« به نام خدا»

                                                                                                                     دانشجو: علی امینی

دانشگاه علامه

 

 

نقد مقاله الگوهای صدور انقلاب در گفتمانهای سیاست خارجی:

قبل از وارد شدن به انتقاد از مقاله ی حاضر بایستی اذعان کرد که نویسندگان به خوبی هرچه تمام تر توانسته اند در دو دوره ی ریاست جمهوری آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی به طور اخص و نیز دوره های بعد از انقلاب به طور اعم اما هرچند اندک را براساس یکی از اهداف فراملی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یعنی صدور انقلاب و الگوهای مدنظر آنها کاربردی کرده و توضیح دهند.

از دیدگاه بنده مقاله از لحاظ محتوایی و مفهومی بسیار جالب و نیز عالی در زمینه ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی از نگاه پست مدرنیسم است و همچنین گذار تدریجی به سمت واقع گرایی در طول زمان، از زمان بعد از انقلاب تا دوران ریاست جمهوری اشخاص مذکور در مقاله آورده شده است.

اما اولین نقد به مقاله از منظر استفاده از لغات و واژگان تخصصی بسیار سخت است که برای خواننده مقاله مشکل آفرین می شود. به عبارتی برای فهم هرچه بیشتر مقاله در این گونه موارد قسمتی یا گفتاری در هر مقاله تحت عنوان تعریف مفاهیم هست که این واژگان سخت توضیح داده می شود و بر فهم مقاله می افزاید. چرا که به اعتقاد بنده هر مقاله ای که در هر رشته ای نگاشته می شود خصوصا علوم سیاسی « به دلیل خاستگاه اجتماعی مردم بسیار به آن توجه می شود» مورد توجه افراد در سایر رشته ها می باشد و نیز علاقه مندانی از بیرون آن رشته هستند که این مقالات را مطالعه می کنند و عدم تعریف مفاهیم، فهم مقاله را برای نه تنها آنها بلکه دانشجویان حاضر در آن رشته سخت می کند.

نقد دوم به مقاله بر می گردد به عدم بحث بیشتر در مورد گروه اسلامی و انقلابی در مورد صدور انقلاب است که به چند تفاوت کوتاه میان آنها بسنده شده است. به نظر بنده در اینجا بایستی بحث بازتر می شد و از افراد حاضر در هر طیف آورده می شد که در این صورت بر فهم خواننده از مقاله در مورد این نحله های فکری افزوده می شد.

در کل همانگونه که گفته شد مقاله بسیار پربار و قوی است و در صورت رعایت دو نقد بالا از نظر بنده می توانست هر چه بیشتر بر اهمیت مقاله می افزود.