علم شاهی
عذرا علمشاهی ارشد علوم سیاسی
با درود فراوان
عرض ادب و احترام
انحطاط و توسعه نیافتگی ایران از دیدگاه جلال آل احمدبر اساس4بحران اسپریگینز:
درد:جلال احمد درد راانحطاط و توسعه نیافتگی ایران و وابسته بودن ایران عصر خودش میدانست و غربزدگی و
سنت.
باورود مدرنیته و از بین رفتن سنت-ازبین رفتن تولیدات داخلی و نیز از بین رفتن صنایع دستی ایراناتفاق
افتاد.
علل بحران:به نظرمی رسدیکی از علل انحطاط ایران از دیدگاه جلال این است که«نفت مارا غربی ها تا ما
در خواب بودیم بردند و ما حتی خودرا مستحق نفت نیز نمیدانیم»
دلیل دوم: احساس رقابت که لازمه یپیشرفت هر کشور یا فردی است دربین ایرانیان عصر جلال از بین رفته
است و به قول وی« احساس درماندگی برجایش نشسته است و احساس عبودیت.»
-دلیل پیشرفت غرب را ترس غربی ها از نابودی و انحطاط تمدن آنان در مقابل تمدن اسلام میداند و می گوید:
«در مقابل خطر اسلام از سر نومیدی به تعرض پرداخت ...»
-از بین رفتن پل ارتباطی میان شرق و غرب که از ایران میگذشتندبا کشف راههای دریایی و قاره آمریکااز
اهمیت راههای ایران کاسته شد
-تشکیل حکومت صفوی و ملی شیعه : «ما از دنیا و دنیا ازما برگشت و غرب را نجس دانستیم.»
-با تحریک غربی ها و مسیحیان مغولان به قلمرو ایران اسلامی حمله کردند و تا بغداد،قلب قلمرو عباسی،پیش
رفتند.
در نتیجه علل عقب ماندگی ایران را جلال بیشتر در عوامل خارجی جستجو میکند که مساله ی اقتصادی در آن
بیشتر مطرح شده است.
-از عوامل داخلی که جلال به آن اشاره می کند :«سرگرمی مسلمانان به مباحث علمی بیهوده در باب حدوث و
قدم
قرآن و دنیا و ...»
از طرف دیگر زمانیکه اروپا در قرن18به ماشین صنعتی روی آوردو دنیا به بازار مصرف و مواد اولیه ی مصرفی
نیاز داشت بازهم ما خواب بودیم.
از طرف دیگر زمانی هم که خواستیم از تکنولوژی استفاده کنیم تکنولوژی را بدون فرهنگ آن وارد کردیم.
جلال معتقد است ما از سنت گسستیم اما به مدرنیته دست نیافتیم ودر جایی دیگر می گوید بیش از75درصد
مردم ما روستایی هستند با ابزار کار بدوی و نان که باوجود ماشین در یک بافت سنتی بدون ایجاد زمینه های
دیگر توسعه، نابسامانی و آشفتگی جدید دیگری نیز ایجاد می شود
راه حل:
درمان درد:
به نظر می رسد جلال غرب شناسی را درمان میداند و می گوید «چون ما غرب را نشناخته ایم و به ظاهر«ادای
غرب را در می آوریم.»با استفاده از تکنولوژی آن ها مثل خری درپوست شیر هستیم
راه حل دوم:
عدم تقلید از غرب
جلال معتقد است ما نباید از غرب تقلید کنیم چرا گه این رفتار تقلیدی ما از غرب باعث شده که هم در عرصه
فرهنگی واجتماعی و حتی در عرصه تولیدات اقتصادی ؛ الگوی غربی ساختار شیوه سنتی تولید و مصرف مارا از
بین برده است.
راه حل سوم:
حفظ شخصیت فرهنگی-تاریخی
از نظر جلال ما قدرت تعیین خرید و مصرف راهم نداریم و غرب تعیین کننده ی بازار مصرف جهان است و این
باعث فاصله زیاد ما از غرب میشود
جامعه آرمانی جلال : معتقد است که ما باید به غرب زدگی خاتمه دهیم و با محیط بومی خود آشنا شویم
برای حل مشکلات آن از روش های علمی دنیا استفاده کنیم یا اینکه به طور کامل رضایت بدهیم درهمه
زمینه ها با غرب همسو شویم و برای پر کردن شکاف میان ایران و غرب گام هایی مطرح میکند مثل داشتن
اقتصاد مستقل سپس آموزش کلامی و روشی-سپس کوره ای برای فلز نرم که نقش اراده را قوی کندو سپس آموزش نیروی متخصص و بعد آموزش از طریق مدارس که تخصص را یاد بدهند و سپس کارخانه و استفاده از
محصولات آنهادر شهر و روستا و اسکان عشایر همراه با توسعه سیاسی
گردآورنده :عذراعلمشاهی
دانشجوی ارشد علوم سیاسی