متافيزيك
تيمور محمدي___________دانشجوي ارشد علوم سياسي
موضوع:جواب سوالات دكتر اطهري
v سوالات
ü آيا ما با داشتن متافيزيك معين وبا يك جهان بيني خاص،مسایل خاص خود را تعيين ميبخشيم؟
ü چه چيزي سوالات ما را فرموله ميكند؟ مقولات متافيزيكي با چه چيزهاي ديگر،پرسشهاي پژوهش علمي مارا برمي انگيزد ويا به دنبال پژوهش مي برد؟
ü آيا فرزندان سوالات و تصورات متافيزيكي ما هستند؟واز اين به بعد ارزشها در مقابل عمل كار ميكنند؟
ü آيا متافيزيك ايراني امكان پذير است؟آيا متافيزيك اسلامي امكان پزير است؟
جواب
Ø هيچ انساني در هيچ زمان و مكاني را نمي توان تصور كرد كه بي پيشنةاي از متافيزيك جهان را تفسيركرده باشد، اين متافيزيك براي هر فرد حالتي خاص ومنحصر به فرد را ايجاد ميكند كه همچون شبكةاي پيچيده از مفاهيم و فعاليت ذهني به گونةاي بر نگاه انسان نسبت به اشيا و تعامل با آنها در راه رسيدن به معرفت حاكم است؛به طبع ذهن انسان همچون زاينده متافيزيك و در عين حال زاييده و محصول متافيزيك،افق ديدي به وسعت متافيزيك براي خود قايل است واز اين عينك جهان را مينگرد،بديهي است تعريف جهان(جهان بيني) به مثابه فرعي كه از اصل متافيزيك منشأ گرفته نه تنها مرجع جوابهاي ماست بلكه حتي مسايل خاصي را بنا به مقتضاي ذاتيش براي ما طرح ميكند.
Ø عقل ما به مثابه ابزار،چارچوب والگوي مرجع مشخصي كه محصول چندين عامل از جمله عقل تاريخي ونظامهاي معرفتي حاكم براين عقل است،ناخواسته مسايل و سوالات مارا به گونةاي طرح ميكند كه ريشه درسابقه وپيش زمينه عوامل سازنده عقل و ذهن ما دارد، به عبارتي روشنتر ساختار عقل وذهن ماست كه سوالات اساسي مارا توليد ميكند؛ توجه به اين نكته ضروريست كه ساختار عقل ما هرگز خالي از مقولات متافيزيكي نيست واين متافيزيك لزوماً از جنس فرا زميني نبوده وگاهي حتي خود زمين وماترياليسم عين متافيزيك است، براي توضيح اين مطلب به جايگاه انسان در مدرنيته اشاره ميكنم كه دقيقاً به صورت مقولةاي متافيزيكي در اين سيستم جزميت يافته است...
Ø اگر در فهم سوال اشتباه نكرده باشم، تحقق اتوپياي ما براساس تصور غير عقلاني،غريزي ومتافيزيكي ما بر عهده فرزندان ماست. فرزندان قاتل سوالات ما هستند وآنچه توليد ميكنند مالكيت و ترس از آينده است-اگر منظوراز عمل پراگماتيسم باشد ميتوان گفت كه در حال حاضر مرز بين ارزش وعمل در حال افزايش است اما در گذشته حايزرابطةاي علي معلولي(لازم وملزوم)بودند.
Ø هيچ كشور وجغرافيايي خالي از وجود متافيزيك قابل تصور نيست،اما اين سوال كه آيا ايران ميتواند صاحب متافيزيك خود باشد؟؟!!جواب خير است؛ چرا كه متافيزيك هرگز جنبةاي خالص ومطلق به خود نميگيرد واين امكان به كل منتفي است، در ضمن متافيزيك ايراني و اسلامي هرگز قابل تفكيك از هم نيست اگر چه ميتوان ايران را صاحب نظام معرفتي اي جدا از اكثريت جغرافياي اسلام دانست كه در تقابل با نظام معرفتي سني، دو خط موازي ارتدوكسي را از بنيان اسلام منشعب كرده اما تاروپود اين دونظام معرفتي چنان در هم پيچيده كه تصور متافيزيكي خالص براي هريك از دو طرف معادله تقريباً احمقانه به نظر مي آيد...