بسمه تعالی

موضوع: نقد دولت موقت (دولت مهندس مهدی بازرگان)

دانشجو : محمدمهدی کارآموزیان

 

   ابتدا باید عنوان نمود که شاید وارد کردن انقادات اساسی به عملکرد دولت های تشکیل شده در اول انقلاب اسلامی ایران امری منطقی به نظر نرسد. این امر به ویژه در رابطه با انقلاب اسلامی به این دلیل صدق می کند که در تمامی انقلاب ها، به ویژه انقلاب های معاصر، تقریبا از ابتدا ایدئولوژی مبارزین و نوع حکومت مدنظرشان مشخص بوده و لذا پس از پیروزی، با وجود شرایط انقلابی، تشکیلات حکومتی نسبتاً منسجمی ایجاد و اهداف مدنظر انقلاب با سرعت پیگیری می شده است. بررسی انقلاب­های کمونیستی معاصر موید این موضوع است.  لکن این مسئله در خصوص انقلاب ایران کمی پیچیده می باشد. تلاش طیف ها و ایدئولوژی های مختلف برای سرنگونی نظام سلطنتی، طی نیم قرن پیش از انقلاب وجود داشته و با وجود اینکه نقش رهبری و ایدئولوژی مذهبی در سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب مقدم بود، لکن باید در نظر داشت که در این بین جریانات قوی مختلفی از چپ مارکسیست و التقاطی گرفته تا ملی- مذهبی، دموکرات ، اسلام گرای صرف و غیره نیز در جریان مبارزات نقش داشتند و هر یک پس از پیروزی انقلاب تلاش داشتند تا اصول مدنظر خود را در جامعه و حاکمیت سیاسی اعمال نمایند. لذا از آنجاکه تا پیروزی انقلاب، به لحاظ تئوریک، مشخص و منسجم، هیچگونه سیستم حکومتی مدون و از قبل طراحی شده­ای زیر نظر پیشتازان نهضت وجود نداشته و از طرفی رهبری نهضت نیز تمایلی برای حضور در عرصه­ی اجرایی قدرت نداشت، به واسطه­ وجود این عرصه­ی خالی، بسیار طبیعی است که گرایشات و اندیشه­های مختلف در حاکمیت مجال حضور یابند و به تدریج و با آزمون و خطا و دخالت عوامل اصلی نهضت، خذف، تعدیل یا تقویت شوند و نهایتاً ساختار حاکمیتی با دیدگاه حال حاضر شکل بگیرد. لذا حضور دیدگاه های لیبرالی ملی مذهبی و یا بعدها ، دولت هایی با رویکرد چپ و غیره در اوایل انقلاب به نظر امری طبیعی آمده و نباید به نوع عملکرد این دولت­ها که نشأت گرفته از نوع نگاه آنها به حاکمیت و سیاست داخلی و خارجی بوده است، ایراد جدی وارد نمود. همانطور که عنوان گردید، اشکال در عدم انسجام ، هرج و مرج و مشخص نبودن چیدمان صحنه ی سیاسی در این مقطع است.

  لکن در مجموع اگر بخواهیم به نقد عملکرد دولت موقت بپردازیم، موارد زیر به نظر برجسته ترین موارد      است :

1.      اولین و مهمترین انتقاد متوجه شخص مهندس بازرگان است. بررسی سوابق اجرایی، مبارزاتی و همچنین لحاظ نمودن تجربه­ی طولانی ایشان این پرسش را به ذهن متباتر می سازد که اصولاً چرا وی با وجود درک عمیق از شرایط خاص انقلابی آن برهه، شناخت خود و ایده ی حکومتی همفکرانش و اطلاع از تفاوت عمیق دیدگاه با رهبری انقلاب، حاضر به پذیرش این مسئولیت در این مقطع می­گردد. این امر نباید از ابتدا از چشم مهندس بازرگان بدور مانده باشد که نوع حکومت مدنظر وی، به طور مثال حرکت آرام و پله پله­ی دولت موقت، هرگز با شرایط پر انرژی این مقطع سازگار نیست و از طرفی، دست قدرتمند نیروهای مذهبی از جمله منصوبین امام خمینی در شورای انقلاب، در شرایط خلأ حاکمیتی و هرج و مرج سلسله مراتبی، مانعی جدی پیش روی سیاست­های آن به ویژه در عرصه­ی خارجی خواهد بود. لذا شاید بتوان گفت علی رغم علم مهندس بازرگان به این مسائل، احراز منصب قدرت ولو با شرایط مذکور، از بزرگترین اشتباهات وی می باشد.

2.      با وجود اینکه امام در حکم نخست وزیری بازرگان علناً و رسماً از وی می خواهد که در تشکیل دولت از نگاه حزبی و جناحی بپرهیزد، لکن در عمل مهندس بازرگان منحصراً از همفکران نهضت آزادی و یا افراد نزدیک به این تفکر جهت احراز پست های وزارت و معاونتی خود بهره می­گیرد . نتیجه­ی این روند نیز کاملاً روشن است. انتصاب منحصر به یک نگاه، عملکرد مبتنی بر این دیدگاه را ایجاد می­کند که نهایتاً منجر به نارضایتی رهبری نهضت و توده­های پیرو وی می­شود. امری که مانع اصلی تداوم تفکر دولت موقت حتی در برهه­ها و مراحل بعدی انقلاب می­گردد.

3.      به نظر می­رسد از جمله مسایل مهم دیگر که انتقاد جدی به عملکرد دولت موقت وارد می­سازد، از یک سو عملکرد مستقل و بی هماهنگ این دولت با جریان و گفتمان آن مقطع انقلاب و از سوی دیگر، آزادی عمل وزرا و مسئولین در داخل دولت و تصمیم گیری بر اساس نظر خود و بدون در نظر گرفتن شرایط خاص آن دوران باشد. مذاکره با آمریکایی ها در مقاطع مختلف و به ویژه در الجزایر و تبعات آن، نمونه­ای از این نوع عملکرد است.

4.      تناقض رفتار در سیاست خارجی این دولت از دیگر مواردی است که قابل نقد می­باشد. پختگی رئیس دولت موقت و اکثر قریب به اتفاق کابینه و نوع نگرش آنها به حکومت، در بسیاری از جهات با عملکرد آنها هماهنگ نبوده و با افراط و تفریط همراه بوده است. نقض یا عدم پیگیری پیمان های تسلیحاتی- نظامی- دفاعی با آمریکا، رفتن به سمت شرق و ... نمونه­ای از این تناقضات است که خود دلیلی بر عدم انسجام داخلی این دولت و مشخص نبودن سیاست­ کلان و دراز مدت در این عرصه است. هرچند شاید به دلایل و شرایط عنوان شده، توقع وجود چنین انسجام و چشم اندازی نیز صحیح به نظر نرسد.