متافیزیک و جهانبینی معین
سلام علیکم؛
احتراما بدینوسیله پاسخ سوالات مطروحه جنابعالی ،مربوط به درس روش تحقیق، تقدیم میگردد.
ابراهیم طاهرخانی
بسمه تعالی
1.آیا ما با داشتن یک متافیزیک و جهانبینی معین مسائل خاص خودمان را تعیین میکنیم؟
هر جهانبینی و متافیزیکی بیانگر نوعی نگاه به جهان پیرامون انسان و حتی خود انسان است. جهان بینی دارای پیش فرضهایی در باب چیستی و ماهیت پدیده های جهان (زنده/غیر زنده) و روابط و الگوهای نظام مند میان روابط است. لذا جهان بینی نه تنها الگویی از چگونگی و چیستی جهان به ما میدهد، بلکه الگویی هنجاری از رویکرد ما به جهان نیزبه ما ارائه میکند. بر همین مبنا،نوع نگاه ما به جهان پیرامون و تحلیل و تفسیر آنها مبتنی بر متافیزیک و جهانبینی ضمنی ماست؛ لذا مسائل ما نیز برخاسته از زمینه ای است که جهانبینی ما در اختیارمان میگذارد.
2.چه چیزهایی پرسشهای اصلی ما را فرمول بندی می کنند؟
متافیزیک یا جهان بینی بنیادی نگاه ما به جهان و مقولات آن، نوع مفاهیم، تعاریف و مقوله هایی که بواسطه ی آنها ما جهان را می بینیم و نظام ارزش یابی این مقولات ودر نهایت نحوه بیان آنرا به ما ارائه می دهد. لذا پرسشهای در باب ماهیت یا چیستی (پرسشهای توصیفی یا تحلیلی در باب امور) بواسطه مفاهیم و قواعدی که متافیزیک یاجهان بینی ما در اختیارمان میگذارد، شکل گرفته وبیان می شوند.
3.پرسشهای هدایتگر پژوهشهای ما، محصول سؤالات یا مفروضات متافیزیکی است یا امری دیگر؟
همانطور که گفته شد، هر جهان بینی ای، صرفاً است ها نیست، بلکه درآن نحوه تعریف است ها و بایدها که برخاسته از تعریف ما از مقولات و نوع رابطه ایجابی میان آنهاست ، نیز وجود دارند. لذا پرسشهای ما یا به تعبیری دیگر مسئله ای گه برای ما مسئله است، برخواسته از مقولات و موضوعاتی است که هم برای ما ارزش دارند، هم در رویکرد و جهان بینی ما نیز تعریف شده اند.
براین اساس نمی توان پرسش هدایتگر یک پژوهش را فارغ از جهان بینی یا متافیزیک و ارزشهای نهفته در آنها مد نظر قرار داد.
4. آیا متافیزیک ایرانی امکان پذیر است یا متافیزیک اسلامی؟
این تفکیک میان ایرانی یا اسلامی ، مبتنی بر نوعی رویکردتقلیل دهنده و در عین حال متمایز کننده است که تلاش دارد مفاهیم انتزاعی و نابی همانند ایرانی یا اسلامی را از هم جدا کند. اما نکته مهم اینست که جهان اجتماعی بعنوان منبع و منشا مباحث نظری و پژوهشی،جهانی است ترکیبی و در هم آمیزانه. داده های تاریخی بیانگر آنست که هویت یا فرهنگ یا هر مقوله دیگردر زندگی مردم ایران،نه صرفا ایرانی بوده ، نه صرفا اسلامی؛ ورود اسلام به ایران و سپهر اندیشه ایرانی، ورود یک عنصر منفعل نبوده در عین حال خود این سپهر نیز امری انفعالی نیست،بلکه هر دو طرف موضوع، مقولاتی فعال بوده اند که در رابطه ای متقابل و تاثیر و تاثر در یکدیگر زیست جهان انسان ایرانی را شکل داده اند. لذا باید با پیش فرض زیست جهانی ترکیبی و عدم امکان تفکیکهای انتزاعی که در نهایت سبب تقلیل و ساده سازی واقعیت می شود، به این مساله اینگونه پاسخ داد که متافیزیک مردم ایران، یک متافیزیک ایرانی-اسلامی است که در دو قرن اخیر تحت تاثیر متافیزیک غربی هم بوده است. تاکید بر هر کدام از اینها به عنوان متافیزیک مردم ایران، سبب حذف بخشی از میراث متافیزیکی این مردم خواهند بود. این مردم در طی تاریخ و در شرایط مختلف تاریخی سنتهای مختلف متافیزیکی را در پهنه تاریخی خودشان با یکدیگر ادغام کرده اند. لذا متافیزیک مردمی امری ترکیبی است.طرح اینکه غلبه با کدام مولفه (ایرانی-اسلامی) است،امری است که نیازمند پژوهشهای بیشتری است، اما بطور مختصر می توان گفت که زیست جهان مردم ایرانی مبتنی بر ترکیب و تلفیقی از متافیزیک های مختلفی است که در دوره های مختلف وارد این سرزمین شده اند و بسته به شرایط فهمیده شده و در نهایت در متافیزیک این مردم ادغام شده اند.
5. بطور کلی ما باید از چه متافیزیکی سخن بگوییم؟
به نظر می رسد رویکرد تقلیل گرایانه که صرفاًاز متافیزیکی ایرانی (در مقابل اسلامی) یا اسلامی (درمقابل ایرانی) صحبت می کند، مانع اسکان دیالوگ میان سنتها وتفاهم میان آنهاست و در نهایت فهم دقیق موضوع خواهد شد. لذا لازم است که در بحث از متافیزیک آنرا امری پویا، سیال، تلفیقی و تاریخ مند در نظر بگیریم ، تا بتوان پویایی حیات معرفت شناختی یک مردمی را فهمید. بر این مبنا متافیزیک یک جامعه، امری ایستا و پایان یافته و دائمی نیست، رویکرد پویاگرانه به متافیزیک به ما کمک می کند پویایی های جامعه و تحولات آن و در عین حال تداوم و باز تولید ساختارهای معرفت شناختی و متافیزیکی آن جامعه را بفهمیم.
در مصاحبه با دکتر جبار رحمانی(جامعه شناس و دین پژوه)
ابراهیم طاهرخانی کدخدایی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی