شفاف -فاطمه صناعی: حرکت
انقلابی بحرین یک سالگی اش را گذراند و در حالی که پادشاه جزیره اصرار بر
اصلاحات تکراری که از سالها پیش نیز مثلا اجرا می شده است، مردم به تظاهرات
شان ادامه می دهند. آل خلیفه نیز با همراهی عربستان به کشتار و شکنجه های
سنگین مردم ادامه می دهد. وضعیت بحرین را در گفتگویی با سعدالله زارعی،
کارشناس ارشد خاورمیانه بررسی کردیم که از پیش چشمانتان می گذرد.
آقای زارعی پیش از ورود به بحث لطفا در خصوص قوانین حاکم در بحرین که
منجر به پادشاهی و سلطنت خاندان ال خلیفه شده است، یک توضیح اجمالی
بفرمایید.
بحرین از آذر سال 1350 که از ایران جدا شد، تحت حاکمیت خانوادهای که
اصلاً بحرینی هم نیست اداره میشود. شیخ خلیفهبن حمد تا سال 1357 امیر
بحرین بود. فرزند او شیخ حمد در این سال علیه پدر کودتا کرد و در سال 1381
به خود عنوان پادشاهی داد. از آن زمان تاکنون این کشور در چنبره این خاندان
قرار گرفته است. در بحرین پادشاه قدرت مطلقه دارد. نمایندگان مجلس سنای
این کشور توسط شخص پادشاه انتخاب میشوند، حدود یک سوم اعضای 40 نفره مجلس
شورا- در بحرین مجلس علیا خوانده میشود- هم توسط پادشاه تعیین میشود و
شیعیان که اکثریت 75 درصدی جمعیت این کشور را تشکیل میدهند حداکثر
میتوانند بر 18 کرسی این مجلس دست پیدا کنند. این همه در حالی است که این
مجلس کاملاً تشریفاتی است، چرا که قادر به ورود به عرصه اختیارات وسیع
پادشاه نیست. قوانین مجلس بدون امضای پادشاه اعتبار ندارد و نمایندگان در
تعیین نخستوزیر و وزرا و سایر ارکان حکومت، هیچ نقشی ندارند و بودجه
بخشهای مختلف کشور توسط پادشاه و دولت او تعیین و تنظیم میشود.
رژیم بحرین از سال 1350 که بر این کشور سیطره پیدا کرد، سیاست سختگیری
علیه شیعیان و نسلکشی آنان- از اکثریت انداختن شیعیان- را در پیش گرفت، بر
این اساس در فاصله سالهای 1350 تا 1390 حدود 300 هزار نفر از اتباع عرب
غیرشیعه را با مبالغ کلان از کشورهای عربی شبه جزیره که عمدتاً عربستانی
بودند وارد این سرزمین کرد و ضمن اعطای تابعیت، پستهای کلیدی در دولت،
ارتش و دستگاه قضایی به آنان داد و اکثریت دو مجلس را به آنان سپرد.
وضعیت شیعیان در بحرین به چه شکل است؟ خواسته شیعیان را تا چه میزان می توان جدی تلقی کرد؟
شیعیان در بحرین وضع حاکم بر سرزمین خود را از دو جنبه غیرقابل تحمل
میدانند؛ حاکم شدن خانوادهای فاسد و مزدور و تبدیل شدن بحرین به ستاد
فرماندهی نظامی امریکا در منطقه، دو موضوعی هستند که از دیرباز، بحرینیها
را به اعتراض وا داشته است و با شروع انقلابهای عربی این اعتراضات از فرم
بسته (حضور در حسینیهها و مساجد) به حضور در کف خیابان تبدیل شد.
انقلاب بحرین مانند همه انقلابهای دیگر عربی، تغییر بنیانی در حاکمیت را
مطالبه کرده است .پاسخ حاکمیت به این خواسته، پیدا کردن نیروی نظامی خارجی
برای سرکوب شهروندان بحرینی بوده و در کنار این مسئله حمایت علنی و آشکار
غرب از رژیم آل خلیفه بود، اما این همه مردم بحرین را از میدان خارج نکرد.
در اولین سالگرد انقلاب مردم بحرین- 25بهمن 90- رهبری انقلاب با صراحت
اعلام کرد که مردم تا رسیدن به نتیجه میدان را رها نمیکنند.
«آیتالله شیخ عیسی قاسم» رهبر باتجربه بحرین اعلام کرد که مردم در سال
2012 میلادی، حضور فراگیرتری خواهند داشت، این در حالی بود که اوایل سال
جدید میلادی، باراک اوباما رئیسجمهور امریکا در تماس با شیخ حمد بن خلیفه
پادشاه بحرین از اواخر شب تا قبل از رسیدن به 14 ژانویه- سالگرد انقلاب-
راهی برای پایان دادن به قیام مردم پیدا کند. این راه، چیزی جز استفاده از
ارتش و کشتار نخواهد بود، چرا که این حربهای است که آزمایش شده است. رژیم
آل خلیفه قطعاً سعی خواهد کرد یا یک سری وعدههای توخالی مثل برگزاری
انتخابات آزاد و آمادگی برای تغییر دولت، این انقلاب را منحرف کند که
تاکنون با مخالفت جدی رهبران گروههای مبارز بحرینی مواجه شده است.
به نظر شما آیا تحولات بحرین می تواند سرآغاز یک تحرک جدی در عربستان باشد؟
رژیم آل سعود از نظر تیره و مذهب به منطقه نجد- استان الوسطی- که سه استان
ریاض،قسیم و وایل را در بر گرفته- تعلق دارد. این رژیم، ساکنان شیعه چهار
استان اشرفیه، عسیر، نجران و جیزان که حدود 35 درصد از جمعیت و خاک این
کشور را شامل میشوند و ساکنان مالکی و شافعی سه استان استراتژیک غرب
عربستان یعنی مکه،مدینه و تبوک که حدود 23 درصد خاک و جمعیت را در اختیار
دارند و ساکنان دو استان شمالی این کشور که عمدتاً حنفی مذهبند، کاملاً به
حاشیه راندهاند. آنان هیچ سهمی در حکومت ندارند و این حرمان را از آغاز
پیدایی این رژیم تحمل کردهاند.
با شروع انقلابهای عربی، این اور مردم عربستان هم تقویت شد که
میتوانند بر اراده و دستگاه سیاسی، اطلاعاتی و امنیتی آل سعود غلبه کنند،
از این رو طی ماههای گذشته شاهد اعتراضات خیابانی به خصوص در سه منطقه از
استان اشرفیه- بزرگترین استان عربستان- یعنی شهرهای عوامیه، الاحسا و
قطیف بودهایم. نشانههایی از آمادگی مردم در مناطق جنوبی و غربی عربستان
برای ورود به انقلاب وجود دارد، ضمن اینکه روی کار آمدن هواداران اجرای
شریعت مالکی در لیبی و تونس و روی کار آمدن هواداران اجرای شریعت در مصر-
یعنی شافعیها و مالکیها- بهطور قطعی بر منطقه حساس غربی عربستان اثر
میگذارد.
|