"دکتر موقن

مقاله زیر بخشی از مقاله کاسیرر با عنوان : "روشنگری "  است. گرچه همه جا سخن از حقوق بشر است اما کمتریا  شاید اصلا  در بارۀ مبانی فلسفی حقوق بشر سخنی گفته نمی شود. در زیر کاسیرر این مبانی فلسفی را شرح می دهد.

سمت گیری ذهنی فلسفۀ روشنگری برای فلسفۀ قانون اهمیت خاص و قاطعی داشت. فلسفۀ روشنگری در استنتاج قانون به نظریۀ حقوق طبیعی باز می گردد. قانون پوزیتیو (=قانون شرع، قانون عرفی) صرفا بر پایه رسوم است و رسوم می تواند آن را تغییر دهد یا از میان ببرد. از این رو فلسفه روشنگری قانون پوزیتیورا زیر سیطرۀ کلیت آن نوع دستورهای قانونی قرار می دهد که اعتبار آنها ضروری و تغییرناپذیرند و برای همۀ زمان ها و همۀ افراد یکسان اند. این حقوق رانمی توان  بر اثر پذیرش احتمالی  برخی تعهدات از سوی  شخص حقوقی نقض کرد؛ زیرا این حقوق سلب ناشدنی اند.. در هلند هوگو گروسیوس آموزۀ حقوق بنیادین سلب ناشدنی(بشر ) را به طور سیستماتیک پروراند. کتاب اصلی او: حقوق جنگ و صلح (1625) از برجسته ترین و پربارترین دستاوردهای روشنگری است. گروسیوس طرح «علم حقوق جهانی» را ریخت که دربردارنده حقوق خصوصی و عمومی بود که کل محتوای هر دو حوزه ( یعنی حقوق خصوصی وحقوق عمومی) را به اصولی ثابت فرو می کاست. بنا بر نظر گروسیوس این اصول به همان اندازۀ اصول متعارفی ریاضیات معتبر و ضروری اند. محتوای این «قانون طبیعی» چنان بی قید و شرط معتبر است که نه فقط انسان بلکه «همه موجودات معقول» نیز آن را می پذیرند و حتی خدا توانایی تغییر آن را ندارد؛ زیرا این محتوا بر ارادۀ او متکی نیست بلکه بیان محضِ ذاتِ اوست، که در مقام هستیِ جاودان بی تغییر و تبدیل است. «درست همان گونه که خدا نمی تواند سبب شود که دو برابر دو چهار نشود همان طور نیز نمی تواند سبب شود که آنچه شّر است دیگر شّر نباشد.»4
این ایده های بنبیادین از طریق لایب نیتس و کریستیان ولف وارد فلسفۀ آلمانی قرن های هفدهم و هجدهم می شوند و مقبولیت عمومی پیدا می کنند و پرورده می شوند. لایب نیتس در برابر نظام حقوقی مطلق (Jus  stricturn) گروسیوس قانون عالی تری را می گذارد که صرفا منشا عقلی دارد، این قانون، قانونِ خرد و قانونِ موجودات معقول است. مزیت قانون اخیر این است که این نوع قوانین ذاتا آزادند و آزادی آنها را بر اثر قیود بعدی ، هرچه این قیود می خواهند باشند، نمی توان از میان برد یا از آنها سلب کرد. کریستیان ولف این بینش را به طور کامل و روش مند در نظریه اش درباره قانون طبیعی می پروراند. او میان حقوقی که به دست آمده اند (حقوق  قراردادی) و حقوق فطری تمایز قائل می شود، حق، به ویژه حق  امنیت فردی جزو حقوق  اخیر است. هر فردی حق دارد که بی وقفه همۀ آن اعمالی را انجام دهد که برای حفظِ جان و کمالِ روحش ضروری اند. این بینش تئوریکِ روشنگری به خاطر تاثیری که بر اعلامیۀ استقلال ایالات متحده آمریکا  گذاشت و نیز پذیرشش به منزلۀ  الگویی برای قانون اساسی آمریکا اهمیت سیاسی برجسته ای می یابد. بنا بر نظری که در کتاب یلینگ (Jellinek)5 بیان شده است به نظر می رسد که «منشورهای حقوق» و به ویژه «اعلامیه حقوق دولت آزاد ویرجینیا» (1776) به طور قاطع بر «اعلامیه حقوق بشر و شهروند» در قانون اساسی فرانسه مصوب مجلس قانونگذاری (1789) تاثیر داشته است. بدین سان نظریۀ حقوق طبیعی، آن چنان که روشنگری آن را پروراند به طور مستقیم وارد نظام های عملی سیاسی شد و اغلب تحول حتی منفردترین خصوصیات آنها را تعیین کرد.6"
پانوشت ها :
4- Hugo Grotius (1583-1645), The Rights of War and Peace, (Edited and With an Introduction by Richard Tuck) Liberty Fund Inc. 2005. p.155.
(کاسیرر به متن اصلی لاتین کتاب ارجاع داده است؛ اما چون کتاب گروسیوس به انگلیسی ترجمه شده و در اختیار مترجم است صفحه نقل قول از متن لاتین کتاب را در ترجمه انگلیسی کتاب پیدا کرد و در اینجا آورد. مترجم)
5-(Georg Jellinek: The Declaration of the Rights of Man and of citizens, New York, 1901. مترجم)
6-- Ernst Cassirer, Die Idee  der republikanischen  Verfassung, Hamburg, 1929.