طباطبایی و توسعه
از دیدگاه طباطبایی، یکی از مشکلات اصلی جوامع شرقی در مواجهه با توسعه، نبود "نظام فکری" مستقل و تأثیرپذیری شدید از ایدهها و نهادهای غربی است. او معتقد است که توسعه بهمعنای واقعی، نیازمند ایجاد و گسترش یک بنیاد فکری و فلسفی است که با سنتهای فرهنگی و تاریخی آن جامعه همخوانی داشته باشد. در واقع، طباطبایی به نقد سطحینگری در پذیرش توسعه و مدرنیته پرداخته و تأکید میکند که بدون یک بازاندیشی عمیق و بومیسازی اندیشههای مدرن، توسعه پایدار و معنادار نخواهد بود.
او همچنین به "زوال اندیشه سیاسی در ایران" اشاره دارد و معتقد است که بدون احیای این اندیشه و بدون درک صحیح از تاریخ و سنتهای خود، هیچگونه توسعهای که بتواند به تغییرات بنیادین و مثبت در جامعه منجر شود، محقق نخواهد شد. طباطبایی توسعه را تنها در بعد اقتصادی و تکنولوژیک نمیبیند، بلکه آن را فرآیندی میداند که باید با تغییرات عمیق در نظامهای فکری، سیاسی و اجتماعی همراه باشد.
بنابراین، از نظر طباطبایی، توسعه مفهومی چندبعدی است که باید با توجه به تاریخ، فرهنگ و نیازهای خاص هر جامعه مورد بررسی و اجرا قرار گیرد. او به نقد تقلید کورکورانه از مدلهای توسعه غربی پرداخته و بر لزوم ایجاد یک مدل توسعهای بومی و متناسب با شرایط خاص هر جامعه تأکید دارد.