]چقدر سخت است انسان ها از همدیگر فرار می کنند.حاضر به ملاقات با یکذیگر نیستند.رابطه فامیلی گسسته شده و فرزندان نمی توانند پدر و مادر خود را ملاقات کنند.رابطه خانوادگی گسسته شده است.حتی افراد خانواده نیز از هم می ترسند انگار تز امنیت در مقابل امنیت را باید در درون اعضای خانواده خود نیز بایذ رعایت کنی.شما نمی توانید فرزند دلبندتان را ببوسید.صحنه ای را دیدم که کودکی می خواست مادرش را ببوسد ولی مادرش اجازه نداد.کودک انقدر گریه کرد تا توانست نظر مادرش را عوض کندسر انجام عاطفه بر عقل مادر غلبه کرد. نیازهای عاطفی سرکوب می شود .علیرغم این عشق در تهران تعطیل نشده است ازدواج ها صورت می گیرد اما با رعایت پروتکل های بهداشتی.در ضمن مراسم همه از هم می ترسند هم شرکت کنندگان خوشخالند که پس از مدتی در جمع حاضز شده اند و هم نگران الوده شدن.

در اموزش و پرورش  و دانشگاه ها در تهران و شهرستان ها زیر ساخت اموزش مجازی ایجاد شد وروابط رو در رو به ارتباط از طریق شبکه مجازی رسید.

فکر نمی کردیم کرونا بتواند ارتباط اشخاص با محیط کارشون را قطع کند و دانشگاه را تعطیل کند ولی تعطیل کرذ و حتی کلیساها و مساجد و کنیسه ها و معابد نیز تعطیل شدند و مناسک مذهبی برگزار نشد .ساختار بروکراتیک دستور به ذور کار ی داد و ادارات با حداقل نیرو به فعالیت پرداختند.یقه سفید ها بویژه کارکنان بانک ها نیز چنین رفتاری داشتند.کارمندان و کارکنان گمرک و مراکز اقتصادی اجازه نمی دهند کشور از نظر اقتصادی فلج شود.پزشکان و بویزه پرستاران و کارکنان خدمات در بیمازستان ها و درمانگاه ها فعال بنظر می رسند.

در اغاز کرونا برای اولین بار تهران سوت و کور بود میل به جاودانگی و ترس از مرگ را می توانستی ببینی.دستور قرنطینه و قطع ارتباط میان شهر ها و استان ها اجرا شد.سعی شد زنجیره انتقال قطع شود.هر چند برخی به امنیت گله ای معتقد بودند که در یکی از کشورهای اسکاندیناوی نیز اجرا شد..شرایط کمی عادی شد دوباره تهرانی ها به زندگی عادی برگشتند.

ولی با ویروس دلتا وحشت ایجاد شد.اغلب فکر می کردند ویروس روال خود را طی می کند و به امنیت گله ای خواهیم رسید .ولی نه تنها اینگونه نشد وحشی تر شد و نشان داد که هنوز وقت همزیستی ان با انسان نرسیده است.هر جهشی که پیدا می کند بیشتر ما را در معرض خطر قرار می دهد.

تیر ماه 1400 ترس از مرگ را در تهران گسترش داد.بیشتر ایمونولوژیست ها هم در توضیحات علمی مانده اند.پیک پنجم کرونا همه خانواده ها را در تهران نگران کرده و مردم به همدیگر هشدار می دهند.نوعی همبستگی میان مردم هم ایجاد شده است.

وقتی وارد جامعه می شوی و در کوچه ها و خیابان های تهران قدم می زنی هیچکس را نمی توانی بشناسی چون غالبا ماسک به صورت زده اند.گاهی حتی از ترس اشنایی نمی دهند اگر زیاد به هم علاقه داشته باشند اندکی ماسک را پایین می کشند تا خود را معرفی کنند.هر چند در عصر تحریم وحشتناک امریکا علیه  ایران که تاریخ نظیر ان را سراغ ندارد ، مسولان سعی دارند  با گفتار درمانی ارامش ایجاد کنند.

مرگ در تهران  با سویه دلتا مردم را تهدید می کند.چه کسی می میرد؟ویروس سراغ چه کسانی می رود.؟ویروس سکولار و مذهبی نمی شناسد.فقیر و غنی نمی شناسذ.پیر و جوان نمی شناسد.هیچکس امنیت ندارد.استاد دانشگاه  ،کارگر ،......و زن و مرد همه ذر معرض حطرنذ.در ابتدا بنظر می رسید ویروس یک نوع دل رحمی به کودکان دارد ولی با دلتا اون رحم و شفقت به کودکان نیز کنار گذاشته شد.علاقه کودکان به پدر بزرگ ها و مادر بزرگ هاشون و اینکه ناقل بودند ان ها را به سینه قبرستان فرستاد.چقدر کودکان از این منظر ضربه روانی خوردند و می خورند چگونه جبران خواهد شد این زخم ها چگونه التیام خواهد یافت .همه در بهشت زهرا ارام می گیرند که گفته می شود عوامل ان چند شیفته کار می کنند.