مدرنیته
سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمند و گرامی دکتر اطهری
مولفه ها و شاخص های مدرنیته:
1- تجدد یک پدیده منحصر به فرد اروپایی است.
2- تجدد شکل نوینی به دو گانه ی سنتی جهان عین و ذهن بخشید.
3- انقلاب بورژایی با پرده برداشتن از توهمات مذهبی و سیاس، "انتخابها و امیدهای تازه ای را آشکار ساخت".
4- بورژوازی نه تنها اقتصاد بازار آزاد را در پی داشت، بلکه آزادی داد و ستد و جست و جوی بهترین معامله را، علاوه بر کالاها، در زمینه عقاید، انجمنها، قوانین و سیاستهای اجتماعی نیز فراهم آورد.
چگونگی شکل گیری تفکر دکتر نصر:
سید حسین نصر در ۱۹ فروردین ۱۳۱۲ (۱۹۳۳ میلادی) به دنیا آمد. پدرش، سید ولی الله نصر از شخصیتهای سرشناس سیاسی و فرهنگی بود. او از جانب مادر نواده شیخ فضل الله نوری است.
دوران كودكي نصر در كنار پدر و مادري اديب و اهل شعر، و با بحثهاي فلسفي و عرفاني سپري شد كه تأثير بسياري در پايههاي معرفتي او داشت. حفظ اشعار شاعران بزرگ فارسي مانند فردوسي، نظامي، سعدي، حافظ و مولوي، شركت در جلسات ادبي همراه پدر، رفتن به اماكن مهم زيارتي در قم و حضرت عبدالعظيم و مسجد همراه مادر و يادگيري احكام عبادي اسلام بخصوص نمازهاي يوميه از او، و گفتوگو در خصوص موضوعات كلامي و فلسفي در اغلب ساعات حضور پدر در خانه، همه از مؤلّفههاي مهمي بودند كه در نصر تأثيرگذار بودند.
از سوي ديگر، رفت و آمد رجال معروف علمي، فرهنگي و سياسي به منزل نصر، به اذعان خود او تأثيري عميقي در وي داشت.
نصر در دوازده سالگی به آمریکا رفت و در مدرسه شبانه روزی پِدی در نیوجرسی به تحصیل پرداخت و پس از اتمام مدرسه پدی، به انستیتوی تکنولوژی ماساچوست (ام.آی.تی.) رفت و در رشته فیزیک به تحصیل ادامه داد. دگرگونی فکری او هنگامی آغاز شد که در حین تحصیل، با آثار «رنه گنون» آشنا میشود و در مییابد که نمیتواند با فیزیک از حقایق عالم پرده بردارد. او با گفتههای رنه گنون (1886-1951) و انتقادات او از فلسفه جدید و از دنیای مدرن احساس قرابت کرد و گم شده خود را در این آموزهها یافت. سپس به مطالعه آثار «آناندا کوماراسوامی» (1877-1947) و «فریتیوف شوان» (1907-1998) پرداخت و معلومات خود را از نحله «سنت گرایی» تکمیل نمود و بدان گرایش پیدا کرد.
نگرش و تفکر دکتر نصر:
سنّت در نگاه نصر، «حقايق يا اصولي است داراي منشأي الهي كه از طريق شخصيتهاي مختلفي معروف به رسولان، پيامبران، اوتارهها، لوگوس يا ديگر عوامل انتقال، براي ابناء بشر و در واقع، براي يك بخش كامل كيهاني آشكار شده و نقاب از چهره آنها برگرفته شده است.» وي براي فهم بهتر سنّت، به ارتباط دين و سنّت ميپردازد و دين را عاملي ميداند كه انسان را با خدا و در عين حال، انسانها را با يكديگر به عنوان اعضاي جامعه يا ملت قدسي يا چيزي كه اسلام آن را «امت» ناميده، پيوند ميدهد. او دين را همچون سرآغازي آسماني ميداند كه از طريق وحي، حقايق و اصول معيني را متجلّي ميسازد و اطلاق و به كارگيري آنها سنّت را تشكيل ميدهد كه در اين معنا، سنّت مفهومي عامتر از دين خواهد داشت.
نصر سعي ميكند با تعريفي كه از سنّت ارائه ميدهد به نقد دو تفكر ديگر، يعني بنيادگرايي و مدرنيته، بپردازد. از نظر او، بنيادگرايي كه مدعي بازگرداندن اسلام به وضعيت خلوص اوليهاش است، با اسلام سنّتي تفاوت دارد. بنيادگرايي بر خلاف سنّتگرايي كه به تفسيرهاي خردمندانه و سنّت ديرپاي تفسير قرآني در فهم معناي آيات تأكيد دارد، تفسيري ظاهري و مطابق با ميل خود از قرآن ارائه ميدهد. از نظر نصر، بنيادگرايي كه با وهابيت و مكتب ديويد باند هندي تركيب شده است، شكلي بيسر و ته از اسلام است كه در تضاد با بسياري از مظاهر سنّت اسلامي بوده و شديدا ظاهرگراست.
بنابراين، لازم است بين اسلام سنّتي و طيفي از احساس، عمل و گاهي انديشه كه در سنّت روزنامه نگاري غربي به عنوان اسلام «بنيادگرا» و احياگران واقعا سنّتي اسلام معرفي ميشوند، فرق گذاشت. اغلب جنبشهاي بنيادگراي كنوني در حالي كه مدرنيسم را محكوم ميكنند، برخي از وجوه اساسي آن را ميپذيرند و اين امر در پذيرش كامل علم و فناوري نوين به وضوح ديده ميشود و نگرش آنها به علم و فناوري، همانندي زيادي با تجدّدگرايان دارد.
از نظر نصر، اشتباه محوري تجدّد و انسان متجدد اين است كه مبناي نظام فكري خويش را واقعيت جهان خارجي قرار داده است. واقعي ندانستن غير ماديات، پوچگرايي و نسبيتگرايي، كه از ويژگيهاي جهان متجدد است، نتايج همان اشتباه محوري است. اما در تمام سنّتها، محور اصلي واقعيت خداوند به مثابه حق است و هرچه غير اوست، تنها واقعيتي نسبي دارد. اشتباه ديگر تجدّدگرايان ناشي از عدم استفاده از دو منبع همزاد معرفت، يعني عقل و وحي است.
نصر ضمن نقد تجدّدگرايي، با تكيه بر اسلام سنّتي، اصالتي براي تلاش بيشتر روشنفكران قايل نيست و آنها را تسليم تفكر دينزدايي غرب جديد ميداند كه دانش عميقي نسبت به فرهنگ غربي هم ندارند. وي بيشتر اين متفكران را متفكران غربي درجه دوم ميداند كه مانند اسلاف متجدّد خود ـ از محمّد عبده گرفته به بعد ـ تأثيري در آينده اسلام نخواهند داشت.
متدولوژی و روش کار دکتر نصر:
از نكاتي كه دكتر نصر بر آن تأكيد دارد و در انديشه وي تأثير فراواني گذاشته، تصوف است. که ریشه در تربیت وی داشته و علت آن هم اين بود كه پدر و نياي پدرياش وابسته به سنّت تصوف بودند و خانه آنها هم در نزديكي مقبره صوفي معروف صفيعلي شاه قرار داشت.
نصر تلاش ميكند تا تصوفش شريعتگريز نباشد و حتي شريعتگريزي برخي از فرقههاي صوفيه را عامل پيدايش فرقههاي انحرافي در صوفيه ميداند. با وجود اين، در انديشه و آثار او، كفه طريقت سنگينتر از شريعت است و حضور پر رنگ تصوف، به آثار و انديشههاي او رنگ و بوي صوفيه داده است.
با احترام مریم بدیعی