;کتاب مدرنیته
نتیجه گیری کتاب ایران و مدرنیتهتوسطاقای نوروزی :
نویسنده در فصل اول به کلیات مدرنیته و ایران می پردازد. در فصل دوم دریافت اولیه فکری ایرانیان از مدرنیته در ابعاد فکری و فلسفی را بررسی می کند. در فصل سوم به شرایط و بسترهای ایران قبل مدرنیته و در زمان ورود عناصر مدرنیته به ایران اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و.. می پرداد و سپس اصلاح طلبان و به روشنفکران اواسط قرن نوزدهم می پردازد که ((گفتمان مدرنیت)) را در ایران بنیان گذاری کردند. اواخر حکومت قاجار که جنبه هایی از مدرنیته به ایران راه یافت و گرایش به آن در میان عده ای پدیدار شد، چالش میان سنت و مدرنیته هم شکل گرفت. از آنجا که ایران منشأ مدرنیته نبود و رشد طبیعی و موزون فرهنگ مدرن در بخش های مختلف صورت نگرفته بود و با توجه به وسعت مفهوم این مقوله نو، افراد و گروه های مختلفی که گرایش به مدرنیته پیدا کردند هر یک تفسیر و برداشت متفاوتی از آن داشتند و هر کس به جنبه ای از آن متمایل شد بدون آنکه آن را به صورت یک کل و با در نظر گرفتن مبانی فکری و ارزشی ببیند. تفاسیر متفاوت از مدرنیته و چالش هایی که در تقابل با تفکر سنتی پدیدار شد، روند تغییرات را سرعت بخشید و دردوره های مختلف تقابل سنت و مدرنیته همچنان وجود دارد اما تقابل امروز از جنس دیگری است. برای مثال دیگر مانند 80-70 سال پیش حتی سنتی ترین افراد هم به علم و دانش بشری اهمیت می دهند و بعید است امروز کسی همچون آن زمان از مدرسه رفتن فرزندان جلوگیری کند و علم آموزی را کفر آمیز بداند. البته باید اندیشه های مدرنیته در ایران تثبیت و نهادینه شوند. چرا که در جهان غرب به تدریج این اندیشه ها در افکار و اذهان مردم و دولت غرب شکل گرفتند و سپس بر اساس این افکار نهادهای عینی و بیرونی تحقق یافتند. چنانکه می توان به موضوع لیبرالیسم، دموکراسی، سکولاریسم و... اشاره کرد. که البته همه اینها زائیده تفکراتی همانند اومانیسم، خردگرایی و فردگرایی هستند. یا سرمایه داری به تدریج در شکل گیری سکولاریسم و فردی شدن دین تأثیر گذار بود. البته باید خاطرنشان کرد که عین و ذهن در واقع رابطه انگیزشی دارند. ولی این تحولات ذهنی اعم از عقلانیت، اصلاحات دینی، نوع نگرش به ماهیت دولت، سکولاریسم، دموکراسی و... است. که می توان کارکرد دولت، حقوق شهروندی، توسعه، تعامل مثبت با نظام بین الملل و ... را دگرگون کند. گرچه مؤلف به خوبی وضعیت ایران را توضیح داده است ولی بیشتر صحبت های دیگران را تکرار کرده است. ضمن آنکه پراکندگی و تشت مطالب در این بخش وجود دارد. در ضمن اینکه این وضعیت فرهنگی چه تأثیراتی بر آینده مدرنیته در ایران گذاشته است ابهام دارد. مؤلف می توانست از نظریات دیگر همانند نظریه بازرگان زوئیس، جیمز بیل و... استفاده کند.
در بررسی افکار متفکران ایرانی، ابتدا ملکم خان مورد علاقه قرار می گیرد. وحدت با تقسیم حیات فکری – سیاسی ملکم به دو دوره درون حکومتی و برون حکومتی، در تشریح دیدگاه وی بر حسب تعریف خود از مدرنیته عنوان می کند، در دیدگاه ملکم خان آزادی یک شالوده هستی شناختی ذهنیت انسان است. آقاخان کرماین با تفسیری از ذهنیت بر مدار ماتریالیست به ارائه سرشت دیرپای استبداد در ایران بر اساس وضع جغرافیایی برآمد. بر این محور، دیدگاههای او عمیقاً جمع گرا(ملی گرایانه)، پوزیتیویستی و مکانیستی بوده است. جال آن است که آقاخان در حیطه اجتماعی سعی در ارائه تلفیقی از ((داروینیسم اجتماعی)) و ((حرکت جوهری)) ملاصدرا داشته است و به همین دلیل درک او از ذهنیت به ابعاد ((فاوستی)) و سلطه گرایانه آن تنزل یافته است. اما آخوند زاده به عنصر فرهنگی و ((نقد)) در فرآیند رهاسازی اخلاق و زندگی از بند الهیات تأکید داشت. وحدت معتقد است که به رغم تأکید آخوندزاده بر ((حقوق بشر)) غلبه نوعی هستی شناسی وحدت وجود جبرگرا، منجر به انکار اختیار فردی می شود که در نهایت به جلوه ((شوم ترین)) بعد اثبات گرایی آخوندزاده بر آید ((روشنگری از بالا)) می رسد که حکومت پهلوی تحقق عینی آن بود. شاخص ترین بعد اندیشه طالبوف، وجود ابعاد سوسیالیستی در اندیشه اوست که منجر به پیشنهاد یک فدراسیون سوسیالیستی بین المللی شد که همه ملل در آن عضو باشند. نکته دیگر در نزد طالبوف ((اشاره سربسته)) او به تضادهای پنهان سنت و مدرنیته (قانون عرفی و الهی) است که برای حل آن نوعی تفسیر جدید از قانون الهی را پیشنهاد می کند.
بنابراین با انقلاب مشروطه ایران در صدد گسست از برخی مولفه های سنت و نقادی آن و تأسیس مدرنیته و تحقق مؤلفه های مدرنیته و در برخی از حوزه ها جایگزینی آن با عناصر و مؤلفه های سنتی در عرصه های زیرساختی، نظامی، اداری، جامعه، فرهنگ و نظام سیاسی بود.
ایرانیان سعی کردند با توجه به مفاهیم جدید و تأسیس نظام اندیشه نو، ضمن پیوستن به جامعه جهانی و تاریخ جهانی پس از یک دوره طولانی انفعال و انزوا و تمدن سازی و انقطاع تفکر با آن، ارتباط سیستماتیک برقرار کنند. در نتیجه مشروطه راه برای مدرن شدن ایران باز کرد.