روشنفکری دینی
نقد روشنفکری دینی
،"در دهه اخیر با ....تجربه ایدئولوژیک کردن اسلام ،روشنفکری دینی خود را پیشگام اسلام معنوی ،سکولار و جدایی دیانت و سیاست می داند ،خلط مبحثی بیش نیست.ایئولوژی دیانت اجتماعی ،اسلام سیاسی ،و اسلام به مثابه حزب تمام عیار ،از جعلیات روشنفکری دینی برای تعطیل نهادهای مشروطیت در دهه های چهل و پنجاه بود و روشنفکری دینی اگر بخواهد توضیحی برای بن بستی که خود و کشور را در ان رانده است عرضه کند ناچار باید توضیحی برای روندی پیدا کند که به ایدئولوژیک شدن اسلام انجامید و در واقع ،اسلام عرفی و سازگار با تجدد مشروطیت ،به اسلام عرف ستیز -تجدد ستیز -تبدیل شد."
ص 42
بن بست های نظری روشنفکری دینی
"روشنفکری دینی در ایران،از این حیث که فاقد نظریه سنت است ،و در حالی که از محدوده تقلید مضاعف قدما و متاخرین نمی تواند فراتر رود ،تنها توانسته است توهم تدوین نظام اندیشه ای نو را ایجاد کند.تا زمانی که نسبت مبانی زهد ابوذر با سوسیالیزم ،جهانشمولی ارزش های غربی با تجدد ستیزی شیخ شهید ،شریعتمداری غزالی با لیبرالیسم پوپپر روشن نشده باشد ،روشنفکری دینی ره به جایی نخواهد برد."
ص47
تحول هواداران سنت و روشنفکری دینی
"جای شگفتی نیست که حتی سنتی ترین گروه های حوزه علمیه از بد حادثه به زبان جدید سخن می گویند و اهل هرمنوتیک یا ایدئولوژی اند .این نوع سخن گفنن ،این توهم را ایجاد می کند که گویا اینان با تکیه بر مبانی اندیشه جدیذد و به زبان جدید سخن می گویند ،بسیاری در دام توهم می افتند و این را ازنشانه های متحول شدن گروه هایی می دانند که در واقع،نه تنها جدید نیستند ،بلکه در بترین حالت ،جز با قشری بی مغز از سنت پیوندی ندارند.واقعیت این است که تحول هواداران سنت وروشنفکری دینی -که در بهترین حالت اهل ایدئولوژی اند از بد حادثه است،زیرا گروه نخست به غریزه و گروه دیگر با نوعی اگاهی به این امر پی برده اند که در باره سنت با صرف امکانات سنت نمی توان بحث کرد.بحث های هر دو گروه ...یکسره از درجه اعتبار ساقط است.چرا؟برای این که از هیچ دو صورت قرائت سنت -هرمنوتیکی و ایدئولوژیکی -تا زمانی که بحثی در مبانی نظری اندیشه جدید صورت نگرفته باشد،نتیجه ای جز التقاط به دست نخواهد امد."
ص 36
گزینش از غرب
"ایران به عنوان object یا به زبان ساده تر ایران شناسی واقعی ،یعنی شناخت اغازین و بنیادی ما ازایران ،زمانی اغاز خواهد شد که ما بتوانیم در ابزارهای تبیین ان تصرف کنیم.تصرف در ابزارهای مفهومی را نباید با بحث یکسره بی ربطی که روشنفکری دینی از دهه ها پیش مطرح کرده که گویا در رویارویی با غرب می توان دست به گزینش زد،اشتباه کرد.به عنوان مثال دمکراسی را می توان پذیرفت ،اما بسیاری از ازادی های ناشی از ان را رد کرد."
ص37
درود