ترکیه و آمریکا؛ اتحاد مجدد و دغدغههای مشترک
ترکیه و آمریکا؛ اتحاد مجدد و دغدغههای مشترک/محمد بهرامی
پس از استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه و همچنین شکلگیری بهار عربی و بیداری اسلامی منافع ترکیه و ایالات متحده به گونهای در هم تنیده شد که میتوان از آن به عنوان منافع مشترک و موازی یاد کرد.
کردپرس: از آغاز دهه 1950 تا سال 2002 میلادی نخبگان سکولار نظامی در آنکارا همواره از یک رابطه سیاسی، اقتصادی انحصاری با غرب بهره بردهاند. این نخبگان سکولار نظامی پیوندهای نزدیک دفاعی با اسرائیل و ناتو را توسعه داده و از قِبَل آن منافع ملی ترکیه را تأمین و ارتقا بخشیدهاند. از آن زمان تاکنون، ترکیه در مدار امنیتی غرب حرکت کرده است. با این حال با به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه و پیگیری سیاست نگاه به شرق از سوی این حزب و همچنین برخی از رویکردهای سیاسی دولت رجب طیب اردوغان این تصویر را در ذهن کارشناسان سیاسی متبلور می ساخت که ترکیه در سیاست خارجی تا حدودی مستقل حرکت کرده و گاه نیز ابایی از نادیده انگاشتن نگرانیهای امنیتی کشورهای غربی ندارد.
مخالفت ترکیه با جنگ عراق به رهبری ایالات متحده در سال 2003، تنش با اسرائیل به دنبال حمله به کشتی کمک رسان غزه که منجر به کشته شدن 9 تن از شهروندان ترکیه در آبهای بینالمللی شد، حمایت از فلسطین در مجامع بینالمللی از جمله اجلاس داووس، مخالفت با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در رابطه با تحریم ایران و ایفای نقش میانجیگرایانه در پرونده هستهای و ... سیاستهایی عملی بود که موجب به سردی گراییدن روابط ایالات متحده و ترکیه گردید و این ظن را تقویت میکرد که ترکیه راه خود را از غرب جدا کرده و از استراتژی جدیدی در سیاست خارجی خود پیروی میکند.
با این حال سیر حوادث منطقهای و بینالمللی در سال 2011 ماهیت روابط میان ایالات متحده و ترکیه را تغییر داد. در این میان دو کشور به دلیل داشتن منافع و نگرانیهای مشترک روابط فی مابین را تقویت کردند. استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه، موضعگیری ترکیه در قبال بهار عربی که همراستای با مواضع ایالات متحده و کشورهای غربی بود دو کشور را به یکدیگر بسیار نزدیک کرد، به گونهای که اکنون می توان از واژه بهار روابط ترکیه و ایالات متحده برای توصیف روابط میان دو کشور استفاده کرد.
تبیین رخداد
در روابط میان ایالات متحده و ترکیه منافع و اهدافی دخیل هستند که جنبهای استراتژیک به این روابط میدهند. به عبارت دیگر هر دو کشور با توجه به اهداف و منافع خود بهخصوص در زمینه موضوعات امنیتی، نظامی نیازمند همکاری طرف مقابل هستند و میتوان گفت که در این میان ائتلافی نانوشته میان آنها در دستیابی به اهداف وجود دارد.
منافع و اهداف ترکیه در روابط با ایالات متحده
1- کردها و نیاز ترکیه به ایالات متحده
سال 2011 را میتوان سال گسترش شکافهای قومی و گرایشهای گریز از مرکز در ترکیه دانست. پس از سومین پیروزی متوالی حزب میانهرو عدالت و توسعه و راهیافتن تعدادی از کردهای ترکیه در قالب حزب صلح و دموکراسی به پارلمان ترکیه، امید کردهای ترکیه به منظور حل مسالمت آمیزاختلاف با دولت مرکزی را قوت بخشید. اما افزایش خشونت میان طرفین درگیر و گسترش فعالیت های حزب کارگران کردستان ترکیه در سال گذشته در مناطق شرق و جنوب شرق کشور که از مرگبارترین حملات این گروه در 15 سال اخیر در ترکیه به شمار میرود و همچنین حمله هواپیماهای نظامی ترکیه به جوانان کرد و کشته شدن بیش از 30 تن از افرادی که در حال ورود کالا از کردستان عراق به کشور بودند به بلندتر شدن دیوار بیاعتمادی میان طرفین انجامید و امید به حل مسالمتآمیز مسئله کردهای ترکیه را کمرنگ کرده است.
در این میان ترکیه جهت مقابله با حزب کارگران کردستان(پ.ک.ک) کمکهای اطلاعاتی سودمندی از ایالات متحده دریافت میکند و این کشور همواره از اقدامات ترکیه در برخورد با این گروه جداییطلب حمایت کرده است. در این میان باید گفت که کمکهای نظامی ایالات متحده به ترکیه در برخورد با کردهای ناراضی در این کشور پاسخی است به همکاریهای گسترده ترکیه در موضوعات امنیتی، نظامی این کشور با کشورهای غربی بویژه در افغانستان، لیبی و همکاری جهت استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در خاک ترکیه.
2- بر هم زدن توازن قوای منطقهای
یکی از اهداف اصلی ترکیه که به عنوان چراغ راهنمای سیاست خارجی این کشور عمل میکند، اشتیاق ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت برتر منطقهای است. ترکیه در حال حاضر پانزدهمین اقتصاد بزرگ جهان است اما این کشور در صدد است علاوه بر جایگاه برتر اقتصادی به جایگاهی دست یابد که بتواند به عنوان رهبر سیاسی منطقه عمل کند و چنین نقشی از سوی سایر بازیگران منطقهای پذیرفته شود. این در حالی است که ترکیه برای دستیابی به چنین موقعیتی در مقابل با ایران قرار می گیرد. آشکارترین بعد رقابت منطقهای ترکیه و ایران را میتوان در عراق، سوریه و لبنان مشاهده کرد. جایی که ترکیه تلاش میکند با نفوذ ایران در این مناطق جلوگیری کند. در عراق، ترکیه در صدد حمایت از گروههای سنی و سکولار این کشور در مقابل با گروههای شیعه و طرفدار ایران است.
این موضع ترکیه بهخصوص در حمایت این کشور از ائتلاف العراقیه به رهبری ایاد علاوی در انتخابات پارلمانی 2010 قابل مشاهده بود. در لبنان ترکیه از حریری مورد حمایت غرب پشتیبانی می کند در حالی که ایران اصلی ترین حامی حزبالله است. در حالی که ایران از بشار اسد حمایت میکند و به تحولات سوریه به عنوان مسئلهای داخلی نگاه میکند که با اقدامات اصلاحی دولت میتوان در جهت حل آن حرکت کرد، ترکیه آشکارا از اپوزیسیون مسلح سوریه حمایت میکند و عمدتاً مواضع این کشور به جهتگیریهای برخی از دولتهای منطقهای از جمله قطر و عربستان سعودی نزدیکتر است. بطور خلاصه میتوان گفت هدف اصلی ترکیه و سایر بازیگران منطقهای همسو با این کشور، تضعیف محور مقاومت منطقه با مرکزیت ایران و بر هم زدن توازن قوای منطقهای است. موافقت ترکیه با استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در خاک این کشور و فاصله گرفتن ترکیه از ایران نیز در این راستا قابل ارزیابی است.
3- بهار عربی و الگو قرار گرفتن مدل ترکیه
شکلگیری اعتراضات مردمی در شمال آفریقا و خاورمیانه منجر به سقوط برخی از دولتهای استبدادی منطقه شد و همچنان بار سنگین این اعتراضات بر پیکره نحیف حکومتهای استبدادی منطقه سنگینی می کند. با ادامه این روند احتمال فروپاشی نظامهای دیکتاتوری در جهان عرب دور از انتظار نیست. در چنین شرایطی ایالات متحده آمریکا و ترکیه با توجه به نگرانی از افزایش نفود کشورهای انقلابی همچون ایران در منطقه دیپلماسی فعالی را با بهرهگیری از قدرت نرم در قبال تحولات منطقهای در پیش گرفتهاند. ایالات متحده و ترکیه با حمایت از جوانان معترض منطقه در رسانههای خبری حضور یافته و از جنبشهای مردمی به عنوان جنبش های آزادیخواهانه و دموکراسیطلبانه حمایت میکنند. کشورهای غربی و ترکیه با برجستهکردن گفتمان آزادیخواهی و دموکراسیطلبی سعی در شکلدهی به افکار عمومی و تأثیرگذاری بر آنها در راستای منافع و سیاستهای خود دارند. در این میان به قدرت رسیدن گروههای اسلامی و مخالف با غرب میتواند منافع دو کشور را به خطر بیندازد. از این رو ائتلافی نانوشته بین کشورهای غربی و ترکیه شکلگرفته که در آن با بهرهگیری از رسانهها و دیپلماسی عمومی در صدد حاکم ساختن الگوی ترکیه در کشورهای انقلابی هستند. بهگونهای که ایالات متحده و کشورهای غربی در زمینه روابط آتی با کشورهایی که قبلاً توسط دیکتاتورهای متحد رهبری می شدند نگرانی و دغدغهای نداشته باشند. کشورهای غربی بارها از ترکیه به عنوان کشوری که توانسته میان اسلام، دمکراسی و سکیولاریسم آشتی برقرار کند تمجید کردهاند.
به عبارت دیگر ایجاد نظامهای سکیولار و دموکراتیک از منافع اصلی کشورهای غربی در خاورمیانه و شمال آفریقا به شمار می رود. از نقطه نظر ترکیه نیز استقرار چنین نظامهایی که متأثر از الگوی ترکیه هستند موجب افزایش قدرت نرم و نفوذ ترکیه خواهد شد. در سیاست خارجی ترکیه در قبال بهار عربی باید به دو موضوع توجه داشت. نخست اینکه بهار عربی موجب چرخش سیاست خارجی ترکیه شد، سیاستی که عمدتاً در راستای تنشزدایی با همسایگان و عدم مدخله در امور داخلی دیگر کشورها طراحی میشد. در این میان ترکیه با بهرهگیری از شرایط ایجاد شده در صدد تأثیرگذاری بر افکار عمومی در کشورهایی برآمد که به نوعی با موج اعتراضات عمومی روبرو بودند. هدف اصلی ترکیه از اتخاذ چنین سیاستی آن بود که مدل ترکیه به عنوان یک آلترناتیو و جایگزین حکومتهای استبدادی و ساقط شده منطقه در نظر گرفته شود. سیاستی که در صورت موفقیت میتواند نقش و نفوذ ترکیه در خاورمیانه و شمال آفریقا را تا حد زیادی افزایش دهد. دیپلماسی عمومی فعال ترکیه و همچنین حمایت کشورهای غربی و بهخصوص ایالات متحده تا حد زیادی به موفقیت ترکیه در دستیابی به اهداف مورد نظر کمک کرده است. پیشی جستن احزاب وابسته به اخوانالمسلمین در قالب حزب آزادی و عدالت مصر، حزب عدالت و توسعه مراکش و النهضه تونس در انتخابات اخیر در جهان اسلام گویای این حقیقت است.
دورنمای رخداد
پس از استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در ترکیه و همچنین شکلگیری بهار عربی منافع ترکیه و ایالات متحده به گونهای در هم تنیده شد که میتوان از آن به عنوان منافع مشترک و موازی یاد کرد. در این راستا مقامات ایالات متحده از نقش ترکیه در سیاست خارجی این کشور همواره تمجدید کردهاند. در این زمینه میتوان به نقل قولی از پانتا وزیر دفاع ایالات متحده اشاره کرد. وی با بیان اینکه :« ترکیه متحد کلیدی ناتو و شریک امنیتی مهمی برای ایالات متحده است» بر گسترش روابط ایالات متحده و ترکیه تأکید کرد. به نظر میرسد که الزامات و محذورات داخلی و خارجی ترکیه این کشور را بار دیگر به سمت اتحاد و ائتلاف با قدرتهای فرامنطقهای از جمله ایالات متحده سوق داده است.
تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه ای و ایفای نقش رهبری سیاسی در شمال آفریقا و خاورمیانه، بر هم زدن توازن قوا به خصوص در رقابت با قدرت منطقهای ایران، افزایش نفوذ و تأثیرگذاری در تحولات عراق، سوریه و لبنان به عنوان به عنوان مناطق نفوذ ایران و مقابله با کردهای ترکیه بهخصوص مبارزه مسلحانه حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) از چالشهای اصلی سیاست خارجی و معضلات داخلی ترکیه به شمار میرود که بدون اتحاد با ایالات متحده و کشورهای غربی دسترسی به آن برای ترکیه در شرایط فعلی امری محال به نظر میرسد. از این روی میتوان گفت سال 2011 که از آن به عنوان بهار روابط ایالات متحده و ترکیه یاد می شود، بار دیگر ترکیه را در بلوک قدرتهای غربی و همراستای با منافع آنها قرار داده است. این رویکرد را میتوان رویکرد سنتی نخبگان سکولار نظامی ترکیه دانست که این بار از طرف نخبگان اسلامگرای حزب عدالت و توسعه برای تأمین منافع و اهداف منطقهای و بینالمللی ترکیه به کار گرفته میشود.
کد مطلب: 20790 | تاريخ: ۱۳۹۰/۱۰/۲۸ | ساعت: ۲۲ : ۴۶