بهطور قطع، دوره دوم ترامپ تغییرات قابل توجهی را پس از چهار سال ریاستجمهوری جو بایدن به همراه خواهد داشت. بایدن به حمایت از اوکراین، دفاع نظامی از تایوان، تحقق تعهدات اقلیمی ایالات متحده و تمرکز بر دموکراسی در سیاست خارجی آمریکا متعهد بود. او بر مزایای اتحادهای ایالات متحده و تهدیداتی که چین و دیگر قدرتهای بازنگر برای نظم جهانی به وجود میآورند، تأکید کرد.
از سوی دیگر، ترامپ به نیاز به ادامه کمک به اوکراین شک دارد، از تعهد به حفاظت از تایوان خودداری میکند، به تغییرات اقلیمی اهمیت نمیدهد و ترویج دموکراسی و حقوق بشر را در اولویت قرار نمیدهد. او اغلب متحدان ایالات متحده را بهعنوان افرادی که از حمایت آمریکا بهرهبرداری میکنند، معرفی کرده و بر ناعادلانه بودن کسری تجاری با کشورهایی مانند چین تأکید میکند، بیشتر از هر خطر سیستماتیکی که این کشورها ممکن است ایجاد کنند. رئیسجمهور جدید قطعاً در هفتههای اول خود در سمت خود، دستورهای اجرایی و دیگر دستورات را برای معکوس کردن سیاستهای بایدن صادر خواهد کرد.
با وجود تمامی تفاوتها، احتمالاً استمرار بیشتری بین دو دولت وجود خواهد داشت تا آنچه به نظر میرسد. در طول دورههای مختلف ریاستجمهوری—حتی در مواردی که تفاوتهای زیادی مانند بایدن و ترامپ دارند—سیاست خارجی به نوعی شبیه یک کوه یخ است. بخش قابل مشاهده آن درخشان و تیز است و توجه زیادی را جلب میکند. اما پایهای بزرگتر و کمتر مورد بررسی قرار گرفته دارد که معمولاً تغییر چندانی نمیکند.
حتی زمانی که بر تفاوتهای ترامپ در سبک و محتوا تمرکز میشود، ناظران نباید پایداری بالقوه در رویکرد ایالات متحده به جهان را نادیده بگیرند. در غیر این صورت، ممکن است سیاستها را به یک رئیسجمهور خاص نسبت دهند، به جای اینکه آنها را به توافق دو حزبی و ریشهدار نسبت دهند که احتمالاً پایدار خواهد بود.