دانشکده علوم انسانی

دوره تحصیلات تکمیلی

گروه علوم سیاسی

 

 

 

عنوان تحقیق:

 

پاسخ به سوالات فلسفی

طرح شده از سوی  : استاد دکتر اطهری

 

گرد آورنده

 

نورمحمد محمد حسنی

 

نیمسال اول سال تحصیلی 89-88

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                  فهرست

 

عناوین                                                                                             صفحه

 

- آیا با داشتن یک متافیزیک معین و یک جهان بینی ،                              4-2

 مسائل خاص خودتان را تعیین می بخشید؟

 

-چه چیزی سؤالات مارا فرموله می کند؟                                                     4

             (معقولات یا چیز های دیگر)

 

-پرسشهای یی که پژوهش علمی مارا بر می انگیزد وباعث                             5

 می شود ما بدنبال پژوهش برویم ، آیا فرزند سؤالات ماست ؟

 واز این به بعد ا رزشها در تقابل عمل بر می آیند؟

 

-آیا متا فیزیک ایرانی امکان پذیر است یا متا فیزیک اسلامی؟                        6

 

-بطور کلی ما باید از چه متافیزیکی صحبت کنیم ؟                                      7

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه

هر جهان بینی ومتافیزیکی بیانگر نوعی نگاه به جهان پیرامون  انسان وهستی وچیستی وحتی خود انسان است . جهان بینی که اصول حاکم بر رفتارها وعملکردها ونگرشها را در سطح خرد وکلان وعام وخاص ودر زمان ومکان وخارج از آن تعیین وحاکم می نماید .

هر جهان بینی نتیجه ومحصول خاص خود را خواهد داشت وآگاهی لازم را در باب ماهیّت پدیده های جهان ومقولات وماهیّت چیستی مفاهیم هستی ارائه می نماید.

از آنجایی که سوالات ومفروضات فراوانی فرا روی هستی  در این راستا ایجاد می شود وهر کس بنا بر دید وبرداشت خود قضاوت و نگرش خواهند داشت چنانکه در شب تاریک هرکسی با توجه به برداشت خود از فیل واجزاء بدن آن تعریف داشت  وبر اساس همین جهان بینی ها سوالات ، طرح ویا بد نبال پاسخ می گردند.

وبراساس همین جهان بینی های خاص است که مکاتب مختلفی ظهور کرده وبه ارئه طریق می پردازند.

با توجه به اینکه لازم گردید تا نظرات متفاوت نخبگان در راستای بر داشت ونوع نگرش افراد به جهان بینی ومتافیزیک ، مطرح وسلایق متفاوت مشخص وبه یک نقطه مشترک برسیم سؤالاتی از سوی استاد بزرگوار جناب آقای دکتر اطهری طرح ومقرر گردید از نخبگان فلسفه هرمحل جمع آوری گردد .که با رایزنی با افراد وشخصیتهای مهم شهرکه فرصت پاسخگویی نداشتند ، نهایتا توانستیم با همکاری ومصاحبه با طلاب  حوزه علمیه حضرت امیر المومنین (ع) ابهر پاسخ هایی را گرد آوری  وارائه نمایم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوال 1- آیا باداشتن یک متافیزیک معین ؛ یک جهان بینی خاص ؛ مسائل خاص خودتان راتعیّن می بخشیم ؟

جواب : باعنایت به اینکه نوع تفکرانسان ازسه منبع نشأت می گیرد ازجمله : علم – فلسفه ودین. پس سه جهان بینی درانسان حاصل می شود الف: جهان بینی علمی ب: جهان بینی فلسفی ج: مذهبی

الف) جهان بینی علمی :باتوجه به اینکه جهان بینی علمی مبتنی بردو چیزاست یعنی : فرضیه- وآزمون می باشد. دراین روش اول فرضیه درذهن فرد نقش می بندد وبه ورطه آزمایش درمی آید ودرصورت تأیید یک اصل علمی واقع می شود.وآن اصل علمی درنبود اصل علمی کاملترازآن مثبوط می باشدوبه محض واردشدن فرضیه ای جامع ترمیدان رابرای اوخالی می کند.

دراین روش مزایای وهمچنین نارساییهای موجودمی باشد که مزیّت آن کشفیات علمی بصورت جزئی ودقیق ومشخص می باشد .وعلم قادراست درمورد یک موجودجزئی ؛هزاران اطّلاع به انسان بدهد که ازاین رو موجب بوجودآمدن صنعت وتکنیک می شود.

معایب آن : محدودبودن دایره آن ؛ بدین نحوکه تامسئله راعملا" تحت آزمایش قرارندهد؛آن را

نمی پذیرد وازدیگرسودایره ی آزمایش محدوداست .

نارسایی دیگرجهان بینی علمی ؛ ازنظرتکیه گاه بودن برای یک ایدئولوژی این است که علم ازجنبه نظری وارائه واقعیّت ؛ آنچنانکه هست وازنظرجلب ایمان به چگونگی واقعیّت هستی متزلزل وناپایداراست . چون علناً تکیه برآزمون وفرضیه دارد. جهان بینی علمی متزلزل وبی ثبات است وازاین رونمی تواند پایگاه ایمان واقع شود . جهان بینی علمی ازپاسخگوئی به سئوالات جهان شناسی که لازمه ایدئولوژی می باشند قاصراست مثل : جهان ازکجاآمده وبه کجامی رود؟ وهمچنین آیاجهان تقسیم

 می شود به مادی وغیرمادی و...  که علم به پاسخ نمی دانم می رسد .

ب) جهان بینی فلسفی : باتوجه به اینکه اوّلاً این جهان بینی متّکی بریک سلسله اصول بدیهی وبرای ذهن غیرقابل انکاراست وباروش برهان واستدلال پیش می رود وثانیاً عام ودربرگیرنده اندو طبعاً ازنوعی جزم برخورداردند وآن تزلزل وبی ثباتی که درجهان علمی دیده می شود درجهان بینی فلسفی نیست ومحدویت جهان بینی علمی راندارد. همچنین جهان بینی فلسفی برخلاف علمی ؛ تکیه گاههای ایدئولوژیکی هستند وتفکرفلسفی چهره وقیافه جهان درکل خودمشخص می کند.

جهان بینی علمی وفلسفی هردومقدمه هستند امابه دوصورت مختلف : جهان بینی علمی به انسان قدرت تسلّط وتصرّف رابرطبیعت می بخشد اماجهان بینی فلسفی جهت عمل وراه انتخاب زندگی انسان  وموضع اورادربرابر جهان مشخص می کند. به انسان ایده ی خاصّی می دهدوبه حیات وزندگی اومعنی وهدف می دهد ویااورابه پوچی وهیچی می کشاند.

ج) جهان بینی مذهبی : جهان بینی مذهبی وفلسفی برخلاف جهان بینی علمی وحدت قلمرو دارند.ولی ازلحاظ مبدأ معرفت وشناسایی دونوع مجزاهستند: درمذهب اسلام جهان شناسی مذهبی درمتن مذهب ؛ رنگ فلسفه یعنی رنگ استدلالی به خودگرفته است ومسائلی که عرضه می شود آنهاراباتکیه برعقل؛استدلال واقامه برهان می نماید اراین رو جهان بینی اسلامی درعین حال یک جهان بینی عقلانی وفلسفی می باشد.

ازمزایای دیگرجهان بینی مذهبی : ثبات وجاودانگی ودیگرعمومیت وشمول این جهان بینی بردوجهان بینی دیگراست چراکه دوجهان بینی علمی وفلسفی فاقدچنین مزیّتی بوده وبرعکس جهان بینی مذهبی، آنهاتوانایی قداست بخشیدن براصول جهان بینی راندارند.

ازمجموعه این گفتارچنین برمی آیدکه ایدئولوژی نیازمند به نوعی جهان بینی است که اولاً به مسایل اصلی وجهان شناسی که به کل جهان مربوط می شودونه به جزء آن، پاسخ دهد. ثانیاً یک شناسایی پایداروقابل اعتماد وجاودانه بدهد، نه یک شناسایی موقت وزودگذر.

ثالثاً : آنچه ارائه می دهد ارزش نظری وواقعیت نمایانه داشته باشد نه صرفاً عملی وفنّی . بطورکلی مشخص شد که جهان بینی علمی فاقدهریک ازمزایاونیازمندیهای سه گانه بالاست وجهان بینی فلسفی فاقد برخی ازآنهاست .اماتنهاجهان بینی مذهبی است که ضمن داشتن تمام شرایط ومزایای فوق یک نوع استحکام و وسعت تفکرفلسفی وقداست وحرمت اصول مذهبی را دارا می باشد. همچنین از آنجائیکه یک جهان بینی خوب علاوه برمعیارهای فوق دارای مزیتهای دیگری است همچون :

- قابل اثبات واستدلال بودن – قابلیت حیات بخشیدن – معنی دارکردن زندگی – رهاندن اول ازپوچی وهیچی – قداست بخشی به هدفهای اجتماعی وانسانی – تعهدآورومسئولیت سازبودن مامی باشد. این

جهان بینی اسلامی وتوحیدی است که چنین قابلیتی دارد چراکه این جهان بینی توحیدی است که با تکیه بریک قطبی وتک محوری ؛ یعنی جهان ماهیت ( ازاویی)(انالله) وبه سوی اویی (اناالیه راجعون ) دارد .یعنی موجودات جهان به یک سو ومرکزتکامل می یابند وموجودی عبث وبیهوده وبدون هدف نیستند وانسان دراین بین ازشرافت وکرامت مخصوص برخورداراست . ووظیفه ورسالتی خاص دارد که این مسئولیت عبارتست ازتربیت خودواصلاح جامعه .

این جهان بینی توحیدی با نیروی منطق و علم و استدلال حمایت می شود.به این صورت که هر ذرّه ای از ذرّات جهان دلایلی بر وجود خداوند حکیم و علیم است و در ذات هر موجودی معرفت پروردگار پنهان و آشکار است.لذا این جهان بینی اسلامی و توحیدی است که از هرنقص مُنَزَّه ومُبرّاست و قابلیت تعیّن بخشی به تمام مسائل خاص و عام افراد را دارا می باشد.

 

 

سوال 2 :

چه چیزی سوالات ما را فرموله می کند ؟ ( معقولات متافیزیکی یا چیزهای دیگر )

جواب:

سوالات ما را همان معقولات متافیزیکی و یا به عبارتی جهان بینی اسلامی توحیدی است که با تکیه بر عقل و فلسفه ،مسائل ما را استدلال و اقامه برهان و قانونمند و فرموله می کند.به این صورت که جهان بینی اسلامی توحیدی ، با ارائه معیارهای مناسبی از جمله ، قابلیت اثباتی و قابلیت حیات بخشی و رهاندن انسان از پوچی و هیچی و آرمان ساز بودن و قدرت تقدس بخشی به آن و هدفهای انسانی و اجتماعی و تعهد آوری و مسئولیت سازی انسان می باشد.وبه همین دلیل این جهان بینی با تکیه بر معقولات ما وراء الطبیعه و بهره گیری از جهان بینی فلسفی در زمینه ارائه برهان و استدلال نسبت به مباحث عقلی و برها نی ، می تواند سوالات ما را قانونمند و فرموله نماید .

سوال 3 :

-  پرسشهایی که پژوهش علمی ما را بر می انگیزد و یا باعث می شود ما بدنبال پژوهش برویم ، آیا فرزند سوالات و فرزند تصدیقات متافیزیکی ماست ؟ و از این به بعد ارزشها در مقابل عمل بر می آیند ؟

-       جواب:

از نظر ماتریالیستها و مادّیون که اعتقاد بر این دارند ، فلسفه ما ورا ءالطبیعه به یک بن بست هایی می رسند که که بحث را متوقف ساخته و سیر عملی را می میرانند ، تصدیقات متافیزیکی حاصل از آن جوابگوی سوالات ما نیست . اما از نظر مکتب جهان بینی اسلامی و توحیدی ، چون فلسفه اسلامی و توحیدی ما متکی بر علم می باشد و با پیشرفت علمی ، پیش می رود . توانایی پاسخگویی به سوالات ما را دارد . از دیگر سو دانشمندان ماتریالیسم و مادیگرا معتقدند که متافیزیک تنها به یک رشته مقدمات عقلی و پندارهای ساده بی گواه متکی است . در حالیکه دانشمندان جهان بینی تو حیدی اعتقادبر علم و حس و تجربه را نیز دارند و با استناد به این حس و تجربه ، پیش رفته و همه روزه هزاران ارمغان از کارخانه های خود بیرو ن میدهد که گواه راستی این رشته جهان بینی است . پس این متافیزیک اسلامی است که به سؤالات پا سخ داده و باعث انگیزش پژوهش میشود و این سؤالات و پژوهش ها زاده و فرزند  متافیزیکی ماست . وباتوجه به توضیح ویژ گی های جهان بینی مادی و اسلامی می توان عنوان کرد که از دیدگاه مکتب ماتریا لیستیها، ارزشها در مقابل عمل برمی آیند . و با داشتن افقی که فراتر از جهان مادی نیست ، ارزشهارا حصار و محدود کننده عمل خود میدانند . چنانچه در جامعه غرب می توان لمس کرد . اما از نظر  اسلامی ، باتوجه به بینش و اعتقاد  به ما ور اء الطبیعه و جهان فراتر از جهان مادی ارزشها نه تنها در مقابل عمل بر نمی آیند بلکه تقویت کننده وپشتیبان عمل ما نیز خواهند بود . چه بسا که ایثارو جان گذشتگی و فداکاری در مکتب اسلامی، خود نشات گرفته از این تفکر و دیدگاه می باشد .

سوال 4 :

-آیا متا فیزیک ایرانی امکان پذیر است ؟یا متافیزیک اسلامی ؟

- با توجه به شهادت تاریخ ، ما ایرانیان در طول تاریخ چند هزار ساله ی خود و با توجه به تاثیر پذیری از انواع مختلف اقوام و ملل  و با لطّبع ، انواع مختلف متا فیزیک مواجه بوده ایم ، ولی در عین حال جنبه های مؤثّر و مثبت آنها را با توجه به داشته های خود ، در خودمان هضم نموده ایم . که با طی مسیر و روندِ منتهی  به مواجه ی متا فیزیک اسلامی شده است . چنانچه خدمات ارزنده و متقا بلی بین متافیزیک اسلامی  و اندیشه ی ایرانی ارائه شده است . و در یکدیگر تاثیرات مهمی داشته اند ، چرا که به اعتراف خیلی از مطلعین ما در این مدت ، خدمات ارزنده و فوق العاده ای به اسلام نمو ده ایم و در نشر آن در میان سایر ملل جهان بیشتر از دیگران کوشیده و تاثیر گذار بوده ایم . از آنجائیکه ما دارای جهان بینی زر تشتی تو حیدی بو ده ایم  و با گذشت زمان و تحت تاثیر برخی از عوا مل، به انواع خرافات مبتلا گردیده است که از جمله اعتقاد به دو  مبدأشرّ و خیر ،  و خدای نیکی ها  و بدیها  و خدای شاخدار و بالدار و ... و این متا فیزیک اسلامی بوده است  که ایرانیان را به اندیشه ی  خدای قیّوم که برتر از خیال و قیاس است ، سوق داده است . و حصار مذ هبی و سیاسی را بر چیده است  و مو جب درخشش ملت ما گردیده و استعدد هایی چون ابو علی سینا _ شیخ اشراق و خیام و دیگر اندیشمندان زمینی ظهورو بروزشان را فراهم کرده  و ایران را به جهانیان شناسانده است . و از سو یی هم متا فیزیک اسلامی متصل به منبع وحی بوده  و جامع تر و فراتر از متافیزیک ایرانی بوده  و متافیزیک ایرانی جزء و زیر مجموعه ای از متافیزیک اسلامی به شمار رفته که اساساً با هم وحدت داشه  و به قو ل اقبال لاهوری یک متا فیزیک واحد بوده وبه مثابه یک روح در چند کالبد می باشد .که از همدیگر تأثیر پذیرفته اند.

 

امر حق راحجت و دعوی یکی است                                                 خیمه های ماجدا ،دلها یکی است

از حجازوچین وایرانیم ما                                                                   شبنم یک صبح خدائیم ما 

پس در عین تاثیر گزاری و تاثیر پذیری این دو بر یکدیگر ،اما در انتخاب بین کامل واکمل ،به حکم عقل و معیارهایی که از نظر شهید مطهری  آن متفکر بزرگ اسلام برای یک جهان بینی  و متافیزیک خوب وبرتر قائل هستند .متافیزیک اسلامی فراگیرتر و جهان شمول تر می باشد و از ویژگی و شوق انگیزی و قابلیت اثبات و استدلال برخوردار بوده  و حیات را معنا بخشیده واز پوچی می رهاند.

 

سوال 5

بطور کلی ما باید از چه متافیزیکی صحبت کنیم؟

به طور کلی یک متافیزیکی قابلیت بحث و عرضه را داردکه اولاً :قابلیت اثبات و استدلال را داشته باشد.یعنی از پشتوانه عقلی و منطقی برخوردار باشدوبتواند تاریکی ها را بزداید و مجهولات را مشهود نماید.

ثانیاً:آرمان ساز و شوق انگیزو امید بخش باشد.

ثالثاً:حیات را معنا بخشیده و از پوچی و بیهودگی برهاند وجاذبه لازم را داشته باشد.

رابعاً:متافیزیکی که قدرت تقدّسی بخشی بر اهداف انسانی را داشته و تعهد و مسئولیت پذیری را ایجاد نماید.چرا که تقدّس بخشی یک جهان بینی سبب می شود که افراد به سهولت در راه هدف های مکتب ایثار و از خود گذشتگی داشته باشند.وهمچنین با توجه به شرایط و دغدغه های زمانی و مکانی عصر موجود،مسئولیت سازی یک متافیزیک ،فرد را در عمق وجدان باطنی ،و در قبال خود و غیر خود ،مسئول قرار می دهد.

-پاسخ های فوق در مصاحبه با طلاب حوزه حضرت امیرالمومنین ابهر و با تاثیر پذیری از تفکرات شهید مطهری ارائه گردیده است.

نورمحمد محمد حسنی –دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی

                                                                                                                                  خرداد 89