تکنوکراسی
تکنوکرات ها اهل فن و تخصص هستند.اینان مدیرانی اهل تخصص ودرس خوانده در رشته های متفاوت هستند به علم جدید و مدیریت روز اگاهند و اداره سازمان های دولتی و خصوصی بر عهده انان است.
تکنوکراسی مفهوم جدیدی است که سابقه ۳۰۰ ساله دارد و با دیوانسالاری متفاوت است.در واقع پدیده ای بعد از انقلاب صنعتی است.
چرا به تکنوکراسی نیاز داریم
توسعه بخش خصوصی و رشد دولت نیاز به تکنوکراسی را موجب گردید.در ایران در دوره قاجاریه وزارت خانه های محدودی در ایران وجو د داشتند.بعد از مشروطه و دوره پهلوی اول و دوم سازمان ها و نهاد ها گسترش یافتند.
در عین حال ایران در زمان عباس میرزا گرایش به علم را در دستور کار قرار می دهد و دانشجویانی به خارج اعزام می کند و ریشه تکنوکراسی رقم می خورد.او مایل است دانشجویان نخبه به دانش روز و علم مدرن اشنا شوند.سپس استخدام مورگان شوستر امریکایی که یک تکنوکرات بود مطرح می شود که به نظام مالی ایران سرو سامان دهد.سدهد.پس میلسپو نظام مالی ایران را شکل می
روش و منش تکنوکراسی توسط برینانیایی ها و امریکایی ها و المانی ها به ایران وارد شد.
در ایران برای اولین بار در حوزه نفت مدیران و تکنوکرات های انگلیسی بکار گرفته شدند و پالایشگاه ابادان و سایت مسجد سلیمان را اداره کردند.
المانی ها کورت لیندن بلات را جهت ایجاد بانک به ایران معرفی می کنند.او اساس بانکداری ایران را پایه ریزی می کند.
امریکایی ها هم سازمان برنامه را راه انداختند و بعد از جنگ جهانی دوم تفکرات امریکایی ها در مورد تکنوکراسی غالب شد.بدین ترتیب تکنوکراسی جانشین دیوانسالاری در ایران شد.عالیخانی ،دکتر مجیدی ،یگانه و دکتر مقدم نخبگانی بودند که تکنوکراسی ایران را جلو برذند.
در دهه 50 شاه تصمیم گرفت به علت سرپیچی از تفکرش سازمان برنامه را منحل کند.سازمان برنامه در برابر برنامه های بلند پروازانه شاه "که بر محور تزریق در امد های هنگفت نفتی به اقتصاد کشور استوار بود مخالفت کرد.تکنوکرات های سازمان سازمان برنامه اعتقاد داشتند این کار بازی با اتش است و اثرات اقتصادی و اجتماعی غیر قابل پیش بینی ممکن است داشته باشد."در واقع چنین هم شد و انفجار اجتماعی و انقلاب پدید امد.کمونیستی نامیدن اعضای سازمان برنامه و نگرش منفی شاه به تکنوکرات های سازمان برنامه پیامد جدی داشت.
بعد از انقلاب بسیار دیر اهمیت و جایگاه تکنوکراسی مشخص شد.در اوایل انقلاب با شعار تعهد در مقابل تخصص تکنوکراسی ضربه خورد.درحوزه صنعت اقتصاد و سینما و هنر این ضربات ملموس بود.ولی بعها خود جوانان انقلابی به تکنوکرات های جوان تبدیل شدند.اگر کسی اهل فن نباشد نباید به کارهای تخصصی گمارده شود.ممکن است یاد بگیرد ولی زمان و سرمایه می برد.به زیان مردم کسب تجربه می کند.
در دولت های بعد از انقلاب بویژه در دوره اقای احمدی نژاد تکنوکرات های پیشین از کار کنار گذاشته شدند.ایران باید استخوان بندی تکنو کراسی را دارا باشد.کار سیستم را انجام دهد .نیارمند نسلی هستیم که به تخصص فن و هنر افتخار کند.شکاف بزرگی میان نسل قدیک تکنو کرات ها و و نسل جوانتر وجود دارد.