دکتر سید اسدالله اطهری استاد روابط بین الملل نامی آشنا در حوزه تحلیل مسایل سیاسی خاورمیانه است. وی پژوهش گر ارشد در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه و همچنین مدیر گروه ترکیه شناسی است.برخی مقالات دکتر اطهری در حوزه تحولات سیاسی ترکیه عبارتند از: سیاست خارجی حزب عدالت و توسعه در ترکیه، نقش احزاب در ترکیه، روند اصلاحات سیاسی و اقتصادی در ترکیه، آیا مرسی، اردوغانی دیگر است؟، ترکیه یا دموکرات های مسلمان. در گفتگو با این استاد ایرانی درباره تحولات سیاسی سوریه و نقش ترکیه در مسیر این تحولات صحبت کرده ایم.
کردپرس: ترکیه طی ماه های اخیر در حوزه تحولات سیاسی سوریه، نقش ویژه ای در حمایت ازمخالفین و مخالفت قاطعانه با دولت و نظام سیاسی کنونی سوریه ایفا کرده است. سفر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و تلاش او برای اقناع واشنگتن به مداخله نظامی در سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟
اطهری: من سفر اردوغان به آمریکا را در راستای تدوام سفرهای رهبران سیاسی کشورهای منطقه به آمریکا ارزیابی می کنم. پادشاه اردن، مقامات عربستان سعودی و چند کشور عربی دیگر، به آمریکا سفر کردند تا در خصوص مساله سوریه با واشنگتن رایزنی کنند و هر کدام از این ها را می توان یکی از عناصر و اعضای جبهه مخالف سوریه دانست و اردوغان نیز آخرین سیاستمدار این گروه بود که به دیدار با اوباما رفت.
می توان اقدامات اردوغان در حوزه سوریه را چنین تببین کرد که در واقع در حوزه عملی مرتبط با اعراب فعالیت می کند و اعراب نیز اهداف خود را از طریق ترکیه پیش می برند و نتیجه این تعامل بین آنکارا و چند کشور عربی، هم به معنی ایجاد یک موازنه در برابر ایران است و هم تلاش برای حفظ منافع کشورهای عربی.
تصور اولیه اردوغان در رابطه با مساله سوریه این بود که سوریه مانند لیبی یا مانند مصر است. اردوغان در تحلیل شرایط سوریه چنین تصوراتی داشت و جایگاه نیروهای نظامی و امنیتی این کشورها را با سوریه مقایسه کرد.
اردوغان به دنبال آن بود که برای اعلام منطقه پرواز ممنوع تلاش کند. اما چنین اقدامی باید باید بر اساس موافقت سازمان ملل باشد که عملا با درنظر گرفتن وتوی چین و روسیه ممکن نیست. روس ها در تارتوس ایستادگی می کنند و تا امروز بر سر مواضع خود ایستاده اند. در برخی رسانه های ما نیز گاهی به این موضوع اشاره می شود که روس ها اهل معامله هستند اما آنان در عمل ایستاده اند.
در کل در خصوص مراحل پیش روی تحولات سوریه می توان گفت؛ آمریکا به دنبال این است که انتقال قدرت در سوریه، با حفظ ساختار صورت بگیرد. چرا که در نظرگرفتن فاکتور اسراییل در این منطقه اهمیت ویژه ای دارد. بروز ناامنی در سوریه به از راه نابودسازی ساختار سیاسی، امنیت کل منطقه را به هم می ریزد و این چیزی نیست که مورد قبول آمریکا باشد.
کردپرس: بنا براین شما عامل اسراییل را در حوزه تصمیم گیری های آمریکا در س.ریه، برجسته تر از سایر عوامل می دانید.
اطهری: من معتقدم که تنها عامل اصلی همین است و مطرح کردن مسائلی مانند تلاش برای دموکراتیزه کردن سوریه و مسائل دیگر حرف است. مهم ترین فاکتور برای آمریکا همین است.
کردپرس: پیش از سفر اردوغان به آمریکا، انفجارهای پیاپی ریحانلی در استان هاتای ترکیه 52 کشته برجا گذاشت و نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که بررسی راهکارهای حل بحران سوریه، مهم ترین اولویت گفتگوهای او با اوباما خواهد بود. این مساله تا چه اندازه توانست توجه واشنگتن را به حساسیت مرز ترکیه و سوریه جلب کند؟
اطهری: ببینید! اگر به خاطر داشته باشید در سال 2012 میلادی هواپیمای اف16 ترکیه ناپدید شد. ما نمی دانیم چرا چنین چیزی روی داد. اما مقامات آنکارا فورا این مساله را به سوریه ربط دادند. به محض این که واقعه ریحانلی هم روی داد وزیر کشور ترکیه معمر گولر، سریعا اعلام کرد که سوریه مسئول این انفجارهاست. در گام های بعدی مشخص شد این انفجارها کار عوامل ترک است و چند مقام امنیتی هم برکنار شدند. بعد مشخص شد که بین اعراب علوی و ترک ها در استان هاتای ناملایمات و درگیری هایی در جریان است و عبدالله گل هم پیام هایی فرستاد تا اوضاع را آرام کند.
ببیند! ترکیه در حالی ناآرام شد کهع رویکرد داخلی جریانات سیاسی به مساله سوریه، متفاوت است. در آنکارا دولت ب گونه ای به این مساله می نگرد و در گوشه ای دیگر در استانبول، آنکارا و سایر شهرها از سوی احزاب مخالف به شیوه ای دیگر عمل می شود. بخشی از جنبش های دانشجویی و حزبی نظیر حزب جمهوری خلق به رهبری کمال قلچداراوغلو، سیاست های ترکیه درمقابل سوریه را غلط می دانند و با آن مخالفت می کنند.
این که ترکیه مرتبا اعلام می کند که بشار اسد باید برود، درست مثل این است که عده ای مدام بگویند اردوغان باید برود. الان بشار اسد را مسبب مرگ پنجاه هزار نفر می دانند. در ترکیه هم در درگیری ها داخلی حدود شصت هزار کُرد کشته شدند. اصلا بحث بر سر تغییر یا برکناری رهبران سیاسی، باید بر اساس اراده و خواست مردم آن کشورها باشد و نه تمایل کشورهای خارجی.
این گونه مداخلات در خاورمیانه جواب نمی دهد. باید کاری کرد که خود مردم درباره آینده کشورشان تصمیمگیری کنند که چه کسی بماند و چه کسی برود و در روند تغییرات هم خشونت در میان نباشد.
کردپرس: می دانید که اردوغان در سفر به آمریکا، هاکان فیدان رییس سرویس اطلاعاتی میت را نیز با خود به همراه برد و در شام کاری اوباما و اردوغان، این مقام امنیتی به اتفاق احمد داوداوغلو وزیر امور خارجه حضور داشتند. فیدان در این سفر پرونده ای پیش روی اوباما گذاشت که ظاهرا حاوی اسناد و مدارکی در خصوص استفاده از سلاح های شیمیایی در سوریه از سوی نیروهای دولنی بود. اما اظهارات اوباما نشان داد که این اطلاعات نتوانسته واشنگتن را راضی کند و رییس جمهور آمریکا صراحتا اعلام کرد که برای تصمیم گیری در خصوص این مساله به شواهد و اطلاعات بیشتری نیاز دارند. آیا نرم شدن مواضع اردوغان پس از این اتفاق و اشاره اردوغان به اهمیت نشست ژنو2 را با این مساله مرتبط می دانید؟
اطهری: به نظر من این ها می خواستند حل بحران سوریه از راه ورود به فاز نظامی را بررسی کنند. اما بعدها به این نتیجه رسیدند که نمی توانند در فاز نظامی موفق عمل کنند. پیشروی نیروهای نظامی سوریه منجر به آزادسازی بخشی از القصیر در مرز لبنان شد و تصور کنید اگر این نیروها تا پشت حلب و مرزهای ترکیه پیش بروند اوضاع به شکلی دیگر رقم خواهد خورد.اگر در نشست ژنو2 گفتگوها در مسیری باشد که پول و سلاح از طریق قطر و عربستان سعودی به مخالفین داده نشود و نیروها از ترکیه به سوریه وارد نشوند، اوضاع تغییر می کند.
اردوغان، آمریکا و دیگران نهایتا به این نتیجه رسیده اند که اگر حکومت سوریه را از طریق فاز سیاسی سرنگون کنند راحت تر است و تقسیم قدرت آسان تر خواهد بود. گذر از فاز نظامی به فاز سیاسی یکی از مهم ترین تصمیمات کنونی است. آنان دریافته اند که نابود شدن زیرساخت های سوریه هیچ سودی برای همسایگان ندارد و در نتیجه درگیری های موجود، ناامنی به داخل خاک ترکیه نیز سرایت کرده است. علاوه بر این در صحرای سینا، جولان و جنوب لبنان هم زمینه ناامنی ایجاد شده است. این شرایط مجموعا را نشان می دهد که حوادث سوریه دارای عمق ویژه ای است که می تواند چندین محور سیاسی، جغرافیایی را در منطقه تحت تاثیر قرار دهد. از ترکیه و عراق گرفته تا لبنان، مسائل مربوط به کردها، قبرس، دریای سفید و همچنین عمق جریانات مذهبی، قومی و امتداد مسائل فلسطین، اردن، ایران و دیگر مسائل.
از این گذشته، نقش مسائل حزبی در این تحولات دخیل است. مثلا ما دیدیم که در نوروز دیاربکر عبدالله اوجالان از داخل زندان یک میلیون نفر را گرد هم آورد که قدرت نمایی مبتنی بر سانترالیسم دموکراتیک حزب خود را به نمایش بگذارد. فهم این مساله یعنی اهمیت سانترالیسم دموکراتیک می تواند کُد تحلیل شرایط سوریه را نیز در اختیار ما قرار دهد. با وجود همه تفاوت هایی که مثلا بین سیستم پ.ک.ک و سوریه وجود دارد اما اشاره به این مثال و تحلیل درست الگوهای تابع ساختار حزبی آهنین، شرایط را برای ما قبل فهم می کند و می توانیم صورت عینی تحولات سوریه را این گونه ببینیم که بر اساس ویژگی سانترالیسم دموکراتیک، این نظام ها در کوتاه مدت قابل تجزیه نیستند و بخشی از این تشکیلات مخفی است.
آمریکا در مورد مساله سوریه هیچ گاه صراحتا از تغییر رژیم صحبت نکرد. هیلاری کلینتون مرتبا هشدار می داد که نباید به مخالفین سوری سلاح داده شود. بعدها نیز مرتبا در حوزه سوریه مسائل را به آینده حواله دادند. چندین بار در مورد به کارگیری سلاح های شیمیایی از سوی ارتش سوریه سخن به میان آوردند اما بعدا مشخص شد که مخالفین چنین کاری کرده اند. اگر قرار باشد سلاح شیمیایی در دست کسانی باشد که مرتکب اعمال خشونت آمیز افراطی می شوند، کسی نمی تواند قاطعانه از حمایت و مداخله نظامی حمایت کند. بلاخره وقتی که ما در تلویزیون می بینیم که یک نیروی افراطی دل یک سرباز سوری را از سینه او در می آورد... یا تصاویر مربوط به اعدام های دسته جمعی منتشر می شود، واقعا نه تنها آمریکا بلکه همه جهان دچار وحشت می شود. باید این واقعیت را ببینیم که مواضع آمریکایی ها در خصوص مساله سوریه، با مواضع انگلیس متفاوت است. نگاه واشنگتن به مساله سوریه با مواضع عربستان و قطر یکی نیست.
ما باید در تحلیل مسائل سوریه، ویژگی های داخلی و ساختاری نظام سیاسی سوریه را در نظر بگیریم. از یاد نبریم که پایه های رژیم اسد بر روی سیستم نظامی امنیتی، خاندان اسد، روابط بین الملل و ساختارهای داخلی استوار است. سوریه مبتنی بر یک نظام سکولار است و برخلاف دیگر کشورهای خاورمیانه، در سوریه قدرت در دست یک اقلیت است. حکومت سوریه را نباید علوی دانست بلکه باید آن را به مثابه یک نظام سکولار تحلیل کرد.
اردوغان هم بلاخره باید هم به فکر حفظ محبوبیت خود برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری باشد و در عین حال مسائل داخلی خود را مدیریت کند. اگر ناامنی ادامه پیدا کند اندک اندک اقتصاد ترکیه هم ضربه می خورد و چنین چیزی برای دولت ترکیه قابل قبول نیست. در تحلیل کلی خواست آمریکا، ترکیه و هم پیمانان آنها باید گفت، این ها به دنبال آن هستند که بشار اسد را به یک شیوه مدنی و بدون خشونت کنار بگذارند. باید دید در نشست ژنو2 محور تحولات سیاسی و تلاش برای تقسیم قدرت چگونه خواهد بود. چرا که در واقع ضرورت های فاز سیاسی حکم می کند که هر کدام از عناصر، به اندازه توان و تاثیر خود سهم بگیرند و خشونت در کار نباشد.
کردپرس: در این میان نقش کردهای سوریه در تحولات پیش روی این کشور چگونه است؟
اطهری: کردها در تحولات سوریه رفتار عاقلانه ای به نمایش گذاشتند. آنها نشان دادند که از محدودیت های خود آگاه هستند، حساسیت ها و ضرورت های حرکت بر اساس ویژگی های جغرافیای سیاسی را می فهمند و شتابزده عمل نمی کنند. شاید انتظار اولیه این بود که کردهای سوریه نیز در تحولات جاری، خود را زیر چتر حمایت اقلیم کردستان عراق قرار دهند. اما افرادی نظیر صالح مسلم رهبر حزب اتحاد دموکراتیک، راهی را در پیش گرفتند که مانع از کشیده شدن درگیری به مناطق کردنشین شود و در واقع امنیت کردها را حفظ کردند. آنها دیدند که آن همه کشورهای عربی و نیروهای افراطی در مقابل اسد می جنگند و مرتب کشته می دهند و نیازی نیست که کردها هم در میانه میدان کشته بدهند. امتیازاتی که کردها به دنبال آن هستند، نیاز به جنگ و تلفات ندارد و اسد هم به یک چهارچوب کلی پایبند مانده و خشونت در مناطق کردنشین بروز پیدا نکرده و فقط در حلب یکی دو مورد درگیری های محدود روی داد.
گفتگو: محمدعلی دستمالی / کردپرس