فصل ششم :قانون دولت جامعه

قسمت ایده قرار داد اجتماعی و روش علوم اجتماعی

از زمان رنسانس به بعد فلسفه کلاسیک یونان باستان میتوان تحول دنبال کرد.خرد گرایان که همه چیز را در سر لوحه خود میدانند و تجربه گرایان که عامل موفقیت هر چیزی را با تجربه بدست می اورند هر دو گروه بر سر دریافت منطق نو توافق دارند

بیکن فیلسوف فرانسوی ارغنونی نو که به نحوی پاسخ به  ارغنونی ارسطو یعنی روش قیاسی روش استقرایی پیشنهاد کرد و سعی کرد ارغنونی نو بیافریند .

بزرگ ترین دانشمند عصر روشنگری لایپنیس در باره ی منطق تاکید میکند اگر منطق بخواهد ثمری واقعی به دست اورد باید روش های سنتی را ترک کند  هرچند او هوا دار دکارت  بود ولی از وی کور کورانه تقلید نمی کرد و میگفت فلسفه دکارت دهلیز حقیقت است و باید از آن توقف نکرد و گذشت.

دانشمند بعدی (هابز) تعریف علی را مطرح کرد و فقط به ساخت طبیعت و ساخت اندیشه اکتفا نکرد زیرا این دو در حال حرکت و قابل درکند به نظر این دانشمند چیزی قابل شناسایی  است که بتوانیم ان را درک کنیم و بیافرینیم . هابز به اراده ی هر فرد در جامعه اهمیت زیادی قایل است و همچنین به پیمان اجتماعی و پیمان تسلیم توجه خاصی دارد و معتقد است قرار داد دولت به منزله قرار داد تسلیم از وضع طبیعی به وضع مدنی است و شرط لازم برای بقای وضع مدنی حراست آن توصت دولت است

دانشمند دیگر گروتیوس فیلسوف هلندی غریزه طبیعی و شور اجتماعی را باعث تشکیل قرار داد اجتماعی مینامند و معتقد است که قانون چشمه ای است که انسان از ان میجوشد و کامل ترین وجه در ان متجلی مشود

روسو دانشمند دیگر:ایشان نظر (هابز) قوانین طبیعی بدون احساس را رد میکند و معتقد است قرار داد اجتماعی به جای اتحاد درونی با اجبار و زور دوامی نخواهد داشت .

روسو معتقد است اگر طبیعت قدرت یعنی سر چشمه شالوده قدرت در قانون تغییر نیابد همه ی اقدامات برای محدود کردن ان بیهوده است نظریه های حقوقی و سیاسی روسو بر همین تغییر طبیعت متمرکزند . انگیزه ای وجود داشت که روسو را از محیط بی واسطه تاریخی خود یعنی از حلقه اندیشه نویسندگان دایره المعارف فرانسوی فرا تر میبرد.

معاصران روسو یعنی نویسندگان دایره المعارف در عتقاد راسخ خود به اصلاحات و در اهمیت که برای برنامه اصلاحی خود قایل بودند به هیچ وجه از روسو عقب نبودند .

درژانسون در کتاب خویش برسی هایی در باره ی حکومت قدیم و کنونی فرانسه نوشت اما به صورت دست نوشته دست به دست گردید  فرانسه را گورستان رنگ و روغن کار شده ای مینامید که درخشش بیرونی ان بطور ضعیفی میتوان پوسیدیگی درون ان را بپوشاند

درژانسون در سال 1744میلادی به نخست وزیری فرانسه و گردانندگان امور سیاسی و سیاست مداران به لطیفه او را وزیر جمهوری افلاطون نامیدند .

تهیه کننده:عزت الله حیدری نژاد