نقد کتاب ایران و مدرنیته

با توجه به چالشهای کنونی ایران از جمله سوال از ماهیت مدرنیته ومدرنیزاسیون در ایران وتداوم سوالات وابهامات تاریخ معاصر ضروری است که اثار نوینی در این راستا منتشر شوند اقدام نویسنده محترم جناب اقای دکتر اطهری در این جهت ستودنی است اما همانطور که در روز اول مطالعه در گروه گذاشتم اشکالات شکلی بسیار زیاد در کتاب وجود دارد که قسمتی از ان ویرایش شده و مابقی ان بدلیل در دسترس نبودن کتاب که جناب اقای دکتر شمسینی ان را از من گرفته بودند در روزهای اتی تقدیم حضور خواهد شد.اما اشکالات محتوایی:

همانطور که قبلا هم در گروه گذاشتم بهتر بود بجای عنوان ایران ومدرنیته از عنوان ایران ومدرنیسم یا رویارویی ایران وتجدد استفاده میشد(برداشت مفهومی از عنوان کتاب)

گرچه ضروری بود که به غرب پرداخته میشد ولی حدود چهل درصد کتاب به اندیشه ها وتفکرات غرب از ماکیاول-هابز-روسو و....پرداخته شده است در صورتی که به کلیات وماهیت مدرنیته ولیبرالیسم پرداخته میشد کفایت میکرد به عبارت دیگر در موضوع غرب اطاله کلام صورت گرفته است (فصل دوم کتاب بخصوص بخشهای ماکیاول-هابزو.... بطور مثال بخش ماکیاول بیش از 12صفحه است)

درباره ایران قبل ازمدرنیته بسیار زیاد بحث صورت گرفته است نویسنده میتوانست در چند صفحه خصوصیات ایران قبل از مدرنیته را به رشته تحریردراورد.درکتاب از زمان ایران باستان  تا قاجاریه بحث شده است که چندان ضروری بنظر نمیرسد(بنگرید به فصل سوم از صفحه 194تا252 مربوط به ایران پیش از امیرکبیراست که البته ضرورتی نداشته است همچنین مشخص نیست در ان فصل ایران قبل ازصفویه با چه هدفی امده است)

مشخص نیست هدف نگارنده از تالیف این کتاب چیست ایا تقابل ایران ومدرنیته است یا صرفا تاریخ نگاری مدرنیته در ایران است و ایا چه ضرورتی داشته است که ایران به سمت مدرنیته حرکت کند(این هدف درمقدمه کتاب وفصل سوم هم مشخص نیست انتظارمیرفت که انتهای فصل سوم ویادرنتیجه گیری به این موضوع پرداخته شود)

در اکثرمطالب بحث استدلالی صورت نمیگیرد به عبارت دیگریک توضیحی از موضوعات است که بیشترازسایر منابع استفاده شده است(برای مثال بنگرید به بحث ماکیاول صفحات106تا116همچنین موضوع ایران وغرب صفحات202تا203موضوع احمد بهبهانی صفحات224تا225 بخش امیرکبیرصفحات253تا271)

گرچه بهره گیری از منابع بیشتر نقطه قوت کتاب است اما باید گفت که بخش عمده ای از این کتاب ارجاع است که حتی تجزیه و تحلیلی از انها ارایه نشده است(همانند بخش هابز صفحات116تا117و197تا205)

ازمنابع مادر وکلاسیک بسیار کم استفاده شده است بیشتر از منابع دست چندم یا شارحین متفکران وفلاسفه وروشنفکران استفاده شده است( برای مثال بنگرید به اندیشه هابز که ازکتاب لوایتان استفاده نشده است واز کتابهای تیندر-دبل-کرونر و....استفاده شده است یا در بحث ماکیاول فقط یک ارجاع به کتاب شهریار است یا در بحث نایینی حتی یک ارجاع  به کتاب تنبیه الامه ایشان نیست ضمن اینکه از اثار جدیدی همانند فقه و سیاست ایران معاصر وکتاب تجدد فیرحی استفاده نشده است)

گرچه بنظرمیرسد که کتاب چند جلدی خواهد بود ولی بهتر بود که در این نوع کتابها موضوعات جزیی وخاص مورد بررسی قراربگیرند تا نتیجه بهتری اخذ شود.ایران ومدرنیته یک موضوع کلی است لذا اگربجای مدرنیته-عقلانیت یا اومانیسم و...اتخاذ میشد نتیجه علمی تر وملموس تری گرفته میشد(این انتقاد برداشت مفهومی والبته کاربردی است که همه موضوعات وعناوین کتاب کلی هستند)

اگرموضوع ودغدغه نویسنده محترم تفکرات ونظریه روشنفکران بوده است صرفا از صفحه282به بعد به این موضوع پرداخته شده است.البته شاید در جلد دوم بیشتر موضوعات فکری واندیشه ای بوده باشد همانند اندیشه های ملکم خان-مستشارالدوله و....)

بنظر میرسد که برخی جملات وپاراگراف های کتاب از اثار دیگری اخذ شده اند ولی ارجاع داده نشده است یا باید به اثار متفکران و فلاسفه ارجاع داده میشد(برای مثال بنگرید به پاراگراف دوم تا سوم صفحه 120یا اندیشه جان لاک صفحه 132پاراگراف دوم صفحه211)

باید نگارنده این موضوع را نیزمورد تجزیه وتحلیل قرار دهد که اکثر متفکران کنونی ایران به موضوعاتی همانند پست مدرنیسم میپردازند جایگاه مدرنینه ونهادینگی ان در ایران کجاست.      با تشکر علی فلاح