کنفرانس تهران درباره ادلب، سوریه، چه نتیجه‌ای داشت؟

از محمد سهیمی

دوستان سلام: چهار روز پیش سران کشور‌های روسیه، ترکیه، و ایران در تهران ملاقات نمودند تا درباره جنگ عظیم قریب الوقوع در استان ادلب در سوریه به تبادل نظر بپردازند. نیروی‌های هوایی سوریه و روسیه از چند هفته قبل به بمباران مواضع تروریست‌ها و ارتش به اصطلاح آزاد سوریه که مورد حمایت ترکیه میباشد پرداخته ا‌ند. برآورد میشود که دستکم ۳۰،۰۰۰، و احتمالا تا ۷۰،۰۰۰ جنگنده در ادلب باشند. بجز گوشه شمال شرق سوریه در نزدیکی‌ مرز با عراق و ترکیه که در آن نیرو‌های کرد تحت حمایت نیروهای آمریکا و فرانسه قرار دارند، ادلب آخرین استانی است که باید باردیگر تحت کنترل ارتش سوریه قرار گیرد.

برای ترکیه، که به سوریه تجاوز کرده است، ادلب و سرنوشت آن اهمیت حیاتی‌ دارد. دولت آقای اردوغان در خود ترکیه به نیروهای کرد که آنها را تروریست ارزیابی می‌کند با خشونت تمام برخورد می‌کند، و آقای اردوغان بارها به کشتن هزاران نفر از نیروهای کرد "افتخار" هم کرده است، ولی‌ درباره ادلب آقای اردوغان ناگهان "بشردوست و دموکرات" شده است، و این در حالی‌ است که ارتش ترکیه ۵،۰۰۰ کیلومتر مربع از خاک سوریه را بطور غیر قانونی اشغال کرده و حتی برخی‌ از نیروهای سابق دأعش را استخدام نموده و به ادلب فرستاده است.

در کنفرانس تهران درباره همه موضوعات توافق حاصل نشد، و به همین دلیل برای خرید وقت کنفرانس دیگری در روسیه برگزار خواهد شد. این به ترکیه فرصت میدهد که نیروهای به اصطلاح معتدل را از نیروهای تروریستی "جدا" کند. در عوض ترکیه قول داد که جلوی حمله نیروهای تروریستی به پایگاه هوایی روسیه در سوریه را بگیرد. چون جمهوری اسلامی فعلا سیاست صبر و انتظار را در سوریه در پیش گرفته است، تا زمان کنفرانس در روسیه فرصتی برای آن خواهد بود که تصمیم بگیرد قدم بعدی چیست. ولی‌ ایران و روسیه بطور خیلی‌ قاطع تاکید کردند که آزادی تمامی خاک سوریه توسط ارتش آن حق قانونی سوریه است، و به هیچ عنوان از این هدف عقب نشینی نخواهند نمود.

کنفرانس تهران نشان داد که یک شبه-اتحاد بین سه کشور دربرابر غرب وجود دارد. این شبه-اتحاد از کنفرانس آستانه در قزاقستان در دسامبر ۲۰۱۶ آغاز شد، ولی‌ مساله ادلب از تبدیل این شبه-اتحاد به یک اتحاد واقعی‌ جلوگیری نموده است. ترکیه می‌خواهد که "مصالح و منافع" آن در ادلب محترم شمرده شود، ولی‌ جمهوری اسلامی و روسیه بطور قاطع از تصرف کامل ادلب حمایت میکنند. ترکیه ادعا می‌کند که چنین حمله ای، که بسیار خونین خواهد بود باعث آوردن میلیون‌ها پناهنده به آن کشور خواهد شد، ولی‌ کارشناسان واقعی‌ این ادعا را بسیار اغراق آمیز میدانند. به یاد داشته باشیم که درباره آزادی حلب نیز چنین ادعا‌هایی‌ وجود داشت. ولی‌ آنچه که مسلم به نظر می‌رسد این است که هر سه کشور به یکدیگر نیاز دارند.

آقای روحانی بدرستی در کنفرانس مطبوعاتی با آقایان پوتین و اردوغان گفتند که هیچگونه نقش مثبتی برای آمریکا در سوریه وجود ندارد، چون "مداخله غیر قانونی و بربری گونه آن در سوریه ناقض تمامی قوانین بین المللی است." در عین حال جمهوری اسلامی نگران این است که روسیه درباره سوریه، و به زیان ایران، با آمریکا به توافق برسد، اگرچه مشاجره بین روسیه و آمریکا بخاطر سوریه هر روز شدید تر میشود، چون روسیه آمریکا را متهم به این نموده است که می‌خواهد با یک حمله شیمیائی توسط تروریست ها، که مسئولیت آنرا به دولت سوریه نسبت دهد، در جنگ ادلب دخالت کند. دو روز پیش وزارت دفاع روسیه ادعا نمود که بین مقامات واشنگتن و گروه‌های تروریستی حیات تحریر الشام و حزب التحریر ملاقات‌هایی‌ صورت گرفته است که در آن برای یافتن بهانه برای مداخله آمریکا در ادلب بحث شده است. هم ایران و هم روسیه نگران این هستند که ترکیه دربرابر حمله به ادلب مقاومت نظامی کند، و پای پیمان ناتو را بطور رسمی‌ به سوریه باز کند، اگرچه در کنفرانس مطبوعاتی سه جانبه آقای اردوغان شدیدا به آمریکا حمله نمود.

دولت آقای ترامپ هم که ادعا میکرد به زودی از سوریه خارج خواهد شد، حال میگوید که تاریخ خروج نیرو‌های آن از سوریه تعیین نشده است. این همان چیزی است که پنتاگون می‌خواهد: حضور دایمی در سوریه و عراق. در عین حال دولت آقای ترامپ اعلام کرد که اهداف آن در سوریه هم از میان بردن باقیمانده نیروهای دأعش در آن کشور، و هم اخراج نیروهای ایران از سوریه است. اگر آمریکا بر حضور خود در سوریه اصرار کند، جنگ چریکی علیه نیروهای آن در سوریه در نهایت توسط ارتش سوریه آغاز خواهد شد که برای کل منطقه خطرناک خواهد بود