نقد دولت بازرگان
نقد دولت بازرگان
نقد دولت بازرگان
به نظر من آنچه بیش از همه نقطهضعف دولت مهدی بازرگان بود، عدم مشارکت دادن گروههای مختلف در کابینه دولت موقت بود که این موضوع هر چه بیشتر به نارضایتیها و کارشکنیها در آن مقطع زمانی دامن زد. از سوی دیگر سیاست خارجی دولت موقت که بر مبنای اصل عدم تعهد و شعار «نه شرقی و نه غربی» استوار بود دولت بعد از انقلاب را هر چه بیشتر در نظام بینالملل منزوی کرد. شرایط بههمریختگی و آشوب فضای کشور بعد از انقلاب هم از دلایلی است که سبب ضعف هر چه بیشتر دولت موقت بود. یعنی مشخص نبودن وظایف نهادها و عدم برگزاری انتخابات وضعیت دولت بازرگان را هرچه پیچیدهتر میساخت. با توجه به سیاست خارجی دولت موقت، میتوان اینگونه استدلال کرد که مفهوم نه شرقی نه غربی برای بازرگان رد شرق و تمایل به رابطه با غرب بود که این کاملاً مخالف مواضع نیروهای رادیکال انقلابی بعد از انقلاب57 بود. اما به نظر من آنچه باعث استعفای بازرگان و سقوط دولت موقت شد تعارض رفتاری وی و اطرافیان او در رابطه با غرب بود: دولتی که با شعار نه شرقی نه غربی سیاست خارجی خود را تعریف کرده و در کنار این اصل به سمت رابطه با غرب میرود. میتوان اینگونه نتیجه گرفت که دولت بازرگان تعریف دیگری از این شعار مهم سیاست خارجی خود در ذهن داشته و نیروهای انقلابی این گرایش به غرب بازرگان را دیدند و انگشت اتهام بهسوی وی دراز کرده، بازرگان را غربگرا خواندند. کلام آخر اینکه دولت بازرگان و حتا دولتهای بعدی جمهوری اسلامی هرگز در جذب نیروهای مختلف سهیم در پیروزی انقلاب موفق نبوده و این مشکلات فراوانی برای جمهوری اسلامی در طول زمان ایجاد کرد.
حاجیآبادی دانشگاه علامه