افریقای جنوبی
بسمه تعالی
نقش ابزاری نفت در روابط آرمانگرایانه ایران و آفریقای جنوبی
نویسنده : حسن یوسفی
مقدمه :
ایران و آفریقای جنوبی قبل از انقلاب اسلامی به دلیل همسویی درگرایش به غرب و ایفای نقش نیروی حافظ منافع ایالات متحده در شمال و جنوب اقیانوس هند، داشتن رابطه نزدیک با رژیم اشغالگر اسرائیل و لزوم برقراری روابط مثلثی میان این کشورها ، نیاز آفریقای جنوبی به نفت ایران و علاقه خاص خانواده شاه به آفریقای جنوبی پس از تبعید رضا شاه به دوربان و ژوهانسبورگ ، روابط نزدیکی داشتند. بطوریکه ایران در دوران تحریم بین المللی به تنها فروشنده نفت به آفریقای جنوبی تبدیل شد و حمایت های بی دریغی از دولت نژاد پرست این کشور صورت می داد . اما این روابط پس از پیروزی انقلاب اسلامی کاملا دگرگون شد . دیدگاه آرمانگریانه امام خمینی (ره) درباره لزوم حمایت از مظلوم ، مبارزه با ظلم و حمایت از جنبش های رهایی بخش بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی نوپا در ایران مسلط شد و قطع صدور نفت به آفریقای جنوبی را به همراه داشت . این شرایط در سالهای اخیر یکبار دیگر تکرار شد . اما اینبار آفریقای جنوبی با وجود مستثنی شدن در تحریم نفتی ایران ، در سال 2012 به دلیل تاثیر دیدگاهها ماندلا و رویکردی آرمانگرایانه در سیاست خارجی، واردات نفت خود از ایران را قطع کرد . درواقع با بررسی تاریخی روابط ایران و آفریقای جنوبی به اثبات می رسد که دو کشور از ابزار نفت برای اتخاذ سیاست خارجی آرمانگرایانه خود استفاده کرده اند .
سئوال اصلی :
استفاده از ابزار نفت در اتخاذ سیاست آرمانگرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی چه تاثیری در روابط متقابل دو کشور گذاشته است ؟
فرضیه اصلی :
رویکرد آرمان گرایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و آفریقای جنوبی با اتکا به ابزار نفت ، در مقاطعی تاثیرات متفاوتی در روابط دو کشور گذارده است و منافع متقابل تاثیر کمتری در شکل گیری مناسبات فی مابین داشته است .
روابط قبل از پیروزی انقلاب :
به غیر از آشنایی محدودی که ایرانیان با آفریقای جنوبی داشتند . اولین رویداد مهمی که باعث شناخت ایرانیان از آفریقای جنوبی شد . تبعید رضا شاه به این کشور بود . رضا شاه در سال 1320 پس از موریس ابتدا در شهر بندری دربان و پس از آن حدود ده ماه در شهر ژوهانسبورگ در تبعید به سر برد و در همین شهر جان سپرد . پس از مرگ رضا شاه ، روابط به صورت محدودی ادامه داشت تا سرانجام در سال 1349 با پیگریی های دربار روابط رسمی میان دو کشور برقرار شد . در پی برقرار روابط سیاسی و تاسیس سفارت در دو کشور ، ایران در بخش پالایشگاهی آفریقای جنوبی سرمایه گذاری کرد و پالایشگاه ساسولبرگ ( ناتروف ) با سرمایه 49 درصدی ایران و سازگار با ترکیبات نفتی ایران تاسیس شد . صدور نفت ایران به آفریقای جنوبی ، روابط را گسترش داد به همین دلیل تا قبل از گسترش اعتراضات به سیاست های تبعیض نژادی دولت آفریقای جنوبی ( آپارتاید ) رویکرد اقتصادی ، اولویت دوکشور بود . با گسترش اعتراضات سیاهپوستان آفریقای جنوبی ، جامعه جهانی نیز وادار به واکنش شد و تحریم های بین المللی علیه این کشور به تصویب رسید . در این همین چارچوب شورای امنیت سازمان ملل در سال 1975 با صدور قطعنامه 558 تحریم اقتصادی آفریقای جنوبی را به دلیل اتخاذ سیاست تبغیض نژادی تصویب کرد . این تحریم به دلیل روابط ویژه آفریقای جنوبی و اسرائیل ، با استقبال کشورهای عربی روبرو شد و این کشورها که در همین دوران با اسرائیل و متحدانش درگیر بودند در حرکتی مشترک ، آفریقای جنوبی را تحریم نفتی کردند . این حرکت با مخالفت دولت پهلوی مواجه شد و ایران در سیاستی مخالف جریان جاری در سطح بین المللی صدور نفت به آفریقای جنوبی را توسعه داد . در حالی که ایران در سال 1974 حدود 78 درصد نفت آفریقای جنوبی را تامین می کرد . این مقدار در سال 1977 به 90 درصد و درسال 1978 به بیش از 98 درصد رسید . در این شرایط به خوبی قابل مشاهده بود که دولت پهلوی خارج از اتفاقات واقعه در سطح بین المللی ، از ابزار نفت برای پیش برد سیاست خارجی آرمانگرایانه خود سود جسته است .
روابط پس از پیروزی انقلاب اسلامی
حتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، موضع انقلابیون به رهبری امام خمینی ( ره ) قطع هر گونه روابط با آفریقای جنوبی بخصوص در فروش نفت به این کشور بود . برای مثال امام خمینی در نوفللوشاتو درباره فروش نفت به آفریقای جنوبی و اسرائیل اعلام کردند: ما حاضر نیستیم به کشور نژادپرست و جنایتکار و دشمنان بشریت و انسانیت نفت بفروشیم . تاکید امام بر آرمان های انقلاب ، بر سیاست خارجی انقلاب نوپای اسلامی تاثیر مستقیمی داشت و در روابط با آفریقای جنوبی ، نفت بهترین ابزار برای اجرای این سیاست آرمان گریانه بود . در این سیاست حمایت از مظلوم ، مبارزه با ظالم ، حمایت از جنبش های رهایی بخش و مخالفت با نژاد پرستی در اولویت قرار داشت . امام چند روز پس از پیروزی انقلاب فرمودند : آفریقای جنوبی تا به این وضعی که دارد خاتمه ندهد ما با او رابطهای نمیتوانیم برقرار کنیم و نفت هم به او نخواهیم داد . به همین دلیل تنها 21 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در 13 اسفند 1357 روابط ایران و آفریقای جنوبی به فرمان امام قطع شد . به دنبال آن نیز در 29 فروردین 1358 براساس ماده ۱۰ آئیننامه اجرایی قانون مقررات صادرات و واردات، هرگونه مبادلات بازرگانی با کشورهای آفریقای جنوبی و رژیم اشغالگر قدس به صورت مستقیم و غیرمستقیم ممنوع شد. اکنون جمهوری اسلامی ایران به یکی از کشورهای حامی گروههای آزادیبخش آفریقا از جمله سواپو ( جنبش آزادیبخش موزامبیک ) و کنگره ملی آفریقا ( به رهبری نلسون ماندلا ) درآمد و در این راه علاوه بر حمایت های معنوی ، کمکهای مالی نیز به این گروهها می کرد .
پس از قطع فروش نفت ایران به آفریقای جنوبی ، دولت این کشور بیشتر از هر زمان دیگری تحت فشار قرار گرفت تا سرانجام درسال 1990 مجبور شد علاوه بر آزادی زندانیان سیاسی از جمله نلسون ماندلا ، مذاکرات خود را با رهبران انقلابیون آغاز کند . این مذاکرات سرانجام به برگزاری انتخابات چند نژادی در آفریقای جنوبی منجر شد و در این انتخابات نلسون ماندلا به قدرت رسید و بلافاصله سفارت ایران در این کشور آغاز به کار کرد .
روابط دو کشور به دلیل این سوابق در سالهای پس از برقرار روابط به سطح بالایی رسید . بطوریکه در سفرهای روسای جمهوری اسلامی ایران به قاره آفریقا ، آفریقای جنوبی یکی از مقاصد سفر بود . با این حال رفته رفته با متهم شدن ایران به نقض حقوق بشر و داشتن برنامه توسعه سلاح هسته ای ، روابط دو کشور رو به افول نهاد . درواقع تاثیر آرمانگرایی ماندلایی در تکریم حقوق بشر و مخالفت با هر نوع تلاش برای توسعه برنامه سلاح هسته ای بر روابط آفریقای جنوبی و ایران سایه افکند و بطوریکه با وجود سفر سه رئیس جمهور ایران به آفریقای جنوبی ، هیچ کدام از روسای جمهوری این کشور به ایران سفر نکردند . این شرایط تا تصویب قطعنامه تحریم نفتی ایران ادامه داشت و در این زمان دولت آفریقای جنوبی برای اجرای سیاست خارجی آرمانگرایانه خود از ابزار نفت استفاده کرد و به تحریم کامل نفتی ایران پیوست . درحالی که در قطعنامه شورای امنیت هشت کشور کره جنوبی ، مالزی ، اندونزی ، هند ، چین ، ژاپن ، آفریقای جنوبی و برزیل از تحریم کامل نفت ایران استثنا شده بودند ، اما دولت آفریقای جنوبی ترجیح داد با وجود تبعات مالی ، از ابزار نفت خود برای اجرای آرمان های خود استفاده کند و در 22 مارس 2012 وزارت امور خارجه آفریقای جنوبی با صدور بیانیه ای اعلام کرد ، به تحریم کامل نفت ایران پیوسته است .
نتیجه گیری :
بررسی روابط ایران و آفریقای جنوبی به اثبات می رساند که هر دو کشور در مقاطع مختلف به دلیل اتکا به آرمانهای خود در سیاست خارجی ، نوع مناسبات فی مابین را بر اساس این آرمان ها شکل داده اند و در این راه نفت ابزار اطمینان بخشی برای رسیدن به این هدف بوده است . البته در این راه با آنکه آفریقای جنوبی نیز در تحریم نفت ایران در سالهای اخیر متاثر از آرمانگرایی ماندلایی بود ، اما بررسی کش و قوس های روابط ایران و آفریقای جنوبی نشان می دهد که چه ایران پهلوی و چه ایران جمهوری اسلامی ایران بیشتر از ابزار نفت در روابط خود با آفریقای جنوبی استفاده کرده است و نوع نگاه آرمانگریانه ایرانی در سیاست خارجی اش تاثیر بیشتری دارد .
منابع :
آشوری، داریوش (۱۳۷۹)، دانشنامه سیاسی (فرهنگ و اصطلاحات و مکتبهای سیاسی)، چ ششم، تهران، مروارید.
الهی، حسین (۱۳۶۸)، نژادپرستی و آپارتاید در آفریقای جنوبی و نامیبیا، چ اول، تهران، آستان قدس رضوی.
بخشی، احمد (۱۳۸۵)، مطالعه تطبیقی ایدئولوژی سیاسی و تاثیر آن بر سیاست خارجی ایران و آفریقای جنوبی، (رساله دکتری)، به راهنمایی محمود سریعالقلم، تهران، تربیت مدرس، ص۵۶۲.
ثقفی عامری، ناصر و سعید تقیزاده (۱۳۷۲)، <آفریقای جنوبی دردوران تحول> مجموعه مقالات سمینار آفریقا، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ص ۱۸۷.
شریفی ساداتی، سیدعلی (۱۳۸۴)، تحلیل ژئوپلیتیکی مناسبات ایران و آفریقای جنوبی، (رساله دکتری) به راهنمایی حافظ نیا، تهران، تربیت مدرس، ص۲۴۵
مجموعه آثار امام خمینی (۱۳۷۲)، ج ۲، چ اول، تهران، موسسه نظم و نشر آثار حضرت امام (ره)
محمدی نصرآبادی، ولی الله (۱۳۸۳)، <نگرشی به آپارتاید: یک دهه پس از سقوط>، فصلنامه مطالعات آفریقا، سال نهم. شماره نهم، ص .۵۸
معتضد، خسرو (۱۳۷۸)، از آلاشت تا آفریقا، چ اول، تهران، دور دنیا