مدرنیته
بنام حق
فرنان برودل از نگاه یک تاریخنگار مکتب آنال معتقد است تمدنی توسط مسلمانان در دوره ای به شکوفایی رسید و پس از دوره کوتاهی بالغ بر چهار صد سال از جوشش و رشد افتاد و سر بر انحطاط گذاشت.
برودل رشد مسلمانان و کشور گشایی آنها را در ابتدای امر بیداری روح امپراطوری شرق در برابر غرب می داند ، تاریخ مختصری که در ابتدا آمده دلیل بر این مدعا است. رشد مسلمانان برای باز تولید روح امپراطوری شرق از سرعت چشمگیر و بی سابقه ای برخوردار بود . ورود اقوام غیر عرب به امت اسلامی باعث القاء ناخودآگاهی قومی این مردمان در سیستم و عملکرد مسلمانان بود، در این حال دوران اولیه اسلام در عربستان تنها دوره کوتاه ظهور بود.
دلایلی که می توان برای رشد و شکوفایی تمدن اسلامی نام برد:
_ باز آفرینی امپراطوری منطقه
_ رو به زوال گذاشتن حکومت های پیشین منطقه و تمدن های مجاور، در فاصله
تاریخی ظهور و قدرت یابی مسلمانان ( روند استعمار زدایی به زبان امروزی )
_ جانشینان حضرت محمد ص با گرایش سیاسی و اقتصادی از پتانسیل بوجود آمده برای گسترش مرزهای حکومت اسلامی کمال استفاده را بردند.
_ خلافت عباسیان ( رواج سوداگری ، رونق شهر ها، نهضت ترجمه و ... )
_ آورده فرهنگی توسط مردمان غیر عرب، زمانی که به اسلام روی آوردند
_ چند پارگی سلاطین با حضور خلافت مرکزی حکومت اسلامی در بغداد، بروز سلایق متفاوت و تا جایی مخالف را در بین صاحبان اندیشه و علم امکان پذیر می کرد. در حالی که واحد بود متکثر هم بود
_ ثبات مرزهای امپراطوری اسلامی
_ برقراری سیستم اقتصادی پهناور و کارآمد داخلی
_
انحطاط تمدن اسلامی
*حملات غزالی و فقیهان به فلسفه و آزاداندیشی
*اقوام وحشی و غلامان سلحشور در حکومت و قدرت سهیم شدند
* از دست دادن حوزه مدیترانه در پایان قرن یازدهم
* نبرد طولانی صلیبیون1095-1270
* هجوم قبایل مغول 1202- 1405فتح بغداد در سال 1257
* بازماندن از رشد علمی و صنعتی اروپا
نظر
هر جنبش فکری و اجتماعی می تواند تمدن ساز باشد یا بخشی از تمدن را بسازد. جنبش اسلامی که از عربستان آغاز شد با سرعت مرزهای جغرافیایی خود را افزود. اندیشه ها برای قوام و دوام خود نیازمند زمان مناسب هستند. رشد جغرافیایی اسلام باوجود مفاهیم عمیق و تازه در شرایط و امکانات تاریخی آن زمان ناهمگون بود. شکوفایی و انحطاط تمدن اسلامی در مقیاس تاریخی از دیدگاه مقایسه ای بردارشکسته (اوج و فرود) چهارصد ساله داشته است. اهداف اقتصادی - سیاسی در توسعه مرزهای امت اسلامی با پوسته دین دچار تناقض بود. پیام رهایی و آزادی همه ایدئولوژی ها بخش بزرگ جمعیت جامعه یعنی مستضعفین را به خود جذب می کند. پس از یک دوره بالندگی تغییر موضع رهبران و جانشینان جنبش از اهداف فرهنگی به اهداف اقتصادی- سیاسی به نارضایتی و حتی قیام های کوچک و بزرگ می انجامد.
از سویی هر جنبش در صورت عدم بازتولید مکانیسم های اجتماعی و اقتصادی با مشکلات اساسی روبرو خواهد شد. تشکیل حکومت مرکزی مقتدر و انحصارطلب عباسیان در تضاد با بازتولید مکانیسم و بروزرسانی ساختار در قبال رشد محتوایی و حتی جغرافیایی در تماس با تمدن های هم جوار بود.
تغییر سیستم حکومت از پادشاهی به دوره خلفای موروثی امویان وعباسیان مردمان مسلمان شده کشورهای متمدن را با توجه به شعار برابری و برادری در دین اسلام دچار تضاد کرد. رشد اقتصادی سریع و سرازیر شدن سرمایه های هنگفت به مرکز خلافت عباسیان ،بغداد باعث بروز تورم شد . و نابرابری تقسیم ثروت بعلت سیستم حکومتی جابر ایجاد شرایط اضمحلال تدریجی از درون را برای تمدن اسلامی بوجود آورد.
اضمحلال تمدن ها ابتدا از درون آغاز می شود و عوامل بیرونی به آن سرعت می بخشد