خاورمیانه و شراکت عربی چینی! / صابر گل‌عنبری

امروز و فردا ریاض میزبان بزرگ‌ترین گردهمایی اقتصادی و تجاری چین و جهان عرب است. این اجلاس دو روزه، دهمین از نوع خود است؛ اما آنچه دوره کنونی آن را از دوره‌های پیشین متمایز می‌سازد، نخست حجم مشارکت بالا و گسترده در اجلاس است؛ به گونه‌ای که در آن بیش از ۳ هزار نفر از مقامات عالی دولتی، تجار، سرمایه‌گذاران و کارشناسان روابط عربی چینی از ۲۲ کشور عربی و چین حضور دارند. اما عامل تمایز دوم دستور کارهای بسیار فشرده و متنوع است که در ۸ جلسه اصلی و ۱۸ کارگاه در همه زمینه‌های اقتصادی به ویژه عرصه‌های نوین همچون اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و تکنولوژی‌های پیشرفته به آن‌ها پرداخته می‌شود.

خروجی اجلاس هم با این تمایزها و تفاوت‌ها قرار است به گفته وزیر سرمایه‌گذاری عربستان “ایجاد جهشی بی‌سابقه در روابط اقتصادی” جهان عرب و چین باشد. اینجا ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که برخی رسانه‌های داخلی کشور در واکنش به این اجلاس، آن را نشانی از شرق‌گرایی دنیای عرب و عربستان دانسته‌اند، غافل از این که همزمان با این اجلاس مهم در ریاض، دولت عربستان ۴۵ مقام اقتصادی خود را به ریاست وزیر تجارت ماجد القصبی به انگلیس فرستاده است و طی این سفر در حال رایزنی با کمپانی‌های بزرگ برای سرمایه‌گذاری و مشارکت در طرح‌های اقتصادی بن سلمان هستند. کما این که قبل از آن نیز میزبان انتونی بلینکن وزیر خارجه آمریکا و نشست مشترک او و وزرای خارجه اعضای شورای همکاری خلیج فارس بود.

اقتصاد، شرق‌گرایی و غرب‌گرایی ندارد و تابع مولفه‌ها و ساز و کار خود است و همین چین امروز به عنوان قطبی شرقی شریک نخست تجاری آمریکا و اروپاست.

در کل، برگزاری اجلاس مهم اقتصادی عربی چینی در عربستان خود اولا تاکیدی بر تبدیل شدن این کشور به دروازه ارتباطی قدرت‌های جهانی به ویژه چین با جهان عرب است و ثانیا همین تحول در کنار عوامل دیگری چون منافع اقتصادی تنگاتنگ و رو به رشد، سیاست خاورمیانه‌ای این قدرت‌ها چه چین و روسیه چه آمریکا و اروپا را تحت الزاماتی ژئوپلیتیکی و امنیتی در جهت مراعات منافع دول عربی به ویژه عربستان در منطقه قرار می‌دهد. ثالثا برگزاری چنین نشستی در این سطح برونداد موجب بالا رفتن موقعیت و وزنه جهان عرب در سیاستگذاری اقتصادی چین است.

چهار عامل در این مهم موثر بوده است؛ نخست این که کشورهای عربی به ویژه حوزه عربی خلیج فارس موقعیت مهمی در ابرپروژه “کمربند و جاده” چین دارند و پکن تاکنون ۲۰۰ طرح مرتبط با این پروژه را در دول عربی به ویژه عربستان اجرا کرده است. دوم هم مساله انرژی و نیاز مبرم چین به آن برای تداوم توسعه اقتصادی است.

چین با بازگشت تحریم‌ها علیه ایران به سمت تامین نفت خود از عربستان رفت و امروز ۴۰ درصد انرژی خود را از همین حوزه عربی خلیج فارس تامین می‌کند. بزرگ‌ترین خریدار نفت عربستان و یکی از خریداران مهم گاز قطر است. سوم نیز جذابیت بالای بازارهای عربی برای چینی‌هاست و آن‌ها به جهان عرب به عنوان دنیای فرصت‌های طلایی سرمایه‌گذاری بی‌دردسر در زمینه‌های مختلف می‌نگرند.

هم اکنون هم میزان سرمایه‌گذاری مستقیم چینی‌ها در کشورهای عربی به نزدیک ۲۵۰ میلیارد دلار رسیده است که ۲۱ درصد آن در عربستان، ۱۷ درصد آن در امارات است. در نتیجه این روند، امروزه چین بزرگ‌ترین شریک تجاری دنیای عرب با حجم مبادلات تجاری ۴۳۰ میلیارد دلار و همچنین بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در آن است. اما عامل چهارم که نقش یک کاتالیزور را دارد، همپوشانی اقتصادی سیاست خارجی چین و کشورهای عربی خلیج فارس به دلیل رویکرد اقتصادی این است.

هر چند چینی‌ها فعلا اقتصاد را در این روابط در راس اولویت خود قرار داده‌اند و چندان به دنبال نفوذ ژئوپلیتیک و سیاسی در منطقه نیستند، اما این بدان معنا نیست که این حجم بزرگ تجارت و سرمایه‌گذاری‌های کلان آن‌ها در دنیای عرب به ویژه در کشورهای عربی خلیج فارس، فارغ از هر نوع الزامات ژئوپلیتیکی و سیاسی باشد.

بلکه اتفاقا چینی‌ها برای حفظ و تقویت این مناسبات و تضمین آینده منافع اقتصادی درهم آمیخته خود با جهان عرب و برداشتن موانع و خطرات فراروی آن، به نوعی در حال فاصله گیری از سیاست محافظه‌کارانه خود در خاورمیانه و خلیج فارس و ورود آرام به پرونده‌های منطقه‌ای حساس برای ایجاد ترتیبات امنیتی جدید هستند. از این منظور می‌توان به ورود آن‌ها به میانجیگری میان ایران و عربستان و همچنین اعلام آمادگی پکن برای میزبانی مذاکرات جدید میان اسرائیل و حکومت فلسطین نگریست. دعوت شی جین پینگ رئیس جمهوری چین از محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین برای سفر به چین نیز در این راستاست.

چینی‌ها اگر با این دست‌فرمان به پیش بروند هیچ بعید نیست که در صورت ناکام ماندن تلاش‌های آمریکا برای عادی سازی رسمی روابط میان اسرائیل و عربستان به این مساله نیز ورود کنند.