عراق
مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل/”چارلز لویی”/

به گزارش اشراف، مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل گزارشی تحت عنوان «رقابت استراتژیک ایران و آمریکا؛ رقابت بین ایران و آمریکا در عراق» منتشر کرده است.در این گزارش عراق را نقطه ثقل رقابت بین ایران و آمریکا دانسته، و به تحلیل و بررسی رقابت بین این دو کشور پرداخته است.ذکر این نکته که محتوای این گزارش مورد تایید سایت اشراف نیست و تنها برای اطلاع مخاطبان از نگاه اندیشکده های غربی منتشر می شود.
رقابت امنیتی: نقش سپاه پاسداران ایران، نیروی قدس
از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ ایران و آمریکا همواره جهت نفوذ در نیروهای امنیتی عراق با یکدیگر رقابت کردهاند. ایران بلافاصله پس از سقوط رژیم صدام حسین در ۲۰۰۳ به واسطه نیروی قدس، شاخهای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمک های مالی خود را در اختیار گروه های نظامی و شبه نظامی در عراق قرار داد. این نیرو تامین کننده کمک های مالی، تسلیحات، نیروهای عملیاتی، و همچنین آموزش دهنده گروه های خاصی در فلسطین، مبارزان اسلامی بوسنی، جنگجویان جنوب سودان، حزبالله در لبنان،بوده و هست .نیروی قدس آموزش دهنده و فراهم کننده کمک های مالی و تسلیحات در عراق می باشد. ماهان عابدین، رئیس بخش تحقیق مرکز مطالعات تروریسم در لندن، می گوید که آموزش ها بیشتر بر روی جمع آوری و استفاده از اطلاعات متمرکز است، چراکه داشتن اطلاعات درست برای انجام موفقیت آمیز عملیات در جایی همانند عراق که بسیار پیچیده است، یک فاکتور حیاتی به حساب می آید. یک برآورد رسمی که در سال ۲۰۰۷ انجام گرفت، تعداد نیروهای قدس و اطلاعاتی ایران در عراق را ۱۵۰ نفر تخمین زد، در حالیکه فرماندهان آمریکایی معتقد بودند که برای هر استان شیعه نشین تنها یک یا دو نفر نیروی قدس یا اطلاعات ایران حضور دارند. ژنرال کوین بگنر در دوم جولای ۲۰۰۷ گفت که ایران ماهانه حدود ۳ میلیون دلار به گروه های نظامی در عراق کمک می کند .ادامه….. ادامه مطالعه …
ایالات متحده تا سال ۲۰۰۵ بر خلاف ایران که نقش خود در عراق را به سرعت افزایش می داد، سرعت لازم برای رقابت با ایران را نداشت. در ۱۹ جولای ۲۰۰۵، آمریکا پیغام محرمانه ای به ایران فرستاد و نسبت به کشته شدن یک سرباز انگلیسی به وسیله تسلیحات ایرانی شکایت کرد. ایران هرگونه دخالت در این موضوع را رد کرد، و در دسامبر همان سال در محافل عمومی به مقابله با این مسئله پرداخت. با این وجود، فرمانده نیروهای چند ملیتی در عراق، ژنرال دیوید پترائوس، در گزارش سپتامبر ۲۰۰۷ خود به کنگره بیان داشت که «هیچکدام از ما در ابتدای امسال از گسترش نفوذ ایران در عراق راضی و خشنود نبودیم، مسئلهای که امروز ما و رهبران عراقی نسبت به آن نگرانی جدی داریم» .
مقامات آمریکایی از متهم کردن نیروی قدس به حمله مستقیم به نیروهای ایالات متحده اجتناب کردهاند و با احتیاط در این زمینه که مقامات حکومتی ایران نیز از این اقدامات باخبر بودهاند و یا اینکه خود در آنها دخالت داشتهاند، اظهار نظر نمودهاند. در ۱۴ فوریه ۲۰۰۷، بوش اعلام کرد که من با قاطعیت می گویم موشک های انفجاری، نارنجک ها، و خمپاره های مورد استفاده در عراق از سوی نیروی قدس تهیه شده اند، « ولی چیزی که ما نمی دانیم این است که آیا مقامات ایرانی به نیروی قدس دستور چنین اقدامی را داهاند یا خیر» .
منابع آگاه می گویند که نیروی قدس یکی از اصلی ترین، اگر نگوییم اصلی ترین، بازوان ایران برای اعمال سیاست های ایران در عراق است. طی جنگ بصره در سال ۲۰۰۸ قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، به ژنرال پترائوس پیامی ارسال کرد. ژنرال پترائوس چکیده این پیام را اینگونه بیان کرد ،
” ژنرال پترائوس شما باید بدانید که من، قاسم سلیمانی، مسئول سیاست ایران در عراق، غزه، و افغانستان هستم. و سفیر ما در بغداد عضو نیروی قدس است. کسی که جانشین او شود نیز از اعضای نیروی قدس خواهد بود. چیزیکه دیپلماسی را با مشکل مواجه می کند این است که شما تصور کنید که می توانید با استفاده از دیپلماسی سنتی با وزارت امور خارجه کشوری دیگر ارتباط برقرار کنید، در حالیکه وزارتخانه کارهای نیست. کسی که سیاست خارجه ما را کنترل می کند متکی نیست، حداقل در مورد کشورهایی که ذکر کردم. نیروی قدس مسئول فعالیت های امنیتی و سایر فعالیت ها می باشد.”
یکی از گزارشات افشا شده وزارت خارجه در نوامبر ۲۰۰۹ نشان می دهد که نیروی قدس مجری اصلی سیاست های ایران در عراق و رقیب ایالات متحده برای ایجاد امنیت در این کشور می باشد :
حداقل از سال ۲۰۰۳، سرتیپ قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران، در اتخاذ و اجرای سیاست های سپاه پاسداران در عراق نفر اول بوده و تنها آیتالله خامنهای بالاتر از او بوده است. سلیمانی از طریق افسران نیروی قدس سپاه و عناصر خود در عراق، به ویژه سفیر ایران در عراق و همکار نیروی قدس حسن کاظمی قمی، از ابزارهای دیپلماتیک، امنیتی، اطلاعاتی، و اقتصادی به کاملترین نحو برای تاثیرگذاری بر روی متحدان عراقی خود جهت تشکیل رژیمی همسو با منافع ایران در بغداد و سایر استان ها استفاده کرده است.
سلیمانی از داشتن روابط نزدیک و طولانی مدت با مقامات عراقی همچون طالبانی، عادل عبدالمهدی، معاون رئیس جمهور، مالکی، نخست وزیر، جعفری، نخست وزیر سابق، و اخیرا سمرایی، رئیس مجلس، لذت می برد (گزارش دیگری حاکی است که رئیس مجلس ایران، لاریجانی، به دعوت سمرایی از ۴ الی ۷ نوامبر از عراق دیدن کرد). آیت الله خامنه ای، احمدی نژاد، لاریجانی، و هاشمی رفسنجانی بطور مستمر با مقامات دولتی عراق دیدار می کنند، این دیدارها در راستای سیاست های استراتژیک شورای مشاوران سپاه برای تاثیرگذاری بیشتر بر روی مقامات عراقی انجام می گیرند.
بعضی از گروه ها و شبکه های دریافت کننده کمک های نیروی قدس عبارتند از ارتش مهدی، گردان بدر، شبکه قزالی، شبکه شیبانی، و سایر گروه ها. طبق گفته های ژنرال پترائوس، حزب الله لبنان نیز به نیروی قدس کمک می کند. اهداف آنها شامل رقبای سیاسی، نیروهای امنیتی عراق، و نیروهای ائتلاف بودهاند. زمانیکه گردان بدر و SCIRI با دولت همکاری کردند، سایر گروه هایی که مورد حمایت ایران بودند، اعضای بدر و SCIRI را نیز هدف قرار دادند. ایران هم از نیروهای خشونت طلب و کشتارگر برای شکل دهی سیاست خود در عراق استفاده کرده است. به عنوان مثال، ژنرال پترائوس اعلام کرد که ایران در ۲۰۰۷ دو استاندار استان های جنوبی عراق را از طریق بمب گذاری در ماشین آنها به قتل رسانده است .
نیروی قدس در داخل شبکه رمضان نیز سازماندهی می شود. طبق نوشت ههای مجله لانگ وار، که مصاحبه هایی با مقامات بلندپایه یا میانی نیروهای نظامی و اطلاعاتی انجام می دهد، نیروی قدس فعالیت های خود در عراق را با تاسیس شبکه رمضان آغاز نمود. این شبکه، که به گفته سخنگوی نیروهای چند ملیتی مسئول بسیاری از عملیات های نیروی قدس در ۲۰۰۷ بوده است، متشکل از گروه نصر در شمال، گروه فجر در جنوب، و گروه ظفر در مرکز عراق می باشد.
تسلیحات ایرانی که در اختیار عراقی ها قرار گرفته است شامل خمپاره اندازهای ۱۲۲ میلی متری بوده است که در منطقه سبز بغداد از آنها استفاده شده است، مواد منفجره، مرمی های انفجاری و انواع سایر موشک ها نیز از جمله تسلیحات مذکور بودهاند. خمپاره اندازهای ۱۰۷ میلیمتری ایران قادرند تا ۱۰۰ پوند مواد منفجره را حمل کنند و عملا این مواد را تبدیل به «بمب پرنده» نمایند .
مرمی های انفجاری برای نیروهای ائتلاف مرگبار بودهاند. مبارزان معمولا از این مرمی ها برای ایجاد سوراخ در زره پوش های نظامی استفاده کرده و نیروهای ائتلاف را می کشند. در سال ۲۰۰۵ مبارزان شیعه مرمی ها را در داخل بلوک هایی ساخته شده از فوم قرار می دادند این کار باعث می شد تا آنها شبیه سنگ به نظر آیند. حزبالله لبنان، هم پیمان نزدیک ایران، از همین تکنیک در جنگ خود با اسرائیل در سال ۲۰۰۶ استفاده کرد .
در جریان جنگ، نیروهای ائتلاف چندین نفر از اعضای نیروی قدس را دستگیر کرده و کشتند. در ۲۰۰۶، دولت بوش اجازه کشتن ماموران امنیتی ایران در عراق را صادر کرد. از دیگر دستگیرشدگان محمود فرهادی، از فرماندهان شبکه رمضان، علی موسی دقوق، عضو ارشد حزبالله لبنان، و قایس خزالی، عضو سابق گروه صدر، رئیس گروه اصحاب الحق و فرمانده گروه های ویژه، بودند. در ۲۰۰۷، آمریکا معاون فرمانده بخش موسوم به ۲۸۰۰ حزبالله را که به نیروی قدس کمک می کرد، دستگیر نمود .
آمریکا از راهکارهای یک و چند جانبه برای مقابله با چالش هایی که ایران در بخش امنیتی برای ایالات متحده در عراق بوجود می آورد، استفاده کرده است. آمریکا شورای امنیت سازمان ملل را تحت فشار گذاشت تا با تصویب قطعنامه ۱۷۴۷ در ۲۴ مارس ۲۰۰۷ هرگونه صادرات سلاح از سوی ایران به عراق را ممنوع و غیرقانونی اعلام کند. در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۷، آمریکا نیروی قدس و چهار بانک دولتی ایران را حامیان تروریست و نیروی قدس را گروه ویژه تروریستی نامید، ولی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را سازمان تروریستی ننامید .
این اقدام باعث شد تا تحریمهایی بر علیه نیروی قدس و این بانک ها اعمال شود. در ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، ایالات متحده مقرها و پایگاه هایی در نزدیکی مرز ایران ساخت تا قاچاق اسلحه از ایران به عراق را کنترل نماید. در ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۷، سنای آمریکا، شامل هیلاری کلینتون که در آن زمان سناتور بود، معاهدهای تصویب کرد که بر اساس آن بوش مجبور می شد تا اقدامات قاطع تری جهت قرار دادن نام سپاه در لیست سازمان های حامی تروریست انجام دهد. در ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۸، آمریکا دارایی های معاون فرمانده نیروی قدس، رهبر ارتش المهدی، چند نفر دیگر و شبکه تلویزیونی سوریه را به دلیل اقداماتی که در عراق انجام داده بودند، بلوکه کرد. با این وجود، این اقدامات آمریکا روند اجرای تحریم های سنگینی که قبلا بر علیه ایران وضع شده بود را سرعت نبخشید. این تحریم ها از سال ۱۹۷۹ بر علیه ایران وضع شده بودند، این امر نشان می دهد که اقدامات آمریکا و تاثیر معرفی افراد و سازمان های تروریستی تنها اقدامی سمبولیک بوده اند.