ها آنگونه که پیشتر شاهد آنها بوده‌ایم، خواهد شد.

در این میان متاسفانه تحلیل‌های متفاوتی در فضای رسانه منتشر شده که می‌تواند هزینه بر کشور تحمیل کند؛ تا جایی که با همین اطلاع رسانی‌های غلط و مبتنی بر توهم توطئه فضا متشنج شده است.

توجه کنیم که قرار نیست مرز ایران و ارمنستان قطع شود. اگر هم چنین شود، این ارمنستان است که (به دلیل مشکلاتی که با ترکیه و آذربایجان دارد و اگر مرزهایش گشوده شود با چالش مواجه خواهد بود) باید نگران شود. مسیر حمل و نقل و انرژی میان نخجوان با آذربایجان از همان جاده‌ای خواهد بود (زنگزور) که زمان شوروی میان آنها برقرار بوده است . مرز ایران وارمنستان در محور نورودوز - مغری همواره برقرار خواهد بود. و در مقابل، کریدورِ آذربایجان هم به ارمنی‌ها اجازه خواهد داد میان ارمنستان و قره‌باغ از کریدور لاچین که متعلق به آذربایجان است تردد کنند.

نیروی نظامی روسیه هم که به عنوان صلح بان در همین منطقه حضور خواهند داشت، با مشارکت نیروهای دوکشور بر ترددها نظارت خواهند کرد. بر این اساس ایران باید با رویکردهای ایجابی نقش لازم و شایسته خود را در این منطقه ایفا کند و از روسیه که بازیگر اصلی این منطقه است، بخواهد تهران را که با دو کشور چالش‌های مرزی دارد، وارد بازی کند.

اذربایجان

ژئوپولیتیک قفقاز جنوبی‌، بیم و امیدها ایلنا

«افشار سلیمانی» سفیر پیشین ایران در آذربایجان طی یادداشتی برای ایلنا به بررسی و تحلیل تغییرات ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی پس از آتش‌بس میان جمهوری ارمنستان و آذربایجان و بیم و امیدهای آن پرداخت که به شرح زیر از نظر می‌گذرد:

اینک که پس از سه دهه انجماد بحران در منطقه قره‌باغ کوهستانی بخشی از این جغرافیا توسط ارتش آذربایجان در سایه تقویت توانایی نظامی و اتحاد مردم و نیروهای سیاسی مخالف و موافق دولت آذربایجان و تحت تاثیر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی که موجبات سرگرمی برخی بازیگران ذی نفوذ را در مسایل داخلی و خارجی فراهم نموده و گسترش شیوع ویروس کرونا و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر این سرگرمی‌ها افزوده است، بیشتر شاهد مطرح شدن برخی نگرانی‌ها از حیث تغییرات احتمالی ژئوپولیتیک و حضور احتمالی نیروهای تکفیری و تروریستی اعم از جبهه‌النصره ، پ.ک.ک و ی.پ.گ در مناطق نزدیک هم مرز با ایران هستیم. با توجه به اهمیت موضوع ضمن تاکید مجدد بر ضرورت تماس‌ها و گفتگوهای شفاف و دوستانه میان مقامات ایران با کشورهای درگیر و سایر دولتهای منطقه، نکاتی پیرامون وضعیت موجود اشاره حائز اهمیت است و پیشنهادی جهت تحکیم دوستی‌ها و تقویتِ ثباتِ رابطه ارائه می‌‌شود.

همانگونه که می‌دانیم ایران همزمان با اینکه مرزی به طول ۷۵۰ کیلومتری با آذربایجان و نخجوان دارد، با ارمنستان نیز  مرز ۴۲ کیلومتری در نوردوز - مغری دارد و براساس حقوق بین‌الملل و حق حاکمیت ملی کشورها غیر قابل تغییر است.

کریدور زنگزور متعلق به ارمنستان (اگرچه قبلاً متعلق یه آذربایجان شوروی بوده است) از زمان  اتحاد جماهیر  شوروی همواره نقطه اتصال نخجوان با آذربایجان بود که پس از مناقشه قره‌باغ  این مسیر درطول قریب به سی سال اخیر قطع شده بود. کریدور لاچین که متعلق به آذربایجان است نیز بین ارمنستان و قره‌باغ واقع شده و نقطه وصل آنها به شمار می‌رود.

از همین رو ارمنستان و آذربایجان مجبور شدند برای یکدیگر راه ارتباطی فراهم کنند. ترکیه هم که با نخجوان ده کیلومتر مرز دارد، بطور طبیعی پس از راه‌اندازی کریدور زنگزور برای رسیدن به آذربایجان و دریای خزر و آسیای مرکزی از آن استفاده خواهد کرد.

نکته قابل توجه در روند پایان دادن به مناقشه قره‌باغ چگونگی توافق آذربایجان و ارمنستان درخصوص  شیوه استفاده متقابل از این کریدورها بر اساس حق حاکمیت ملی آنها و مصالح و امنیت منطقه است.

بدیهی است که با برقراری صلح در این منطقه و مورد استفاده واقع شدن کریدور زنگزور، باکو و آنکارا نیازی به استفاده از مسیر ایران در محور نخجوان - آذربایجان نخواهند داشت. ازسوی دیگر این مسائل در محدوده اراضی سه کشور آذربایجان، ارمنستان و ترکیه اتفاق می افتد. البته اگر از همین محدوده تهدید امنیتی علیه ایران صورت بگیرد براساس اصل ۵۱ منشور سازمان ملل متحد این حق طبیعی ایران است که به طرف‌های مقابل هشدار دهد و در صورت لزوم اقدام نظامی علیه آنها بعمل آورد؛ البته بسیار بعید است که کشورهای همسایه ایران به مکان تهدید علیه ایران تبدیل شوند و دلیلی هم برای تهدید بودن آنها علیه ایران وجود ندارد؛ چراکه هزینه‌های آنها را افزایش می‌دهد و سودی برای آنها نخواهد داشت.

در راستای تامین منافع و امنیت ملی کشورهای این منطقه بهترین راهبرد اولویت دادن به اقدامات ایجابی و تقویت همکاری‌های دو و چند جانبه در حوزه‌های مختلف اقتصادی، انرژی و حمل و نقل و ارتباطات است. در این میان کشوری که باید بیشتر از بقیه کشورهای منطقه به دلیل تاثیر‌پذیری قفقاز شمالی در درون فدراسیون روسیه نگران تقویت حوزه نفوذ ترکیه در قفقاز جنوبی باشد، روسیه است که بنظر می‌رسد به همکاری با ترکیه اولویت می‌دهد تا تقابل با این کشور.

ایران، ترکیه و روسیه و سه کشور قفقاز جنوبی ناگزیرند هرچه زودتر برای منافع خود و ثبات و امنیت منطقه و جلوگیری از دخالت کشورهای فرامنطقه‌ای، براساس مدل ۳+۳ به مناقشه قره‌باغ پایان دهند و بنیان همکاری‌های امنیتی و اقتصادی را بر همین اساس پایه‌گذاری و آنها را گسترش و تعمیق ببخشند تا ملل منطقه شاهد توسعه و رفاه بیشتر شوند و از دولت‌های خود رضایت بیشتری داشته باشند. هرگونه تحرک و تلاش غیرسازنده و سلبی توسط بازیگران منطقه‌ای موجب افزایش تنش، بالارفتن هزینه‌ها و از دست دادن فرصت‌ها آنگونه که پیشتر شاهد آنها بوده‌ایم، خواهد شد.

در این میان متاسفانه تحلیل‌های متفاوتی در فضای رسانه منتشر شده که می‌تواند هزینه بر کشور تحمیل کند؛ تا جایی که با همین اطلاع رسانی‌های غلط و مبتنی بر توهم توطئه فضا متشنج شده است.

توجه کنیم که قرار نیست مرز ایران و ارمنستان قطع شود. اگر هم چنین شود، این ارمنستان است که (به دلیل مشکلاتی که با ترکیه و آذربایجان دارد و اگر مرزهایش گشوده شود با چالش مواجه خواهد بود) باید نگران شود. مسیر حمل و نقل و انرژی میان نخجوان با آذربایجان از همان جاده‌ای خواهد بود (زنگزور) که زمان شوروی میان آنها برقرار بوده است . مرز ایران وارمنستان در محور نورودوز - مغری همواره برقرار خواهد بود. و در مقابل، کریدورِ آذربایجان هم به ارمنی‌ها اجازه خواهد داد میان ارمنستان و قره‌باغ از کریدور لاچین که متعلق به آذربایجان است تردد کنند.

نیروی نظامی روسیه هم که به عنوان صلح بان در همین منطقه حضور خواهند داشت، با مشارکت نیروهای دوکشور بر ترددها نظارت خواهند کرد. بر این اساس ایران باید با رویکردهای ایجابی نقش لازم و شایسته خود را در این منطقه ایفا کند و از روسیه که بازیگر اصلی این منطقه است، بخواهد تهران را که با دو کشور چالش‌های مرزی دارد، وارد بازی کند.

ظریف

مخالف مذاكره نبوده و نيستيم؛

به برجام برگردید، برمی‌گردیم

محمدجواد ظريف *

لغو تحریم‌ها و بازگشت ایران به تعهدات زمان‌بر نیست. اگر آقای بایدن بخواهد تعهدات آمریکا را اجرا کند، ما هم می‌توانیم فورا به تعهدات برجامی خود به صورت کامل برگردیم.

ما مخالف مذاکره نبودیم و نیستیم، مذاکره هم در چارچوب ۵+۱ امکان‌پذیر است. اگر آمریکا بخواهد عضو برجام شود که ترامپ آن عضویت را از بین برده، ما حاضریم گفت‌وگو کنیم که آمریکا چگونه وارد برجام شود.

برخی جناح‌های سیاسی به خاطر نگرانی‌های سیاسی داخلی که به نظر من کاملا بی‌مورد است، از داخل پیام‌های غلط برای آمریکایی‌ها می‌فرستند. آن ها نگران این هستند که مذاکرات الان شروع شود.

پیش‌بینی من این است که شرایط به لطف خدا و با ادامه مقاومت و درک خوب مردم ایران بسیار بهتر خواهد شد.

آقای بایدن اگر رییس‌جمهور آمریکا شد و در کاخ سفید مستقر شد، می‌تواند با سه فرمان اجرایی همه این‌ها تحريم ها را لغو کند. اینکه گفته می‌شود رییس‌جمهوری بعدی آمریکا نخواهد توانست برخی از تحریم‌های برجامی آمریکا را لغو کند، فقط حرف است.

آمریکا برای بهانه‌جویی جهت عدم اجرای تعهدات بین‌المللی‌اش نمی‌تواند متوسل به مقررات داخلی شود. هیچ کشوری در دنیا نمی‌تواند از ابزار داخلی استفاده کند که تعهدات بین‌المللی خود را انجام ندهد.

همه پیش‌بینی می‌کردند که ترامپ به این راحتی دست از سر کاخ‌سفید برندارد.

جامعه آمریکا بعد از جنگ داخلی هیچ‌گاه به اندازه امروز دوقطبی نبوده است. بایدن با یک شرایط معمول و سنتی به کاخ‌سفید نخواهد رفت.

شکست آقای ترامپ در داخل آمریکا بر اساس سیاست خارجی نبود. با پیروزی آقای بایدن سیاست خارجی امریکا دستخوش تغییراتی خواهد بود.

اروپاییان نباید اجازه دهند که مصالح و آینده آنها در واشنگتن تعیین شود. در دوره آقای بایدن، رابطه معقول‌تری میان اروپا و آمریکا وجود خواهد داشت. آمریکا یکجانبه‌گرایی کمتری را اتخاذ می‌کند؛ چون این کشور هیچگاه این رویکرد را صددرصد کنار نگذاشته‌ است.

سیاست آقای ترامپ در خروج از برجام و فشار حداکثری او بر ایران، شکست خورد. ما در شکست دادن آمریکا پیروز شدیم؛ اما نسبت به اینکه اقتصاد کشور با تحریم‌های ترامپ ضرر کرد، حتما اینگونه است.

بایدن با یک امتیاز بسیار منفی می‌آید که این نتیجه دستاوردهای مهم هسته‌ای ایران در دوران آقای ترامپ بوده است.

چه دولت آقای ترامپ و چه دولت آقای بایدن متعهد به اصل ۲۵ منشور هستند. اصل ۲۵ منشور ملل متحد دولت آمریکا را موظف به اجرای تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد می‌کند.

آمریکا با خروج از برجام فقط امتیازات عضویت آمریکا در برجام را از دست داد.

اینکه آقای بایدن می‌خواهد به برجام برگردد خیلی هم خوب است، یک قسمت آن اجرای تعهداتشان بعنوان عضو ملل متحد است؛ باید تحریم‌ها را بردارند، باید اقدامات تخریبی که آقای ترامپ انجام داده و برخلاف قطعنامه۲۲۳۱ بوده، متوقف کنند.

کسی که می‌تواند شرط بگذارد، ایران است. ایران باید راضی بشود و بقیه ۴+۱ باید راضی شوند که آمریکا به برجام برگردد. آمریکا گزینه دیگری ندارد. گزینه آمریکا بازگشت است. آمریکاست که باید برگردد به میز توافق.

آمریکا اگر قطعنامه۲۲۳۱ را اجرا کند و تحریم‌ها برداشته شود و مانعی برای فعالیت اقتصادی ایران نباشد، ایران هم اعلام کرده که تعهدات برجامی خود را اجرا می‌کند.

اگر آمریکا تعهدات خود وفق قطعنامه ۲۲۳۱ را انجام دهد، ما تعهدات خودمان را وفق برجام انجام می‌دهیم. این نه نیازی به مذاکره دارد و نه شرط. این کار، شدنی است.

آقای بایدن نمی خواهد میراث یاغی‌گری ترامپ را حمل کند. هدف همگی ما باید کاهش فشار بر مردم ایران و آرامش در جهان و جلوگیری از پروژه تندروهای صهیونیست برای امنیتی‌سازی شرایط در منطقه باشد. اما نباید دچار یک گرفتاری ادراکی شویم که آقای ترامپ و بایدن یکی هستند، نه؛ حتما یکی نیستند.

اگر زمانی آقای بایدن مستقر شود و بخواهد تعهدات مبتنی بر قطعنامه ۲۲۳۱ آمریکا را اجرا کند، ما هم می‌توانیم فورا به تعهدات برجامی خود به‌صورت کامل برگردیم.

* گزيده گفت‌وگو با روزنامه "ایران"

امریکا و افغانستان

رامپ با پاکسازی پنتاگون به دنبال خروج کامل از افغانستان است

نیویورک تایمز

سازگاری و ثبات قدم، صفتی نیست که بسیاری برای توصیف سیاست امنیت ملی ترامپ مورد استفاده قرار دهند اما یک هدف وجود داشته که ترامپ از مبارزات انتخاباتی ۲۰۱۶ تاکنون آن را همچنان دنبال می‌کند و آن خروج تمامی نظامیان آمریکایی از افغانستان است.

هم‌اکنون که چیزی تا پایان ریاست‌جمهوری ترامپ باقی نمانده است، ترامپ تمام تلاش خود را به کار گرفته تا این هدف را محقق کند. ترامپ هفته گذشته، مارک اسپر وزیر دفاع خود را که بارها از خروج سریع نیروها از افغانستان ابراز بی‌میلی کرده بود، اخراج کرد و کریستوفر سی میلر مدیر پیشین مرکز ملی مبارزه با تروریسم را که فاقد تجربه و مهارت کافی برای به تعویق انداختن اقدامات سیاست خارجی ترامپ است، جایگزین وی کرد.

قابل توجه است که هفته جاری، داگلاس مک گریگور سرهنگ بازنشسته ارتش و یکی از طرفداران پر و پاقرص پایان مداخله آمریکا در افغانستان قرار است بعنوان مشاور ارشد میلر معرفی شود.

از طرف دیگر، ترامپ اخیراً ویلیام روگر معاون رئیس تحقیق و سیاست اندیشکده «چارلز کخ» را که مؤسسه‌ای مخالف مداخله نظامی آمریکا در کشورهای دیگر است، بعنوان سفیر جدید آمریکا در افغانستان نامزد کرده است و روگر حتی قبل از آنکه مورد تأیید نهایی سنا قرار بگیرد و بعید است که قبل از مراسم تحلیف رئیس‌جمهور جدید آمریکا چنین چیزی رخ دهد، همچنان صندلی بزرگی در میز سیاست خارجی ترامپ در اختیار گرفته است.روگر روز جمعه در مصاحبه‌ای گفت:‌

«رئیس‌جمهور در یافتن افرادی که صادقانه اولویت‌هایش را اجرا کنند، مشکل داشته است. با روی کار آمدن رئیس جدید پنتاگون، رئیس‌جمهور (ترامپ) می‌تواند میراثی را در اینجا مستحکم کند. ترامپ می‌تواند رهبری باشد که به طولانی‌مدت‌ترین جنگ آمریکا پایان می‌دهد.»

هفته گذشته، ژنرال آستین میلر فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان در یک سفر از قبل برنامه‌ریزی شده به واشنگتن رفت. ترامپ پیش از این گفته بود که قصد دارد تا کریسمس تمامی نظامیان آمریکایی را از افغانستان خارج کند.

ترامپ با اخراج‌ها و انتصاب های اخیر خود به طور مؤثری اکثریت افرادی که مخالف خروج سریع نظامیان‌آمریکایی از افغانستان بوده‌اند را کاهش داده است.

ترامپ با شعار «اول آمریکا» در مبارزات انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ قصد داشت تا مشارکت نظامی ایالات متحده در کشورهای دیگر را کاهش دهد و علیرغم آنکه در ابتدا از جنگ آمریکا در عراق حمایت کرده بود، در مبارزات انتخاباتی ۲۰۱۶، مستقیماً جرج بوش را به دلیل آغاز جنگ عراق مورد حمله قرار داد و وی را عامل شکست آمریکا در جلوگیری از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ‌دانست. بعد از آنکه ترامپ در اواخر سال ۲۰۱۸، خروج کامل نظامیان آمریکایی از سوریه را اعلام کرد و به شدت مورد انتقاد قرار گرفت، تصمیم گرفت که چندصد نظامی آمریکایی را در سوریه باقی بگذارد.

ترامپ همچنین به مشاوران خود اعلام کرده بود که قصد دارد تعداد زیادی از ۷۰۰ نظامی آمریکایی در سومالی که اکثر آنها نیروهای عملیات ویژه هستند را کاهش دهد که البته این هدف تاکنون محقق نشده است. با اینحال، روگر در مصاحبه اخیر خود اعلام کرد که زمانیکه بایدن نیز ریاست‌جمهوری آمریکا را برعهده بگیرد، فشارها به دولت وی برای کاهش نظامیان آمریکایی در کشورهای دیگر ادامه خواهد داشت. وی در این خصوص گفت: «صرفنظر از کسی که ریاست‌جمهوری را برعهده می‌گیرد، ما از سیاست‌های خوب حمایت می‌کنیم. خروج از افغانستان سیاست خوبی است.»

اسرائیل و بایدن

رافائل آهرن

تایمز اسرائیل

دوستان و حتی رقبای سیاسی جو بایدن، چهل و ششمین رئیس جمهوری تازه منتخب ایالات متحده امریکا، براین امر اتفاق نظر دارند که او دوست واقعی دولت اسرائیل است. مایکل اورن، سفیر چند دوره اسرائیل در امریکا، می گوید بایدن دوستی و محبت عمیقی نسبت به اسرائیل دارد. اورن تقریباً مخالف همه سیاست های اتخاذ شده به وسیله بایدن و اوباما به ویژه در مورد ایران و مساله فلسطین است ولی هنوز هم معتقد است بایدن واقعاً نگران رفاه و امنیت اسرائیل است.

بایدن در سال ۲۰۱۵ خطاب به اسرائیل گفته بود: «شما از موهبت یکی از بزرگترین نسل های بنیان گذار هر کشوری درتاریخ جهان- بن گورین، گلدا مایر، مناخیم بگین، اریل شارون، اسحاق رابین و شیمون پرز- برخوردارید که اسرائیل را به یک دموکراسی قدرتمند تبدیل کردند و در این مسیر یکی از خلاق ترین جوامع روی زمین را ایجاد کردید و تبدیل به قدرتمندترین نیروی نظامی در منطقه شدید.»

ولی بایدن با وجود همدلی عمیق نسبت به اسرائیل و دفاع از اقدامات آن در لبنان، مخالف شهرک سازی های اسرائیل در کرانه باختری بوده است. او به مناخیم بگین هشدار داده بود که اسرائیل با سیاست شهرک سازی حمایت امریکا را از دست خواهد داد. بایدن بارها اشاره کرد که اگر این سیاست را ادامه دهید شاید او پیشنهاد قطع حمایت های مالی امریکا را بدهد. بگین می گوید که این سخن بایدن باعث شد به او صریحاً بگویم:

«آقا! ما را با قطع کمک ها تهدید نکنید. اگر شما کمک کرده اید، ما هم کارهای زیادی برای شما انجام داده ایم و در جنگ های اخیر اقدامات زیادی برای امریکا انجام دادیم. ما هرگز از اصول خود دست برنخواهیم داشت.» بگین در پاسخ به تهدید بایدن جوان گفته بود: «من یک یهودی باافتخار هستم. سه هزار سال فرهنگ در پشت من قرار دارد و شما نمی توانید با تهدیدات خود مرا بترسانید.»

شاید در اثر این واکنش قدرتمند بگین بود که بایدن برای همیشه از تهدید به قطع کمک ها دست برداشت و یکی از برجسته ترین هواداران کمک های امریکا به اسرائیل شد. او در خلال رقابت های انتخاباتی سال ۲۰۰۰ یکی از معدود دموکرات هایی بود که گفت از کمک های امریکا به عنوان ابزار امتیازگیری از اسرائیل استفاده نخواهد کرد . ولی این احساسات عمیق بایدن به اسرائیل باعث نشده او از برخی سیاست های آن به ویژه در مورد مساله فلسطین به شدت انتقاد نکند. بایدن در سال ۲۰۱۶گفته بود:

«من به شدت معتقدم اقدامات اسرائیل در چند سال گذشته در جهت نادرست به جلو رفته است. آنها به سوی راه حل یک کشوری حرکت می کنند که خطرناک است.»

مخالفت بایدن با شهرک سازی منجر به مخالفت او با طرح الحاق بخش هایی از کرانه باختری مورد نظر بنیامین نتانیاهو شد. دولت بایدن همچنین قصد دارد کنسولگری امریکا را در شرق بیت المقدس و دفتر ساف در واشنگتن را که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری فعلی ایالات متحده بسته بود، بازگشایی کند. اگرچه او وعده داده است کشورهای عرب را به عادی سازی روابط با اسرائیل ترغیب کند.

*نگرانی های ایرانی: به گفته اورن ، سفیر سابق ، برای اسرائیل چنین اقداماتی آزار دهنده است ، اما در نهایت بسیار نگران کننده تر از اقدامی برای تمدید مشارکت واشنگتن در توافق هسته ای ایران است. «مسائل فلسطین بیشتر نمادین است. اما ایران یک تهدید استراتژیک است..» آیا رئیس جمهور بایدن واقعاً توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ را که در آن زمان از آن دفاع می کرد احیا می کند؟

تونی بلینکن ، مشاور ارشد سیاست خارجی بایدن به تایمز اسرائیل گفت: «آنچه معاون رئیس جمهور گفت این است که اگر ایران به تعهدات خود در این توافق نامه عمل کند ، ما نیز همین کار را خواهیم کرد و سپس با متحدان و شرکای خود برای ساختن یک توافق نامه طولانی تر و قوی تر کار خواهیم کرد. همچنین بسیار واضح است که بایدن اجازه نمی دهد ایران به سلاح هسته ای دست یابد. اما ما دریافتیم که بهترین راه برای جلوگیری از وقوع آن ، توافق [هسته ای] است که این کار می کرد.»

چنین سیاستی ممکن است واشنگتن را مجدداً در مسیر برخورد با اورشلیم قرار دهد. در واقع ، تزاچی هانگبی ، وزیر امور حل و فصل ، پنجشنبه گفت ، بازگشت مجدد دولت بایدن به برجام می تواند منجر به جنگ بین اسرائیل و ایران شود زیرا اورشلیم «مجبور به اقدام» خواهد شد.

Biden a veteran friend of Israel, settlement critic, may be at odds over Irann

مفاد توافق آتش‌بس بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان

مفاد توافق آتش بس که در بیانیه ای از سوی رئیس جمهوری روسیه اعلام شده است ده بند به شرح زیر دارد:

1 ــ همه عملیات‌های نظامی در قره‌باغ باید متوقف شود.

2 ــ کنترل استان آغدام تا بیستم نوامبر امسال به جمهوری آذربایجان بازگردانده خواهد شد.

3 ــ نیروهای حافظ صلح روسیه در امتداد خط تماس در قره‌باغ و در امتداد دالان لاچین استقرار پیدا می‎کنند.

4 ــ مدت مأموریت نیروهای حافظ صلح روسی در قره‌باغ مدت پنج سال است که در صورت عدم اعتراض طرفین حضور نیروهای حافظ صلح قابل تمدید خواهد بود.

5 ــ یک مرکز صلح برای نظارت بر آتش‌بس ایجاد خواهد شد

6 ــ ارمنستان استان کلبجر را تا پانزدهم ماه نوامبر و لاچین را تا اول دسامبر به جمهوری آذربایجان پس می‌دهد.

7 ــ تمامی آوارگان رانده‌شده قره‌باغ و مناطق اطراف به وطن خود باز خواهند گشت.

8 ــ تبادل اسرای جنگی و اجساد کشته‌ها و قربانیان انجام خواهد گرفت.

9 ــ ارمنستان برای عبور و مرور شهروندان آذربایجانی و محموله‌های تجاری از منطقه نخجوان به جمهوری آذربایجان، گذرگاه امنی را در اختیار آذربایجان قرار می‌دهد و امنیت این گذرگاه را روسیه تأمین خواهد کرد.

10 ــ تردد شهروندان ارمنی و محموله‌ها از منطقه قره‌باغ به جمهوری ارمنستان از طریق گذرگاه لاچین انجام خواهد شد.

ترامپیسم

خاستگاه ترامپیسم
 ‏موسی غنی نژاد
چهار سال پیش که دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا رسید، بسیاری از روشنفکران و مخالفان اقتصاد آزاد در توضیح روی کار آمدن وی و اهداف سیاسی و اقتصادی‌اش دچار سردرگمی و تناقض‌گویی شدند. عده‌ای این میلیاردر جنجالی را نماد «سرمایه‌داری وحشی و لجام‌گسیخته» تلقی کردند که با شعار کاهش مالیات بر دارایی و درآمد ثروتمندان و با انتقاد از برنامه‌های رفاه اجتماعی دولت پیشین (باراک اوباما) بر سر کار آمده است و قصد دارد «دستاوردهای» اجتماعی سندیکاها و سازمان‌های مردم نهاد را از میان بردارد. اما واقعیت این است که شعار انتخاباتی اصلی او «بازگرداندن عظمت از دست رفته آمریکا» بود که گویا سیاست‌های همگام با جهانی‌سازی دولت‌های پیشین موجب آن شده بود. بخش مهمی از پایگاه توده‌ای آرای ترامپ که در دوره قبل موجب پیروزی او در انتخابات ریاست‌جمهوری شد، زیان‌دیدگان از جهانی شدن اقتصاد بودند که درنتیجه رقابتی‌تر شدن اقتصاد در سطح جهانی و گسترش بیش از پیش برون‌سپاری به‌دلیل هزینه‌های پایین نیروی کار در دیگر کشورهای دنیا به‌ویژه در آسیا (چین و هند)، موجب بیکاری یا کاهش دستمزدهای واقعی آنها در آمریکا شده بود. ترامپ علنا از روند جهانی شدن، برون‌سپاری‌ها و مهاجرانی که موجب فشار روی دستمزدهای داخلی آمریکا می‌شود، انتقاد می‌کند و خواستار حمایت از تولید و نیروی کار داخلی با برقراری موانع تعرفه‌ای و غیر‌تعرفه‌ای بر واردات است. ترامپ ایالات‌متحده آمریکا را از معاهده بین‌المللی پاریس درخصوص کاهش گازهای گلخانه‌ای و مبارزه با گرمایش زمین، بیرون آورد. او از لحاظ سیاسی و اقتصادی علنا از شعار «اول آمریکا» حمایت می‌کند و تاکید دارد که با هر پیمان بین‌المللی که به منافع آمریکا اولویت ندهد، مخالف است. سازمان تجارت جهانی در دوره زمامداری او به شدت تضعیف شد؛ چون او به منطق تجارت آزاد چندان اعتقادی ندارد؛ گویی همسویی منافع مشارکت‌کنندگان در تجارت آزاد با تفکر ترامپی سازگار نیست. از همان آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، نویسنده این سطور در همین روزنامه هشدار داد که دنیا با پدیده خطرناکی روبه‌رو شده است که می‌تواند دستاوردهای بزرگ فرآیند جهانی شدن که شکل‌گیری سازمان‌ها و عهدنامه‌های بین‌المللی را پس از جنگ جهانی دوم امکان‌پذیر ساخته است، به مخاطره اندازد. تجربه دو جنگ جهانی در قرن بیستم حکایت از آن داشت که سیاست‌های حمایتی دولت‌ها و فقدان نهادهای بین‌المللی حامی تجارت آزاد به تنش‌ها و مخاصمات بین کشورها دامن می‌زند.
هدف اصلی سازمان ملل متحد که بعد از جنگ جهانی دوم تشکیل شد، برقراری روابط صلح‌آمیز از طریق تشویق تجارت آزاد و به‌طور کلی ایجاد نهادهای ناظر بر تضمین روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آزاد و داوطلبانه میان ملت‌ها بود. سیاست کلی دونالد ترامپ عملا هدفی جز بی‌اعتبار کردن نهادهای بین‌المللی برآمده از پایان جنگ جهانی دوم نداشت. دونالد ترامپ همانند همه سیاستمداران پوپولیست مدعی است که او یک تنه در مقابل همه دشمنان داخلی و خارجی عظمت آمریکا به پا خاسته و به جز توده‌های حامی وی، جملگی سیاستمداران، سازمان‌های سیاسی مستقر و حتی رسانه‌های همگانی در حال توطئه علیه او هستند. او در مدت چهار سال زمامداری‌اش، سیاستی خطرناک و مخرب هم برای منافع عمومی مردم آمریکا و هم برای صلح جهانی دنبال می‌کرد. ادامه زمامداری وی می‌توانست دستاورد‌های جهانی در جهت گسترش تجارت آزاد و روابط صلح‌آمیز ناشی از آن را به جد دچار مخاطره کند. طرفه آنکه برخی از پوپولیست‌های وطنی، آشکار و پنهان و کم و بیش، با ابرپوپولیست آمریکایی همدلی نشان می‌دهند و او را بهتر از سیاستمداران متعارف برای روابط بین‌المللی به‌طور کلی و برای ایران به‌خصوص معرفی می‌کنند. خیال‌پردازی و نفی شواهد و قرائن واقعی از ویژگی‌های هر نوع از پوپولیسم است؛ چراکه پوپولیست‌ها به جای عقل مردم، احساسات آنها را مخاطب قرار می‌دهند. در هر صورت، به‌نظر می‌رسد مردم آمریکا با رای خود در انتخابات اخیر از پوپولیسم حاکم عبور خواهند کرد؛ اما نباید تصور کرد که با بسته شدن کارنامه دولت دونالد ترامپ، خطر پوپولیسم یک بار برای همیشه از میان رفته است. واقعیت این است که اقتصاد آزاد و جهانی شدن گرچه در درازمدت در جهت منافع عمومی عمل می‌کند، اما در کوتاه‌مدت و در سطح داخلی و بین‌المللی بازندگانی دارد که اگر مصائب آنها نادیده گرفته شود، ممکن است درنهایت بستری مساعد برای رشد و پیروزی سیاستمداران پوپولیست دیگر فراهم آورد.

تفاوت جکومت و دولت

از برخی از  مفاهیم در ایران برداشت متفاوتی صورت می گیرد.دولت و حکومت از ان جمله هستند.با چه تعریفی می توان انها را متمایز ساخت. یگاورمنت:goverment :قوه مجریه است.state :را می توان شامل جکومت ارتش سیستم امنیت و سیستم پروپاگاندا دانست.

عین الاسد

معاون سابق امور خاورمیانه وزارت خارجه و مشاور و دستیار بین‌الملل کنونی رئیس مجلس، محمد باقر قالیباف درباره حمله موشکی سپاه پاسداران به یکی از پایگاه‌های مورد استفاده نیروهای آمریکایی در عراق به جزئیاتی اشاره کرده که به این صراحت مطرح نشده بود.

حسین امیرعبداللهیان، در گفت‌وگویی با روزنامه همشهری که متن آن شنبه ۱۷ آبان منتشر شد تاکید کرده که در حمله به پایگاه عین‌الاسد "برای ایران این مهم بود که سربازان آمریکایی که خانواده‌شان نگران وضعیتشان هستند هدف نباشند".

بامداد ۱۳ دی ماه (سوم ژانویه ۲۰۲۰) کاروان خودروهای حامل قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران و همراهانش در نزدیکی فرودگاه بغداد هدف حمله پهپادهای امریکا قرار گرفتند.

در این حمله سلیمانی، چهار پاسدار دیگر و پنج عضو ارشد شبه‌نظامیان شیعه حشد الشعبی، از جمله ابومهدی المهندس، معاون فرمانده این گروه کشته شدند

در واکنش به این عملیات رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای و دیگر مقام‌های ارشد ایران تهدید کرده بودند که به خاطر کشته شدن قاسم سلیمانی و همراهانش "انتقام سختی" در انتظار آمریکا خواهد بود. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا ۱۵ دی در واکنش به این تهدیدها هشدار داد در صورت آسیب دیدن نظامیان آمریکایی ۵۲ نقطه ایران "خیلی سخت و خیلی سریع" هدف قرار می‌گیرد.

انتقام سخت با اطلاع قبلی؟

امیرعبداللهیان در گفت‌وگو با همشهری تائید می‌کند که حمله به پایگاه عین‌الاسد به طور غیر مستقیم به اطلاع آمریکا رسانده شد. او با بیان این که نخست‌وزیر عراق در جریان این حمله قرار گرفت گفت: «این برداشت وجود داشت که وقتی نخست‌وزیر عراق در جریان قرار بگیرد ممکن است عراقی‌ها آمریکایی‌ها را در جریان موضوع قرار دهند.»

در روزهای پس از حمله موشکی به پایگاه عین‌الاسد برخی مقام‌های ایرانی گفته بودند که برنامه این حمله به اطلاع مقام‌های عراقی و سفارت سوئیس، به عنوان حافظ منافع امریکا در تهران رسیده شده است.

ظاهرا به دلیل تهدید ترامپ درباره هدف قرار دادن ۵۲ نقطه مهم ایران، برای جمهوری اسلامی "این مهم بود" که سربازان آمریکایی هدف قرار نگیرند.

سپاه پاسداران پس از حمله موشکی به پایگاه عین‌الاسد در استان انبار، در بیانیه‌ای گفته بود این پایگاه "در هم کوبیده شده" است.

انتقام خودروی منهدم شده

مشاور و دستیار بین‌الملل قالیباف می‌گوید در حمله پهپادی ۱۳ دی ماه دو اتفاق رخ داد؛ یکی انهدام خودروی سلیمانی و همراهانش و دیگری کشته شدن آنها.امیرعبداللهیان به همشهری گفته حمله به پایگاه عین‌الاسد "انتقام خودروی منهدم شده" قاسم سلیمانی بوده و انتقام اصلی که "وجه کلان" آن خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است هنوز در دستور کار قرار دارد.

بایدن

برنی سندرز مدافع واقعی حقوق محرمان و اقلیت ها: با پیروزی جو بایدن کار ما تازه آغاز شده است. یک برنامه عملی مبارزه با کرونا، نژاد پرستی سیستماتیک، کمک به کسب و کارهای کوچک و پایان دادن به "دستمزدهای گرسنگی" در آمریکا به سنا ارائه می کنم.

«همین الان که با شما صحبت می‌کنم، به نظر می‌رسد که جو بایدن در مسیر کسب آراء‌ الکترال ایالات پنسیلوانیا، جورجیا، آریزونا و نوادا است و رئیس‌جمهور بعدی ما خواهد شد. وی همچنین با اختلاف بیش از چهارمیلیون رأی، در آراء مردمی نیز پیروز شد. این رقم احتمالاً پس از شمارش تمامی آراء به بیش از پنج میلیون رأی خواهد رسید. همانطور که بارها گفته‌ام این انتخابات فقط به رویارویی جو بایدن و دونالد ترامپ و دیدگاههای آنها درباره مسائل مختلف مربوط نمی‌شود، این انتخابات بسیار عمیق‌تر از این حرف‌هاست. این انتخابات تعیین می‌کند که آیا ما می‌توانیم به دروغ‌های پاتولوژیکی در کاخ سفید پایان دهیم از دموکراسی و حاکمیت قانون در کشور خود محافظت کنیم یا خیر و شکر خدا به نظر می‌رسد که ما توانستیم چنین چیزی را تحقق بخشیم. در روزها و هفته‌های پیش‌رو اطمینان دارم که همه پیروزی آشکار بایدن را مورد ارزیابی قرار می‌دهند و رسانه‌ها و صاحب‌نظران نیز نظراتشان را در این خصوص بیان خواهند کرد. من می‌خواهم از این فرصت برای قدردانی از سازمانهای مردمی پیشرو در سراسر این کشور برای تلاش خارق‌العاده‌اشان در کمک به امکانپذیرشدن این پیروزی قدردانی کنم. شما تماس تلفنی برقرار کردید، پیامک دادید و رأی‌دهندگان را ثبت کردید. تجمعات مجازی برگزار کردید...و هرجا ممکن بود به درب خانه‌های افراد رفتید. شما اهمیت این انتخابات را می‌دانستید و هر آنچه که ممکن بود و حتی بیشتر از آن انجام دادید. شما با یکدیگر حمایت گسترده‌ای برای بایدن در میان جوانان، رنگین‌پوستان، طبقه کارگر جامعه ما ایجاد کردید. به نظر من پیروزی بایدن بدون بدون تلاش‌های خارق العاده شما امکانپذیر نبود و من می‌خواهم از شما بخاطر تلاش بیش از حد و باورنکردنی شما قدردانی کنم. یکی از بزرگترین تلاش‌های سازمانهای مردمی پیشرو، ترغیب جوانان به رأی دادن بود. جدیدترین برآوردهایی که من مشاهده کردم نشان می‌دهد که بیش از ۵۳ درصد از جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال رأی داده‌اند که نه تنها از آمار مشارکت آنها در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ بیشتر بوده است بلکه بالاترین میزان مشارکت جوانان در تاریخ آمریکا محسوب می‌شود و جوانان به طرز غافلگیرکننده‌ای از بایدن و دموکرات‌ها حمایت کردند. اما امشب در حالیکه پیروزی آشکار خود در انتخابات را جشن می‌گیریم، متوجه هستیم که نبرد ما به پایان نرسیده است و تازه شروع شده است. ما دستاورد زیادی داشتیم اما اقدامات زیادی باید انجام شود. هم‌اکنون نه تنها به پیروزی در دو انتخابات دور دور دوم سنا در جورجیا در ژانویه آینده (۲۰۲۱) نیاز داریم، تا دموکرات‌ها بتوانند کنترل سنا را به دست آورند، بلکه باید تمامی اقدامات انسانی ممکن را انجام دهیم تا تضمین کنیم که رئیس‌جمهور و کنگره ما به سرعت و باجدیت تمامی بحران‌های بیشماری که کشور ما با آن روبرو است، مورد رسیدگی و بررسی قرار می‌دهد. ظرف چند هفته آینده، برنامه‌ای را ارائه می‌دهم که تمایل دارم در اولین یکصدمین روز آغاز به کار کنگره جدید به تصویب برسد. این دستورکار شامل بسته کمکی کووید-۱۹ است که از کسب‌ و کارهای کوچک و بیکاران حمایت می کند. این برنامه شامل پایان دادن به «دستمزد گرسنگی» در آمریکا می‌شود و پیوستن کارگران به اتحادیه‌ها را تسهیل می‌بخشد و پرداختی مساوی برای کار برابر ارائه می‌دهد. این یک دستورکار برای ملت است که میلیون‌ها مشاغل خوب با پرداختی خوب ایجاد می‌کند زیرا قرار است ما زیرساخت در حال فروپاشی خود را مجدد بسازیم. دستورکار من به مسئله نژادپستی سیستماتیک که در سراسر کشور ما غالب شده است، و همچنین نظام عدالت کیفری نژادپرستانه و ناقص ما رسیدگی خواهد کرد. دستورکار من شامل برنامه‌ای می‌شود که به اصلاحات جامع بخش مهاجرت منجر می‌شود و مسیری را برای تابعیت مهاجران بدون سند و مدرک فراهم می‌آورد. اقدامات زیادی باید انجام شود. از این فرصت برای تبریک به تمامی آنهایی که در تحقق این پیروزی بسیار مهم ایفای نقش کردند، استفاده می‌کنم. با یکدیگر به جلو پیش می‌رویم.»

ترامپیسم

ترامپیسم عاجزانه

عقیل دغاقله

امید به اقتدارگرایی برای حل مشکلات پیچیده ای که جهان امروز با آن روبروست مخرج مشترک تمامی حامیان ترامپ است. در آمریکا طی چند دهه گذشته فرایندهای جهانی شدن، ارزش های فراوانی را دگرگون کرده است. بخش عمده ای از کارهای دستی و صنعت آمریکا به خارج از این کشور رفته است.

علاوه بر آن، زنان، اقلیت های رنگین پوست و اقلیت های جنسی روبه رشد بوده اند و با صدای بلند از حقوق خود می گویند. اینها تنها بخش اندکی از تغییراتی است که آمریکا، مانند همه جای دیگر جهان، تجربه می کند. صدای آمریکایی های بومی بلندتر شنیده می شود، آنانی که مدعی هستند آمریکا از آن آنان است و سفید پوستان آن را دزیده اند. و صدای سیاهان بلندتر شده است که می خواهند تاریخ آمریکا را با تجربه تلخ خود بازنویسی کنند و خود را موسس آمریکا بنامند.

همه اینها برای آمریکایی هایی که دل در گذشته دارند هراسناک است. تمامی جهان بینی و دلبستگی های آنان را در هم می نوردد. اما راه حل چیست؟ راه حلی وجود ندارد. جهان در حال دگرگون شدن است و آنان مجبور هستند که این تغییرات را جلوی چشمان خود ببینند. و این همان عجز و ناتوانی است که باعث می شود هنوز نیمی از آمریکایی ها دل به نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ ببندند.

نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ دستوری هستند. در اوج کرونا در خواست می دهد تا تست کرونا محدود شود تا میزان کرونا در آمریکا پایین بیاید. در اوج شمارش آراء دستور می دهد تا در ایالت هایی که او پیشتاز است شمارش آراء متوقف شود. هر دو استراتژی یک نقطه اشتراک دارند، حذف دستوری و اقتدارگرایانه بخشی از واقعیت که دوست ندارد ببیند. و همین پاسخ های ساده و اقتدارگرایانه ترامپ است که او را محبوب بسیاری کرده است. این شیوه های ساده برای حل مشکلات پیچیده عقلانیت تمامی اقتدارگرایان است. شاید نمادین ترین اقدام ترامپ در این حوزه امضای دستورهای اجرایی و نسخه هایی بوده است که گاه گاه می بینیم. جلوی دوربین می نشیند و امضا می کند که قدس پایتخت اسرائیل است و تصور می کند که یک قرن تضاد و درگیری با یک نسخه حل و فصل می شود. و امروز اگر دست او بود دستور می داد تا دیوان عالی انتخابات را به نام او کند.

ترامپیسم را البته ما در خاورمیانه تجربه کرده ایم، قبل از آمریکایی ها. برای مثال آنهایی که در خاورمیانه عاجز مانده اند تا با جریانات اسلام گرای سیاسی چه بکنند، دل به ترامپ بسته اند تا او کمک کند اسلام گرایان را به قفس بکشد، همان کاری که السیسی در مصر انجام داد. اما فراموش می کنند که چند دهه قبل از آنها جمال عبدالناصر نیز همان کار را کرد اما نتیجه ای نگرفت. و آنانی که در ایران دنبال تغییر مناسبات سیاسی هستند، امید دارند تا یک نسخه از ترامپ بگیرند تا مشکلاتشان حل شود. به همین دلیل است که حتی یاران احمدی نژاد هم دل به ترامپ می بندند و ترامپ را مرهمی برای زخم های خود می یابند.

اما واقعیت این است که نه تنها نسخه های ترامپ، که هر نسخه اقتدارگرایانه دیگری، فاقد کارکرد است. این نسخه ها دل هایی را خنک می کنند، اما گره ای را نمی گشایند. حداقل ما که در ایران هستیم می فهمیم که نسخه های اقتدارگرایانه گره ای را نمی گشایند. نه نسخه های اقتدارگرایانه رضا شاه حجاب را ساقط کرد و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی حجاب را پایدار کرد. نه نسخه اقتدارگرایانه رضا شاه برای تشکیل یک ملت، یک پرچم و یک زبان موفق بود. و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی تشیع و دین را تقویت کرد.

نسخه های اقتدارگرایانه و ساده لوحانه برای جهان پیچیده امروز نقش مسکن های تخدیر کننده ای هستند که خیال درمان بیماری های صعب العلاج را دارند. و البته که بسیاری با این نسخه ها آرام می شوند. البته ایرادی ندارد یک روستایی، فردی با تحصیلات اندک، یا انسانی که چرخه روزگار او را له کرده است دل به شفای این نسخه ها ببندد. همانطور که نیمی از آمریکایی ها به ترامپ دل بسته اند. اما برای یافتن راه حل باید این مسکن ها را کنارگذاشت و به واقعیت بازگشت. این چیزی است که حداقل همه ما به آنانی که با یکی از مخدرات دردهای روزگار را تسکین می بخشند می گوییم.

البته نفی ترامپیسم به معنای تایید رقیب او نیست. واقعیت این است که بسیاری از مشکلات جهان امروز - از فقر روبه گسترش جهانی تا نظام های استبدادی و تا جنگ های منطقه ای- محصول حکمرانی دموکرات ها نیز هست. چه بیل کیلنتون که سیاست های اقتصادی نئولیبرال ریگان را امضا کرد و چه اوباما که پایه های آن سیاست ها را تحکیم کرد و روندهای جهانی شدن ناعادلانه در جهان را گسترش داد. و چه پیشینیان آنان. بسیاری از قفس هایی که کودکان مهاجر را در آنها نگه می دارند محصول دوران اوباما هستند که در دوران ترامپ به چشم آمدند. بایدن نیز محصول همین سنت هاست. اگر بر ضریح بایدن نیز دخیل بسته اید، بزودی اثر تسکینی این مخدر نیز خواهد پرید.

مشکلات پیچیده امروز راه حل های پیچیده می طلبند. اگر چند دهه پیش جمال عبدالناصر متوجه می شد که با زندانی کردن و کشتن اخوان المسلمین این جریان تمام نمی شود شاید امروز مصر جای بهتری بود. واگر رضا شاه می فهمید که با اجبار حجاب و سیاست تک زبانی و قتل و حذف و تبعید مخالفان نمی تواند کاری از پیش ببرد، شاید امروز ایران نیز جای متفاوتی بود. و اگر امروز نیز به این اجماع برسیم که با ترامپیسم هیچ مشکلی در هیچ حوزه ای حل نخواهد شاید راه دیگری برویم و جهان بهتری را بیافرینیم.

ترامپیسم

ترامپیسم عاجزانه

عقیل دغاقله

امید به اقتدارگرایی برای حل مشکلات پیچیده ای که جهان امروز با آن روبروست مخرج مشترک تمامی حامیان ترامپ است. در آمریکا طی چند دهه گذشته فرایندهای جهانی شدن، ارزش های فراوانی را دگرگون کرده است. بخش عمده ای از کارهای دستی و صنعت آمریکا به خارج از این کشور رفته است.

علاوه بر آن، زنان، اقلیت های رنگین پوست و اقلیت های جنسی روبه رشد بوده اند و با صدای بلند از حقوق خود می گویند. اینها تنها بخش اندکی از تغییراتی است که آمریکا، مانند همه جای دیگر جهان، تجربه می کند. صدای آمریکایی های بومی بلندتر شنیده می شود، آنانی که مدعی هستند آمریکا از آن آنان است و سفید پوستان آن را دزیده اند. و صدای سیاهان بلندتر شده است که می خواهند تاریخ آمریکا را با تجربه تلخ خود بازنویسی کنند و خود را موسس آمریکا بنامند.

همه اینها برای آمریکایی هایی که دل در گذشته دارند هراسناک است. تمامی جهان بینی و دلبستگی های آنان را در هم می نوردد. اما راه حل چیست؟ راه حلی وجود ندارد. جهان در حال دگرگون شدن است و آنان مجبور هستند که این تغییرات را جلوی چشمان خود ببینند. و این همان عجز و ناتوانی است که باعث می شود هنوز نیمی از آمریکایی ها دل به نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ ببندند.

نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ دستوری هستند. در اوج کرونا در خواست می دهد تا تست کرونا محدود شود تا میزان کرونا در آمریکا پایین بیاید. در اوج شمارش آراء دستور می دهد تا در ایالت هایی که او پیشتاز است شمارش آراء متوقف شود. هر دو استراتژی یک نقطه اشتراک دارند، حذف دستوری و اقتدارگرایانه بخشی از واقعیت که دوست ندارد ببیند. و همین پاسخ های ساده و اقتدارگرایانه ترامپ است که او را محبوب بسیاری کرده است. این شیوه های ساده برای حل مشکلات پیچیده عقلانیت تمامی اقتدارگرایان است. شاید نمادین ترین اقدام ترامپ در این حوزه امضای دستورهای اجرایی و نسخه هایی بوده است که گاه گاه می بینیم. جلوی دوربین می نشیند و امضا می کند که قدس پایتخت اسرائیل است و تصور می کند که یک قرن تضاد و درگیری با یک نسخه حل و فصل می شود. و امروز اگر دست او بود دستور می داد تا دیوان عالی انتخابات را به نام او کند.

ترامپیسم را البته ما در خاورمیانه تجربه کرده ایم، قبل از آمریکایی ها. برای مثال آنهایی که در خاورمیانه عاجز مانده اند تا با جریانات اسلام گرای سیاسی چه بکنند، دل به ترامپ بسته اند تا او کمک کند اسلام گرایان را به قفس بکشد، همان کاری که السیسی در مصر انجام داد. اما فراموش می کنند که چند دهه قبل از آنها جمال عبدالناصر نیز همان کار را کرد اما نتیجه ای نگرفت. و آنانی که در ایران دنبال تغییر مناسبات سیاسی هستند، امید دارند تا یک نسخه از ترامپ بگیرند تا مشکلاتشان حل شود. به همین دلیل است که حتی یاران احمدی نژاد هم دل به ترامپ می بندند و ترامپ را مرهمی برای زخم های خود می یابند.

اما واقعیت این است که نه تنها نسخه های ترامپ، که هر نسخه اقتدارگرایانه دیگری، فاقد کارکرد است. این نسخه ها دل هایی را خنک می کنند، اما گره ای را نمی گشایند. حداقل ما که در ایران هستیم می فهمیم که نسخه های اقتدارگرایانه گره ای را نمی گشایند. نه نسخه های اقتدارگرایانه رضا شاه حجاب را ساقط کرد و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی حجاب را پایدار کرد. نه نسخه اقتدارگرایانه رضا شاه برای تشکیل یک ملت، یک پرچم و یک زبان موفق بود. و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی تشیع و دین را تقویت کرد.

نسخه های اقتدارگرایانه و ساده لوحانه برای جهان پیچیده امروز نقش مسکن های تخدیر کننده ای هستند که خیال درمان بیماری های صعب العلاج را دارند. و البته که بسیاری با این نسخه ها آرام می شوند. البته ایرادی ندارد یک روستایی، فردی با تحصیلات اندک، یا انسانی که چرخه روزگار او را له کرده است دل به شفای این نسخه ها ببندد. همانطور که نیمی از آمریکایی ها به ترامپ دل بسته اند. اما برای یافتن راه حل باید این مسکن ها را کنارگذاشت و به واقعیت بازگشت. این چیزی است که حداقل همه ما به آنانی که با یکی از مخدرات دردهای روزگار را تسکین می بخشند می گوییم.

البته نفی ترامپیسم به معنای تایید رقیب او نیست. واقعیت این است که بسیاری از مشکلات جهان امروز - از فقر روبه گسترش جهانی تا نظام های استبدادی و تا جنگ های منطقه ای- محصول حکمرانی دموکرات ها نیز هست. چه بیل کیلنتون که سیاست های اقتصادی نئولیبرال ریگان را امضا کرد و چه اوباما که پایه های آن سیاست ها را تحکیم کرد و روندهای جهانی شدن ناعادلانه در جهان را گسترش داد. و چه پیشینیان آنان. بسیاری از قفس هایی که کودکان مهاجر را در آنها نگه می دارند محصول دوران اوباما هستند که در دوران ترامپ به چشم آمدند. بایدن نیز محصول همین سنت هاست. اگر بر ضریح بایدن نیز دخیل بسته اید، بزودی اثر تسکینی این مخدر نیز خواهد پرید.

مشکلات پیچیده امروز راه حل های پیچیده می طلبند. اگر چند دهه پیش جمال عبدالناصر متوجه می شد که با زندانی کردن و کشتن اخوان المسلمین این جریان تمام نمی شود شاید امروز مصر جای بهتری بود. واگر رضا شاه می فهمید که با اجبار حجاب و سیاست تک زبانی و قتل و حذف و تبعید مخالفان نمی تواند کاری از پیش ببرد، شاید امروز ایران نیز جای متفاوتی بود. و اگر امروز نیز به این اجماع برسیم که با ترامپیسم هیچ مشکلی در هیچ حوزه ای حل نخواهد شاید راه دیگری برویم و جهان بهتری را بیافرینیم.

ترامپیسم

ترامپیسم عاجزانه

عقیل دغاقله

امید به اقتدارگرایی برای حل مشکلات پیچیده ای که جهان امروز با آن روبروست مخرج مشترک تمامی حامیان ترامپ است. در آمریکا طی چند دهه گذشته فرایندهای جهانی شدن، ارزش های فراوانی را دگرگون کرده است. بخش عمده ای از کارهای دستی و صنعت آمریکا به خارج از این کشور رفته است.

علاوه بر آن، زنان، اقلیت های رنگین پوست و اقلیت های جنسی روبه رشد بوده اند و با صدای بلند از حقوق خود می گویند. اینها تنها بخش اندکی از تغییراتی است که آمریکا، مانند همه جای دیگر جهان، تجربه می کند. صدای آمریکایی های بومی بلندتر شنیده می شود، آنانی که مدعی هستند آمریکا از آن آنان است و سفید پوستان آن را دزیده اند. و صدای سیاهان بلندتر شده است که می خواهند تاریخ آمریکا را با تجربه تلخ خود بازنویسی کنند و خود را موسس آمریکا بنامند.

همه اینها برای آمریکایی هایی که دل در گذشته دارند هراسناک است. تمامی جهان بینی و دلبستگی های آنان را در هم می نوردد. اما راه حل چیست؟ راه حلی وجود ندارد. جهان در حال دگرگون شدن است و آنان مجبور هستند که این تغییرات را جلوی چشمان خود ببینند. و این همان عجز و ناتوانی است که باعث می شود هنوز نیمی از آمریکایی ها دل به نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ ببندند.

نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ دستوری هستند. در اوج کرونا در خواست می دهد تا تست کرونا محدود شود تا میزان کرونا در آمریکا پایین بیاید. در اوج شمارش آراء دستور می دهد تا در ایالت هایی که او پیشتاز است شمارش آراء متوقف شود. هر دو استراتژی یک نقطه اشتراک دارند، حذف دستوری و اقتدارگرایانه بخشی از واقعیت که دوست ندارد ببیند. و همین پاسخ های ساده و اقتدارگرایانه ترامپ است که او را محبوب بسیاری کرده است. این شیوه های ساده برای حل مشکلات پیچیده عقلانیت تمامی اقتدارگرایان است. شاید نمادین ترین اقدام ترامپ در این حوزه امضای دستورهای اجرایی و نسخه هایی بوده است که گاه گاه می بینیم. جلوی دوربین می نشیند و امضا می کند که قدس پایتخت اسرائیل است و تصور می کند که یک قرن تضاد و درگیری با یک نسخه حل و فصل می شود. و امروز اگر دست او بود دستور می داد تا دیوان عالی انتخابات را به نام او کند.

ترامپیسم را البته ما در خاورمیانه تجربه کرده ایم، قبل از آمریکایی ها. برای مثال آنهایی که در خاورمیانه عاجز مانده اند تا با جریانات اسلام گرای سیاسی چه بکنند، دل به ترامپ بسته اند تا او کمک کند اسلام گرایان را به قفس بکشد، همان کاری که السیسی در مصر انجام داد. اما فراموش می کنند که چند دهه قبل از آنها جمال عبدالناصر نیز همان کار را کرد اما نتیجه ای نگرفت. و آنانی که در ایران دنبال تغییر مناسبات سیاسی هستند، امید دارند تا یک نسخه از ترامپ بگیرند تا مشکلاتشان حل شود. به همین دلیل است که حتی یاران احمدی نژاد هم دل به ترامپ می بندند و ترامپ را مرهمی برای زخم های خود می یابند.

اما واقعیت این است که نه تنها نسخه های ترامپ، که هر نسخه اقتدارگرایانه دیگری، فاقد کارکرد است. این نسخه ها دل هایی را خنک می کنند، اما گره ای را نمی گشایند. حداقل ما که در ایران هستیم می فهمیم که نسخه های اقتدارگرایانه گره ای را نمی گشایند. نه نسخه های اقتدارگرایانه رضا شاه حجاب را ساقط کرد و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی حجاب را پایدار کرد. نه نسخه اقتدارگرایانه رضا شاه برای تشکیل یک ملت، یک پرچم و یک زبان موفق بود. و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی تشیع و دین را تقویت کرد.

نسخه های اقتدارگرایانه و ساده لوحانه برای جهان پیچیده امروز نقش مسکن های تخدیر کننده ای هستند که خیال درمان بیماری های صعب العلاج را دارند. و البته که بسیاری با این نسخه ها آرام می شوند. البته ایرادی ندارد یک روستایی، فردی با تحصیلات اندک، یا انسانی که چرخه روزگار او را له کرده است دل به شفای این نسخه ها ببندد. همانطور که نیمی از آمریکایی ها به ترامپ دل بسته اند. اما برای یافتن راه حل باید این مسکن ها را کنارگذاشت و به واقعیت بازگشت. این چیزی است که حداقل همه ما به آنانی که با یکی از مخدرات دردهای روزگار را تسکین می بخشند می گوییم.

البته نفی ترامپیسم به معنای تایید رقیب او نیست. واقعیت این است که بسیاری از مشکلات جهان امروز - از فقر روبه گسترش جهانی تا نظام های استبدادی و تا جنگ های منطقه ای- محصول حکمرانی دموکرات ها نیز هست. چه بیل کیلنتون که سیاست های اقتصادی نئولیبرال ریگان را امضا کرد و چه اوباما که پایه های آن سیاست ها را تحکیم کرد و روندهای جهانی شدن ناعادلانه در جهان را گسترش داد. و چه پیشینیان آنان. بسیاری از قفس هایی که کودکان مهاجر را در آنها نگه می دارند محصول دوران اوباما هستند که در دوران ترامپ به چشم آمدند. بایدن نیز محصول همین سنت هاست. اگر بر ضریح بایدن نیز دخیل بسته اید، بزودی اثر تسکینی این مخدر نیز خواهد پرید.

مشکلات پیچیده امروز راه حل های پیچیده می طلبند. اگر چند دهه پیش جمال عبدالناصر متوجه می شد که با زندانی کردن و کشتن اخوان المسلمین این جریان تمام نمی شود شاید امروز مصر جای بهتری بود. واگر رضا شاه می فهمید که با اجبار حجاب و سیاست تک زبانی و قتل و حذف و تبعید مخالفان نمی تواند کاری از پیش ببرد، شاید امروز ایران نیز جای متفاوتی بود. و اگر امروز نیز به این اجماع برسیم که با ترامپیسم هیچ مشکلی در هیچ حوزه ای حل نخواهد شاید راه دیگری برویم و جهان بهتری را بیافرینیم.

ترامپیسم

ترامپیسم عاجزانه

عقیل دغاقله

امید به اقتدارگرایی برای حل مشکلات پیچیده ای که جهان امروز با آن روبروست مخرج مشترک تمامی حامیان ترامپ است. در آمریکا طی چند دهه گذشته فرایندهای جهانی شدن، ارزش های فراوانی را دگرگون کرده است. بخش عمده ای از کارهای دستی و صنعت آمریکا به خارج از این کشور رفته است.

علاوه بر آن، زنان، اقلیت های رنگین پوست و اقلیت های جنسی روبه رشد بوده اند و با صدای بلند از حقوق خود می گویند. اینها تنها بخش اندکی از تغییراتی است که آمریکا، مانند همه جای دیگر جهان، تجربه می کند. صدای آمریکایی های بومی بلندتر شنیده می شود، آنانی که مدعی هستند آمریکا از آن آنان است و سفید پوستان آن را دزیده اند. و صدای سیاهان بلندتر شده است که می خواهند تاریخ آمریکا را با تجربه تلخ خود بازنویسی کنند و خود را موسس آمریکا بنامند.

همه اینها برای آمریکایی هایی که دل در گذشته دارند هراسناک است. تمامی جهان بینی و دلبستگی های آنان را در هم می نوردد. اما راه حل چیست؟ راه حلی وجود ندارد. جهان در حال دگرگون شدن است و آنان مجبور هستند که این تغییرات را جلوی چشمان خود ببینند. و این همان عجز و ناتوانی است که باعث می شود هنوز نیمی از آمریکایی ها دل به نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ ببندند.

نسخه های اقتدارگرایانه ترامپ دستوری هستند. در اوج کرونا در خواست می دهد تا تست کرونا محدود شود تا میزان کرونا در آمریکا پایین بیاید. در اوج شمارش آراء دستور می دهد تا در ایالت هایی که او پیشتاز است شمارش آراء متوقف شود. هر دو استراتژی یک نقطه اشتراک دارند، حذف دستوری و اقتدارگرایانه بخشی از واقعیت که دوست ندارد ببیند. و همین پاسخ های ساده و اقتدارگرایانه ترامپ است که او را محبوب بسیاری کرده است. این شیوه های ساده برای حل مشکلات پیچیده عقلانیت تمامی اقتدارگرایان است. شاید نمادین ترین اقدام ترامپ در این حوزه امضای دستورهای اجرایی و نسخه هایی بوده است که گاه گاه می بینیم. جلوی دوربین می نشیند و امضا می کند که قدس پایتخت اسرائیل است و تصور می کند که یک قرن تضاد و درگیری با یک نسخه حل و فصل می شود. و امروز اگر دست او بود دستور می داد تا دیوان عالی انتخابات را به نام او کند.

ترامپیسم را البته ما در خاورمیانه تجربه کرده ایم، قبل از آمریکایی ها. برای مثال آنهایی که در خاورمیانه عاجز مانده اند تا با جریانات اسلام گرای سیاسی چه بکنند، دل به ترامپ بسته اند تا او کمک کند اسلام گرایان را به قفس بکشد، همان کاری که السیسی در مصر انجام داد. اما فراموش می کنند که چند دهه قبل از آنها جمال عبدالناصر نیز همان کار را کرد اما نتیجه ای نگرفت. و آنانی که در ایران دنبال تغییر مناسبات سیاسی هستند، امید دارند تا یک نسخه از ترامپ بگیرند تا مشکلاتشان حل شود. به همین دلیل است که حتی یاران احمدی نژاد هم دل به ترامپ می بندند و ترامپ را مرهمی برای زخم های خود می یابند.

اما واقعیت این است که نه تنها نسخه های ترامپ، که هر نسخه اقتدارگرایانه دیگری، فاقد کارکرد است. این نسخه ها دل هایی را خنک می کنند، اما گره ای را نمی گشایند. حداقل ما که در ایران هستیم می فهمیم که نسخه های اقتدارگرایانه گره ای را نمی گشایند. نه نسخه های اقتدارگرایانه رضا شاه حجاب را ساقط کرد و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی حجاب را پایدار کرد. نه نسخه اقتدارگرایانه رضا شاه برای تشکیل یک ملت، یک پرچم و یک زبان موفق بود. و نه نسخه اقتدارگرایانه جمهوری اسلامی تشیع و دین را تقویت کرد.

نسخه های اقتدارگرایانه و ساده لوحانه برای جهان پیچیده امروز نقش مسکن های تخدیر کننده ای هستند که خیال درمان بیماری های صعب العلاج را دارند. و البته که بسیاری با این نسخه ها آرام می شوند. البته ایرادی ندارد یک روستایی، فردی با تحصیلات اندک، یا انسانی که چرخه روزگار او را له کرده است دل به شفای این نسخه ها ببندد. همانطور که نیمی از آمریکایی ها به ترامپ دل بسته اند. اما برای یافتن راه حل باید این مسکن ها را کنارگذاشت و به واقعیت بازگشت. این چیزی است که حداقل همه ما به آنانی که با یکی از مخدرات دردهای روزگار را تسکین می بخشند می گوییم.

البته نفی ترامپیسم به معنای تایید رقیب او نیست. واقعیت این است که بسیاری از مشکلات جهان امروز - از فقر روبه گسترش جهانی تا نظام های استبدادی و تا جنگ های منطقه ای- محصول حکمرانی دموکرات ها نیز هست. چه بیل کیلنتون که سیاست های اقتصادی نئولیبرال ریگان را امضا کرد و چه اوباما که پایه های آن سیاست ها را تحکیم کرد و روندهای جهانی شدن ناعادلانه در جهان را گسترش داد. و چه پیشینیان آنان. بسیاری از قفس هایی که کودکان مهاجر را در آنها نگه می دارند محصول دوران اوباما هستند که در دوران ترامپ به چشم آمدند. بایدن نیز محصول همین سنت هاست. اگر بر ضریح بایدن نیز دخیل بسته اید، بزودی اثر تسکینی این مخدر نیز خواهد پرید.

مشکلات پیچیده امروز راه حل های پیچیده می طلبند. اگر چند دهه پیش جمال عبدالناصر متوجه می شد که با زندانی کردن و کشتن اخوان المسلمین این جریان تمام نمی شود شاید امروز مصر جای بهتری بود. واگر رضا شاه می فهمید که با اجبار حجاب و سیاست تک زبانی و قتل و حذف و تبعید مخالفان نمی تواند کاری از پیش ببرد، شاید امروز ایران نیز جای متفاوتی بود. و اگر امروز نیز به این اجماع برسیم که با ترامپیسم هیچ مشکلی در هیچ حوزه ای حل نخواهد شاید راه دیگری برویم و جهان بهتری را بیافرینیم.

انتخابات امریکا

کمیته ملی حزب جمهوری‌خواهان در پی جمع‌آوری دست‌کم۶۰ میلیون دلار برای حمایت از شکایت‌های حقوقی تیم دونالد ترامپ در زمینه نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور است.

در حالی که ترامپ‌ اعلام کرده از «مبارزه حقوقی‌» دست بر نمی‌دارد،‌ خبرگزاری رویترز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد حزب جمهوری‌خواه قصد دارد ۶۰ میلیون دلار برای پشتیبانی از این شکایت‌های حقوقی جمع‌آوری کند.

تنش میان اردوگاه حامیان انتخاباتی ترامپ و جو بایدن،‌ رقیب انتخاباتی‌اش از حزب دموکرات،‌ افزایش پیدا کرده است.

در این میان، برخی نزدیکان ترامپ عدم حمایت کافی جمهوری‌خواهان از رییس‌جمهور را مورد انتقاد قرار داده بودند

چرا استراتژی امریکا شکست می خورد

چرا استراتژی آمریکا شکست می خورد؟ رئیس جمهور بعدی آمریکا باید به عدم موازنه مزمن میان اهداف و روش ها پایان دهد

جیمز وینه فلد، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش آمریکا، مایکل مورل، معاون مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، گراهام الیسون، استاد حاکمیت و دولت در مدرسه کندی دانشگاه هاروارد و دستیار پیشین وزیر دفاع آمریکا

فارن افرز

در ماه ژانویه آینده، دولت تازه آمریکا - چه دولت ترامپ باشد یا جو بایدن- با دشوارترین آزمون سیاست خارجی ایالات متحده از سال های نخست جنگ سرد تاکنون روبه رو خواهد شد. این آزمون نه از چالش های مشخص بلکه همچنین از یک عدم موازنه فزاینده میان چهار متغیر کلاسیک در راهبرد کلان آمریکا سرچشمه می گیرد: هدف ها، روش ها، ابزارها و سپهر امنیتی. شکاف میان بلندپروازی های آمریکا و توانایی اش در پیاده کردن آنها، ریسک های راهبردی ناخوشایندی را پدید می آورد.

تجربه ما بعنوان مقام های امنیت ملی آمریکا- در ارتش، سازمان اطلاعات مرکزی و وزارت دفاع- می گوید که چرا اصلاح این عدم توازن، به سخن آسان و در عمل دشوار است. جامعه سیاستگذاران آمریکا، در برابر تعیین اولویت ها، مقاومت دارد و بیشتر به رخدادهای جاری واکنش نشان می دهد و همه را هم "حساس و حیاتی" معرفی می کند. سرویس های نظامی و جوامع رزمی، در سامانه هایی که از گذشته به ارث رسیده، گرفتارند؛ سامانه هایی که از جهات زیادی با گستره تامه منافع آمریکا، همخوانی ندارند. همچنین برای سازمانی که برای جاسوسی ساخته شده، پذیرش این اندیشه دشوار است که منابع بازopen sources، اکنون بینش هایی را درباره تحولات جهانی فراهم می آورد که به اندازه بینش بدست آمده از"اسرار ربوده شده" اهمیت دارند.

غلبه بر این مقاومت نیازمند یک فرمان مستقیم و روشن از طرف رئیس جمهوری و پی چویی سامان یافته آن برای ایفای مسوولیت مدیریتی اوست. نتیجه فرمان رئیس جمهوری باید گونه تازه ای از راهبرد امنیت ملی باشد: کوتاه و گویا و نه حاوی همه چیز برای همه کس. این فرمان باید درکی از اهداف آمریکا از گذر لنزهایی از یک فهرست عمومی، منافع اولویت بندی شده امنیتی و نیز دستورالعمل هایی درباره بکارگیری آن فهرست در تناسب با منابع و توانش امنیت ملی باشد.

اکنون از هر زمان دیگری مهمتر است که یک رویکرد موثر برای سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا، ترسیم شود اما این تلاش بدون روش نوینی برای ایجاد سازگاری و انطباق میان توانش آمریکا با اهداف کشور، ناکام می ماند، روشی که بتواند از اشتباهات راهبردهای گذشته، پرهیز کند.

سیاست خارجی، نیازمند حفظ تعادل میان چهار متغیر کلاسیک است. اهداف، چیزهایی است که یک دولت برای حراست از آن و به پیش بردن آن تلاش می کند. روش ها عبارتند از راهبردها، سیاست ها، مفاهیم یا ذهنیت ها و متدهایی که برای رسیدن به آن اهداف به کار می روند. ابزارها، همان عناصری از قدرت ملی هستند که از گذر مالیات یا قروض به دست می آیند و روش ها را تقویت می کنند. هر سه این متغیرها هم در پهنه امنیت، اقتصاد و شرایط سیاسی جهانی عمل می کنند که در آن سپهر، دیگر بازیگران هم اهداف خود را پی می گیرند.

عدم توازنی که به ویژگی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده، معلول دو متغیر از چهار متغیر بالاست. نخست دگرش هایی که در دو دهه گذشته در سپهر جهانی رخ داده از جمله دگرش های عمده میان قدرت نسبی ایالات متحده و رقبای اصلی اش که یک چالش سنگین و فشرده را نوید می دهد. دگرش هایی که در تولید ناخالص داخلی صورت گرفته که زیرساختاری از قدرت ملی است. سهم آمریکا از تولید ناخالص جهانی، که بخشی از آن با قدرت خرید سنجیده می شود، از پنجاه درصد در سال ۱۹۵۰ به چهارده درصد در سال ۲۰۱۸ رسید. حال آنکه چین با عبور از آمریکا به تولید ناخالص داخلی معادل ۱۸درصد جهانی رسیده است. از این گذشته، چین و روسیه با بهره برداری از فرصت ناشی از دو دهه درگیری آمریکا در جنگ های بی پایان، شکاف ها در توانمندی های متعارف نظامی را کمتر کرده و توانمندی های نامتقارن خود را افزایش داده اند. آنها با بکارگیری فن آوری به بهره کشی از جوامع مردمسالار روی آورده اند و رهبری آمریکا را با بیشتر کردن شکاف میان ایالات متحده و همپیمانان سنتی اش، کم رمق ساخته اند.

دوم، گرایش رای دهندگان آمریکایی به توجه بیشتر به درون کشور و به صرف منابع برای مسائل داخلی است. از این گذشته، به عنوان پیامد گام هایی که برای خنثی کردن تاثیرات اقتصادی کووید۱۹ گرفته شده، میزان قروض دولت آمریکا، به سطوحی افزایش یافته است که پیش از این، غیرقابل دوام ارزیابی می شد.

در چنین ساختاری است که آمریکا رشد پیشرونده اقتصاد جهانی را با گسترش تجارت در یک سامانه قانونمند هدایت کرده، تامین مالی با دلار به عنوان یک ارز ذخیره را تسهیل کرده و اینترنتی جهانی را با استانداردهای باز برساخته است. این سامانه جهانی، که همیشه توسط رقبای آمریکا زیر تهدید بود، اکنون با ملی گرایی نضج گیرنده و عوام گرایی داخلی هم در خطر قرار دارد.

پله بعدی این سلسله مراتب، همان امنیت متحدان و شرکا و پشتیبانی از آنهاست- یک منافع ویژه که متحدان و شرکا را هم به عنوان روش می بیند و هم هدف. متحدان آمریکا، نقشی کلیدی در امنیت و بهروزی آمریکا دارند. آنها در بازار جهانی مشارکت می کنند، توانمندی های دیپلماتیک، اطلاعاتی و نظامی آمریکا را تقویت می کنند و در صورت نیاز برایش حمایت حقوقی و حتی اخلاقی فراهم می آورند.

سرانجام به پله آخر می رسیم که همان حفاظت و در صورت امکان گسترش ارزش های جهانی است که دربردارنده آرمان هایی همچون جلوگیری از بیرحمی و خشونت، نسل کشی، یورش های عمدی به شهروندان و توسعه سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی، همچنین حق حاکمیت کشورها و رهایی از آلام بشری است. نکته بحث برانگیز دیگر هم گسترش خود دموکراسی است.

سپهر دگرش یابنده امنیتی و محدودیت های فزاینده بر ابزارهای موجود، رئیس جمهوری بعدی را ملزم می سازد تا تصمیمات بسیار دشواری در این باره بگیرد که کدام اهداف، ارزش بیشتری از جهت اختصاص منابع و صرف توان آمریکا را دارد. بی گمان امنیت سرزمین آمریکا و دمکراسی آن، جای پرسش ندارند اما موارد دیگری همچون عمق تعهد آمریکا به همه متحدان و شرکای کنونی یا عزمش برای حفظ برتری نظامی در همه نواحی جهان می تواند مورد بازبینی قرار گیرد تا سپهر دگرش یابنده جهان و ابزارهای موجود را بهتر بازتاب دهد. در اینجاست که رئیس جمهوری بعدی آمریکا، باید این هشدار هنری کیسینجر را آویزه گوش خود کند که: «هیچ کشوری نمی تواند همزمان در همه بخش های گیتی و در هر لحظه ای از زمان، کارکردی خردمندانه داشته باشد.»

با توجه به محدودیت ابزارها برای گذر از یک سپهر رو به وخامت است که پای یک متغیر دیگر برای حفظ توازن و حفاظت از اهداف به میان می آید: راه و روش ها.

در پایان ۲۰۲۰، نسبت قروض آمریکا به تولید ناخالص داخلی اش به ۱۱۰ درصد می رسد که بالاترین سطح از زمان پایان جنگ دوم جهانی است. نتیجه اینکه، پیکره کلی منابع در دسترس برای سیاست خارجی کشور، بی گمان لاغر خواهد شد.

دولت آینده آمریکا برای هماوردی با روندهای منفی این دو متغیر راهبردی، باید به دو متغیر دیگر توجه نشان دهد که کنترل بیشتری بر آنها دارد: اهداف و روش ها. باید رویکرد سامان یافته تری را برای هدف گذاری و بکارگیری خلاقانه تر روش ها- از جمله ابزارهای قدرت ملی- یعنی دیپلماسی، توانش نظامی، ارتباطات راهبردی و نفوذ اقتصادی در پیش گیرد.

چارچوبی برای چاره کردن تهدیدها، باید با سلسله مراتبی پنج پله ای آغاز شود: نخست بقای کشور به عنوان یک دمکراسی آزاد که مهمترین مسوولیت هر دولتی است. اکنون باید به تهدیدهای هسته ای و بیولوژیک، یورش های اطلاعاتی که با سرعت نور از فاصله های دور انجام می شود را هم افزود چرا که می توانند برای همیشه سرشت سامانه سیاسی آمریکا را دگرش دهند. دوم، جلوگیری از یورش های فاجعه بار به کشور و شهروندانش است؛ حملات تروریستی، انفجار یک ابزار هسته ای، یک حمله سایبری کمرشکن به زیرساخت های حیاتی، گسست کابل های زیر دریا یا حتی یک یورش پالسی الکترومگنتیک که در اثر یک انفجار هسته ای در ارتفاع بالا رخ می دهد. همچنین است واردات مواد مخدر صنعتی توسط گروه های جنایتکار که هر ساله ده ها هزار نفر از مردم این کشور را به کام مرگ می کشد. هزینه های انسانی و اقتصادی این تهدیدها می تواند به دگرش هایی سیستمیک در روش زندگی کشور بیانجامد.

پله سوم، حفاظت از سیستم عامل جهانی و نقش رهبری آمریکا در آن است. این سیستم عامل که گاه به آن نظم بین المللی یا نظم جهانی هم گفته می شود، متشکل از نهادها، قوانین، توافق نامه ها و نورم هایی است که به آمریکایی ها و دیگران در جهان این امکان را داده است که هفت دهه را بدون جنگی میان قدرت های بزرگ بگذرانند و بالاترین رشد رفاه اقتصادی را در تاریخ بشر داشته باشند.

روش ها از عناصر گوناگونِ توانش ملی سر بر می آورند که دربردارنده ابزارهای دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی می شوند. هرگاه که روش های راهبردی کنونی، ناکافی و بی کفایت شوند، رهبران می بایست جسارت و خلاقیت لازم برای یافتن راه های تازه یا به روز کردن روش های کهنه را داشته باشند همانگونه که آمریکا در دوران رقابت فضایی، همین کار را کرد.

دگرش در روش ها، شاید حتی از انطباق و سازگار کردن اهداف هم دشوارتر باشد. در سامانه های بزرگی همچون تشکیلات امنیت ملی آمریکا، سرمایه گذاری های داخلی و خارجی برای وضع موجود، رها شدن از چنبره تلاش های جاری را دشوار می کند.

تقریبا در همه موارد، پذیرش روش های تازه، نیازمند دگرش در اختصاص ابزارها در میان عناصر قدرت ملی و در درون نهادهایی است که عملا آنها را به کار می گیرند. با این حال، دولت آینده آمریکا این فرصت را دارد که روش های موجود در بکارگیری هر عنصری از قدرت ملی آمریکا را بازنشانی کند تا بهتر بتواند در خدمت اهداف کشور قرار گیرد. چنانچه از این کار سر باز زده شود، باید به ریسکی جایگزین تن داد که همان پی جویی تاکتیک های غیرقابل دوام یا کهنه است.

انتخابات امریکا

دیوید اسمیت

گاردین

پایان شمارش آراء ریاست‌جمهوری آمریکا ممکن است با شکست دونالد ترامپ همزمان شود. اما این به این معنی نیست که ترامپیسم هم شکست خورده است.

دموکرات‌ها امیدوار بودند که ۴ سال آشفتگی، حمله به هنجار‌ها و نهاد‌ها و دروغ و بی‌صداقتی - به‌علاوه همه‌گیری‌ای که جان ۲۳۳ هزار ‌نفر را گرفت- خیلی سریع، تمیز و کوبنده باعث رنگ‌باختنِ اثر ۴۵‌امین رئیس‌جمهور آمریکا شود.

این اتفاق می‌توانست مسیر کشور را مشخص کند و هشداری باشد به حزب جمهوری‌خواه تا بروند و آن گزارش معروفِ «کالبد‌شکافی» را که در سال ۲۰۱۳ ارائه دادند از روی قفسه بردارند و خود را از نو بیافرینند. [گزارش کالبدشکافی یا آتوپسی گزارشی ۱۰۰‌صفحه‌ای و شامل برنامه‌های حزب جمهوری‌خواه آمریکا در کارزار انتخاباتی سال ۲۰۱۲ بود.]

اما چهارشنبه شب، یک شب فاجعه‌آمیز دیگر برای نتایج نظرسنجی بود که نشان داد قرار نیست اوضاع این‌طور پیش برود.

ترامپ استقامت خود را ثابت کرد و رأی‌هایش را در فلوریدا، تگزاس و سایر ایالات افزایش داد. ترامپ در انتخابات این دوره بسیار بیشتر از انتخابات دوره قبلی رأی سفیدپوستان طبقه کارگر را به دست آورده و توانسته به تدریج حمایت آمریکایی‌های لاتین‌تبار از دموکرات‌ها را کاهش داد.

گردهم‌آیی‌های انتخاباتی ترامپ که مانند همیشه بر محور کیش شخصیت برگزار شدند، مانند همه گردهم‌آیی‌های دیگرش پرشور و بی‌قانون بودند. مشخص شد که پیروزی او در سال ۲۰۱۶ به هیچ طریقی قابل انتساب به ولادیمیر پوتین و جیمز کومی نبود. جنسیت‌گرایی، نژادپرستی و دروغ‌گویی او در سال ۲۰۲۰ جسورانه‌تر و مشروع‌تر از قبل شده است. وقتی برخی از آمریکایی‌ها در اعتراض [به ترامپ]گفتند «ما این نیستیم» رأی‌دهندگان به ترامپ در پاسخ گفتند: «ما دقیقاً همین هستیم- و قرار نیست جایی برویم.»

یک استاد دانشگاه پرینستون، ادی کلود، که نویسنده کتاب دموکراسی به رنگ سیاه است، در توئیتی نوشت: «آن خشمِ به‌اصطلاح اخلاقی که پیرامون ریاست‌جمهوری ترامپ وجود داشت باعث نشد که حمایت جمهوری‌خواهان از او کمتر شود. در حقیقت، او [حتی]پایگاه خود را در میان رأی‌دهندگان سفیدپوست گسترش داد. ترامپ در تقاطع حرص، خودخواهی و نژادپرستی به شکوفایی خود ادامه می‌دهد.»

حالا اگر ترامپ برنده انتخابات شود، ترامپیسم پیروز می‌شود. اما اگر ترامپ انتخابات را ببازد، باز هم ترامپیسم پیروز می‌شود. حس ناراحتی از شکست با اختلاف ناچیز که ادعا‌های توخالی رئیس‌جمهور و رسانه‌های محافظه‌کار درباره وقوع تقلب به آن دامن می‌زند، می‌تواند دوباره باعث شکوفایی یک رئیس‌جمهور دموکرات شود.

جنبشِ «دوباره آمریکای بزرگ را می‌سازیم» - با ایجاد احساس دلتنگی برای کشوری که هرگز وجود نداشته- بیشتر از آنکه برای رئیس‌جمهورِ وقت [در تمام دوران‌ها]ساخته شده باشد برای مخالفان رئیس‌جمهور ساخته شده است [برای مثال شعار ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶ «دوباره آمریکای بزرگ را می‌سازیم» بود که برگرفته از شعار انتخاباتی ریگان در دهه ۸۰ بود که گفته بود «بیایید دوباره آمریکای بزرگ را بسازیم». جو بایدن در مبارزات انتخاباتی خود گفت ترامپ را شکست می‌دهیم و دوباره آمریکا را می‌سازیم.]

چیز‌های دیگری هم هست. به‌نظر می‌رسد که جمهوری‌خواهان سخت در تلاشند تا اکثریت مجلس سنا را به دست بگیرند و ممکن است نهایتاً اکثریت کرسی‌های مجلس نمایندگان را از آن خود کنند.

میچ مک‌کانل، رهبر اکثریت سنا و لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه، به خاطر عادی‌سازیِ ترامپ و کمک به او برای آنکه اراده خود را تحمیل کند، تنبیه نشدند بلکه پاداش دریافت کردند. این پیام واضحی برای سینه‌سوختگانِ حزب جمهوری‌خواه است: این حزب [جمهوری‌خواه]اکنون حزبِ ترامپ است.علاوه‌ بر‌آن، مک‌کانل دشمنی تمام‌وقت برای ریاست‌جمهوری بایدن [به فرض آنکه رئیس‌جمهور شود]خواهد بود. این رهبر حزب اکثریت سنا مفتخر است که الویت اصلی او در زمان ریاست‌جمهوری باراک اوباما این بود که تمام سعی‌اش را بکند تا او را به رئیس‌جمهورِ تک-دوره‌ای تبدیل کند. او نتوانست این کار را عملی کند، اما توانست موانعی بر سر راه او بگذارد.

اکنون او می‌تواند این فرمول را برای مردی که ۸ سال معاون اوباما بود تکرار کند. این دقیقاً نقطه مخالف چیزی است که آمریکا اکنون به آن نیاز دارد: کاخ سفید، مجلس سنا و مجلس نمایندگانی که با هم همکاری کنند و مانند فرانکلین روزولت بزرگ فکر کنند، همه‌گیری را از بین ببرند، اقتصاد را احیا کنند و نظام سلامت را اصلاح کنند.

به‌جای‌این‌ها باید انتظار درگیری‌ها و گرفتگی‌های بیشتری را داشت، زیرا راه کاخ سفید از همه طرف مسدود خواهد شد؛ زیرا باید مدام با مجلس سنا که اکثریت آن را حزب جمهوری‌خواهِ تغذیه‌شونده توسطِ ترامپ تشکیل می‌دهند، درگیر شود.

نخستین چیزی که نیرو‌های ترامپیسم را تقویت می‌کند کلافه شدن از این وضعیت است. رئیس‌جمهور به تلاشش ادامه می‌دهد تا خود را به عنوان فردی فراجناحی معرفی کند که هدفش اصلاح سیستم و ریشه‌کنی فساد است. حملات علیه بایدن با شروعِ هراس‌افکنی درباره احتمال نامزدی کامالا هریس، معاون رنگین‌پوست جو بایدن، برای دور بعدی بیشتر خواهد شد.

براساس یک مکتب فکری شکستِ سنگینِ حزب جمهوری‌خواه- حتی در تگزاس- بهترین رویدادی بود که می‌توانست برای این حزب رخ دهد؛ ازاین‌جهت که فقط چنین رویدادی می‌توانست حزب جمهوری‌خواه را متحول سازد.

اما یک نظریه دیگر آن بود که- نتیجه هر چه که باشد- ترامپیسم آنقدر در مغز استخوان حزب جمهوری‌خواه نفوذ کرده که خلاصی از آن به طی شدن ۲ یا ۳ دوره انتخابات نیاز دارد. این حزب اکنون تا مغز استخوانش به ملی‌گرایی پوپولیستی، واژگون‌سازی اجماع قدیمی درباره تجارت و مهاجرت و سایر مواردی از این دست، متعهد است؛ و نامزد‌های احتمالی ۲۰۲۴ چه کسانی هستند؟ دونالد ترامپ جونیور را از فهرست خط نزنید، البته دلیلی وجود ندارد که دونالد ترامپ خودش هم جزو نامزد‌ها نباشد.

امریکا

جنگ به خانه می آید: تکامل تروریسم داخلی در آمریکا

سی اس آی اس

داده های تازه مرکز واکاوی های راهبردی و بین المللی CSIS نشان می دهد که در سال ۲۰۲۰، هواخواهان برتری سفیدپوستان و دیگر افراطیون همفکر آنان، عامل دو سوم نقشه های تروریستی و یورش های خشونت بار در آمریکا بوده اند. آنارشیست ها، ضدفاشیست ها و دیگر افراطیون همفکرشان هم ۲۰ درصد باقیمانده این نقشه ها و یورش ها را مرتکب شده اند. این در حالی است که شمار این نوع یورش ها به نسبت سال پیش افزایش داشته چرا که این افراطیون، نیروهای پلیس، ارتش و تاسیسات و نفرات دولتی را هدف حمله قرار می دهند. با این همه، به رغم این یافته ها، شمار قربانیان تروریسم خانگی در آمریکا، به نسبت سالهای پیش، کمتر است.

در ایالات متحده آمریکا، وجود افراطیونی که ناخشنودی های سیاسی، نژادی، قومی، اقتصادی، بهداشتی و امثال آن به آنها انگیزه می دهد، نگرانی فزاینده ای درباره تهدید تروریسم خانگی وجود دارد. ارزیابی تهدید خانگی که در همین ماه اکتبر توسط وزارت امنیت داخلی آمریکا منتشر شد، می گوید که «افراطیونی با انگیزه های نژادی و قومی – بویژه سفیربرتر پندارها – پایدارترین و مرگبارترین تهدید داخلی به شمار می روند.» این گزارش همچنین نتیجه گرفت که آنارشیست ها و دیگر افرادی که ایدئولوژی های ضددولتی و ضد حاکمیتی دارند، یک تهدید به حساب می آیند. البته این گزارش و نیز گزارش دیگری از اف بی آی، داده های ۲۰۲۰ را ارائه نکردند.

گروه های طرفدار برتری سفیدها، ۶۷ درصد نقشه های تروریستی و یورش های سال ۲۰۲۰ در آمریکا را مرتکب شده اند. آنها از خودروها، مواد منفجره و سلاح های جنگی به عنوان جنگ افزارهای اصلی شان بهره برده و به جمع تظاهرکنندگان یا به افراد به دلیل گرایشات نژادی، قومی، مذهبی یا سیاسی شان حمله کرده اند. آفریقایی تبارها، مهاجران، مسلمانان و یهودیان اهداف اصلی این یورش ها بوده اند.

سال ۲۰۲۰، شاهد افزایش شمار یورش ها و نقشه های آنارشیستی، ضدفاشیستی و دیگر انواع آن بوده است که ۲۰ درصد رخدادهای تروریستی را در بر می گیرد (به نسبت ۸ درصد سال ۲۰۱۹). این دسته از افراطیون، در بیشتر یورش هایشان، ابتدا مواد منفجره و آتش زا استفاده می کنند و سپس دست به سلاح های جنگی می برند و همچنین تاسیسات و نفرات دولتی را هدف می گیرند.

خشونت های چپ افراطی و راست افراطی، عمیقا در هم تنیده هستند و یک "کلاف امنیتی" کلاسیک را شکل می دهند. از آنجا که نمی توان میان سلاح های دفاعی و تهاجمی تمایز گذاشت، طرف های گوناگون در اعتراض ها و شورش ها به هم واکنش نشان می دهند و هر طرف تلاش می کند برای محافظت از خود به سلاح هایی دست یابد که تهدیدی برای طرف دیگر به شمار می آید.

به رغم این یافته ها، باید این خشونت ها را در یک بافت تاریخی دید. شمار قربانیان یورش های تروریستی در ایالات متحده، هنوز هم به نسبت برخی دوره های تاریخ این کشور، نسبتا پایین است که نشان می دهد نباید درباره این تهدید، مبالغه کرد[....] با این همه، سطح خشونت می تواند در گذر یک سال آینده افزایش یابد و این به قطبی شدگی سیاسی، ماندگاری کووید ۱۹، دشوار شدن شرایط اقتصادی، نگرانی های فزاینده درباره مهاجرت، نابرابری نژادی و دیگر فاکتورها بستگی دارد. همچنین ممکن است که ساختار سازمانی افراط گرایی از سپهر غیرمتمرکز امروزی سر برآورد تا گروه هایی با ساختاری که بیشتر سلسله مراتبی خواهد بود را در بربگیرد.

شمار فزاینده ای از ارزیابی های دولت فدرال و ایالت ها از تهدیدهای داخلی، به این نتیجه رسیده اند که تروریسم دولتی، می تواند برای آینده قابل پیش بینی، از جمله ۲۰۲۱ و پس از آن، پایدار بماند.

سناریوهای چندگانه ای برای تداوم – یا حتی افزایش – خشونت در پی انتخابات نوامبر آینده مطرح است که می تواند به سال ۲۰۲۱ و پس از آن هم بکشد. برخی گروه های تندرو، این تصور را دارند که گروه های دیگر، آماده توسل به زور هستند که این ذهنیت، احتمال بروز خشونت را بیشتر می کند.

در صورت پیروزی دمکرات ها، این تهدید می تواند دربردارنده حملات طرفداران برتری سفیدها، شبه نظامیان و دیگر افراد باشد که به احتمال قوی از سلاح های جنگی و مواد انفجاری استفاده خواهند کرد. در صورت پیروزی یک جمهوریخواه، تهدید اصلی از ناحیه تظاهرات گسترده در شهرهاست که برخی شان می تواند به خشونت کشیده شود. آنارشیست ها، ضدفاشیست ها و دیگر افراطیون چپگرا از پلتفرم های دیجیتال و دیگر انتشارات برای جا انداختن این بحث استفاده کرده اند که دونالد ترامپ یک نئوفاشیست است و خشونت (علیه او) مشروعیت دار

ترامپ

در ۱۳ جولای ۲۰۲۰ روزنامه واشنگتن پست گزارش داد که از آغاز ریاست جمهوری خود آقای دانالد ترامپ دستکم ۲۰،۰۰۰ بار یا دروغ گفته و یا حرفی‌ زده که اشتباه و یا دروغ [دیگران] است. از سال ۲۰۱۵ که ترامپ وارد میدان سیاست شد چهره او شناخته شده است: شخصیتی ضد مهاجران، ضد مسلمانان، ضد مردم زحمتکش، ضد حقیقت، بی‌ اعتنا به سرنوشت مردم عادی، نژاد پرست، و در دستکم رابطه با زنان بسیار ارتجاعی.

پس از چهار سال او کوچکترین دستاوردی که در سیاست خارجی‌ نداشته هیچ، بلکه از توافق‌های بین المللی مانند توافق پاریس برای کنترل محیط زیست، از برخی‌ از توافق‌ها درباره سلاح‌های هسته‌ای با روسیه، و از برجام خارج نیز شده است، و به این کار خود میبالد. ملاقات ایشان با رهبر کره شمالی‌ هیچ فایده‌ای نداشت، و فاشیستی‌هایی‌ نظیر عبد الفتاح السیسی "دیکتاتور محبوب" ایشان هستند.

ولی‌ مطابق معمول ترامپ حتی شکست‌های خودرا به عنوان پیروزی به مردم ناآگاه عرضه می‌کند. دیروز، پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۰، ایشان در کارولاینای شمالی‌ همایش انتخاباتی داشت، و در طول آن درباره ظلمی که به مردم ونزوئلا و ایران نموده لاف زد و آنرا دستاورد خود شمرد. در باره ایران ترامپ چنین گفت:

"ما تروریست اول جهان [سرلشگر شهید] را کشتیم، و دولت من از معاهده‌ای فاجعه آور [برجام] با ۱۵۰ میلیارد دلار [که به آنها دادیم] به علاوه ۱.۸ میلیارد دلار نقد که در چهار هواپیما به ایران منتقل شد، خارج شد.... فکر می‌کنید بعد از اینکه من دوباره انتخاب شدم کی‌ اول از همه به من تلفن خواهد کرد؟ ایران [که خواهد گفت]، "میشه با هم معامله کنیم؟" چون آن کشور با تحریم‌های ما و با اقدامات دیگر ما [علیه آنها] در حال رفتن به جهنم است."

مستقل از اینکه خروج از برجام و تحریم‌های آمریکا صد در صد غیر قانونی هستند [و روشن است که غیر اخلاقی‌ و سادیستیک هم میباشند]، چندین دروغ در همین چند جمله وجود دارند. ۱۵۰ میلیارد دلاری وجود نداشت؛ ۵۵ میلیارد دلار پول خود ایران بود که در بانک‌های خارج از کشور مسدود شده بود. ۱.۸ میلیارد دلار هم پول ایران بود. در آوریل ۱۹۸۰، زمانی‌ که آقای جیمی کارتر اموال ایران در آمریکا را مسدود کرد، حسابی‌ نیز متعلق به ایران در آمریکا بود که در آن ۴۰۰ میلیون دلار پول بود. این حسابی‌ بود که از آن هزینه خرید‌های تسلیحاتی شاه پرداخت میشد. بعد از ۳۵ سال، آن ۴۰۰ میلیون دلار با بهره بانکی آن به ۱.۸ میلیارد دلار رسیده بود که به ایران تحویل داده شد.

ولی‌ ترامپ کوچکترین اعتنائی به رنج و درد مردم ایران و بلاهایی که تحریم‌های غیر قانونی، غیر اخلاقی‌ و سادیستیک او بر مردم ایران، بخصوص جوانان، بیماران با بیماری‌های جدی، و بچه ها، تحمیل کرده ا‌ند ندارد. برای او که در سیاست خارجی‌، مثل سیاست داخلی‌ شکست خورده است، صدمه زدن به مردم بی‌ گناه ایران دستاورد است.

در مورد ونزوئلا ترامپ چنین گفت،

"اگر به ۲۰ سال پیش برگردید، کمتر از ۲۰ سال، [خواهید دید که] ونزوئلا نفت داشت، و ثروتمند بود. آنها همه چیز داشتند. ولی‌ حال آب نوشیدنی‌، غذا، و دارو هم ندارند. در خیابان‌های آنجا هیچ چیزی بجز کشتن یکدیگر نیست. این در مدتی‌ کوتاه [از زمانی‌ که من نزدیک به دو سال پیش آنها را تحریم کردم] اتفاق افتاده است."

داستان دقیقا همان است که درباره ایران گفت. "ببینید من چه بلایی بر سر ونزوئلا آوردم؛ این دستاور من است." البته ترامپ نمی‌گوید که کمتر از ۲۰ سال پیش که "ونزوئلا همه چیز داشت" زمانی‌ بود که مرحوم هوگو شاوز سوسیالیست در قدرت بود. در نتیجه ترامپ نه تنها از رنج و محنت مردم ونزوئلا به خود می‌‌بالد، بلکه مردم آمریکا را از سوسیالیسم، یا سوسیال دموکراسی، که حتی او نیز میداند روز بروز محبوبیت آن نزد مردم، بخصوص جوانان بالا تر میرود، میترساند.

انتخابات ترکیه  

کروگمن، برنده نوبل اقتصاد

نیویورک‌تایمز

در نخستین مناظره بین ترامپ و بایدن، به دلیل دروغگویی مستمر و اظهارنظرهای بی‌پایه ترامپ، بحثی درباره سیاست‌های کلان اقتصادی مطرح نشد. اما او درباره آنچه در دوران ریاست‌جمهوری‌اش در حوزه اقتصاد انجام داده جملاتی بیان کرد. جو بایدن ادعا کرد برنامه‌ای که در زمینه مالیات‌ها و هزینه‌ها دارد می‌تواند میلیون‌ها شغل به وجود آورد و زمینه افزایش نرخ رشد اقتصادی را فراهم کند. در مقابل، ترامپ گفت آن برنامه‌ها اقتصاد را به نابودی خواهد کشاند. تمام آنچه ما مشاهده می‌کنیم و می‌دانیم نشان می‌دهد حق با بایدن است و ترامپ اشتباه می‌کند. البته من تنها کسی نیستم که چنین دیدگاهی دارد. تحلیلگران مستقل از جمله تحلیلگران موسسه مودیز آنالیتیکس و اقتصاددان‌های نه دقیقا سوسیالیست در بانک گلدمن ساکس درباره پیشنهادهای بایدن دیدگاه مثبت دارند.

قبل از ادامه بحث به چند نکته تاریخی اشاره می‌کنم. این دیدگاه به شکل فراگیر وجود دارد که جمهوری‌خواهان بهتر از دموکرات‌ها می‌توانند اقتصاد را مدیریت کنند. اما شواهد و واقعیت‌ها هرگز چنین دیدگاهی را تایید نمی‌کنند. بله، در دوران ریاست‌جمهوری رونالد ریگان وضعیت اقتصادی خوب بود و اقتصاد رشد کرد اما همین رونق در دوران ریاست‌جمهوری بیل کلینتون هم مشاهده شد و رونق دوران او هم طولانی‌تر بود و هم عمیق‌تر. شکی وجود ندارد که قبل از آغاز همه‌گیری کرونا، در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ تعداد زیادی شغل در اقتصاد ایجاد شد. اما روند کاهش نرخ بیکاری از دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما آغاز شده بود. در دوران ریاست‌جمهوری بوش پدر و بوش پسر وضعیت اقتصاد خوب نبود. از سوی دیگر، جمهوری‌خواهان همواره ادعا می‌کنند سیاست‌های ترقی‌خواهانه به فاجعه اقتصادی منجر می‌شود. اما تمام این ادعاها اشتباه بوده است. برای مثال دیدگاه آنها درباره افزایش مالیات‌ها غلط است. سال ۱۹۹۳ هنگامی که بیل کلینتون مالیات‌ها را بالا برد جمهوری‌خواهان با اطمینان کامل پیش‌بینی کردند اقتصاد دچار رکود خواهد شد. اما آنچه در عمل رخ داد یک رونق قابل‌ملاحظه در اقتصاد بود. در دوران فرمانداری آقای براون، هنگامی که کالیفرنیا مالیات‌ها را بالا برد راستگراها این اقدام را خودکشی اقتصادی توصیف کردند اما نتیجه آن اقدام، رونق اقتصادی بود. جمهوری‌خواهان همچنین درباره برنامه اجتماعی دیدگاه‌های اشتباه دارند. آنها تاکید می‌کردند اوباماکِر به از میان رفتن میلیون‌ها شغل منجر خواهد شد. اما طی ۶ سال پس از ژانویه ۲۰۱۴ یعنی زمانی که اجرای برنامه یاد شده آغاز شد، تقریبا ۱۵ میلیون شغل در اقتصاد پدید آمد و یک موضوع دیگر که نباید فراموش کرد این است که جمهوری‌خواهان بارها و بارها تاکید کرده‌اند کاهش مالیات ثروتمندان به معجزه اقتصادی منجر می‌شود، اما این وعده‌ها هرگز تحقق نیافته است. محافظه‌کارها همچنان بر دوران رونق اقتصادی سال‌های ریاست‌جمهوری رونالد ریگان تاکید می‌کنند و این تاکید بی‌دلیل نیست. علت این است که آن رونق تنها نمونه‌ای است که به‌نظر می‌رسد از ایدئولوژی اقتصادی جمهوری‌خواهان حمایت می‌کند. البته استدلال آنها در این زمینه نیز اشتباه است، اما در اینجا به علت اشتباه بودن آن نمی‌پردازم.

اینکه بگوییم سیاست‌های ترقی‌خواهانه آن‌گونه که جمهوری‌خواهان ادعا می‌کنند فاجعه‌بار نیست با اینکه گفته شود برنامه بایدن سبب رونق و رشد اقتصاد می‌شود، تفاوت دارد. چرا تحلیلگران موسسه مودیز و بانک گلدمن ساکس از پیشنهادهای اقتصادی بایدن حمایت می‌کنند و چرا من هم نسبت به اثرات این سیاست‌ها خوش‌بین هستم؟ نکته نخست این است که باید به واقعیت‌های اقتصادی توجه کرد. حتی قبل از شروع بحران کرونا، وضعیت خوب بازار کار سبب شده بود ضعف‌های جدی اقتصاد پنهان بماند.

طی حداقل یک دهه گذشته ما در دنیای پس‌اندازهای مازاد و اضافه زندگی کرده‌ایم. یعنی میزان سرمایه‌ای که بخش‌خصوصی پس‌انداز می‌کند بیش از میزان سرمایه‌ای بوده که در حوزه‌های واقعی سرمایه‌گذاری کرده است. این پس‌انداز مازاد و زیاد در نرخ‌های پایین بهره حتی وقتی وضعیت اقتصاد خوب است، منعکس می‌شود. نرخ‌های پایین بهره از توانایی بانک‌مرکزی برای مقابله با ضعف اقتصادی می‌کاهد و به همین دلیل است که جروم پاول، رئیس بانک‌مرکزی به‌دنبال اجرای برنامه‌های حمایتی فراگیرتر بوده تا به رونق اقتصاد کمک کند. در دنیای امروزی، ما در عمل از دولت انتظار داریم کسری بودجه داشته باشد، زیرا آنها پس‌انداز مازاد را مورد استفاده قرار می‌دهند اما ما همچنین مایلیم آن کسری‌ها بهره‌ور باشد یعنی به رشد سرمایه‌گذاری کمک کرده و اقتصاد را تقویت کند.

کاهش مالیات‌ها در سال ۲۰۱۷ سبب افزایش کسری بودجه شد. اما کاهش مالیات شرکت‌ها نتوانست رشدی که وعده داده شده بود را در سرمایه‌گذاری شرکت‌ها به‌وجود آورد. برنامه آقای بایدن به افزایش مالیات شرکت‌ها منجر می‌شود و زمینه افزایش سرمایه‌گذاری‌ها را فراهم می‌کند. به احتمال زیاد نتیجه این اتفاق، رونق اقتصاد خواهد بود. به‌ویژه بخش عمده هزینه‌ها برای توسعه زیرساخت‌ها و آموزش صرف خواهد شد، عاملی که در بلندمدت اقتصاد را تقویت خواهد کرد. البته اثر آن در چند سال آینده هم احساس می‌شود. موسسه مودیز با در نظر گرفتن برنامه‌های آقای بایدن به این نتیجه رسیده که اجرای آن برنامه‌ها سبب خواهد شد تولید ناخالص داخلی واقعی سال ۲۰۲۴ در مقایسه با حالتی که سیاست‌های ترامپ دنبال شود ۵/ ۴ درصد بالاتر خواهد بود و این یعنی ایجاد ۷میلیون شغل بیشتر. تخمین بانک گلدمن ساکس نیز این است که با اجرای سیاست‌های بایدن تولید ناخالص داخلی سال یاد شده ۷/ ۳ درصد بالاتر از حدی است که اگر سیاست‌های ترامپ اجرا شود تحقق خواهد یافت. مدل، تنها یک مدل است و پیش‌بینی‌های اقتصاددان‌ها اغلب اشتباه از آب در می‌آید. البته برخی از ما مایلیم اشتباه را بپذیریم و از آن درس بگیریم.

اگر شما سعی می‌کنید ادعاهای اقتصادی دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری را ارزیابی کنید باید بدانید که پیش‌بینی ترامپ یعنی به نابودی کشیده شدن اقتصاد با اجرای برنامه‌های آقای بایدن فاقد هرگونه اعتبار است نه فقط به این دلیل که ترامپ درباره همه چیز همواره دروغ می‌گوید بلکه به این دلیل که جمهوری‌خواهان همواره پیش‌بینی می‌کنند اجرای برنامه‌های اقتصادی ترقی‌خواهانه فاجعه بار خواهد بود و هرگز این پیش‌بینی‌ها درست نبوده است. شما همچنین باید بدانید که دیدگاه‌های جو بایدن یعنی رونق پیدا کردن اقتصاد با اجرای برنامه‌های او مورد تایید تحلیلگران و اقتصاددان‌های مستقل قرار دارد و علم اقتصاد آن را تایید می‌کند، بنابراین ادعای اقتصادی بایدن معتبر است و ادعای ترامپ نامعتبر

جمهوری اذربایجان

الهام علی‌یف رئیس‌جمهور آذربایجان در توئیت خود بازپس‌گیری کامل مرزهای کشور با ایران را به «مردم آذربایجان و ایران» تبریک گفت.

وزارت دفاع ارمنستان پنج‌شنبه شمار تلفات نظامی را ۸۷۴ نفر اعلام کرد.

هنوز دولت آذربایجان شمار تلفات نظامی خود را اعلام نکرده، اما حدود ۷۰ غیرنظامی در حملات توپخانه‌ای و موشکی ارمنستان به داخل خاک آذربایجان (نه مناطق مورد مناقشه) جان باخته‌اند.

آقای علی‌یف چهارشنبه اعلام کرد آذربایجان انتقام حملات به شهرها، از جمله گنجه را در میدان جنگ خواهد گرفت و در نظر ندارد شهرهای ارمنستان را مورد حمله قرار دهد و جنگ را به داخل خاک دشمن بکشاند.

ارمنستان نیز می‌گوید ده‌ها غیرنظامی ساکن قره‌باغ در نبردها جان باخته‌اند.

تاکنون با وساطت روسیه، دو بار ارمنستان و آذربایجان طی هفته‌های گذشته برای تبادل اسرا و تحویل اجساد اعلام آتش‌بس موقت کرده‌اند، اما هیچ کدام عملی نشده است.

روز چهارشنبه دوباره وزرای خارجه آذربایجان و ارمنستان به مسکو سفر کردند و قرار است روز جمعه در واشنگتن دیدار کنند.

نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان چهارشنبه تاکید کرده بود که در این مرحله از جنگ با جمهوری آذربایجان بر سر ناحیه کوهستانی ناگورنو-‌قره‌باغ هیچ راه‌حل دیپلماتیک فوری متصور نیست.

او افزود: «هر چیزی که از نقطه‌نظر دیپلماسی برای طرف ارمنی قابل قبول باشد... برای آذربایجان قابل قبول نخواهد بود».

آقای علی‌یف نیز همزمان اعلام کرد تنها راه صلح، خروج کامل نیروهای ارمنستان از مناطق اشغالی و احیای تمامیت ارضی آذربایجان است.

وی درباره سرنوشت قره‌باغ، یکی از هشت منطقه اشغالی با اکثریت ارمنی‌تبار گفت که می‌توان موضوع «خودمختاری مدنی» را در رابطه با این منطقه در نظر گرفت.رادیو فردا