مدرنیته

مدرنیته به اوصافی اطلاق می شود که در زمان های جدید و به ویژه از قرن هفدهم ببعد در غرب ظاهر شده اند. به قول اکتاویو پاز این فقط غرب است که مدرنیته دارد چون فقط غرب بوده که روشنگری داشته است.

اساس مدرنیته شک در مبانی سنت و دین است . عصر روشنگری عصر خرد است نه تقلید. روشنگری مدرنیته را به شکوفایی می رساند.سنت تجدد ،سنتستیزی است.ولتر میگفت ما باید طوری فکر و عمل کنیم که گویی گذشتهای وجود نداشته است.

آنچه در غرب روی داد طی چند قرن بود با غول‌ های تفکر.

مدرنیته در ایران

در عرصه اندیشه سیاسی،جدال میان متاخرین و قدما عمدتا از زمان انقلاب مشروطه اغاز شد.گاهی افراط در تقلید از قدما بود و گاهی تفریط بی اعتنایی به انان.

در زمان پهلوی ها مدرنیسم بوده است اما مدرنیته نه.مدرنیته را متفکران یک قوم می سازندولی مدرنیسم را معمولا دولت ها یا بخش خصوصی ایجاد می کنند.در مورد مدرنیسم ایران در این زمینه مدیون تلاش شبه مدرنیست ها بوده است.تاریخ تجدد در ایران نشان دهنده ان است که گروه های نوسار در عصر پهلوی اول و دوم عمدتا در دانشگاه های اروپا و امریکا درس خوانده و گرایشات پوزییویستی داشتند.

اینکه چرا مدرنیته نبود چون یکی از پایه های مدرنیته سکولاریسم است. دیگری عقلانیت. این دو نبود. چون متفکر و فیلسوف مدرنیته نداشته ایم. روشنفکران ما یا چپ بودند یا مذهبی که هر دو گروه ضد مدرنیته بودند.

سکولاریسم وجود نداشت.چون ما سکولاریسم نداشته ایم . ترک ها هم نداشته اند . عرب ها هم نداشته اند.ترک ها در وضع واژه ای در مقابل سکولاریسم فرو مانده بودند. چندین بار معادلش را عوض کردند. کتاب چارلز تیلور با عنوان عصر سکولار اخیرا به فارسی ترجمه شده است. در همان آغاز کتاب می گوید سکولاریسم یک پدیده کاملا غربی است و در دیگر فرهنگ ها وجود نداشته است. در برگه استخدامی ستون مذهب بود. اعیاد مذهبی و وفات ها و ادارات تعطیل بودند.:
چند نفر مجتهد که بر تصویب قوانین نظارت می کرده اند که مخالف شرع نباشد این در قانون اساسی مشروطیت بود.این مساله را ناقض سکولاریسم در دوره مشروطه دانسته اند. آیا سکولاریسم نمی گوید قوانین شرع حق مداخله در قانونگذاری را ندارند؟

از این منظر ما نمی توانسته ایم پدیده ای به نام مدرنیته داشته باشیم
مسلم است که نمی توانسته ایم. حتی تقلید از مدرنیته هم برایمان محال بوده است.