ضد تاریخ
نیل فرگوسن
طبق گفتهی تاکر کارلسون، دریل کوپر "مهمترین تاریخنگار مردمی در حال حاضر در ایالات متحده است." من تا این هفته هرگز نام کوپر را نشنیده بودم و وقتی به دنبال کتابهای او گشتم، باز هم چیزی دستگیرم نشد. هیچ کتابی از او وجود ندارد.
طبق اطلاعات ویکیپدیا، او "نویسنده کتاب توییتر — راهنمایی برای نکات و ترفندها (۲۰۱۱) و ویراستار کتاب Bush Yarns and Other Offences (۲۰۲۲)" است. اینها به سختی میتوانند آثار تاریخی باشند. همانطور که کارلسون در گفتوگوی بسیار محبوبش با کوپر اشاره کرد، این تاریخنگار در "رسانهای متفاوت—در Substack، ایکس (توییتر سابق) و پادکستها" فعالیت میکند.
مشکل، همانطور که به سرعت در پادکست کارلسون آشکار شد، این است که نمیتوان به این شیوه تاریخنگاری کرد. آنچه که ما در این گفتوگو با آن مواجهیم، نقطهی مقابل تاریخ است: آن را ضدتاریخ بنامید.
تاریخ واقعی از انباشتی از شواهد، که برخی به شکل اسناد مکتوب و برخی دیگر به اشکال دیگر وجود دارند، به بازسازی افکار گذشته، به قول R.G. Collingwood، و از آنجا به بازنمایی آنچه در اصل اتفاق افتاده، به قول لئوپولد فون رانکه (Leopold von Ranke)، میپردازد. در مقابل، دریل کوپر مجموعهای از ادعاهای عجیب و غریب را ارائه میدهد که تقریباً به طور کامل از شواهد تاریخی جدا شدهاند و تنها میتوانند برای کسانی که تا این حد از گذشته بیاطلاع هستند که آنها را با بازنگری جسورانه اشتباه میگیرند، جذاب باشند؛ در حالی که در واقع این ادعاها چیزی جز نئونازیسم ساده نیست.
پادکستها همانطور که این روزها اغلب ادعا میشود، تاریخ را احیا نمیکنند. آنها بیشتر تاریخ را در موجی از هرزگویی غرق میکنند که در بهترین حالت شلخته و در بدترین حالت فریبنده است.
از همان ابتدا میتوانستم ببینم که این گفتوگو به کجا میرود. این لحظهای است که کوپر ارزیابی خود را از خودکشی دستهجمعی جونزتاون در سال ۱۹۷۸ به عنوان یک میکروکازم ارائه میدهد. میکروکازم از چه چیزی؟ از جنبش حقوق مدنی، البته.