زمان گفتگو با ايران فرا رسيده
زمان گفتگو با ايران فرا رسيده
تحليل واشنگتن پست از گزينه هاي پيش روي دولت بوش - پنجشنبه 15 آذر 1386 [2007.12.06]
رابرت کاگن
سازمان امنيت ملي ايالات متحده با ارزيابي برنامه تسليحات هسته اي ايران به اين نتيجه رسيده که اين کشور اين برنامه را از سال 2003 متوقف ساخته است. صرفنظر از سوالات زيادي که در اين مورد وجود دارد و نيز اينکه در مورد اين ارزيابي چگونه فکر کنيم، بازتاب عملي اين گزارش غير قابل انکار است.
دستگاه ديپلماسي بوش در زمان باقيمانده از دوره اش، نمي تواند اقدام نظامي عليه ايران را در پيش بگيرد و يا از تهديد به انجام آن براي خود اعتباري کسب کند، مگر اينکه يک حرکت تحريک آميز از سوي ايران پاسخ ايالات متحده را در پي داشته باشد. حمله به تاسيسات هسته اي مشکوک در ايران هم، همواره در هاله اي از مخاطرات قرار دارد. اکنون اين گزينه از روي ميز جمع شده است.
ضمناً دولت بوش قادر به جلب همکاري هاي بين المللي بيشتر براي تصويب تحريم هاي سنگين تر عليه ايران نخواهد بود. مهمترين دليل اعمال فشار کشورهاي اروپايي بر تهران نيزبه خاطر هراس دايمي آنها از اقدام نظامي آمريکايي ها بوده است. تا قبل از انتشار ارزيابي سازمان امنيت ملي، راضي کردن اروپايي ها براي پشتيباني از تحريم هاي جدي تر کار مشکلي بود. حالا اين کار به غير ممکن تبديل شده است.
دستگاه ديپلماسي بوش با از کار افتادن ابزارهاي سياسي که در اختيار داشت، مي بايست يک سال باقيمانده از دوره اش را در انزوا سپري کند. راه ديگر اين است که با بدست گرفتن ابتکار عمل، به دولت بعد از خودشان لطفي بکنند و باب گفتگوهاي مستقيم با تهران را باز کنند.
انجام مذاکره در ابتدا، نشانه اي از ضعف به نظر مي رسد. ايراني ها مي توانند از گفتگوها براي عميق تر کردن شکاف ميان ايالات متحده و شرکايش از يک سو، و اختلافات در داخل سيستم سياسي آمريکا از سوي ديگر استفاده کنند.
ولي براي مذاکره يک راهکار خوب وجود دارد. خيلي از مردم دنيا و افراد در آمريکا، بهبود رفتار ايرانيان را به عنوان پيش شرط و دليل اصلي دوري آمريکا از گفتگوها مي دانند. اين يک افسانه است اما خود مي تواند جلوي تلاش هاي آمريکا را در حال حاضر و تا سال ها بعد بگيرد. ايالات متحده در نهايت بايد تن به اين کار بدهد هرچند در طول تاريخ براي آن مخالفاني وجود داشته است.
اکنون هم مثل هميشه، زمان خوبي است. ايالات متحده در موضع ضعف نيست. آشفتگي حاصل از گزارش امنيت ملي زودگذر است و اين حقايق استراتژيک است که با دوام است. آمريکا همچنان در دنيا و در خاورميانه، قدرتمند باقي مي ماند. موفقيت بدست آمده ازسياست تثبيت اوضاع در عراق، ظاهراً به اين معني است که ايالات متحده به دنبال پايه گذاري يک وضعيت بادوام در منطقه است، همان چيزي که از سال ها قبل همه خواستار آن بودند. همينطورکه اوضاع عراق مسير خود را براي برگشت به وضع عادي طي مي کند، موازنه موجود هم در حال چرخش به نفع ايران تحت انزوا است.
دلايل ديگري هم براي شروع تحرکات در اين زمان وجود دارد. هرچند برآورد امنيت ملي بر ناتواني ايران در توليد بمب تا قبل از سال 2010 حکايت مي کند، اما همين زمان هم براي ما طولاني نيست. دولت بعدي خصوصاً اگر دموکرات باشد، احتمالاً سعي خودش را براي گفتگو با تهران بکارخواهد برد. اما چنين گفتگوهايي نمي تواند تا پيش از تابستان 2009 به عمل آيد. اگر سازمان امنيت ملي درست برآورد کرده باشد، در آن زمان ايران مي تواند در واپسين مراحل توليد يک بمب باشد. بهتر است گفتگوها الان آغاز شود تا وقتي دولت بعدي مستقر مي شود، بعد از چند سال گفتگو قادر به برآورد پيشرفت يا پسرفت آن باشد.
شروع گفتگوها توسط اين دولت به مراتب بهتر است. هرچند اعتماد ميان احزاب در آمريکا خدشه دار شده است، اما هرگونه موضع گيري سياسي ايالات متحده نسبت به ايران به پشتيباني هر دو حزب نيازمند است. بوش حتي مي تواند يک دموکرات پر سر و صدا را براي سرپرستي گفتگوها انتخاب کند.
آغاز گفتگوها در زمان حاضر، مي تواند شانس بيشتري را به ايالات متحده براي تعيين خط مشي مذاکرات داخلي و خارجي بدهد. هرگونه مذاکراتي بايد در راستاي مجبور کردن ايراني ها براي پاسخ به همه ابهامات باقيمانده آژانس بين المللي انرژي هسته اي درباره برنامه هسته اي آن کشور باشد. آنها بايد با بازرسي هاي غيرمترقبه و نظارت بر تاسيسات خود و نيز عمل به درخواست شوراي امنيت سازمان ملل دال بر تعليق غني سازي اورانيوم، موافقت نمايند.
گفتگوها بايد از مساله هسته اي فراتر رود و موضوع حمايت ايران از تروريسم، پناه دادن به سران القاعده، پشتيباني از حزب الله و حماس و همچنين حمايت هاي تسليحاتي آنان از تندروهاي ستيزه جو در عراق را نيز در بر بگيرد.
آنها ضمناً بايد ايرادات خود را به دولت ايران به خاطر زير پا گذاشتن حقوق بشر و سرکوب هاي سياسي سختگيرانه وارد نمايند. بعضي ها معتقدند نمي شود وارد گفتگو با کشوري شد که قصد تغيير رژيمش را داريد. اين منطقي نيست. ايالات متحده به طور همزمان توان مذاکره با اتحاد جماهير شوروي از يک سو، و اعمال فشار براي تغييرات سياسي در آنجا از طريق حمايت از مخالفان را، از سوي ديگر داشت. اين کار با برقراري ارتباط مستقيم با مردم بوسيله راديو و ساير وسايل ارتباط جمعي ميسر شده بود. به اين ترتيب اتحاد جماهير شوروي مجبور به رعايت معاهده حقوق بشر هلسينکي شد. هيچ دليلي وجود ندارد که ايالات متحده نتواند با ايران گفتگو کند و در عين حال با تقويت مخالفان براي تغيير رژيم در ايران فشار وارد آورد.
در مورد ايران هم، اگر اين کشور الزامات هسته اي را رعايت کند، حمايت خود از تروريسم و خشونت را متوقف کند، در برخورد بامردم کشورش عدالت، حقوق بشر و احترام به آزادي را رعايت کند، در اين صورت از طرف جامعه جهاني مورد استقبال قرار مي گيرد و اين خود به همراه منافع فراوان اقتصادي، سياسي و امنيتي اش خواهد بود. اين پيشنهاد هميشه روي ميز بوده و ايالات متحده لازم نيست هيچ کار ديگري غير از تصريح آن انجام دهد.
آغاز گفتگوها همين امروز به معني محدود شدن گزينه هاي آينده آمريکا نيست. اگر ايراني ها از انجام گفتگوها طفره بروند، که احتمال دلخواهي است، از خود سابقه اي به جا مي گذارند که مي تواند اکنون يا در وقتي حساس در آينده عليه خودشان به کار گرفته شود. اين احتمال هم هست که اين پيشنهاد از سوي آمريکا باعث بروز شکاف در داخل ايران شود.، يافتن همه گزينه هاي سياسي ممکن، در هر مساله اي، کار سختي است. شرايط آماده است، اين ديگر بستگي به دولت بوش دارد که با هوشياري و به نحوي خلاق باشد از آن استفاده کند.
منبع: واشنگتن پست – 5 دسامبر