رضا و مارکسیسم
سوسیال دمکراسی در ایران:مفهوم پردازی در تاریخ ایران
تاریخ نویسی بر اساس مارکسیسم در ایران درنخستین سال های سده بیستم اغاز شد. "در حالی که گروهی از مورخان ایرانی به پیروی از مورخان شوروی ،تاریخ ایران را در پهنهای تکاملی بررسی می کردند و به دنبال شیوه های تولید معین این گونه برداشت در تاریخ ایران بودند ،گروهی دیگر از مورخان شیوه تولید اسیایی را در نقد و تقابل با این گروه در پیوند با تاریخ مناسب تر می دانستند."
اسداله پور موسی کوه کمر.نخستین طراحان شیوه تولید اسیایی در پیوند با تاریخ ایران.اطلاعات سیاسی اقتصادی.دوره جدید.سال بیست و پنجم .تابستان 139.ص124 و 125
محمد علی خنجی 1350- 1304واحمد اشرف 1313-شیوه تولید اسیایی رادر پیوند با تاریخ ایران مطرح کردند. ولی قبل از این دو تئوریسین هایی بودند که این شیوه تولید را مطرح کردند.ارشاویر چلنگریان را در این زمینه می توان نام برد.
"دوره 7 ساله 1291-1284ه خ 1911-1905م در ایران را ،دوره پویایی جنبش سوسیال -دمکراسی می دانند.واژه مترادفی که برای ان در زبان فارسی متداول شده اجتماعیون عامیون است که گاهی اجتماعیون -انقلابیون یا تنها انقلابیون امده است."
اسداله پور موسی کوه کمر.نخستین طراحان شیوه تولید اسیایی در پیوند با تاریخ ایران.اطلاعات سیاسی اقتصادی.دوره جدید.سال بیست و پنجم .تابستان 139.ص125
"در دوره فعالیت های سوسیال دمکراتیک در ایران، بودند کسانی که با اندیشه های مارکسیستی در باره تاریخ اشنایی داشتند .نوشته های انان ،چنانکه خواهد امد ،یا بیانی بود از انچه حرکت جامعه به سوی تکامل تاریخی می نامیم ،یا انکه به زعم خود ،مرحله موجود جامعه ایران را در سیر تکاملی تاریخ کشف می کردند.انان ایران زمان خود را دارای شیوه تولید فئودالی یا سرمایه داری یا امیزه ای از ان دو می دانستنند و بر پایه کشف خویش ،راه رسیدن ایران به سوسیالیسم را در انقلاب بورژ وایی ،انقلاب بورژوا دمکراتیک یا انقلاب خلق می دانستند. "
همان ص 125
گفته می شود "محمد امین رسول زاده در میان سوسیال دمکرات های ایران ،اگاهی بسیار بیشتری از مفاهیم سوسیالیستی و مارکسیستی داشت ،هر چند همانند سوسیالیست های تخیلی پیش از مارکس در تاریخ منطق اهنین می دید و تاریخ ایران را در بستر تکاملی فرض می کرد."
نقد و بررسی برخی از نوشته های محمد امین رسول زاده در :ادمیت فریدون ،فکر دمکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران ،تهران:پیام،1354،صص281-155
در میان سوسیال دمکرات های ایران ،بی گمان ارمنیان فعال در این جنبش ،اشنایی بسیار بیشتری از سوسیال -دمکرت های مسلمان به مبانی تئوریک جنبش سوسیالیستی داشتند. "
در باره فعالیت سوسیال -دمکرات های ارمنی در ایران ،بنگرید به خسرو شاکری .ارامنه ایرانی و پیدایش سوسیالیسم در ایران ،ترجمه جمیله خسرو پناه ،در خسروپناه ،محمد حسین (به کوشش) .نقش ارامنه در سوسیال دمکراسی ایران (1911-1905).تهران نشر پژوهش شیرازه، 1382 صص6-32
اعضای گروه سوسیال دمکرات تبریز ،پویاترین این گروه ها که به هنگام ایستادگی تبریز در برابر استبداد صغیر پا گرفت ،از همان اغاز بر سر برخی مسائل تئوریک با یکدیگر اختلاف داشتند.
دو گروه با دو گرایش متفاوت وجود داشت--.یکی که ان را کسانی واسو خاچواطوریان ...از ارمنیان قفقاز و ارشاویر چانگریان ...از ارمنیان تبریز داشتند و بیشتر به وجه سوسیال -دمکراتیک جنبش ایران اهمیت می دا دند.گروه دیگر به سردستگی سدراک دوم ...و ورام پیلوسیان ...وجه دمکراتیک جنبش ایران را برجسته می کردند.انان حتی برای مشورت با بزرگان مارکسیست دست به دامان کائوتسکی 1938--1854 و پلخانف 1918-1856 هم زدند و با تشریح اوضاع ایران نظر انان در باره تاکتیک جنبش جویا شدند."
نامه واسو خاچاطوریان به پلخانف (نوامبر 1908)در خسروپناه ،پیشین،صص89-97،نامه ارشاویرچلنگریان به کارل کائوتسکی(ژوئیه1908)در خسروپناه ،پیشین ،صص84-80،نامه ارشاویرچلنگریانبه کارل کائوتسکی(اوت1908)در خسروپناه ،پیشین،صص 89-88،پاسخ کائوتسکی به ارشاویر چلنگریان (اوت 1908)در خسروپناه ،پیشین ،صص88-84
"گروه نخست بر ان بود که ایران به مرحله سرمایه داری پا گذاشته است و در "ایران در کنار صنعت گران کوچک،طبقه پرولتاریایی وجود دارد و این وضعیت پایه لازم برای فعالیت سوسیالیستی را پدید می اورد."
نشست گروه سوسیال دمکرات تبریز ،(اکتبر )1908 صورتجلسه شماره 1،در خسرو پناه، پیشین ،ص99
"وظیفه کلیه سوسیال دمکرات ها این است که پرولتاریا را سازماندهی کنند و در جهت مبارزه برای سوسیالیزم به او اگاهی طبقاتی بدهند."
همان .ص ۹۹
افزون بر بر این "باید سوسیال دمکرات ها به هنگام انقلاب بابورژوازی همکاری کنند تا روند انقلاب بورژيوا دمکراتیک به سرعت در ایران جاری شود.پس باید یک گروه خالص سوسیال دمکرات سازمان داده شود."
همان.ص ۱۰۰
"گروه دوم ایران را کشوری می دانست که اخیرا در مسیر سرمایه داری قرار گرفته است ولی هنوز در مرحله صنعتی قرار ندارد .پرولتاریایی مدرن بوجود نیامده استو لذا زمینه ای برای فعالیت سوسیال دمکراتیک موجود نیست.
همان ص ۱۰۰
پس "سوسیال دمکراسی از طریق مطالبات دمکراتیک اجتناب ناپذیر ،می تواند تحقق رسالت تاریخی خود را تضمین کند."
همان ص ۱۰۱
این گروه معتقد بود "که در حال حاضر مناسب تر و عقلانی تر است که فعالیت صرفا سوسیال -دمکراتیک را کنار گذاشته و به صفوف دمکرات ها بپیوندیم ."
همان.ص ۱۰۱
"از دید این گروه پس از سپری شدن مرحله انقلاب بورژوا دمکراتیک در ایران تصاد طبقاتی نمایان و فضا برای پویش ناب سوسیالیستی اماده خواهد شد."
اسداله کوه کمر.پیشین ص ۱۲۶
تقاضاها وبر نامه های سوسیال دمکرات ها
"این خواست ها بیشتر بر سر موضاعاتی چون انتخابات عمومی برای مجلس بی هر گونه محدودیت از نظر ملیت یا دارایی،انتخابات مخفی و همرمان و به نسبت جمعیت بی در نظر گرفتن وضع طبقاتی ،ازادی مطبوعات ،ازادی گفتار ،ازادی های فردی ،ازادی احزاب و اعتصاب ها ،تعلیمات عمومی و اجباری ،لغو مالیات های سرانه و برقراری مالیات بردارایی و...است."
پاره ای از مقاله های چاپ شده در روزنامه های مجاهد تبریز و رشت -وابسته به اجتماعیون -عامیون این شهرها -را در شاکری خسرو،اسناد تاریخی جنبش کارگری سوسیال دمکراسی و کمونیستی در ایران ،تهران ،علم ،بی تا ،ج19،صص148-75.و نیز شاکری ،خسرو ،اسناد تاریخی ...ج6 صص 16-11
چلنگریان
اگاهی عمیق چلنگریان از مارکسیم و انطباق ان با جانعه ایران در خور مطالعه است.او در مقاله ای نوشت:سلطنت ایرانیان در عصر کهن از جمله استبدادهای اسیایی بود که در ان یک فرمانده ایلیاتی ، که خود ملت های بی شناری را ، با کشاورزی دهقانی و شهرهای بزرگ ، در اختیار داشت ، نوفق می شد قدرت مرکزی را زیر پا لگد کند."
چلنگریان ، ارشاویر ریشه های اقتصادیرو اجتماعی انقلاب ایران ، ترجنه خسرو شاکری ، در خسرو پناه ، پیشین ، صص ۱۵۱_۱۱۷، ص ۱۱۸.این مقاله برای نخستین بار در مجله نءوزیت ،شماره های ۳۳،۳۴، به تاریخ ۱۳و ۲۰ مه ۱۹۱۰، چاپ شده بود.
چلنگریان دولت های ایران را از همان اغاز خودکامه و مطلقه می دانست و می گفت از دوران هخامنشیان تا دوران قاجار ، شکل دولت همواره یکسان مانده است و می افزود "فهمیدن این نکته اسان است،زیرا شیوه تولید طی قرن ها در ایران تغییر نیافته است."
همان.ص ۱۱۹
این همه هنگامی دگرگون شد که ، سرمایه داری صنعتی در اروپا دستخوش دگرگونی گردید و زیر فشار انها از نیمه دوم سده نوزدهم ،به همان نسبت صنعت نو در ایران جلو رانده می شد.هر چند از دید او این انکشاف تکنیک ماشینی در اروپا به نابودی صنایع دستی و خانگی ایران انجامیده بود ،ولی انکشاف اقتصادی،ایران را به مسیر تولید سرمایه دارانه انداخت."
همان ص ۱۲۴
چلنگریان باز یادداور می شود که با همه این ها ، در ان سال ها ،"هنوز می توان اخرین بقایای خان نشین های کهن ،سلطه اربابان فئودال را در ایران یافت.،"
و استثمار به دست اربابات فئودال هنوز دست نخورده باقی مانده بود " زیرا استبداد اسیایی هنوز در ایران حکومت داشت."
تا اینکه در نخستین سال های شده بیستم ،"مردم زنجیر سنت ها را طی حرکت غریزی،باز کردند و با خشم بر زمینداران یورش بردند .
چلنگریان از روبنای جامعه که دررنخستین سال های سده بیستم ،با انکه زیر بنا دگرگون شده بود،همچنان دست نخورده مانده بود،به عنوان عامل اصلی انقلاب ایران یاد می کرد ،اما " سقوط استبداد شرق و جهانبینی های کهن در ایران را شایسته بزرگنمایی نمی دانست،زیرا بورژوازی،یعنی لایه ای از نظر طبقاتی اگاه در میان انقلابیون ،توانست به زودی رهبری انقلاب را در دست بگیرد."
اواتیس سلطانزاده۱۳۱۷-۱۲۶۸خ و حیدر خان عمو اوغلی ۱۳۰۰-۱۲۵۹خ