متافیزیک
مصاحبه شونده:حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی حسینی
1- آیا با داشتن یک متافیزیک معین و یکسان جهان بینی مسایل خاص خودتان را تعیین می بخشید؟
با داشتن یک متافیزیک معین با اصول و قواعدی که دانشمندان ترسیم کرده اند می توان به جای مبنا قراردادن عقل اصول دیگری را برای متافیزیک جستجو و پیدا کرد. از دیدگاه فلاسفه و دانشمندانی همچون دکارت- ارسطو- افلاطون که بهتر از همه اینها درکارت است که البته فیلسوفانی از جمله جام لاک و دیوید هیوم به دیدگاه حس گرایی پرداختند و عقل گرایی محض را که از افلاطونی به دکارت به ارث رسید زیر سوال پس نظرات نظرات متفاوت بزرگان ما را سوق می دهید تا از نظریه دکارت که موضوع هستی و جهان بینی را که می خواهم هدف ما معین و مشخص شود بپردازیم هر چند باز ایراد هست و می گویند دکارت به صورت سیتماتیک بررسی نشد و می گویند دکارت همه توجه خود را صرف فعالیت من فکر می کنم کرده است. که منبع ذهنی باشد و این را به یک خودشناسی ثبت داده اند و دکارت در کتاب تعمق های فسلفه نخستین به سوالات و ایرادات جواب می دهد. ایشان متافیزیک را در یک معنا به عنوان دانش عموم هستی آنطور که هست بحث می کند در صورتیکه در بحث متافیزیک امکان یک جهان بینی برای ما ایجاد می شود که ما را از مرحله شک به مرحله قطعیت برسیم و یقین برای ما حاصل شود پس از نتیجه ما با دیدگاه دکارت به متافیزیک رسید هر چند او در باب حساسیت و فرضیات داخل شد و مخالف ارسطو افلاطون عمل نموده و می گوید درباره علومی که به شناخت طبیعت مربوط می شود. از جمله متافیزیک و نجوم پزشکی باید شک کنیم تا به واقعیت برسیم و تا مسایل خاص جهان بینی برای معین گردد. ما باید از متافیزیک و جهان بینی برای ما معین گردد. ما باید از متافیزیک و جهان بینی های مختلف برای حل مسایل و یا تعیین بخشیدن به ماسئل مدد بگیریم بی شک اشکال ندارد.
2- چه چیزی سوالات ما را فرموله می کند؟
دانش های طبقه بندی شده و مطالعات در مورد یک مکان یا یک موضوع ساختمانی و یا علمی که شخص با هدف دنبال می کند و هیچگونه تخریب و تهدید برای آنها نیست و کاملاً فرموله شده است و در روش فرموله هیات و پنل هایی تشکیل می شود که به بکارگیری روش و لغی عمدتاً با هدف کشف ایده های خلاقانه اطمینان و قابل تهیه اطلاعاتی مناسب به منظور تصمیم گیری است و این روش و فرایند برای پاسخ گویی به سوالات ما را آماده می کند.
3- پرسشهایی که پژوهش علمی ما را بر می انگیزد و باعث می شود ما به دنبال پژوهش برویم آیا فرزند سوالات ماست؟ و از این به بعد ارزشها در تقابل عمل بر می آیند؟
پاسخ به این سوال در دو گروه و دو امر مهم است و نخست باید وضعیت موجود را مورد تحلیل قرارداد. نبود برنامهی بلند مدت برای رسیدن به اهداف بزرگ است و پژوهش کوتاه مدت و مقطعی، نگاه را کوته نگر می کند پژوهشگر را گرفتار روزمرگی می سازد. در طی سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی ما شاهد رشد چشم گیری در عرصه پژوهش و نگارش در دانشگاههای و حوزه های علمیه بوده و هستیم.شاخص های این توسعه را می توان در تنوع و تکثر مراکز پژوهشی رشد قابل ملاحظه واحدهای انتشاراتی افزایش کمی و کیفی مجلات تخصصی و نیمه تخصصی و حجم فزاینده کتابها و مقاله های حوزیان و دانشگاهیان است. در متن فوق که دو گروه و دو امر مهم امر بعد از وضعیت موجود- برنامه ریزی استراتژیک چه مددی به بهبود وضع موجود می رساند و چه معضلات و مشکلاتی در سایه تدوین استراتژی پژوهش حل می گردد و ما قادر به جوابگویی به سوالات هستیم و در مقابل تمام مسایل و مشکلات توانمند هستیم پژوهش افکار را زنده و سوالات را با جواب منطقی پاسخ می دهد.
4- آیا متافیزیک ایرانی امکانپذیر است یا متافیزیک اسلامی؟
اگر منظور از متافیزیک ایرانی- ایران قدیم باشد یا ایران باستان ما از آن چیزی اندک می دانیم مگر از کتابهای دانشمندانی همچون سهروردی و اشراقی که از آنها حکمت خسروانی یا می کنند که این را می توانیم متافیزیک ایرانی- اسلامی نامید که آمیزه ای از متافیزیم یونانی اسلامی و ایرانی است و به همین منظور سبب متافیزیک سهروردی را می توان متافیزیک انوار نامید که با متافیزیک ابن سینا تفاوتهای جدی در عین حال اشتراک دارد و اما متافیزیک سهروردی را می توان هم چندان قابل تحصیلی نیست زیر اسلام دین است نه صرفاً یک متافیزیک یعنی جهان شناسی چون متافیزیک به معنای خاص به دین چندان ربطی ندارد. اما از حق نمی توان گذشت که هر دینی دارای معنا و بار فیزیکی است.اما از جایی که متافیزیک از بعضی دیدگاه ها مورد نقدی جدی قرار گرفته و مسائلی چون خدا، اختیار و نفس انسان قابل بررسی در حوزه عقل نظری نیست، زیر فیلسوفان کمتر از متافیزیک و راه وصول به آن ا طریق عقل محض سخن می گویند بلکه بر حوزه معرفت شناسی تاکید می ورزند.
5- بطور کلی ما باید از چه متافیزیکی صحبت کنیم؟
بطور کلی بهترین متافیزیک در عصر حاضر متافیزیک قرانی است و در همه جا باید از آن حمایت کرد و سخن گفت که محی الدین ابن عربی – عارف و فیلسوف بزرگ جهان اسلام و صاحب اندیشه وحدت وجودی از جمله فرزانگانی است که علم فقهی و اصولی او هم برای متضادهای دارد و در باب انسان شناسی- معرفت شناسی، هنر- تخیل و تاریخ متافیزیک قرآنی را در اولویت قرار داد. اما ما باید آنچه در توان داریم بزرگان اعتقاد دارند باید تلاش کنیم از بار سنگین متافیزیک بکاهیم. البته نه با این دیدگاه که بگویم به پایان متافیزیک رسیدیم یا خود متافیزیک به پایان رسیده اما می توانیم یگویم متافیزیک انباشته شد از فلسفه دوره اسلامی که بعضاٌ آمیخته با علومی است که تقریباً منسوخ شده است و نمی تواند به مسائل خود یقین بخشد، چون اگر متافیزیک ممکن باشد. دیگر آن متافیزیک مشحون از مباحث علوم قدیم نخواهد بود و در وضعیت فلسفه دوره اسلامی همین عیب است که نتوانسته از علوم قدیم رهایی یابد.