چپ
چرا اندیشه چپ در ایران و خاورمیانه قدرتمند بوده است ؟چرا رو شنفکران جوامع توسعه نیافته و عقب مانده اقبال به چپ دارند؟.دلیل انتخاب راه رشد غیر سرمایه داری از سوی برخی کشورها چه بود.؟چرا تجارت ازاد و راه رشد سرمایه داری مطرح و حمایت نشد؟و راه حل چیست.؟
جوامع دیر نوساز مانند جوامع شرقی و خاورمیانه محل رشد اندیشه چپ بوده است .همچنین زمینی حاصلخیز برا ی رشد چنین تفکراتی قلمداد می گردد.در میان کشورهای شرقی چین ،روسیه و هند شاهد اقتصاد بسته و فقدان توسعه سیاسی منهای هند بودند.هر سه کشور دولتی کردن اقتصاد را تجربه کردند.همچنین خواهان مالکیت گسترده دولت بر منابع بودند.
در خاورمیانه سوریه ،عراق، لبنان، مصر ویمن جنوبی از جمله کشورهایی بودند که سنت تفکر چپ دران ریشه دواند. راه رشد غیر سرمایه داری را برگزیدند ،سرنوشت این جوامع کلنگی شدن ان بود.
در ترکیه زمانی که چپ خواست توسعه یابد با کودتا عقب رانده می شدند.هر چند در چارچوب حزب جمهوریخواه خلق خود را سوسیال دمکرات تعریف می کند.
به هر حال این کشورها خود را سوسیالیستی تعریف می کردند.شاید عبارت "سوسیالیزم با عقب ماندگی فکری و تاریخی ما بسیار سازگار است،"(طباطبایی )پاسخ مناسبی به سوال بالا باشد.
همچنین هگل در درس های تاریخ فلسفه خود ،گفته بود "سوسیالیزم برازنده مردمان شرقی است."چپ ایران و روشنفکران چپ،ایدئولوژیک هستند و " شرقی هستند و بسیاری از مفاهیم دنیای جدید را از پشت شسشه کبود مفاهیم اخلاقی شرقی می بینند."انها دنبال انقلاب های برای برابری هستند.
راه رشد غیر سرمایه داری
اردوگاه سوسیالیزم و حزب کمونیست بدین خاطر راه رشد غیر سرمایه داری را مطرح کردند که اعلام کنند "در کشورهای عقب مانده بورژوازی ملی ،بخش خصوصی و...وجود ندارد ،پس باید راهی را انتخاب کنند که در نهایت منجر به ادغام اقتصاد ان کشورها در اقتصاد سوسیالیزم بشود."
متفکران راه رشد غیر سرمایه داری معتقدند که کشورها بدون تجارت خارجی و بدون رفت و امد سرمایه خارجی می توانند به رشد اقتصادی دست یافته و از فقر نجات پیدا کنند.
این تفکر در ایران بویژه پس از کودتا علیه مصدق خود را نشان داد چپ زدگی شدیدی حاکم شد تفکر جلال ال احمد در غرب زدگی و دیگر نوشته های چپ و ستایش تئوری وابستگی در دستور کار قرار گرفت.این در حالی بود که ایران نسبت به کشورهای اسیای جنوب شرقی ازموفقیت اقتصادی بهتری برخور دار بود.
با شکست تجربه راه رشد غیر سرمایه داری و توجه جوامع شرقی مانند هند و چین به تجارت و سرمایه خارجی و تعامل با بازارهای جهانی از فقر نجات یافته و رشد اقتصادی را تجربه کردند.فروپاشی امپراتوری شوروی ظهور نخبگان جدید در هند و اصلاحات شیائوپینگ نجات دهنده هند و چین بود.هند در اوایل دهه 1990 و چین دوره رفرم تنگ شیائوپمگ نجات دهنده بود.
از منظر تاریخی بعد از انقلاب مشروطیت چپ فعال شد. در عصر پهلوی اول ناسیونال سوسیالیسم جدی شد.در عصر پهلوی دوم با اصلاحات ارضی مالکیت خصوصی مورد پرسش قرار گرفت ولی گذار از سنتی به نو تعبیر شد.
در ایران هم شخصیت هایی مانند بهشتی و مطهری تلاش هایی داشتند اما فاصله اسلام با سوسیالیزم جدی بود.نمی توان از اسلام سوسیالیزم در اورد تلاشی که شریعتی کرد ناکام ماند.ما هیچ فقیه معتبری نمی شناسیم که از سوسیالیزن دفاع کرده باشد.
به نظر اندیشه سوسیالیستی اجازه نداد تفکر تجارت ازاد و سرمایه داری در ایران مطرح شود.البته بخش نگران کننده تاریخ انجاست که بیشتر این روشفکران چپ بزرگ علوی ومهندس علوی بعد ها گفتند که کمونیست نبودند.
اگر بخواهیم راه حلی ارایه دهیم پیش نیاز این راه حل این است که بایستی به تفاوت الهیاتی ،فلسفی و فرهنگی ایران و غرب توجه کنیم .
همچنین راه حل "منوط به نقادی از بنیادهای نظام ایدئولوؤی هایی است که ذهن مردمان -بویژه -روشنفکران -کشورهای کم رشد را فلج کرده است."نقد کسانی که مخالفان خود را جاده صاف کم امپریالیسم،سرمایه دار و لیبرال می نامیدند.
در جععبندی باید گفت ،چپ ها نتوانستند به تحقق توسعه و دمکراسی کمک کنند.انان ضربه مهلکی به ازادی در کشور زدند.تاریخ نسان می دهد که نظا م های سوسیاببیستی شکست خورده اند و سرنوشت محتوم انان در ایران هم چنین است.