انتخابات
عمده اپوزیسیون سیستم سیاسی ایران بر این نظر هستند که تغییر در چارچوب نظام موجود امکان پذیر نیست.بنابر این انان مقاومت در مقابل صندوق رای راپیشنهاد می کنند.حتی معتقدند به عقب بر نمی گردند.. برخی دیگر کم هزینه ترین راه تغییر و رفرم را در صندوق های رای جستجو می کنند.هریک از دو نگرش طرفداران و مخالفانی دارند.
بنیان فکری کسانی که رای نمی دهند مهم است اصلاح ناپذیری سیستم بیشتر مطرح می شود.غالب انان می دانند چه نمی خواهند اما در انچه می خواهند انسجام وجود ندارد.هر چه نقش شبکه های مجازی بیشتر می شود تاثیر گذاری انان نیز افزایش می یابد.رسانه ها به هر دو نگرش یاری می رسانند هر چند هنوز نمی توانند کاملا جایگزین احزاب شوند ولی در صددند نقش احزاب سیاسی قانونمند را ایفا کنند.هر چندکارکرد احزاب سیاسی را ندارند.
مشارکت پایین در دور اول انتخابات 1403 و اینکه حامی ان 60 درصد کیست مورد سوال است.مطالعه خواسته های این 60 درصد از منظر جامعه شناسی سیاسی و از منظر مملکت داری و حکمرانی بسیار مهم است.نقش این 60 درصد در انتخابات روزجمعه 15 تیر بسیار مهم است.معلوم است که عدم شرکت انان به نفع چه کسی تمام خواهد شد.
اکنون ایران بر سر دوراهی قرار دارد :دمکراسی مدنی و بنیاد گرایی اسلامی
انتخابات ایران با انتخابات بریتانیا(انگلستان، ولز ،اسکاتلند و ایرلند شمالی )وفرانسه تقریبا همزمان شده است.در بریتانیا نبرد سیاسی میان محافظه کاران و حزب کارگر (چپ میانه )به رهبری کییر استارمر جریان دارد.به نظر محافظه کاران به رهبری سوناک در استانه ازدست دادن قدرت هستند.
در فرانسه راست افراطی دز مقابل راست میانه و چپ قرار گرفته است.در صورت پیروزی حزب راست افراطی به رهبری مارین لوپن در مرحله دوم انتخابات پارلمانی فرانسه و دستیابی احتمالی به اکثریت مطلق، این حزب میتواند برای اولین بار پس از پایان جنگ جهانی دوم در فرانسه دولت تشکیل دهد.
به این ترتیب در هر دو کشور نخبگان سیاسی برای یک دوره سیاسی جابجا خواهند شدند.در مورد ایران :
نمی دانم این سوال تا چه اندازه درست است که مطرح می کنم ایران بر سر دوراهی دمکراسی مدنی و بنیاد گرایی اسلامی قرار دارد.مشکل اصلی این است که دمکراسی مدنی ،دمکراسی بدون دمکرات ها را به ذهن متبادر می کند.ولی بنیاد گرایی اسلامی نمایندگانی در ایران دارد،هر چند اکنون به چند گروه تقسیم شده اند.
اکنون در هر سه انتخابات راست ها شکست خوردند.شکست راست افراطی فرانسه نتیجه ترس و ائتلاف رقبای چپ و لیبرال های میانه بود،وجبهه نوین خلق فرانسه نقش مهمی در شکست راست افراطی داشت.مانند ائتلاف میانه روها در ایران و ارای بخشی از اصلاح طلبان.هر چند هنوز طبقه متوسط شهری در مقابل انتخابات مقاومت نشان می دهد.برخی از این طبقه که رای داند رای سلبی بوده است.
شکاف محافظه کاران سنتی به رهبری قالیباف و محافظه کاران افراطی به رهبری جلیلی نیز کمک بزرگی به پیر.زی پزشکیان کرد.هر چند برخی سعی می کنند رای به وی را رای اتنیکی و بومی بنامند.