عراق
اگر نگاه اپوزیسیون به حکومت اقلیم از رویکردهای سلبی متکی بر انحصار نامشروع قدرت عبور نکند و در مقابل حاکمیت نیز رویکرد عنادورزانه و تلاش برای به حاشیه راندن اپوزیسیون را کنار نگذارد، گذر از چالش های فعلی امکان پذیر نخواهد بود.
کردپرس: نگاهی به تلاشهای احزاب حاکم اقلیم کردستان عراق برای به مشارکت واداشتن احزاب اپوزیسیون در حکومت جدید در گام نخست این واقعیت را بازگو می کند که این اقدامات به هر منظوری که صورت بگیرند در مجموع کمک چندانی به تسریع روند سیاسی اقلیم کردستان نخواهند کرد، و در این راه چندین مسئله جدی و اساسی مقدم تری وجود دارد که ضروری است از سوی احزاب حاکم و اپوزیسیون جهت نیل به آنها گام برداشته شود.
در واقع دغدغه اساسی در این میان نه مشارکت و یا عدم مشارکت اپوزیسیون بلکه، پذیرش و احترام به مواضع متفاوت، آزادی انتخابات و تغییر فرهنگ و الگوهای حاکم بر رفتار سیاسی احزاب و گروهها می باشد، و تا زمانی که عقلانیت سیاسی فعلی تغییر پیدا نکند، قدم گذاشتن در چنین مسیری ممکن نخواهد بود.
یک نظام سیاسی دمکراتیک در عین نیاز به حکومت نیازمند اپوزیسیون نیز می باشد، این دو گروه باید در عین مقابله سیاسی، ناظر و منتقد و در برخی موارد متحد یکدیگر باشند، و لازم است هر دو گروه به جد از این امر آگاه باشند که همگی به عنوان وارثان یک سرزمین سرنوشتی مرتبط با هم دارند.
اگر نگاه اپوزیسیون به حکومت از رویکردهای سلبی متکی بر انحصار نامشروع قدرت عبور نکند و در مقابل حاکمیت نیز رویکرد عنادورزانه و تلاش برای به حاشیه راندن اپوزیسیون را کنار نگذارد، گذر از چالش های فعلی امکان پذیر نخواهد بود. البته پیشگامی در این راه وظیفه نیروهای حاکمیت می باشد، که بایستی جهت ترک فرهنگ تخاصم و اعتمادسازی و استقرار یک رابطه سیاسی مسالمت آمیز تلاش کنند. زیرا امروزه فضای سیاسی اقلیم کردستان به ویژه در حوزه روابط حاکمیت و اپوزیسیون از فقر فزاینده ای رنج می برد، و میزان اختلافات و تعارضات اپوزیسیون از چنان وضعیت شکننده ای برخوردار است که به دیدارهای سیاسی و حتی گفتگوهای تلفنی سران احزاب و گروههای حاکم و اپوزیسیون مانند روابط سران سیاسی دو کشور متخاصم نگریسته می شود و در یک بازتاب غیر عادی به تیتر اول اکثریت روزنامه ها و رسانه های خبری تبدیل می شوند. همه این موارد از نشانه های آشکار گسستی عمیق و ناآگاهی از ارزشهای همزیستی مسالمت آمیز در چنین بستر سیاسی حکایت دارند. اما باید آگاه بود که، امروزه دیگر شعار "تنها باید من باشم " در حال احتضار به سر می برد و با مرگ این شعار باید همه فرهنگ و مفاهیم واپسمانده آن نیز به خاک سپرده شود.
البته بایستی توجه داشت که این مقاصد تنها با چند اعلان و گردهمایی حاصل نمی شوند و نیازمند تغییر دیدگاهها، گذار از فرهنگ دیگر ستیزی، فعالیت و رقابت سیاسی در چارچوب یک نظام سیاسی آزاد و دمکراتیک و پذیرش مسئولیت مشترک در قبال مسائل ملی و اقلیمی می باشد. حاکمیت باید به رفتارهای غیردمکراتیک و تعارض آمیز و فشارهای سیاسی و اداری خود در قبال اپوزیسیون، که برآیند عقلانیت سیاسی تمامیت طلب و دگر ستیز می باشند، خاتمه دهد و به شیوه ای بنیادی در آنها تغییر ایجاد کند و متقابلاً احزاب اپوزیسیون نیز با تغییر نگاه سلبی به قدرت و حاکمیت زمینه تفاهم و همکاری سیاسی میان خود و حاکمیت را فراهم کنند.
زیرا در عین آنکه احزاب حاکم وظیفه اجرایی نظام سیاسی را عهده دار می باشند، برخی از سازمانها و نهادهای دولتی وجود دارند که باید اپوزیسیون نیز در آنها حضور جدی داشته باشد، و مسائل بنیادی زیادی وجود دارند که حل آنها نیازمند اراده و کار مشترک همه نیروهای سیاسی اعم از احزاب حاکم و اپوزیسیون می باشد و در این عرصه ها از یک سو نباید حکومت دست به انحصار بزند و از سوی دیگر نیز اپوزیسیون نباید از مشارکت رویگردانی کند و تنها تماشاگر باشد. در ادامه به ذکر چندین مورد مهم که می تواند فارغ از مشارکت یا عدم مشارکت اپوزیسیون در کابینه، به عنوان نقطه همکاری مشترک مورد تاکید قرار گیرد، خواهیم پرداخت:
1. ریاست اقلیم کردستان؛ این سمت و معاونت های آن که منحصراً در اختیار دو حزب حاکم دمکرات کردستان و اتحادیه میهنی می باشد، می تواند نقطه عزیمت اثرگذاری در پرکردن خلل های نظام سیاسی اقلیم باشد، زیرا از آنجا که این نهاد اغلب عهده دار بررسی و تصمیم گیری حول مسائل استراتژیک ملی و بین المللی اقلیم می باشد، شایسته است که ریاست اقلیم آن را به نقطه اجماع و مشارکت همه گروههای سیاسی بدل کند. ریاست اقلیم می تواند با انتخاب معاونین و مشاورین خود از میان نیروهای اپوزیسیون و شخصیت های مستقل این نهاد را به مرکز اجماعی و وفاقی برای همه گروههای سیاسی تبدیل کند. در واقع این نهاد به عنوان یک نهاد نمادین ملی و میهنی در عین آنکه نماینده گروه حاکم می باشد بایستی همزمان تریبونی برای احزاب و گروههای اپوزیسیون و مستقل باشد، که طبق آمار تقریباً نیمی از جامعه سیاسی را تشکیل می دهند و افزون بر این موارد ریاست اقلیم فارغ از انتخابات پارلمانی و حزبی و به شیوه ای جداگانه در یک انتخابات مستقل تعیین می گردد، از این رو باید ماهیت آن از یک نهاد حزبی یا شبه حزبی به یک نهاد ملی تغییر یابد.
2. بایستی به دخالت و مدیریت مستقیم برخی ادارات و سازمان ها از سوی احزاب خاتمه داده شود و دیگر این سازمان ها و ادارات نه به عنوان بخشی از ساختار احزاب بلکه به مثابه نهادهای مستقل دولت و فارغ از جهت گیری های حزبی اداره شوند تا از این طریق زمینه های حصول اعتماد شهروندان به ساختار سیاسی و اداری دولت مستحکم تر گردد.
3. مشارکت اپوزیسیون در موضوعات و مسائل مهم و استراتژیک: مسئله مناطق جدا شده از اقلیم، تشکیل سازمان واحد نیروهای پیشمرگ و امنیت و اطلاعات، بودجه اقلیم، روابط اقلیم در سطوح داخل عراقی و بین المللی ، مسئله نفت و معاهدات تجاری و مالی، مسائل مرزی و مسئله اصلاحات و تغییرات، از جمله مسائل مهم و حیاتی می باشند که هر گونه تصمیم گیری و تدبیری در قبال آنها، بدون توجه به جایگاه و موضع اپوزیسیون و گروههای خارج از حاکمیت، کاملاً شکننده و چالش زا خواهد بود. لذا در چنین موارد حساس و سرنوشت سازی مشورت و جلب نظر اپوزیسیون و حتی رفراندوم همگانی می تواند راهکار معقول و مطمئنی باشد که آینده سیاسی نظام را به طرز قابل توجهی تضمین کند.
4. لازم است تعامل با برخی از وزارتخانه ها بیرون از مناسبات اکثریت و اقلیت صورت گیرد، زیرا کارآمدی این وزارت ها به اجماع ملی و همگانی بستگی دارد و بهتر است بیرون از مداخلات و وابستگی های حزبی مدیریت شوند. این وزارت ها عبارتند از: وزارت دارایی، کشور، پیشمرگه (دفاع) و نفت، که مشارکت گروههای بیرون از حاکمیت در قبال مسائل آنها زمینه های اجماع و وفاق همگانی را فراهم می کند.
قدم برداشتن در چنین مسیری و با اتکا بر چنین عقلانیت و هدفی می تواند چارچوب قابل اعتمادی و نوید بخشی باشد که زمینه گردهم آیی و اجماع همه گروهها و نیروهای سیاسی حول یک محور را فراهم کند و از این مجرا آینده سیاسی اقلیم کردستان ضمانت قابل اعتمادی پیدا کند.
منبع: سایت خبری ـ تحلیلی خندان
مترجم: فرشاد سلیمی
کد مطلب: 21506 | تاريخ: ۱۳۹۰/۱۱/۹ | ساعت: ۱۷ : ۵۱